درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    همكار انجمن خدمات و دانلود
    محامین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 710      تشکر : 2,363
    3,477 در 696 پست تشکر شده
    دریافت : 11      آپلود : 12
    محامین آنلاین نیست.

    پیش فرض درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!





    در روایات پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) شمایل و اوصاف حضرت مهدی(عج) بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

    چهره حضرت گندمگون، پیشانی اش بلند و تابنده، ابروانش هلالی و کشیده، چشمانش درشت و سیاه، بینی اش کشیده، دندان هایش براق و روی او گشاده است.

    بر گونه راست حضرت، خالی مشکی قرار دارد. در میان شانه اش، اثری چون اثر نبوت دیده می شود و اندام مبارکش، متناسب و دل رباست. (1)





    امام باقر(ع) فرمود:

    «مهدی(عج) در حالی قیام خواهد کرد که یک تار موی سفید در سر و ریش او دیده نمی شود.» (2)



    همین معنا در کلام نورانی امام حسن مجتبی(ع) آمده است که حضرت مهدی(عج) در شمایل انسانی کمتر از چهل سال، ظهور خواهد کرد.(3)






    منابع:
    1- کمال الدین، جلد 2، ص48 و 367 - غیبت، ص 214 و 304
    2- شرح الاخبار، جلد3، ص308
    3- کمال الدین، ج1، ص315
    درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!

  2. تشكرها 4

    قیام (19-04-1391), مدير اجرايي (18-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (18-04-1391), ظهور12 (18-04-1391)

  3.  

  4. #2
    عضو آشنا
    فدایی ائمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1391
    نوشته : 11      تشکر : 1
    18 در 8 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    فدایی ائمه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    السلام علیکم و رحمت الله و برکاته


    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:179

    مخفى نماند كه شمايل آن حضرت در اخبار متفرّقه به عبارات مختلفه و متقاربه از طرق خاصّه و عامّه مذكور است و ذكر تمام هر خبر با مآخذ آن، موجب تطويل است.
    لهذا به محل حاجت از متن هر يك قناعت كرده با ترجمه آن و ترجيح بعضى بر بعضى در صورت اختلاف و عدم امكان اجتماع، خروج است از وضع كتاب.

    شيخ صدوق در كمال الدين «1» روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «مهدى عليه السّلام شبيه‏ترين مردم است به من در خلق و خلق.»

    به روايتى فرمود: «شمايل او شمايل من است.» «2»

    خزّاز روايت كرده در كفاية الاثر «3» كه آن جناب فرمود: «پدر و مادرم، فداى هم نام من و شبيه من و شبيه موسى بن عمران و در غيبت فضل بن شاذان به سند معتبر، از آن جناب مروى است كه فرمود: «نهم از امامان كه از صلب حسين‏اند، قائم اهل بيت من و مهدى‏

    __________________________________________________
    (1). كمال الدين و تمام النعمة، ص 286.
    (2). همان، ص 257.
    (3). كفاية الاثر، ص 158- 159.
    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:180

    امّت من است و شبيه‏ترين مردمان است به من در شمايل و افعال و اقوال» «1» و در غيبت نعمانى «2» مروى است از كعب الأحبار كه گفت: «قائم مهدى عليه السّلام از نسل على عليه السّلام است، شبيه‏ترين مردم است به عيسى بن مريم در خلق و خلق و سيما و هيأت». الخ.

    عامّه نيز روايت كرده‏اند كه آن جناب شبيه‏ترين خلق است به عيسى عليه السّلام «3» و در دو علوى است كه شمايل آن جناب: «ابيض مشرب حمرة» «4» سفيدى كه سرخى به او آميخته و بر او غلبه كرده.

    در صادقى است «اسمر يعتور مع سمرته صفرة من سهر الليل» «5» گندم‏گون كه عارض شود آن را با گندم گونيش زردى از بيدارى شب و در اخبار عامّه است: «لونه لون عربى و جسمه جسم اسرائيلى» «6» رنگش رنگ عربى است و جسمش چون جسم بنى اسرائيل، يعنى در طول قامت و بزرگى جثّه «7».

    در علوى است: «شاب مربوع» «8» جوانى است ميانه قد و در نبوى است «اجلى الجبين» «9» فراخ است پيشانى مباركش يا خوب رو كه هر دو موى پيشانى او رفته.

    در صادقى است: «مقرون الحاجبين» «10» ابروان مباركش به هم پيوسته؛ «اقنى الانف» «11» بينى مباركش باريك دراز كه وسطش فى الجمله انحدابى دارد.

    __________________________________________________
    (1). ر. ك: كفافية المهتدى [گزيده‏]، حديث دوازدهم، ص 77.
    (2). ر. ك: كفافية المهتدى [گزيده‏]، حديث دوازدهم، ص 77.
    (3). ر. ك: مكيال المكارم، ج 1، ص 221، باب شباهات به عيسى عليه السّلام‏
    (4). ر. ك: بحار الانوار، ج 16، ص 186؛ تذكرة الفقهاء، ج 1، ص 153.
    (5). ر. ك: بحار الانوار، ج 83، ص 81؛ فلاح السائل، ص 200.
    (6). العمدة، ص 439.
    (7). اين اختلاف لون در شمايل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز شده و در آنجا جمع كردند به اين كه آن چه از جسد، برهنه و مواجه آفتاب مى‏شد گندمگون بود و آن چه منوّر بود به جامه سفيد بود. منه.
    حفظ اللّه [مرحوم مؤلف‏]
    (8). الارشاد، ج 2، ص 382؛ الغيبة (شيخ طوسى) ص 470؛ الخرائج و الجرائح؛ ج 3، ص 1151.
    (9). بحار الانوار، ج 51، ص 80.
    (10). الكافى، ج 1، ص 443.
    (11). همان.
    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:181

    در علوى است: «حسن الوجه و نور وجهه يعلو سواد لحيته و رأسه» «1» نيكو رو است و نور رخسارش، چنان درخشان است كه مستولى شده بر سياهى ريش و سر مباركش.

    در نبوى است: «وجهه كالدينار» «2» چهره‏اش در صفا و بى‏عيبى مانند اشرفى است.

    «على خدّه الايمن خال كانّه كوكب درّى» «3» و به روى راست آن جناب، خالى است كه پندارى ستاره‏اى است درخشان.

    در علوى است: «افلج الثنايا» «4» ميان دندان‏هاى مباركش گشاده است. «حسن الشّعر يسيل شعره على منكبيه» «5» نيكو مو است، موهايش بر كتف مباركش ريخته.

    در خبر سعد بن عبد اللّه است: «و على رأسه فرق بين و فرقين كأنّه الف بين واوين» «6»

    در باقرى است: «مشرف الحاجبين» ميان ابروانش بلند است. «غاير العينين» «7» چشمانش در كاسه سر مباركش فرورفته، يعنى برآمدگى ندارد به وجهه اثر در روى مباركش اثرى است.

    در صادقى است: «شامة فى رأسه» «8» در سر مبارك علامتى دارد.

    در علوى است: «مبدح البطن» «9» و در علوى است «ضخيم البطن». «10»

    __________________________________________________
    (1). الغيبة، شيخ طوسى، ص 470؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1152.
    (2). الغيبة، محمّد بن ابراهيم النعمانى، ص 247؛ بحار الانوار، ج 51، ص 77.
    (3). كشف الغمه، ج 3، ص 269؛ بحار الانوار، ج 51، ص 80.
    (4). الغيبة، محمّد بن ابراهيم نعمانى، ص 215.
    (5). الارشاد، ج 2، ص 382.
    (6). كمال الدين و تمام النعمة، ص 457؛ دلائل الامامة، ص 509؛ الثاقب فى المناقب، ص 585.
    (7). تاريخ الامم و الملوك، ج 4، ص 531؛ دعائم الاسلام، ج 1، ص 389.
    (8). الغيبة، محمّد بن ابراهيم النعمانى، ص 216؛ بحار الانوار، ج 51، ص 41.
    (9). كمال الدين و تمام النعمة، ص 636؛ بحار الانوار، ج 51، ص 35.
    (10). الغيبة، محمّد بن ابراهيم النعمانى، ص 215؛ بحار الانوار، ج 51، ص 39، (در هر دو منبع ياد شده، «ضخم البطن» ذكر شده است.)

    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:182

    در صادقى است: «منتدح البطن» «1» و معنى اين فقرات متقارب است، يعنى شكم مباركش بزرگ و فراخ و پهن است.

    در باقرى است: «واسع الصدر مسترسل المنكبين عريض ما بينهما» «2» سينه مباركش فراخ است و كتف‏هايش فروهشته و ميان آن، پهن.

    در خبر ديگر: «عريض ما بين المنكبين» «3»

    در صادقى است: «بعيد ما بين المنكبين» «4» ميان دو كتف مباركش عريض و دور است.

    در علوى است: «عظيم مشاش المنكبين» «5» سر استخوان كتف شريفش بزرگ است.

    «بظهره شامتان، شامة على لون جلده و شامة على شبه شامة النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم»؛ «6» در پشت مباركش دو نشانه و علامت است: يكى به رنگ بدن شريفش و ديگرى شبيه علامتى كه در كتف مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود.

    در علوى ديگر است: «كث اللحية اكحل العينين براق الثنايا فى وجهه خال فى كتفه علائم نبوّة النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم» «7» ريش مباركش انبوه و چشمانش سياه سرمه‏گون و دندانش درخشنده و در رخسارش خالى است و در كتفش علامت‏هاى نبوّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه معروف است به مهر نبوّت و در رنگ و شكل نقش آن، اختلاف بسيار است. «عريض الفخذين» «8» ران‏هاى مباركش عريض است.

    در علوى ديگر: «اذيل الفخذين الفخذه اليمنى شامة» «9» و در بعضى نسخ «ولربل» «10»

    __________________________________________________
    (1). كمال الدين و تمام النعمة، ص 136؛ بحار الانوار، ج 51، ص 35.
    (2). بصائر الدرجات، ص 209؛ بحار الانوار، ج 52، ص 319، (از امام صادق عليه السّلام روايت شده)
    (3). مقاتل الطالبين، ص 15؛ تاريخ آل زراره، ج 1، ص 22.
    (4). بحار الانوار، ج 16، ص 149 و ج 44، ص 137؛ كنز العمال، ج 7، ص 32.
    (5). كمال الدين و تمام النعمة، ص 653؛ بحار الانوار، ج 51، ص 35.
    (6). همان؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1150؛ بحار الانوار، ج 51، ص 35.
    (7). كنز العمال؛ ج 14، ص 590؛ كتاب الفتن، ص 226.
    (8). كمال الدين و تمام النعمة، ص 653؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1150.
    (9). الغيبة، محمّد بن ابراهيم النعمانى، ص 215؛ بحار الانوار، ج 51، ص 40.
    (10). اصل: و اربل‏
    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:183

    يعنى رانش گوشت زياد دارد. و «اذيل» نيز كنايه از پهنايى است و در ران راستش علامتى است.

    در صادقى است: «احمش الساقين» «1» ساق‏هاى مباركش باريك است و در شكم و ساق، مانند جدّ خود، امير المؤمنين عليه السّلام است.

    در صادقى يا باقرى است: «شامة بين كتفيه من جانبه الا يسر تحت كتفيه ورقة مثل ورقة الآس» علامتى ميان دو كتف دارد از طرف چپ، زير دو كتف مباركش ورقى است مثل برگ درخت مورد.

    در نبوى است: «اسنانه كالمنشار و سيفه كحريق النار» «2» دندان‏هايش مانند ارّه در تيزى و حدّت يا در انفراج از يكديگر و شمشيرش چون آتش سوزان.

    در نبوى ديگر است: «كانّ وجهه كوكب درّى فى خده الايمن خال اسود» «3» گويا رخسارش چون ستاره درخشان و در روى راستش، خال سياهى است «افرق الثنايا» «4» دندان‏هايش از يكديگر جدا است.

    در نبوى ديگر: «المهدى طاووس اهل الجنة وجهه كالقمر الدرّى» «5» مهدى عليه السّلام طاوس اهل جنّت است، چهره‏اش مانند ماه درخشنده است. «عليه جلابيب النور» بر بدن مباركش جامه‏هاست از نور.

    در رضوى است: «عليه جيوب النور تتوقّد بشعاع ضياء القدس» «6» حاصل مضمون، بنا بر بعضى احتمالات، بر آن جناب جامه‏هاى قدسيه و خلعت‏هاى نورانيه ربّانيه است متلألأست به شعاع انوار فيض و فضل حضرت احديّت جلّت عظمته.

    __________________________________________________
    (1). جواهر المطالب فى مناقب امير المؤمنين عليه السّلام، ج 1، ص 276؛ بحار الانوار، ج 83، ص 81.
    (2). الغيبة، محمّد بن ابراهيم النعمانى، ص 247؛ بحار الانوار، ج 51، ص 77.
    (3). بحار الانوار، ج 51، ص 80؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 319.
    (4). كشف الغمة، ج 3، صص 270- 289؛ بحار الانوار، ج 51، صص 80- 96.
    (5). كشف الغمه، ج 3، ص 282؛ الطرائف، ص 178؛ الصراط المستقيم، ج 2، ص 241.
    (6). عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 10؛ بحار الانوار، ج 51، ص 152.
    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:184

    در خبر على بن ابراهيم بن مهزيار است به روايت شيخ طوسى: «كاقحوانّة ارجوان «1» قد تكاثف عليها الندى و أصابها الم الهوى» «2» در لطافت و رنگ چون گل بابونه و ارغوانى كه شبنم بر آن نشسته و شدّت سرخيش را هوا شكسته و شايد بيان گندمگونى آن حضرت را نموده كه سفيدى و سرخى آن دو گل با سمرت در آميخته.

    «كغصن بان او كقضيب ريحان» قدش چون شاخه بان «3» يا ساقه ريحان.

    «ليس بالطويل الشامخ و لا بالقصير اللّازق» نه درازى بى‏اندازه و نه كوتاه بر زمين چسبيده.

    «بل مربوع القامة مدوّر الهامة» قامتش معتدل و سر مباركش مدوّر.

    «صلت الجبين» پيشانى مباركش فراخ تابان و نرم.

    «ازج الحاجبين» ابروانش كشيده و مقوّس بود.

    «اقنى الانف» گذشت.

    «سهل الخدين» گوشت روى مباركش كم است.

    «على خدّه الايمن خال كانّه فتات مسك على رضراضته عنبر» «4» بر روى راستش خالى است كه پندارى ريزه مشكى است كه بر زمين عنبرين ريخته.

    در خبر مذكور به روايت صدوق رحمه اللّه: «رأيت وجها مثل فلقة قمر لا بالخرق و لا بالبزق» «5» رخسارى ديدم مانند پاره ماه، نه درشتخو و زبر و نه سبك و بى‏وقار بود.

    «أدعج العينين» «6» چشم‏هاى سياه گشاده داشت.

    در خبر يعقوب بن منقوش است: «واضح الجبين ابيض الوجه درى المقلتين شتن‏

    __________________________________________________
    (1). مجلسى احتمال داده كه اصل نسخه «اقحوانه و ارجوان» بوده يا دوّم بدل اول بوده و ناسخ هر دو را ضبط نموده يا «اقحوانه ابيض» بوده. منه دام ظلّه. [مرحوم مؤلف‏]
    (2). الغيبة، شيخ طوسى، ص 266؛ بحار الانوار، ج 2، ص 11.
    (3). بان: درخت بيدمشك‏
    (4). الغيبة، شيخ طوسى، ص 266؛ بحار الانوار، ج 2، ص 11.
    (5). كمال الدين و تمام النعمة، ص 468.
    (6). همان.
    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:185

    الكفين معطوف الركبتين» «1» پيشانيش روشن و چهره‏اش سفيد و چشمانش درخشنده و كف دست مباركش زبر و غليظ و زانوهايش به جهت بزرگى مايل شده بود به قدم.

    در لفظ «شتن الكفين» كلامى است كه خواهد آمد در باب هفتم در ذيل حكايت هفتم.

    در خبر ابراهيم بن مهزيار: «2» «ناصع اللون» رنگش خالص و صاف و روشن بود.

    «واضح الجبين» پيشانيش سفيد و روشن بود.

    «ابلج الحاجب» ميان دو ابروانش گشاده بود.

    «مسنون الخدّين» روى كشيده املسى داشت.

    «اشمّ» بينى مباركش مرتفع و با بالاى آن مساوى بود و اين با «قنا» كه گذشت جمع نشود، مگر آن كه در نظر او چنين مى‏نمايد و در واقع در آن انحدابى بود.

    چنان چه در شمايل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است: «يحسبه من لم يتأمله اشمّ» «3» كسى به دقّت نظر نمى‏كرد در روى مباركش، گمان مى‏كرد كه آن جناب اشم است و اين به جهت قلّت انحداب است كه بى‏تأمّل محسوس نمى‏شود.

    «اروع» از حسن و جمال و نور و بهاء بيننده را به شگفت مى‏آورد.

    «كأنّ صفحة غرته كوكب درّى» «4» گويا پهنايى پيشانى مباركش، مانند ستاره‏اى است درخشان.

    «بخدّه الايمن خال كانّه فتات مسك على بياض الفضّة» «5» خال روى راست مباركش مانند ريزه مشكى بود بر نقره خام.

    __________________________________________________
    (1). كمال الدين و تمام النعمة، ص 407؛ بحار الانوار، ج 52، 25؛ اعلام الورى بأعلام الهدى، ج 2، ص 250.
    (2). كمال الدين و تمام النعمة، ص 446؛ بحار الانوار، ج 52، ص 34.
    (3). عيون الاخبار الرضا عليه السّلام، ج 2، ص 283؛ معانى الاخبار، ص 80.
    (4). كمال الدين و تمام النعمة، ص 446.
    (5). همان؛ بحار الانوار، ج 52، ص 34.
    نجم الثاقب، محدث نورى ،ج‏1،ص:186

    «برأسه و فرة سحماء سبطة تطالع شحمة اذنه» «1» سر مباركش موى سياه غير مجعّدى دارد كه تا نرمه گوشش رسيده و لكن آن را نپوشانده.
    «له سمت ما رأت العيون اقصد منه» «2» هيأت نيك خوشى داشت كه هيچ چشمى هيأتى به آن اعتدال و تناسب نديده صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على آبائه الطاهرين.

    و در اين مقام به اين مقدار اكتفا نموديم.


    انتهي

    درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!

  5. تشكرها 5

    قیام (19-04-1391), محامین (18-04-1391), یاس بهشتی (10-06-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (18-04-1391), ظهور12 (18-04-1391)

  6. #3
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

    آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند

    و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است.

    کتاب حکیم








    درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  7. تشكرها 3

    قیام (19-04-1391), محامین (19-04-1391), مدير اجرايي (19-04-1391)

  8. #4
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    شناخت ظاهري امام مهدي(ع) كه يكي از ابعاد شناخت امام و حجت هر زمان است، از جهاتي قابل توجه است. يكي از نظر تكليف، به حكم حديث معروف پيامبر گرامي اسلام(ص) آنجا كه مي‌فرمايد: «كسي كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.» همچنين روش مؤثري براي محسوس كردن وجود نازنين امام و ايجاد تعلق خاطر براي منتظرين فرجش است. چنانكه امام حسن(ع) به هند بن ابي‌هاله مي‌فرمايد:
    «دوست دارم اندكي رسول خدا(ص) را توصيف كني تا تعلق خاطري نسبت به ايشان در من پيدا شود»1
    و بالاخره اينكه بررسي سيماي ظاهري ايشان بدليل اينكه امام قبل از ايشان در قيد حيات نيستند كه ايشان را معرفي نمايند اهميت ويژه‌اي مي‌يابد تا بدين وسيله راه بر مدعيان دروغين امامت و مهدويت بسته شود. و شايد سرّ اينكه اين همه در روايات معصومين(ع) به اين مسأله پرداخته شده، همين باشد.
    نكته قابل توجه در مورد اين نشانه‌ها، اين است كه با وجود اينكه روايات از فريقين و از چند امام نقل شده ولي هيچگونه تضاد و تنافي ميان روايات نيست و همه فرد واحدي را معرفي مي‌كنند.2
    در مورد سيماي امام مهدي(ع) روايات فراواني وارد شده كه به تفصيل جزئيات جمال دل‌آراي ايشان را به تصوير كشيده‌اند. البته يك معيار كلي نيز معرفي كرده‌اند و آن شباهت بسيار زياد به پيامبر گرامي اسلام(ص) است. چنانكه خود نبي‌اكرم (ص) مي‌فرمايد: «او از نظر آفرينش و اخلاق شبيه‌ترين مردم به من است.»3
    حال كه دانستي آن حضرت شبيه‌ترين مردم به رسول اكرم(ص) است، توصيف پيامبر(ص) را از زبان امام باقر(ع) مي‌شنويم: «پيامبر خدا رخسارش سپيد آميخته با سرخي و چشمانش سياه و ابروانش به هم پيوسته و دستهايش درشت و سطبر بود. بدانسان كه طلا بر انگشتانش ريخته باشد. استخوان دو شانه‌اش بزرگ بود چون به كسي روي مي‌كرد به خاطر مهرباني شديدي كه داشت با همه بدن به جانب او توجه مي‌نمود. يك رشته مو از گودي گلو تا نافش، انگار كه ميانه صفحه نقره خالص است و گردن و شانه‌هايشان بسان ابريق سيمين بود، بيني كشيده‌اي داشت كه هنگام آشاميدن آب نزديك بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محكم قدم بر مي‌داشت كه گويا به سرازيري فرود مي‌آيد. باري نه قبل و نه بعد از پيامبر خدا كسي تا كنون مثل او ديده نشده.»4
    از اين حديث، به خوبي مي‌توانيم حضرت ولي‌عصر(عج) را تجسم نماييم. اما روايات فراوان ديگري هم از معصومين(ع) نقل شده كه براي رعايت اختصار از هر ويژگي تنها يك يا دو حديث نقل مي‌كنيم:




    درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!


  9. تشكر

    مدير اجرايي (10-06-1391)

  10. #5
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    1



    . سن مبارك ايشان:


    امام رضا(ع) فرمود: «نشانه‌اش اين است كه در سن پيري است ولي چهره‌اش جوان است به گونه‌اي كه بيننده مي‌پندارد چهل ساله و يا كمتر از آن است و نشانه ديگرش آن است كه به گذشت شب و روز پير نشود تا آنكه اجلش فرا رسد.»5
    2. قامت:
    «قامتش معتدل بود نه بلند و نه كوتاه...»6
    همچنين امام رضا(ع) خطاب به اباصلت كه از صاحب‌الامر پرسيده بود، فرمودند: «... وي نيرومند باشد به غايتي كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روي زمين دراز كند، آن را از جاي بركند...»7
    3. رنگ:
    امام باقر(ع): «در آخرالزمان مردي از فرزندانم ظهور مي‌كند كه رنگش سفيد متمايل به سرخي است...»8
    همچنين در مورد ايشان گفته شده: «اندكي گندمگون و رنگش طلايي است.»9
    4. موي سر:
    از امام باقر(ع) روايت شده است كه: «خوش مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته...»10 همچنين در غيبت شيخ طوسي آمده است: «موي سر ايشان اندكي چين و شكن دارد...»11



    درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!


  11. تشكر

    مدير اجرايي (10-06-1391)

  12. #6
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    5. صورت:


    «گونه‌هايي نرم با خالي در گونه راست كه مانند دانه مشك بر روي عنبر است.»12 همچنين در جريان تشرف علي‌بن مهزيار ايشان حضرت را اينگونه توصيف مي‌كنند: «جواني نورس و نوراني و سپيد پيشاني بود با ابرواني گشاده و گونه و بيني كشيده و قامتي بلند و نيكو چون شاخه سرو و گويا پيشانيش ستاره‌اي درخشان و بر گونه راستش خالي بود كه مانند مشك و عنبر بر صفحه‌اي نقره‌اي مي‌درخشيد و بر سرش گيسواني پرپشت و سياه و افشان بود كه روي گوشش را پوشانده بود و سيمايي داشت كه هيچ چشمي برازنده‌تر و زيباتر و باطمأنينه تر و باحياتر از آن نديده است.»13
    يعقوب بن منقوش از اصحاب امام حسن عسكري(ع) ايشان را اينگونه توصيف مي‌كند: «پيشاني نوراني و روئي سپيد و چشماني درخشان ... بر گونه راستش خالي بود...»14
    وقتي از اميرالمؤمنين (ع) درباره صفات امام مهدي(ع) سوال شد ايشان فرمودند: «جواني ميان قامت و نيكو روي كه موهايش را بر شانه‌هايش مي‌ريزد و نور رخسارش بر سياهي موي صورت و سرش غلبه دارد.»15
    همچنين امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «صورتي زيبا، گندمگون و چهره‌اي گلگون دارد، ابروهائي كشيده، صورتي نيكو، ديدگاني مشكي بيني باريك و نيكو خميده، و پيشاني باز و درخشان دارد.»16
    6. خال و نشانه‌ها:
    اميرالمؤمنين(ع) : «... در پشت او دو علامت است كه يكي به رنگ پوست و ديگري شبيه مهر نبوّت است.»17
    و در حديثي ديگر امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «... خالي بر گونه راست چون دانه مشك كه بر قطعه عنبر سائيده.»18 همچنين از ديگر نشانه‌هاي ايشان اين است كه: «بر دو كف دست‌اش نوشته شده است: با او بيعت كنيد، زيرا، بيعت، فقط براي خداوند است.»19
    همچنين بر بازوي راست ايشان اين دو آيه: «جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقا»20 و «و تمت كلمه ربك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماته و هو السميع العليم»21 نوشته شده است.22
    خلاصه اينكه هم ائمه(ع) و هم كساني كه سعادت تشرف يافته‌اند، قبل از هر وصفي، ذكر زيبايي ايشان را كرده‌اند. چنانكه مي‌گويد: «چهره‌اي زيباتر از روي ايشان نديدم و نه هيبتي بالاتر از هيبت ايشان و نه منزلتي برتر از ايشان، حتي به خاطر هيبت شان از ديدن‌اش سير نمي‌شديم.»23 همچنين اينطور ستوده‌اند كه «چهره‌اش ميان گشاده رويان عالم مانند ماه نوراني در بين ستارگان درخشان است.» 24 و فرد ديگري كه سعادت تشرف يافته چنين مي‌گويد: «سيمايي داشت كه هيچ چشمي برازنده‌تر و زيباتر و با طمأنينه‌تر و باحياتر از آن نديده است.»25
    و نكته آخر اينكه حضرت، نه تنها زيباروي اين دنياست بلكه به فرموده رسول گرامي اسلام(ص): «مهدي طاووس اهل بهشت است كه هاله‌اي از نور او را احاطه كرده است.»26
    پي‌نوشت:
    1. شيخ صدوق؛ معاني الاخبار؛ صفحه 79.
    2. جمال يار، جعفري، جواد، فصلنامه انتظار، ش5.
    3. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، مترجم: پهلوان، منصور، ج1، ص 535.
    4. موسوي اصفهاني، سيدمحمدتقي، مكيال المكارم في فوائد الدعاء للقائم، ص96.
    5. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: پهلوان، منصور، ج2، ص 558.
    6. همان، ص 212.
    7. همان، ص 69.
    8. همان، ص 560.
    9. شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص 155.
    10. شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص 357.
    11. شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص 165.
    12. همان، ص 161.
    13. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: پهلوان، منصور، ج2، ص 180.
    14. همان، ص 116.
    15. صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر(ع)، ص 187.
    16. كامل سليمان، روزگار رهايي، ترجمه: علي اكبر مهدي‌پور، ج1، ص 127.
    17. همان، ص 124.
    18. همان، ص 128.
    19. فصلنامه انتظار، ش 5، ص 186، به نقل از دلائل الامامه، ص 270.
    20. سوره انعام، آيه 155.
    21. سوره اسراء، آيه 181.
    22.خراساني، محمدجواد، مهدي منتظر(ع)، ص 42.
    23. همان، به نقل از صراط المستقيم، ج2، ص 261.
    24. همان، به نقل از الملاحم و الفتن، ص 136.
    25. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: پهلوان، منصور، ج2، ص 180.
    26. كامل سليمان، روزگار رهايي، ترجمه: مهدي‌پور، علي‌اكبر، ج2، ص 122.

    ماهنامه موعود شماره 52

    درباره چهره امام زمان(عج) چه می دانید؟!


  13. تشكر

    مدير اجرايي (10-06-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •