خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    kabotar خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید




    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید




    راسخون : خانم حضرت امام(ره) در نجف شدیداً از نداشتن تلفن در مضیقه بود و هر وقت می‌خواست با فرزندانش در ایران صحبت کند،

    باید ساعت‌ها در گرمای 48 درجه در صف اداره تلفن معطل می‌ماند یا با خجالت به منزل شیخ نصر‌الله خلخالی می‌رفت.


    به گزارش راسخون به نقل از فارس در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با 30 شهریور 1281 هجری شمسی

    در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده‌ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام الله علیها،

    روح الله الموسوی الخمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد.

    او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیده اند،

    در ادامه به سیره امام خمینی در خصوص بیت المال نیم نگاهی خواهیم داشت:

    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكرها 3

    مدير اجرايي (21-04-1391), بیقرار ظهور (21-04-1391), ظهور12 (21-04-1391)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مال فقرا



    خانم حضرت امام(ره) در نجف شدیداً از نداشتن تلفن نگران بودند، هر وقت می‌خواست با فرزندانش در ایران صحبت کند،

    باید ساعت‌ها در گرمای 48 درجه و در صف اداره تلفن معطل می‌ماند یا با خجالت به منزل شیخ نصر‌الله خلخالی می‌رفتند.

    هر چند در آنجا با روی باز از ایشان استقبال می‌شد، ولی امام اجازه دایر کردن تلفن را نمی‌دادند،

    حاج سید‌احمد خمینی(ره) از آن روزها چنین یاد می‌کند:


    «امام «ره» به والده محترم گفته بودند که راضی نیستم که از دفتر به ایران تلفن بزنید،

    قیمت اشتراک تلفن در نجف 25 دینار عراقی معادل (پانصد تومان) بود، اینجانب (احمد خمینی) نوشتم از خودم پول دارم،

    شما تلفن دایر کنید، پولش را من به آیه‌الله پسندیده وکیل امام(ره) می‌دهم، امام این جواب را نوشتند:

    «راجع به تلفون چیزی ننویسید که تلفون بکشید، خرجش را می‌دهم، من تلفن نمی‌کشم، شما هر چیزی جز مال فقرا ندارید

    و خوب است از حالا ملاحظه وجوه شرعیه را تمرین کنید و و زیاده‌روی را احتراز کنید».



    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. تشكرها 3

    مدير اجرايي (21-04-1391), بیقرار ظهور (21-04-1391), ظهور12 (21-04-1391)

  6. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    تشییع جنازه:


    «یک وقت یکی از بزرگان مرحوم شده بود، امام خواست؛ تشییع جنازه ایشان بروند.

    بنا شد که یک ماشین برای امام تهیه شود تا برای تشییع جنازه تشریف ببرند و ما یک ماشین را کرایه کردیم که تمامش در اختیارمان باشد؛

    چون که هوا گرم بود و امام در گرما معطل می‌شدند، خلاصه ماشین را آوردیم و امام هم سوار شدند و قضیه تمام شد.

    ماشین تقریباً یک ساعت در اختیارمان بود و من یک دینار کرایه به راننده دادم، یک دینار آن وقت تقریبا بیست تومان بود.

    در سه روز بعد من صورت حساب را تقدیم امام کردم، ایشان به من پرخاش کردند:

    تو احتیاط نمی‌کنی، شما برای ماشین یک دینار پرداختی؟

    عرض کردم: من فکر کردم که حضرت عالی معطل می‌شوید، فرمودند:

    نه، من هم مثل دیگران، چرا این جور کردی؟»



    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. تشكرها 3

    مدير اجرايي (21-04-1391), بیقرار ظهور (21-04-1391), ظهور12 (21-04-1391)

  8. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    سفر با درشکه




    «در نجف که بودم، یک روز امام می‌خواستند، منزل تشریف ببرند، به من فرمودند:

    «یک درشکه بگیر، ماشین نگیری‌ها».


    درشکه‌های آنجا خیلی تمیز و مرتب نبود، باور کنید من خودم خجالت می‌کشیدم و امام تا آنجا که می‌شد، می‌خواستند از سهم امام کمتر مصرف کنند.


    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. تشكرها 2

    مدير اجرايي (21-04-1391), ظهور12 (21-04-1391)

  10. #5
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    خرید مرغ



    مشهدی حسین، خادم امام، به من گفت: من رفتم مرغ خریدم، وقتی آمدم، آقا مرا دید، گفت:

    «چی گرفتی؟» وقتی فهمید که چه خریدم، فوراً گفت:

    «برو پس بده، برگردان».


    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  11. تشكرها 2

    مدير اجرايي (21-04-1391), ظهور12 (21-04-1391)

  12. #6
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خرید لباس




    اوایلی که امام در نجف بودند، یک نفر استخدام شده بود، برای اینکه در منزل آقا چایی بدهد. وضع لباسش یک قدری پاک و تمیز نبودـ پاره و کثیف بود ـ

    مرحوم حاج آقا مصطفی به من فرمود: یک پیراهن برای این آقا بگیرید، (از این پیراهن های بلند که به عربی دشداشه می‌گویند) عرض کردم چشم. به یکی از رفقا گفتم:

    ایشان هم رفتند و پارچه خریدند، دادند به خیاط دوخت و همه پول دوخت و پارچه یک دینار و ربع شد؛ یعنی به پول آن روز تقریبا بیست و پنج تومان،

    من در دفتر نوشتم، یعنی موظف بودم که هر پولی به کسی می‌دادم می‌نوشتم و صورت حساب را هر چند روز تقدیم امام می‌کردم.



    بعد از چند روز که صورت حساب را برده بودم، یک روز بعد یا همان روز یادم نیست، وقتی از مسجد یا مدرسه می‌آمدیم که من این مطلب اصلا به ذهنم نبود،

    امام فرمود: تو احتیاط نمی‌کنی.

    من به عقیده خودم کاری نکرده بودم که خلاف احتیاط باشد، عرض کردم: چه کار کرده‌ام؟

    فرمود: پیراهن را به من می‌گفتی،

    عرض کردم که آقا مصطفی گفتند،

    فرمود: خودم باید بگویم.



    من امام را خیلی می‌شناختم، اما اگر ارادتم یک بود، شد هزار، چون امام آن علاقه‌ای که به آقا مصطفی داشتند و آن شخصیتی که آن مرحوم داشت، مع ذلک امام فرمود، خودم باید بگویم.

    حساب این نیست که حالا پسرم هست، چه رسد به اینکه یکی از اطرافیان بخواهد کاری بکند.






    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  13. تشكر

    مدير اجرايي (13-06-1391)

  14. #7
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ساده ولی تمیز





    یک وقت، در نجف، از طرف امام به من امر شد که یک قبایی برای امام تهیه کنم، من رفتم پیش یک خیاط آشنا به او گفتم یک قبایی می‌خواهم که برای آقا مناسب باشد،

    چند تا نمونه پارچه داشت، گرفتیم، همراه با خیاط خدمت امام رفتیم تا ببینیم، کدامش را ایشان انتخاب می‌کنند، تا اینکه آن پارچه را بخریم،

    اتفاقا امام آن پارچه‌ای را انتخاب کرد که به نظر من خیلی جنس بدی بود و من آن را نمی‌خواستم، این روش لباس امام بود.


    لباسشان همیشه تمیز بود، مرتب بود، اما از جهت جنس و کیفیت خیلی مراعات می‌کردند و جنس خوب را نمی‌گرفتند از این جهت که مواظب بودند وجوهات کمتر مصرف بشود.






    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  15. تشكر

    مدير اجرايي (13-06-1391)

  16. #8
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پیرو امام





    حاج سید احمد خمینی(ره) می‌گفت: توقع امام از دست‌اندرکاران و مسئولان نظام اسلامی این بود که آنها هم مثل مردم عادی زندگی کنند.

    ساده و بی‌آلایش و بی تکلف باشند. مسئولان هر چه به دنیا بیشتر توجه کنند، بیشتر در آن فرو می‌روند، امام(ره) تأکید داشتند که مسئولان به هیچ وجه اسراف نکنند،

    از بیت المال بهتر از اموال شخصی خود مواظبت کنند، از زخارف دنیوی دوری کنند و مردمی باشند.



    اخیراً وزیر انرژی اتمی روسیه برای دیدار با بنده، (سید‌احمد آقا) به جماران آمد،

    ایشان در بازدید از منزل امام به شدت تحت تأثیر زندگی ساده و محقر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته بودند و تأکید داشت که زندگی آقای مهندس ابراهیمی رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان را از نزدیک ببیند.

    می‌گفت: اگر زندگی آقای ابراهیمی مانند امام ساده باشد، من باور می‌کنم که ایشان پیرو امام(ره) است.

    (مجموعه آثار یادگار امام، جلد 2، صفحه 675)






    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  17. تشكر

    مدير اجرايي (13-06-1391)

  18. #9
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    درسی برای همه




    آیت‌الله فاضل لنکرانی احتیاط امام در مصرف بیت‌المال برای فرزندش سید‌مصطفی یاد می‌کند و می‌گوید:

    یک مسئله که خیلی در روح من اثر گذاشته است و این را، هم به عنوان توجه ملت ایران و هم به عنوان توجه روحانیون عزیز عرض می‌کنم،

    مسئله وصیتنامه مرحوم حاج آقا مصطفی است....



    در این وصیتنامه، ایشان می‌نویسند که من از مال دنیا هیچ چیزی ندارم. فقط یک مقدار کتابهایی که مورد احتیاج من بود و من اکثر این کتاب ها را از راه سهم امام و اینها تهیه کردم

    و وصیت می‌کنم که این کتابها اگر فرزند من روحانی شد، در اختیار او قرار داده بشود و الا به کتابخانه آقای بروجردی در نجف منتقل بشود.



    این وصیتنامه در روح من خیلی اثر گذاشت که مردی با این همه فضایل علمی و با این موقعیت کاملی که داشت و با اینکه عرض کردیم

    در این اواخر امام امت شاید در هر ماه میلیون ها تومان به قم و نجف به طلاب شهریه می‌دادند، فرزند ایشان از هیچ یک از مالیه دنیا برخوردار نباشد،

    تنها یک مقدار کتاب آن هم به عنوان اینکه در جهات علمی مورد نیاز ایشان بوده، این درسی برای من و امثال من است و درسی برای ملت ایران است.






    بیت‌‌المال در سیره ابرار-14

    خبرگزاری فارس

    خط تلفنی که امام خمینی(ره) به منزلش نمی‌کشید
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  19. تشكرها 2

    maxi00800 (13-06-1391), مدير اجرايي (13-06-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •