جالبه حتما ببین و بخون... سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
جالبه حتما ببین و بخون...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض جالبه حتما ببین و بخون...




    یه خانمی با ماشین خودش تو جاده داشت رانندگی میکرد
    یه آقایی هم داشت با ماشین خودش تو همون جاده تو باند مخالف رانندگی میکرد

    وقتی این دو به هم رسیدند
    خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه
    و
    خطاب به آقا فریاد میزنه
    حیووووووووون
    آقا هم بلافاصله داد میزنه
    میمووووووون
    هر دو به راه خود ادامه دادند
    و آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع
    و هوشمندانه ای که نشون داده بود
    خوش به حالش شده بود
    فقط وقتی سرپیچ بعد رسید . . .

    نتیجه ی اخلاقی:
    مردها هیچوقت واقعا متوجه نمی شوند
    که زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون بگن!!!!!!!
    جالبه حتما ببین و بخون...
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 22-07-1391 در ساعت 01:52

  2. تشكر

    نرگس منتظر (21-04-1391)

  3.  

  4. #2
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بابا چه وضعه درس اخلاقیه!
    یکی رو میمون کردید یکی رو حیون که بگید آقایون مثلا نمیفهمند خانوم ها چی میگن؟!
    حالا همین حرف خیلی نقد دارد ولی بنده وارد نمیشم.
    بحثم اینه در مبحث اخلاق نباید از داستان های بی اخلاق استفاده کرد.
    موفق باشید.
    جالبه حتما ببین و بخون...
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...

  5. #3
    عضو آشنا
    رهبر آواتار ها

    تاریخ عضویت : تیر 1391
    نوشته : 23      تشکر : 8
    103 در 24 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    رهبر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سلام؛شما می خواستی مفهوم رو برسونی اما از داستان جالبی استفاده نکردید. همچنین عکس خانومی که استفاده کردید برای این سایت که یک سایت قرآنیه مناسب نبود. به هرحال خیلی ممنون موفق باشید
    جالبه حتما ببین و بخون...

  6. تشكر

    ranji (22-04-1391)

  7. #4
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض




    با سلام
    جناب شما متوجه نشدید من کسی رو حیوون نکردم شما پیام داستان رو ساده گرفتی خواستم بگم اون خانم میخواست به اون آقا بگه که یک حیوون سر راهت هست وجانش در خطره ولی آقا بد برداشت کرد ونتیجه اش هم رادید در ثانی همیشه هم درس اخلاق در کلمات زیبا نیست اگه کسی جویای واقعی نیکی باشه از بدیها هم میتونه درس بگیره
    مثل لقمان حکیم که بهش گفتند ادب از که آموختی گفتم از بی ادبان
    گفتند چطور ؟
    گفت: هرآنچه بی ادبان گفتندو کردند را من نگفتم ونکردم
    جالبه حتما ببین و بخون...

  8. تشكر

    قیام (22-04-1391)

  9. #5
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط ranji نمایش پست ها
    با سلام
    جناب شما متوجه نشدید من کسی رو حیوون نکردم شما پیام داستان رو ساده گرفتی خواستم بگم اون خانم میخواست به اون آقا بگه که یک حیوون سر راهت هست وجانش در خطره ولی آقا بد برداشت کرد ونتیجه اش هم رادید در ثانی همیشه هم درس اخلاق در کلمات زیبا نیست اگه کسی جویای واقعی نیکی باشه از بدیها هم میتونه درس بگیره
    مثل لقمان حکیم که بهش گفتند ادب از که آموختی گفتم از بی ادبان
    گفتند چطور ؟
    گفت: هرآنچه بی ادبان گفتندو کردند را من نگفتم ونکردم
    سلام. آفرین.
    من بد برداشت کردم.حرف شما درسته.

    مثل لقمان حکیم که بهش گفتند ادب از که آموختی گفتم از بی ادبان
    گفتند چطور ؟
    گفت: هرآنچه بی ادبان گفتندو کردند را من نگفتم ونکردم
    این اصلا ربطی با داستان ندارد.
    یاحق.
    جالبه حتما ببین و بخون...
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...

  10. تشكر

    ranji (22-04-1391)

  11. #6
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مجددا سلام باز هم بد برداشت کردید چون منظور من از به کاربردن این نقل قول از لقمان برای داستان نبود برای برداشت شما بود از نوع بیان من که گفتید داستان من خارج از ادبه
    ومهمتر اینکه فکر کنم احتمال درستی نتیجه اخلاقی داستان باتوجه به برخورد شما بیشتر هم شده

    در پناه حق
    جالبه حتما ببین و بخون...

  12. #7
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مجددا سلام باز هم بد برداشت کردید چون منظور من از به کاربردن این نقل قول از لقمان برای داستان نبود برای برداشت شما بود از نوع بیان من که گفتید داستان من خارج از ادبه
    ومهمتر اینکه فکر کنم احتمال درستی نتیجه اخلاقی داستان باتوجه به برخورد شما بیشتر هم شده

    در پناه حق
    شما برای توجیح داستان از این روایت استفاده کردید. متنش هست دیگه.
    مگر اینکه در ذهن شما چیزی هست که در متنتان نیست!
    جالبه حتما ببین و بخون...
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...

  13. #8
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض




    با سلام خدمت کاربر قیام

    باتوجه به پاسخهای که شما در پی پست های من داشتید
    تنها نظرم اینه که شما به هیچ وجه نه تنها داستان ونه تنها پاسخهای منو بادقت نمی خونیدبلکه هنوز هم فکر میکنم روی همون عکس بی حجاب خانم وکلمات حیوون ومیموون گیر کردید وداستان رو فراتر از این ندیدید
    به همین خاطر به جوابهای من توجه نمی کنید چون براتون مهم نیست وتنها ایراد ظاهری داستان چشم ونظر شما رو پر کرده وفقط هم به همین موضوع ایراد گیری خودتون اهمیت می دهید نه پاسخی که دریافت می کنید
    من از انتقاد ایرادنمیگیرم واگر جوابی دادم بخاطر توجیح داستان بود و داستان لقمان را هم بخاطر این گفتم که بسیاری از برداشت های ما در زندگی از نیت خودمان سرچشمه می گیرد والا هر ذره وهر وجودی در دنیا هم روی بد وهم روی خوب دارد باید دید که خود انسان طالب کدام طرف است باید دید که قطب منفی جذب کننده اوست یا قطب مثبت واینجاست که عقل و اراده هر انسانی خود رانشان می دهد و انتخاب میکند
    یادتان باشد :گاهی اوقات ساده ترین اتفاق ها بزرگترین درسهای زندگی را یاد می دهند وگاهی هم پیچیده ترین اتفاقات فقط یک امر ساده را در خود دارند

    جالبه حتما ببین و بخون...

  14. #9
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط ranji نمایش پست ها
    با سلام خدمت کاربر قیام

    باتوجه به پاسخهای که شما در پی پست های من داشتید
    تنها نظرم اینه که شما به هیچ وجه نه تنها داستان ونه تنها پاسخهای منو بادقت نمی خونیدبلکه هنوز هم فکر میکنم روی همون عکس بی حجاب خانم وکلمات حیوون ومیموون گیر کردید وداستان رو فراتر از این ندیدید
    به همین خاطر به جوابهای من توجه نمی کنید چون براتون مهم نیست وتنها ایراد ظاهری داستان چشم ونظر شما رو پر کرده وفقط هم به همین موضوع ایراد گیری خودتون اهمیت می دهید نه پاسخی که دریافت می کنید
    من از انتقاد ایرادنمیگیرم واگر جوابی دادم بخاطر توجیح داستان بود و داستان لقمان را هم بخاطر این گفتم که بسیاری از برداشت های ما در زندگی از نیت خودمان سرچشمه می گیرد والا هر ذره وهر وجودی در دنیا هم روی بد وهم روی خوب دارد باید دید که خود انسان طالب کدام طرف است باید دید که قطب منفی جذب کننده اوست یا قطب مثبت واینجاست که عقل و اراده هر انسانی خود رانشان می دهد و انتخاب میکند
    یادتان باشد :گاهی اوقات ساده ترین اتفاق ها بزرگترین درسهای زندگی را یاد می دهند وگاهی هم پیچیده ترین اتفاقات فقط یک امر ساده را در خود دارند

    سلام علیکم. باور کنید برای من اصلا تصویر نشون داده نشده بود تا حالا و مرور گر اون رو نمایش نداده بود. همین الان عکس رو دیدم.
    اگه داستان رو فراتر ندیده بودم که حرفم رو اصلاح نمیکردم.
    من با سخنان شما مخالفتی نکردم ، بلکه نظرم این بود که حرف لقمان زیاد ربطی به موضوع شما نداشت.
    موقق باشید.
    جالبه حتما ببین و بخون...
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •