نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    9. موقعيت نخعي ها در نبرد نهروان (38 ق)


    جنگ نهروان آخرين برخورد نظامي اميرالمؤمنين(ع) در زمان خلافتش بود که با غلبه سپاهيان آن حضرت پايان گرفت.
    موافقان نخستين حکميت و مخالفان نهايي از سپاه عراق جدا شدند و در دهکده ي «حروراء» مستقر شدند تا با افزايش نيرو در مقابل امام علي(ع) بايستند.
    قبيله نخع در ترکيب قبيله اي سپاه خوارج قرار نداشت (بلاذري، همان، ج2، ص 371)؛ به علاوه نخعي ها در سرکوب گروهي از خوارج که فروه بن نوفل اشجعي رهبري آنها را بر عهده داشت، نقش داشتند؛
    از جمله بزرگان نخعي که در نبرد با خوارج حضور داشتند، مي توان به بکر بن هوزه و حنان بن هوزه اشاره کرد
    (منقري، همان، ص 286-287/طبري، همان، ج4، ص 64).






    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  2. تشكر

    ریحانه نبی (02-06-1391)

  3. #12
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض






    10. کارگزاران نخعي امام علي(ع)


    1-10. مالک اشتر

    مالک بن حارث بن عبد يغوث سلمي نخعي حارثي، يکي از بزرگان تاريخ اسلام و تشيع است.
    مالک پيش از اسلام در يمن به دنيا آمد و دوران پيامبر(ص) را درک کرد (عسقلاني، 1404ق، ج10، ص 10).
    او در فتوحات اسلامي حضور داشت و در «يرموک» يک چشمش را از دست داد؛ به همين جهت او را «اشتر» مي گفتند. شاهد خطبه ي عمربن خطاب در جابيه و از تابعاني بود که در کوفه ساکن شد و رئيس نخع در اين شهر بود (عسقلاني، 1415ق، ج6، ص 212). در دوران عثمان به دليل انحراف دستگاه خلافت از مسير اسلامي و تخلف و تجمل گرايي خليفه و عمال ناکارآمد او و سودجويي امويان در ولاياتي چون عراق، همراه کوفيان اعتراض کرد و به شام تبعيد شد. او و همراهانش در نهايت توانست والي کوفه را عزل نمايند؛ چه اينکه تقاضاي مردم براي آنکه خليفه اصلاح شود و از اقداماتش عدول کند، بي نتيجه ماند؛
    به همين جهت مالک و بزرگان کوفه به مدينه آمدند و خليفه به قتل رسيد (طبري، [بي تا]، ص 148).

    مالک پيش از وقوع نبرد صفين، والي امام(ع) در سرزمين جزيره (ابن خياط، [بي تا]، «الف»، ص 151) که شامل موصل، نصيبين، دارا، سنجار، آمد، ميافاررقين، هيت و عانات مي شد، گرديد.
    مالک در اين منطقه با ضحاک بن قيس فهري، والي معاويه، در مکاني در جزيره، مابين حران و رُقه که «مرج» ناميده مي شد، جنگيد.
    با آمدن نيروهاي کمکي از شام، مالک به موصل بازگشت تا اينکه مقدمات جنگ صفين فراهم شد (دينوري، 1960م، ص 154-155). او پس از جنگ صفين و در سال 38 قمري به دستور امام(ع) به مصر اعزام شد. امام(ع) نامه اي درباره شيوه مملکت داري به مالک نوشت که شروح زيادي بر آن نوشته شده است (ابن ابي الحديد، [بي تا]، ج17، ص 151-153). بر همين اساس، امام(ع) دو نامه هم به امراي حبشه نوشت و آنان را از جايگاه مالک آگاه ساخت و مأمورشان کرد اوامر او را اطاعت کنند (همان، ج15، ص 98)؛ اما مالک هيچ گاه در مصدر امور ولايت مصر قرار نگرفت. او بر اثر دسيسه ي معاويه در نزديکي «قلزم» به شهادت رسيد
    (ابن حبان، 1393ق، ج5، ص 389/ ابن خياط، [بي تا]، «ب»، ص 248/اصبهاني، 1934م، ج2، ص 318).
    مالک از فرماندهان و دلاوران سپاه علي(ع) در جنگ هاي جمل و صفين و نهروان بود (ابن حبان، همان). امام علي(ع) در رثاي مالک بسيار افسوس خورد (ابن عساکر، 1415ق، ج54، صص 380و 390-393) و در سوگنامه خود براي مالک، آيه ارجاع خواند و مرگش را از اعظم مصايب بعد از رحلت رسول الله(ص) دانست (ثقفي کوفي، [بي تا]، ص 169) و افراد بسياري در رثاي مالک شعر سرودند (ابن ابي الحديد، همان، ج6، ص 77).
    وجود مالک به امام علي(ع) نيرو مي داد (ثقفي کوفي، همان، ج1، ص 265) و براي دشمنانش چنان بود که آنان را منفعل مي ساخت. بي جهت نيست که معاويه از او مي ترسيد. ابن ابي الحديد معتزلي، مالک را معروف تر از ابوهذيل در بين معتزليان مي داند و در مقامش قلم فرسايي کرده و مي نويسد: «و کان حارباً شجاعاً رئيساً من أکابر الشيعه و عضمائها و شديد التحقق بولاء اميرالمؤمنين(ع) و نصره ...»
    (ابن ابي الحديد، همان، ج15، ص 95).
    ابن عساکر درباره او آورده است: «فارس شاعر صاحب علياً ....»؛ البته نبايد از جعليات و تحريفاتي که در مورد مالک در گزارش هاي مکتوب آمده، غافل ماند. ابن عساکر روايتي نقل مي کند که پذيرش آن، با توجه به شخصيت مالک و اخبار گزارش هاي ديگر به عنوان يک حقيقت تاريخي، محال به نظر مي رسد. او مي نويسد:
    عمر در مورد مالک زماني که او به مدينه آمده بود، گفت:
    «واي بر اين امت از تو و فرزندت که در آن روز از تو بر مصبيت خواهند بود» ( ابن عساکر، 1415ق، ج56، ص 377-378).
    صاحب تاريخ دمش به روايت از شعبي مي نويسد:
    امام علي(ع) بر مالک خشم گرفت، ولي مالک آن حضرت را راضي کرد تا او را به مصر بفرستد. شعبي در مورد شهادت مالک در «قلزم» هم روايتي آورده که پذيرش آن با توجه به ديگر روايات تاريخي و دلايل متقن، قابل قبول نيست (همان، ص 388-390). امام علي(ع) در رثاي مالک گفته بود: «خدا مالک را رحمت کند که او براي من، مثل من براي رسول الله(ع) بود» (ابن ابي الحديد، همان، ج15، ص 95-99).
    در مورد فضايل اخلاقي مالک گفته اند:
    سخي بوده و در اين زمينه، گوي سبقت را از رقباي خود ربوده است (ثقفي کوفي، همان، ج1، صص 79و 167-265). اشعار و رجزهاي مالک در ميدان هاي نبرد در مقابل دشمنان امام علي(ع) معروف است
    (براي نمونه ر.ک به: ابن ابي الحديد، همان، ج15، ص 101-103/ منقري، 1382، صفحات متعدد).







    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  4. تشكر

    ریحانه نبی (02-06-1391)

  5. #13
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    11. قيام حجربن عدي کندي (51 ق)


    تمهيدات و فتنه ها عليه اهل بيت(ع) ، دشمني با مردم عراق ، ناسزاگويي به امام علي(ع) ، شکنجه ي شيعيان ، تناقض در رفتارهاي سياسي و مذهبي و شدت عمل در ولايات ، از مهم ترين کارهاي معاويه در زمان خلافتش بود.
    همين امر، باعث شد حجربن عدي همراه با برخي از شيعيان کوفه عليه اقدامات معاويه واکنش نشان داده و دست به قيام بزند.
    حجر پيش از اين در کنار امام علي(ع) در جنگ هاي جمل و صفين حضور يافته بود
    (طبري، [بي تا]، «الف»، ج4، ص 190و ج6، صص 205و 218).
    زيادبن ابيه، والي اموي عراق، با تهديد و مرعوب کردن رؤساي کوفه، آنها را عليه حجر و يارانش بسيج کرد؛
    به طوري که او متواري شد و به خانه ي عبدالله بن حارث، برادر مالک اشتر رفت.
    به روايت بلاذري، عبدالله او را با خوشرويي پذيرفت (بلاذري، 1394ق، ج4، ص 249). طبري نيز آورده است:
    ابن حارث همراه ساير سران قبايل کنده و بجيله از زياد خواستند حجر را امان دهد؛ اما زياد به وعده ي خود وفا نکرد و با آمدن حجر، او را زنداني کرد (طبري، همان، ج4، ص 196)؛
    با اين حال ابن خلدون مي نويسد:
    چون زياد از همه ي قبايل خواسته بود حجر را محاصره کنند، سران کوفه ـ که عبدالله بن حارث هم در بين آنان بود ـ شهادت دادند حجر در کوفه عليه معاويه شورش کرده است. عبدالله بن حارث بعد از مدتي به عنوان والي امويان در «ارمنيه» منصوب گرديد
    (ابن خلدون، [بي تا]، ج3، ص 23-24).
    نگاهي به ياران حجر و کساني که شهادت نامه زياد عليه حجر را امضا کردند، نشان دهنده ي عدم تمايل و ياري نخع از حجر است.
    طبري مي نويسد:
    رياست دو قبيله ي «مذحج» و «أسد» در اين زمان بر عهده ي ابوبرده بن ابوموسي اشعري بود.
    وي در زمره کساني بود که در يک استشهاد گروهي، شهادت داد حجر عليه خليفه قيام کرده و در صدد اخراج عامل کوفه است؛ به علاوه کوفيان را به سوي آل ابوطالب دعوت مي کند
    (طبري، همان، ج4، صص 193-194و199).
    اين قيام، همچنين بيانگر تفرقه موجود ميان شيعيان و تعلقاتي است که هر کدام را وا مي داشت به سبب منافع قبيله اي و شخصي خود، علايق ديني و سياسي شان را زير پا بگذارند.
    سرانجام حجر در سال 52 هجري در مرج عذراء به همراه چند تن از يارانش شهید شد (همان، ص 194-196)
    و يک بار ديگر مواضع کوفي ها عليه مخالفان اهل بيت(ع) بي نتيجه ماند.
    در ارزيابي حرکت حجر بايد گفت:
    خواسته هاي حجر همان اهدافي بود که بيشتر کساني که در کوفه جنبشي در قرن نخست داشتند، به دنبال آن بودند؛ يعني حق خلافت براي آل ابوطالب را مي توان در شعارها و منش سياسي آنها دنبال کرد.
    اين نخستين قيامي بود که حقانيت اهل بيت(ع) را پس از صلح نامه سال 41 هجري به صورت علني مطرح مي کرد.








    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  6. تشكر

    ریحانه نبی (02-06-1391)

  7. #14
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض








    12. موقعيت نخع در قيام حسين بن علي(ع)


    مرگ معاويه در نيمه شب ماه رجب سال شصت هجري، شيعيان کوفه را به فکر دعوت از حسين بن علي(ع) و زمينه سازي براي حکومت آن حضرت انداخت. يزيد بن معاويه در شام به خلافت نشست.
    کارهايش نه بويي از توانمندي اداري قلمرو اسلامي را داشت و نه حداقل در ظاهر با تعاليم ديني همسويي داشت. والي کوفه، نعمان بن بشير، در دستگيري مخالفان بني اميه تساهل مي کرد. حسين بن علي(ع) براي اطمينان از دعوت کوفي ها، مسلم بن عقيل را به کوفه فرستاد. اوضاع به گونه اي بود که امام(ع) را رهسپار عراق کرد، اما دسيسه هاي ياران اموي کوفه، همه چيز را تغيير داد.
    مسلم در يک برخورد نظامي، روياروي امويان قرار گرفت. وي سپاهي فراهم کرد که با ترکيب قبيله اي منظم شده بود. فرماندهي دو قبيله ي أسد و مذحج و پيادگان، بر عهده ي مسلم بن عوسجه اسدي بود (همان، ص 275).
    هاني بن عروه مرادي، رئيس مذحجيان کوفه، به سبب همکاري با مسلم دستگير شد و پس از شهادت مسلم، به قتل رسيد (همان، ص 284).
    وقتي عبيدالله بن زياد، عمربن سعد وقاص را به ميدان کربلا اعزام مي کرد، رؤساي قبايل حمير، نخع، انصار و ربيعه در مسجد جمع شدند و از عمربن سعد خواستند از مواجهه با فرزند رسول الله(ص) امتناع کند (شمس الدين، 1401ق، صص 198-199).
    فاجعه ي عاشورا شکل گرفت، در حالي که هفت تن از شهداي کربلا از مذحج بودند (طبري، همان، ص 336).
    در برابر اينان، سنان بن انس نخعي قرار داشت که در سپاه کوفه و قاتل امام حسين(ع) بود.
    سنان تا زمان امارت حجاج بن يوسف زنده بود و از طرف او مورد تحسين و تجليل قرار گرفت
    (ابن عساکر، 1414ق، ص 368).







    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  8. تشكر

    ریحانه نبی (02-06-1391)

  9. #15
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    13. موقعيت نخعي ها در حرکت مختاربن ابي عبيده ثقفي (66 ق)


    حرکت توابين، جنبش کوفي ها و تزلزل موقعيت امويان در عراق، زمينه تلاش مختار براي اقدام عليه خلافت را فراهم آورد.
    او محبان اهل بيت(ع) را دور خود جمع کرد. مختار رؤساي کوفي را به خود نزديک ساخت و از آنها براي پيشبرد اهداف خود بهره برد (ابن خلدون، همان، ج3، ص 24). مختار، ابراهيم بن اشتر را با نامه اي که ادعا مي کرد از جانب محمد حنفيه آمده و به او اعلام شده است، با خود همراه ساخت.
    ابراهيم در طي نبردهاي مکرر، والي عراق را مغلوب ساخت (طبري، همان، ص 560) و زمينه ي تشکيل دولتي کوچک را براي مختار در کوفه و نواحي اطراف آن فراهم آورد. مختار بر اساس کتاب خدا، سنت، حمايت از اهل بيت(ع) و بيان وعده هايي، از مردم بيعت گرفت
    (همان، ص 561).
    مختار در جنگ «خازر» انتقام خون شهداي کربلا را گرفت. در اين جنگ، ابراهيم بن اشتر نخعي فرمانده ي کل سپاه، عبدالرحمن بن عبدالله نخعي فرمانده خيل (سواران) و طفيل بن لقيط نخعي فرمانده پيادگان سپاه مختار بودند.
    شعار مختار و يارانش در اين جنگ «يا لثارات الحسين» بود. پس از پايان نبرد، ابراهيم نيروهاي خود را به ولايات اطراف اعزام نمود که در بين ايشان افرادي از قبيله نخع هم بودند
    (همان، ص 553-554).
    سرانجام مختار در جنگ «مذار» در مقابله با مصعب بن زبير شکست خورد و در دارالأماره ي کوفه محاصره شد؛ اما ابراهيم نخعي از زبيريون امان خواست. مصعب پس از غلبه بر مختار و تصرف کوفه، کوفيان را با عبارتي چون «شيعه الرسول و آل رسول»، «اعوان الحق»، «انصار الضعيف» و يا «اهل الدين» خطاب مي کرد (همان، ص 560-561) که خود مي تواند توصيفي از روانشاسي مذهبي مردم کوفه در حوادث قرن نخست هجري باشد.
    ترکيب قبيله اي سپاه مختار در اين جنگ ها، عبارت بودند از:
    قبايل کنده،أزد،بجيله،نخع،خثعم،ق يس، رباب،أسد،تميم و همدان
    که از قبايل نزاري و يمني هر دو در سپاه حضور داشتند (دينوري، 1960م، ص 295-299).
    ابراهيم و کوفيان در جنگ مسکن در کنار امويان و در مقابله با مصعب قرار گرفتند.
    مصعب توسط ورقاء نخعي به قتل رسيد
    (طبري، همان، ص 566).







    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  10. تشكرها 2

    منتظرمولا (05-06-1391), ریحانه نبی (02-06-1391)

  11. #16
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    14. موقعيت نخع در جنبش ابن اشعث و واقعه ي دير جماجم (86 ق)


    آخرين باري که از نقش نخع در تحولات قرن نخست هجري سخن به ميان آمده، واقعه «دير جماجم» است.
    علت وقوع اين حادثه آن بود که عبدالرحمن بن اشعث بن قيس کندي که پيش از اين سردار امويان بود، امير عراق و خليفه ي اموي را خلع نمود و براي مدتي امور قسمت هايي از ايران و عراق را در قبضه گرفت.
    حرکت ابن اشعث مورد توجه برخي از بزرگان و مشاهير علمي و مذهبي عراق قرار گرفت و به او پيوستند؛ اما ابن اشعث و سپاهش در مقابل حجاج بن يوسف ثقفي در نبرد دير جماجم شکست خورد و به قتل رسيد.
    به دستور حجاج هر کسي که از اين واقعه جان سالم به در برده بود نيز کشته شد. يکي از اين افراد کميل بن زياد نخعي بود
    (ابن سعد، [بي تا]، ج6، ص 179).
    در ساير تحولاتي که در قرن اول هجري رخ داد، گزارشي درباره نقش نخع در آنها ثبت نگرديده است.
    علاوه بر اين، بايد از شخصيت هاي برتر نخع که در عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي قرن نخست هجري سهيم بوده اند به افرادي چون:
    علقمه بن قيس (م 65/63 ق)، أسودبن يزيد (م 76 ق)، عبدالرحمان بن يزيد، همام بن حارث (م 61 ق)، عريان بن الهيثم، عمروبن زراره بن قيس، يزيدبن معاويه و عابس بن ربيعه اشاره کرد (ابن خياط، [بي تا]، «ب»، ص 248).








    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  12. تشكر

    منتظرمولا (05-06-1391)

  13. #17
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نتيجه

    1. نخع در بين قبايل معروف يمني و مذحجي، جايگاه ويژه اي در تحولات صدر اسلام، فتوح و تطورات خلافت اسلامي داشته است. توجه به تعدد نيروهاي نخعي در فتوحات و نقش آنها در اواخر خلافت عثمان و شکل گيري خلافت امام علي(ع) مؤيد اين مدعاست.

    2. فهم سياسي و اجتماعي نخعي ها و نزديکي به اهل بيت(ع) سبب گرديده اين گروه در حوادثي که در طي تطور سياسي تاريخ شيعه رخ داده، نقش مؤثري ايفا کنند. اين امر در مورد ميراث فرهنگي و شيعي که نخعي ها در حفظ و انتقال آن سهيم بوده اند نيز به اثبات رسيده است.

    3. اگرچه به طور کلي قبيله مذحج و طوايف آن ـ که نخعي ها را هم شامل مي شود ـ در کنار اهل بيت(ع) قرار گرفتند، ولي در برابر اينان سنان بن انس نخعي، قاتل امام حسين(ع) در روز عاشورا نيز قرار داشته است.

    4. بزرگان نخعي در تثبيت، ترويج و تأييد اهداف و برنامه هاي اهل بيت عليهم السلام به ويژه در خلافت امام علي(ع) نقش مهمي داشته اند؛ به طوري که امام(ع) آنها را بازوهاي اجرايي و رازدار خود مي دانست. پس از صلح نامه ي معاويه با امام حسن(ع) آنچه از قبيله ي نخع ثبت گرديده، منحصر به شخصيت هايي است که جذب برخي تحرکات عقيدتي و اجتماعي عليه امويان مي شدند که اين خود مي تواند گرايش ها و مواضع قبيله ي نخع در قرن نخست هجري راـ با توجه به سابقه ي تاريخي اين قبيله و سکونت آنان در کوفه که براي امويان بسيار خطرساز بود ـ مشخص نمايد؛ با اين حال قبيله مذحج به سبب حمايت از اهل بيت(ع) پيوسته معروف بوده است.







    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  14. #18
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض









    منابع

    1. ابن ابي الحديد؛ شرح نهج البلاغه؛ تحقيق محمدابوالفضل ابراهيم؛ ج 15،8،6،5،3،2،1و17، [بي جا]، دارالاحياء الکتب العربيه، [بي تا].
    2. ابن ابي الدنيا، عبدالله بن محمد بن سفيان؛ الهواتف؛ [بي جا]، [بي نا]، [بي تا].
    3. ابن ابي شيبه، عبدالله بن محمد؛ المصنف، تحقيق سعيد محمداللحام؛ ج 7و8، بيروت: دارالفکر، 1401ق.
    4. ابن حبان، محمد؛ الثقات؛ حيدرآباد دکن: موسسه الکتب الثقافه، 1393ق.
    5. ابن خلدون، محمد؛ تاريخ؛ ج2،3و4، بيروت: دار احياء التراث العربي، [بي تا].
    7. طبقات؛ تحقيق سهيل زکار؛ بيروت: دارالفکر، [بي تا]، «ب».
    8. ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبري؛ ج1، 3، 5و6، بيروت: دارصادر، [بي تا].
    9. ابن شبه النميري، عمر؛ تاريخ المدينه المنوره؛ تحقيق فهيم محمد شلتوت؛ ج3، قم: دارالفکر، [بي تا].
    10. ابن عساکر؛ تاريخ مدينه دمشق؛ تحقيق علي شيري؛ بيروت: دارالفکر، 1415ق.
    11. ترجمه الامام حسين(ع)؛ تحقيق شيخ محمدباقر محمودي؛ الطبعه الثانيه، قم: مجمع احياء الثقافه الاسلاميه، 1414ق.
    12. ابن کلبي، هشام بن محمد؛ جمهره النسب؛ عن ابن حبيب، عنه و مختصر الجمهره حواشيه؛ حققها واکملها و نسقها عبدالستار احمد فراج، [بي جا]: [بي نا]، [بي تا].
    13. ابن منظور؛ لسان العرب؛ ج6و8و11، قم: نشر الادب الحوزه، 1405ق.
    14. اصبهاني، ابونعيم؛ ذکر اخبار اصبهان؛ ج2، مطبعه ليدن، 1934م.
    15. البلاذري، احمدبن يحيي؛ انساب الاشراف؛ ترجمه محمدباقر محمودي؛ ج2، 4و5 بيروت: موسسه الاعلمي، 1394ق.
    16. المزي، يوسف؛ تهذيب الکمال؛ تحقيق بشار عواد؛ ج24و 27، الطبعه الرابعه، [بي جا]، موسسه الرساله، 1406ق.
    17. بکري، عبدالله؛ معجم مااستعجم؛ مصطفي السقا؛ ج1، الطبعه الثالثه، بيروت: عالم الکتاب، 1403ق.
    18. بيهقي، احمدبن حسين؛ السنن الکبري؛ ج6، بيروت: دارالفکر، [بي تا].
    19. ثقفي کوفي، ابراهيم بن محمد؛ الغارات؛ تحقيق سيد جلال الدين ارموي، ج1و2، [بي جا]، بهمن، [بي تا].
    20. حاکم نيشابوري، محمدبن محمد؛ مستدرک حاکم؛ ج3، بيروت: دارالمعرفه، 1409ق.
    21. حموي، ياقوت؛ معجم البلدان؛ ج2، بيروت: داراحياء التراث العربي، 1399ق/ 1979م.
    22. خوارزمي، موفق بن احمد؛ المناقب؛ قم: موسسه النشر الاسلامي، 1411ق.
    23. دينوري، ابوحنيفه احمدبن داوود؛ الاخبار الطوال؛ عبدالمنعم عامر؛ [بي جا]، دارالاحياء الکتب العربيه، 1960م.
    24. سيدرضي؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي؛ قم: صفحه نگار، 1380.
    25. شريف قرشي، باقر؛ حياه الامام حسين(ع)؛ نجف: مطبعه الآداب، 1974م.
    26. شمس الدين، محمد مهدي؛ انصار الحسين؛ الطبعه الثانيه، [بي جا]، الدار الاسلاميه، 1410ق.
    27. طبري، عمادالدين محمدبن ابوالقاسم؛ بشاره المصطفي؛ تحقيق جواد قيومي؛ قم: موسسه النشر الاسلامي، 1420ق.
    28. طبري، محمدبن جرير؛ الرسل و الملوک (تاريخ الامم و الملوک)؛ ج3،2و 4، بيروت: موسسه الاعلمي، [بي تا].
    29. المنتخب من کتاب ذيل المذيل؛ بيروت: موسسه الاعلمي، [ بي تا.
    30. عسقلاني، ابن حجر؛ الاصابه في تمييزالصحابه؛ تحقيق عادل احمد و عبدالموجود؛ ج6، 7و 8، بيروت: دارالکتب العلميه، 1415ق.
    31. تهذيب التهذيب؛ ج 8و 10، بيروت: دارالفکر، 1404ق.
    32. عسکري، مرتضي؛ عبدالله بن سبا و اساطير اخري؛ ج2، الطبعه السادسه، [بي جا]، التوحيد، 1413ق/1992م.
    33. مسعودي، أبوالحسن علي بن الحسين (م 346)؛ مروج الذهب و معاد الجوهر؛ تحقيق اسعد داغر؛ ج2، قم: دارالهجره، 1409ق.
    34. مفيد، محمد؛ الجمل؛ قم: مکتبه الداوري، [بي تا].
    35. منقري، نصربن مزاحم؛ وقعه صفين؛ عبدالسلام محمد هارون؛ الطبعه الثانيه، [بي جا]، الموسسه العربيه الحديثه، 1382ق.
    36. نقوي، حسين؛ عبقات الانوار؛ قم: موسسه البعثه، 1406ق.
    37. همداني، حسين؛ صفه جزيره العرب؛ تحقيق محمد بن علي الاکوع؛ بغداد: دارالثقافه العامه، 1989م.
    38. يعقوبي، احمد بن ابي يعقوب؛ البلدا؛ ترجمه محمد ابراهيم آيتي؛ تهران: علمي و فرهنگي، 1381.
    39. تاريخ يعقوبي؛ قم: فرهنگ اهل بيت(ع)، [بي تا].







    نقش قبيله «نخع» (قبیله مالک اشترنخعی) در تاريخ اسلام
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •