سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: * هنوز انقلاب نشده (یک داستان خیالی)

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض * هنوز انقلاب نشده (یک داستان خیالی)







    سی و سه چهار سال پیش بود. محمدرضا شاه اومد توی تلویزیون و قول اصلاحات داد. گفت من صدای شما مردم رو شنیدم. فهمیده بود که مردم راضی نیستن. مردم هم فرصت دوباره ای بهش بدن. محمدرضا شاه از اون روز مرد دیگه ای شده بود.


    از دور و بریاش شروع کرد. افرادی رو که سابقه فساد داشتن، چه فساد اقتصادی یا اخلاقی یا... خونه نشین کرد. به وضع مردم فقیر رسیدگی بیشتری کرد. آروم آروم میشد تغییر رو دید. چندوقتی نگذشته بود که دوباره اومد تو تلویزیون و حسابی درباره عدالت حرف زد. گفت خودم هم دیگه تو سعدآباد زندگی نمی کنم. میخوام بیام تو یه محله ساده، یه زندگی ساده داشته باشم. حرفای عجیبی زد. باورش سخت بود، ولی محمدرضا عوض شده بود. دیگه خبری از جشن های پر زرق و برق نبود. مردم واقعا حس می کردن محمدرضا مثل خودشون زندگی می کنه. یواش یواش مهر محمدرضا داشت به دل مردم می افتاد.
    رابطه با اسراایل رو قطع کرد. آمریکایی ها ناراحت شده بودن. پیغام فرستادن که مردیکه معلوم هست داری چه غلطی می کنی؟ گوشش بدهکار نبود. محمدرضا میون مردم و آمریکا، مردم رو انتخاب کرده بود. غرور زخم خورده مردم داشت خوب می شد. از اینکه شاهی دارن که نوکر آمریکا نیست حس خیلی خوبی داشتن. یواش یواش آمریکا داشت متوجه می شد که در ایران خبری از دموکراسی نیست. جنگ شد؛ همه دنیا به سرکردگی آمریکا یه طرف، ایران یه طرف. تحریم هم شده بودیم، ولی برای مردم مهم نبود. حاضر نبودن زیر بار حرف زور برن. اوضاع اقتصاد خوب نبود، ولی محمدرضا امتیاز ویژه ای نداشت. مثل بقیه مردم زندگی می کرد. بعد 8 سال جنگ با همه دنیا یه وجب از خاک کشور کم نشد. مردم با همه سختی ها ساختن و جون خودشون و بچه هاشون رو فدا کردن و آمریکا و دار و دسته اش رو به زانو درآوردن.



    کوتاه کنم. از پایان جنگ یه بیست سالی میگذره. درسته که مشکلات زیادی داشتیم و داریم، اما با وجود همه دشمنیای آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و... قدرت و عزت امروز ایران و دشمناش قابل مقایسه با بیست سال پیش نیست. به گفته دوست و دشمن، ایران امروز یه ابرقدرته و اوضاع دشمنای ایران تعریفی نداره. محمدرضا تو این سی و چندسال شاهی بوده که تاریخ نمونه اش رو ندیده. خیلی از دوستای محمدرضا خیلی وقته که ازش بریدن، ولی مردم محمدرضا رو خیلی دوست دارن و پشتش رو دارن. چند سال پیش یه جایی برای زادروزش جشن گرفته بودن. نامه زده بود که آفا پول و وقت مردم رو تلف نکنید. باورتون میشه؟



    اینجا ایرانه. سال هزار و سیصد و نود و یک. سی و چندسال از زمانی که داشت انقلاب می شد گذشته و هنوز انقلاب نشده.


    منبع: http://leader.mihanblog.com/post/133


    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  2. تشكرها 2

    mahsa (26-04-1391), قیام (26-04-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی