حواسمان پرت شد انگار! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حواسمان پرت شد انگار!
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض حواسمان پرت شد انگار!






    بعد از جنگ حواسمان پرت شد انگار!

    امام كه پركشید بعضی ها نفس راحتی كشیدند انگار

    یا نه شاید هم حواسمان پرت شد انگار!

    نفاق جرات كرد نقاب كنار بزند یا نه حواسمان پرت شد انگار!

    ما هم كه نسل سومی بودیم یا نه كارتون ها حواسمان را پرت كرد انگار!





    نه غربی نه شرقی را یادمان رفت یا خواستیم به غربی ها بگوییم از شما كمتر نیستیم یكهو افتادیم در همان راهی كه قاجار و پهلوی ها رفتند تجمل پرستی را مد كردیم و برهنگی و غیره و ذلك را یا نه حواسمان پرت شد انگار
    شهدا را مرده خواندیم و یادآوری كردیم دانشگاه قبرستان نیست یا نه حواسمان پرت شد انگار!

    آقا سعی كرد آرمان های امام را یادمان بیاورد، سریال اون یكی كانال جذاب بود یا حوصله نداشتیم انگار

    آقا تنها بود و انقلاب زیر سُم هجمه ها لگد می خورد، ما برای سلمان رشدی های جدید تحصن می كردیم یا نه حواسمان پرت شد انگار
    انقلاب هدف نبود وسیله بود آرمان هایش هدف بود و هنوز راه باقی هست، و آنان كه رفته بودند كار حسینی كردند، ما زینب بودن سختمان بود یا جلوی آینه وقت كم می آوردیم انگار

    واژه ها عوض شد، بعضی واژه ها دوباره از خاك بیرون آمد، ضد ارزش ها كه رنگ ارزش گرفتند و ارزش هامان را كه می خواستند زنده به گور كنند، تساهل ورزیدیم و تسامح كردیم یا حواسمان پرت شد انگار

    شعارها را از حفظ می خواندیم و معنایش را نمی دانستیم، علی رهبر آزاده بود و ما آماده نبودیم،یا حواسمان پرت بود انگار

    خوب هامان هم كلی كار داشتند علی تنها مانده بود و اینجا بوی كوفه گرفته بود، كار داشتیم یا نه حواسمان پرت شد انگار

    اما آن واقعا خوبهامان: بسیجی های واقعی،تنها مانده بودند و تمام بارها روی دوششان بود به «پاسخ دادن ‌به شبهات » بیشتر نمی رسیدند و كمرهاشان در حال شكستن بود زیر بار غمی كه می فهمیدندش و ما حواسمان پرت بود انگار

    دل دشمنان كه نا امید شده بود،« الكی و بیخودی»!!! دوباره امیدوار شد!؟ و ما حواسمان پرت شد انگار

    ما نسل سومی بودیم و ... حواسمان پرت شد انگار

    منبع:حاج حمــید




    حواسمان پرت شد انگار!
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (24-08-1388)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •