*.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~*
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود ... *.~*







    چفيه از روز اول مظلوم بود


    خفته بودم مرز دریای بلور
    موج زد، پاهای من شد خیس نور


    از کرانها بوی توفان می وزید
    بوی خون با عطر ریحان می وزید


    خواب دیدم یک نفر فریاد زد
    چفیه را در من دوباره داد زد


    باز گویی یاوه گویی می کنم
    باز در خود، واژه جویی می کنم


    باز هم باید کمی خلوت کنم
    از کسان آشنا، غیبت کنم


    باز هم امشب هوایی گشته ام
    باز شاید، نینوایی گشته ام


    یک نفر در من مرا حد می زند
    آنچنان محکم، که باید می زند


    باز هم ای مثنوی، برخاستی
    هان! بگو ای خامه، هرچه خواستی


    پیله ای بر شاخ طوبی یافتند
    چفیه را از تارتارش بافتند


    تار، بر دارِِ خدایش می زدند
    پودی از آل عبایش می زدند


    سرمه آلود، اشک حوران می چکید
    بر تنش رگهای غیرت می کشید


    می چکید از شاخ طوبی آبِ رز
    در سه خم زد چفیه ها را رنگرز


    چفیه را تا رنگی از مجنون زدند
    در غدیر و کوثر و در خون زدند


    چفیه شد سرخ و سپید و شد سیاه
    رنگ خون ورنگ مولا، رنگ چاه


    آن که در خم غدیر افتاده بود
    رنگ خاکستر گرفت و رنگ دود


    شد سیاه آن چفیه، آری شد سیاه
    رنگ داغ و درد و سوز وآه و چاه

    گفت: چفیه، رنگ ماتم می شوی
    پرچم غم... پرچم غم می شوی


    گفت: ای چفیه سیاهت می کنم
    خادم مولای آهت می کنم


    چفیه ای کاندر خم خونش زدند
    رنگ مجنون... رنگ مجنونش زدند


    چفیه های سرخ یعنی خون خشک
    یک نشان از چاه و اشک و بوی مشک


    خون فرق عابد پارینه پوش
    می‌چکد از فرق و می خشکد به دوش


    سرخ یعنی خاک دشت کربلا
    سرخ پیوندی حنایی با بلا


    سرخ یعنی حجله ی پاها و تیغ
    سرخ یعنی نعش کاوه بر ستیغ


    سرخ یعنی اشک چشم مرتضی
    سرخ یعنی خشم...خشم مرتضی


    چفیه های کوثری شد خیس نور
    رنگ دریا، رنگ دریای بلور


    گفت ای چفیه سپیدت می کنم
    چون سپیده دم شهیدت می کنم


    گفت: رنگت شد نشان استخوان
    همنشین حنجر مولاییان


    رنگ نور و رنگ نور ونور باش
    روشن شبهای تار هور باش


    لاله را در چفیه پرپر خواستند
    چفیه را در خون شناور خواستند


    آسمان از درد غیرت چاک شد
    چفیه از بالا سفیر خاک شد...


    استخوان در زخم حنجر هر که داشت
    چفیه را برداشت، بر زخمش گذاشت


    مرهم زخم تن روح است این
    بادبان کشتی نوح است این


    محرم حلقوم های زمزمه
    ناله های یا علی، یا فاطمه




    *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~*
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 22-06-1393 در ساعت 20:26
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 6

    منتظرمولا (29-03-1391), مانیل (07-12-1391), محب فاطمه (24-08-1388), مدير اجرايي (29-03-1391), نرگس منتظر (16-02-1389), شهیده (07-12-1391)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود ... *.~*







    چفیه شبگردی است در یک شهر خواب
    خفته ای بر دست مجنون، روی آب


    چفیه یعنی از زمین بگریخته
    خویش را از آسمان آویخته


    چفیه یعنی محض یاد علقمه
    در عطش بخشیدن یک قمقمه


    چفیه یعنی یال های کول شیر
    هیبت شیران دشتِ تیغ و تیر


    چفیه یعنی مد عا بی ادعا
    یک شکایت نامه در دست دعا


    چفیه یعنی ابجد عشق علی
    کودکی در مکتب مشق علی


    چفیه یعنی ترس..ترس از ترس عشق
    چفیه یعنی چار حرف از درس عشق


    حرف اول...اول چزابه ها
    ابتدای چاه و چشم و لابه ها


    حرف چمران در سماع و هلهله
    زیر بارانهای داغ چلچله


    دومین از فاطمه دارد نشان
    از فدک... از فرق... فزت و زفغان


    حرف دوم قصه فهمیده ها
    یادگار فاو و فکه دیده‌ها


    حرف سوم سومین حرف ولی
    ابتدا و انتهای یاعلی


    حرف سوم، سومین حرف شهید
    سومین حرف بسیجی و سپید


    حرف آخر... آخر آه است... آه
    انتهای نعره و چاه است چاه


    حرف آخر... اول هور است و هو
    انتهای فکه را کن جستجو


    چفیه را در خاک فکه جسته‌ام
    چفیه ها را تکه تکه جسته ام


    چفیه ها مظلومهای عالمند
    آخرین هابیلهای آدمند


    چفیه از روز ازل مظلوم بود
    از غدیر از پیشتر معلوم بود



    *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~*
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-11-1392 در ساعت 16:01
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 5

    منتظرمولا (29-03-1391), مانیل (07-12-1391), محب فاطمه (24-08-1388), مدير اجرايي (29-03-1391), شهیده (07-12-1391)

  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود ... *.~*







    چفیه را ابلیس، چنگش می‌کشید
    دست قابیلان، به سنگش میکشید


    چفیه را در نینوا آتش زدند
    دوش میثم بوده و دارش زدند


    چفیه تا بوده ست، تنها بوده است
    رانده از دنیای "تن"ها بوده است


    چفیه را از آسمانها رانده اند
    چفیه را در آسمانها خوانده اند


    کرخه ها جاری است در خطهای او
    بستر خونست این شطهای او


    روزگاری چفیه ها بر دوش بود
    سفره و سجاده و تن پوش بود


    اشکهای نیمه ی شب، ژاله بود
    چفیه ها گلبرگ خیس لاله بود


    لاله مهمان اقاقی گشته بود
    چفیه ی نمناک، ساقی گشته بود


    چفیه بر بالای چمران می نشست
    پای منبر در جماران می نشست


    ای قلم دیگر نمی گویی چرا؟
    از پس و خنجر نمی گویی چرا؟


    چفیه ی چمران مگر از یاد رفت؟
    پرچم کاوه مگر با باد رفت؟


    من به آوینی تظلم کرده ام
    همتی !...آیینه را گم کرده ام


    چفیه افتاده به خاک جاده ها
    دستگیری کن از این سجاده ها


    آی... میگویند فصلِ مرد نیست
    چفیه ها این روزها شبگرد نیست


    ای خدا ! دست من و دامان تو
    بی سرو سامان منو، سامانِ تو


    ترس دارم چفیه ها دیگر شوند
    در هجوم نقش، بازیگر شوند


    ای زبان از آنچه گفتی شرم کن
    ای قلم، سر در خط آزرم کن


    مستمع شاید نخواهد بشنود
    آنچه راباید، نخواهد بشنود


    می نشینم مرز دریای بلور
    موج آید خیس گردم، خیس نور


    تا که توفان از کران ها در رسد
    باز فصلِ خوب مردان، سر رسد


    من نشستم مثنوی ننشسته است
    شعر جوشان است وخامه خسته است


    دم فرو بستم ز سرالخفیه‌ها
    چفیه‌ها... وا چفیه‌ها... وا چفیه‌ها




    *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~*
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-11-1392 در ساعت 16:03
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 6

    منتظرمولا (29-03-1391), مانیل (07-12-1391), محب فاطمه (24-08-1388), مدير اجرايي (29-03-1391), نرگس منتظر (16-10-1390), شهیده (07-12-1391)

  8. #4
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چفیه را همه دیده ایم ، شاید استفاده هم کرده باشیم ، به آن افتخار می کنیم ولی نمی دانم آیا آن را می شناسیم یا نه، لذت با او بودن را از ته دل چشیده ایم یا نه؟


    پارچه ای ساده و بی ریا که بوی خاک و یک رنگی می دهد، اهل دل در جبهه ها به آن آچار فرانسه ی جبهه می گفتند.


    چفیه یعنی باز گمنامی شهید
    از شهیدستان گمنامی رسید

    گرچه نامش از زبان ها دور بود
    استخوان پیکرش پر نور بود

    چفیه را سنگر نشینان دیده اند
    چفیه را گلها به خود پیچیده اند

    چفیه امضای گل آلاله هاست
    چفیه تنها یادگار لاله هاست

    چفیه رو انداز گلها بوده است
    طایر پرواز دلها بوده است

    چفیه تار و پود اشکی بی ریاست
    مرهم زخمان شیر کربلاست

    چفیه را زهرا(س) به گلها هدیه کرد
    چفیه را اشک شهیدان چفیه کرد

    چفیه ها بوی شهادت می دهند
    بوی دوران شرافت می دهند



    *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~*

  9. تشكرها 3

    مانیل (07-12-1391), مدير اجرايي (29-03-1391), شهیده (07-12-1391)

  10. #5
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض







    چفیه در دل شب سجاده نماز عشق بود.

    زیرانداز در هنگام استراحت و ملحفه در هنگام خواب.

    در زیر آفتاب شدید و خواب غیلوله سایبان بود.

    چفیه در هنگام شناسایی منطقه و جنگ‌های چریکی نقاب می‌گشت.

    در هنگام نیاز بند اسلحه، کمربند و فانسقه ای بود.

    صبح و ظهر و شام سفره می‌شد.

    هنگام حمام حوله می‌شد،

    هنگام گرما عرق گیر، هنگام سرما شال کمر بود

    محافظ گرد و خاک بر روی صورت بود.

    هنگام نبردی همچو شال برگردن بسیجی می‌درخشید، اما زمانی

    که عملیات تمام می‌شد چفیه خون آلود بود و آن بسیجی شهید.

    زمانی که منطقه جنگی به شیمیایی آلوده می‌گشت پارچه نمناکی بود جلوی بینی .

    چفیه در زمزمه‌های دل شب میزبان بود، میزبان اشک‌های عاشقان

    پیش بند آرایشگاه‌های صلواتی،

    در موقع لزوم طناب،

    هنگام مجروح شدن برانکارد،

    باند زخم،

    هنگام دستگیری دشمن دستبند و چشم بند، بقچه حمام ،

    وسیله آتل بندی یک مجروح،

    تور ماهیگیری در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....

    آری شما کدام وسیله را سراغ دارید که آنقدر ساده باشد ولی در عین حال این همه کار انجام دهد،

    چفیه پارچه ساده‌ای بیش نیست ولیکن می‌تواند سمبل ساده زیستی باشد همانطور

    که رهبرمعظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه‌ای (مد ظله العالی) با استفاده

    از این وسیله مقدس ما را به گذشته ایثارگران دفاع مقدس نزدیک‌تر می‌سازد .




       
    برگرفته از سايت تبيان

    *.~*چفيه از روز اول مظلوم بود   ... *.~*

  11. تشكرها 4

    مانیل (07-12-1391), مدير اجرايي (29-03-1391), نرگس منتظر (30-03-1391), شهیده (07-12-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •