عجب  و انواع آن در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
عجب  و انواع آن در قرآن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : تیر 1391
    نوشته : 15      تشکر : 23
    57 در 17 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    saba jo0o0on آنلاین نیست.

    پیش فرض عجب و انواع آن در قرآن




    عجب

    در كتاب كافى از على بن سوید روایت شده كه از حضرت ابن الحسن امام موسى كاظم - علیه السّلام-
    درباره عجبى كه عمل را باطل مى‏ كند پرسیدم.
    حضرت فرمود:

    عجب داراى درجاتى است، بعضى از آن درجات این است كه كارهاى زشت انسان در نظر زیبا جلوه كند و او آنها را نیكو ببیند، درجه دیگرش آن است كه انسان به خدا ایمان آورد و به خاطر ایمانش بر خدا منّت گذارد در حالى كه خدا بر او منّت دارد.

    اما اگر كسى از زوال نعمت در هراس باشد یا بترسد كه نعمتش مكدّر شود یا از این جهت كه نعمت را از جانب خدا مى ‏داند خوشحال باشد، در این صورت دچار عجب نشده چون گفتیم عجب بزرگداشت نعمت با فراموش كردن نسبت آن به خداست.

    اگر اضافه بر عجب این حالت در انسان پیدا شود كه خود را نزد خدا محقّ بداند و فكر كند كه نزد خدا منزلتى دارد بطورى كه در دنیا از عملش توقع كرامت داشته باشد و بیش از آن كه فاسقان را مستحقّ ناملایمات مى ‏داند خود را مستحقّ بداند كه به هیچ ناخوشایندى گرفتار نشود این حالت ادلال نامیده مى‏شود.
    چنین شخصى به خاطر وجاهتى كه براى خویش در نزد خدا قائل است بر آن ذات مقدس جرئتى پیدا مى‏كند.

    یك مثال براى عجب و ادلال:

    گاهى انسان به دیگرى هدیه‏اى مى‏دهد كه در نظرش بسیار با اهمیت جلوه مى‏كند و لذا بر او منّت مى‏نهد، این شخص در این صورت دچار عجب و خود پسندى شده است.

    اگر علاوه بر منّت او را به خدمت گیرد و از او انتظاراتى داشته باشد یا به نظرش بعید باشد كه آن شخص در خدمت او كوشش نكند دچار ادلال شده است

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    سيد عبدالله شبر - كتاب اخلاق ، ص275
    عجب  و انواع آن در قرآن

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (14-05-1391), نرگس منتظر (15-05-1391)

  3.  

  4. #2
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : تیر 1391
    نوشته : 15      تشکر : 23
    57 در 17 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    saba jo0o0on آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اقسام عُجب در قرآن

    از دیدگاه قرآنی "عجب" دارای اقسامی است که به اهم آن اشاره می­شود:
    1. عجب نفسی

    خودستایی که از آن به عجب نفسی نیز تعبیر می­شود از اقسام عجب است:
    «ألَمْ تَرَ اِلی الَّذینَ یزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللهِ یزكّی مَنْ یشاءْ

    «آیا ندیدى كسانى را كه خودستایى مى‏كنند؟! (این خودستایی­ها، بى‏ارزش است) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستایش مى‏كند.»[ نساء/49.]
    تزکیه به معنی برچیدن زوائد برای پاک و سالم سازی یک چیز است که اگر به صورت عملی صورت گیرد کاری پسندیده بوده، اما اگر صِرف قول و ادعا باشد بسیار قبیح است[1] که قرآن کریم به صراحت از آن نهی کرده است:


    «...فَلَاتُزَكُّواْ أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى‏»

    «...پس خودستایى نكنید، او پرهیزگاران را بهتر مى‏شناسد!»[نجم/32.]
    2. عجب عملی
    یکی از اقسام عجب این است که اعمال بد شخص، آنچنان در نظرش جلوه می­کند که آن را به عنوان عملی نیک می­پندارد و هیچ­گونه نقد و نظری را نمی­پذیرد؛ بلکه ناقدان را دشمن خود می­داند.[2] قرآن می­فرماید:

    «أفَمَنْ زُینَ لَهُ سُوء عَمَلِهِ فَرَآهُ حُسْنا»

    آیا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زیبا مى‏بیند (همانند كسى است كه واقع را آنچنان­كه هست مى‏یابد)؟![فاطر/8.]
    3. عجب علمی
    تکیه­ی افراطی بر توانایی علمی نیز از مواردی است که آفت عجب در آن راه پیدا کرده و سبب می­شود انسان از دیدن و درک واقعیت­ها محروم گردد:
    «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی»‏

    «(قارون) گفت: این ثروت را بوسیله‌ی دانشى كه نزد من است به دست آورده‏ام!»
    [
    قصص/78.]


    قارون که در ابتدا یکی از یاران نزدیک حضرت موسی(ع) بود و علوم بسیاری را از او آموخته بود و از این طریق به ثروت کلانی دست یافته بود، به علم خود مغرور شده و با آن به مردم فخر می­فروخت و عجب می­ورزید و علم خود را تنها مؤثر در کسب ثروت فراوان و مقام قلمداد می­نمود و به همین دلیل حتی حاضر به پرداخت زکات واجب خود نیز نشد.[3]

    همچنین عُجب علمی کفار به حدّی بود که حتی مقابل انبیاء الهی ایستاده و آنها را تحقیر و مسخره می­کردند که قرآن کریم در این­باره می­فرماید:[4]


    «فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْم‏ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كاَنُواْ بِهِ یسْتهِزءُون‏»

    «هنگامى كه رسولانشان دلایل روشنى براى آنان آوردند، به دانشى كه خود داشتند خوشحال بودند (و غیر آن را هیچ مى‏شمردند) ولى آنچه را (از عذاب) به تمسخر مى‏ گرفتند آنان را فراگرفت!»[غافر/83.]


    4. عجب در مال و فرزندان
    عجب بر فزونی مال و اولاد نیز یکی از اقسام عجب است؛ چرا که فرد با وجود مال و اولاد زیاد، خود را قوی و آسیب­ناپذیر می­انگارد و چون در آن حال، مانعی بر سر راه پیشرفت خود نمی­بیند، پا را از محدوه­ی خود فراتر نهاده، خود و اموالش را جاودان می­پندارد و منکر خدا و روز رستاخیز می­گردد، تا جایی که خود را مالک مردم نیز می­داند:[5]



    «...وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هَذِهِ أَبَدًا...»

    «...صاحب این باغ، درآمد فراوانى داشت به همین جهت، به دوستش- درحالى­كه با او گفتگو مى‏كرد چنین گفت: من از نظر ثروت از تو برتر و از نظر نفرات نیرومندترم! و درحالى­كه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خویش گام نهاد و گفت: من گمان نمى‏كنم هرگز این باغ نابود شود!...»[کهف/34.]
    قرآن کریم در این آیه مثالی از عجب و غرور در مال و اولاد را در قالب گفتگوی دو شخص که یکی مؤمن و دیگری کافر است، به زیبایی بیان نموده است. شخص کافر به مال، اولاد و خدم و حشم خود می­بالد و آنها را همیشگی دانسته و منکر خالقیت و مالکیت خدا و برپایی روز جزا می­شود.[6]


    5. عجب در برتری نفرات رزمی
    یکی از مهمترین عوامل پیروزی در نبرد، بهره بردن از برتری نیروهای رزمی است؛ ولی در عین حال گرفتار شدن به عجب در این زمینه نیز یکی از عوامل شکست است:
    «...وَ یوْمَ حُنَینٍ إذْ أعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ­تُغْنِ عَنكُمْ شَیئاً وَ ضَاقَتْ عَلَیكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثمُ‏َّ وَلَّیتُم مُّدْبِرِین‏»

    «...و در روز حنین (نیز یارى نمود) در آن هنگام كه فزونى جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولى (این فزونى جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه­ی وسعتش بر شما تنگ شده، سپس پشت (به دشمن) كرده، فرار نمودید!»[توبه/25.]
    آیه­ی مباركه در رابطه با جنگ حنین است. در آن جنگ تعداد لشگر اسلام به قدری زیاد بود كه در هیچ یك از جنگهای اسلامی تا آن روز این عدد سابقه نداشت؛ آنچنان­كه بعضی از مسلمانان دچار عُجب و غرور شده و خود را شکست ناپذیر انگاشتند. ولی علی­رغم این انبوه جمعیت، بسیاری از نیروهای رزمی به دشمن پشت نموده و فرار کردند و متحمّل شكست ابتدایی شدند. این به خاطر مغرور شدن آنها به انبوهی جمعیتشان و غافل شدن از لطف خدا بود.[7]


    کفار و عُجب
    کفار یکی از گروههایی به شمار می­رود که در قرآن کریم مثالهایی را در مورد عُجب آنها آورده است که به نمونه­هایی از آن اشاره می­گردد:



    «فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ ما نَریكَ اتَّبَعَكَ الَّا الَّذینَ هُمْ اراذِلُنا بِادِىَ الرَّأْىِ»

    «اشراف كافر قومش (در پاسخ او) گفتند: ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بینیم! و كسانى را كه از تو پیروى كرده‏اند، جز گروهى اراذل ساده‏لوح، مشاهده نمى‏كنیم و براى شما فضیلتى نسبت به خود نمى‏بینیم؛ بلكه شما را دروغگو تصور مى‏كنیم!»[هود/27.]
    حضرت نوح وقتی قوم خود را به ایمان به خدا دعوت کرد، به جز عده­ای از افراد فقیر کسی به او ایمان نیاورد؛ اما کفاری که از قدرت و ثروت بهره­مند بودند با این استدلال که "پیروان تو کسی جز افراد پست و فقیر و زیردست نیستند" به او ایمان نیاوردند. این سخنان کفار کنایه از این است که ما صاحب شأن و قدرت و ثروت هستیم و تو لایق این نیستی که ما نیز همانند آن افراد پست از تو اطاعت کنیم.[8]



    اهل­کتاب و عُجب
    یکی از مشخصه­های بارز اهل­کتاب امتیازات ویژه­ای است که در مقابل پیروان ادیان دیگر، برای خود قائل بودند و با این اعتقادات از موجودیت خود دفاع می­کردند که قرآن نیز به اهم آنها اشاره نموده است. این توهم­ برتر و ممتاز بودن نزد خدا در میان اهل کتاب، سبب ایجاد شدن صفت عُجب در آنها شده و دیدگان آنها را از دیدن حقایق و واقعیت­ها کور کرده است؛ به همین خاطر خود را تافته­ای جدا بافته از دیگران می­دانند.[9] لذا خود را فرزندان و دوستان خدا دانسته و بهشت را به خود اختصاص داده­اند:

    «وَ قالَتِ الْیهُودُ وَالنَّصارى‏ نَحْنُ ابْناءُ اللَّهِ وَ احِبَّاؤُهُ...»

    «یهود و نصارى گفتند: ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستیم...»[مائده/18.]

    «قالُوا لَنْ­یدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّا مَنْ كانَ هُوداً اوْ نَصارى...»

    «آنها گفتند: هیچ كس، جز یهود یا نصارى، هرگز داخل بهشت نخواهد شد...» [بقره/111]

    بلال حبشي، چون روز فتح مکه بر بام کعبه اذان گفت، جماعتي گفتند که: «اين سياه اذان گفت!» در آن وقت نازل شد: «کريم ترين و بهترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست». [10]


    -------------------------------------------
    [1]مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، تهران ، مرکز نشر کتاب، 1380ش، چاپ اول، ج‏6، ص8.
    [2]
    فضل الله، سیدمحمدحسین؛ ‏تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دارالملاك، 1419ق، چاپ دوم، ج‏19، ص84.
    [3]
    كاشانى، ملا فتح­الله‏؛ تفسیر منهج الصادقین فى الزام المخالفین‏، تهران، كتابفروشى محمدحسن علمى، 1336‏ش، ج‏7، ص104.
    [4]
    حسینى شیرازى، سیدمحمد؛ تقریب القرآن إلى الأذهان، بیروت، دارالعلوم، 1424ق، چاپ اول، ج‏4، ص632.
    [5]
    مدرسى، سید محمدتقى‏؛ من هدى القرآن‏، تهران، دار محبی الحسین، 1419ق، چاپ اول، ج‏6، ص413.
    [6]
    طباطبائی(علامه)، سیّد محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، 1417ق، چاپ پنجم، ج‏13، ص310 – 311.
    [7]
    تفسیر نمونه، ج 7، ص337 و 338.
    [8]
    بانوی اصفهانی، امین سیّده نصرت؛ مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش، ج‏6، ص248.
    [9]
    المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص261 - 262.
    [10]
    معراج السعاده، ص 276.
    عجب  و انواع آن در قرآن

  5. تشكر

    نرگس منتظر (15-05-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •