سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: انقلابي كه حاج احمد متوسليان بالاي خاكريز به پا كرد

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll انقلابي كه حاج احمد متوسليان بالاي خاكريز به پا كرد



    انقلابي كه حاج احمد متوسليان بالاي خاكريز به پا كرد

    نويد شاهد: بچه ها بهت زده، يك لحظه به آتش و حركت تانكهاي دشمن خيره مي شدند و لحظه اي بعد به احمد كه روي خاكريز ايستاده بود، رگبار در پي رگبار به سمت تانكها شليك مي كرد و فرياد مي كشيد :"برادرها! امروز صف با شرف از بي شرف مشخص مي شود!.. با شرف هايش بيايند بالاي خاكريز!"
    به گزارش خبرنگار نويد شاهد روايت خواندني از شجاعت جاويد الاثرحاج احمد متوسليان فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله(ص) عنوان مي شود:

    عراقي ها با تانك هايشان روي جاده اهواز- خرمشهر آمدند. آنها از دو طرف زاويه، از چپ و راست به طرف خط تيپ 27 آمده بودند تا خاكريز را قطع كنند و كار ما را يكسره كنند. اين جا بود كه ديگر حاج احمد خودش تفنگ كلاشينكف را به دست گرفت، آمد و روي خاكريز جاده اهواز- خرمشهر مستقر شد و شروع به تيراندازي كرد.

    همين طور بالاي خاكريز ايستاده بود و در حالي كه احدي جرات نمي كرد سرش را از خاكريز بالا بياورد، حاجي پشت سر هم رگبار گلوله را به سمت تانك هاي دشمن مي فرستاد. اصلا انگار نه انگار كه حدود 140 دستگاه تانك دارند به طور همزمان خط ما را مي كوبند و جلو مي آيند؛ خيلي مسلط و محكم ايستاده بود و بي پروا يك روند شليك مي كرد و فقط موقعي درنگ مي كرد كه مي خواست خشاب چهل تايي كلاشينكف را عوض كند.

    بچه ها بهت زده، يك لحظه به آتش و حركت تانكهاي دشمن خيره مي شدند و لحظه اي بعد به احمد كه روي خاكريز ايستاده بود، رگبار در پي رگبار به سمت تانكها شليك مي كرد و فرياد مي كشيد :"برادرها! امروز صف با شرف از بي شرف مشخص مي شود!.. با شرف هايش بيايند بالاي خاكريز!"

    بچه ها وقتي حاج احمد را در آن وضعيت ديدند، به شدت منقلب شدند و به هيجان آمدند. ديگر نتوانستند خودشان را نگه دارند و همين انقلاب روحي باعث شد يكي – دو هجوم كوبنده به طرف تانكهاي عراقي داشته باشند تا به هر ترتيب كه شده، نگذارند خاكريز و جاده اهواز – خرمشهر سقوط كند...
    منبع: كتاب خطر پذيري، صفحه 107، انتشارات قدر ولايت.


    امضاء

  2. تشكر

    فاطیما (03-05-1392)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی