غرور در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
غرور در قرآن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : تیر 1391
    نوشته : 15      تشکر : 23
    57 در 17 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    saba jo0o0on آنلاین نیست.

    goll غرور در قرآن




    1- نخستین جرقه ‏های غرور در آغاز آفرینش انسان و در چهره شیطان دیده شد و همان گونه که در اولین آیه مورد بحث آمده هنگامی که خداوند به او خطاب کرد
    (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک... )
    «چه چیز تو را مانع شد از اینکه بر آدم سجده کنی هنگامی که به تو فرمان دادم‏»، [اعراف، 12.]


    (قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین)
    «شیطان(با لحنی غرور آمیز) گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‏ای او را از گل‏»، [اعراف /12]


    آری حجاب غرور و خودبینی چنان بر چشم بصیرت او افتاد که به او اجازه نداد راه سعادت خود را که فرمان صریح خداست‏ ببیند و در پرتگاه عصیان سقوط کرد و برای همیشه مطرود و ملعون شد، بنابراین می‏توان گفت: همان گونه که پیشوای مستکبران جهان ابلیس است پیشوای مغروران عالم نیز اوست و این دو، یعنی «غرور» و «استکبار»، لازم و ملزوم یکدیگرند!

    2- در آیه بعد به داستان نوح یعنی نخستین پیامبر اولوا العزم می‏رسیم که به خوبی نشان می‏دهد یکی از عوامل مهم سرپیچی قوم او در برابر ارشادهای دلسوزانه‏اش همان صفت رذیله «غرور» بود، می‏فرماید:

    فقال الملاء الذین کفروا من قومه ما نریک الا بشرا مثلنا و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادی الرای و ما نری لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین
    «اشراف کافر قومش(در برابر دعوت او) گفتند: ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‏بینیم و کسانی را که از تو پیروی کرده‏اند جز گروهی فرومایه و اراذلی ساده لوح نمی‏یابیم! و فضیلتی برای شما نسبت‏به خود مشاهده نمی‏کنیم بلکه شما را جمعی دروغگو گمان می‏کنیم‏»[هود،27.]،
    و در چند آیه بعد نخوت و غرور خود را بیشتر ظاهر می‏کنند با صراحت می‏گویند:

    (قالوا یا نوح قد جادلتنا فاکثرت جدالنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین)
    «ای نوح! با ما جر و بحث کردی و زیاد سخن گفتی(بس است!) اگر راست می‏گویی آنچه را(از عذاب الهی) به ما وعده می‏دهی بیاور»! (سوره‏ هود،‏32)

    معمولا انسانها از ضررهای احتمالی به حکم عقل پرهیز دارند، ولی این قوم مغرور با اینکه آثار حقانیت را در معجزات نوح می‏دیدند و احتمال مجازات الهی بسیار قوی بود، نه تنها اعتنایی نداشتند بلکه نوح را تشویق به درخواست عذاب الهی می‏کردند!
    آری همان غروری که حجاب شیطان شد حجاب قوم نوح گردید و سرانجام در چنبر عذاب الهی گرفتار شدند و ریشه آنها قطع شد. این است‏ سرنوشت مغروران در تمام طول تاریخ.

    3-سخن از قوم شعیب است که به دنبال قوم نوح گرفتار غرور و خودبینی شدند و سرنوشتی همانند آنها پیدا کردند، می‏فرماید: «آنها به شعیب گفتند:

    (قالوا یا شعیب ما نفقه کثیرا مما تقول و انا لنریک فینا ضعیفا و لولا رهطک لرجمناک و ما انت علینا بعزیز)
    «بسیاری را از آنچه می‏گویی ما اصلا نمی‏فهمیم! ما تو را در میان خود ضعیف می‏بینیم و اگر به خاطر احترام قبیله کوچکت نبود سنگسارت می‏کردیم! و تو در برابر ما قدرتی نداری‏»! (سوره‏ هود، آیه‏91)

    آنها در واقع در برابر دلایل منطقی و سخنان سنجیده و معجزات الهی حضرت شعیب پاسخی نداشتند، ولی غرور و نخوتشان اجازه نمی‏داد تسلیم حق شوند و سرانجام صیحه و صاعقه آسمانی در یک چشم بر هم زدن خانه و کاشانه و خود آنها را به آتش کشید و در هم کوبید و چیزی جز پیکرهای نیم سوخته آنها باقی نماند!

    4- آیه که ناظر به داستان فرعون است چهره زشت دیگری از این صفت رذیله نیز دیده می‏شود و نشان می‏دهد که غرور و نخوت چنان مغز او را پر کرده بود که نه تنها اعتنایی به دلایل روشن موسی نکرد بلکه با سخنانی کودکانه سرپیچی خود را توجیه نمود، می‏فرماید:
    (و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم الیس لی ملک مصر و هذه الانهار تجری من تحتی افلاتبصرون ×

    «فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت آیا حکومت مصر از آن من نیست؟ و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمی‏بینید -
    ام انا خیر من هذا الذی هو مهین و لایکاد یبین)
    من از این مردی که از خانواده حقیری است و هرگز نمی‏تواند فصیح صحبت کند برترم‏»! (سوره ‏زخرف،آیات‏52-51)

    سپس به سخنان واهی و بی اساسی توسل جست که اگر موسی راست می‏گوید چرا موسی دستبند طلا ندارد؟ چرا فرشتگان با او نیامدند؟!
    افراد مغرور همچون فرعونها و نمرودها به خاطر بی اعتنایی و غرورشان اهمیتی به چگونگی سخنان خود نمی‏دادند و بسیار دیده شده که حرفهای ابلهانه‏ای می‏زنند که حتی نزدیکانشان در دل به آنها می‏خندیدند و به یقین چنین حالتی سد راه همه معارف الهیه و شناخت واقعیات زندگی است.
    جالب اینکه موسی(ع) اگر گرهی در زبانش بود مربوط به کودکی بود اما هنگامی که به نبوت رسید و از خدا درخواست گشوده شدن عقده زبانش کرد خداوند به تقاضای او جامه تحقق پوشید ولی فرعون بی اعتنا به وضع جدید همچنان به وضع سابق اشاره می‏کند و لکنت زبانش را یادآور می‏شود.

    5- آیه اشاره ه‏ای به قوم یهود دارد که آنها نیز بر اثر غرور و خودبینی امتیازات نامعقولی برای خود قائل بودند و همین تفکر غلط سبب گمراهی و طغیان آنها شد، می‏فرماید:

    ذلک بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فی دینهم ما کانوا یفترون)
    «این(اعراض و روی گردانی آنها از آیات الهی) به خاطر آن است که می‏گفتند: «جز چند روزی آتش دوزخ به ما نمی‏رسد(و مجازات ما به خاطر گناهان سنگینمان بسیار کم است چون قوم برتری هستیم!) این افترا و دروغی که(به خدا) بسته بودند آنها را در دینشان مغرور ساخته بود»، (سوره ‏آل ‏عمران،آیه‏24)

    تاریخ بنی اسرائیل نشان می‏دهد که از گناهکارترین و سرکش‏ترین اقوام بوده‏ اند و یکی از دلایل عمده آن همان غرور و نخوت آنها بوده است.

    6- آیه ناظر به قوم «صالح‏» است که آنها نیز چنان مست‏باده غرور بودند که با صراحت از پیامبرشان تقاضای مجازات الهی کردند، با اینکه معجزه آشکار او را با چشم خود می‏دیدند، می‏فرماید:
    (فعقروا الناقة فعتوا عن امر ربهم و قالوا یا صالح ائتنا بما تعدنا ان کنت من المرسلین)
    «آنها ناقه را(همان شتری که به اعجاز الهی از کوه بیرون آمده بود) پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: ای صالح اگر از فرستادگان خدا هستی عذابی را که ما را به آن تهدید می‏کنی بیاور»! (سوره ‏اعراف،آیه‏77)

    قرآن به دنبال آن می‏گوید: «زمین لرزه وحشتناکی آنها را فراگرفت و صبحگاهان بدنهای بی جانشان در خانه‏هاشان باقی ماند!(و این است‏سرانجام یک قوم مغرور و از خدا بی خبر)»!

    7-سخن از دوزخیان است که در قیامت در ظلمت و تاریکی به سر می‏برند در حالی که مؤمنان با نور ایمان در عرصه محشر شتابان می‏گذرند:
    (ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی حتی جاء امر الله و غرکم بالله الغرور)
    «منافقان دوزخی آنها را صدا می‏زنند که مگر ما با شما نبودیم؟ می‏گویند: آری! و لکن شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار(مرگ پیامبر را) کشیدید(و در همه چیز) شک و تردید داشتید و آرزوهای دو و دراز، شما را مغرور ساخت تا فرمان خدا فرارسید و شیطان شما را در برابر خداوند به غرور فریب واداشت‏»! (سوره‏ حدید،آیه‏14)

    سپس در آیه بعد از آن با صراحت‏به آنها گفته می‏شود که «امروز هیچ راه فراری ندارید و جایگاه شما آتش دوزخ است‏».
    در اینجا به خوبی می‏بینیم که یکی از صفات بارز منافقان دوزخی غرور و گرفتاری در چنگال آرزوهای دور و دراز شمرده شده است.
    8- آیه سخن از منافقان مغرور در این دنیاست که چگونه در برابر مؤمنان راستین و فقیر نمایش ثروت می‏دادند و آنها را تحقیر می‏کردند، می‏فرماید:
    (هم الذین یقولون لاتنفقوا علی من عند رسول الله حتی ینفضوا و لله خزائن السموات و الارض و لکن المنافقین لایفقهون
    «آنها کسانی هستند که می‏گویند: به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند(غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست ولی منافقان نمی‏دانند»! ) (سوره ‏منافقون،‏7)

    سپس غرور و نخوت را به اوج رسانده می‏گویند:
    (یقولون لئن رجعنا الی المدینة لیخرجن الاعز منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لایعلمون)
    «اگر ما(از میدان جنگ) به مدینه بازگردیم عزیزان، ذلیلان را بیرون خواهند کرد در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولی منافقان نمی‏دانند»،(سوره ‏منافقون،8)
    اگر منافقان، «مغرور» نبودند این گونه ثروت و قدرت خود را به رخ مؤمنان نمی‏کشیدند و به آنها با دیده حقارت نمی‏نگریستند و در وادی خطرناک کفر و نفاق سرگردان نمی‏شدند.
    همان گونه که در آغاز بحث گفتیم در عنوان «غرور» معنی فریب نهفته شده است، ولی گاه انسان خودش را فریب می‏دهد و مغرور می‏شود و گاه شیطان و یا انسانهای شیطان صفت را.

    9-
    یه سخن از طبیعت انسان - یا به تعبیر دیگر طبیعت انسانهای تربیت نایافته و کم ظرفیت است - که به هنگام نعمت و قدرت مغرور می‏شوند و سرکش، می‏فرماید:
    (فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربی اکرمن)
    «اما انسان هنگامی که خداوند او را به عنوان امتحان اکرام می‏کند و نعمت می‏بخشد(مغرور می‏شود و) می‏گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است‏»!(سوره‏ فجر،آیه‏15)
    اگر این سخن از سر شکرگزاری و سپاس پروردگار بود به یقین مایه تواضع و کمک به یتیمان و مسکینان می‏شد، ولی همان گونه که لحن آیات بعد از آن نشان می‏دهد این سخن از روی غرور و نخوت است و به همین دلیل نه تنها اثر مطلوب و سازنده‏ای بر آن مترتب نمی‏شود بلکه سرچشمه سرکشی و طغیان می‏گردد.

    10-
    آیه سخن از مشرکان خودخواه و خودپرست مکه است، می‏فرماید:
    (ام یقولون نحن جمیع منتصر)
    «آنها می‏گویند ما جماعتی متحد و نیرومندیم(و به همین دلیل پیروزی با ماست)» (سوره ‏قمر،‏44)،
    خداوند به این مغروران سبک مغز هشدار می‏دهد که:
    (سیهزم الجمع و یولون الدبر)
    «به زودی جمعشان شکست می‏خورد و پا به فرار می‏گذارند»!(سوره ‏قمر،‏45)،

    در تمام این موارد به خوبی می‏بینیم که غرور و خودبینی عامل مهم گناه و شکست و بدبختی است و قرآن مجید در یک پیشگویی اعجاز آمیز خبر از شکست و ناکامی این گروه مغرور می‏دهد، شکستی که به زودی دامانشان را گرفت و عبرت مردم شدند.

    11- آیه سخن از مشرکانی است که دین و آیین حق را به بازی گرفته ‏اند و مال و ثروت دنیا آنها را مغرور ساخته است و همین امر سبب کفر و عنادشان با حق شد، می‏فرماید:
    (وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاة الدنیا...)
    «کسانی را که آیین(فطری) خود را به بازی و سرگرمی(و استهزاء) گرفتند و زندگی دنیا آنها را مغرور ساخته است رها کن‏»،( سوره ‏انعام،آیه‏70)
    این تعبیر شاید گواه این باشد که آنها قابل هدایت نیستند، چرا که باده غرور چنان آنها را سرمست کرده و زرق و برق دنیای مادی چنان آنها را فریب داده که به هیچ وجه حاضر به تسلیم در برابر حق نیستند و جز سخریه و استهزاء در برابر حق کاری ندارند و این معنی از عمق فاجعه‏ای که به خاطر غرورشان در آن گرفتارند خبر می‏دهد.
    تعبیر به «دینهم‏» اشاره به فطری بودن دین الهی است که در سرشت همه انسانها حتی مشرکان وجود داشته و دارد، یا اینکه اشاره به کسانی است که حتی آیین بت ‏پرستی خودشان را به بازی و مسخره می‏گرفتند و به خاطر غرور حتی به آن هم پایبند نبودند و یا اشاره به آیین اسلام است که خداوند به نفع آنان و برای آنها فرستاده است.

    12-آیه به همه انسانها هشدار می‏دهد و از اینکه فریب زرق و برق دنیا را بخورند و به آن مغرور شوند و در دام شیطان بیفتند بر حذر می‏دارد، می‏فرماید:
    (یا ایها الناس... ان وعد الله حق فلاتغرنکم الحیاة الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور)
    «ای مردم! ... وعده الهی حق است مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد و مغرور سازد و مبادا شیطان شما را فریب دهد»!(سوره ‏لقمان،آیه‏33)

    جالب اینکه اسباب غرور در این آیه دو چیز شمرده شده: زرق و برق دنیا» و «شیطان‏» و این تعبیر نشان می‏دهد که گاه انسان بی آنکه از زندگی مادی مرفهی برخوردار باشد تنها با مشتی خیالات بی اساس مغرور می‏شود و برای خود مقام و شخصیتی می‏پندارد، در برابر حق سرکشی می‏کند و در دام شیطان گرفتار می‏شود. درست است که دنیای پر زرق و برق یکی از دامهای شیطان است ولی گاه خیال و پندار هم سرچشمه نفوذ شیطان می‏گردد و انسان با آن دلخوش می‏شود.

    نتیجه نهایی
    از مجموع آنچه در تفسیر و شرح آیات بالا گفته شد این واقعیت‏به دست می‏آید که مساله غرور و نخوت ازآن‏روزی‏که‏آدم‏پابه‏ �ین‏کره‏خاکی‏نهاد،درتما م ‏دورانهای تاریخ و عصر انبیای پیشین تا امروز، یکی از سرچشمه‏های اصلی و خطرناک فساد و انحراف و کفر و نفاق بوده است، مطالعه در این آیات نشان می‏دهد که تا چه حد این صفت رذیله مایه بدبختی گروه عظیمی از انسانها و جوامع بشری می‏شود و اگر هیچ دلیلی بر زشتی این رذیله اخلاقی جز همین آیات نباشد کافی است.
    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    اخلاق در قرآن جلد 2، آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته) الف
    غرور در قرآن

  2. تشكر

    مدير اجرايي (04-06-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ماده «غر» به معنای فریب دادن است. ریشه اصلى این واژه به معنى حصول غفلت به سبب تأثیر چیز دیگرى در انسان است. طبق تعریف بزرگان علم اخلاق، غرور عبارت است از دلخوش بودن به چیزى كه موافق هواى نفس و تمایل طبع انسانى است و ناشى از اشتباه انسان یا فریب شیطان است. آیات متعددی از قرآن کریم، انسان ها را از گرفتاری در دام عوامل فریب دهنده بر حذر داشته و فریفتگان و مغروران را مورد نکوهش قرار است.

    خداوند خطاب به انسان می فرماید: (یا أیها الإنسان ما غرك بربك الكریم) (الانفطار،6 ): اى انسان چه چیز تو را به پروردگار كریمت مغرور كرده است. یعنى چه چیزی تو را مغرور نموده و تو را فریب داده و باطل را براى تو زیبا و حق جلوه داده تا او را مخالفت نموده و گناه نموده اى. روایت شده كه پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) هر گاه این آیه را تلاوت می كرد. می فرمود: «جهل و نادانى او او را فریب داده است». در این آیه مى بینیم كه غرور را معلق به دو صفت" ربوبیت" و" كرم" خداى تعالى كرده، و این بدان منظور بوده كه بفهماند علت عتاب و توبیخ چه بود، و حاصلش این است كه تمرد بنده و سرگرمى و فرو رفتن سراپایش در معصیت پروردگاری كه مدبر امر او است، و نعمت هاى ظاهرى و باطنیش سراپاى وجود او را فرا گرفته، كفرانى است كه هیچ فطرت سلیمى در زشتى آن شك ندارد، و بدون دغدغه مرتكبش را مستحق عقاب مى داند، مخصوصا در موردى كه رب منعم، كریم هم باشد، یعنى اگر نعمتى مى دهد و عطایى مى كند هیچ قسم سودى را براى خود منظور ندارد، و علاوه بر این در احسانى كه مى كند بدیها و نادانیها و نافرمانیهاى مربوب را در نظر نمى گیرد، و از همه اغماض مى كند، كه كفران چنین ربى باز هم زشت تر و توجه عتاب و مذمت شدیدتر و روشن تر است.

    امام علی (علیه السلام) هنگام تلاوت آیه فوق، فرمودند:« أدحض مسئول حجة و أقطع مغتر معذرة لقد أبرح جهالة بنفسه یا أیها الإنسان ما جرأك على ذنبك و ما غرك بربك و ما أنسك بهلكة نفسك»: انسانی که در این آیه مورد خطاب و سئوال است، هر دلیلی برای مغرور شدنش به خدا بیاورد دلیلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذرو بهانه هر فریب خورده دیگری بی پایه تر و جهالت وجود او را سخت فرا گرفته است. ای انسان! چه چیز تو را به گناه کردن دلیر کرده است؟ چه چیز تورا به پروردگارت مغرور و گستاخ کرده است؟ چه چیز تو را به نابود کردن خودت، خو داده است؟ ( نهج البلاغة،خطبه 223)

    در آیه دیگری، خداوند به همه انسانها هشدار مى دهد و آنها را بر حذر می دارد از اینكه فریب زرق و برق دنیا را بخورند و به آن مغرور شوند و در دام شیطان بیفتند: « یا ایها الناس... ان وعد الله حق فلاتغرنكم الحیاة الدنیا و لایغرنكم بالله الغرور: اى مردم!... وعده الهى(معاد) حق است مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد و مغرور سازد و شیطان با به رخ كشیدن و استناد به رحمت و مغفرت خدا فریبتان ندهد» ( فاطر، 5 ).
    غرور در قرآن

  5. تشكر

    saba jo0o0on (14-06-1391)

  6. #3
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    شیطان نظر مردم را یكسره به حلم و عفو خدا از یك سو، و به مظاهر امتحان و استدراج و كیدش از سوى دیگر، متوجه می سازد، از یك سو به ایشان تلقین می كند كه خدا حلیم و بخشنده است، و از سوى دیگر می گوید: به دنیاپرستان بنگرید كه چگونه از عذاب خدا ایمنند، هر چه بیشتر در طلب دنیا مى كوشند، و بیشتر از خدا غافل و در لجنزار گناه غرق مى شوند زندگى شان بهتر و راحت تر، و در بین مردم داراى مقامى رفیع تر مى شوند. این جاست كه شیطان از وسوسه هاى خود نتیجه مى گیرد، و به دل آنان مى افكند كه اصلا هیچ احترام و ارزشى نیست، مگر در پیشرفت زندگى دنیا، و در ما وراى این زندگى خبرى نیست، و این وعده و وعید و قیامت و حساب و بهشت و دوزخى كه دعوت هاى دینى از آن خبر مى دهند، مشتى خرافات است. در نتیجه مى توان گفت: مراد از" غرور" و اینکه شیطان انسان را نسبت به خدا فریب می دهد، این است كه: انسان را از آن معامله اى كه خداوند در برابر غفلت و ظلم انسان، با انسان مى كند غافل می سازد.

    جالب اینكه اسباب غرور در این آیه دو چیز شمرده شده: «زرق و برق دنیا» و «شیطان» و این تعبیر نشان مى دهد كه گاه انسان بى آنكه از زندگى مادى مرفهى برخوردار باشد تنها با مشتى خیالات بى اساس مغرور مى شود و براى خود مقام و شخصیتى مى پندارد، در برابر حق سركشى مى كند و در دام شیطان گرفتار مى شود. درست است كه دنیاى پر زرق و برق یكى از دامهاى شیطان است ولى گاه خیال و پندار هم سرچشمه نفوذ شیطان مى گردد و انسان با آن دلخوش مى شود. با توجه به آیه 70 سوره مبارکه انعام در می یابیم که فریب خوردن از ظاهر زیبای دنیا موجب عدم دین مداری می شود. قرآن کریم می فرماید: «كسانى را كه آیین(فطرى) خود را به بازى و سرگرمى(و استهزاء) گرفتند و زندگى دنیا آنها را فریب داده است رها كن»، (وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاة الدنیا...). بین فریب خوردن از دنیا و بازیچه گرفتن دین خدا، ملازمه است، وقتى انسان نسبت به كام گرفتن از لذتهاى مادى، افسار گسیخته شد و همه كوشش خود را، صرف آن نمود، قهرا از كوشش در دین حق اعراض نموده و آن را شوخى و بازیچه مى پندارد. علاوه بر شیطان و دنیا، آرزوهای دور و دراز نیز، از عواملی است که موجی فریب خوردن و گمراهی انسان می شود. «منافقان دوزخى آنها را صدا مى زنند كه مگر ما با شما نبودیم؟ مى گویند: آرى! ولكن شما خود را به هلاكت افكندید و انتظار (مرگ حضرت رسول یا وارد شدن حوادث ناگوار بر مومنین) كشیدید و شك و تردید (در دین خدا) داشتید و آرزوها شما را فریب داد تا فرمان خدا (مرگ) فرارسید و شیطان شما را نسبت به خداوند فریب داد»! (ینادونهم الم نكن معكم قالوا بلى و لكنكم فتنتم انفسكم و تربصتم و ارتبتم و غرتكم الامانى حتى جاء امر الله و غركم بالله الغرور) (حدید، 14). جمله (و غرتكم الأمانی) یعنی آرزوهایى كه نمودید (اینكه برای مؤمنین حوادث ناگوار پیش بیاید و یا اینکه نور دین خدا خاموش شود)، شما را فریب داد به تا اینکه در چیزی که دست نیافتنی است، طمع کردید.
    غرور در قرآن

  7. تشكر

    saba jo0o0on (14-06-1391)

  8. #4
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    در اینجا به خوبى مى بینیم كه یكى از صفات بارز منافقان دوزخى غرور و گرفتارى در چنگال آرزوهاى دور و دراز شمرده شده است. قوم یهود، در اثر غرور و خودبینى امتیازات نامعقولى براى خود قائل بودند و همین تفكر غلط سبب گمراهى و طغیان آنها شد، قرآن کریم مى فرماید: « ذلك بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فى دینهم ما كانوا یفترون: این (اعراض و روى گردانى آنها از حکم کتاب الهى ) به خاطر آن است كه مى گفتند: جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمى رسد (و مجازات ما به خاطر گناهان سنگینمان بسیار كم است چون قوم برترى هستیم! ) این افترا و دروغى كه(به خدا) بسته بودند آنها را در دینشان فریب داده بود» (آل عمران،24). اهل كتاب به خاطر عقیده خرافى ای كه داشتند و آن را به خدا افترا بسته بودند، فریب خورده و مغرور شدند، و خود را از كتاب خدا بى نیاز گمان کردند (خدا داناتر است).

    سؤالى که در اینجا پیش می آید این است كه چگونه در آیه شریفه فرموده اهل كتاب فریب افتراى خود را خوردند، و بدان مغرور شدند، مگر ممكن است كه انسان فریب گفتار خود را بخورد؟ با علم به اینكه گفتارش دروغ و خدعه و باطل است. جواب این سؤال آن است كه صاحبان گفتار غرورانگیز نامبرده، نیاكان ایشان بودند، و فریب خوردگان اخلاف و نسلهاى بعدى آنان، و اگر در آیه شریفه هر دو را به اهل كتاب نسبت داده، براى این بود كه همه آن اسلاف و اخلاف یك امت بودند، و اخلاف، به اعمال اسلاف راضى بودند. علاوه بر اینكه ممکن است کسی در اثر گفتار نادرست خویش - با علم به اینكه افترا و باطل است - فریب بخورد، زیرا آنچه انسان انجام می دهد بر طبق آنچه مى داند نیست، بلكه بر طبق آن ملكات خوبى و بدى است كه در نفسش پدید آمده، و عمل را در نظرش زینت مى دهد. اهل كتاب هم از آنجا كه تكبر و ستمگرى و محبت به شهوات در دلهایشان رسوخ نموده، هر عملى را كه انجام مى دادند بر طبق خواسته نفسشان بود، در نتیجه افترا بستن به خدا كه عادت و ملكه آنان شده، همان باعث فریب خوردن و غرور ایشان گشته، و چون این عمل ناپسند را مكرر انجام داده اند، كارشان به جایى رسید كه در اثر تلقین، نسبت به عمل خود اعتماد پیدا كردند .علماى روان شناس هم اثبات كرده اند كه تلقین هم، كار عمل را مى كند، و آثار علم را از خود بروز مى دهد.

    در یکی دیگر از آیات قرآن کریم می خوانیم: مشرکان در اثر فریب یکدیگر به پرستش بت ها می پرداختند: «قل أرأیتم شركاءكم الذین تدعون من دون الله أرونی ما ذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فی السماوات أم آتیناهم كتابا فهم على بینة منه بل إن یعد الظالمون بعضهم بعضا إلا غرورا: بگو این شركایى كه به جاى خدا مى خوانید، به من بگویید ببینم چه چیزى از زمین را آفریده اند و یا در آسمانها شركتى دارند و یا ما به ایشان كتابى نازل كرده و در آن از وجود چنین شریكى خبر داده ایم و این مشركین دلیلى بر شرك خود دارند، نه هیچ یك از اینها نیست بلكه جز این نبوده كه این ستمكاران به یكدیگر وعده هاى فریبنده مى دهند» (فاطر، 40 ). جمله " بل إن یعد الظالمون بعضهم بعضا إلا غرورا" می فهماند که عامل شرك ورزیدن مشركین، استدلالی نبوده كه آنان را بر این كار وادار كرده باشد، و خواسته باشند بر آن استدلال اعتماد كنند، بلكه تنها انگیزه آنها فریبى است كه بعضى از آنها نسبت به بعض دیگر روا مى دارند، به این معنا كه نیاكان و اسلاف، آیندگان را فریب داده و مغرور مى كردند به اینكه: بت ها نزد خدا شفاعت مى كنند، و نیز رؤساى هر قوم زیر دستان خود را فریب مى دادند به اینكه این شركاء نزد خداى سبحان شفاعت خواهند كرد، در حالى كه این وعده ها همه پوچ بود و حقیقت نداشت.
    غرور در قرآن

  9. #5
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    منابع:
    ترجمه الميزان،محمد حسین طباطبایی، ج‏3، ص194 و 195 - ج‏7، ص 204 - ج‏17، ص21 و 78 - ج‏19، ص277 - ج‏20، ص368
    التبيان في تفسير القرآن،شیخ طوسی، ج‏4، ص 277 - ج‏9، ص 527
    ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن،شیخ طبرسی، ج‏24، ص221 و 222 - ج‏26، ص351
    اخلاق در قرآن، ناصر مکارم شیرازی، ج2، ص 165
    غرور در قرآن

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •