▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 39 , از مجموع 39
  1. #31
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    الگوی زندگی زن مسلمانان

    زندگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) الگوی زندگی یک زن مسلمان است. زیرا ساده زیستن دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) و قناعت و عدم روحیه ی مصرف گرایی او می تواند بهترین نمونه برای زن های جامعه ی امروز ما باشد.
    حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از نظر اندیشه ی اسلامی و معرفت، یکی از پیشروان فکر اسلامی است و او را برای فرزندان خود یک آموزگار و برای پدر یک شاگرد بود. او فرزندان خود را در محیطی اسلامی، همواره با اندیشه های اسلامی تربیت کرد و فضای خانه ی او آکنده از معنویت اسلامی بود. این شخصیت برجسته و محترم در مواقع لازم و حتی در اجتماع مردم، شرکت می کردند و ضمن سخنرانی برای مردم، مسایل را از دیدگاه خود برای آن ها تشریح می کردند. او یک زن مبارز، پی گیر، آگاه، دانشمند و در عین حال یک زن خانه دار و با توقع کم بود و یک الگو برای زنان مسلمان جهان است. زیرا فکر بلند او تربیت فرزندانش، حضور همه جانبه در میدان و سخن او برای دیگران، می تواند درس خوبی محسوب شود. قناعت او در زندگی زناشویی، می تواند درس خوبی باشد. زنان با پارسایی، تقوا، پرهیزکاری، عبادت، شجاعت و تربیت فرزندان با ایمان و خانه داری و گرم کردن محیط زندگی، می توانند حضرت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را الگو قرار دهند.

    بیانات مقام معظم رهبری، خطبه های نماز جمعه 4/ 11/ 1364.


    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. #32
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خواسته های بسیجی

    بسیجی بلند همت است. خواسته های او بزرگ و در حد اعتلای کشور می باشد. خواسته های او نجات همه ی آحاد بشر و رفع فساد و تبعیض و بی عدالتی و سلطه ی دشمن است. او از این که زیر پرچم آمریکا با دیگر قدرتهای بیگانه زندگی بکند و مثل حیوانات بچرد، بیزار است. برای او فرق می کند و مهم است که چه کسی بر کشور او فرمان براند؛ یک انسان فاسد و فاسق و فاجر و مزدور بیگانه، یا بنده ی صالح خدا.
    ... امروز هم بسیجی برای کشور دل می سوزاند، برای آبادانی کشور تلاش می کند، برای حفظ استقلال ملی، هرچه بتواند کار می کند و از جان خود هم می گذرد. امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهد از روزنه ای – چه اقتصادی و سیاسی و چه فرهنگی- به داخل کشور نفوذ کند، در مقابل او می ایستد و با مشت به صورتش می کوبد.
    ... ما انتظار نداریم که دشمن در جامعه و در داخل کشور ما، جاسوس و سرانگشت وایادی و انسانهای خبیث و خود فروخته و منافق نداشته باشد؛ خیر امروز هم هستند. چه کسی در مقابل آنان می ایستد؟ طبیعی است که عناصر « بسیج» یعنی همان نیروی عظیم خروشان و زبده ی ملت مؤمن، در مقابل دشمن و ایادی او می ایستد.
    ... بسیج، یک حرکت منطقی و فکری و ریشه دار و عمیق است و کسانی که در کار این حقیقت بزرگ، شرکت دارند، همه ی آحاد ملتند. هر کس که بسیجی است، باید به بسیجی بودن خود افتخار کند. بسیجی بودن، مایه ی سرافرازی و سربلندی پیش پروردگار است.

    منبع: بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع فرماندهان بسیج 8/9/1374.


    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. #33
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شمیم هدایت


    انسان دشمن خویشتن

    هیچ راهی برای اصلاح این نفوس حیوانی ناری و آتش آن، جز مکتب اسلام وجود ندارد. عبادات و اعتقادات و اخلاق اسلام برای این است که بدون این که تحمیل بر شما کرده باشند، خواسته اند شما را بسازند و مثل این که شما قبول ندارید که خودتان دشمن خود هستید. دشمن خود و جهان هستی. می پرسید چطور انسان دشمن خودش است؟ چون تمام گرفتاری ها را خودت برای خودت ایجاد می کنی، تمام مهلکات مال خود انسان است. این نفس به برکت عبادات و به برکت توحید – اگر انسان توفیقات بر توحید پیدا کند- ساخته می شود، اگر نمازهای معراجی نصیب انسان شود؛ یعنی وقتی می گوید: «ایاک نعبد» صادقانه بگوید: من بنده ی خدا هستم.
    تو الان حساب کن، چند سال از عمرت رفته است، در این مدت، بنده ی چه کسی بودی؟ بنده ی خدا بودی یا بنده ی شیطان؟ هر کاری دلت خواسته کرده ای. ولی خدا چی؟ مثل این که اصلا توجه نیست به این که خدا چه اراده کرده است و چه می خواهد. خلاصه، عیب نفس همین است که همه را به آتش می کشد و می گوید این آتش ها مال ما نیست. پس آتش ها مال کیست؟ انسان نباید خودش خوش بین باشد. پیامبران آمده اند جلو این آتش انسان را بگیرند. آمده اند که این انسان ساخته شود. شما جز این که به برکت اسلام و امام زمان (علیه¬السلام) ساخته شوید، راه دیگری ندارید.

    منبع: حضرت آیت الله بهاءالدینی رحمت الله علیه، سلوک معنوی، ص 62.



    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. #34
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در محضر استاد


    هر کجا می نشینید و می روید سعی کنید مجلس را خدایی کنید و از گناه خصوصا غیبت جلوگیری کنید. وقتی این نیتتان باشد. خداوند متعال کمکتان می کند. اعراض از لغو محقق نمی شود. مگر به واداشتن هر عضوی ازاعضاء به آنچه از برای آنان آفریده شده است. در حکمت 330 نهج البلاغه، حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: کمترین چیزی که برای حق تعالی به شما لازم شده، این است که با نعمت های او معصیتش را انجام ندهید. جمع بین عرف و شرع، کمال یک انسان مؤمن است، در خواندن دعاها، اول معنی دعاها را به فارسی بخوانید و بعد عربی بخوانید تا بفهمید با خدای هستی چه می گویید. به خواندن یکی از حرزها که در مفاتیح الجنان است، مداومت کنید. مثلا حرز حضرت جواد (علیه السلام) که خیلی مختصر است «یا نور یا برهان یا مبین یا منیر یا رب اکفنی الشرور و آفات الدهور و اسئلک النجاة یوم ینفخ فی الصور»
    لقمه ی حرام تأثیر منفی بسیار زیادی در نفوذ شیطان به انسان دارد.
    خداوند متعال در آیه ی 51 سوره ی مؤمنون می فرماید:
    «یا ایها الرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحا انی بما تعملون علیم».
    «ای پیامبران الهی از روزی پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید که من، به آنچه انجام می دهید، عالم هستم.»

    منبع: نصایح عارف فرزانه استاد آیت الله عبدالقائم شوشتری (دامت برکاته) برگرفته از کتاب خرمن معرفت



    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. #35
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نکته های ناب


    همنشینی با علما

    حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: هر که به استقبال عالمی رود، مرا استقبال کرده است و هر که به دیدار علماء رود، مرا دیار کرده است و هر که با علماء نشیند، با من نشسته است و هر که با من نشیند، چنان است که با پروردگار همنشینی کرده باشد.(1)

    پند گهربار

    حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: بر دانش آموز است که خود را در طلب علم کوشا سازد و از آموختن دانش خسته نشود و دانسته های خود را زیاد نشمارد.(2)

    حقوق آموزگار بر شاگرد

    حضرت امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند:
    1- حق استاد تو این است که به او احترام بگذاری.
    2- محضرش را موقر داری.
    3- با دقت به سخنانش گوش بسپاری.
    4- رویت به او باشد و به او توجه نمایی.
    5- صدایت را براو بلند نکنی.
    6- هر گاه کسی از او سؤال کند تو جواب ندهی، بلکه بگذاری خودش جواب دهد.
    7- در محضر او با کسی سخن نگویی.
    8- در حضور او از کسی غیبت نکنی.
    9- اگر پیش تو از او بدگویی شود، از وی دفاع کنی.
    10- عیبتهایش را بپوشانی.
    11- خوبیها و صفات نیکش را آشکار سازی.
    12- با دشمن او همنشینی نکنی.
    13- با دوستانش دشمنی نورزی.
    هر گاه این کارها را کردی فرشتگان خدا درباره ات گواهی دهند که تو برای رضای خدای بلند نام، نه برای مردم، نزد آن استاد رفته ای و دانش او را فرا گرفته ای.(3)

    پي نوشت :


    1- کنزالعمال، ج 28883.
    2- غررالحکم، ج 6197.
    3- خصال شیخ صدوق (رحمت الله علیه)، ص 567.



    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. #36
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دل نوشته


    شب آسمانی شدن

    محمد جواد دژم

    شب قدر، اوج معنویت رمضان است؛ اوج رنگ خدا گرفتن.
    شب قدر، پهنه‏ای است که روزه‏دار بر آن می‏ایستد و تکیه می‏کند بر حق، بر همه کائنات پشت کرده، در خلوت پر راز شب، با عبودیت محض، در حضور پروردگارش از هرچه زمین و زمینی است، می‏برد و پیوند می‏خورد با آسمان. مجرد می‏شود، غلت می‏خورد در باور شب.
    با راز مرموز شب یکی می‏شود و دست به دست کائنات، تقدیر مشترکش را بهترین تقدیر مقدر، التماس می‏کند.
    ایمانش را پا برجا، جانش را رها و تعلقاتش را هر روز ناچیزتر طلب می‏کند.
    شب قدر، تنها خدا را می‏بیند که کارگزار هستی‏ست و تنها کلام خدا را می‏شنود که نزولش، هرلحظه، هرم فضاست. اشک می‏ریزد و در انتهای ضجه‏هایش، درمی‏یابد که کائنات، چون گویی با چوگان امر الهی متحرکند و سیطره امر و اراده محض اوست که گسترده بر مقدرات است. شب قدر، شب رنگ‏باختن جسم است؛ شب حکومت جان. شب تحقیر ماده و عظمت معناست.
    شب قدر، شب آسمانی شدن است؛ شب یکی شدن با ژرفای فطرت الهی.
    شب قدر، شب همسایگی با فرشتگان است. شب از یاد بردن خود، شب غرق شدن در وجود خداوند، شب رحمت، شب تقدیر الهی است.
    شب قدر، «شبی است که از هزار ماه برتر و بالاتر است». قدر، میعاد انسان است با خداوند.




    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. #37
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خلوت نیاز

    محمد جواد دژم

    چه فرصتی بهتر از امشب برای خلوت و عرض نیاز!
    باید تمنا را به پیشگاهش عرضه داشت، باید شتافت در صف نیازمندان و طلب کرد خوبی‏ها را هزار بار.
    باید مهر و رحمت و آمرزش را خواهش کرد از درگاه کرمش.
    باید اشک ریخت و پاک شد برای رسیدن.
    باید پیوند خورد با اصل هستی. یادمان باشد که از فیض این شب‏ها محروم ماندن، یعنی نهایت تجلی کمال را به فراموشی سپردن؛ یعنی دور ماندن از اصل روزه، اصل رمضان.
    شب قدر را باید قدردان بود که شب نزول فرشتگان است بر زمین و شب نور و سعادت و قرب الی اللّه.
    باید قدردانش باشیم تا تباهی لحظه‏هامان را به چشم نبینیم. شب‏بیداری امشب خواب غفلت می‏پراند از سر؛ اشک‏ریزانش، شادی‏آفرین عمر است. باید قدردان امشب بود!


    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. #38
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    شب‏های روشن عشق

    حمید باقریان

    از کوچه‏های تاریک نفسانیت به سمت روشنایی و نور می‏آیم. پیوند می‏خورم با شب‏های همیشه بهار قدر؛ شب‏هایی که پروانه‏های حقیقت، گل‏های ایمان را کشف خواهند کرد، شب‏هایی که امواج دریای وجودم اوج خواهند گرفت به سمت بودن. در کوچه باغ‏های سبز جوشن کبیر، مسافر راهی می‏شوم که مقصدش رستگاری است.
    چراغ راهم، هزار نام نورانی خداست. از صدف لبم مروارید «الغوث الغوث»، می‏تراود؛ به امید آنکه باران توبه، آتش دوزخم را فرو نشاند «خَلِّصنا مِنَ النار یا رب».
    و من آمده‏ام تا در میان انبوه ستارگان روشن شب‏های قدر، در زیر نور رهایی مهتاب به خویش برگردم؛ به سرزمینی که از آن دور افتاده‏ام، سرزمین حقیقت.
    من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
    آدم آورد در این دیر خراب‏آبادم
    و شب‏های قدر، محفل وصل دوستداران است.
    چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
    آن شب قدر که این تازه براتم دادند


    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. #39
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ساحل نجات

    خدیجه پنجی

    شب قدر است.
    عطر نفس‏های فرشته‏ها را می‏شود حس کرد.
    ستاره‏ها را می‏شود از آسمان چید. افتادگی و تواضع آسمان را امشب حد و مرزی نیست.
    آسمان به زمین نزدیک است. شب قدر است؛ هزار پنجره بر زمین گشوده شده از بالا دست، هزار روزنه از کشف و شهود باز شده، آسمان گم می‏شود در صدای زمزمه عاشقانه‏ها.
    امشب فرشته‏ها تا صبح، نجوای دل‏سوخته بنی‏آدم را می‏شنوند.
    کلمات روشن وحی، نازل می‏شود بر سینه زمین.
    شمار فرشتگان را حد و حصری نیست.
    هزار هزار آدم، امشب متولد می‏شوند از نو.
    از پیله نیاز و توسل، از بند بند «جوشن کبیر» و از عمیق‏ترین شعله‏های «یا رب» «یا رب»، هزار پروانه می‏شکافند، پیله دلتنگی غربتشان را. امشب، شب پرواز است؛ شب قدر، شب تقدیر و سرنوشت، بیایید ای صداهای در سینه حبس شده!
    بیایید ای گداهای پشت درمانده! بیایید، ای اشک‏های یخ زده!
    بیایید ای درمانده‏های در راه فرومانده! اگر فرصتی باشد، امشب است.
    کجایید، دستان همیشه سائل من؟
    بکوبید کوبه این درگاه را؛ صاحب‏خانه پشت در منتظر توست، این درگاه دربان ندارد، هیچ نگهبانی دست رد بر سینه‏ات نخواهد زد، صاحب‏خانه خودش تو را خوانده است. صاحب‏خانه خود، پیش قدم شده. امشب، شب آشتی است؛ پایان قهرها و جدایی‏ها. امشب شب قدر است.
    باران می‏بارد، چقدر باران تند می‏بارد. باران روح است «قدر».
    باران ندامت است از چشم. باران توبه است در «دل».
    باران آتش است در «من».
    باران رحمت است از «تو». و من خیس شدم.
    باران می‏بارد؛ باران توبه است در «من». ریزش عصیان است در «من». تطهیر «منیّت» است در «من». امشب، شب قدر است. من سراپا آتش، من شعله‏ور در عشق، من می‏سوزم از شوق؛ بیدارم کن. انگشت اشاره‏ای کافی است؛ کجاست شعله طوری که هادی‏ام شود؟
    این روشنایی از توست موسای گمشده در هروله بوته آتش مانده! تو آن آتشی که در من زبانه می‏کشد. جاری است حس خواستنت در من.
    من ذره ذره در تو رها هستم.
    در تار و پود روح پریشانم، اندوه شعله‏سای تو می‏پیچد.
    مرا می‏سوزانی، خلیلم آیا در آتش سوزان نیاز؟ امشب شب قدر است، باید تلاش کنم؛ تلاشی مستمر تا تو.
    باید دست و پا بزنم؛ غریق دریای نیسان خویشم، ساحل نجاتی پیداست، تو آن دورها، شاید نزدیک‏تر از دورها، در انتظار منی. باید تلاش کنم؛ برای رسیدن تا تو.



    ▐★*★ ▐دریچه ای به سوی ملکوت {روز بیست و ششم }▐★*★ ▐
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •