سوره مائده آیات 109 - 106 سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سوره مائده آیات 109 - 106
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
  1. #1
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض سوره مائده آیات 109 - 106




    ترجمة الميزان ج : 6ص :284

    يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا شهَدَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْت حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ ءَاخَرَانِ مِنْ غَيرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضرَبْتُمْ في الأَرْضِ فَأَصبَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِتحْبِسونَهُمَا مِن بَعْدِ الصلَوةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشترِي بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذَا قُرْبيوَ لا نَكْتُمُ شهَدَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَّمِنَ الاَثِمِينَ‏(106) فَإِنْ عُثرَ عَلي أَنَّهُمَا استَحَقَّا إِثْماً فَئَاخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ استَحَقَّ عَلَيهِمُ الأَوْلَيَنِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشهَدَتُنَا أَحَقُّ مِن شهَدَتِهِمَا وَ مَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذاً لَّمِنَ الظلِمِينَ‏(107) ذَلِك أَدْني أَن يَأْتُوا بِالشهَدَةِ عَلي وَجْهِهَا أَوْ يخَافُوا أَن تُرَدَّ أَيمَنُ بَعْدَ أَيْمَنهِمْوَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسمَعُواوَ اللَّهُ لا يهْدِي الْقَوْمَ الْفَسِقِينَ‏(108) × يَوْمَ يجْمَعُ اللَّهُ الرُّسلَ فَيَقُولُ مَا ذَا أُجِبْتُمْقَالُوا لا عِلْمَ لَنَاإِنَّك أَنت عَلَّمُ الْغُيُوبِ‏(109)

    ترجمه آيات

    اي كساني كه ايمان آورديد شهادتي كه براي يكديگر در حال احتضار و هنگام اداي وصيت تحمل مي‏كنيد مي‏بايد كه دو تن از شما يا ديگران آنرا تحمل كنند و اگر مصيبت مرگ ، شما را در سفر پيش آيد و دو نفر مسلمان نيافتيد تا وصيت شما را تحمل كنند، دو نفر از كفار را شاهد بگيريد و در صورتي كه ورثه در باره اين دو شاهد سوء ظني داشتند آنان را بعد از نماز بازداشت كنيد تا سوگند ياد كنند كه ما شهادت خود را بمنظور سود مادي اگر چه رعايت جانبداري از خويشان باشد تحريف نكرده و شهادت خداي را كتمان نكرده‏ايم .

    چه مي‏دانيم كه اگر چنين كنيم از گنه‏كاران خواهيم بود ( 106) .


    ترجمة الميزان ج : 6ص :285

    پس اگر معلوم شد سوء ظن شما بجا بوده و آن دو مرتكب خيانت شده‏اند دو نفر ديگر از اولياي ميت كه آن دو شاهد عليه آنان شهادت داده بودند بعد از رد شهادت آنان شهادت مي‏دهند و سوگند مي‏خورند كه شهادت ما از شهادت آن دو به حق نزديك‏تر است .

    و ما در اين شهادت خود تجاوز نكرده‏ايم و ميدانيم كه اگر چنين تجاوزي بكنيم هر آينه از ستمكاران خواهيم بود ( 107) .

    اين دستور نزديك‏ترين راه است براي واداري شهود بر اينكه صحيح شهادت دهند ، و بترسند از اينكه اگر تحريف كنند شهادتشان مردود شده اولياي ميت با شهادت و سوگند خود آنها را رسوا مي‏كنند و بترسيد از خدا و گوش فرا دهيد و خدا مردم فاسق را رهنمايي نمي‏كند ( 108) .

    به ياد آريد روزي را كه خداوند رسولان خود را جمع نموده و از آنانمي‏پرسد مردم چه جوابتان دادند ؟ مي‏گويند نمي‏دانيم .

    به درستي كه تويي داناي نهاني‏ها ( 109)
    سوره مائده آیات 109 - 106

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (25-05-1391), نرگس منتظر (25-05-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بيان آيات

    سه آيه اول راجع به شهادتست ، و آيه آخري هم از نظر معني بي‏ارتباط با آنها نيست .

    يا ايها الذين آمنوا شهادة بينكم ... محصل مضمون اين دو آيه اين است كه اگر يكي از مسلمين در سفر احساس كرد كه اجلش فرا رسيده و خواست تا وصيتي كند مي‏بايد دو نفر شاهد عادل از مسلمين را در حين وصيت خود گواه بگيرد .

    و اگر به چنين دو نفري دست نيافت ، دو نفر از يهود و نصارا گواه بگيرد ، و اگر پس از مرگش اولياي او اين وصيت را نپذيرفتند و در باره آن سوء ظني داشتند ، آن دو شاهد را بازداشت مي‏كنند تا پس از نماز بر صدق شهادت خود به خداي متعال سوگند ياد كنند و به اين وسيله به نزاع خاتمه دهند .

    بنا بر اين اگر اولياي ميت مطلع شدند كه اين دو شاهد در شهادت خود دروغ گفته و يا در قضيه خيانت كرده‏اند آنان نيز بر صدق ادعاي خود ( خيانت شهود ) دو شاهد اقامه مي‏كنند .

    اين است آن مطلبي كه از ظاهر اين دو آيه استفاده مي‏شود .

    پس اينكه فرمود : يا ايها الذين آمنوا خطاب به مؤمنين و حكم مختص به آنها است .

    شهادة بينكم اذا حضر احدكم الموت حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم در طرف خبر يعني ذوا عدل منكم مضافي در تقدير است ، و آن عبارت است از كلمه : شهادة ، و تقدير چنين است : شهادة بينكم اذا حضر احدكم الموت شهادة ذوا عدل منكم - حكم شهادت در بين شما وقتي كه يكي از شما را مرگ فرا ميرسد همانا اين است كه دو نفر از عدول شما بر وصيت شما شهادت دهند ، و يا اينكه مراد از شهادت در مبتدا شاهد و مصدر به معني اسم فاعل است مثل رجل عدل و رجلان عدل ، و حضور موت كنايه است از پيشامدهاي خطرناكي كه براي انسان در اثر احساس شدت خطر وادار مي‏شود كه وصيت خود
    سوره مائده آیات 109 - 106

  5. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :286

    را بكند ، زيرا نوعا انسان به حسب طبع خود و بدون هيچ احساس خطري مانند مرضهاي سخت و امثال آن به اينگونه امور نمي‏پردازد .

    كلمه حين ظرفي است متعلق به شهادت ، يعني شهادت در حين وصيت .

    و معني عدل همان استقامت است ، و مقام خود قرينه است بر اينكه مراد از اين استقامت ، استقامت در امر دين است ، به همين جهت بايد گفت مراد از كلمه كم در منكم مسلمين ، و مراد از غيركم در او من غيركم غير مسلمين هستند نه اينكه مراد خويشان و غير خويشان باشد .

    چون خداي تعالي مقابله انداخته است بين كلمه اثنان - دو نفر و بين كلمه آخران - دو نفر ديگر سپس اثنان را هم با ذوا عدل و هم با منكم توصيف كرده و فرموده : دو نفر عادل از خودتان .

    بخلاف كلمه آخران كه تنها با من غيركم و بدون تكرار ذوا عدل توصيف شده و معلوم است كه اتصاف به استقامت در دين و عدم اين اتصاف در مسلمان و غير مسلمان فرق مي‏كند نه در خويشاوند و غير خويشاوند ، خلاصه مسلمان و غير مسلمان است كه يكي متصف به استقامت در دين هست و ديگري نيست ، و اگر اين اتصاف بود و نبودش دائر مدار خويشي و بيگانگي بود جهت نداشت كه در شاهد عدالت را معتبر كند و بفرمايد اگر شاهد ، فاميل مشهود له هستند بايد عادل باشند و اما اگر نسبت به او بيگانه‏اند لازم نيست عادل باشند .

    بنا بر اين ، ترديدي كه در جمله او آخران من غيركم هست بر اساس ترتيب است ، يعني اگر دو نفر از مسلمانان هستند كه بر اين وصيت شهادت دهند شهادت غير مسلمان كافي نيست ، و گرنه شهادت دو نفر غير مسلمان كافي است .

    و اين ترتيب از قرينه مقام استفاده ميشود و اين قرينه عينا همان قرينه‏ايست كه باعث شده جمله ان انتم ضربتم في الارض فاصابتكم مصيبة الموت قيدي باشد متعلق به جمله او آخران من غيركم زيرا طبعا وقتي زندگي مسلمان در بين مجتمعاسلامي باشد محتاج نمي‏شود به اينكه در وصيت خود دو نفر غير مسلمان را گواه بگيرد ، بخلاف حالت سفر و سير در زمين كه در چنين حالتي احتمال چنين پيشامدها و اضطرار و احتياج به استشهاد از غير مسلمان هست .

    و قرينه مقام يعني مناسبت بين حكم و موضوع و ذوقي كه از خصوص كلام خداي تعالي اتخاذ و استفاده مي‏شود دلالت دارند بر اينكه مراد از غير مسلمان ، تنها اهل كتاب يعني يهود و نصارا هستند .

    براي اينكه كلام خداي تعالي در هيچ موردي مشركين را به هيچ گونه شرافتي تشريف نفرموده است .

    و اينكه فرمود : تحسبونهما من بعد الصلوةمعنايش اين است كه آن دو شاهد را توقيف كنند چون حبس همان توقيف است .

    فيقسمان بالله پس به خدا سوگند ياد مي‏كنند ان ارتبتم در صورتي كه شما در آنچه وصي راجع به امر وصيت و يا راجع به اموال ميت

    ترجمة الميزان ج : 6ص :287

    اظهار مي‏كند در شك و ترديد بوديد .

    سوگندي هم كه مي‏خورند بدين طريق است كه مي‏گويند : لا نشتري به ثمنا و لو كان ذا قربي يعني ما از شهادتي كه نسبت به گفته‏هاي وصي مي‏دهيم سود مادي را نمي‏خواهيم اگر چه وصي ، خويشاوند ما باشد .

    و بدست آوردن سود مادي بوسيله شهادت به اين است كه شاهد به منظور رسيدن به منفعتي از قبيل مال و جاه و يا اقناع و عواطف قرابت در شهادت خود از راه حق منحرف شود و شهادت خود را به ازاي اين غرضهاي مادي كه بهايي است كم و بي ارزش بذل كند .

    و بعضي‏ها گفته‏اند ضمير در به به يمين بر مي‏گردد ، و بنا بر اين گفته ، معني چنين مي‏شود : ما از اين سوگند خود دنياي بي ارزش و اندك را در نظر نداريم .

    و لازمه اين گفته اين است كه سوگند دو نوبت اجرا شود يكي براي اثبات وصيت ، بار ديگر براي اثبات سوگند اول ، و آيه از افاده اين معنا بسيار بعيد است .

    و اينكه فرمود : و لا نكتم شهادة الله معنيش اين است كه ما شهادت بر خلاف واقع نمي‏دهيم ، انا اذا لمن الاثمين چون در اينصورت ما از گناهكاران و حاملين و زر و گناه خواهيم بود .

    اين جمله نظير عطف تفسير است بر جمله لا نشتري به ثمنا و اضافه شهادت به كلمه الله در شهادة الله يا از اين نظر است كه خداي تعالي واقع را مي‏بيند ، همانطوري كه گواهان ديده‏اند .

    پس در حقيقت همانطوري كه شهادت ، شهادت آندو است شهادت خدا هم هست و چون خداوند سزاوارتر است به ملك ، پس در حقيقت شهادت در اصل حق خداوند و ملك اوست و آندو تبع و طفيل‏اند ، كما اينكه فرمود : و كفي بالله شهيدا و نيز فرموده : و لا يحيطون بشي‏ء من علمه الا بما شاء و يا از نظر اين است كه شهادت حقي است كه خداوند آنرا بين بندگان خود مقرر فرموده ، و واجب است بر ايشان كه آنرا آنچنان كه هست و بدون تحريف اقامه كنند و چيزي را از آن كتمان ننمايند ، كما اينكه از همين نظر گفته مي‏شود : دين خدا با اينكه دين ، روش بندگان خدا است و نيز از همين نظر فرموده : و اقيموا الشهادة لله و نيز فرموده : و لا تكتموا الشهادة .

    فان عثر علي انهما استحقا اثما عثور بر هر چيز ، اطلاع بر آن و يافتن آن است .
    سوره مائده آیات 109 - 106

  7. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  8. #4
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :288

    و آيه حكم آنجائي را بيان مي‏كند كه معلوم شود شهود خيانت كرده‏اند و در شهادت خود دروغ گفته‏اند ، و مراد از استحقاق اثم خيانت و ارتكاب گناه است .

    گفته مي‏شود : استحق الرجل يعني فلاني گناه كرد و اينكه مي‏گويند : استحق فلان اثما علي فلان كنايه است از ايراد خيانت بر او .

    و از همين جهت در جمله : استحق عليهم الاوليان كلمه استحق با لفظ علي متعدي شده است ، يعني آن دو شاهدي كه از جهت وصيت نزديك‏ترند به ميت و با دروغ و خيانت خود بر اولياي ميت خيانت كردند ، و معني : استحق الرجل در اصل اين است كه فلان مرد خودش خواست تا در حقش كيفر گناه ثابت شود .

    بنا بر اين ، استعمال كنائيش از قبيل اطلاق طلب است و اراده مطلوب و وضع طريق است در جاي هدف و مقصود و كلمه اثم در استحقا اثما نيز مبني بر همان چيزي است كه در انا اذا لمن الاثمين گذشت .

    فاخران يقومان مقامهما يعني اگر معلوم شد كه آن دو شاهد با دروغ و خيانتي كه كرده‏اند مستحق كيفرند ، دو شاهد ديگر بجاي ايشان و بر دروغ و خيانت شان شهادت مي‏دهند .

    من الذين استحق عليهم الاوليان اين جمله در موضع حال است ، يعني در حالي كه اين دو شاهد جديد از كسانيند كه آن دو شاهد اول كه از جهتوصيت نزديك‏تر به ميت هستند بر آنان خيانت نمودند .

    فخر رازي هم كلمه اوليان را همينطور معنا كرده و حاصل معنا اين است كه : اگر معلوم شد شهود اول يعني كساني كه قبل از كشف خلاف از جهت وصيت نزديك‏تر به ميت بودند ، به اولياي ميت خيانت ورزيده‏اند ، در اين صورت دو تن از همان اولياي ميت اقامه شهادت مي‏كنند ، و اين معنا وقتي صحيح است كه كلمه : استحق مبني بر فاعل ( بكسر همزه و فتح تا ) قرائت شود كما اينكه بنا بر روايت حفص ، عاصم چنين قرائت كرده ، و اما بنا بر قرائت جمهور كه كلمه مزبور را به صيغه مجهول ( يعني به ضم همزه و تا ) خوانده‏اند ظاهر سياق چنين مي‏شود كه اوليان مبتدا و خبرش جمله فاخران يقومان مقامهما بوده باشد ، و بخاطر عنايتي كه نسبت به جمله خبريه داشته آنرا جلوتر از مبتدا ذكر فرموده .

    و بنا بر اين قرائت ، معني آيه چنين مي‏شود : اگر معلوم شد آن دو تن شاهد مستحق كيفر گناه شده‏اند پس دو شاهد ديگر كه دو تن ديگر از اقرباي ميت‏اند قائم مقام دو تن شاهد نخستين مي‏شوند .

    و از عاصم - البته به طريق ابي بكر و حمزه و خلف و يعقوب - نقل شده كه وي بجاي كلمه اوليان ، اولين كه جمع اول و در مقابل و ضد كلمه آخر است قرائت كرده ، و اين كلمه بظاهر به معناي اولياء
    سوره مائده آیات 109 - 106

  9. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  10. #5
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :289

    و نزديكان است حالا يا وصف است از براي كلمه الذين يا بدل است از آن .

    مفسرين را در تركيب‏بندي اجزاي اين آيه وجوه و صور بسياري است ، به طوري كه اگر آن وجوه را براي بدست آوردن معناي همه آيه در يكديگر ضرب كنيم از صد صورت تجاوز مي‏كند .

    زجاج - بطوري كه نقل مي‏كنند - گفته است : اين آيه از مشكل‏ترين آيات قرآن است از جهت تركيب‏بندي .

    و اين معناي كه ما براي آيه كرديم معنايي است كه بخوبي و بدون هيچ زحمت و پيچيدگي در فهم از سياق آيه بدست مي‏آيد ، و لذا ما از شمردن آن محتملات و وجوه خودداري مي‏كنيم ، زيرا مي‏بينم شمردن و تكرار آنها جز تحير و مبهم ساختن الفاظ آيه ثمره‏اي ندارد ، و اگر كسي طالب باشد كه به آن وجوه اطلاع پيدا كند بايد به جزء هفتم از تفسير روح البيان تاليف آلوسي و مجمع البيان و تفسير رازي و ساير تفاسير مشروحه مراجعه كند .

    فيقسمان بالله اين جمله تفريع است بر جمله فاخران يقومان مقامهما ... و نتيجه‏اي است از اين مقدمه .

    يعني لاجرم دو شاهد ديگر كه از اولياي ميت هستند قائم مقام آن گواهان مي‏شوند .

    لشهادتنا چنين سوگند ياد كنند : كه شهادت ما بر دروغ و خيانت آنان احق من شهادتهما به حق نزديك‏تر است از شهادت دروغي‏شان و ادعايشان بر امر وصيت و ما اعتدينا و ما در اين شهادتي كه بر خلاف شهادت آنان مي‏دهيم بناي تعدي نداريم ، چون اگر بناي تعدي داشته باشيم انا اذا لمن الاثمين محققا و بي شك از ستمكاران خواهيم بود .

    ذلك ادني ان ياتوا بالشهادة علي وجهها او يخافوا ان ترد ايمان بعد ايمانهم ... اين آيه شريفه در مقام بيان حكمت تشريع است ، و آن اين است كه اين حكم به اين ترتيبي كه خداي تعالي مقرر داشته براي رسيدن به واقع نزديك‏ترين راه است به احتياط و هم به اينكه شهود در شهادت خود تعدي نكنند و بترسند از اينكه مشتشان باز شده و شهادتشان بعد از قبول رد شود .

    آري ، انسان داراي هواي نفسي است كه دائما او را دعوت مي‏كند به اينكه از هر چيزي كه برايش ميسور است كام دل بگيرد ، و آنچه را كه هوس مي‏كند مرتكب شود ، چه اينكه هوسراني مشروع باشد و چه نامشروع ، چه عدالت باشد و چه ظلم و تجاوز به حق ديگران و غلبه بر آنان .

    انسان طبعا چنين است ، مگر اينكه مانعي در كار خود ببيند كه او را از اين تجاوزات باز دارد ، و قوي‏ترين موانع نفساني همانا ايمان به خدايي است كه برگشت همه
    سوره مائده آیات 109 - 106

  11. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  12. #6
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص : 290

    بندگان و حساب اعمال آنان و قضاوت در بين شان و پاداش مستوفاي كار نيك‏شان به دست اوست ، و وقتي مساله وصيت ، حقيقت امرش بر حسب فرض پوشيده و مجهول باشد براي كشف آن جز شهادت كساني كه متوفي ، ايشان را بر وصيت خود گواه گرفته راه ديگري نيست ، بنا بر اين قوي‏ترين چيزي كه انسان را نسبت به راستگويي گواهان مطمئن مي‏سازد اين است كه از ايمان دروني آنان استفاده نموده و از آنان سوگند به خداوند ( يمين ) گرفته شود ، و به فرض اينكه معلوم شد در اين شهادت دروغ گفته و خيانت كرده‏اند سوگند را به ورثه و اولياي ميت برگردانيده و آنان را بر خيانت گواهان سوگند داد ، و اين دو كار يعني سوگند دادن آن دو گواه و پس از آن رد سوگند به ورثه بهترين وسيله است براي واداري شهود به راستي و قوي‏ترين موانع است از انحراف شان .

    خداي تعالي پس از بيان اين حكم مردم را موعظه و انذار نموده و فرموده : و اتقوا الله و اسمعوا و الله لا يهدي القوم الفاسقين و معني آن روشن است .

    يوم يجمع الله الرسل فيقول ما ذا اجبتم قالوا لا علم لنا انك انت علام الغيوب اين آيه طوري نيست كه نتوان آنرا به ما قبل خود ربط داد ، زيرا گر چه ذيل آيه قبلي يعني جمله و اتقوا الله و اسمعوا ... مطلق است ليكن ظاهر آن بحسب انطباقش به امور همانا نهي از انحراف و ارتكاب خيانت در شهادت و سبك شمردن سوگند به خدا است و چون چنين است بي‏مناسبت نيست كه پس از آن خداوند ماجرايي كه بين او و پيغمبرانش كه هر كدام شاهد بر امت خويش و بهترين شهدايند در روز قيامت رخ خواهد داد ذكر كند ، چون خداي تعالي فرداي قيامت از آن بزرگواران مي‏پرسد چه كساني دعوت‏شان را پذيرفتند ؟ آنان هم كه داناترين مردمند به اعمال امت خود و از طرف پروردگار شهداي بر امت خويشند ، جواب مي‏دهند : لا علم لنا انك انت علام الغيوب وقتي مطلب از اين قرار باشد يعني سرانجام خداي سبحان كه عالم به هر چيز است گواه بر عمل بندگان باشد جا دارد شهود از مقام پروردگار بهراسند و در امر شهادت با اينكه خداوند علم به حقيقت امر را روزيشان كرده از حق منحرف نشوند و شهادت خداي را كتمان نكنند تا از گناه‏كاران و ستمكاران و فاسقين نباشند .

    يوم يجمع الله الرسل ... كلمه يوم ظرفي است متعلق به جمله و اتقوا الله ... و اينكه فرمود : روزي كه خداوند جمع مي‏كند پيغمبران را پس مي‏گويد ... ، و نفرمود : روزي كه خداوند به پيغمبران مي‏گويد ... ، براي مناسبتي بود كه شهادت با جمع شدن شهدا دارد ، چنانكه در جمله تحبسونهما من بعد الصلوة فيقسمان بالله هم اشاره به اين مناسبت ديده

    سوره مائده آیات 109 - 106

  13. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  14. #7
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :291

    مي‏شود ، و از اينكه علم همه غيب‏ها را به طور انحصار براي خداوند اثبات مي‏كند استفاده مي‏شود كه مراد از علمي كه از خود نفي مي‏كنند و مي‏گويند : لا علم لنا اصل علم نيست بلكه همان جميع علوم غيبي است كه براي خداوند اثباتش مي‏كند ، زيرا ظاهر گفتارشان كه مي‏گويند : انك انت علام الغيوب - بدرستي توئي علام الغيوب دلالت دارد بر اينكه اين بيان تعليل مي‏كند نفي را و معلوم است كه انحصار علم همه غيب‏ها در خداوند سبحان دليل بر اين نيست كه غير خداوند فاقد اصل علم هستند ، مخصوصا در اينجا كه سؤال خداوند از اين است كه مردم چگونه دعوت شما انبيا را پذيرفتند ؟ چون علم به چگونگي پذيرفتن مردم از قبيل علم به غيب نيست بلكه از قبيل علم شهودي است ، پس معلوم شد اينكه انبيا گفتند لا علم لنا نفي مطلق علم نيست بلكه نفي علم حقيقتي است كه به عالم غيب هم راه داشته باشد .

    چه پر واضح است كه علم تنها به مقدار قدرتي كه از جهت اسباب و متعلقات دارد واقع را براي صاحبش كشف مي‏كند نه بيشتر، و نيز واضح است كه آنچه از يك موجود در چشم يك بيننده منعكس مي‏شود تنها عكسي است از آن نه واقع و حقيقت آن ، زيرا واقع و حقيقت آن امري است كه به جميع اجزاي موجود در خارج و جميع اجزايي كه قبل از آن موجود به لباس هستي در آمده بوده‏اند و همچنين موجوداتي كه همزمان با آن موجودند ارتباط و بستگي دارد ، و ناگفته پيداست كه علم حقيقي به اين موجود خارجي براي كسي دست مي‏دهد كه به جميع موجودات قبل از آن و همچنين جميع موجودات همزمان با آن و بلكه به صانع آن يعني خداوندي كه اجل از آن است كه در حيطه تصور كسي در آيد احاطه پيداكند ، و اين احاطه امري است فوق طاقت بشري .

    در اين عالمي كه از يك طرف وسعت بي نهايت و عظمت اجرام فلكي و كهكشان‏هاي آن انديشه و فكر بشر را خيره و مبهوت ساخته و از طرف ديگر دقايقي كه در شكم اتم‏هاي ريز و ذرات ذره‏بيني آن نهفته شده عقلش را تباه و چنان سرگردانش نموده كه اگر بخواهد فكر خود را بين اين دو سنخ موجود خرد و بزرگ جولان دهد جز حيرت چيزي عايدش نمي‏شود .

    آري آدمي را از موهبت فكر و نور خرد جز اندكي ناچيز مانند چراغ‏موشي كه مسير كوتاه زندگيش را روشن ساخته بسان شمعي كه در ظلمات شبي ديجور پيش پاي صاحبش را هويدا كند ارزاني نداشته‏اند ، بنا بر اين بايد گفت هر چيزي كه مورد علم ما قرار مي‏گيرد حقيقت و واقعيتش وابسته و مربوط به موجودات اطراف خود و آن موجودات هم به موجودات ديگر و همچنين ... و اين موجودات حقايقي هستند كه به كلي از علم و ادراك آدمي غايبند ، پس اين موجود مفروض هم حقيقتش از حيطه علم ما بيرون است ، و ما وقتي مي‏توانيم بطور حقيقت

    سوره مائده آیات 109 - 106

  15. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  16. #8
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :292

    و به تمام معنا علم به چيزي پيدا كنيم كه تمامي موجودات وابسته به آن يعني به سراپاي عالم وجود و اسرار آن واقف شويم ، و اين معنا براي ما كه خود مخلوقي هستيم محدود ، دست نمي‏دهد ، و همچنين براي غير ما از موجودات ديگر .

    تنها خداوند واحد قهار است كه نزد اوست كليد غيب‏هايي كه جز او كسي را از آن علم و اطلاعي نيست چنان كه آيه و الله يعلم و انتم لا تعلمون .

    دلالت بر اين معنا دارد ، يعني دلالت مي‏كند بر اينكه طبع آدمي جهل و ناداني است و از علم جز مقدار محدودي روزيش نداده‏اند .

    و همچنين آيه و ان من شي‏ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم .

    و اين مضمون همان مضموني است كه امام (عليه‏السلام‏) در جواب سؤال از علت محجوب بودن خداوند از خلق ، آنرا بكار برده و فرموده : چونكه خداوند خلقت بشر را بر مبناي جهل بنا نهاده ، و همچنين آيه و لا يحيطون بشي‏ء من علمه الا بما شاء .

    چه اين آيه نيز دلالت دارد بر اينكه علم تماميش از آن خداست و اگر انسان به چيزي علم و احاطه پيدا مي‏كند به مشيت و خواست خداوند است .

    و نيز آيه و ما اوتيتم من العلم الا قليلا كه دلالت دارد بر اينكه در عالم علمي است بي‏كران كه از آن دريا جز قطره‏اي و از آن خروار جز مشتي به آدميان نداده‏اند .

    بنا بر اين حقيقت امر اين است كه حقيقت علم جز در نزد خداوند سبحان يافت نمي‏شود .

    و از آياتبسياري نيز استفاده مي‏شود كه روز قيامت روزي است كه هر چيزي به حقيقت و واقعيتش جلوه مي‏كند ، بنا بر اين در آن روز هيچ گفتاري هم نيست مگر اينكه حق و حقيقت باشد ، از آن جمله است آيه لا يتكلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا ، ذلك اليوم الحق .
    سوره مائده آیات 109 - 106

  17. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  18. #9
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :293

    را كه همان غيب است حقيقتا از خود نفي نموده و براي پروردگار سبحان اثبات مي‏كنند ، و اين جوابشان يك نوع خضوعي است در برابر عظمت و كبريائي پروردگار و اعتراف به احتياج ذاتي و بطلان حقيقي خود در برابر مولاي حقيقيشان و رعايت آداب حضور و اظهار حقيقت امر است نه جواب نهايي كه بعد از آن جواب ديگري نباشد ، براي اينكه اولا خداوند سبحان آنان را شهداي بر امت قرار داده ، كما اينكه فرموده : فكيف اذا جئنا من كل امة بشهيد و جئنا بك علي هؤلاء شهيدا .

    و نيز فرموده : و وضع الكتاب و جي‏ء بالنبيين و الشهداء و براي شاهد بودن انبياء (عليهم‏السلام‏) معنايي جز اين تصور نمي‏شود كه در روز قيامت كه روزجلوه حقيقت است در باره امت‏هاي خود شهادت به حق دهند ، و اين شهادتي را كه خداوند براي ايشان مقدر فرموده بزودي در آنروز خواهند داد ، و اگر در آيه مورد بحث در جواب پروردگار گفته‏اند : لا علم لنا براي خاطر رعايت ادب و ايفاي مراسم عبوديت در قبال مالك حقيقي و پروردگاري است كه در آن روز جز او صاحب اختيار و پادشاهي نيست ، و نيز اشاره است به واقع و حقيقت امر و اينكه علم حقيقي را تنها او مالك بالذات است و ديگران مالك به طفيل اويند ، آن مقداري را مالكند كه او به آنان افاضه فرموده ، با اين حال منافات ندارد كه بعد از اين اعتراف شهادتهايي كه در باره احوال امت خود دارند بدهند و اين خود يكي از مؤيدات مطلبي است كه ما قبلا در تفسير آيه : و كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس در جلد اول اين كتاب گذرانديم ، و آن اين بود كه اين علم و شهادت از نوع علم متداول و شهادت معمولي در بين ما مردم عادي نيست ، بلكه از نوع علمي است كه مخصوص به خود خداوند است ، و خداوند آنرا به طائفه‏اي از مكرمين و محترمين از بندگان خود اختصاص داده .

    و ثانيا : خداوند سبحان ، علم را تنها براي طائفه‏اي از بندگان خود كه در روز قيامت مقرب درگاه اويند اثبات كرده و فرموده : و قال الذين اوتوا العلم و الايمان لقد لبثتم في كتاب الله الي يوم البعث فهذا يوم البعث
    سوره مائده آیات 109 - 106

  19. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

  20. #10
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ترجمة الميزان ج : 6ص :294

    كلا بسيماهم و نيز فرموده : و لا يملك الذين يدعون من دونه الشفاعة الا من شهد بالحق و هم يعلمون .

    و عيسي بن مريم (عليهماالسلام‏) از جمله كساني است كه آيه شامل او مي‏شود ، و او رسول خدا و از كساني است كه از روي علم به حق شهادت داده‏اند ، و نيز فرموده : و قال الرسول يا رب ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا و مراد از رسول در اين آيه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) است ، و اين مطلبي كه خداوند از وي حكايت مي‏كند جواب سؤالي است كه آيه مورد بحث مشتمل بر آن است و آن جمله فيقول ما ذا اجبتم است ، پس معلوم شد كه گفتار رسول الله (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسل م‏) نيز همانطوري كه در آيه مورد بحث گفتيم جواب نهايي نيست .

    و ثالثا : قرآن كريم هم پرسش از پيغمبران را ذكر فرموده و هم پرسش از مردمي را كه آن بزرگواران بسوي ايشان مبعوث بوده‏اند ، كما اينكه فرموده : فلنسئلن الذين ارسل اليهم و لنسئلن المرسلين .

    آنگاه از طرف امت‏ها جوابهاي متعددي در مقابل سؤالات زيادي كه از آنان ميشود ذكر فرموده ، و معلوم است كه اين جواب‏ها مستلزم علم و اطلاع آنان است ، كما اينكه سؤال هم ، خود اشاره به علم آنان دارد ، چون اگر آنان فاقد علم بودند سؤال از ايشان معنا نداشت ، و نيز در باره آن امت‏ها فرموده : لقد كنت في غفلة من هذا فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد و نيز فرموده : و لو تري اذ المجرمون ناكسوا رؤسهم عند ربهم ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا انا موقنون و آيات ديگر نيز بر اين معنا دلالت دارند
    سوره مائده آیات 109 - 106

  21. تشكر

    نرگس منتظر (25-05-1391)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •