آیا دین با سیاست سازگار است؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آیا دین با سیاست سازگار است؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو آشنا
    islamquest آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    نوشته : 39      تشکر : 1
    108 در 36 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    islamquest آنلاین نیست.

    baeragh آیا دین با سیاست سازگار است؟




    تصویر صحیح از دین، به طور طبیعى مسأله ى مراجعه به دین را به عنوان منبعى براى سیاست، عقلانى مى سازد. دینى که آمده تا راه سعادت را براى بشر تا انتهاى تاریخ بیان کند، نمى تواند نسبت به امرى که همه‏ى جوامع به آن نیاز دارند، یعنى حکومت، ساکت و بى تفاوت باشد. از این رو، امام رضا علیه السلام در فرازى از بیانات خود پیرامون علت وجود حکومت اسلامى مى فرماید:« ما هیچ گروه یاملّتى را نمى یابیم که بدون زمامدار و سرپرست زندگى کرده، ادامه ى حیات داده باشد، زیرا اداره ى امور دینى و دنیوى آنان به زمامدارى مدبّر نیازمند است. از حکمت بارى تعالى به دور است که آفریدگان خود را بدون رهبر و زمامدار رها کند، حال آن که به خوبى مى داند مردمان به ناچار باید حاکمى داشته باشند که جامعه را قوام و پایدارى بخشد و مردم را در نبرد با دشمنانشان رهبرى کند و اموال عمومى را میانشان تقسیم کند و نماز جمعه و جماعات آنان را بر پا دارد و از ستم ستمگران نسبت به مظلومان جلوگیرى کند.» [1]

    از سوى دیگر، ساخت و بافت احکام اسلامى به گونه اى است که وجود حکومت را اقتضا مى کند و اسلام بدون حکومت نمى تواند به حیات خود ادامه دهد. از این رو، امام رضا علیه السلام در فراز مزبور به اقامه ى نماز جمعه و جماعات اشاره مى‏کند و در فرازى دیگر مى فرماید:«چنانچه خداوند براى مردم زمام دارى امین، حفیظ، و مورد اطمینان قرار نمى داد، به یقین آیین و دین الهى از بین مى رفت، احکام و سنن خداوندى تغییر مى کرد، بدعت ها در دین افزایش مى یافت، بى‏دینان در مذهب الهى دست برده آن را دچار کاستى مى کردند و شبهاتى پیرامون اسلام در میان مسلمانان رواج مى دادند.» [2]

    به همین دلیل، در بین مسلمانان، و بلکه غیر مسلمانان، این امر که اسلام داراى نظامى خاص در حکومت است و حکومت نبوى‏صلى الله علیه وآله در مدینه مصداقى از این نظام مى باشد، هیچ جاى تردید نبوده و نیست. به گونه اى که وقتى «على عبدالرزاق» در سال 1343 هجرى قمرى در کشور مصر با کتاب «الاسلام و اصول الحکم [3] » حکومت نبوى را انکار کرد و ادعا نمود که حضرت‏صلى الله علیه وآله تنها پیامبر خدا بوده و هرگز اقدام به تشکیل مملکت یا دولتى نکرده است، [4] از سوى علماى جهان تسنّن تکفیر شد. او در روزگارى این کتاب را نوشت که کمال آتاتورک در ترکیه با انکار خلافت عثمانى، نظام لائیک خویش را بنیان نهاد و در مصر طرفداران خلافت، ملک فؤاد را به عنوان خلیفه مسلمین بر مسند قدرت نشاندند. این همزمانى نشان مى دهد که او نیز تحت تأثیر اندیشه هاى سکولار غرب قرار داشته و با الهام از مطالب فیلسوفان و سیاست‏مداران لائیک این مطالب را نگاشته است.

    در واقع، سخن على عبدالرزاق مشتمل بر دو ادعا بود: أ. آنچه رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله در مدینه ایجاد کرد، حکومت نبود. ب. آنچه در مدینه رخ داد، دینى نبود.

    او براى ادعاى اول خود بر این نکته تأکید داشت که آنچه حضرت‏صلى الله علیه وآله در مدینه ایجاد کرد، هیچیک از ویژگى هاى حکومت را، به معناى شناخته شده‏ى آن، نداشت. براى مدعاى دوم، او بر این امر اصرار مى ورزید که شأن نبوت ارتباطى با حکومت و سیاست ندارد.

    در پاسخ به ادعاى نخست او، باید به این نکته توجه کرد که اگر ما شکل خاصى از حکومت را معیار تحقق آن بدانیم، بدون شک این شکل در تمام زمان ها و در بین تمام اقوام تحقق نداشته است. بنابراین، باید تعریفى جامع براى حکومت عرضه کرد، که داراى قابلیت تحقق در اشکال مختلف باشد، تا بر حکومت هاى گوناگون تطبیق شود.

    چنین تعریفى را این گونه مى توان عرضه کرد: حکومت مجموعه‏ى قدرت سامان یافته اى است که اداره ى امور جامعه را بر عهده دارد. در این تعریف حکومت مشتمل بر مجموعه ى ساختار موجود در حاکمیت است که شامل بخش هاى قانون گذارى، قضایى و اجرایى مى شود. [5] از سوى دیگر، در این تعریف تعبیر «قدرت» به حاکمیت [6] و اقتدار [7] حکومت و عبارت «سامان یافته» به ساختار [8] آن اشاره دارد.

    بر اساس این تعریف آنچه رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله در مدینه ایجاد کرده یک حکومت به معناى کامل کلمه بود، زیرا قدرتى را سامان مى داد که اداره ى امور جامعه را بر عهده داشت. در زمینه‏ى ساختار ادارى حکومت نبوى کتاب هاى مفصّلى از گذشته تا حال نوشته شده است! [9]

    اما دینى بودن حکومت نبوى با توجه به چند نکته آشکار مى شود:

    أ. احکام اسلامى به گونه اى است که بسیارى از آنها بدون تشکیل حکومت قابل اجرا نیست، مانند احکام جزایى، یا قضایى، یا مالى اسلام.

    ب. ادله اى وجود دارد که ولایت و زمام‏دارى جامعه را از آن حضرت‏صلى الله علیه وآله معرفى مى کند. [10]

    ج. اگر به راستى نبوت و رسالت با حکومت و سیاست بیگانه باشد، حضرت‏صلى الله علیه وآله چرا اقدام به تشکیل حکومت و صرف وقت و انرژى در این باب کرد؟ آیا در این صورت غفلت از انجام وظیفه نشده است. اگر گفته شود: حضرت‏صلى الله علیه وآله براى تبلیغ دین و انجام رسالت به این کار دست زد. این جواب از یک سو ترابط وسیع و وثیق دیانت و سیاست را نشان مى دهد و از سوى دیگر، این سؤال را جواب نمى دهد که چرا حضرت‏صلى الله علیه وآله خود شخصاً متصدى حکومت شد و آن را به یکى از یاران مطمئن خود مانند على‏علیه السلام واگذار نکرد.

    به هر حال آنچه على عبدالرزاق هفتاد سال پیش از این مطرح کرد و این جریان که امروز در جهان اسلام به اشکال مختلف بروز و ظهور دارد، هنگامى قابل فهم و نقد خواهد بود که ما ریشه هاى آن را در موطن اصلى آن، یعنى غرب، بازشناسى کنیم و براى شناخت و فرهنگ و فلسفه ى معاصر غرب، باید نگاهى، ولو گذرا، بر تاریخ تفکر مسیحى که بستر فرهنگى غرب را تشکیل مى دهد، داشته باشیم. [11]


    منبع: http://islamquest.org/fa/archive/question/fa211


    منابع مطالعه بیشتر:

    1. مهدى هادوى تهرانى، ولایت و دیانت، مؤسسه‏ى فرهنگى خانه خرد، قم، چاپ دوم، 1380.


    [1] ر.ک: مجلسى، بحارالانوار، ج6، ص60.

    [2] همان.

    [3] اسلام و ریشه هاى حکومت.

    [4] على عبدالرزاق، الاسلام و اصول الحکم، ص80.

    [5] پس مراد از آن معادل Government است.

    [6] Sovereignty

    [7] Authority

    [8] Structure

    [9] مانند،جهشیارى (م:331 ه)درکتاب «الوزراء و الکتّاب» و هلال الصابى (م: 448 ه)در کتاب دیگرى به همان نام و ماوردى (م: 450 ه) و ابویعلى (م: 458 ه) در کتاب‏هاى خود به نام «الاحکام السلطانیه» و ابن تیمیه (م: 728 ه) و ابن قیم الجوزیة (م: 751 ه) در کتاب‏هاى خود با نام « السیاسةالشرعیة» و على بن محمد بن مسعود الخزاعى (م: 789 ه) در کتاب بسیار مهم خود «تخریج الدلالات السمعیة على ما کان فى عهد رسول‏اللَّه صلى الله علیه وآله من الحرف و الصنایع و العمالات الشرعیة» و رفاعة الطهطاوى در کتاب «نهایة الایجاز فى سیرة ساکن الحجاز» و ابن ادریس کتّانى در کتاب «التراتیب الاداریة».
    آیا دین با سیاست سازگار است؟

  2. تشكرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •