۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 72
  1. #61
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩





    هجرت اجباری به بغداد

    به این ترتیب به مرور بستری آرام برای پذیرش امامت وی ایجاد شد. این امر برای خلیفه عباسی ناخوشایند بود. چون بار دیگر مشروعیت وی - همان گونه که در عصر امام رضا زیر سؤال رفت - زیر سؤال می‏رفت. از این روی وی کوشید قبل از آن که این نهال علوی به خوبی ریشه در دل شیعیان بدواند، وی را به خراسان فرا خواند و مانع از ایجاد ثبات و آرامش در زندگی و فعالیت‏های او شود. از این روی یک سال (۱۵) بعد از شهادت امام رضا علیه السلام مامون برای آن که در ظاهر خود را از جرم و خطای کشتن امام رضا تبرئه کند و نادم نشان دهد، وقتی از سفر خراسان به بغداد آمد، نامه‏ای خدمت امام محمدتقی علیه السلام نوشت و با اعزاز و اکرام ظاهری وی را طلبید. (۱۶)
    خلفای عصر امام / زمان / دوره
    ۱. محمد امین بن هارون / تا ۱۹۸ / قبل از امامت
    ۲. مامون بن هارون / از ۱۹۸ تا ۲۱۸ / تا سال ۲۰۳ (قبل از امامت) از ۲۰۳ تا ۲۱۸ بعد از امامت
    ۳. معتصم عباسی / از ۱۷ رجب یا شعبان ۲۱۸ به بعد / بعد از امامت

    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  3. #62
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩






    خلفای عصر امام و تقابل حضرت با آنان

    به طور کلی حضرت جواد الائمه علیه السلام در طول امامت‏خود با دو خلیفه عباسی روبه رو بود که مفصل‏ترین آن، دوره مامون یعنی، ۱۵ سال و بقیه عمر یعنی، تنها ۲ سال در دوره معتصم عباسی بود. مامون به دلیل این که با قتل امام رضا علیه السلام دچار بدنامی و تزلزل شده بود، صلاح نمی‏دید که بیش از آن به آزار امام بپردازد. لذا به دلیل قدرت شیعیان در آن روزگار، تمام سعی خود را بر آرام نگه داشتن اوضاع مصروف می‏داشت.

    یکی از شواهد موجود پیرامون قدرت شیعیان در آن دوره را می‏توان در زمانی مطالعه کرد که امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و شیعیان پیکر مطهرش را از خانه بیرون آوردند در حالی که شمشیر بر شانه داشتند و با هم پیمان مرگ بستند و تصمیم خلیفه مبنی بر ممانعت از تشییع جنازه را در نطفه خفه کردند. علامه محمدحسین مظفر می‏نویسد: «از امثال چنین حادثه‏ای می‏توان فهمید که شیعه بغداد در آن روزگاران شمار زیادی را تشکیل می‏داد و از اقتدار و شوکتی برخوردار بودند» . (۱۷)

    اساسا ضعف حکومت مرکزی و شورش‏های موجود باعث‏شد تا مامون مرکز خلافت را به بغداد منتقل کند، (۱۸) این گویای ضعیت‏شکننده خلیفه بود که او را وادار به تحمل امام می‏کرد. بنابراین ملاطفت‏خلیفه نه از روی دلسوزی و حفظ آبروی ظاهری که از ترس ایجاد تزلزل در ارکان حکومت‏خود در آن عصر خطرناک و شورش‏خیز بود. و بر همین اساس پذیرش این امور از سوی امام نیز به معنای بازی خوردن و آلت دست‏بودن حضرت جواد از سوی خلیفه نخواهد بود.

    آری امام جواد چنان جایگاه و پایگاهی در بین شیعیان خود در سراسر جهان اسلام دارد که خلیفه از ترس آن ناچار می‏شود حضرت جواد علیه السلام را مانند پدرش امام رضا علیه السلام در قدرت سهیم کند. لذا امام این موضوع را می‏پذیرد و ولایتعهدی را قبول می‏کند با این شرط که هرگز در کاری دخالت نکند، قضاوت نکند، عزل و نصبی نکند و ... و این امر مشروع بودن کومت‏خلیفه را با سؤال روبه رو می‏کند. بنابراین هرچند این بازی از سوی خلیفه آغاز می‏شود، نشان از عجز و ناچاری وی در برابر نفوذ امام در دل‏ها دارد. حضرت با گذاشتن شروطی مبنی بر دخالت نکردن در امور، عملا ناچار شدن خود را به پذیرش به نمایش می‏گذارد و نقشه خلیفه را که با این هدف در صدد کسب مشروعیت است، ناکام می‏گذارد. (۱۹) با این تحلیل به راحتی می‏توان ماهیت اساسی ازدواج اجباری امام را نیز با دختر خلیفه درک کرد. ازدواجی که در ظاهر به خاطر اعجاب خلیفه از علم و دانش امام صورت می‏گیرد. برخی نیز معتقدند این نرمشی بود که امام به خاطر امنیت و محفوظ ماندن شیعیان از آن بهره برد. حداقل صلاح چهل وچهار هزار نفر از سادات علوی و بنی‏هاشم را - که در آن عصر در حجاز، عراق، شامات و ایران پراکنده بودند و مامون هم آنان را به مرو فراخوانده و به نوعی کارگزار خود کرده بود - در نظر گرفت. (۲۰)


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 5

    parsa (27-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  5. #63
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩





    خباثت تام

    ۱- ترور شخصیت
    هرچند خلیفه مجبور بود در ظاهر با امام با ملاطفت‏برخورد کند، سراسر اعمال وی بوی خباثت می‏داد و او هر لحظه در صدد ضربه زدن به امام بود و برای این هدف پلید از هیچ کوششی دریغ نمی‏ورزید.
    ابن ابی‏داود در این باره به نزدیکانش گفت: «خلیفه به این فکر افتاده است که ابوجعفر را نزد شیعیانش زشت و مست و آلوده به عطریات زنان نشان دهد. نظر شما چیست؟ اطرافیان جواب دادند: این کار دلیل شیعیان را و حجت آنان را از بین خواهد برد! در این بین یکی برخاست و گفت: جاسوس‏هایی از میان شیعیان، برای من خبر آورده‏اند که شیعیان می‏گویند: در هر زمان باید حجتی الهی باشد و هرگاه حکومت متعرض فردی که چنین مقامی نزد آنان دارد بشود، خود بهترین دلیل است‏بر این که او جت‏خداست.
    ابن ابی‏داود نتیجه مذاکرات خود را به خلیفه گزارش کرد و او گفت: امروز درباره این‏ها هیچ چاره و حیله‏ای وجود ندارد، ابوجعفر را اذیت نکنید!» (۲۱) و جالب این است که این همه نقشه ریختن‏ها بعد از آن است که حضرت به اصطلاح داماد خلیفه شده است.

    ۲- ایجاد نقصان در چهره علمی

    ابزار دیگری که خلیفه برای مخدوش کردن چهره حضرت به کار می‏بندد، ترتیب دادن مناظره‏های مختلف برای یافتن حتی یک نقطه ضعف است. وی این هدف پلید خود را در مناظراتی که برای امام رضا علیه السلام نیز ترتیب می‏داد، پی‏گیری می‏کرد. لذا به حمید بن مهران که می‏خواست‏با امام رضا علیه السلام مناظره کند، گفت: «نزد من هیچ چیز از کاهش منزلت وی (امام رضا علیه السلام) دوست داشتنی‏تر نیست‏» ، (۲۲) و به سلیمان مروزی می‏گوید: «به خاطر شناخت‏خود از قدرت علمی‏ات تو را برای مباحثه با او (امام رضا علیه السلام) می‏فرستم و هدفی ندارم جز این که او را فقط در یک مورد محکوم کنی‏» . (۲۳)

    و البته در تمام مناظرات هر دو امام علیه السلام (حضرت رضا و جواد الائمه علیهما السلام) پیروز میدان بودند و چیزی جز خشم و حسادت برای مامون و علمای درباری نمی‏ماند. یکی از این مناظرات مشهور مربوط به سؤالات یحیی بن اکثم است که در مجلس خواستگاری صورت گرفت و به رسوایی عالمان درباری انجامید.

    یحیی پرسید: «تکلیف کسی که در حال احرام شکار کند و آن شکار کشته شود، چیست؟»

    امام جواد فرمود:

    «۱- این خطا در محدوده حرم صورت گرفته است‏یا خارج از آن؟
    ۲- این شخص به حکم مساله عالم بود یا جاهل؟
    ۳- این عمل را از روی عمد انجام داد یا اشتباه؟
    ۴- این شخص برده بود یا آزاد؟
    ۵- این شخص صغیر بود یا کبیر؟
    ۶- برای اولین بار مرتکب شد یا سابقه هم داشت؟
    ۷- شکار، پرنده بود یا غیرپرنده؟
    ۸- شکار کوچک بود یا درشت؟
    ۹- او به کار خود اصرار داشت‏یا پشیمان بود؟
    ۱۰- روز شکار کرد یا شب؟
    ۱۱- در حال احرام عمره بود یا احرام حج؟»
    یحیی بن اکثم متحیر و سرگردان ماند و نتوانست پاسخ دهد و خلیفه بعد از خلوت شدن، جواب مسائل را از امام پرسید.
    امام فرمود:

    «۱- اگر شخص محرم، در بیرون حرم شکار کند، شکار کشته شود و آن شکار پرنده بزرگ باشد، باید یک گوسفند کفاره بدهد.

    ۲- اگر همین شکار با خصوصیت مذکور در محدوده حرم صورت گیرد، دو گوسفند کفاره بدهد.

    ۳- اگر شکار جوجه پرنده باشد و در بیرون حرم واقع شود، یک گوسفند تازه از شیر گرفته شده، کفاره بدهد.

    ۴- اگر همان جوجه در حرم شکار شود، کفاره‏اش یک گوسفند تازه از شیر گرفته به اضافه پرداخت قیمت آن جوجه است.

    ۵- اگر شکار از حیوانات و حتی مانند گوره‏خر بود، کفاره‏اش یک گاو است.
    ۶- اگر شکار شترمرغ باشد، کفاره‏اش یک شتر است.

    ۷- اگر شکار آهو بود، کفاره‏اش یک گوسفند است.

    ۸- اگر شکار حیوان‏های سه‏گانه مذکور باشد و در محدوده حرم صورت گیرد، کفاره هر یک دو برابر می‏شود.

    ۹- اگر شخص مرتکب خطایی شود که موجب کفاره می‏گردد، چنانچه خطا در احرام حج‏باشد، قربانی آن در «منا» و اگر در احرام عمره خطا صورت گیرد، قربانی آن در مکه باید انجام شود.

    ۱۰- شکارکننده دانا به مساله و جاهل یکسان است ولی اگر عمدا شکار کند، هم کفاره دارد هم گناه کرده، در صورت غیرعمد گناهی ندارد.
    ۱۱- اگر به شخص آزاد کفاره تعلق گیرد، خودش باید آن را بدهد و اگر برده بود، صاحبش بدهد.

    ۱۲- اگر صغیر خطا کرد، کفاره ندارد، بر عهده خطاکار کبیر کفاره واجب است.
    ۱۳- اگر خطاکار توبه کند، مجازات آخرت ندارد. اگر اصرار بر خطا کند، مجازات آخرت هم دارد.»

    بعد از آن، امام از وی سؤالی می‏کند که یحیی بن اکثم نمی‏تواند پاسخ دهد. زمانی که امام علیه السلام خود جواب می‏دهد، خلیفه بر می‏خیزد و این گونه سخن می‏گوید: وای بر حال شما! افراد این خانواده در فضیلت‏بر همه خلق برتری دارند و کمی سن و سال از فضایل آنان کم نمی‏کند. آیا نمی‏دانید رسول خدا صلی الله علیه و آله دعوت خویش را به اسلام با دعوت امیرمؤمنان علی بن ابی‏طالب علیهما السلام آغاز کرد. با این که او ده ساله بود، اسلام او را پذیرفت ... رسول خدا بیعت‏حسن و حسین را پذیرفت‏با این که کمتر از شش سال داشتند در حالی که بیعت کودکان را نمی‏پذیرفت ... . (۲۴)

    در هر صورت بعد از آن که دختر خلیفه به عقد امام جواد علیه السلام درآمد و مدتی نیز آنان نزد خلیفه ماندند، امام از مامون رخصت‏خواست و به سوی حج‏بیت‏الله الحرام رفت و از آن جا نیز راهی مدینه الرسول صلی الله علیه و آله شد و تا سال ۲۱۸ ه .ق. که مامون مرد، در همان جا ماندگار شد (۲۵) و به تربیت‏خاندان و شاگردان خود همت گماشت.



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  7. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩





    دوران معتصم

    پنجشنبه هفدهم رجب یا شعبان ۲۱۸ ه . ق. با مرگ مامون، برادرش معتصم، تاج خلافت را بر سر گذاشت. (۲۶) و پس از ثبات نسبی حکومتش سراغ امام جواد را گرفت. وی به محمد بن عبدالملک زیات - که وزیر معتصم در مدینه بود. - نوشت: ابوجعفر را همراه ام فضل از جانب من دعوت کن و با احترام به بغداد بفرست. او نیز نامه را به علی بن یقطین داد و او را مامور تجهیز امام علیه السلام ساخت (۲۷) و به این ترتیب امام علیه السلام آخرین سفر خویش را پیش روی دید.

    اسماعیل بن مهران می‏گوید: «در اولین سفری که امام جواد از مدینه خارج می‏شد، گفتم: ای مولای من، قربانت گردم، من برای شما نگرانم! تکلیف ما چیست و امام بعد از تو کیست؟ امام لبخندی زد و فرمود:

    «لیس حیث ظننت فی هذه السنه; آنچه گمان داری در این سال نیست.»
    اما در سفر دوم که راهی بغداد بود، همین مطلب را گفتم.

    امام در پاسخ آن‏قدر گریه کرد که اشک چشمانش، محاسنش را خیس کرد و فرمود: این سفر خطرناکی است و امامت‏بعد از من بر عهده فرزندم علی است‏» . (۲۸)

    آری این بار نیز در ظاهر امام را با اکرام و تجلیل وارد شهر کردند و در نزدیکی کاخ، در مکانی تحت نظر گرفتند. در این دوره نیز علم امام علیه السلام همه، حتی خلیفه را تحت تاثیر قرار داده بود. از این جهت‏خواسته یا ناخواسته تبلیغات عملی مناسبی به نفع امام علیه السلام صورت گرفته بود. چنان که نگرانی از این جایگاه رفیع اجتماعی امام را بعدها در سخنان ابی‏داود می‏خوانیم. به هر صورت خلیفه جدید نیز مانند مامون در جلسات علمی خود از نظرات امام سود می‏برد و این امر چون همیشه با غلبه نظرات امام همراه بود، موجب کینه‏هایی نیز علیه حضرت می‏شد.

    عیاشی در تفسیر خود از زرقان روایت می‏کند: «ابن ابی داود از مجلس معتصم غمگین به خانه‏اش آمد. از او دلیل غصه‏اش را پرسیدم. گفت: امروز از فرزند رضا علیه السلام در مجلس خلیفه چیزی صادر شد که موجب رسوایی ما شد. زیرا که دزدی را نزد خلیفه آوردند. خلیفه دستور داد دست او را قطع کنند. از من پرسید که از کجا قطع شود؟ گفتم: از بند کف. جمعی هم با من هم نظر شدند و بعضی گفتند از مرفق. هر کدام هم دلیلی آوردیم. خلیفه رو به ابن رضا علیه السلام کرد و گفت: تو چه می‏گویی؟ گفت: حاضران گفتند. خلیفه پاسخ داد: مرا با گفته ایشان کاری نیست. تو چه می‏گویی؟ بالاخره بعد از سوگند خلیفه، او پاسخ داد: باید چهار انگشت او را قطع کنند و کف او را برای عبادت باقی بگذارند. دلایلی هم آورد که ما نتوانستیم جواب دهیم. بر من حالتی عارض شد که گویا قیامت‏برپا شده است و آرزو کردم کاش بیست‏سال قبل مرده بودم و چنین روزی را نمی‏دیدم.

    ابن ابی‏داود سه روز بعد نزد خلیفه رفت و گفت: خیرخواهی خلیفه بر من لازم است و امری که چند روز قبل روی داد، مناسب دولت‏خلیفه نبود. زیرا که خلیفه در مساله‏ای که بر او مشکل بود، علمای عصر را خواست و در حضور وزرا، نویسندگان، امرا و اکابر، نظرشان را پرسید. در چنین مجلسی از مردی که نصف اهل عالم او را امام، و خلیفه را غاصب حق او می‏دانند و او را اهل خلافت می‏دانند، سؤال کرد و نظرش را بر فتوای همه علما ترجیح داد. این در مبان مردم منتشر شد و حجتی برای شیعیان شد.
    در این هنگام بود که وسوسه‏های ابن ابی‏داود با کینه‏های عمیق بنی‏عباس که در دل تک‏تک خلفای جور علیه امامان مظلوم بود، پیوند خورد و خلیفه عباسی را در تصمیم خود مبنی بر کشتن امام، مصمم‏ترساخت. لذا با شنیدن این سخنان، رنگ صورتش سرخ شد و گفت: خدا تو را جزای خیر دهد که مرا آگاه گردانیدی بر امری که غافل بودم. در پی این واقعه بود که یکی از نویسندگان خود را خواست و دستور داد: امام را به خانه‏اش دعوت کند و در غذایش زهر بریزد. او نیز چنین کرد.
    امام چون هرگز در مجالس چنین مردانی حاضر نمی‏شد، با اصرار زیاد حاضر شد و لقمه‏ای از غذای زهرآلود خورد. وقتی اثر زهر را در گلوی خود یافت، برخاست. آن ملعون اصرار کرد ولی امام فرمود: با کاری که تو کردی، به نفع تو نیست که در خانه‏ات بمانم و به این ترتیب حضرت به منزلش برگشت و در تمام آن روز و شب رنجور بود تا آن که به شهادت رسید» . (۲۹)
    قطب راوندی می‏نویسد: «حضرت امام محمدتقی در عصر آن شب که به شهادت رسید،
    فرمود: من امشب از دنیا خواهم رفت و فرمود: ما اهل بیت هرگاه خدا دنیا را برایمان نخواهد، ما را به جوار رحمت‏خود می‏برد» . (۳۰)
    پیرامون نحوه شهادت امام نظرات دیگری نیز در کتب مختلف وجود دارد مانند:
    ۱- اخباری که دلالت دارند، ام‏فضل حضرت را به شهادت رساند. معتصم چون می‏دانست ام فضل از امام جواد صاحب فرزندی نشده و دل‏خوشی از وی ندارد، او را تحریک کرد و او با انگور حضرت را مسموم و شهید کرد. (۳۱)
    ۲- اخباری نیز گویای این مطلب هستند که معتصم شربت زهرآلودی را به وسیله اشناس فرمانده ارتش خود به امام علیه السلام خوراند و هرچند امام علیه السلام نخورد، او اصرار و اجبار کرد و سرانجام حضرت را مسموم کرد. (۳۲)
    ۳- ابن بابویه و ... نیز معتقدند که واثق بالله (بعد از معتصم) او را شهید کرد. (۳۳)


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  9. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩





    علی النقی بر بالین

    پدر در کتاب بصائر الدرجات به نقل از شخصی که همواره همراه امام علی‏النقی علیه السلام بود می‏نویسد: «وقتی که امام جواد در بغداد بود، روزی نزد امام علی‏النقی علیه السلام در مدینه نشسته بودیم. حضرت کودک بود و لوحی در پیش داشت و آن را می‏خواند. ناگاه تغییری در حال او ظاهر شد. برخاست و داخل خانه شد و ما ناگهان صدای شیون شنیدیم که از خانه بر می‏خیزد.

    بعد از ساعتی امام نقی علیه السلام بیرون آمد. از سبب اوضاع به وجود آمده پرسیدیم، فرمود: در این ساعت پدر بزرگوارم از دار فانی رحلت کرد. گفتم: یابن رسول‏الله! از کجا دانستید؟
    فرمود: از اجلال و تعظیم حق تعالی مرا حالتی عارض شد که پیش از این ندیده بودم، فهمیدم پدرم شهید شده و امامت‏به من منتقل شده است. پس از مدتی خبر رسید که امام جواد شهید شده است‏» . (۳۴)
    در اخبار دیگر است که امام علی‏النقی علیه السلام با طی الارض به بغداد آمد و پدر را غسل داد. کفن کرد و به مدینه برگشت. (۳۵)
    __________________________________
    پي نوشت :
    × - جلاء العیون، ص ۹۶۲، بعضی نیز ۷ سال گفته‏اند. کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۵۵ و ۷ سال و ۴ ماه و ۲ روز می‏داند. دلایل الامامه، ص ۳۹۴.
    ×× - بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱. اما طبری ۲۵ سال و سه ماه و ۲۰ روز می‏نویسد، دلایل الامامه، ص ۳۹۵.
    ۱) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۲۵ و جلاءالعیون، ص ۹۶۰.
    ۲) کشف الغمه، ج ۳، صص ۱۳۴ و ۱۳۷ و ۱۵۵. دعایی که از صاحب الزمان نقل شده، دهم رجب می‏داند. مصباح المتهجد، ص ۷۴۱ (اللهم انی اسالک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتجب ... .)
    ۳) اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹۲; ارشاد، ج ۲، ص ۲۵۹. وی اهل نوبه بود. به وی مرضیه هم می‏گفتند و از اهل بیت ماریه مادر ابراهیم، فرزند رسول خدا بود. مناقب ابن‏شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۱. کنیه او «ام حسن‏» بود. بحارالانوار، ج ۵۰، ص‏۷.
    ۴) جلاء العیون، ص ۹۵۹.
    ۵) اعلام الوری، ص ۳۴۵; مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۰ و بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۲۱.
    ۶) عیون المعجزات، ص ۱۰۸.
    ۷) سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۴۴۴ و کشف الغمه، ج ۳، صص ۲۱۵ و ۲۱۶.
    ۸) دلائل الامامه، ص ۳۴۹; الامام الجواد من المهد الی اللحد، ص ۴۴.
    ۹) الامام الجواد من المهد الی اللحد، ص ۳۳۰ و بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۰۳ و تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۱۳۲.
    ۱۰) اعلام الوری، ص ۳۵۰.
    ۱۱) کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۵۶ و خرایج، ج ۲، ص ۶۶۶.
    ۱۲) اصول کافی، ج ۱، ص ۴۸۶ و ارشاد مفید (یک جلدی)، ص ۳۰۴.
    ۱۳) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۰۰ و دلایل الامامه، ص ۳۸۹.
    ۱۴) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۵.
    ۱۵) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۹۲ و مناقب ابن شهرآشوب، ج ۲، ص ۴۳۳.
    ۱۶) جلاء العیون، ص ۹۶۲.
    ۱۷) تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، ص ۱۲۰.
    ۱۸) الامام علی بن موسی الرضا، دخیل، ص ۹۷.
    ۱۹) توجه به این تحلیل ضروری است و متاسفانه عموم نویسندگان تحلیلی در خور ارائه نداده‏اند و گویی امام آلت دست‏خلفا بوده که هر طور بخواهند با او رفتار کنند. زمانی برای تطهیر حکومت‏خود سود برند و زمانی آن‏ها را از میان بردارند و امامان نیز فقط وسیله‏ای برای آنان باشند.
    ۲۰) زندگانی امام محمدتقی، صادقی اردستانی، ص ۸۷.
    ۲۱) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۹۴و رجال کشی، ص ۵۶۰.
    ۲۲) الحیاه السیاسیه للامام الرضا، ص ۳۷۸.
    ۲۳) عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۷۹.
    ۲۴) اختصاص، صص ۹۶ و ۹۸ و بحارالانوار، ج ۵۰، صص ۷۵- ۷۷.
    ۲۵) در این باره که امام در چه سالی به مدینه بازگشت مطلبی یافت نشد.
    ۲۶) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۶ و تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، جزء ۱۰، ص ۳۰۴.
    ۲۷) مناقب آل ابی‏طالب، ج ۴، ص ۳۸۴ و بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۸.
    ۲۸) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۱۸.
    ۲۹) تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۳۱۹.
    ۳۰) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲.
    ۳۱) بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۷ و دلائل الامامه، ص ۳۹۵ و عیون المعجزات، ص ۱۱۷.
    ۳۲) همان، ص ۸.
    ۳۳) مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۴۱۱.
    ۳۴) بصائر الدرجات، ص ۴۶۷.
    ۳۵) جلاء العیون، ص ۹۷۰.



    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 5

    parsa (27-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  11. #66
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩






    میهمان کاظمین

    شهر، در عمق سکوت، لحظات اندوهباری را پشت سر می‏گذارد! گویی به دنبال تکرار خاطره‏ای است که تلخی آن را پیش‏تر تجربه کرده است.

    آن روز، تابوت مظلومانه امامی بود و شانه چند مرد ناآگاه؛ و امروز شانه تنگ مردمانی‏ست و عطر تابوت امامی در نهایت مظلومیت؛ امامی که در نهایت جوانی و بهار زندگانی، تأثیر زهرآگین خزان را بر جای خویش به تماشا بنشیند.

    گویی تمام آسمانیان، میهمان بغدادند؛ میهمان سوگی غریبانه؛ غریبانه، مثل تمام داغ‏های نینوایی!


    کجایید، شانه‏های سبز مدینه؟
    این شانه‏های نامحرم، بسی نامهربانند!

    کجایید کوچه‏های مدینه تا مرثیه خورشید را به گریه بنشینید؛

    این کوچه‏ها همیشه با خورشید نامحرمند!

    کجایید، بانوان حرم که با فرشتگان الهی، مویه‏گر شوید!

    کجایید، داغ پروردگان حریم ولایت که امروز، روز ماتم آل الله است!

    معتصم، در سیاهی جامه و بغداد در تیرگی جهل، دست و پا می‏زدند؛ هنگام ظهور خورشیدی بود که پیام‏آور انوار آسمانی ولایت باشد، تا ابرهای تیره جهالت را از اذهان امت بزداید!

    از بخشش‏های کلامش تا کرامت‏های مرامش، عوام و خواص بهره می‏بردند و چتر انوار الهی‏اش، همه را یکسان به «طور» معرفت رهنمون می‏گشت!

    دشمنانی که تنها هنرشان در خلافت، ظلم و تنها تکیه‏گاهشان در دیانت، تعصّب و جهل بود، نه خیری در «نسبت»شان بود و نه خیری در «وصلت» شان. «ام فضل»هاشان، بی‏فضیلت‏ترین زنان و «معتصم»هاشان، بی‏ عصمت‏ترین مردان؛ علماشان جهل‏اندیش و حکماشان کافرکیش بودند.
    صورت‏هاشان، تبسم‏آذین و دل‏هاشان تنفّرآگین بود. جامه‏هاشان سیاه، دل‏هاشان سیاه و چهره‏هاشان از شدت تعصب و جهل، سیاه سیاه بود. کسی باید می‏بود تا این همه تیرگی را از اذهان بزداید!

    باید کسی بود تا معارف راستین الهی را به عوام و خواص می‏آموخت!

    اما دریغا که این دنیای سفله‏پرور، اهریمن حسادت را برای مقابله با نور علم و معرفت پرورانیده است!

    دریغا که میزبانان نامهربان، پاس میهمانان نگه نداشتند؛ میهمانی که آسمان و زمین، مقابل نامش، قد به تکریم خم می‏کرد!

    آن روز، بغداد بود و نُهمین خورشید ولایت که غریبانه به همجواری «جد» غریبش می‏رفت؛ به همجواری کسی که تلخی خاطره‏هایش را زندان ‏های ‏هارون، همواره به یاد می‏آورند!

    تابوتی از نور، به آسمان و تابوتی از نور، به کاظمین نزدیک می‏شد و زمان، زمان وداع عالم خاک با فرزند افلاک بود؛ فرزندی که از پرتو آیینه وجودش، انوار حق، به دل‏ها می‏تابید و گمگشتگان مسیر حق را به حق رهنمون می‏شد!

    درود خداوند بر تو و شهادت غریبانه‏ات باد، یا مولا، یا جواد الائمه!


    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  13. #67
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩






    لوح مقدرات به هم خورده خاک است؛ آسمان در هم پیچیده است؛

    ستاره‏ای روشن نیست؛ ماه، در سوی دیگر آسمان فرو ریخته است؛

    شیطان، پشت درهای بسته نامردی، زهر در کاسه می‏ریزد.

    آسمان در خویش مچاله می‏شود از اندوه؛ خاک، تاب نمی‏آورد؛

    واپسین لحظاتِ نفس کشیدنِ بغداد است در هوایی که مولا در آن نفس می‏کشد.

    جوانی‏اش را ملائک به نوحه نشسته‏اند.

    طنین توطئه، خواب تاریخ را می‏آشوبد،

    حقیقتی ویرانه بر دیوارها سرگذاشته، های‏های می‏گرید.

    رنجی نزدیک ـ کاظمین منتظر است با آغوشی گشوده تا جوان‏ترین ستاره دنبال‏دار امامت را از خاک تا افلاک دنبال کند

    حالتِ محزون خاک، ملائک را به زاری نشانده است.

    ثانیه‏ها، پُرشتاب می‏گذرند، پاییز بر پنجره‏ها پنجه می‏کشد،

    چشم‏های شیطان، نزدیک و نزدیک‏تر می‏شود ـ دست‏ها و کاسه زهر

    تو را با زهر سیراب کرده‏اند.

    صدای رفتنت را ملکوتیان نزدیک حس می‏کنند.

    رفته‏ای و آفتابی از خاک رو گرفته است،

    غمی سرشار در رگ‏های زمین می‏جوشد.

    نبودنت را بر سر می‏کوبیم. سال‏های سال می‏گذرد؛ ا

    ما هنوز صدای گام‏هایت را می‏شنویم

    که در کوچه‏های آسمان قدم می‏زنی

    جوانی‏ات را، بیست و پنج سالگی‏ات را.

    کبوترانه بال گرفته‏ایم بر گنبد و گلدسته‏هایت.

    گذشته‏ای و زمان، شرمگین به دور دستِ نگاهت چشم دوخته است.

    «بغداد»، دست و پا در شوره‏زار اندوه می‏زند بیهوده.

    باد از هوای حادثه، بوی توطئه می‏آورد و همچنان کائنات سیاه‏پوش تواَند.

    «شبِ بدی ست نفس‏ها به خاک افتاده‏ست

    و ماه بادیه حتی به خاک افتاده‏ست

    زمین مدار نخواهد شناخت بعد از این

    چه آتشی‏ست که در خوابِ خاک افتاده است»




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  15. #68
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩






    القاب و کنيه هاي امام

    ۱ ـ ابو القاسم: کنیه حضرت رسول اکرم (ص) و حضرت بقیه الله (ع) است و چنانکه در اخبار بطور مطلق ذکر شود مراد حضرت ولى عصر است.

    و چون روایت از حضرت امام حسن و امام حسین (ع) نادر است ذکر کنیه ایشان کمتر شده با آنکه کنیت حضرت امام حسن ابو محمد است و کنیت امام حسین ابو عبد الله است (لوامع صاحبقرانى) .و کنیه امام صادق (ع) نیز ابو عبد الله است.

    ۲ ـ ابو الحسن: مشترک بین حضرت امیر و حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا و حضرت هادى است منتهى بطور اطلاق یا متداول، حضرت موسى بن جعفر و (بقید ثانى) حضرت رضا و (بقید ثالث)، کنیه حضرت هادى است.

    ۳ ـ ابو محمد: مشترک بین حضرت مجتبى و حضرت زین العابدین و حضرت امام حسن عسکرى است گرچه نوعا در اخبار اطلاق بر اخیر مى‏شود.و حضرت زین العابدین را همیشه باسم یاد مى‏کنند .

    ۴ ـ ابو ابراهیم: خاص حضرت موسى بن جعفر (ع) است.

    ۵ ـ ابو اسحق: مختص بحضرت صادق علیه السلام است.

    ۶ ـ ابو جعفر: مشترک بین حضرت باقر و امام جواد (ع) است.منتهى چنانچه بطور اطلاق ذکر شود یا بقید اول، مراد حضرت باقر و باقید (ثانى) حضرت جواد (ع) است و استعمال «ابو الحسن» در کنیه امیر المؤمنین کم و بیشتر ابو الحسنین که خاص آنجناب است آمده.


    القاب:

    لقب عالم و شیخ و فقیه و عبد صالح: خاص حضرت موسى بن جعفر است.ولى گاهى شیخ در لقب حضرت صادق نیز آمده (۱) چنانکه ابو عبد الله و فقیه و عالم نیز بر آنحضرت اطلاق شده.ولى مجلسى فرموده: فقیه را بیشتر بر امام على النقى اطلاق مى‏کنند و گاه باشد که فقیه را بر امام حسن عسکرى و صاحب الامر اطلاق مى‏کنند (لوامع ص ۸۷) .لقب نقى و ماضى و صاحب العسکر و رجل: در مورد حضرت امام حسن عسکرى استعمال شده.چنانکه گاهى از آنحضرت بماضى و فقیه نیز تعبیر گردیده .

    لقب صاحب و صاحب الدار: بقائم مهدى یعنى حضرت صاحب الزمان اختصاص دارد و لقب صاحب الناحیه را به حضرت صاحب الامر اطلاق مى‏کنند (لوامع) و نیز بحضرت هادى و حضرت عسکرى اطلاق شده .

    مجلسى اول فرموده: غایب و علیل و غریم را نیز بر حضرت حجت اطلاق مى‏کنند (لوامع) .

    باحدهما: حضرت باقر یا صادق اراده شده.و بعسکریین حضرت هادى و عسکرى مرادند و بکاظمین حضرت موسى بن جعفر و حضرت جواد اراده مى‏شود.

    بقیه القاب


    امیر المؤمنین و مجتبى و شهید و زین العابدین و باقر و صادق و کاظم و رضا و جواد و هادى و عسکرى و صاحب الزمان بترتیب القاب مشهوره دوازده امامند که نزد عموم حتى از اسماء این بزرگواران بیشتر اشتهار دارد.
    (رک: لوامع صاحبقرانى، مشترکات طریحى) .

    _______________________
    پي نوشت :
    ۱ ـ بمقدمات کتاب شریف (منتقى الجمان) و فوائد کتاب مشترکات شیخ طریحى مراجعه فرمائید .
    ۲ ـ کما فى روایه زراره و محمد بن مسلم حیث قالا بعث الینا الشیخ و نحن فى المدینه الخ ...
    در لوامع فرموده: عالم که گویند مراد معصوم است و خصوص احدى مراد نیست.




    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-08-1388 در ساعت 21:31
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  17. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩







    دانشمندان اهل سنّت و امام جواد علیه السلام

    سیماى پرفروغ و عالمتاب امام جواد علیه‏السلام نه تنها شیعیان را شیداى جمال و جلال خویش ساخته، که دانشمندان اهل سنّت را نیز از سکوت و خاموشى رهانیده است.


    آنان در منابع تاریخى و حدیثى خویش، به قدر ایمان و معرفت خود، زبان به حقیقت گشوده‏اند و شخصیت آسمانى پیشواى نهم شیعیان را چنین به تصویر کشیده‏اند:

    ۱. سبط ابن جوزى حنفى (متوفّاى ۶۵۴ ق.):
    «و محمد، الامام ابوجعفر الثانى کان على منهاج أبیه فى العلم و التقى و الزهد و الجود... و کان یلقّب بالمرتضى والقانع...».[۱]

    ۲. کمال الدین محمد بن طلحه شافعى (متوفّاى ۶۵۲ ق.):

    «... و ان کان صغیر السّنّ فهو کبیرالقدر، رفیع الذّکر...».[۲]

    ۳. شمس الدّین ذهبى (۷۴۸ ق.):

    «کان محمّد یلقّب بالجواد و بالقانع والمرتضى، و کان من سروات آل بیت النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ... و کان أحد الموصوفین بالسّخاء فلذلک لقّب الجواد...»[۳].

    ۴. ابن صبّاغ مالکى (متوفّاى ۸۵۵ ق.):
    «و هو الامام التّاسع... عرف بأبى جعفرالثانى، و ان کان صغیرالسّنّ فهو کبیر القدر، رفیع الذّکر، القائم بالامامه بعد علىّ بن موسى الرّضا... للنصّ علیه والاشاره له بها من أبیه کما أخبر بذلک جماعه من الثّقات العدول».[۴]

    ۵. عبداللّه بن محمّد بن عامر شبراوى شافعى (متوفّاى ۱۱۵۴ ق.):
    «... و کراماته رضى‏اللّه عنه کثیره و مناقبه شهیره، ثمّ ذکر بعض مناقبه و ختم حدیثه بقوله: و هذا من بعض کراماته الجلیله و مناقبه الجمیله».[۵]
    ________________________________________

    پي نوشت :
    [۱]اصول کافى، ج ۱، ص ۳۵۳؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۶۸.
    [۲]مطالب السّؤول، ابن طلحه شافعى، ص ۲۳۹؛ الفصول المهمّه، ص ۲۵۲.
    [۳]الوافى بالوفیات، ج ۴، ص ۱۰۵.
    [۴]الفصول المهمّه، ص ۲۵۱.
    [۵]الاتحاف بحبّ الاشراف، ص ۱۶۸.






    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 6

    parsa (27-08-1388), نسيم سحري (26-08-1388), شميم يار (27-08-1388), صافات (26-08-1388), ظهور (27-08-1388)

  19. #70
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩




    سیره سیاسی امام جواد علیه السلام


    امام جواد علیه السلام در میان بحرانها و سختیها هرگز تسلیم طاغوت عصرشان نشدنـد و همچنـان در برابـر ظلمقرار گرفتند و با صبر و تدبیر انقلابی ، به زندگی شرافتمندانه ادامه دادند و می فرمودند :
    اتئد تصب او تکده
    ثابت قدم باشد تا به هدف برسی یا به آن نزدیک شوی.1

    امام جواد علیه السلام هرگز حاضر نبودند هیچگونه سازشی با طاغوتیان داشته باشند و با این طرز فکر به فعالیتهای سیاسی همت می گماشتند . از فعالیتهای سیاسی ایشان می توان به موارد ذیل اشاره کرد .


    الف : آماده سازی فکری ـ علمی جامعه برای عبور به دوره غیبت و عصر اجتهاد
    جواد الائمه و دو امام بعد از ایشان را « ابن الرضا » نامیده اند . بعید است که علت این نامگذاری صرفا ، رابطه نسبی و ژنتیکی آن سه بزرگوار با امام هشتم علیه السلام باشد به نظر می رسد که دلیل عمده این نامگذاری وحدت موضع و سیاست مشترکی بوده است که این بزرگواران در مدیریت حرکت داشته و با حفظ تجربه اجتماعی امام هشتم علیه السلام کوشیده اند تا به رغم همه حصر و حصارها و تنگناها و فشارها ، مردم را برای عبور به دوره غیبت و استقبال از عصر اجتهاد آماده سازی کنند.2
    ۩۞۩۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليه السلام۩۞۩۩۞۩

  20. تشكرها 4

    parsa (27-08-1388), شميم يار (27-08-1388), ظهور (27-08-1388)

صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •