(...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕.. سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض (...◕✿◕◕✿◕ عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن. ◕✿◕◕✿◕..







    مقايسه دين گريزي به مثابه يك آسيب اجتماعي با ديگر آسيب هاي اجتماعي اهميت درخور توجه اين آسيب و نقش ويژه آن در پديداري ديگر آسيب هاي اجتماعي را به اثبات مي رساند؛ به گونه اي كه فزوني و كاستي دين گريزي، افزايش و كاهش آسيب هاي اجتماعي را در پي دارد. افزايش دين گريزي، بالا رفتن آمار طلاق، اعتياد، فساد و بزه كاري را در پي دارد و كاهش آن از آمار اين گونه آسيب ها مي كاهد.
    نقش دينداري و دين گريزي در ديگر آسيب هاي اجتماعي از ديد جامعه شناسان و روان شناسان نيز پنهان نمانده است؛ آنها به قدرت بازدارندگي دين در برابر هنجار شكني و آسيب رساني اعتراف دارند و دين را عامل مهمي در برقراري زندگي سالم اجتماعي مي دانند. گوستاو يونگ دين را مانند گرسنگي و ترس از مرگ، واقعي مي خواند و نبود روحيه ديني در انسان را عامل بروز اختلالات و تشويش هاي رواني معرفي مي كند،1 و كابريل تارد از سرنوشت انسان ها در جامعه اي كه دين در آن حضور ندارد و توان ايستادگي آنها در برابر خواسته هاي مخرب بدون حضور دين احساس نگراني مي كند.2
    افزون بر اين، تجربه و پژوهش هاي جديد نيز نشان از گرفتاري كمتر دينداران به هنجارشكني و بزهكاري دارد:
    «جوانان كاتوليك كه از دامن مادران مستغرق در مذهب برخاسته اند نسبت كوچكي را در ميان بزهكاران حائز بوده اند؛ در صورتي كه جواناني كه در دامن مادراني تربيت شده اند كه به طور نامنظم به كليسا مي رفتند يا اصولاً به كليسا نمي رفتند نسبت بالاتري را دارا بودند.»3
    بنابراين دين گريزي به عنوان يك آسيب اجتماعي شايسته بحث و بررسي است. در اين بررسي نخست معني شناسي دين انجام مي شود، و آن گاه پيشينه، عوامل و راهكارهاي رودر رويي با اين آسيب اجتماعي بيان گردد.
    معني شناسي دين در قرآن
    در مجموعه آياتي كه دين و مشتقات آن را در خود جاي داده است، جزا، طاعت، باور، اسلام، آخرت و… در شمار معاني دين قرار گرفته است.
    اين معاني چند گانه با ارجاع برخي به بعضي و ادغام تعدادي در يكديگر، به دو معني تقليل مي يابد:
    1. قيامت يا آخرت؛ مانند:
    «و إنّ عليك لعنتي إلي يوم الدين» ص/78
    «وقالوا يا ويلنا هذا يوم الدين» صافات/20
    «والذين يصدّقون بيوم الدين» معارج/26
    2. مجموعه اي از باورها، رفتارها و مناسك
    اين مفهوم از دين به گروه، ملت، باورها و رفتارهايي ويژه وابسته نيست. در نگاه قرآن، مشركان در شمار دينداران هستند؛ چنان كه يهوديان نيز با باورها و رفتارهايي متفاوت ديندار شناخته مي شوند و هر دو گروه حساسيت هاي خاص خود را دارند، از سرنوشت دين خود مي هراسند و به سختي از آن دفاع مي كنند:
    «لكم دينكم و لي دين» كافرون/6
    «إنّ الذين فرّقوا دينهم» انعام/159
    «إنّي أخاف أن يبدّل دينكم» مؤمن/26
    «لاتؤمنوا إلاّ لمن تبع دينكم» آل عمران/73
    قابليت اطلاق دين بر باورها و رفتارهاي گوناگون، اديان را به الهي و غيرالهي تقسيم مي كند:
    «أفغير دين الله يبغون» آل عمران/83
    همچنين نظر داشت اين باورها و مناسك گوناگون «وابستگي به يك موجود برتر» را هستهٌ اصلي دين نشان مي دهد. مشركان با وجود تفاوت هاي بسيار رفتاري و اعتقادي با ديگر دينداران به يك موجود برتر وابستگي نشان مي دهند.
    هرچند در آيات قرآن دين به الهي و غيرالهي تقسيم مي شود؛ اما ديني كه به حق و قِيم توصيف شده و خواست ابراهيم، يعقوب، يوسف، نوح و محمّد(ص) دانسته شده تنها دين اسلام است و ديگر اديان چنين ويژگي هايي ندارند.
    نتيجه: دين به معناي مجموعه اي از باورها و رفتارها با محوريت يك موجود برتر است و دين گريزي به معناي فرار برخي دينداران از دين خويش. بنابراين مي توان مطلق دين گريزي را به بحث و بررسي نشست؛ چنان كه مي توان يك دين خاص مانند اسلام را محور بحث قرار داد و از گريز عده اي از مسلمانان از اسلام و عوامل اين گريز و راه حل هاي رودر رويي با اين گريز بحث كرد.





    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..



  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پيشينه دين گريزي

    دين گريزي به بلنداي عمر دين پيشينه دارد. از زمان پيدايش نخستين دين، برخي دين را برنتافتند و گروهي سر بر آستان آن نهادند، اما پس از چندي از آن گريختند. اين گريز و عوامل آن در گذشته تاريخ بسيار محدود و انگشت شمار بود، هم دين گريزان در اقليت بودند و هم عوامل دين گريزي در شمار قرار نمي گرفت. نگاهي به تاريخ پر از فراز و نشيب به دين نشان مي دهد دين باوري به تقليل مي رود و دين گريزي رشد مي كند، تا آنجا كه در چند سده اخير دين گريزي سرعت چشمگيري يافته، اروپاي مسيحي غيرمسيحي مي نمايد، دين بر شئون زندگي اروپاييان حاكم نيست، دين تافته اي جدا بافته از ديگر نهادهاي اجتماعي لحاظ نمي شود، و بسياري از دول اروپايي تاب تحمل وجود واژه دين را در قانون اساسي اروپاي متحد ندارند و خواهان حذف اين واژه هستند.
    دين گريزي در آيات قرآن نيز پيشينه اي بلند و واقعيتي انكارناپذير دارد. براي نمونه شماري از يهوديان از دين موسي مي گريزند و گوساله پرستي پيشه مي كنند (طه/85ـ88). برخي از اهل كتاب باعلم به درستي آيات خدا كافر مي شوند (آل عمران/70). و چند نفر از مسلمانان از دين خويش مي گريزند و به اهل مكه پناه مي برند(آل عمران/86).
    عوامل دين گريزي
    در پرتو مطالعات تطبيقي ميان قرآن كريم و دانش جامعه شناسي عوامل بسياري را مي توان براي دين گريزي جست وجو كرد. ما در اين ميان سيزده مورد را برشمرده ايم كه از قرار زيرند:
    1. محيط
    يكي از عوامل مهم دين گريزي، محيط خانوادگي، كاري، اجتماعي و فرهنگي مي تواند باشد. نشانگر اين تأثير و تأثر، پيدايش و رشد دين گريزي در برخي محيط ها و كاهش آن در ديگر محيط ها است. دين گريزان بيشتر به خانواده ها، دانشكده ها و… خاصي وابسته هستند؛ به گونه اي كه شماري ازآنها اگر در محيط هاي متفاوتي قرار گيرند در شمار دين گريزان قرار نمي گيرند.
    چنان كه محيط ناسالم در اين دين گريزي تأثيرگذار است؛ در برنتافتن دين نيز بسيار نقش آفرين است. براي نمونه در برخي از آيات، وابستگي به باورها و عادات پيشينيان عامل اصلي نپذيرفتن دين شمرده شده است.
    در تعدادي از اين آيات، نقش محيط در گريز از رفتارها و مناسك مطلوب دين ديده مي شود. كافران كه در محيط فرهنگي و اجتماعي خاصي زيسته اند و آداب و رسوم خاصي يافته اند در برابر فراخوان پيامبران از باورها و عادت هاي پيشينيان خود سخن مي گويند:
    «و إذا قيل لهم اتّبعوا ماأنزل الله قالوا بل نتّبع ما ألفينا عليه آباءنا» انبياء/53
    «و إذا قيل لهم تعالوا إلي ما أنزل الله و إلي الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه آباءنا» مائده/104
    «وإذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آباءنا» اعراف/28
    اين آيه قرينه است كه ديگر آيات نيز از تأثير محيط بر رفتارها مي گويند.
    در دسته اي ديگر از آيات، تأثير محيط بر گريز از باورها و عقايد ديني آمده است:
    «قالوا أجئتنا لتلفتنا عمّا وجدنا عليه آباءنا» يونس/78
    «فقال الملأ الذين كفروا من قومه ما هذا إلاّ بشر مثلكم يريد أن يتفضّل عليكم و لوشاء الله لأنزل ملائكة ما سمعنا بهذا في آباءنا الأوّلين» مؤمنون/24

    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..



  4. #3
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    3. فشار و خشونت




    يكي از عوامل مهم آسيب هاي اجتماعي اجبار و اكراه بر انجام برخي رفتارها و كردارها بوده و هست. اجبار، خشونت و سخت گيري پيامدهاي بسيار ناگواري دارد كه لج بازي، پنهان كاري، دروغ و انتقام، تنها بخشي از نتايج سوء اين عامل هستند5. خشونت ديدگان بيشتر از ديگران دگرآزاري مي كنند، بيشتر انتقام مي گيرند و با رغبت بيشتري هنجار شكني مي كنند6. گري گوري مي گويد: كتك خورده ها در آينده يا افرادي بي اراده و شل و ول بار مي آيند و يا آدم هاي قلدري كه با نگاه به گذشته در پي انتقام گيري هستند.7
    جامعه شناسان نيز اجبار و لزوم نهفته در هنجارهاي آتي را زمينه ساز ناسازگاري و هنجارشكني عده اي مي دانند.8 دين گريزي نيز چونان ديگر آسيب هاي اجتماعي از اين عامل بي بهره نمانده است. خشونت هايي كه به نام دين انجام مي گيرد و الزام هايي كه در جهت دين آوري صورت مي پذيرد گروهي را در صف دين گريزان آورده است و در نگاه ايشان تصوير دين، تصويري خشن و همراه با فشار، تهديد و ارعاب مي گردد. بسياري از كودكان در دوران نوجواني وجواني، تهديد و گاه تنبيه والدين به انجام فرائض و ترك برخي رفتارها را شاهد بوده اند، و در محيط تحصيلي كاستن از نمره انضباط، تحقير و تهديد را تحمل كرده و به اجبار در نماز جماعت و ديگر مراسم ديني شركت كرده اند، و سپس در محيط كار و فعاليت به نام دين، بست و بندهاي بسيار را تجربه مي كنند.
    در نظرگاه قرآن نيز مهرباني، خويشتن داري و آسان گيري بر مردم، عامل جذب آنان، و سخت گيري و فشار، عامل گريز از دين معرفي شده است:
    «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظّاً غليظ القلب لانفضّوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم» آل عمران/159
    با اين نگاه، قرآن از پيامبران، نرم گويي با سردمداران كفر و فساد را مي طلبد و ايشان را از درشت گويي باز مي دارد:
    «فقولا له قولاً ليناً لعلّه يتذكّر أو يخشي» طه/44
    و احكام را به گونه اي تشريع مي كند كه دينداران در سختي گرفتار نيايند: «لايكلّف الله نفساً إلاّ وسعها».
    4. ناكارآمد ديدن دين
    يكي از عوامل دين گريزي ناكارآمدي دين است. انسان عصر جديد از تنهايي، انزوا، اضطراب و… بسيار آزار مي بيند.
    هري استاك ساليوان مي گويد:
    در عصر فرويد دغدغه اصلي سركوب جنسي بود و در عصر جديد مشكل اصلي انسان تنهايي است.9
    گوستاو يونگ مي نويسد:
    «ما در عصر بزرگ ترين آشوب ها و بي قراري ها به سر مي بريم؛ در عصر كشمكش هاي عصبي، اغتشاش هاي ذهني و سردرگمي ديدگاه ها و باورها».10
    فروم مي گويد:
    زندگي ما توأم با آشفتگي و سرگرداني روحي است كه به گونه اي خطرناك به حالت ديوانگي نزديك شده است.11
    فشارهاي رواني بر انسان معاصر به اندازه اي است كه 80? بيماري هاي جديد از فشارهاي رواني ناشي مي شود.
    اين انسان با اين دغدغه ها و مشكلات روحي و رواني، دين را عاملي براي نجات خويش مي بيند و به سمت دين مي رود. براين اساس يونگ براي دين خصلتي روان درمان گرانه قائل است و دين را معني بخش وجود انسان و رهايي بخش او از مشكلات مي شناساند.12 و مالينوفسكي نيز چونان يونگ مي انديشد.13 و با همين تصور مشركان بت پرستي مي كردند و از بت هاي خود انتظار ياري داشتند:
    «واتّخذوا من دون الله آلهة لعلّهم ينصرون» يس/74
    اين نياز انسان را برخي از طراحان دين، شناسايي كرده با طرح اديان جديد، خود را رهايي بخش انسان از مشكلات روحي و رواني معرفي مي كنند. نورمن ويت سنت پيل طرّاح يكي ازاين اديان مي گويد:
    با اطمينان به نفس و حرارت و نگرش مثبت و به كمك پروردگار مي تواني مشكلات شخصي خويش را حل كني و قادر متعال علاج نگراني است.14
    در ژاپن نيز اديان جديد، مهاجرين به شهرها را كه نسبت به ساير ژاپني ها از تنهايي، غم و اندوه بيشتري رنج مي برند نشانه مي گيرند و در جذب و پذيرش آنها بسيار موفق جلوه مي كنند، آنها اين اطمينان را به پيروان خويش مي دهند كه دين پذيرفته شده رهايي بخش و آرامش آفرين است.
    وقتي انسان با اين رويكرد به سمت دين مي رود و در شمار دينداران قرار مي گيرد از دين آرامش و سعادت و رهايي از تنهايي را مي طلبد. اگر دين نتواند اين خواسته را برآورده سازد گريز از چنين ديني طبيعي است.
    برخي دين گريزي ها در دوران معاصر از آن جهت است كه دين گريزان دين را فاقد راهكارهاي مناسب براي برون رفت ازغم، غصه، اندوه و اضطراب مي دانند، آنها تصوير مي كنند دين نه تنها ايشان را از تنهايي و اضطراب نمي رهاند، بلكه با توصيه به گريه، بر سر و سينه كوفتن و خويشتن آزاري، غم و غصه و اندوه آنها را تشديد مي كند.




    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..



  5. #4
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    5




    . شك و ترديد


    يكي ديگر از عوامل دين گريزي شك و ترديد نسبت به آموزه ها و سنت هاي ديني است. اين عامل در عصر جديد كه دوران گرداب هاي سهمگين شك و ترديد است بسيار بيشتر از گذشته جلوه مي كند. گرداب شك و ترديد چنان گسترده و فراگير است كه هيچ آموزه اي از آن بي نصيب نمانده است.
    كارل گوستاو يونگ مي گويد:
    «من در مجموع خيال مي كنم اغراق نيست وقتي كه مي گويم انسان امروزين از لحاظ روان شناختي دچار شكي كم و بيش مرگبار شده و در نتيجه غريق شك و ترديد گشته است».15
    انسان امروز به تمامي باورها و اعتقادات و مناسك پيشينيان به ديده شك و ترديد مي نگرد، او تفاوتي ميان معارف مقدس و نامقدس نمي بيند و شك و ترديد خويش را در تمام حوزه ها مي گستراند.
    اين شك و ترديدها وقتي در قالب پرسش درآيند و جواب شايسته گيرند بسيار خجسته و ارزشمند مي نمايند و دينداري را مستحكم مي سازند، اما وقتي پرسشي نشوند يا پاسخ بايسته نگيرند بسيار ويرانگر مي شوند؛ به ويژه آن گاه كه پرسشگر، دين را نابردبار در برابر پرسش هاي خود ببيند. پيامبر امّي مي ماند؛ مبادا برخي از مسلمانان در وحياني بودن قرآن شك و ترديد كنند و دين گريز شوند:
    «و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لاتخطّه بيمينك إذاً لارتاب المبطلون» عنكبوت/48
    و شك و ترديد شماري از مسلمانان، آنها را به دين گريزي مي كشاند، تا جايي كه به خدا و روز واپسين به ديده ترديد مي نگرند:
    «إنّما يستئذنك الذين لايؤمنون بالله و اليوم الآخر وارتابت قلوبهم فهم في ريبهم يتردّدون» توبه/45
    چنان كه شك و ترديد عامل مهمي در گريز دينداران از دين است؛ اين شك و ترديد عامل مهم در عدم پذيرش دين حق است. بني اسرائيل به جهت شك و ترديد دين موسي را برنتافتند و گفتند:
    «يا موسي لن نؤمن لك حتي نري الله جهرة» بقره/55
    و درباره ايشان مي خوانيم:
    «إنّهم لفي شكّ منه مريب» هود/110
    قوم عاد در حقانيت دين هود شك و ترديد داشتند و خواستار نشانه بودند و بدون نشانه پذيراي دين نمي شدند و از خدايان خويش دست برنمي داشتند:
    «يا هود ما جئتنا ببينة و ما نحن بتاركي آلهتنا عن قولك و ما نحن لك بمؤمنين» هود/53
    قوم صالح خود را در شك و ترديد مي ديدند و از اينكه صالح(ع) با اين شك، آنها را به دين خويش مي خواند شگفت زده بودند:
    «أتنهانا أن نعبد ما يعبد آباؤنا و إنّنا لفي شكّ ممّا تدعونا إليه مريب» هود/62
    يوسف(ع) نيز نشانه ها مي آورد، اما گروهي گرفتار شك و ترديد يا به بهانه شك و ترديد دين او را بر نمي تابند:
    «و لقد جاءكم يوسف من قبل بالبينات فما زلتم في شكّ ممّا جاءكم به» مؤمن/34
    قوم نوح، عاد، ثمود و… نيز به فراخوان پيامبران به ديده شك مي نگرند:
    «و قالوا إنّا كفرنا بما أرسلتم به و إنّا لفي شك ممّا تدعوننا إليه مريب» ابراهيم/9
    و از ايشان معجزه مي خواهند:
    «فأتونا بسلطان مبين» ابراهيم/10
    فرعون نيز به موسي شك داشت و او را دروغگو مي خواند:
    «إنّي لأظنّه كاذباً» مؤمن/37
    از اين جهت به هامان گفت براي من برجي بلند بساز تا از فراز آن به خداي موسي كه دربارهٌ او شك دارم دست يابم:
    «و قال فرعون يا هامان ابن لي صرحاً لعلّي أبلغ الأسباب أسباب السموات فأطّلع إلي إله موسي» مؤمن/36ـ37
    و همين شك و ترديد عامل نپذيرفتن اسلام از سوي عده اي است:
    «أم يقولون افتراه» سجده/2
    «و ماكنت تتلوا من قبله من كتاب و لاتخطّه بيمينك إذًا لارتاب المبطلون» عنكبوت/38
    كافران، اسلام را ساختگي مي ديدند و نسبت به وحي ترديد داشتند:
    «ء أنزل عليه الذكر من بيننا بل هم في شكّ من ذكري» ص/8
    چنان كه نسبت به آخرت و دين پيامبر اسلام نيز در ترديد بودند:
    «بل هم في شكّ منها» نمل/66
    «قل يا أيها الناس إن كنتم في شكّ من ديني» يونس/104
    «يا أيها الناس إن كنتم في ريب من البعث» حج/5
    اين شك و ترديدها نسبت به وحي، پيامبر، آخرت و… عامل اصلي گريز عده اي از اسلام و فرارشان از جهاد است:
    «إنّما يستئذنك الّذين لايؤمنون بالله و اليوم الآخر و ارتابت قلوبهم فهم في ريبهم يتردّدون» توبه/45



    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..



  6. #5
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    . ناسازگارنمايي با عقل نيازهاي انسان به دو گروه تقسيم مي شود: 1. نيازهاي فطري، 2. نيازهاي غيرفطري.
    نيازهاي فيزيولوژيك، ايمني خواهي، تعلق پذيري و عشق، احترام و خودشكوفايي در شمار فطريات هستند.
    آبراهام مزلو نيازهاي شناختي را نيز از شناخت هاي فطري مي خواند:
    «شواهد تاريخي قابل ملاحظه اي نشان مي دهد كه مردم با به خطر انداختن زندگي شان به دنبال دانش بوده اند. از اين رو اين نياز را بالاتر و برتر از نيازهاي ايمني خود قرار داده اند.»16
    در نگاه عده اي اين نيازهاي شناختي خاستگاه دين است. براي نمونه اگوست كنت، هربرت اسپنسر، ادوارد تايلي و جيمز فريزر، خاستگاه دين را عواطف نمي دانند؛ به باور آنها انسان هاي اوليه دانش خواه بودند و ذهن آنها بسيار عقلايي. اين گروه ريشه فعاليت هاي ديني و مناسك را در باور داشت ها و انديشه ها جست وجو مي كنند و ريشه دين را در خرد بشري مي جويند.
    بنابراين وقتي گروهي ديني را پذيرا مي شوند انتظار ناسازگاري آن دين با خرد را ندارند كه اگر چنين تنشي ميان عقل و دين رخ نمايد آنها از دين به سود عقل چشم مي پوشند.
    برخي از دين گريزي ها در ميان جوانان و ديگر اقشار جامعه از سر ناسازگار ديدن دين با عقل است. عده اي در جهان اسلام، شبيه خواني، تعزيه خواني، معجزات، شيطان، جنّ، تفاوت مرد و زن در ديه، ارث و… را بر نمي تابند و آنها را با عقل ناسازگار مي خوانند، چنان كه در ميان مسيحيان نيز شماري تثليث، رخدادهاي زمان تولد مسيح، عشاء ربّاني و تأثير قطعه ناني تبرّك شده و جرعه اي شراب در خوشبختي را كه از باورهاي مسيحيان است با عقل ناسازگار مي شناسند و برخي يهوديان نيز بي بندوباري سليمان، كشتي گرفتن يعقوب با خدا، فرياد و فغان ايوب و هوسراني داود را ـ آن گونه كه تورات مي گويد ـ با خرد ناسازگار مي شناسند.
    7. ناسازگارنمايي با علم
    در نگاه عده اي علم و دين ناسازگار با يكديگرند و تلاش هاي فراواني كه در راستاي آشتي اين دو انجام شده ناكام است. دين نظريات نوآمد علمي را بر نمي تابد. چنان كه تصور اينكه يك نفر هم ديندار باشد وهم دانشمند، امكان پذير نيست. استيون وينبرگ، فيزيك دان، به عنوان نماينده برجسته اين گروه مي گويد:
    «هر چه علم، عميق تر به سرشت اشياء نگاه كند كمتر به نظر مي رسد جهان نشاني از يك خداي «علاقه مند» را در برداشته باشد».17
    اينشتين، همفكر وينبرگ نيز خداي شخصي اسلام، مسيحيت و يهوديت را پذيرفتني نمي داند.
    يكي از نمونه هاي برجسته ناسازگاري علم و دين، نظريه تكامل داروين است. اين نظريه با آنچه اديان به عنوان هدفداري جهان مطرح مي كنند كاملاً در ناسازگاري است. وينبرگ مي گويد:
    «ناسازگاريي كه نظريه تكامل با دين مي آفريند از فيزيك بيشتر است؛ چه اينكه اين نظريه، عقيده به يك خداي ذوالعنايه را به چالش مي كشد. برداشت وينبرگ به باور پيروان داروين نيز صحيح مي نمايد؛ چنان كه هائيكل، كارل ماركس، نيچه، فرويد و… نيز با الحاد سازگار است».18
    همچنان كه ناسازگار ديدن دين با علم از عوامل مهم دين گريزي است؛ تهي ديدن دين از علم و بي ثمر بودن آن نيز از عوامل دين گريزي شناخته مي شود. براي نمونه كافران از آن جهت از اسلام مي گريختند كه قرآن را اساطير مي شناختند، و از علم تهي مي دانستند. درنگاه آنها اساطير از واقعيت تهي است و ثمره اي جز سرگرمي ندارد، اما علم فوايد بسيار دارد و انسان را در رسيدن به خواسته ها و آرزوها ياري مي كند:
    «إن هذا إلاّ اساطير الأوّلين» انعام/25
    رشيد رضا در تفسير اين آيه مي نويسد:
    «يعني أنّهم لايعقلون ممّا في القرآن من أنباء الغيب في قصص الأمم مع رسلهم، إلا أنّها حكايات و خرافات تستطر و تكتب كغيرها، فلا علم فيها و لا فائدة منها».19
    اين نمونه و نمونه هاي ديگر با فرض بهانه بودن نيز حكايت از آن دارد كه كافران اسطوره را بر نمي تابند و آن را با علم ناسازگار مي شناسند.
    امروزه نيز برخي از اهل كتاب به جهت ناسازگاري كتاب مقدس با يافته هاي علمي از آن مي گريزند. موريس بوكاي مي نويسد:
    «در مورد عهد عتيق نيـازي بود از كتاب نخست آن يعني سفر پيدايش پا فراتر نهم، تا به تأكيداتي آشتي ناپذير و غيرقـابل توجيه با معلومات قطعي علمي روبرو شوم».20
    يياتي گورسگي مي گويد:
    «در انجيل ها چه از جهت تاريخي و چه از لحاظ جغرافيايي مطالب نادرست فراوان به چشم مي خورد».21
    نمونه هايي از دين گريزي در جهان اسلام نيز ديده مي شود. براي نمونه كسروي برخي از آيات را با علم ناسازگار مي بيند و از اسلام مي گريزد و برخي از جامعه شناسان و روان شناسان نيز از آن جهت كه وحي، شيطان، جن و فرشته را در خور آزمايش و تحليل و بررسي علمي نمي دانند از دين مي گريزند و يا به تحليل علمي وحي و شيطان و موضوعاتي از اين دست مي پردازند؛ تحليلي كه در نظرگاه دينداران عين دين گريزي است.




    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..



  7. #6
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    . فقر يكي از عوامل مهم و كليدي در بروز ناهنجاري هاي اجتماعي، فقر است. براي نمونه 85 تا 90? جرايم در ايتاليا توسط افراد خانواده هاي فقير انجام مي شود در صورتي كه اين خانواده ها 60? كل جمعيت را تشكيل مي دهند. تحقيقات دكتر سيريل برت در كتاب بزهكار جوان نيز جرايم فقراي لندن را 19? وجمعيت آنها را 8? كل جمعيت لندن مي خواند.22
    نقش فقر در پديداري آسيب هاي اجتماعي در دين گريزي نيز ديده مي شود؛ به گونه اي كه بخشي از دين گريزي ها در خانواده هاي ضعيف يا بسيار ضعيف است. تأثيرگذاري فقر بر پديداري آسيب هاي اجتماعي و هنجارشكني در جايي است كه فقر منفي انگاشته شود، اما اگر مثبت ديده شود و امتحان الهي قلمداد گردد به دين گريزي و هنجارشكني و آسيب رساني نمي انجامد.
    افزون براين نقش فرد در پديداري فقر نيز بسيار مهم جلوه مي كند. فقري كه از تنبلي و سستي فرد پديد مي آيد در مقايسه با فقري كه در يك حكومت ديني پديد مي آيد بسيار كمتر به دين گريزي مي انجامد. فقري كه در يك حكومت ديني پديدار مي شود به حساب دين گذاشته مي شود و زمينه هاي گريز از دين را فراهم مي سازد، اما اگر همين فقر در يك حكومت سكولار رخ دهد، دين گريزي نمي آورد.
    تأثير فقر بر دين گريزي در آيات قرآن نيز ديده مي شود:
    «الشيطان يعدكم الفقر» بقره/268
    شيطان مسلمانان را از فقر مي ترساند، شايد ايشان از فقهر بهراسند و دين گريزي پيشه كنند. در برابر، خداوند وعده آمرزش و فزوني مي دهد:
    «و الله يعدكم مغفرة منه و فضلاً» بقره/268
    و تهي دستان را از فضل خويش بهره مند مي سازد:
    «إن يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله» نور/32
    و بر اين اساس در روايات مي خوانيم:
    «كاد الفقر أن يكون كفراً».
    9. روان پريشي
    يافته هاي جديد علمي نشان از بيماري شمار زيادي از آسيب رسانان و هنجارشكنان دارد. اين يافته ها، دستگاه ها و نهادهاي مسئول را ناگزير از فراخوان روان پزشكان و مددكاران اجتماعي ساخته است، تا آنجا كه امروزه بيشتر زندان ها و ندامتگاه ها از خدمات اين گروه ها بهره مي گيرند و در اصلاح زندانيان و درمان آنها مي كوشند.
    دين گريزي نيز مانند بسياري از آسيب هاي اجتماعي متأثر از اين بيماري ها مي باشد. خاستگاه شناسي دين گريزي گروهي از دين گريزان، نشان از بيماري شديد آنها دارد؛ به گونه اي كه ايشان در برابر دين، مانند سنگ يا شديدتر از سنگ مي نمايند:
    «ثمّ قست قلوبكم من بعد ذلك فهي كالحجارة أو أشدّ قسوة» بقره/74
    «و أما الذين في قلوبهم مرض فزادتهم رجساً إلي رجسهم» توبه/125
    «فتري الّذين في قلوبهم مرض يسارعون فيهم» مائده/52
    عناد، دشمني، تكبر، حسد و… برخي از بيماري هاي دين گريزان است. شماري از بني اسرائيل خودبزرگ بيني داشتند، خويش را برتر از طالوت مي دانستند، رهبري او را بر نمي تافتند، از جهاد سرباز مي زدند:
    «و قال لهم نبيهم إنّ الله قد بعث لكم طالوت ملكاً قالوا أنّي يكون له الملك علينا و نحن أحقّ بالملك منه» بقره/247
    10. سخنگويان دين
    كنش هاي رفتاري و گفتاري ناشايست برخي سخنگويان دين و مسئولين حكومتي يكي ديگر از عوامل دين گريزي است. برخي سخنگويان ديني وضعيت فرهنگي و اجتماعي رضايت بخشي ندارند، اين عده در مواجهه با ديگران نفرت آفريني مي كنند و ايشان را دين گريز مي سازند، دين را در قالب پوسيده و فرهنگي و اجتماعي و خاص خود مي برند و با خرافه سازي و جعل و تحريف دين، چهره اي نامطلوب و زننده از دين ترسيم مي كنند و با انگشت نهادن روي برخي روايات كه بيشتر ساختگي مي نمايند تاب تحمل مخاطب را مي ربايند.
    براي نمونه برخي از دين گريزي ها در غرب، نتيجه نفرت مردم از كشيشان بود. مردم امتيازات اين گروه و تنگ نظري و قدرت طلبي و ثروت برخي از اسقف ها را بر نمي تافتند و با دين گريزي در برابر ايشان واكنش نشان مي دادند. در آيات قرآن نيز برخي از نشانه هاي نقش دانشمندان اهل كتاب در دين گريزي آمده است:
    «يا أيها الذين آمنوا إنّ كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أموال الناس بالباطل و يصدّون عن سبيل الله» توبه/34
    گروهي از علماي اهل كتاب با در هم آميختن ساخته هاي خويش با دين، با هدف مادي دين را با زندگي و خرد ناسازگار نشان مي دهند و زمينه هاي دين گريزي را فراهم مي سازند:
    «فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمناً قليلاً» بقره/79
    «يا أهل الكتاب لاتغلوا في دينكم» نساء/171
    در جهان اسلام نيز برخي سخنگويان چنين نقشي دارند؛ آنها با رفتار زشت، دنياطلبي، گناه، خشونت و باورهاي خويش مردم را به اصل دين بدين مي كنند و ايشان را به وادي دين گريزي مي برند؛ در صورتي كه آيات ياد شده به علماي اهل كتاب محدود نمي شود، بلكه سخنگويان اسلام نيز مشمول اين آيه هستند و بايد از سوق دادن مردم به دين گريزي بپرهيزند.


    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..



  8. #7
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    11




    . خواسته هاي نفساني

    عده اي دين را بر نمي تابند؛ از آن جهت كه آموزه هاي پيامبران با بي بند وباري و ولنگاري ايشان ناهمخوان است و بر زياده خواهي ها و آزادي هاي جنسي ايشان قيد و بند مي زند:
    «و لقد آتينا موسي الكتاب و قفّينا من بعده بالرسل و آتينا عيسي بن المريم البينات و أيدناه بروح القدس أفكلّما جاءكم رسول بما لاتهوي أنفسكم استكبرتم ففريقاً كذّبتم و فريقاً تقتلون» بقره/78
    اين گروه دين را بر نمي تابند و هواي نفس را معبود خود قرار مي دهند:
    «أرأيت من اتّخذ إلهه هواه» فرقان/43
    شيطان را الگو مي گيرند، هنجارشكن مي شوند، فساد و تباهي مي كنند و از گمراه ترين مردم هستند:
    «و من يتّبع خطوات الشيطان فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر» نور/21
    «و من أضلّ ممّن اتّبع هواه» قصص/50
    پيروي از اين اسيران هوي و هوس نامطلوب و ناپسند است و خطر دين گريزي را در پي دارد:
    «و لاتتّبع أهواءهم عمّا جاءك من الحقّ» مائده/48
    و پيروان اين عده از سوي خدا سرپرستي و ياري نخواهند شد:
    «و لئن اتّبعت أهواءهم بعد الذي جاءك من العلم مالك من الله من ولي و لانصير» بقره/120
    12. تهاجم ديني
    هجوم رسانه اي شديد بر ضد دين و متوليان دين، يكي ديگر از عوامل دين گريزي است. دين ستيزان با امكانات گستردهٌ اقتصادي، رسانه اي و اطلاع رساني، به طرح ايسم هايي مي پردازند كه دين را بر نمي تابند. آنها با ناكارآمد نشان دادن دين و به چالش كشيدن باورها، رفتارها و مناسك ديني و پخش شايعات درباره شخصيت هاي ديني سهم زيادي در دين گريزي دارند. برنامه هاي تلويزيوني و ماهواره اي جذاب و در عين حال هدفمند اين گروه، دين را افيون ملت ها، عامل عقب ماندگي، انحطاط و استبداد معرفي مي كند.
    تهاجم را نيز مي توان به عنوان يك عامل دين گريزي در آيات قرآن رديابي كرد. برخي از شيوه هاي دين ستيزان در قرآن عبارتند از:
    يك. تخريب شخصيت ها
    دين ستيزان براي راندن مردم از دين، پيامبران را نابردبار، قدرت طلب، تماميت خواه، مجنون، ساحر، گمراه و… معرفي مي كنند:
    «قالوا يا شعيب أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد آباؤنا أو أن نفعل في أموالنا ما نشاء إنّك لأنت الحليم الرشيد»
    «قالوا أ جئتنا لتلفتنا عمّا وجدنا عليه آباءنا و تكون لكما الكبرياء في الأرض» يونس/78
    «قالوا سحران تظاهرا» قصص/48
    «ما هذا إلاّ بشر مثلكم يريد أن يتفضّل عليكم» مؤمنون/24
    «و يقولون أئنّا لتاركوا آلهتنا لشاعر مجنون» صافات/36
    «و قال الكافرون هذا ساحر كذّاب» ص/4
    دو. تخريب كتاب آسماني
    روش ديگر دين ستيزان زير سؤال بردن قرآن بود:
    «يقول الذين كفروا إنّ هذا إلاّ اساطير الأولين» انعام/25
    «أم يقولون افتراه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتريات» هود/13
    13. گستردگي بي ضابطه شريعت
    يكي ديگر از عوامل دين ستيزي نشان دادن اسلام به عنوان ديني پرشريعت است. عده اي اصرار دارند دين اسلام را پرشريعت ترين دين معرفي كنند و با تنگ نظري و سخت گيري برخي از مباحات را تحريم كنند و هر روز قيد و بندي جديد به نام دين بر انسان تحميل كنند؛ در صورتي كه اين گسترش نه تنها امتيازي براي مسلمانان و اسلام نيست، بلكه برخي از مسلمانان را به رودر رويي با شريعت مي كشاند. از سوي ديگر جمعيت قابل توجهي موسيقي گوش مي دهند، پوشش كامل اسلامي ندارند، ظواهر ديني را رعايت نمي كنند و… اين عده وقتي بسياري از رفتارها و گفتارهاي خود را با دين در ناسازگاري مي بينند و با برخي از سخت گيري هاي فراديني نيز روبرو مي شوند، به سمت دين گريزي و رهايي از دغدغه هاي دينداري مي روند.



    (...◕✿◕◕✿◕  عوامل دين گريزي و راه حل‌آن در پرتو قرآن.  ◕✿◕◕✿◕..


  9. تشكرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •