اين كفش هاي روسي حاج همت! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اين كفش هاي روسي حاج همت!
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    جديد اين كفش هاي روسي حاج همت!




    اين كفش هاي روسي حاج همت!

    داخل انبار حدود هفت، هشت هزار جفت كفش و پوتين بود، چشمم به كفش هاي حاجي افتاد. ديدم از آن كفش هاي روسي كه سي كيلو وزن دارد، پوشيده...
    به گزارش خبرنگار نويد شاهد روايتي خواندني از سردار خيبر حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله (ص) عنوان مي شود:
    براي ديدن حاجي به همراه مادر و همسر و فرزندش به انديمشك رفتيم. شب آمد و صبح زود رفت، من هم همراهش رفتم.
    به جاهاي مختلفي مي رفت و سر مي زد تا اينكه به انبار رسيديم.
    داخل انبار حدود هفت، هشت هزار جفت كفش و پوتين بود، چشمم به كفش هاي حاجي افتاد.
    ديدم از آن كفش هاي روسي كه سي كيلو وزن دارد، پوشيده و كلي هم گل و ماسه به آن چسبيده است.

    مانده بودم كه او چطور اين كفش ها را حركت مي دهد، گفتم:" حاجي!" گفت: "بله."گفتم:" برو يكي از اين كفش ها رو پات كن."
    گفت:" اينها مال بسيجي هاست." يكي از دوستانش كه همراه ما بود خنديد، خيلي بهم برخورد.
    بعدها فهميدم كه معني خنده اش اين بوده كه"حاج آقا دير اومدي زود هم مي خواي بري؟"

    آنها چندين بار از ابراهيم خواسته بودند كه كفش هايش را عوض كند اما او اين كار انجام نداده بود.

    دوستش به من گفت:"حاج آقا بهتون برنخوره، اين انبار و باقي پادگان تماما متعلق به حاجيه، ما هيچ كاره ايم. امر بفرمايين همه كفش ها رو مي ديم به حاجي."

    ابراهيم صدايش درآمد و گفت:" اين كفش ها مال بسيجي هاست، مال كسي نيست. بيخود بذل و بخشش نكنين." گفتم:" خب مگه تو خودت بسيجي نيستي؟" گفت:"نه، به من تعلق نمي گيره."

    گفتم:" اصلا من پولشو مي دم." دست كردم توي جيبم كه پول دربيارم كه گفت:" پولتو بذار توي جيبت، اين كفش ها خريدني نيست.
    " هر چه اصرار كردم، هيچ فايده اي نداشت...


    برگرفته از كتاب "براي خدا مخلص بود"

    :: نويد شاهد::


    اين كفش هاي روسي حاج همت!

  2. تشكرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •