اتل متل راحله ........ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اتل متل راحله ........
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض اتل متل راحله ........







    اتل متل راحله ........

    اتل متل راحله
    اخموی بی حوصله

    مامان چرا گفت : بگیر
    از پدرت فاصله ؟

    دلش هزار تا راه رفت
    بابا خسته کاره ؟

    مامان چرا اینو گفت ؟
    بابا دوستش نداره

    بابا اینو بپرسه
    اگه خسته کاره

    پس چرا بعضی وقتا
    تا نیمه شب بیداره ؟

    نشونه بیداریش
    سرفه های بلنده

    شش ماه پیش تا حالا
    بغض می کنه می خنده

    شاید اونو نمی خواد
    اگه دوستش نداره

    پس چرا روی تختش
    عکس اونو میذاره ؟

    با چشمای مریضش
    عکسو نگاه میکنه

    قربون قدش میره
    بابا بابا میکنه

    با دست پر تاولش
    البومی رو که داره

    از کنار پنجره
    ور میداره میاره

    با دیده پر از اشک
    البومی وا میکنه

    رفیقای جبهه رو
    همه ش صدا میکنه

    آلبوم عکس بابا
    پر از عکس دوستاشه

    عکسی هم از راحله ست
    تو بغل باباشه

    با دیدن اون عکسا
    زنده میشه می میره

    با یاد اون قدیما
    بابا زبون میگیره

    قربون اون موقع ها
    قربون اون صفاتون

    دست منم بگیرین
    دلم تنگه براتون

    ازاون وقتی که بابا
    دچار این مرض شد

    مامان چقدر پیر شده
    بابا چقدر عوض شد

    مامان گفته تو نماز
    برا بابات دعا کن

    دستاتو بالا ببر
    تقاضای شفا کن

    دیشب توی نمازش
    واسه باباش دعا کرد

    دستاشو بالا بردو
    تقاضای شفا کرد

    نماز چون تموم شد
    دعا به آخر رسید

    صدای گریه های
    مامان تو خونه پیچید !

    دخترکم کجایی؟
    عمر بابا سر اومد

    وقت یتیم داری و
    غربت مادر اومد

    دخترکم کجایی؟
    بابات شفا گرفته

    رفیقاشو دیده و
    ما رو گذاشته رفته

    آی قصه قصه قصه
    یه دستمال نشسه

    خون سرفه بابا
    رو این پارچه نشسته

    بعد شهادت او
    پارچه مال راحله است

    دختری که در پی
    شکست یک فاصله است

    کنار اسم بابا
    زائر کربلایی

    یه چیز دیگه م نوشتن
    شهید شیمیایی

    شاعر: زنده یاد ابوالفضل سپهر



    اتل متل راحله ........

  2. تشكرها 3

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (30-08-1388), ستايش (22-12-1389), عاشورا (30-08-1388)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •