سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: لجبازی تا چه حد؟!

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن خدمات و دانلود
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1270
    نوشته
    709
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    2,363
    مورد تشکر
    3,481 در 696
    دریافت
    11
    آپلود
    12

    پیش فرض لجبازی تا چه حد؟!


    حضرت علی(علیه السلام) فرمود: من همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله) بودم، سران قریش نزد او آمدند و گفتند:

    ای محمّد! تو ادعای بزرگی کردی، که هیچ یک از پدران و خاندانت نکردند، ما از تو معجزه می خواهیم. اگر پاسخ مثبت داده و انجام دهی، می دانیم تو پیامبر و فرستاده خدایی، و اگر انجام ندهی، خواهیم دانست که ساحر و دروغگویی.

    پیامبر(ص) فرمود: شما چه می خواهید؟

    گفتند: این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شود و در پیش تو بایستد.

    پیامبر(ص) فرمود: خداوند بر همه چیز تواناست. حال اگر خداوند این کار را بکند، آیا شما ایمان می آورید و به حق شهادت می دهید؟

    گفتند: آری.

    پیامبر فرمود: من به زودی آنچه را که درخواست کردید نشانتان می دهم، ولی بهتر از هرکس می دانم که شما به خیر و نیکی باز نخواهید گشت.

    سپس به درخت اشاره کرد و فرمود: «ای درخت! اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری، و می دانی من پیامبر خدایم، از زمین با ریشه هایت در آی، و به فرمان خدا در پیش روی من قرار بگیر.»

    سوگند به خدایی که پیامبر را به حق معبوث کرد، درخت با ریشه اش از زمین کنده شده و پیش آمد که با صدای شدید، مانند به هم خوردن بال پرندگان، یا به هم خوردن شاخه های درختان، جلو آمد و در پیش روی پیامبر ایستاد.

    وقتی سران قریش این منظره را مشاهده کردند، با کبر و غرور گفتند: به درخت فرمان بده نصفش جلوتر بیاید، و نصف دیگر در جای خود باقی بماند.

    پیامبر(ص) فرمان داد. نیمی از درخت با وضعی شگفت آور و صدایی سخت به پیامبر(ص) نزدیک شد، گویی می خواست دور آن حضرت بپیچد. اما سران قریش از روی کفر و سرپیچی گفتند: فرمان بده این نصف بازگردد و به نیم دیگر ملحق شود و به صورت اول در آید!

    پیامبر(ص) دستور داد و چنان شد.

    من گفتم: لااله الّا الله، ای رسول خدا! من نخستین کسی هستم که به تو ایمان آوردم. و نخستین کسی هستم که اقرار می کنم درخت با فرمان خدا برای تصدیق نبوّت و بزرگداشت دعوت رسالت، آنچه را خواستی انجام داد.

    امّا سران قریش همگی گفتند: او ساحری است دروغگو! که سحری شگفت آور دارد و خیلی ماهر است. و به پیامبر گفتند: آیا نبوّتِ تو را کسی جز امثال علی باور می کند؟!





    منبع: نهج البلاغه، خطبه 192، ص285 (ترجمه دشتی)



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی