سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22

موضوع: رسيدن فصل رویش دانایی،ماه مهرومهرباني مبارك

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بوی مهر بوی مهربانی بوی لبخند بوی درس و مدرسه
    بوی شوق کودکانه پیاده روها بوی نمره های بیست

    بوی دفتر حساب بوی مشق های ناتمام
    بوی دوستی مهربانی مدام بوی... .
    پاییز با خود شور می آورد.

    آغاز سال تحصیلی جدید مبارک




    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-06-1393 در ساعت 14:48
    امضاء


  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    جديد




    نکته و داستان طنز

    مدرسه و برنامه درسی

    از آن جا که هر نظام برای دست یابی به هدف معیّن، نیازمند برنامه ریزی صحیح و اصولی است،
    نظام آموزشی کشور نیز از این قاعده مستثنا نیست.

    از جمله موضوعات مهم پس از بازگشایی مدارس، تنظیم برنامه هفتگی مدارس برای دانش آموزان است.
    تحقیقات آماری در این زمینه، ما را به چنین نکته قابل تأملی رهنمون می سازد که:
    افزایش درصد میزان یادگیری و بازده آموزشی به یک برنامه ریزی جامع و کامل و دقیق بستگی دارد.


    مطلب مهم دیگر آنکه: پس از گنجاندن دروس در ساعات خاص خود، به منظور رسیدن به آن هدف،
    شأن و جایگاه هر درس از سوی معلمان و دانش آموزان باید به طور کامل حفظ شود
    و به هیچ درسی به دیده حقارت نباید نگریست. داستان طنز پیش رو به همین مطلب می پردازد.

    معلم ریاضیات: مبصر! برنامه هفتگی آماده شده؟
    مبصر: بله! آقای مدیر آماده ش کردن.
    معلم: خب ... حالا بلند بلند بخون ببینم!


    مبصر: آقا اجازه، شنبه: فارسی، تاریخ، دیکته، زنگ آخر هم ریاضیات.
    معلم: نفهمیدم! چی؟ ریاضیات، زنگ آخر؟ یعنی چه؟
    ریاضیات این قدر خاک بر سرش شده که باید بره زنگ آخر؟ ادامه بده ببینم ...


    مبصر: یکشنبه: علوم، ورزش، ریاضیات، اجتماعی.
    معلم: به حق چیزهای ندیده! از کی تا حالا علوم و ورزش مهم تر از ریاضی شدن؟
    (رو به بچه ها). درست می گم یا نه؟
    بچه ها: بعله!

    معلم: خب پس چرا هیچکدوم اعتراض نکردین؟ لال شده بودین؟ می رفتین و می گفتین نه!
    حالا هم دیر نشده. شما برین بگین. منم با مدیر حرف می زنم ... یعنی چه؟ خب دوشنبه چی؟


    مبصر: آقا اجازه، هنر، ریاضیات ...
    معلم: هنر، ریاضیات؟ این طرف ریاضیات گل و بوته کاشتن؟! (رو به بچه ها):
    زبون که داشتین؟ اعتراض می کردین خُب. هنر چیکار داره به ریاضی.؟

    دیگه نمی خواد بخونی. اینکه نشد برنامه ... زنگ اول هنر، زنگ آخر ریاضی! رنگ اول فارسی، زنگ سوم ریاضی!
    از کِی تا حالا این قدر ریاضی خورده توی سرش! تا بوده، ریاضی زنگ اول بوده! حالا دیگه ریاضی «اَخ» شد؟


    مبصر: آقا اجازه گفتن برنامه رو نمی شه عوض کرد. ... آخه برنامه معلم ها به هم می خوره.
    معلم: بی خود! هیچ طوری هم نمی شه ... همین که می گم زنگ اول ریاضی،
    بعدش هنر و اونای دیگه... درست می گم یا نه؟

    بچه ها (با بی تفاوتی): بَع ... له!



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 30-06-1393 در ساعت 16:22
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    کاش، جای پاییز؛

    تو با «مهر» می‌ آمدی ...!



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 30-06-1393 در ساعت 16:24
    امضاء





  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض






    اوّل مهر رسید و من در همان " اوّل آ " بودم
    مثل گنجشک دلم می زد، مثل گنجشک رها بودم

    پای یک پنجره میزی بود، چه تقلّای عزیزی بود
    پنجره راه گریزی بود، خیره در پنجره ها بودم



    پشت هر پنجره دنیایی ست ، چشم وا کردم و بستم ، آه
    من کجایم؟ تو کجا؟ با خویش در همین چون و چرا بودم

    گفت : بابا دو هجا دارد... نام من چار هجایی بود
    نان یکی... آب یکی ... باران... مثل باران دو هجا بودم



    گفت: هر حرف صدا دارد... در سکون حرف زدم با خود
    هم صدا بودم و هم ساکت ، نه سکوت و نه صدا بودم

    گفت: دلتنگ که ای؟ خندید... گریه کردم که پدر... خم شد
    آه بابا، بابا، بابا، سخت دلتنگ شما بودم


    جنگ شد، پنجره ها افتاد ، بچّه ها تشنه سفر کردند
    هشت نهر آینه جاری شد، تشنه در کرببلا بودم

    گفت: هی هی! تو کجایی؟ تو ... راست می گفت، کجایم من؟
    تو نبودی... تو چهل سال است... من... اجازه؟... همه را بودم


    تو چهل سال همه غایب... تو چهل سال همه در خویش...
    من چهل سال، خدای من! من چهل سال کجا بودم؟

    علیرضا قزوه


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 30-06-1393 در ساعت 16:25
    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    تقلب، دزدی پنهان

    ـ آبرویم رفت، آخر این چه کاری بود کردی؟ دیدی! دیدی! زری خانم چطوری نگاهم کرد؟

    ـ دیگر چطوری سرم را جلوی در و همسایه بالا بگیرم، .....!!!!

    دیدی مش مهدی چه پوزخندی به من می زد؟ دوپینگ دیگر چه کوفتیه؟ این کارها را از کی یاد گرفتی؟

    ـ ما اصلاً توی فامیل از این کارها نداشتیم، مردی، با زور خودت کشتی بگیر.

    نگاه کردم، سرم را زیر انداختم و گفتم: شما یادم دادید.

    دستم را روی لپ سرخ شده ام گذاشتم.

    نبضش تند تند می زد، اشکی که از درد توی چشمم حلقه زده بود پایین افتاد.

    بینی ام را بالا کشیدم و گفتم: اولین بار که تقلب کردم یادتونه، گفتید: چطور کسی نفهمید؟

    این بچه نابغه است.

    خیلی حَرفه تو این سن عقلش رسیده، زرنگه، خندیدید، به من نگفتید این کار یعنی حق کُشی.


    سیده راضیه حسینی




    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 24-06-1395 در ساعت 08:31
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ماه مدرسه





    مهر که می آید، پاییز آغاز می شود.
    برگ های درختان که شروع به ریزش می کنند

    شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند.
    در فضای کلاس ها. تخته سیاه ها، چشم انتظارند
    تا دوباره سراپا پر شوند از عطر لبخندهای هم شاگردی ها.

    کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک، با مداد شوق، بر صفحه های
    سفید دفترهای چهل برگ، بنویسدشان.

    مهر، ماه مهربانی مهتاب است؛

    ماه میزبانی نیمکت های عاشق درس و مدرسه، ماه شکوفایی
    نیلوفران در دعای نم نم باران های عاشقانه پاییز.

    مهر، ماه مدرسه است.




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بوی مهربانی و لبخند




    پشت پلک هایت شور بیدار شدن، آواز می خواند.
    خیابان ها مشتاق قدم های کوچک تو نشسته اند.
    کوچه ها، بی قرار هیجان های کودکانه شمایند.

    بوی مهر/ بوی مهربانی/ بوی لبخند / بوی درس و مدرسه /
    بوی شوق کودکانه پیاده روها / بوی نمره های بیست / بوی دفتر حساب /
    بوی مشق های ناتمام / بوی دوستی / مهربانی مدام / بوی... .

    پاییز با خود شور می آورد. قاصدک ها، خبر بازگشایی مدارس می دهند.
    درختان آماده می شوند تا با شوق، برگ های رنگارنگشان را چون کاغذهای
    رنگی، بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند، بریزند و سارها بر
    شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند تا آوازهای گرمشان را بدرقه راهشان کنند.

    نسیم، نفس های معطرش را هر صبح، بر گونه های سرخابی کودکانه شان
    می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوارها جا بگذارند و مشتاقانه
    تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.


    دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است.
    کلاس ها، با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا
    مهمانان کوچک خود را در آغوش بکشند.

    تخته های سیاه، بی صبرانه منتظرند تا دست های صمیمی معلمی
    مهربان، لبریز واژه های دوستی شان کند تا عشق، با لبخندی
    ناگزیر، بر لب های کوچک دانش آموزان بنشیند.

    واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در
    نفس های هیجان زده کودکان، پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم کنند.

    چه شور و حالی دارد روزهای آغاز مدرسه.
    روزهایی سراسر دلهره و هیجان و شوق و اضطراب، روزهای مهر
    و مدرسه، روزهایی که خیابان ها سر خوشِ هیجان لبریز
    صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند.

    روزهایی که عشق، هر سحر عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک
    می کشد تا با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند.

    روزهایی که آفتاب، به شوق مدرسه رفتن، هر صبح زودتر از آواز
    خروس ها بیدار می شود.


    روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق، به خواب می رود!
    یاد آن روزهای مهربان به خیر!

    چه حسی دارد دوباره کودکانه تا حیاط مدرسه دویدن!





    عباس محمدی
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 30-06-1393 در ساعت 15:08
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    به سوی یار مهربان







    امروز همه راه های روشن، به مدرسه مهر ختم می شود
    و این، سرآغاز جدیدترین صدای همبستگی است.


    امروز، چشم های صفا و یکرنگی، در حضور ماه مهر می جوشد.
    شوق های دسته جمعی در محیطی گرد آمده اند تا بار
    دیگر، بوی «یار مهربان» را جشن بگیرند.


    کتاب ها دسته دسته می آیند و سلام دست ها را پاسخ می دهند؛
    پاسخی گرم تر از تابستانی که بچه ها پشت سر گذاشته اند.


    ماه مهر هم آمده است تا در این هیاهوی شاد، یک حس قوی را تا آخر فصل، ذخیره کند.
    امروز، پیام جشنواره کیف ها، محبت است.

    بهار، چقدر از درک این روز پاییزی عاجز شده است!
    هیچ نقاش زبردستی نمی تواند شادترین جنب
    وجوش های حیاط را به تصویر بکشد.


    آفرین بر این احساس ها و ذوق های سرشار که مدرسه را از تنهایی
    و کسالت در آوردند و اینک، خلوت بی روح روزهای گذشته اش
    را غنچه غنچه خنده می زنند!


    تقویم به سادگی از این روز نقره فام نمی گذرد، توشه ها
    می گیرد و خوشه ها می چیند. دل های بچه ها را می بیند
    که هرکدامشان از صبح، روشن ترند.

    به راستی که هیچ روزی با این سپیدی، قابل قیاس نیست.
    دانش اندوزی، زیباترین و ماندگارترین اثر خویش را بر دقایق اکنون گذاشته است.

    تصنیف عاشقانه مهرورزی، هدیه امروز است که بچه ها
    برای معلمان و هم کلاسی های خود آورده اند.


    شادکامی در کلاس های دوستی موج می زند.
    تابستان، نگاه بچه ها را همچنان شاد، دوباره به مدرسه آورده است
    تا فصل پربار دانش از این وجد فراوان روحیه بگیرد.






    محمدکاظم بدرالدین


    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 24-06-1395 در ساعت 08:27
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    طفل بي حوصله ام ، خسته ز تعطيلي ها ...
    مهر من! زود بيا وقت دبستان من است ...


    اللهم عجل لولیک الفرج





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,252
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,326
    مورد تشکر
    88,470 در 29,295
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده
    با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده

    چه شادی و چه شوری، چه جشنی و سروری
    چه ماه قرص مهری، چه پرتوی چه نوری

    مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده
    با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده

    کتاب و کیف و دفتر، دست دختر و پسر
    همه سوی مدرسه، هم قدم و همسفر

    مدرسه سنگر ماست، تفنگ ما قلمهاست
    با جهل می ستیزیم، اسلام یاور ماست

    مدرسه ها وا شده، همهمه برپا شده
    با حضور بچه ها مدرسه زیبا شده




    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
    ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 18-06-1394 در ساعت 09:12
    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی