سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 35

موضوع: کجایند مردان بی ادعا { ویژه نامه گرامیداشت هفته دفاع مقدس}

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    به احترام تو ، تمام قد می ایستم …


    تو را می ستایم نه به خاطر حماسه ها که آفریدی ،
    نه به خاطر معامله با حضرت دوست بر سر جان شیرینت ،
    نه به خاطر دستهای مهربان و خشن و پینه بسته و مردانه ات ،
    گاه کوچک و بچه گانه ات و گاه ظریف و لطیف و زنانه ات ،
    که آنگاه که باید ، آر پی جی زن می شد یا بی سیم چی ،
    وسیله التماس و خواهش در برابر فرمانده می شد
    که چند ماه کسری سن تو را ببخشد
    یا مرهمی می شد بر زخم برادر مجروحت ،
    و گاه در نهایت خلوت و سکوت شبها دست نیاز می شد
    به سوی عزیز بی نیاز .


    تو را می ستایم نه به خاطر پاسداشت غرور ملی که از یک وجب
    از این خاک مقدس نگذشتی تا آن را به تاراج برند ،
    نه به خاطر آنکه از تمام بظاهر خوشی ها گذشتی ،
    کلاس و دانشگاه ، بازار و اداره ،
    زمین و زمان و همه و همه را رهاکردی برای ادای دین .




    تو را می ستایم نه به خاطر تمام رشادتها و جسارتهایت
    که ناممکن ها را ممکن می کرد
    با ذکر یا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ،
    نه به خاطر عزت نفس و صبر و بردباریت در زمان اسارت ،
    نه بخاطر کم لطفی ها و طعنه ها و کنایه ها و گاه دشنام ها
    که پس از دفاع از زبان دوستان به ظاهر دوست شنیدی
    و جواب همه آنها را با تلخند دادی .




    فقط و تنها فقط به خاطر آن تو را می ستایم که بر سر آرمانت
    باقی ماندی و لحظه ای از راه رفته باز نگشتی ،
    تو را می ستایم که بر سر عهد و پیمانت با ولی خویش راست قامتانه ایستادی
    و لبیک گفتی به هل من ناصر پیر جماران
    و لحظه ای قد خمود نکردی و سرمشق شدی برای کوفیان
    و همه کوفی صفتان از حال تا همیشه تا یاد بگیرند که
    چگونه باید مشق عشق کرد در دفتر ولایت .




    تو را می ستایم به قدر تک تک ثانیه هایی که فرزندان
    این مرز پر گهر در امنیت و آرامش ،
    در صحت و سلامت ، رشد کردند و بالیدند ،
    افتخار آفریدند و جاودانه شدند .


    تو را می ستایم ای برادر و خواهر رزمنده و بسیجی ام ،
    تو را می ستایم و به احترام تو ، تمام قد می ایستم .













    امضاء


  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,719
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    مجنونی چند قدم آن سوی جزیره

    اول بار، هنگامی بود که سال 65 در بازگشت از جزیره مجنون گم شده بودم. شب بود و چادر سیاه شب زمین را هم فرا گرفته بود و من نوجوانی 16 ساله، ناآشنا و تنها به هر سو سرک می کشیدم، اما هرچه می گشتم، نشان آشنایی کمتر می یافتم. کمتر خودرویی در آن مسیر تردد می کرد. اگر هم یافت می شد، خطر نمی کرد که در کنار بیگانه ای توقف کند. چه باید می کردم، به کجا باید می رفتم؟ چه کسی را باید صدا می زدم؟

    چه کسی مهربان تر از مادر؟ او را صدا زدم. مادری که دست به پهلو، کوچه های تاریخ را به دنبال فرزندانش می چرخد. مادری که هیچ فرزندی را از یاد نمی برد. مادری که به اندازه همه یاران حسن و حسین، فرزند دارد.هرکس سودای حسین داشته باشد می تواند او را مادر صدا بزند و ما هم اگر در سر سودای حسین نداشتیم، پس چه چیزی ما را به حوالی فرات کشانده بود؟

    سودای ما، سر الاسرار عشق، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا بود. پس حق داشتیم مادر را صدا بزنیم و صدا زدم و چه زود شنید و قاصد فرستاد. نجواهایم با بی بی به پایان نرسیده بود که اولین خودرو کنارم توقف کرد. بچه های بهداری بودند، مرا به واحد خود بردند و با گردان ما هم تماس گرفتند و خبر دادند و من آن شب در احساس خوش فیض حضور مادر خوابیدم...




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    3,103
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم صلی علی محمدو آل محمد وعجل فرجهم
    تشکر
    7,964
    مورد تشکر
    6,419 در 1,784
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره خاکی می گذرد ؛
    و همه ی آنان که پیش از این بوده اند,مرده اند؛
    ما نیز خواهیم مرد و بر مرگ ما نیز هزاران سال خواهد گذشت .
    خوشا آنان که مردانه مُرده اند,
    و تو ای عزیز ! می دانی تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند؟
    یاد شهدایمان بخیر !
    (سید شهیدان اهل قلم ؛ سید مرتضی آوینی)




    امضاء



  4. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    دکتر محمود رفیعی رزمنده جانبازی است که بارها تا مرز شهادت رفت .
    وقتی17 سال داشت در منطقه غرب کشور او وهمرزمانش در کمین ضد انقلاب قرار می گیرند.
    18گلوله می خورد و بقیه همرزمانش شهید می شوند.


    شعر زیر حرف دل این جانباز عزیز است .



    جاده مانده است و من و این سر باقیمانده
    رمقی نیست در این پیکر باقیمانده

    نخلها بی سر و شط از گل و باران خالی
    هیچکس نیست در این سنگر باقیمانده

    گر چه دست و دل و چشمم همه آوار شده
    باز شرمنده ام از این سر باقیمانده

    روز و شب گرم عزاداری شب بو هاییم
    من و این باغچه پرپر باقیمانده

    پیشکش باد به یکرنگیت ای مرد ترین
    آخرین بیت در این دفتر باقیمانده

    تا ابد مردترین باش و علمدار بمان
    با تو ام ای یل نام آور باقیمانده


    ........ و در پاسخ به اشعار او ، این ابیات را سروده اند:

    من و این جام میّ و شکّر باقیمانده
    عقل شد مست تو ای پیکر باقیمانده

    طور سینا شده و ماذ نه عشاق است
    گوشه ای از شکن سنگر باقیمانده

    دوست دارم بنوازم به طریق رندان
    به تمنای دل افسر باقیمانده

    بازگو من چه سرایم همه در وصف شما
    غزلی تازه در این دفتر باقیمانده

    عقل شد محو تماشای تو ای خسته ترین
    دل و دین باخته با شهپر باقیمانده

    گر چه در حسرت یاران همه شب محزونی
    چشم تو منتظر گوهر باقیمانده

    سر خوش از جام می و روی تو و دولت یار
    به فدای تو و آن لشگر باقیمانده










    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-06-1393 در ساعت 14:47
    امضاء


  5. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,542 در 29,326
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پشت بت ها نشود راست پس از ابراهیم
    بت شکن رفت ولی تبرها باقی ست

    جنگ پایان پدرهای سفرکرده نبود
    شور آن واقعه در جان پسرها باقی ست





    هفته دفاع مقدس گرامی باد

    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





  6. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شهــدا شرمنـــده ایم ...

    بعد از شما دیگر شهرمان بوی خدا نمی دهد...!!
    خیابان هایمان را به نام شما زینت دادیم

    ولــــــــی...!!!
    آنقدر خیابان ها پر شده از دختران بزک کرده و پسران شبیه دختران...
    که دیگر یاذمان رفته رشادت های شما را

    شهید همت یادت هست که در وصیت نامه ات نوشتی...
    مجالس روضه را ترک نکنید..
    ولی وقتی هر پنجشنبه میریم جلسات هفتگی روضه...
    بعضی ها به ما میگن شما افسرده هستید...
    بعضی ها به ما میگن شما عقب افتاده اید از دنیا

    امـــــــــــا...!!!
    وقتی چند کوچه پایین تر وقتی صدای ساز و آواز و رقص میاد...
    میگویند اینها جوانند..!!بگذارید جوانی بکنند..!!

    پرچم یا حسین بر روی خانه ها را جمع کردیم...
    و به جای آن دیش ماهواره گذاشتیم..!!
    و هر روز شبکه های فارسی زبان را رصد میکنیم که نکنه...
    شبکه جدیدی آمده و از دستمان برود

    شهــدا شرمنـــده ایم ...


    امضاء

  7. تشكرها 2


  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    پشت میدون مین زمین گیر شده بودیم چند نفر داوطلب شدن
    با رفتن روی مین معبر باز کنن . . . . !
    یکی شون چند قدم که رفت ، برگشت ،
    فکر کردیم ترسیده . . . . .
    پوتیناشو داد به همرزمش و گفت :
    تازه از تدارکات گردان گرفتم ، . . .
    حیفه . . . بیت الماله . . . پا برهنه رفت ……


    - - - - - - - -::::::: به اميد ظهور حضرت حجة ابن الحسن العسكري (عج) كه صد البته نزديك است :::::::- - - - - - - -









    امضاء

  9. تشكرها 2


  10. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اومده بود مرخصی. نصفه شب بود که با صدای ناله ش از خواب پریدم.
    رفتم پشت در اتاقش. سر گذاشته بود به سجده و بلند بلند گریه می کرد؛ می گفت:
    «خدایا اگر شهادت رو نصیبم کردی می خواهم مثل مولایم امام حسین(علیه السلام)
    سر نداشته باشم. مثل علمدار حسین(علیه السلام) بی دست شهید شم…»
    وقتی جنازه ش رو آوردند، سر نداشت.
    یک دستش هم قطع شده بود،
    همون طور که دوست داشت.
    مثل امام حسین(ع)، مثل حضرت عباس(ع)….



    «شهید ماشاءالله رشیدی »






    امضاء


  11. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    دوستم اومده ميگه اگه يه روز شهدا بپرسن چي كارانجام دادي برای ما، جوابشونو داري؟

    منم مثل مرد پريدم وسط حرفشو گفتم بله كه مي دونم چي جوابشونو بدم خيلي هم آسونه

    ميگم ببخشيد شما خون داديد و من فقط نگاه كردم و شنيدم تواز مرز من دفاع كردي كه يه وقت ناموسم بی چادر ازخونه نره بيرون

    تو باصداي الله اكبر وياحسين ويااباالفضل رفتي توميدون؛منم هيچ وقت هندزفري از گوشم نميفته يكسره

    صداي دلنشين موسيقي توي گوشمه ودارم بااين صداازمرزم دفاع مي كنم

    تو خون در راه ما دادي منم براي دوست دخترم اس ام اس دادم و عشق كردم

    شهيد جان جوابت اينه!!!

    كه تو باچشمات معنويات و عشق ديدي منم آره عشقو ديدم اما به نگاه كردن به نامحرم
    ،به نگاه كردن به فيلم های.....
    آره دقيقاً‌ منم از ميهنم دفاع كردم

    عزيزم ببخش ؛

    تو برا اينكه ناموس ما دست بيگانه نيفته رفتي جنگ وجبهه
    منم فاصله اي نشد ناموسم و با همون وضعش كه بايد باموي آرايش كرده
    و ابروي ... لبهاي ... صورت... مانتوي .....شلورك وشالي كه
    نصف موهاش ازجلوبيرون بود نصف بيشترشم از عقب
    واقعاً جوابتودادم شهيدجان


    بياييد حدأقل براي پايمال نشدن خون شهدا از ناموس خود دفاع كنيم
    دختر خانم بيا اين بار را براي شهدا برگرد و چادري برسركن و مويي پنهان كن


    مرگ من فراموش نكني ها بعنوان يه خواهر كوچولو حرفم يادت باشه خب؟؟؟
    پس قول...










    امضاء

  12. تشكرها 8


  13. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    به مادر قول داده بود که حتماً برمی گرده،
    وقتی مادر تن بی سر فرزندش را دید،
    لبخند تلخی زد و گفت:
    پسرم سرش می رفت قولش نمی رفت.








    امضاء


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فیلم کارنامه 8 سال دفاع مقدس, مستند هشت سال دفاع مقدس, مصاحبه با آزاده فاطمه ناهیدی, مصاحبه با صاحب معروفترین عکس دفاع مقدس, معرفي اولين اتفاقات دفاع مقدس, معرفی مناطق جنگی, معرفی عملیات ها در 8 سال دفاع مقدس, نرم افزار ياد ياران, ويژه نامه گراميداشت هفته دفاع مقدس, ویژه نامه سال 89, ویژه نامه سال 90, یادی از سنگرسازان بی سنگر, کلیپ های صوتی و تصویری ویژه دفاع مقدس, کجایند مردان بی ادعا, گالري تصاوير ويژه دفاع مقدس, آمار شهداي روحاني در كل كشور, آمار شهدای زن در دفاع مقدس, البوم تصاوير سرداران شهيد, اهميت حفظ ارزش‌هاي دفاع مقدس, اولین زن اسیر دوران دفاع مقدس, اخبار انجمن دفاع مقدس, تنها عکاس زن جنگ, تصاویر حضور و نقش زنان در دفاع مقدس, حکايت هاى عاشقى, حديث عاشقي ‍, دفاع مقدس در بیان امام خمینی(ره), دوران سرخ عاشقي, روایت تاریخی جنگ شیمیایی رژیم بعثی عراق علیه ایران, روحانيت و دفاع مقدس, سوزناک ترین عکس دفاع مقدس, سرودهاي قلم ازحماسه سرخ دفاع مقدس, صد ماه در جبهه بودم

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی