امامت و ولايت خاتم الانبياء سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امامت و ولايت خاتم الانبياء
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض امامت و ولايت خاتم الانبياء





    علامه سيد حسن ميرجهاني اصفهاني

    مقدمه:
    بدانكه حضرت خاتم‌الانبيا(ص) را چهار منصب است: نبوت، رسالت، امامت و ولايت. «نبوت» از ريشة «نبأ» به معني خبر است و كسي را «نبي» مي‌گويند كه از جانب خدا بدون واسطة بشري به او خبر داده شده باشد؛ چه آنكه داراي شريعت باشد ـ مانند پيغمبر ما و ساير پيغمبران مرسل(ع) ـ يا آنكه صاحب شريعت نباشد ـ مانند حضرت يحيي و ساير پيغمبران غيرمرسل. و حضرت خاتم الانبيا(ص) به اعتبار اينكه از جانب خداي تعالي خبر مي‌شنيد، نبي خوانده شده و خداوند متعال در قرآن مجيد، در بسياري از آيات او را نبي خوانده و به ايشان خطاب «يا ايّها النّبي» فرموده است. منصب دوم آن حضرت كه «رسالت» باشد به معني پيغام رساندن از جانب خدا به بندگان او است و پيامبر اكرم(ص) به همين دليل «رسول» ناميده شده و نيز در بسياري از آيات قرآن از ايشان با لفظ رسول و با نداي «يا ايّها الرّسول» ياد شده است.
    منصب سوم آن حضرت «امامت» مي‌باشد كه به معني پيشوايي و استحقاق پيشوا و مقتدا بودن بر خلق است و به همين دليل،‌ آن حضرت، امام بر همة مردمان مي‌باشد و به سبب دارا بودن اين منصب بر همة اين امت واجب است به ايشان اقتدا و تأسي كنند.
    چنانكه در قرآن حميد آمده است: «ولكم في رسول الله اسوةٌ؛ مسلماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيكويي بود. نيز اين آيات مباركه: «و من يطع الرّسول فقد أطاع الله2؛ كسي كه از پيامبر اطاعت نمايد، خدا را اطاعت كرده است.»؛ « أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم3؛ اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولي الامر را.»
    و «ما آتاكم الرّسول فخذوه و مانهيكم عنه فانتهوا4؛ آنچه را رسول خدا برايتان آورده بگيريد (تبعيت كنيد) و از آنچه نهي كرده اجتناب نماييد.» و آيات ديگر، و بنابر آية مباركة «قل ان كنتم تحبّون الله فاتّبعوني يحببكم الله؛5 بگو اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي نماييد تا خدا نيز شما را دوست بدارد.»
    به دليل منصب امامت ، اقتدا به آن بزرگوار و نيز متابعت نمودن از آن حضرت در تمامي امور معاش و معاد بر امت لازم است و بر ايشان فرض است كه او را راه وصول به سوي الله بدانند.
    منصب امامت آن جناب از منصب رسالت او بالاتر است زيرا [مقتضاي] مقام نبوت، خبري است كه از جانب خدا به او مي‌رسد و [مقتضاي] مقام رسالت، پيغام آوردن او از جانب خدا است و اين هر دو، در مقام گفتار و قول است اما [اقتضاي] مقام امامت، آن است كه آن حضرت از جانب خدا مقتداي خلق قرار داده شده است يعني خداوند بر تمام خلق واجب كرده كه در جميع امور معاش و معاد خود پيرو و تابع او باشند و او را طريق به سوي خدا و محل اقتدا و اتباع بدانند و در هيچ امري از حكم و فرمان او خارج نشوند. نتيجه اينكه امامت، رياست الهيه، بر جميع مخلوقات از جانب خالق است.
    امامت و ولايت خاتم الانبياء

  2. تشكر

    ظهور (02-09-1388)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امامت و ولايت خاتم الانبياء




    منصب چهارم آن حضرت «ولايت» است يعني «اولي به تصرف بودن» و منظور از آن اين است كه خداوند او را نسبت به مؤمنين، اولي [صاحب امتيازتر] از خودشان قرار داده است و دليل آن اين آية مباركه است «النبّي أولي بالمؤمنين من أنفسهم6؛ پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.»
    پدران در امور مربوط به فرزندان خود ـ در صورتي كه صغير يا نادان و نابينا باشند ـ داراي ولايت و اولويت (برتري) مي‌باشند، اين پيغمبر گرامي(ص) نيز بر مؤمنين ولايت و اولويت تصرف دارد و به منزلة پدر براي آنان است و صلاح امور دنيا و دين ايشان در قبضة اقتدار و اختيار او است.
    به مقتضاي همين منصب است كه رسول خدا(ص) فرمود:«من و علي دو پدر اين امت هستيم»7 و بيان اين كلام به سبب همان اولويتي است كه خداوند متعال براي آن بزرگوار قرار داده و ايشان را ولي و صاحب اختيار تمام امت نموده به طوري كه حكم آن بزرگوار نسبت به مردم، از خواست خودشان نافذتر است. دو منصب امامت و ولايت، مقام باطني و فعلي است كه از مقام ظاهري و قولي (گفتاري) ـ يعني نبوت و رسالت ـ رفيع‌تر است.
    بدانكه مرتبة نبوت و رسالت با مرتبة امامت و ولايت آن حضرت(ص) لازم و ملزوم يكديگرند و انفكاك آنها از يكديگر حقيقتاً متصور نيست و اين ظاهر و باطن از يكديگر جدا نمي‌شوند. پس هر وقت كه اطلاق «نبي» يا «رسول» به آن حضرت مي‌شود... با شرط وجود مراتب ديگر امامت و ولايت است؛ به عبارت ديگر وقتي كه خداي تعالي آن حضرت را به خلعت نبوت و رسالت آراست، آن نبوت و رسالت با امامت و ولايت توأم بود و هيچ زماني قابل تصور نيست كه نبوت و رسالت آن بزرگوار، خالي از دو مرتبة امامت و ولايت باشد. پس بايد گفت كه اين دو مرتبة ظاهري هيچ‌گاه خالي از دو مرتبة باطني نبوده و به همين دليل است كه اطلاق دو اسم رسول و نبي بر آن حضرت(ص) ـ چه در قرآن و چه در غير آن ـ زياد آمده است بلكه بيشتر خطاب‌هاي قرآني كه تعلق به آن حضرت دارد، از طريق همين دو لفظ ـ نبي و رسول ـ مي‌باشد كه اين از جهت استلزام مرتبة نبوت و رسالت با مرتبة امامت و ولايت است. لذا چون مرتبة نبوت و رسالت آن حضرت مخصوص [خودشان] است، از سوي خداوند با اين دو لفظ مورد خطاب قرار گرفته‌اند؛ برخلاف امامت و ولايت كه از مراتب و مناصب اختصاصي آن حضرت نيست، بلكه پس از انتقال پيامبر اكرم(ص) به عالم باقي، اين دو مرتبه ـ امامت و ولايت ـ به جانشينان بر حق و اوصياي آن حضرت، يكي پس از ديگري انتقال يافته است.
    از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «ناصبي بدتر از يهودي است.»
    از آن حضرت سؤال شد كه اي فرزند رسول خدا، چگونه ناصبي بدتر از يهودي است؟ فرمود: «به جهت آنكه يهودي منع كرده است لطف نبوت را و آن خاص [و مخصوص پيامبر] است. ولي ناصبي منع كرده لطف امامت را و آن عام [و شامل امامان(ع)] است.» نتيجه آنكه امامت مختص به شخص خاص و يا زمان خاص نيست و نسبت به زمان و شخص، عام است...
    به عبارت ديگر امامت مطلقه در هر يك از ائمة دوزاده‌گانه به صورت تناوبي با توجه به شخص و زمان هر يك از ايشان سريان دارد كه بعد از اين به تفصيل شرح داده خواهد شد.
    امامت و ولايت خاتم الانبياء

  5. تشكر

    ظهور (02-09-1388)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امامت و ولايت خاتم الانبياء




    برتري مرتبة ولايت بر مرتبة رسالت
    بدانكه ولايت، نخستين فريضه‌اي است كه خداي متعال واجب كرده و نخستين خلعت كمالي است كه به نبي خود ـ محمد(ص) ـ پوشانيده، پيش از آنكه رداي نبوت و رسالت را بر او بپوشاند. و آن اسم اعظم اعظمي است كه هر چيزي به واسطة آن آفريده شده، و به واسطة آن نوشته و ختم شده است. و به واسطة آن توحيد خدا و دين پيغمبر به انجام مي‌رسد. و آن فوق مرتبة نبوت و رسالت است.
    در تعريف ولايت و امامت بيان شده كه آن رياست عامة الهيه است. اين تعريف مستلزم اجزايي است كه عبارتند از: تقدم، علم، قدرت و حكم كه بدون اين اجزاء، رياستي متصور نيست. پس «ولي» كسي است كه در خلقت خود، متقدم، عالم، قادر، حاكم و نسبت به ديگر مخلوقات تصرف‌كنندة علي الاطلاق باشد. اما تقدم او براي آن است كه ولي مطلق انساني است كه خداوند او را خلعت جمال و كمال پوشانيده، و قلب او را مكان مشيّت خود قرار داده و خزينة علم خود گردانيده و لباس تصرف [در آفرينش] و حكم [بر مخلوقات] را بر قامت او پوشانيده است. امر الهي در عالم بشري در اختيار او مي‌باشد. او مانند آفتابي درخشان است كه [خالق جهان] در آن درخشش، نور حيات و اشراق و احتراق براي اهل روزگارها قرار داده است.
    چنانكه در دعاي رجبيه،‌ در توقيعي از ناحيه مقدسه امام عصر(ع)، توسط يكي از نواب آن حضرت(ع) چنين آمده است: «از تو درخواست مي‌كنم به واسطة آنچه دربارة ايشان (يعني اولي‌الامر) بيان شده است، پس آنها را معدن‌هاي كلمات خود قرار دادي و ركن‌هاي توحيد خود گردانيدي و ايشان را نشانه‌ها و مقامات خود قرار دادي، در هر مكاني كه تعطيلي براي آنها نيست. هر كه بشناسد تو را به واسطة آنها مي‌شناسد؛ [يعني اگر آنها نبودند، خداشناسي نبود.] هيچ فرقي ميان تو و ميان آنها نيست مگر اينكه آنها بندگان و مخلوق تواند؛ [يعني خدا و واجب‌الوجود نيستند.] بستگي و گشايش‌هايي كه مي‌كنند به دست قدرت تو است؛ [يعني در كارهايي كه مي‌كنند از خود استقلالي ندارند.] پيدايش آنها از تو و بازگشت آنها هم به سوي توست. ياري كنندگان دين تو و گواهان كردار و رفتار خلق تو و آزمايش كنندگان ايشانند به امر تو و توشه دهندگان و حفظ كنندگان و طالب خيرند براي ايشان. پس به سبب ايشان پر كردي آسمان و زمين خود را تا ظاهر شد كه نيست خدايي غير از تو.9
    بدانكه ضمير تأنيث در عبارت «لافرق بينك و بينها؛ تفاوتي ميان تو و آن نيست.» برمي‌گردد به ذوات مقدسة اولوالامر ـ امامان اطهار(ع) ـ كه مظاهر صفات حق و جمال مطلقند و در عبارت « إنّهم عبادك؛ آنان بندگان تواند.» برگشت ضمير به اجساد مقدسة ايشان است كه ظرف‌هاي امر الهي و روح القدس است و به وسيله اين عبارت در ميان ايشان و ذات خداي متعال تفاوت‌گذاري مي‌شود كه ايشان مخلوقند و خالقشان خداست و هر صفت كمالي كه به ايشان افاضه شده را خدا به آنها افاضه ‌فرموده، و ايشان بندگان خالص و مخلص خدايند و او پروردگار و آفرينندة ايشان است.
    امامت و ولايت خاتم الانبياء

  7. تشكر

    ظهور (02-09-1388)

  8. #4
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امامت و ولايت خاتم الانبياء




    مطلب مهم و قابل توجه
    بدانكه ولايت كليه الهيه [و] به عبارت ديگر ولايت مطلقه، ذاتاً به ذات اقدس واجب الوجود ـ جلّت عظمته‌ـ اختصاص دارد، و از طريق اعطاي او به وجود حضرت خاتم الانبياء، محمد مصطفي(ص) و حضرت ولي الله اعظم اميرالمؤمنين(ع) و يازده فرزند او ـ حجج بالغة احديت ـ ، و نيز سيدة زن‌هاي جهانيان، فاطمة زهرا و دختر ستودة خاتم الانبيا(ص) اعطا شده است كه هر يك از آن سيزده نفر، به تصريح كتاب و سنت، امام بر حق و ولي مطلق از جانب پروردگار بر تمام ممكنات مي‌باشند. پس در عالم وجود در ميان سلسلة مخلوقات به غير از اين چهارده نفر معصومين پاك، كسي به منصب ولايت كلية مطلقه مفتخر نيست و اين لباس از جانب خداوند متعال بر اندام او دوخته نشده و مخلع به اين خلعت نخواهد بود. كسي كه ايمان به ولايت كليه [مطلقه] آل محمد ندارد، ايمان به نبوت ندارد و كسي كه ايمان به نبوت ندارد، ايمان به خدا ندارد زيرا اقرار به ولايت، مستلزم اقرار به نبوت، و ايمان به نبوت، مستلزم اقرار به توحيد است و فرمودة: «من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتةً جاهليّة»10 اشاره به همين معني است؛ هر كس كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.
    امامت و ولايت خاتم الانبياء

  9. تشكر

    ظهور (02-09-1388)

  10. #5
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امامت و ولايت خاتم الانبياء




    دلايل ولايت خاتم الانبيا(ص)
    دليل‌هاي ولايت حضرت خاتم الانبيا(ص) در آيات قرآن و اخبار و احاديث صحيح و معتبر نيز بسيار است و براي تذكر به چند دليل اكتفا مي‌نماييم.
    دليل اول: در آية ششم از سورة احزاب آمده است: «النبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم و أزواجه امّهاتهم؛ يعني اين پيغمبر اولي به تصرف و سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و زن‌هاي او به منزلة مادرهاي ايشان مي‌باشند.» مراد آيه اين است كه همچنانكه پدران، بر فرزندان نابالغ و يا ديوانة خود كه بينا در كارهاي خود نيستند و صلاح خود را نمي‌دانند، ولايت و اولويت دارند، همين طور اين پيغمبر ولايت و اولويت دارد بر مؤمنين و به منزلة پدر است بر ايشان و اصلاح امور دين و دنياي ايشان در قبضة اختيار و اقتدار او است و مؤمنان به منزلة اولاد صغار غير مختارند نسبت به او؛ پس به اعتبار اين منصب و به نصّ (دليل) اين آية شريفه، خدا او را ولي ناميده است.
    و بايد دانست كه ولايت آن حضرت تنها مخصوص مؤمنين نيست كه منحصر در امر دين و دنياي آنها باشد، بلكه ولايت آن حضرت عام است بر تمام مخلوقات، و اثبات ولايت آن حضرت براي مؤمنين، نفي ولايت آن بزرگوار را براي ماسوي (غير مؤمنان) نمي‌كند.
    دليل دوم: در آية پنجاه و پنجم سورة مائده آمده است: «إنّما وليّكم الله و رسوله و الذّين آمنوا الذّين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون؛ يعني غير از اين نيست [كه] ولي شما و صاحب اختيار شما خداست و رسول خدا و كساني كه ايمان آورده‌اند و آنها كساني هستند كه نماز را به پا مي‌دارند و زكات را مي‌دهند در حالي كه در ركوع هستند.»
    در اين آية مباركه خداوند متعال، ولايت را بالذات به خود اختصاص داده و پس از آن براي پيغمبر خود و پس از آن براي مؤمنيني كه نماز گذارنده و زكات‌دهنده‌اند در حالتي كه ركوع‌كننده‌اند.
    «ولي» در اين آيه به معني صاحب اختيار و متصرف در امور است، نه به معناي دوست و دوست دارنده و دوست داشته شده و مراد از «مؤمنين» در اين آيه به اتفاق جميع مسلمين از اهل حل و عقد ـ از شيعه و سني ـ وجود مبارك اميرالمؤمنين(ع) مي‌باشد.
    دليل سوم: در آية 107 سورة انبيا آمده است: «و ما أرسلناك الّا رحمة للعالمين؛ يعني ما نفرستاديم تو را مگر براي اينكه رحمت باشي بر تمام عوالم.» چنانچه بنابر روايت شيخ طوسي(ره) در كتاب مصباح و بنابر آنچه سيدبن طاووس(ره) در كتاب اقبال در خطبة عيد غدير از اميرالمؤمنين(ع) دربارة اوصاف خاتم الانبيا(ص) نموده است، آن حضرت(ع) فرموده: «خداي تعالي او را براي خود خالص قرار داد در قديم بر ساير امت‌ها، و قائم مقام خود گردانيد در اداي اوامر الهيه و انجام كارها در تمام عوالم وجود».11
    جملة «او را قائم مقام خود در تمام عوالم وجود گردانيد.» تصريح بر دارا بودن ولايت كليه توسط آن حضرت مي‌نمايد و دليل دارا بودن خلافت و نيابت آن وجود مقدس براي انجام دادن امور از سوي خداوند مي‌باشد.
    در تفسير مجمع‌البيان و تعدادي از تفاسير ديگر روايت شده كه چون جبرئيل آية: «ما نفرستاديم تو را مگر براي اينكه رحمت باشي بر تمام عوالم» را براي پيغمبر(ص) آورد، حضرت به او فرمود: «آيا از اين رحمت به تو چيزي رسيده؟» گفت: آري من از عاقبت امر خود مي‌ترسيدم، پس به ميمنت تو امنيت يافتم زيرا كه خدا بر من ثنا گفت به گفتة خود كه فرمود: «ذي قوّةٍ عند ذي العرش مكين؛ صاحب توانايي نزد صاحب عرش با منزلت است.»12و13
    دليل چهارم: فرمايش رسول خدا(ص) است كه در كتب شيعه اهل سنت روايت شده و از متواترات اخبار است كه فرموده: «من كنت مولاه فعليّ مولاه؛ هر كه را من بر او ولايت دارم و اولي به تصرف در امور او هستم پس علي بر او ولايت دارد و اولي به تصرف است در امور او.»
    علامه اميني (ره) در جلد اول كتاب الغدير پس از بيان مبسوط معاني كلمة «مولي»، چهارده قرينه از كتب بزرگان علماي اهل سنت ارائه نموده، كه «مولي» در حديث شريف غدير به معناي وليّ امر و اولي به تصرف و صاحب اختيار در امور عامه است.
    دليل پنجم: جملة: «الخاتم لاسبق و الفاتح لا استقبل»14 است كه در عده‌اي از زيارات حضرت رسول اكرم(ص) وارد شده؛ يعني آن جناب ختم‌كننده (باب ولايت كلية مطلقه) است زيرا كه آن حضرت اولين كسي است كه خداوند خلعت ولايت كليه را بر او پوشانيده و افتتاح باب ولايت مطلقه، توسط آن جناب شده است. زيرا مقام ولايت كليه الهيه منحصر است در چهارده نفر كه خود آن حضرت و اوصياي او و فاطمة زهرا(س) باشند. و فقط ايشان داراي شرايط ولايت مطلقه‌اند و ولايت جزئية همة انبيا و اولياء فرع بر ولايت كلية ايشان است.
    در جلد ششم بحارالانوار در «باب فضايل و خصايص آن حضرت» قسمتي از خطبة اميرالمؤمنين(ع) نقل شده كه از جمله فقرات آن اين است كه فرموده:
    [بار خدايا!] قرار ده درودهاي پيوسته باشرافت و بركت‌هاي زياد شونده‌ات را بر محمد ـ بنده و فرستاده‌ات ـ كه ختم‌كنندة وحي و پيغمبري، و گشايندة درهاي بستة ولايت كليه الهيه، و آشكاركنندة حق ثابت به راستي است.15
    اين جمله نيز دليلي است كه آن جناب داراي ولايت كليه است و افتتاح باب ولايت كليه با ايشان شده [است.]
    امامت و ولايت خاتم الانبياء

  11. تشكر

    ظهور (02-09-1388)

  12. #6
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امامت و ولايت خاتم الانبياء




    نتيجة سخن
    مختار و برگزيدة خدا براي ولايت و رياست و فرمان فرمايي بر ممكنات و تصرف در محيط عالم امكان براي حفظ نظام احسن، وجود مبارك عقل كلّ و هادي سبل و خاتم رسل محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف(ص) مي‌باشد. به دليل آنكه آن بزرگوار داراي خصايص و امتيازاتي است كه خداوند متعال هيچ يك از پيغمبران خود را به آن خصايص و امتيازات و آثار معرفي ننموده است.
    اول، آنكه خداوند خلعت نور او را بر همة ممكنات مقدم داشته [است]. دوم، آنكه پيش از آنكه خداوند آدم ابوالبشر را بيافريند، به هزارها سال نبي بوده است به دليل روايت نبوي: «كنت نبيّاً و آدم بين الماء و الطين؛ من نبي بودم در حالي كه آدم ميان آب و گل بود.»16 يعني هنوز آدم آفريده نشده بود. سوم، آنكه هيچ يك از انبيا و مرسلين قبل از آن حضرت ادعاي چنين مرتبه و مقامي را نكردند.
    چهارم، به اين دليل كه ايمان اوبه خدا، مقدم بر تمام مخلوقات بوده [است]. پنجم، اينكه خداوند متعال او را اول المسلمين ناميده [است]. ششم، شفاعت كبراي قيامت را مخصوص او قرار داده [است]. هفتم، لواي حمد را در قيامت اختصاص به او داده [است]. هشتم، مبنر وسيله را در قيامت خاص او قرار داده [است]. نهم، او را افضل و اشرف و اكمل تمام انبيا و مرسلين و ملائكة مقربين گردانيده [است]. دهم، خداوند عهد رسالت و ولايت او و اوصياي او را در «عالم ميثاق» از تمام انبيا و مرسلين و ملائكة مقربين گرفته [است.] يازدهم، او را قائم مقام خود در تمام عوالم قرار داده [است.] دوازدهم، او را سيد و مقتدا و پيشواي انبيا و مرسلين و ملائكة مقربين قرار داده [است.] سيزدهم، او را شاهد اعمال تمام خلايق قرار داده [است.] چهاردهم، او را با جسم ناسوتي به هفت آسمان‌ها بالا برده و از كرسي و سدرةالمنتهي گذرانيده [است.] پانزدهم، هشت بهشت عالم آخرت و درجات و انواع نعمت‌هاي آن را به او نشان داده و دركات هفت دوزخ را نيز به رأي العين مشاهده نموده [است.] شانزدهم، او را در تمام طبقات عالم، تا عرش اعلي سير داده و از حجاب‌ها گذرانيده و در دربار عظمت و كبريايي خود راه داده و به مقام «دني فتدلّي فكان قاب قوسين أو أدني؛ سپس نزديك و نزديك‌تر شد تا آنكه [فاصلة او] به اندازة فاصلة دو كمان يا كمتر بود.17»
    نشانيده و در جايي كه بين حبيب و محبوب هيچ واسطه‌اي نبوده، به دريافت سخنان و خطاب‌هاي الهيه مشرف، و به گفت‌وشنود اسرار بي‌شماري مخاطب شده [است.]
    هفدهم، خداي متعال اطاعت او را اطاعت خود و معصيت او را معصيت خود و رضاي او را رضاي خود و خشم و غضب خود خوانده [است.]
    هجدهم، نور مقدس او را علت ايجاد كلية موجودات قرار داده [است.] نوزدهم، اوصياي دوازده‌گانة او را افضل تمام انبيا و مرسلين و ملائكة مقربين قرار داده و درفضايل و كمالات نفسانيه و امامت و ولايت كليه ـ به استثناي مقام نبوت و رسالت ـ آنها را هر يك بعد از ديگري رديف او قرار داده [است.]
    بيستم، خداوند متعال به حكم «و رفعنا لك ذكرك18» رفعت ذكر او را با ذكر خود توأم قرار داده تا در اذان‌ها و اقامه‌ها، نمازها و خطبه‌ها؛ جمعه‌ها و جماعت‌ها هر كجا «أشهد أن لا إله إلّا الله» گفته شود دنبالة آن «أشهد أنّ محمداً رسول الله» نيز گفته شود.
    البته بر ارباب بصيرت پوشيده نيست كه صاحب ولايت مطلقه را امتيازاتي است برتر و بالاتر از آنچه ذكر شد و طالبان به كتب مفصلي كه دربارة به اين موضوعات است، مراجعه فرمايند.
    پي‌نوشت‌ها:
    * برگرفته از كتاب ولايت كليه، ضمن تلخيص و ساده نمودن عبارات.
    1. سورة احزاب (33)، آية 21.
    2. سورة نساء (4)، آية 80.
    3. سورة نساء (4)، آية 59.
    4. سورة حشر (59)، آية 7.
    5. سورة آل عمران (3)، آية 31.
    6. سورة احزاب (33)، آية 6.
    7. «أنا و عليٌّ أبوا هذه الامّة.» تفسير صافي. ج4، ص16، به نقل از علل الشرايع صدوق.
    8. النّاصبي شرّ من يهود. قيل: كيف ذلك يابن رسول الله؟ فقال إنّ اليهوديّ منع لطف النّبوة و هو خاصّ و النّاصبيّ منع لطف الإمامة و هو عامٌّ.عوالي اللئالي، ج4، ص11.
    9. و أسئلك بما نطق منهم من مشيتك فجعلتهم معادن لكلماتك و اركاناً لتوحيدك و آياتك و مقاماتك التّي لاتعطيل لها في كل مكانٍ يعرفك بها من عرفك لافرق بينك و بينها إلّا أنّهم عبادك و خلقك فتقها و رتقها بيدك بدءها منك و عودها إليك، أعضادٌ و أشهادٌ و مناةٌ و أزوادٌ و حفظةٌ و روّادٌ منهم ملأت؛ مجلسي، بحارالانوار، ج98، ص393، ح1، باب «اعمال مطلق ايام شهر رجب و لياليها»، اقبال، ص674 ـ 643.
    10. من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتةً جاهليّةً. مجلسي، همان، ج32، ص331، ح317.
    11. «استخلصه في القدم علي سائر الامم و أقامه في سائر عالمه مقامه في الأداء.» مجلسي، همان، ج97، ص112، ح8؛ مصبح المتهجد، ص524.
    12. «هل أصابك من هذه الرّحمة شيء؟ قال: نعم إنّي كنت أخشي عاقبة الأمر فآمنت بك لما اثني الله عليّ بقوله (ذي قوّةٍ عند ذي العرش مكين) و قد قال صلّي الله عليه و آل إنّما أنا رحمة مهداة.» سورة تكوير (81)، آية 20.
    13. مجمع البيان، ج4، ص66، تفسير صافي، ج3، ص359.
    14. مجلسي، همان، ج100، ص148، ح12، باب 2.
    15. «إجعل شرائف صلواتك و نوامي بركاتك علي محمد عبدك و رسولك الخاتم لما سبق و الفاتح لما انغلق و المعلن الحق بالحق». همان، ج2، ص378، ح10.
    16. همان، ج16، ص402، ح1.
    17. سورة نجم (53)، آية 8 و 9.
    18. سورة شرح (94)، آية 4.
    امامت و ولايت خاتم الانبياء

  13. تشكر

    ظهور (02-09-1388)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •