نامه دختر شهيد تهراني مقدم به پدرش سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نامه دختر شهيد تهراني مقدم به پدرش
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض نامه دختر شهيد تهراني مقدم به پدرش




    نويد شاهد: دختر شهيد حسن تهراني مقدم در نامه اي خطاب به پدرش نوشت: « يادم نرفته هنوز كه چطور حسرت مي خوردي براي دنياپرستي بعضي ها، براي حسد و كوتاه بيني و خودبيني بعضي ها».
    به گزارش نويد شاهد به نقل از خبرگزاري وفا، دختر شهيد حسن تهراني مقدم در همايش دختران نخبه استانداري تهران كه روز سه شنبه برگزار شد، در نامه اي خطاب به پدرش گفت: «پدر خوبم خوب مي داني كه اين اولين نامه اي نيست كه براي تو مي نويسم و خوب مي دانم كه آخرينش هم نخواهد بود، چرا كه بعد از رفتنت تازه وقتت آزاد شده است و مي تواني با هيچ عجله اي حرف هايم را گوش كني و درد و دل هايم را بشنوي. درد و دل كردن با تو مثل نشستن بر سر مزارت، مثل بوسيدن قاب عكست، بو كردن گاه به گاه چفيه ات و مثل نماز خواندن روي مهرت شيرين است».

    او در نامه به پدرش اين گونه ادامه مي دهد: «اميدم اين است كه هر لحظه مرا مي بيني و صدايت كه مي كنم، نشسته اي پيش من و گوش مي دهي. براي هر كاري كه مي خواهم از تو اجازه بگيرم، منتظر نمي مانم كه از ماموريت برگردي يا به چند نفر زنگ نمي زنم تا يكي گوشي موبايل را به تو برساند و من چند كلمه اي با تو حرف بزنم و كافي است كه يك آن تو را صدا كنم، آن وقت لبخند روي صورت قشنگت را تصور مي كنم و آرام مي شوم. گاهي هم اخم مي كني فكر نكن نمي فهمم، مي دانم مراقبم هستي. حتي پيش از آن وقت ها، حواست هست به رفتار مردم، حرف هايشان. تملق و ريا، به همه چيزهايي كه يك عمر روي آنها حساس بودي و همه صفت هايي كه نه من، بلكه هيچ كس در تو نديده. آخر اگر بگويم من نديده بودم كه نمي شود. مي داني كه من شاخص خوبي براي معرفي تو نيستم. فقط مي دانم كه تو در جنگ بودي و بعد از آن هميشه سركار و به تو لقب پدر موشكي ايران دادند. فقط مي دانم كه نام و يادت لرزه به تن دشمنان اسلام مي انداخت».

    او در ادامه اين نامه آورده است: «من آنقدر محو مهرباني، خوبي ها و حرف هايت شده بودم كه از شناختن وجودت غافل شدم. آنقدر دستم را گرفتي و دواندي كه وقت نكردم صورتت را نگاه كنم. آنقدر با انگشتت به آدم هاي خوب تر اشاره كردي كه حواسم نبود دستت را دنبال كنم و صاحب انگشت را نگاه كنم، آنقدرعكس امام و آقا را از بچگي مقابل چشمانم گرفتي كه بفهمم پيشوا و راهنماي هميشگي ام كيست».

    دختر شهيد حسن تهراني مقدم خطاب به پدرش مي گويد: «باباي مهربانم راستي هواي آن دنيا چطور است، نمي دانم كه بيشتر توي مهماني هاي فرماندهان هستي يا مثل سال هاي اخير با جوانان گويا و بي ادعا نشست و برخاست مي كني. هر چه باشد خيالم راحت است كه حالت خوب است و ديگر خروار خروار غصه در چشمانت جمع نمي شود و ديگر لازم نيست بخندي و ما را بخنداني تا حواسم پرت شود از غصه هاي چشمانت».

    «يادم نرفته هنوز كه چطور حسرت مي خوردي براي دنياپرستي بعضي ها. براي ميزان حسد، كوتاه بيني و خودبيني بعضي ها. غصه مي خوردي براي جوانان، مردم و براي محدوديت قرآن، براي آناني كه مي آمدند در خانه ما و نياز داشتند و تو هيچ وقت دست خالي برشان نمي گرداندي. نمي دانم كه در حين آفرينشت خدا چه سهمي از سخاوت و كرم در وجودت ريخت كه اين چنين لبريز شدي. هيچ وقت نشد كه چيزي از تو بخواهم و تو بتواني و نه بشنوم. نه تنها من بلكه هيچ كس نشد كه چيزي از تو بخواهد و بتواني و نه بشنود».

    دختر شهيد حسن تهراني مقدم خطاب به پدرش، مي گويد: «پدر خوبم چقدر دلتنگ صداي قرآن خواندنت هستم و دلتنگ جمعه هايي كه ما را جمع مي كردي و برايمان دعاي سمات مي خواندي. هنوز شهادت گفتن هاي آل ياسينت در گوشم مي پيچيد. آن روز بعدازظهر و عصر جمعه 21 آبان 1390 كه خدا آمد، صدايت كرد چه حالي شدي. لابد گفت كه خريدني شده ايد حتما. آن روز تهران لرزيد تو لابد گفته اي جان هاي ناقابل ما فروخته شد به شخص خدا. فرشتگان شاهد ايستاده بودند و گروه به گروه همخواني مي كردند و آوايشان همه جا پيچيده است. مراسم باشكوهي بوده است، حيف كه نشد بيايم و چون زينب حسين (ع) بر پيكر بي سرت بوسه بزنم و رو كنم و بگويم ربنا تقبل منا... »



    نامه دختر شهيد تهراني مقدم به پدرش

  2. تشكرها 4


  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    " ...حيف كه نشد بيايم و چون زينب حسين (ع) بر پيكر بي سرت بوسه بزنم و رو كنم و بگويم ربنا تقبل منا... "



    نامه دختر شهيد تهراني مقدم به پدرش

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  5. تشكرها 3

    مدير اجرايي (11-07-1391), نرگس منتظر (08-07-1391), عهد آسمانى (10-07-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •