رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد








    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد







    در نبرد بدر و اُحُد عده‌اي از مسلمانان صدر اسلام از خود رشادتهاي قابل تحسيني بروز دادند و به افتخار جانبازي و پايداري در راه حق رسيدند:

    1. مصعب بن عمير:


    او از ياران رسول اكرم صلی الله علیه و آله است كه سرآمد جوانان قريش، خوش‌چهره و خوشبوترين مرد مكه بود. مصعب در ناز و نعمت ديده به جهان گشود و با مهر و نوازشهاي والدين مُرفّه به شكوفايي رسيد.
    او به پيامبر صلی الله علیه و آله ايمان آورد و بر خلاف مخالفت پدر و مادر و افراد عشيره‌اش از آيين محمدي دفاع كرد. آن جوان جوياي حق در زندگي جديد به ساده‌پوشي و قناعت روي آورد و آن ثروتها و امكانات مادي را براي پيوستن به اسلام و مسلمانان رها كرد و زندگي توأم با محروميت و آميخته به رنج را بر رفاه خانوادگي ترجيح داد.
    سعد بن ابي وقاص مي‌گويد:
    مصعب بن عمير كه بهترين زندگي تجملي را داشت، يك روز ديدمش. در آن حال، جامه‌اي بر تن نموده بود كه با پوستي وصله كرده و بدنش مانند مار پوست انداخته بود. يك روز رسول اكرم صلی الله علیه و آله و اصحابش در مسجد نشسته بودند،‌ مصعب در حالي كه تن‌پوشي پشمي بر دوش داشت و با ريسماني سوراخهاي آن را بر هم بسته بود، وارد گرديد. آن وجود مبارك و همراهان با مشاهده چنين وضعي سرها را به زير افكندند. آن‌گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
    «اين جوان قبل از آنكه ايمان بياورد، در مكه از تمام جهات زندگي در رفاه كامل بود و در تجملات و اشرافيت كسي به او نمي‌رسيد؛ ولي ا ز تمام آنها براي رسيدن به هدفي مقدس گذشت.»
    در عقبه اولي و ملاقات پيامبر صلی الله علیه و آله با هيأت دوازده‌ نفري اهالي مدينه، ضمن مذاكراتي، آنان از پيامبر خواستند مبلّغي را به مدينه اعزام فرموده، احكام و موازين ديني و قرآني را به آنان تعليم دهد.
    اين مأموريت را حضرت ختمي مرتبت صلی الله علیه و آله بر دوش مصعب نهاد. مصعب پذيرفت و به مدينه رفت و ميهمان اسعد بن زراره گرديد و در ايام اقامت در اين ديار مقدس به خانه‌هاي طوايف اوس و خزرج مي‌رفت و قرآن را برايشان تلاوت مي‌كرد و از ارزشهاي معنوي اسلام سخن مي‌گفت تا اينكه اكثريت قريب به اتفاق مردم مدينه اسلام آوردند. مگر چند خانواده. بعد از آن كه جمعیت اسلام آورندگان رو به فزوني رفت، مصعب براي رسول اكرم صلی الله علیه و آله نوشت:
    اگر اجازه بفرماييد در مدينه به اقامه جمعه و جماعات اقدام كنم.
    پيامبر صلی الله علیه و آله پذيرفت و اولين نماز جمعه در خانه سعد بن زراره با دوازده نفر برگزار شد و ميزبان مصعب در آن روز گوسفندي را ذبح كرد و با گوشت آن از امام جمعه و مأمومين او ضيافتي به عمل آورد.
    مصعب در غزوه بدر از خود رشادت نشان داد و در نبرد اُحد پرچمدار رزمندگان بود و چون مسلمانان متواري گرديدند، او پايداري ورزيد. در اين حال، يكي از مشركان مكه بر وي يورش برد و با ضربتي دست راست او را از تن جدا كرد. او با دست چپ پرچم را برافراشت و دوباره جنگيد تا آنكه دست چپش قطع شد. مصعب با وجود محروميت از دو دست، پرچم را به كمك بازوان خود، به سينه چسباند و همچنان استوار ايستاد. در سومين مرحله، دشمنان با نيزه به اين جانباز مقاوم يورش بردند و او را شهيد كردند.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله در كنار پيكرش اين آيه را تلاوت فرمود:
    «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً»( احزاب / 23 )
    مصعب جامه‌اي نداشت كه او را با آن كفن كنند، به جز پيراهني كه در تن داشت كه اگر سرش را مي‌پوشانيدند، پاهايش بيرون ماند و اگر پاهايش را مستور مي‌ساختند، سرش بدون پوشش بود.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ‌
    «سرش را با پيراهنش بپوشانيد و قدمهايش را با گياهان بپوشيد.»








    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  2. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (11-07-1391), یاس بهشتی (09-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (09-07-1391), عهد آسمانى (10-07-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض









    2. معاذ بن عمرو بن جموح:


    عمرو بن جموح مردي سالخوره بود كه پايش در برخي حوادث آسيب ديده و مي‌لنگيد.
    اين مسلمان پايدار چهار فرزند رشيد خود را آماده دفاع از اسلام و شركت در نبرد اُحُد كرده بود. او خود نيز با وجود آنكه به دليل معلول بودن از جنگيدن معاف بود، با اصرار از پيامبر صلی الله علیه و آله اذن گرفت و به ميدان رزم رفت و به دشمن يورش برد تا آنكه به شهادت رسيد.

    پسرش معاذ شمشيرش را از نيام كشيد و در صف رزمندگاني كه به سوي قلب كفّار پيش مي‌رفتند، قرار گرفت.
    نبرد تن به تن محافظان ابو جهل را به خود مشغول كرده بود. ناگهان ابو جهل خود را در برابر جواني مسلّح مشاهده كرد. از آن سوي، تبسّمي شيرين بر لبان معاذ فرزند عمرو نقش بسته بود؛ چرا كه جان فرعون حجاز، شكنجه دهنده مسلمانان، سبّ كننده محبوب دلش و آخرين فرستاده الهي را در ميان دستان خود مي‌ديد.
    لحظات هراس و اضطراب بر قلب و ذهن ابو جهل چنگ انداخته بود.
    معاذ شمشير خود را بالا برد و با تكبيري رعد آسا و با تمام قدرت آن را چنان بر پاي ابوجهل فرود آورد كه مثل شاخه‌هاي درخت خشكيده به اطراف پرتاب گرديد و بت بزرگ شرك سرنگون گشت.
    صداي نعرة ابو جهل پسرش عكرمه را متوجه او ساخت. با از پاي در آ‌مدن جرثومه جهالت و آلودگي اخلاقي، نبرد معاذ شكل ديگري به خود گرفت. محافظين ابو جهل به سوي وي يورش بردند و او شجاعانه از خويش دفاع مي‌كرد. در اين لحظه، عكرمه از فرصت پيش آمده استفاده كرد و ضربه‌اي با شمشيرش بر دست معاذ فرود آورد. با اين ضربت، دست معاذ قطع گرديد؛ ولي به پوست آويزان شد. معاذ با دست ديگر به نبرد ادامه داد.
    در خاتمه نبرد اُحُد مادر اين جوان سلحشور در حالي كه پيكر شوهر شهيدش (عمرو بن جموح) و فرزندش خالد و برادر خود عبد الله را بر شتري نهاده بود، به سوي مدينه آمد. وقتي از او پرسيدند:
    اي هند! چگونه مي‌خواهي فقدان اين سه نفر را تحمل كني؟ پاسخ داد:
    با زنده بودن پيامبر صلی الله علیه و آله تحمل هر داغي آسان است.








    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  5. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (11-07-1391), یاس بهشتی (09-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (09-07-1391), عهد آسمانى (10-07-1391)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض










    3. ابو دجانه:

    نامش سماك بن خرشد از طايفه اوس و از نزديكان سعد بن عباده رئيس قبيله اوس و از بزرگان انصار مي‌باشد.
    در جنگ بدر از خود حماسه‌هاي پرشوري بروز داد.
    در نبرد اُحُد رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:
    «چه كسي مي‌تواند حق اين شمشير را كه در دست من است،‌ ادا كند؟»
    مرداني داوطلب شدند؛ ولي حضرت سلاح مزبور را به آنان نداد تا آنكه ابودجانه برخاست و عرض كرد:
    «يا رسول الله! حق اين سيف چيست؟» فرمود: «آن قدر در تهاجم به سوي خصم آن را به كار گيري تا كج شود.» وي گفت: من حق آن را به جاي خواهم آورد و شمشير را به دست گرفت و با صلابت و اقتدار ويژه‌اي به قلب دشمن هجوم برد و در برابر كفار عزّت و شهامت خود را به نمايش گذاشت.
    ابو دجانه در جنگ احد موقعي كه عده‌اي از مسلمانان از معركه گريختند، در خدمت امير مؤمنان علیه السلام ماند و از آن حضرت دفاع كرد. ابو دجانه اگر چه در اين غزوه دچار جراحتهايي گرديد، ولي جان سالم به در بُرد.
    در جنگ يمامه هنگامي كه مسلمانان با مدعي دروغين پيامبري (مسيلمه كذّاب)‌ مي‌جنگيدند و در حدود بيست بار لشكريان اسلام شكست خوردند و عقب‌نشيني كردند، ابودجانه در اين درگيري سخت و سنگين شجاعت فوق العاده‌اي از خود نشان داد و در هر حمله‌اي عده‌اي را به خاك هلاكت مي‌افكند و آواز برداشت كه:
    «اي سلحشوران بدر و اُحُد، رزم‌آوران احزاب! با يكديگر متحد شويد تا دشمن را درهم شكنيم.»
    مسلمانان ترغیب گرديدند و همگي تكبير گويان به سوي افراد مسيلمه هجوم بردند تا جايي كه وي به باغي پناه برد و اطرافيانش درب آن را بستند. ابو دجانه گفت:
    مرا در سپري بنشانيد و آن را بر سر نيزه‌ها بلند كرده و به اين وسيله مرا به داخل باغ بيفكنيد! آنان چنين كردند و ابو دجانه چون شير غريد و شمشير كشيد و از هر سو عده‌اي را هلاك نمود و سرانجام خودش به شهادت رسيد
    .









    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  7. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (11-07-1391), یاس بهشتی (11-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (10-07-1391), عهد آسمانى (10-07-1391)

  8. #4
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض








    4. نسيبه بانوي امدادگر:


    ام عامر كه به نسيبه معروف است، مي‌گويد:
    براي رسانيدن آب به سربازان اسلام در جنگ اُحد حضور داشتم تا اينكه ديدم نسيم فتح به سوي مسلمانان وزيدن گرفت، لحظاتي بعد از اين فتح، مسلمانان دچار شكست شدند و پا به فرار نهادند.جان پيامبر صلی الله علیه و آله در معرض تهديد قرار گرفت. در اين حال، وظيفه خود ديدم تا جان دارم از آن حضرت دفاع كنم. مشك آب را بر زمين نهادم و با شمشيري كه به دست آورده بودم، از حملات خصم مي‌كاستم و گاهي تيراندازي هم مي‌كردم.
    مردي سپر خود را در هنگام فرار بر زمين افكند. نسيبه آن را برداشت و مورد استفاده قرار داد.
    ناگاه متوجه شد مردي به نام ابن قميئه فرياد مي‌كشد و مي‌گويد:
    محمد كجاست است و چون پيامبر صلی الله علیه و آله را شناخت با شمشيري به سوي آن حضرت حمله كرد. نسيبه و مصعب بن عمير او را از حركت بازداشتند. او براي عقب زدن نسيبه ضربتي بر شانه‌اش زد كه زخمش تا مدتها باقي بود.
    پيامبر صلی الله علیه و آله وقتي ديد از شانه‌اش خون فوران دارد، يكي از پسران نسيبه را فرا خواند و به وي فرمود:
    «زخم مادرت را ببند!» با بسته شدن محل جراحت نسيبه بار ديگر مشغول دفاع گرديد.
    نسيبه مي‌گويد:
    «در اين ميان، متوجه شدم يكي از فرزندانم زخم برداشته است. با پارچه‌هايي كه به همراه آورده بودم زخم پسرم را بستم و به او گفتم: براي حفظ جان رسول خدا صلی الله علیه و آله مهيا باش و مشغول كارزار شو!»
    وقتي پيامبر صلی الله علیه و آله ضارب پسر او را ديد، وي را به نسيبه معرفي كرد و مادر چون شير بيشه با شجاعت به ضارب حمله برد و شمشيري بر پايش نواخت و او را از توان انداخت. فرداي آن روز كه مصطفاي پيامبران ستون لشكر را به جانب حمراء الاسد حركت داد، نسيبه خواست كه همراه آنان حركت كند، ولي به دليل جراحتهاي عميق، اين توفيق را به دست نياورد.
    چون پيامبر صلی الله علیه و آله از اين مأموريت بازگشت، فردي را به خانه نسيبه فرستاد تا از او عيادت كند و درباره وضع مزاجي‌اش گزارشي ارائه دهد. چون حضرت از سلامتي نسبي او آگاه گرديد، شادمان شد.اين بانوي قهرمان در برابر آن همه فداكاري و جانبازي از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست او را در بهشت ملازم حضرتش قرار دهد .








    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  9. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (11-07-1391), یاس بهشتی (11-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (11-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

  10. #5
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض












    5. خباب بن اَرت:

    از فضلا،‌ راويان حديث و پيش‌قدمان ياران رسول خدا صلی الله علیه و آله و ششمين فردي مي‌باشد كه اسلام آورده است.
    خبّاب در زمره افرادي است كه از كثرت شكنجه‌هايي كه در راه دين تحمل كردند، به «معذبين في الله» ‌معروف شدند.
    حرفه‌اش آهنگري و شمشيرسازي بود.
    او غلام زني به نام ام انمار بود. قبل از بعثت نبي اكرم صلی الله علیه و آله ، گاهي جلوي كارگاه كوچك خود مي‌نشست و با پيامبر صلی الله علیه و آله انس و الفتي برقرار مي‌كرد. وقتي آن وجود گرامي به رسالت مبعوث گرديد، به ايشان ايمان آورد.
    چون ام انمار از ايمان آوردنش باخبر گرديد، آهن گداخته را از كوره بيرون مي‌آورد و سر خبّاب را با آن داغ می كرد.
    خبّاب از وي نزد پيامبر صلی الله علیه و آله شكايت كرد. پيامبر صلی الله علیه و آله درباره‌اش اين گونه دعا كرد:
    «اللَّهُمَّ انْصُرْ خَبَّاباً!»
    در اثر دعاي آن حضرت، ام انمار به سردرد شديدي دچار شد و از شدت درد چون سگان ناله مي‌كرد.
    گفتند:
    براي التيام اين ناراحتي بايد بر سرت داغ بگذاري. خبّاب داغي را در كوره آهنگري مي‌گداخت و بر سرش مي‌نهاد و به اين وسيله از شكنجه‌هاي آن زن رهايي يافت.
    امّا كفار مكه از او دست برنداشتند؛ زره آهنين بر وي مي‌پوشانيدند و او را در آفتاب گرم حجاز وا مي‌داشتند تا اينكه در اثر تابش آفتاب حلقه‌هاي تفتيده زره بر بدن او فرو مي‌رفت؛ ولي با همه اين شكنجه‌ها حتي يك بار هم منظور كفّار را تأمين نكرد.
    بعضي اوقات سنگهاي گداخته را بر كمرش مي‌چسبانيدند تا گوشت اعضاء و جوارحش را مي‌سوزانيد و پوستش داراي حفره‌هاي عميقي مي‌گرديد. اين ضايعات خبّاب را دچار جراحات زيادي نمود و وي را در بستر بيماري افكند.
    خبّاب از كساني است كه در دوستي با امير مؤمنان علیه السلام ثابت قدم ماند و موقعي كه آن امير پارسايان براي خاموش نمودن فتنه طلحه و زبير از حجاز رهسپار عراق گرديد. در التزام ركاب حضرت علي علیه السلام بود و در نبرد جمل شركت كرد.
    سپس بيمار شد و آن‌چنان ناراحتي او طولاني گشت كه موفق نگرديد در نبرد صفين حاضر گردد و در همان ايام، مردم گروه گروه به عيادت اين مرد بزرگ مي‌آمدند و او در واپسين لحظات زندگي، آنان را نصيحت مي‌كرد.
    خبّاب به گفته فرزندش عبدالله در سال 37 هجري و در 73 سالگي به سراي باقي شتافت و طبق وصيت خودش در بيرون شهر كوفه دفن گرديد. حضرت علي علیه السلام هنگام بازگشت از صفين در كنار مرقدش ايستاد و فرمود:
    «خداوند خبّاب را مورد رحمت خويش قرار دهد! با ميل دروني اسلام آورد، به فرمان خدا و رسولش هجرت كرد، توشه‌اي از قناعت داشت و از خداي خويش خشنود بود،‌ عمر خويش را صرف جهاد نمود. خوشا به حال چنين كسي!»
    اينكه آن حضرت به بُعد جهادي خبّاب اشاره كرده‌اند، بدان جهت است كه وي در اغلب غزوات رسول اكرم صلی الله علیه و آله به خصوص بدر و اُحُد شركت داشته و رشادتها نشان داده است .













    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ویرایش توسط بيرق ظهور : 12-07-1391 در ساعت 14:08
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  11. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (13-07-1391), یاس بهشتی (12-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (14-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

  12. #6
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض









    6. ثابت بن دَحداح:


    وي يكي از ياوران شجاع و نيروهاي رزمي صدر اسلام به شمار مي‌رود.
    در جنگ اُحُد هنگامي كه خبر کشته شدن رسول خاتم صلی الله علیه و آله در ميان مسلمانان شيوع يافت و عده زيادي متواري گرديده‌اند. ثابت بن دحداح در ميدان نبرد با صلابت ايستاد و به لشكر كفر و عناد حمله بُرد و به مسلمانان ندا داد:
    اي گروه انصار! به سوي من آييد و از آيين خود دفاع كنيد تا فتح و ظفر را برايتان به ارمغان آورد.
    عده‌اي به فراخواني او پاسخ مثبت دادند و گردش آمدند و دسته جمعي يورش سختي به كفّار نمودند و افرادي چون عمرو عاص، عكرمه فرزند ابو جهل، خالد بن وليد و ضرار بن خطاب در مقابل آنان صف‌آرايي كردند؛
    ولي ايشان همچنان دشمن را از پاي در مي‌آوردند تا آنكه خالد بن وليد با نيزه‌اي ثابت را مورد حمله قرار داد كه در اثر آن به شدت زخمي شد و در هنگام بازگشت پيامبر صلی الله علیه و آله از صلح حديبيه به دليل ضايعاتي كه سلامتي او را به مخاطره افكنده بود، درگذشت
    .








    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  13. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (13-07-1391), یاس بهشتی (14-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (14-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

  14. #7
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض








    7. عبد الله بن رواحه:


    وي از طايفه بني حارث بود كه در مدينه جزء مسلمانان پيشگام به شمار مي‌رفت و در عقبه دوم كه طي آن پيماني با شكوه به امضاء رسيد، شركت داشت.
    در نبرد بدر از سلحشوران سرشناس بود و بعد از پيروزي رزمندگان اسلام، خبر اين فتح را براي مردم مدينه آورد. فرزند رواحه علاوه بر جنبه‌هاي دلاوري، از بزرگان ادبي به شمار مي‌آمد و با سروده‌هاي مهيّج خويش براي نشر اسلام مي‌كوشيد.
    از پيمان حديبيه يك سال گذشت و سال هفتم هجري فرا رسيد.
    در اين مدت، مشركان چندين بار پيمان را نقض کردند. رسول اكرم صلی الله علیه و آله به منظور انجام عمره و نيز نشان دادن اقتدار مسلمانان رهسپار مكه گرديد. هنگامي كه پيامبر صلی الله علیه و آله به ابتداي اين ديار امن رسيد، عبد الله فرزند رواحه مهار شتر حضرت را گرفته و پيشاپيش آن بزرگوار مي‌آمد و اشعاري مي‌سرود كه ترجمه‌اش چنين است:
    «اي كافرزادگان! از سر راه پيغمبر صلی الله علیه و آله كنار رويد؛ به سويي رويد و طريق گشاييد كه تمام نيكيها در او تبلور يافته است. خدايا! من به كلمات گهربارش ايمان دارم و حق را در پذيرفتن او شناخته‌ام.»

    در غزوة موته،‌ هنگامي كه جعفر و زيد بن حارثه شهيد شدند، عبد الله پرچم را به دست گرفت و به قلب روميان تاخت و بعد از نبردي سخت و طاقت‌فرسا به اردوگاه بازگشت تا سر و ساماني به سپاه خويش دهد.
    در آن حال، چندين جاي بدنش زخمي گرديده و از سر و رويش عرق مي‌ريخت. با وجود جراحتهاي متعدد نمي‌خواست از جنگ دست كشد. پسر عمويش مقلعه گوشت پخته‌اي برايش آورد و گفت:
    آن را بخور و تجديد قوا كن كه خيلي زحمت كشيده‌اي!
    تا عبد الله دنداني به آن خوراكي زد. فرياد عده‌اي از رزمندگان از گوشه‌ ميدان به گوشش رسيد. پيدا بود كه مسلمانان مورد تهاجم قرار گرفته‌اند. فرمانده گوشت را به گوشه‌اي انداخت و با خود زمزمه كرد:‌
    تو زنده باشي و اين چنين...!
    سپس با سرعت از جا جهيد و جنگيد تا به شهادت رسيد..







    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  15. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (15-07-1391), یاس بهشتی (14-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (14-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

  16. #8
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    8. جعفر طيّار:


    اين فداكار فرزانه فرزند ابو طالب، عموزاده رسول اكرم صلی الله علیه و آله برادر امير مؤمنان علیه السلام و شبيه‌تر به حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود؛
    چنان‌كه آن وجود گرامي درباره‌اش فرمود:
    «اَشْبَهْتَ خَلْقِي وَ خُلْقِي؛ تو از جهت آفرينش و اخلاق، شبيه به من هستي.»
    و اين چنين جعفر مورد توجه ويژه رسول الله صلی الله علیه و آله بود و هنگامي كه از سفر حبشه برگشت و خبر فتح خيبر به پيامبر صلی الله علیه و آله ابلاغ شد،‌ پيامبر صلی الله علیه و آله تا دوازده قدم به استقبالش شتافت، جبين جعفر را بوسيد و فرمود:
    «نمي‌دانم به كدام خبر شادمان باشم، فتح خيبر يا آمدن جعفر.»
    و بعد از آنكه وي وارد مدينه شد، جعفر را در همان منازلي كه در مجاور مسجد احداث گرديده بودند، اسكان داد. سپس نماز ويژه‌اي را كه به نماز جعفر طيار موسوم گرديد، به ايشان ياد داد.
    در جمادي الاولی سال هشتم هجري نبرد موته واقع در سرزمين شام پيش آمد. فرمانده لشكري كه به سوي اين ناحيه مي‌رفت، نخست جعفر بن ابي طالب بود. جعفر با كفار و مشركان نبرد سختي کرد تا آنكه اسبش از حركت ايستاد؛ پس به صورت پياده به نبرد ادامه داد. آن‌قدر جنگيد كه دست راستش قطع گرديد؛ پس پرچم را به دست چپ گرفت كه آن را هم قطع كردند.
    رايت اسلام را به كمك بازوان به سينه چسبانيد كه برافراشته بماند.
    بدن جعفر هنگام شهادت حدود صد زخم ناشي از اصابت تير،‌ نيزه و شمشير برداشته بود.
    بعد از شهید شدن او، فرماندهي قواي اسلام را زيد بن حارثه پذيرفت...







    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  17. تشكرها 5

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (15-07-1391), مدير اجرايي (15-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (15-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

  18. #9
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    9. سعد معاذ:


    او يكي از بزرگان صحابه رسول اكرم صلی الله علیه و آله و رئيس طايفه اوس است.
    مادرش كبشه دختر رافع اولين بانويي است كه از انصار و اهل مدينه به پيامبر صلی الله علیه و آله ايمان آورد.
    روزي كه نبرد بدر آغاز شد،‌ سعد معاذ از پيامبر صلی الله علیه و آله خواست اجازه دهند براي ايشان سايباني درست كرده و مركب راهواري مهيا سازند كه حضرت پذيرفت و درباره‌اش دعا كرد.
    سعد در غزوه بدر حماسه‌هاي با شكوهي از خود نشان داد.
    در غزوه خندق زرهي بر تن كرده بود كه دستهاي او را به طور كامل نپوشانيده بود. در اين حال، حبان بن عرقه تيري به سوي سعد افكند كه شاهرگ وي را بريد. خونريزي سعد آن‌قدر شدت يافت كه پيامبر صلی الله علیه و آله دستور داد خيمه‌اي برپا ساختند تا سعد را در آن جاي دهند و عيادتش سهل‌تر باشد و زني به نام كعيبه يا رفيده به دستور پيامبر صلی الله علیه و آله متصدي معالجه وي و درمان جراحتش گرديد.
    رسول خدا صلی الله علیه و آله هر روز از سعد عيادت مي‌كرد.
    چون بني قريظه با رسول خدا صلی الله علیه و آله پيمان بسته بودند كه به دشمنان اسلام كمك نكنند؛ ولي پيمان را نقض كرده و با گروههاي ديگري هم دست شده و جنگ خندق را به وجود آوردند، آن حضرت مأمور سركوبي آنان گرديد. حدود سه هزار نفر مسلمان مسلح در اين برنامه به امداد پيامبر صلی الله علیه و آله شتافته بودند تا اينكه محل اقامتشان به محاصره اين قوا در آمد.
    سعد معاذ را سوار مركبي نموده و با تجليل خاصي جلو قلعه بنی قریضه آوردند.
    او که تا حدودی بهبودی را به دست آورده بود، دربارۀ این قوم متجاوز و عاصی چنين حكم كرد:
    «مردان از سنين بلوغ به بعد از دم تيغ گذرانيده شوند، زنان اسير و اموال در ميان مسلمانان تقسيم گردد و املاك آنان به مهاجرين اختصاص يابد؛ زيرا تمامي انصار صاحب ملك هستند.»
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
    «حَكَمْتَ بِمَا حَكَمَ اللهُ مِنْ فَوْقِ اَرِقَعَةِ؛ حُكمي كردي كه خداوند از بالاي هفت طبقه آسمان بدان حكم كرده است.»
    بعد از آن كه سعد از قلعه مذكور برگشت، هنگامي كه خوابيده بود، بزغاله‌اي جاي زخم او را كه در بازويش بود، لگد كرد كه زخم عود كرد و خونريزي آن شدت يافت و هر چه مداوا كردند، اثري نداشت.
    به همين دليل، سعد در 37 سالگي درگذشت.
    بعد از آنكه پيكرش را در تابوت نهادند، رسول اكرم صلی الله علیه و آله جلوي آن را گرفت تا در بيرون منزل بر زمين نهاد.
    پس از آن گاهي جلوي جنازه مي رفت،‌ گاهي طرف راست و گاهي جانب چپ و جلو و عقب تابوت را مي‌گرفت و فرمود:
    «قسم به آن كسي كه جانم در دست او است! تابوت سعد را ملائكه حمل مي‌كنند؛ هفتاد هزار فرشته براي تشييع جنازه‌اش آمده‌اند.»
    جنازه را در بقيع جلوي قبري كه برايش حفر كرده بودند، نهادند. پيامبر صلی الله علیه و آله بر آن نماز گزارد و شخصاً داخل قبر رفت و لحد سعد را مسدود ساخت
    .







    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  19. تشكرها 5

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (17-07-1391), مدير اجرايي (16-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (16-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

  20. #10
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض









    10. خُبَيبْ بن عدّي:‌


    اين مسلمان انصاري از خواص ياران رسول اكرم صلی الله علیه و آله و داراي مقام ارجمندي است.
    او از اصحاب بدر به شمار مي‌رود و در اين غزوه، دلاوريهاي قابل تحسيني از خود بروز داد و موفق گرديد حارث بن عامر از سران كفر و شرك را بكشد.
    در ماجراي رجيع عده‌اي از مؤمنين را عامر بن طفيل به شهادت رانيده بود.
    رسول اكرم صلی الله علیه و آله ده نفر را به عنوان نيروهاي اطلاعاتي به سوي آنان فرستاد تا به نواحي عسفان رسيدند.
    قبيله لحيان با خبر شدند و يك‌صد مرد جنگي به تعقيب آنها فرستادند و مأموران مزبور را هدف تيرهاي خود قرار دادند.
    شش نفر از فرستادگان ويژه پيامبر صلی الله علیه و آله كشته شدند.
    خبيب، زيد بن دثنه و فردي ديگر تسليم آنها شدند.
    خبيب را به مكه بردند و به عنوان برده فروختند.
    مدتي در اسارت به سر بُرد تا ماه حرام به پايان برسد؛ آن‌گاه به انتقام خون حارث بن عامر كه از طايفه‌ بني لحیان بود، وي را به قتل برسانند. هنگامي كه خبيب را براي كشتن بيرون شهر مكه و خارج از حرم بردند تا خونش را بريزند، تقاضا كرد به من مهلتي دهيد تا دو ركعت نماز بخوانم! اجازه دادند و او دو ركعت نماز با تمام شرايط و با آرامش كامل گزارد و آنگاه او را به دار آویختند .
    وقتي خبر شهادتش به گوش رسول خدا صلی الله علیه و آله رسيد، دو نفر از جمله مقداد را مأمور نمود تا جنازه او را از بالاي دار پايين آورند.
    مأموران با رعايت استتار وارد تنعيم در مكه شدند و ديدند چهل نفر در پاي چوبه دار پاس مي‌دهند؛ ولي در آن لحظه همگي در خوابي عميق فرو رفته بودند. او را از دار فرود آوردند.
    با كمال تعجب مشاهده كردند بدنش نه تنها تازه است، بلكه اعضايش دچار قبظ و بسط مي‌گردد.
    شگفت‌تر آنكه دست خويش را روي جراحت خود نهاده و از لاي انگشتانش خون جاري است. پيكر خبيب را با مركبي به مدينه آوردند. نگهبانان وقتي به هوش آمدند، جنازه را بالاي دار نديدند. هفتاد نفر در تعقيب پيكر اين صحابي حركت كردند. وقتي به حمل كنندگان رسيدند، آنان جنازه را بر زمين نهادند تا با مهاجمان پيكار كنند؛
    ولي ناگهان زمين بدن خبيب را بلعيد و از اين جهت او را «بليع الارض» ناميده‌اند..









    رزم آفرینان راستین جنگهای بدر و احد
    ویرایش توسط بيرق ظهور : 17-07-1391 در ساعت 14:08
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  21. تشكرها 5

    *❀*نازبانو*❀* (18-07-1391), mahsa (17-07-1391), مدير اجرايي (17-07-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (17-07-1391), عهد آسمانى (17-07-1391)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •