آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟!
صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 95 , از مجموع 95
  1. #91
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ازدواج موقت در حقوق اسلام

    ازدواج موقت و دائم در بيشتر احکام با هم يکسانند و در قسمتى اختلاف دارند.آنـچـه در مرحله اول، اين دو را از يکديگر ممتاز مى سازد يکى اين است که در ازدواج موقت زن و مـرد تـصـميم مى گيرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پايان مدت اگر مايل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرايطى که در کتاب هاى فقهى ذکر شده است پيمان ازدواج را تمديد مى کنند. ديـگـر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرايط، آزادى بيشترى در بر دارد از جمله مخارج زن بر مرد در ايـن ازدواج لازم نيست مگر در ضمن عقد با يکديگر قرارداد کنند و نيز زن و مرد بدون قرارداد در متن عقد، از يکديگر ارث نمى برند و همچنين فرزندى که در اين ازدواج بوجود مى آيد با فرزند ازدواج دائمـى يکسان است و هيچگونه تفاوتى با هم ندارند.در ساير آثار حقوقى اين دو نوع ازدواج نيز يکسان مى باشند مثلا در هر دو مهريه وجود دارد و نيز در هر دو ازدواج انسان نمى تواند با مادر و دخـتـر همسر خويش ازدواج کند و آنها با او محرمند و همان طور که در ازدواج دائم زن بايد پس از طلاق عده نگهدارد در اين ازدواج نيز پس از پايان مدت بايد عده نگهدارد با اين تفاوت که عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه يا سه ماه (در پاره اى از موارد) مى باشد و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روزاست .

    بنابراین فلسفه ازدواج موقت اینست که ازدواج دائم نمى تواند بـه تـنـهائى پاسخگوى تمايلات جنسى انسان باشد زيرا در زندگى ضرورت هايى براى بيشتر مردان پـيـش مـى آيـد کـه مـعـمولا براى مدتى امکان بهره بردارى جنسى از همسر خويش از آنان سلب مى گردد.بدون ترديد، در اين مدت غريزه جنسى, آنان را در بحران شديدى قرار مى دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگي هايى پيش آيد. در باره فلسفه و حكمت تشريع ازدواج موقت در اسلام از نظر حقوقى و اجتماعى با ید گفت :جاى هيچ ترديدى نيست كه حوائج زندگى، بشر را وادار كرده كه براى اجتماع خود قوانينى وضع نمايد، و به سنن اجتماعى جارى در مجتمع خود عمل كند. و اين احتياج هر چه ساده‏تر و طبيعى‏تر باشد كوشش براى رفع آن واجبتر و سهل‏انگارى در دفع آن مضرتر است و پر واضح است كه احتياج به اصل تغذى كه زنده ماندن دائر مدار آن است غير از احتياج به تنعم در غذا و انواع ميوه‏ها است و به همين قياس است ساير شؤون زندگى.يكى از حوائج اوليه انسان، احتياج هر يك از دو جنس نر و ماده‏اش به جنس مخالف است، به اينكه با او درآميزد، و عمل جنسى با او انجام دهد، هر چند كه صانع بشر احساس اين احتياج را در بشر قرار داده، و طرفين را مجهز به غريزه شهوت كرده است تا نسل بشر باقى بماند.


    و به همين جهت است كه مجتمعات انسانى در گذشته و امروز همگى داراى سنت ازدواج بوده‏اند، و خانواده تشكيل مى‏داده ‏اند، و اين بدان جهت است كه تنها ضامن بقاى نسل بشر، ازدواج است. ممكن است شما بگوييد نه، اين انحصار را قبول نداريم، زيرا در تمدن جديد راه ديگرى غير از اصل تناسل و يا ارضاى غريزه براى دفع اين حاجت پيشنهاد كرده‏اند، و آن اصل اشتراك در زندگى است، به اينكه مردان با آميختن با يكديگر و هم چنين زنان با همجنس خود، اين احتياج را بر طرف سازند.ليكن در پاسخ باید گفت: دليل بر غير طبيعى بودن روش مذكور اين است كه هيچ اجتماعى سراغ نداريم كه اصل اشتراك در ميان آنها شايع شده باشد، و از ازدواج و تشكيل خانواده بى نياز شده باشند.و كوتاه سخن اينكه ازدواج سنتى است طبيعى كه از آغاز پيدايش بشر تا كنون در مجتمعات بشرى داير بوده، و هيچ مزاحمى به غير از زنا سد راه و مزاحم آن نبوده، آرى، تنها مزاحم ازدواج، زنا است كه نمى‏گذارد خانواده‏اى تشكيل شود و طرفين بار سنگين ازدواج را تحمل كنند و به همين بهانه شهوات را به سوى خود مى‏خواند، و خانواده‏ها را مى‏سوزاند و نسلها را قطع مى‏كند.



    و باز به همين جهت است كه همه مجتمعات دينى و يا طبيعى ساده و سالم عمل زنا را شنيع و زشت مى‏دانند و آن را فاحشه و منكر مى‏خوانند و به هر وسيله‏اى كه شده عليه آن مبارزه مى‏كنند، و مجتمعات متمدن هم اگر چه به كلى از آن جلوگيرى نمى‏كنند و ليكن در عين حال آن را كار نيكى نمى‏شمارند، چون مى‏دانند كه اين كار عميقا با تشكيل خانواده‏ ضديت دارد و از زيادى نفوس و بقاى نسل جلوگيرى مى‏كند و لذا به هر وسيله‏اى كه شده آن را كمتر مى‏كنند و سنت ازدواج را ترويج مى‏نمايند و براى كسانى كه فرزند بيشترى بياورند جايزه مقرر مى‏دارند و درجات آنان را بالا مى‏برند و همچنين مشوقات ديگر به كار مى‏بندند.چيزى كه هست على رغم همه آن سختگيرى‏ها عليه زنا و اين تشويقها در امر ازدواج، باز مى‏بينيم كه در تمامى بلاد و ممالك چه كوچك و چه بزرگ اين عمل خانمان‏سوز و ويرانگر، يا علنى و يا به طور پنهانى انجام مى‏شود، كه البته علنى و يا سرى بودن آن بستگى به اختلاف سنتهاى جارى در آن اجتماع دارد.


    و اين خود روشن‏ترين دليل است بر اينكه سنت ازدواج دائم براى نوع بشر كافى براى رفع اين احتياج حيوانى نيست و انسانيت و بشريت با داشتن سنت ازدواج باز در پى تتميم نقص آن است. پس آنهايى كه در جوامع بشرى زمام قانون را به دست دارند بايد در مقام توسعه و تسهيل امر ازدواج بر آيند.و به همين جهت است كه شارع اسلام سنت ازدواج دائم را با ازدواج موقت توأم نموده، تا امر ازدواج آسان گردد و در آن شروطى قرار داده تا محذورهاى زنا را از قبيل آميخته شدن نطفه‏ها، اختلال انساب، واژگون شدن رشته خانوادگى، انقطاع نسل و مشخص نشدن پدر آن فرزند نداشته باشد، و آن شرايط اين است كه يك زن مختص به يك مرد باشد و زن بعد از جدايى از شوهرش عده نگهدارد و آنچه بر شوهرش شرط كرده در آن ذى حق باشد پس با جعل اين مقررات محذورهاى زنا را بر طرف كرده و با القاى ساير قوانين ازدواج دائم، از قبيل حق نفقه و ... مشقت ازدواج دائم را بر داشته است.

    البته گاهی ايرادهايى كه بر ازدواج موقت می‏شود از جمله:

    1- گاهى می‏گويند چه تفاوتى ميان" ازدواج موقت" و" فحشاء" وجود دارد؟ هر دو" خودفروشى" در برابر پرداختن مبلغى محسوب مى‏شوند و در حقيقت اين نوع ازدواج نقابى است بر چهره فحشاء و آلودگى‏هاى جنسى! تنها تفاوت آن دو در ذكر دو جمله ساده يعنى اجراى صيغه است.در پاسخ باید گفت: آنها كه چنين مى‏گويند گويا اصلا از مفهوم ازدواج موقت آگاهى ندارند، زيرا ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمی‏شود بلكه مقرراتى همانند ازدواج دائم دارد، يعنى چنان زنى در تمام مدت ازدواج موقت، منحصرا در اختيار اين مرد بايد باشد، و به هنگامى كه مدت پايان يافت بايد عده نگاه دارد، يعنى حد اقل چهل و پنج روز بايد از اقدام به هر گونه ازدواج با شخص ديگرى خوددارى كند، تا اگر از مرد اول باردار شده وضع او روشن گردد، حتى اگر با وسائل جلوگيرى اقدام به جلوگيرى از انعقاد نطفه كرده باز هم رعايت اين مدت واجب است، و اگر از او صاحب فرزندى شد بايد همانند فرزند ازدواج دائم مورد حمايت او قرار گيرد و تمام احكام فرزند بر او جارى خواهد شد، در حالى كه درفحشاء هيچ يك از اين شرائط و قيود وجود ندارد. آيا اين دو را با يكديگر هرگز مى‏توان مقايسه نمود؟البته ازدواج موقت از نظر مسئله ارث (در ميان زن و شوهر) و نفقه و پاره‏اى از احكام ديگر تفاوتهايى با ازدواج دائم دارد ولى اين تفاوتها هرگز آن را در رديف فحشاء قرار نخواهد داد، و در هر حال شكلى از ازدواج است با مقررات ازدواج.


    2-" ازدواج موقت" سبب می‏شود كه بعضى از افراد هوسباز از اين قانون سوء استفاده كرده و هر نوع فحشاء را در پشت اين پرده انجام دهند تا آنجا كه افراد محترم هرگز تن به ازدواج موقت نمی‏دهند، و زنان با شخصيت از آن ابا دارند. پاسخ اینست که:سوء استفاده از كدام قانون در دنيا نشده است؟ آيا بايد جلو يك قانون فطرى و ضرورت اجتماعى را به خاطر سوء استفاده گرفت؟ يا بايد جلو سوء- استفاده كنندگان را بگيريم؟اگر فرضا عده‏اى از زيارت خانه خدا سوء استفاده كردند و در اين سفر اقدام به فروش مواد مخدر كردند آيا بايد جلو مردم را از شركت در اين كنگره عظيم اسلامى بگيريم يا جلو سوء استفاده كنندگان را؟! و اگر ملاحظه مى‏كنيم كه امروز افراد محترم از اين قانون اسلامى كراهت دارند، عيب قانون نيست، بلكه عيب عمل كنندگان به قانون، و يا صحيحتر، سوء استفاده كنندگان از آن است، اگر در جامعه امروز هم ازدواج موقت به صورت سالم در آيد و حكومت اسلامى تحت ضوابط و مقررات خاص، اين موضوع را به طور صحيح پياده كند هم جلو سوء استفاده‏ها گرفته خواهد شد و هم افراد محترم (به هنگام ضرورتهاى اجتماعى) از آن كراهت نخواهند داشت.



    3- می‏گويند: ازدواج موقت سبب مى‏شود كه افراد بی ‏سرپرست همچون‏ فرزندان نامشروع تحويل به جامعه داده شود.جواب اين ايراد كاملا روشن شد، زيرا فرزندان نامشروع از نظر قانونى نه وابسته به پدرند و نه مادر، در حالى كه فرزندان ازدواج موقت كمترين و كوچكترين تفاوتى با فرزندان ازدواج دائم حتى در ميراث و ساير حقوق اجتماعى ندارند و گويا عدم توجه به اين حقيقت سرچشمه اشكال فوق شده است.

    پایان بخش اول.

    منبع: +

    آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟!
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...

  2. تشكرها 2


  3. #92
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,986 در 11,148 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    .:: الله ::.


    قیام گرامی سلام.

    حال که به پایان قسمت اوّل
    این بحث شیرین رسیدیم لازم دیدم خدا قوّتی خدمتتون عرض کنم.

    یک سوال در ذهن بنده نقش بسته که امیدوارم پاسخی مستدل برای آن داشته باشید و آن این که:
    به نظر شما از لحاظ شرعی و اخلاقی خون شما به خاطر پرداختن به این مقوله ی جیز ، برای بعضی خانم ها مباح نشده؟!
    آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟!

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. #93
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    احکام ازدواج موقت

    همانندی پاره ای از احکام ازدواج موقت با ازدواج دائم

    ازدواج موقت و دائم در پاره ای از آثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلاف دارند. آنچه در درجه اول، این دو را از هم متمایز میکند یکی اینست که زن و مرد تصمیم میگیرند بطور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید کنند تمدید میکنند و اگر مایل نبودند از هم جدا میشوند. دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می بندند. مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد به قرارداد آزادی که میان طرفین منعقد میگردد. ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود، یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند. در ازدواج دائم، زن خواه ناخواه باید مرد را بعنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند. اما در ازدواج موقت بسته بقراردادی است که میان آنها منعقد میگردد. در ازدواج دائم، زن و شوهر خواه ناخواه از یکدیگر ارث میبرند. اما در ازدواج موقت چنین نیست. پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در اینست که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود " آزاد " است، یعنی وابسته به اراده و قرارداد طرفین است. حتی موقت بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی بطرفین می بخشد و زمان را در اختیار آنها قرار میدهد.
    در ازدواج دائم، هیچکدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارند از بچه دار شدن و تولید نسل جلوگیری کنند، ولی در ازدواج موقت جلب رضایت طرف دیگر ضرورت ندارد. در حقیقت این نیز نوعی آزادی دیگر است که به زوجین داده شده است. اثری که از این ازدواج تولید می شود یعنی فرزندی که بوجود می آید با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچگونه تفاوتی ندارد. مهر، هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت. با این تفاوت که در ازدواج موقت، عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم، عقد باطل نیست. مهرالمثل تعیین میشود. همانطوریکه در عقد دائم، مادر و دختر زوجه بر زوج، و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم میگردند در عقد منقطع نیز چنین است و همانطوریکه خواستگاری کردن زوجه دائم بر دیگران حرام است، خواستگاری زوجه موقت نیز بر دیگران نیز حرام است، همانطوریکه زنای با زوجه دائم غیر، موجب حرمت ابدی میشود، خواستگاری زوجه موقت نیز بر دیگران ابدی میشود، زنای با زوجه موقت نیز موجب حرمت ابدی میشود. همانطور که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده نگهدارد، زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگهدارد. با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روز. در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست، در ازدواج موقت نیز روا نیست. اینست آنچیزی که بنام ازدواج موقت یا نکاح منقطع در فقه شیعه آمده است و قانون مدنی ما نیز عین آنرا بیان کرده است.

    احکام ازدواج موقت در قانون مدنی
    در قانون مدنی، فصل ششم از کتاب نکاح، مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست. اول اینکه نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود، سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در فصلهای مربوط به مهر و ارث گفته شده است. تمام مواد آن پنج فصل جز آنجا که تصریح شده است مانند ماده 1069 و یا آنچه مربوط به طلاق است، مشترک است میان نکاح دائم و منقطع مثلا ماده 1062 که میگوید: " نکاح واقع میشود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید " مخصوص نکاح دائم نیست، به هر دو نکاح مربوط است. شرائطی که برای عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کرده است نیز مربوط به هر دو نکاح است.
    اگر قانون مدنی نکاح منقطع را تعریف نکرده است برای این است که نیازی به تعریف نداشته است. همچنانکه نکاح دائم را نیز تعریف نکرده است و مستغنی از تعریف دانسته است. قانون مدنی هر لفظ صریحی که دلالت بر ازدواج و وقوع زوجیت بکند برای عقد کافی دانسته است خواه در نکاح دائم، خواه در نکاح منقطع. ولی اگر لفظی مفهوم دیگری غیر از زوجیت داشته باشد از قبیل معاوضه و داد و ستد و اجاره و کرایه برای صحت عقد نکاح چه دائم و چه منقطع کافی نیست. فقها تصریح کرده اند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچگونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند. هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه های مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است.

    نتیجه
    بنابراین زن و مرد می توانند ازدواج موقت کنند، درست همانگونه که با هم ازدواج دائم می کنند. مرد با مهریه ای مشخص -برای مدت یک سال یا کمتر یا بیشتر - از زن خواستگاری می کند. سپس عقد خوانده می شود و این دو مثل زن و شوهر دائمی همسر یکدیگر محسوب می گردند، از مزایای زندگی مشترک بهره می برند، زندگیشان مقدس فرزندانشان محترم و روابط شان حلال و خدایی است. هرگاه مدت زمان عقد تمام شود، خود به خود از هم جدا می شوند و نیازی به طلاق نیست، و اگر مایل بودند می توانند مجددا عقد موقت یا عقد دائم بخوانند، و در طول مدت هم اگر خواستند از هم جدا شوند، مرد می تواند باقی مانده مدت ازدواج را که حق اوست به همسرش ببخشد و همین باعث پایان یافتن زمان محرمیت است.
    آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟!
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...


  5. #94
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    انتقاداتی بر ازدواج موقت و پاسخ شهید مطهری به آنها
    معایب و مفاسدی که برای نکاح منقطع ذکر شده از این قرار است:

    1- پایه ازدواج باید بر دوام باشد، و زوجین از اول که پیمان زناشوئی می بندند باید خود را برای همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدائی در مخیله آنها خطور نکند، علیهذا ازدواج موقت نمی تواند پیمان استواری میان زوجین باشد.

    پاسخ:
    اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد بسیار مطلب درستی است، ولی این ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نمائیم.
    بدون شک هنگامیکه طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر پیدا کرده اند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق بیکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم می بندند.
    ازدواج موقت از آنجهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهائی قادر نبوده است که در همه شرائط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند. بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه یک زناشوئی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمیکند.

    2- ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانی که شیعه مذهب میباشند استقبال نشده است و آن را نوعی تحقیر برای خود دانسته اند، پس افکار عمومی خود مردم شیعه نیز آن را طرد میکند.

    جواب این است که اولا منفوریت متعه در میان زنان، مولود سوء استفاده هائی است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند و قانون باید جلو آنها را بگیرد. ثانیا
    انتظار اینکه ازدواج موقت به اندازه ازدواج دائم استقبال شو در صورتیکه فلسفه ازدواج موقت، عدم آمادگی یا عدم امکان طرفین با یکطرف برای ازدواج دائم است انتظار بیجا و غلطی است.

    3- نکاح منقطع.
    بر خلاف حیثیت و احترام زن است، زیرا نوعی کرایه دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است. خلاف حیثیت انسانی زن است که در مقابل وجهی که از مردی میگیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد.

    پاسخ: این ایراد از همه عجیب تر است. اولا ازدواج موقت چه ربطی به اجاره و کرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب میشود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه بخود بگیرد؟ آیا چون حتما باید مهر معین و قطعی داشته باشد کرایه و اجاره است؟ که اگر بدون مهر بود و مرد چیزی نثار زن نکرد، زن حیثیت انسان خود را باز یافته است؟
    از قضا فقها تصریح کرده اند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچگونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند. هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه های مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است.
    ثانیا از کی و چه تاریخی کرایه آدم منسوخ شده است؟ تمام خیاطها و باربرها تمام پزشکها و کارشناسها، تمام کارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا کارمند دون رتبه، تمام کارگران کارخانه ها آدمهای کرایه ای هستند.
    ثالثا زنی که به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت می بندد آدم کرایه ای نیست و کاری بر خلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده است.

    شواهدی بر بردگی زن در جوامع جدید

    اگر میخواهید زن کرایه ای را بشناسید، اگر میخواهید بردگی زن را ببینید به اروپا و امریکا سفر کنید و سری به کمپانیهای فیلمبرداری بزنید تا ببینید زن کرایه ای یعنی چه؟ ببینید چگونه کمپانیهای مزبور حرکات زن، ژستهای زن، اطوار زنانه زن، هنرهای جنسی زن را به معرض فروش میگذارند.
    بلیطهائی که شما برای سینماها و تئاترها میخرید در حقیقت اجاره بهای زنهای کرایه ای را میپردازید. ببینید در آنجا زن بدبخت برای اینکه پولی بگیرد تن به چه کارهائی میدهد؟ مدتها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شریف باید رموز تحریکات جنسی را بیاموزد، بدن و روح و شخصیت خود را در اختیار یک مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای اینکه مشتریان بیشتری برای آن مؤسسه پیدا کند.
    سری به کاباره ها و هتلها بزنید ببینید زن چه شرافتی بدست آورده است و برای اینکه مزد ناچیزی بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت خود را در اختیار مهمانان قرار دهد.
    زن کرایه ای آن مانکن ها هستند که اجیر و مزدور فروشندگیهای بزرگ می شوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار میدهند.
    زن کرایه ای آن زنی است که برای جلب مشتری برای یک مؤسسه اقتصادی با هزاران اطوار که اغلب آنها تصنعی و بخاطر انجام وظیفه مزدوری است روی صفحه تلویزیون ظاهر میشود و به نفع یک کالای تجارتی تبلیغ میکند. کیست که نداند امروز در مغرب زمین زیبائی زن، جاذبه جنسی زن، آواز زن، هنر و ابتکار زن، روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن، وسیله تحقیر و ناچیزی در خدمت سرمایه داری اروپا و امریکا است؟ و متأسفانه شما دانسته یا ندانسته زن شریف و نجیب ایرانی را بسوی اینچنین اسارتی میکشانید.

    من نمیدانم چرا اگر زنی با شرائط آزاد با یک مرد بطور موقت ازدواج کند زن کرایه ای محسوب میشود. اما اگر زنی در یک عروسی یا شب نشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایه ای محسوب نمیشود؟
    آیا اسلام که جلو مردان را از اینگونه بهره برداری ها از زن گرفته است و خود زن را به این اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است مقام زن را پائین آورده است یا اروپای نیمه دوم قرن بیستم؟
    اگر روزی زن به درستی آگاه و بیدار شود و دامهائی که مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفی کرده بشناسد، علیه تمام این فریب ها قیام خواهد کرد و آنوقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قرآن است و البته چنین روزی دور نیست.

    نکاح منقطع و تعدد زوجات:
    4- نکاح منقطع، چون بهرحال نوعی اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محکوم است پس نکاح منقطع محکوم است.

    سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت:
    5- نکاح منقطع، از نظر اینکه دوام ندارد، آشیانه نامناسبی برای کودکانی است که بعدا بوجود می آیند. لازمه نکاح منقطع این است که فرزندان آینده، بی سرپرست و از حمایت پدری مهربان و مادری دلگرم بخانه و آشیانه محروم بمانند.
    جواب: یکی از تفاوتهای ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به تولید نسل است.
    در ازدواج دائم هیچیک از زوجین بدون جلب رضایت دیگری نمی تواند از زیر بار تناسل شانه خالی کند. بر خلاف ازدواج موقت که هر دو طرف آزادند.
    در ازدواج موقت، زن نباید مانع استمتاع مرد بشود ولی می تواند بدون آنکه لطمه ای به استمتاع مرد وارد آید مانع حاملگی خود بشود و این موضوع با وسائل ضد آبستنی امروز کاملا حل شده است.
    علیهذا اگر زوجین در ازدواج موقت مایل باشند تولید فرزند کنند و مسئولیت نگهداری و تربیت فرزند آتیه را بپذیرند تولید فرزند می کنند.

    بدیهی است که از نظر عاطفه طبیعی فرقی میان فرزند زوجه دائم با زوجه موقت نیست و اگر فرضا پدر یا مادر از وظیفه خود امتناع کند قانون آنها را مکلف و مجبور می کند همانگونه که در صورت وقوع طلاق قانون باید دخالت کند و مانع ضایع شدن حقوق فرزندان گردد و اگر مایل نباشند که تولید فرزند نمایند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسکین غریزه است از بوجود آمدن فرزند جلوگیری میکنند.
    همچنانکه میدانیم کلیسا جلوگیری از آبستنی را امر نامشروع میداند ولی از نظر اسلام اگر زوجین از اول مانع پیدایش فرزند بشوند مانعی ندارد اما اگر نطفه منعقد شد و هسته اولی تکوین فرزند بوجود آمد اسلام به هیچ وجه اجازه معدوم کردن آن را نمی دهد.
    اینکه فقهای شیعه می گویند هدف ازدواج دائم تولید نسل است و هدف ازدواج موقت، استمتاع و تسکین غریزه است همین منظور را بیان می کنند.

    پایان بخش دوم.

    +
    آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟!
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...


  6. #95
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چرا مردان متأهل بدون اجازه همسر خود می توانند ازدواج موقت داشته باشند؟

    غریزه جنسی یکی از غرایزی است که خدای متعال به انسان موهبت فرموده است. پاسخگویی به این غریزه هم یک امر طبیعی و ضروری است و بر خلاف نظر افراد یا مکاتبی که رهبانیت را ترویج می کنند سرکوب کردن این غرایز امری ناصحیح و موجب عقده های روحی می شود. کما این که هرج و مرج و بی قانونی و افراط در ارضای آن و کمونیسم جنسی نیز خلاف هدف آفرینش انسان است از این رو بهترین و طبیعی ترین شکل ارتباط زن و مرد دارای ویژگی های همچون:


    1- پیوند زناشویی مبتنی بر قانون، 2- تک همسری، 3- ازدواج دایم، است.

    لیکن اگر به دلایل خاصی ازدواج دایم ممکن نشد و زمینه آن موجود نبود یا تک همسری، انسان یا جامعه را با مشکلات خاصی مواجه کرد آیا در این جا باید کمونیسم جنسی و ارتباط غیر قانونی را ترویج کرد یا با ساز و کارهایی که مانع سوء استفاده و هوسرانی عده ای از زنان یا مردان می گردد، پیوند زناشویی را به شکل مجدد و یا ازدواج موقت، قانونی کرد. در این جا دو روی کرد وجود دارد:

    1- روی کرد اسلام ناب که از طریق رسول اکرم(ص ) و ائمه اطهار(ع) بیان شده است که بر مبنای آن هم تعدد زوجات مجاز است و هم ازدواج موقت. (توجه داشته باشید ترغیب و تشویق به تشکیل خانواده، ازدواج دائم و تک همسری است اما به خاطر اضطرار و خروج از بن بست -نه در عرض و همسان با ازدواج دائم و تک همسری- این راههای قانونی یعنی ازدواج مجدد و موقت، باز شده است).

    2- روی کردی که ارتباط مرد با بیش از یک زن دائم را به شکل قانونی دنبال نمی کند.

    گونه های مختلف کمونیسم یا آزادی و بی بند و باری جنسی، در غرب گویای این روی کرد است، با این که دانشمندان و دلسوزان غربی معترف اند که ازدواجی شبیه ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی است و از ناحیه ی منع ازدواج موقت و چند همسری، آسیب های جبران ناپذیری به جامعه و فرد وارد می آید.

    در جامعه بشری به ویژه در شرایط امروز، آمیزش جنسی را نمی توان به ازدواج دائمی محدود ساخت و هیچ حکومتی و جامعه ای نمی تواند مانع ارضای این نیاز طبیعی گردد. اما ارضای این نیاز از راه نامشروع و ترویج زنا و فحشاء که اغلب جوامع بشری به آن تن داده اند و حتی مراکز رسمی برای تن فروشی و بهره کشی جنسی از دختران و زنان دارند، مورد تایید اسلام نیست و با آن به شدت مخالف است و آن را توهین به زن و تجاوز به حقوق و کرامت او و منافی با اخلاق و عفت اجتماعی و موجب نابودی خانواده می داند. پس می ماند تنها راه باقیمانده و مشروع که همانا راه ازدواج موقت یا ازدواج مجدد، است. یعنی مردان و زنان با قرارداد مشخص شرعی و رعایت حقوق طرفین و نیز جوانب اخلاقی و انسانی و شرعی با پیمان دو جانبه ازدواج می کنند. پس باید توجه داشت که تفاوت ازدواج موقت با ازدواج دائم در زمان بندی آن است که مهمترین راه حل برای مواردی است که ازدواج دائم امکان ندارد یا مشکلات متعددی را باعث می شود .


    حال با توجه به این نکته که خداوند بر بندگانش مهربان و دلسوز است و هیچ قانونی را بدون مصلحت وضع نمی کند، اسلام که بیانگر قوانین الهی است، بر اساس مصالحی که در چند همسری و واگذاری این حق به شوهر، وجود داشته و در جای خود نیز بیان شده است، حق ازدواج موقت و چند همسری را به شوهر داده است و برای استفاده ی او از این حق، اجازه دادن همسر را لحاظ نکرده است زیرا اگر این حق مشروط واگذار می شد با توجه به حساسیت زنان بر این موضوع و عواطف زنانگی، که غالبا با ازدواج مجدد شوهرانشان مخالفند، آن مصلحتی که در نظر خداوند متعال بود، حاصل نمی شد.


    البته بعضی از فقها فرموده اند: اگر مرد مسلمان بخواهد با زنی از اهل کتاب ازدواج موقت انجام دهد، و همسر دائم مسلمان داشته باشد، اجازه آن زن مسلمان از شرایط این ازدواج است.



    منبع: +
    آیا از لحاظ شرعی و اخلاقی ازدواج مجدد من اشکالی دارد؟!
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...


صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •