زن در آينه جلال و جمال سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زن در آينه جلال و جمال
صفحه 11 از 19 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 181
  1. #101
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    انبئهم باسمائهم
    (161)

    يعنى ، گزارش اسماء را به اينها بده ، نه تعليم اسماء را معلوم مى شود كه اولا: فرشته ، درون آن است كه شاگرد بلاواسطه خداوند قرار بگيرد و ثانيا: دون آن است كه متعلم حقايق همه اسماء باشد، بلكه او صرفا بايد مستمع باشد و فقط گزارش را بشنود، نه حقيقت را.

    ذات اقدس اله وقتى از اين صحنه ، سخن مى گويد، هم به فرشتگان مى فهماند كه : خليفه من كسى است كه معلم و منبى و عالم اسماء است و هم به شيطان مى فرمايد: خليفه من كه مسجود همه است ، كسى نيست كه از خاك سر برآورده باشد، بلكه آن كسى است كه بر خاك هم احاطه دارد چون :

    اولا: معناى خلافت آن است كه كسى جانشين مستخلف عنه باشد.

    ثانيا: در معناى خلافت ، غيبت مستخلف عنه ، اخذ شده است ، زيرا اگر مستخلف عنه ، حضور داشته باشد، ديگر جا براى جانشينى و خلافت نيست .

    ثالثا: معناى خلافت آن است كه شخص خليفه ، از خلف و از پشت سر مستخلف بيايد، نه از امام و يمين و يسار، لذا مستخلف عنه بايد خلفى داشته باشد يعنى محدود باشد تا جا براى جانشين باشد.

    رابعا: چون ذات اقدس اله ، محيط كل است ، و خلفى و غيبتى ندارد تا كسى آن خلف و غيبت را پر كند، در نتيجه خليفه خدا نيز بايد محيط باشد تا بتواند شايستگى خلافت حق را تحمل كند و او كسى ، جز انسان كامل نمى تواند باشد، زيرا او مظهر تشبيه و تنزيه و جامع همه اسماء حسنا است ، نه فرشتگان ، كه فقط جامع اسماء تنزيهيه هستند و نه حيوانات و غير حيوانات ، كه فقط اسماء تشبيهيه را دارا هستند. اين انسان است كه جلال و جمال و تشبيه و تنزيه را واجد است و اين انسان است كه چون مى تواند محيط كل را نشان بدهد، لذا خليفه او شده است .

    از اين بيان روشن مى شود، آن كه خليفة الله است ، مافوق نشئه بدن ، سمتى دارد كه آن سمت شايسته خلافت است و مافوق نشئه تن ، محلى براى ذكورت و انوثت نيست . روى اين تحليل خليفة الله نه زن است و نه مرد، بلكه انسان است و مسجود فرشتگان نيز نه زن است و نه مرد، بلكه انسانيت انسان است .






    زن در آينه جلال و جمال


  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  3. #102
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    عدم اختصاص خلافت به حضرت آدم عليه السلام

    مطلب ديگر آن است كه در مساءله خلافت گرچه خطاب گاهى به آدم است و گاهى ضمير به صورت مفرد يا مذكر و مانند آن است ، اما اين به آن معنا نيست كه خليفه بودن يا مسجود شدن ، مخصوص حضرت آدم يا مختص ‍ به مرد است براى آن كه :
    1 - محور تعليل قرآن كريم تعليم است و تعليم عام است .
    2 - در همين قضيه حضرت آدم اولا، جريان دشمنى شيطان با آدم و حوا را در يك سوره با ضمير مفرد ذكر مى كند و در سوره ديگر با ضمير تثنيه مى آورد و از اين نحوه بيان معلوم مى شود كه مفرد آوردن ضمير در كى مورد، براى اشعار به اين است كه نماينده ، يك نفر است ، نه براى آن كه كار، با يك نفر است ، و اگر خداى سبحان به آدم مى فرمايد: شيطان با تو عدوات دارد براى آن است كه تو به عنوان نماينده انسان ها سخن مى گويى ، و با تو به عنوان نماينده سخن مى گويند، نه به اين معنا كه شيطان فقط با تو دشمن است و كارى با حوا ندارد، و به همين جهت است كه عدوات شيطان را در سوره ديگر با ضمير تثنيه ذكر مى كند و مى فرمايد:
    لكما عدو مبين (162)
    شيطان براى شما دشمنى آشكار است .
    و ثانيا، آنجا كه سخن از وسوسه و تاءثير پذيرى آدم است ، همين معنا را در بخشى از قرآن به ضمير مفرد ذكر مى كند، و در بخشى ديگر با ضمير تثنيه مى فرمايد. در يكجا به صورت گزارشى مى فرمايد:
    وقاسمهما انى لكما لمن الناصحين (163)
    قسم خورد براى آنها كه حقيقتا من ناصح شما هستم .
    كه صدرالمتالهين در تفسير اين آيه مى فرمايد: دشمن ، يعنى شيطان ، نسبت به آدم و حوا عليه السلام سوگند ياد كرد كه من به شما ناصحانه رفتار مى كنم ، و آن گونه برخورد كرد، حال كه نسبت به ما سوگند ياد كرده است كه :
    فبعزتك لا غوينهم اجمعين (164)
    پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم .



    زن در آينه جلال و جمال


  4. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  5. #103
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چه خواهد كرد؟ خدا مى داند!
    شيطان درباره آدم و حوا سوگند يا كرد كه من به شما از راه نصيحت رفتار مى كنم و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين اما درباره بنى آدم سوگند ياد كرد كه من اينها را اغوا و اضلال مى كنم در آنجا كه فرمود: و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين در ادامه آيه مى فرمايد: كه ابليس به بهانه دلالت ، آدم و حوا را تدليه كرد. آنگاه همين مطلب را در آيه اى با ضمير مفرد ذكر كرده و مى فرمايد:
    يا آدم هل ادلك على شجرة الخلد و ملك لا يبلى (165)
    اى آدم ، آيا تو را راهنمايى كنم به درخت جاودانگى و ملكى از زايل نمى شود؟ و در آيه ديگر با ضمير تثنيه بيان مى فرمايد:
    ما نها كما ربكما عن هذه الشجرة الا ان تكونا ملكين او تكونا من الخالدين (166)
    يعنى خدا، نهى نكرد مگر براى اين كه شما فرشته نشويد. شيطان در اينجا كلام خدا را تفسير به راى مى كند، و اين تحريف از كسى كه ادعا مى كند انا خير منه بعيد نيست ! مى گويد اين كه خدا شما را نهى كرد و فرمود:
    و لا تقربا هذه الشجرة (167)
    نزديك اين درخت مشويد.
    براى آن است كه اگر از اين شجره بخوريد، فرشته مى شويد، و تا ابد مى مانيد. خدا شما را براى اين كه ابدى نشويد و از زندگى جاودانه برخوردار نگرديد نهى كرد. و يا مى گويد: اى آدم مى خواهى من تو را دلالت و راهنمايى كنم به كارى كه اگر آن را انجام دادى و از ميوه آن درخت خوردى جاودانه مى شوى ؟
    آنگاه در همين جريان مى فرمايد:
    فد لا هما بغرور (168)
    يعنى شيطان اينها را تدليه كرد. تدليه ، يعنى آويزان كردن ، زير پا را خالى كردن به نحوى كه انسان بلغزد مى فرمايد:
    فاز لهما الشيطان (169)
    شيطان آنها را لغزانيد.



    زن در آينه جلال و جمال


  6. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  7. #104
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ازلال ، يعنى لغزاندن ، و وقتى انسان مى لغزد كه تدليه شده باشد. او به بهانه دلالت رفت ، ولى تدليه كرد. اين تعبيرهاى گوناگون به آن پندار باطل هم خاتمه مى دهد كه كسى خيال كند، شيطان از راه زن نفوذ كرد و فريب داد، بلكه هر دو را يكجا فريب داد، البته اگر جا براى چنين توهمى باشد و امكان باطل گويى باشد بايد انسان اين باطل را مقدم بدارد كه شيطان از راه مرد، زن را فريب داد نه از راه زن ، مرد را فريب داده باشد. گرچه هم اين ، خيالى باطل و هم آن گمانى باطل است ، چرا كه شيطان مستقيما در هر دو نفوذ كرد، نه از راه زن ، مرد را فريب داد - چه اين كه برخى بر اين اعتقادند - و نه از راه مرد زن را فريب داد، چه اين كه ممكن است شخص ساده انديشى از آيه هل ادلك على شجرة الخلد چنين استفاده اى بكند.
    بنابراين ، مفرد آوردن ضمير به علت آن است كه آدم اولى به عنوان مخاطب و نماينده است ، به عنوان اين كه مستمع و ترجمان و سخنگو است ، و لذا در كل اين جريان خصوصيتى براى آدم نيست .
    ثالثا، امر به هبوط نيز گاهى تثنيه است و مى فرمايد: اهبطا (170) و گاهى به صورت جمع است اهبطوا، (171) اين مطلب اشعار به اين امر دارد كه آنچه به خلافت بر مى گردد، انسانيت است و آنچه مورد عدوات شيطان است نيز انسانيت انسان است .
    شواهد قرآنى (3) زمينه خلافت انسان
    قرآن كريم كمالات علمى و عملى را ناظر به مقام انسانيت مى داند.و آن مقام منزه از ذكورت و انوثت است . چه بسا مردانى كه سقوط نموده و مصداق :
    اولئك كالانعام بل هم اضل (172)
    آنان همانند چهارپايانند بلكه گمراه ترند.
    شوند و چه بسا زنانى كه مشمول :
    يا ايها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية (173)
    اى نفس اطمينان يافته برگرد سوى پروردگارت خشنود و خدا پسند.


    شده اند. آنچه در اين قسمت مطرح مى شود تفصيلى از بحث قبلى است . كه چرا انسان به اين مقام والا مى رسد.
    در قرآن كريم بسيارى از فضائل علمى به نام انسانيت انسان است ، و در برخى از فضائل حتى فرشته ها نيز راه ندارند. اگر اين دو مطلب ثابت شود، آنگاه سر سجود فرشته در پيشگاه انسانيت انسان ، روشن خواهد شد.




    زن در آينه جلال و جمال


  8. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  9. #105
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    مقامات علمى انسان
    اما مطلب اول : و آن اين است كه مقامات علمى مربوط به انسانيت انسان است ، و اختصاصى به زن يا مرد ندارد. يكى از آيات مورد استدلال همان آيه سوره مباركه اعراف است كه مى فرمايد:
    و اذ اخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربكم قالوا بلى (174)
    و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، ذريه آنان را برگرفت ، و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه : آيا پروردگار شما نيستم ؟ گفتند: چرا.
    اين نشئه پيمان گيرى و صحنه اخذ ميثاق به عنوان بنى آدم نازل شده است ، گرچه الفاضى كه در اين آيه به كار رفته است الفاظ مذكر مى باشد، ولى روشن است كه عنوان آيه بنى آدم است و كلمه بنين در مقابل بنات نيست ، بلكه فرزندان آدم است ، نه پسران آدم . آيه مى فرمايد: در اخذ ميثاق همه انسانها بلى گفتند، يعنى عبوديت خود را مشاهده كردند، و ربوبيت حق سبحانه تعالى را با علم شهودى يافتند، نه اين كه با علم حصولى فهميدند. اين مقام والا مربوط به انسانيت انسان است بدون دخالت مذكر و مؤ نث .
    نمونه ديگر آيه فطرت است ، كه مى فرمايد:
    فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله (175)
    پس روى خود را با گرايش تمام سوى اين دين كن با همان سرشتى كه خدا مردم را به آن سرشته است ، آفرينش خدا تغيير پذير نيست .
    در اين آيه سخن از ناس است ، نه سخن از مذكر و مؤ نث ، و مى فرمايد: انسانها بر فطرت توحيدى خلق شده اند. اين قضيه اختصاصى به ماضى اى حال ندارد، بلكه آينده هم محكوم همين حكم است ، چون به عنوان لاء نفى جنس فرمود: لا تبديل لخلق الله .
    نمونه سوم آيه سوره شمس است كه مى فرمايد:



    زن در آينه جلال و جمال


  10. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  11. #106
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    و نفس و ما سواها فلهمها فجورها و تقواها
    (176)
    قسم به نفس و آنچه او را درست كرد پس گنهكارى و تقوا را به او الهام نمود.
    انسان ملهم به فجور و تقوا است ، و در هنگام تولدش از علوم حصولى خبرى ندارد. خداوند، در سوره نحل مى فرمايد:
    والله اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شيئا (177)
    خدا شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در صورتى كه هيچ نمى دانستيد.
    وقتى انسان به دنيا مى آيد از علوم بيرونى سهمى ندارد، و آن را با درس و بحث فرا مى گيرد، ولى از علم درونى با خبر و بهره مند است . آن علومى كه مربوط به تهذيب و تزكيه است ، و سرمايه اصلى است و در هيچ مكتبى پيدا نمى شود، آن را خدا با انسان آفريد و به عنوان سرمايه نخست به او بخشيد. اما در مورد علوم حصولى كه از بشر هم ، با تكيه بر تجربياتش ساخته است . به انسان فرمود آن را از راه كسب و كار، و سمع و بصر، و فؤ اد فرا بگير. در اين آيه نيز سخن از مذكر و مؤ نث نيست ، بلكه سخن از نفس و ما سواها است ، چون هر جانى با فطرت توحيدى خلق مى شود، و با فجور و تقوا ملهم است و در صحنه اخذ ميثاق تعهد سپرده است ، لذا در سوره حشر، هر جانى موظف به مراقبت و محاسبت است ، و سخن از زن و مرد نيست ، آنجا كه مى فرمايد:
    و لتنظر نفس ما قدمت لغد (178)
    بايد بنگرد هر نفسى كه براى فردا چه پيش فرستاده است .
    در اين آيه سخن از آن نيست كه مرد، مراقب يا اهل محاسبه باشد، بلكه هر جانى بايد رقيب ، و يا حسيب خود باشد، و راه تهذيب ، كه راه مراقبت و راه محاسبت است ، متوجه نفس آدمى است ، نه مذكر و نه مؤ نث




    زن در آينه جلال و جمال


  12. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  13. #107
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    انسان ، حامل امانت
    نمونه هاى علمى كه ذكر شد، نشان مى دهند كه انسان مى تواند كارى را انجام بدهد كه سلسله جبال و زمينها و آسمانها از او عاجزند، و آيه پايانى سوره احزاب در اين معنا مى فرمايد:
    انا عرضنا الامانة السموات و الارض والجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان (179)
    ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، پس ، از برداشتن آن سر باز زدند و هراسناك شدند ولى انسان آن را برداشت .
    انسان اختصاص به مذكر يا مؤ نث ندارد. از انسان كارى ساخته است كه از كوهها، آسمانها و زمين ساخته نيست . چون انسان در آن آيات كه معارف علمى او را شرح مى دهد به اين مقام منبع بار يافت ، لذا در پايان سوره احزاب به اين سمت رسمى رسيد. و با آن سرمايه ها توانست كارى انجام بدهد كه ، آسمانها از انجام آن كار عاجزند. او از آن سرمايه استفاده كرد، و اين بار قرآن ، ولايت ، معرفت ، دين و...را حمل كرد. اين چنين نبوده كه اين امانت وزين را بر او تحميل كنند، و او حمل نكند. و مصداق :
    مثل الذين حملوا التوراة ثم لم يحملوها (180)
    باشد بلكه با اراده خود حمل مى كند. آنگاه اين انسانى كه زن و مرد ندارد و حامل بار امانت است ، از هر موجود مادى وزين تر و سنگين تر است .
    و اگر انسانى با داشتن سرمايه اخذ ميثاق ، بنابر آيه سوره اعراف ، و با داشتن سرمايه فطرت بنابر آيه سوره روم ، و با داشتن دستمايه الهام ، بنابر سوره والشمس ، و با انجام دادن وظيفه رسمى محاسبه و مراقبه ، بنابر سوره حشر، قدم برداشت و قدرت يافت كه اين بار را بردارد، و از آسمانها و زمين بگذرد، ديگر نه در زمين است ، و نه در آسمان . و هنگامى كه از قلمرو اين نظام كيهانى بيرون رفت ، ديگر سخن نه از مرد است ، و نه از زن ، فقط سخن از انسانيت انسان است ، اين كه مى فرمايد: سلسله جبال از حمل اين امانت عاجزند، و يا گنبد مينا از بار بردارى او ناتوان است و انسان است كه حمل مى كند، نشانگر آن است كه انسان از اين سقف مقرنس هم مى گذرد و به جايى مى رسد كه دست آسمان و زمين هم به او نمى رسد.




    زن در آينه جلال و جمال


  14. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  15. #108
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    تكلم خدا با انسان
    اكنون بايد ديد آيا انسان به جايى مى تواند برسد كه دست فرشته ها به او نرسد؟ در جواب بايد گفت : اگر اين سرمايه ها را به كار برد، و اين بار را درست به مقصد برساند، به جايى مى رسد كه دست فرشته ها هم به او نمى رسد. در پايان يكى از حواميم سبعه اين آيه كريمه هست كه :
    و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحى باذنه ما يشاء (181)
    يعنى ، انسان مى تواند با يكى از سه راه مستمع خدا باشد و كلام الهى را درك كند - به صورت قضيه منفصله مانعة الخلو است كه قابل جمع نيز مى باشد -:
    اول : از راه وحى بدون واسطه ، كه در آن مقام بين انسان كامل و ذات اقدس ‍ اله ، احدى فاصله و واسطه نيست ، نه فلك فاصله است ، و نه ملك واسطه ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا.
    دوم : او من وراء حجاب نظير آنچه درباره موسى كليم - سلام الله عليه - آمده است كه از وراء حجاب شجر انى انا الله (182) را شنيد.
    سوم : او يرسل رسولا فيوحى باذنه ما يشاء كه توسط فرشتگان كلام خداوند را مى شنود. بنابراين ، انسان به جايى مى رسد كه بدون واسطه از ذات اقدس اله وحى دريافت مى كند كه در آن بخش ، فرشته راه ندارد.
    درباره معراج نبى اكرم صلى الله عليه و آله آمده است كه بخشى از آيات قرآن كريم را به صورت مشافهه دريافت نمود، و گفته اند دو آيه پايانى سوره مباركه بقره از اين قبيل است . يعنى آيه :
    آمن الرسول بما انزل اليه من ربه و المومنون كل آمن بالله (183)
    پيامبر به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ايمان آورده ، و مؤ منان همگى به خدا ايمان آورده اند.
    و آيه :



    زن در آينه جلال و جمال


  16. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  17. #109
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    لا يكلف الله نفسا الا وسعها (184)
    خدا هيچ كس را جز به قدر توانائيش تكليف نمى كند.
    كه اين دو آيه را وجود مبارك نبى اكرم صلى الله عليه و آله شفاها بدون واسطه از ذات اقدس اله دريافت كرد. و بعضى از غرر آيات قرآن كريم از اين قبيلند، كه در تلقى آنها، فرشته دخيل نبوده است . چه اين كه جبرئيل - سلام الله عليه - در جريان معراج طبق روايتى عرضه مى دارد:
    لو دنوت انملة لا حترقت (185)
    اگر به مقدار بند انگشتى پيش آيم خواهم سوخت .
    بنابراين انسان كامل جايى قدم مى نهد كه فرشته قدرت پرواز ندارد.
    نمونه ديگرى كه در اين مورد آمده است جملات اميرالمؤ منين عليه السلام در دعاى كميل است كه مى فرمايد: برخى از اسرار درونى انسان را فرشتگان نمى فهمند. و با اين كه ذات اقدس اله فرشتگان را ماءمور ضبط اعمال انسان كرده است ، اما آن خاطرات دقيق ، به قدرى رقيقند كه فرشته توان آن را ندارد كه حجاب نورى را خرق كند، و بدرد، و آن راز نهانى نهانخانه او را بفهمد.
    و الشاهد لما خفى عنهم و برحمتك اخفيته و بفضلك سترته (186)
    بار الها تو خود شاهدى بر آنچه از آنان پنهان است و خود به خاطر رحمتت پنهان نموده و به سبب تفضلت پرده پوشيدى .
    و بدين خاطر بعضى از كارهاى ما را ذات اقدس اله مستقيما به عهده مى گيرد. اين كه مى فرمايد:
    و نكتب ما قدموا و آثارهم (187)
    مى نويسيم هر چه پيش فرستاده اند و اثر گذاشته اند.
    هر چه را كه بشر پيش فرستاد ما مى نويسيم ، و هر چه به عنوان آثار حسن يا سوء اوست ما مى نگاريم . يا مى فرمايد:





    زن در آينه جلال و جمال


  18. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

  19. #110
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    والله يكتب ما يبيتون (188)
    خدا مى نويسد آنچه شبها نقشه مى كشند.
    ذات اقدس اله آنچه را كه اينها بيتوته مى كنند، و در شب نشينيها نقشه مى كشند، مى نگارد، براى آن است كه اين اسرار و آثار به دست فرشته ندهد تا يك رازى بين بنده و مولا باشد، آن پرده آويخته باشد تا آبروى بنده پيش ‍ هر فرشته اى ريخته نشود، و حسيب آن بخش از سيئات ، خصوص ذات اقدس اله باشد.
    اين سخن كه اگر فرشته ها ماءمور ضبط و ثبت عقايد، نيات ، خاطرات ، اقوال و اعمال انسان هستند، پس بايد از نشئه علمى وسيع و عميقى برخوردار باشند، مطلبى صحيح است ، اما در بحثهاى جهان بينى نبايد افراد گروه خاص معيار قرار گيرد. سخن در اشخاص نيست ، سخن در مقام انسانيت است ، وقتى امر داير مى شود بين مقام انسانيت و مقام فرشته ، آنجا معلوم مى شود كه مقام انسانيت مى تواند آن چنان اوج بگيرد كه فرشته ها از برخى از زواياى كار او بى خبر باشند. لذا ذات اقدس اله فرشته ها را به بسيارى از اوصاف مى ستايد و مى فرمايد: اينها رقيبند، عتيدند، قعيدند، كريمند، حفيظند، چيزى از اينها فوت نمى شود، چيزى را اضافه نمى كنند، چيزى را كم نمى كنند، منزه از افراط و مبراى از تفريطند، اما در عين حال بعضى از چيزها را هم اجازه نمى دهيم كه فرشتگان بفهمند، زيرا:
    و ما منا الا له مقام معلوم (189)
    و هيچ يك از ما - فرشتگان - نيست مگر اين كه براى او مقام و مرتبه اى معين است .




    زن در آينه جلال و جمال


  20. تشكرها 2

    مدير اجرايي (24-10-1391), ساجده (08-11-1391)

صفحه 11 از 19 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •