زن در آينه جلال و جمال سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زن در آينه جلال و جمال
صفحه 13 از 19 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 181
  1. #121
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زن و دفاع از دين

    بخش قوه دافعه ، بخش مبسوطى است كه عصاره آن در اين قسمت بيان مى شود.

    قرآن كريم براى مساءله غضب و مبارزه عليه ستم ، مردانى را به عنوان الگو ارائه داده است ، اما آنچه كه در جريان مبارزه با ستم فرعونى مطرح مى شود، مبارزات زنان است .

    قرآن كريم از سه زن كه موسى را از كشته شدن حفظ نموده و تربيت كردند به عنوان نمونه ياد مى كند.

    جريان پرورش موسى كليم ، به عهده اين سه زن بوده است : مادر موسى ، خواهر موسى و زن فرعون و اين سه زن با وضع سياسى آن روز مبارزه كردند، تا اين پرورش يافت . قرآن مى فرمايد:

    و اوحينا الى ام موسى (217)

    از يك سو، وقتى مادر موسى عليه السلام فرزند را به دستور الهى به دريا انداخت ، به خواهر موسى گفت : اين جعبه را تعقيب كن .

    و قالت لاخته قصيه (218)

    از سوى ديگر همسر فرعون گفت :

    لا تقتلوه عسى ان ينفعنا او نتخذه ولدا (219)

    نكشيد او را شايد سودى به ما رساند يا او را به فرزندى بگيريم .

    و در مجموع اين سه زن ، زمينه رشد و تربيت موسى عليه السلام را فراهم كردند، تا بساط فرعون برچيده شد.

    لذا به خوبى روشن است كه ، به دنبال جعبه تا قصر فرعون رفتن كار آسانى نيست . چه اين كه اگر مادرى به دخترش بگويد، اين جعبه را تعقيب كن و از منتهاى مسير آن ، اطلاع به دست آور و اگر منتهاى مسيرش خانه فرعون بود، برو و پيشنهاد دايه بده و بگو:

    هل ادلكم على اهل بيت يكفلونه لكم و هم له ناصحون (220)

    آيا راهنمايى كنم شما را به خانواده اى كه او را براى شما نگه دارند و دلسوزش باشند؟

    نيز، امر سهلى نمى باشد. آن روز كه هر زن شيرده را تعقيب مى كردند تا بفهمند كه نوزاد او پسر بوده يا دختر - چون فقط زنى كه مادر مى شود شير مى دهد، نه هر زنى - در چنين وضعيتى پيشنهاد و معرفى يك زن شيرده به عنوان اجير يك امر عادى نيست بلكه قدم نهادن در عرصه خطر و روبرو شدن با مرگ و اعدام است . علاوه بر اين كه مادر شدن مادر موسى عليه السلام نيز مخفيانه بود و به هر حال فرعونيان از نوزاد و جنسيت آن سؤ ال مى كردند، چون آنها مرتبا در تعقيب بودند، تا هر نوزاد پسرى را از بين ببرند چنانچه مى فرمايد:

    يذبح ابناء هم و يستحيى نساء هم (221)

    پسران شان را مى كشت و دختران شان را زنده نگه مى داشت .

    پس اين ، يك امر عادى نبود كه خواهر موسى عليه السلام به عهده بگيرد و آن هم كار كوچكى نبود كه مادر موسى دستور بدهد.

    آن پيشنهاد زن فرعون هم يك پيشنهاد سهلى نبود و كسى كه با خون آشام ترين مردم عصر به سر مى برد، دى اين مقطع حساس بگويد: لا تقتلوه عسى ان ينفعنا او نتخذه ولدا اين پيشنهاد، شهامت و شجاعت اين زن را جلوه گر مى سازد.

    بنابر آن چه گذشت روشن كه در مقام غضب و شهوت عفاف ، زنان ممتازترين كار را براى حفظ اديان ابراهيمى عهده دار بودند و در بخش علم نيز، زنان در حد مردان جزو كلمات الهى بودند كه آدم عليه السلام را نجات دادند.

    بنابراين ، بخشى از قواى روحى وجود ندارد كه در آن بخش صرفا مردان پيشتاز بوده و زنان سهمى نداشته باشند، ولكن اولا، بايد خون زن موقعيت خويش را درك كند و ثانيا، ديگران به اين موقعيت حرمت بنهند و ثالثا، امكانات را فراهم بكنند، آنگاه ارزيابى شود كه در ميدان آزمون ، چه اندازه ، زن مى تواند موفق بشود و چه اندازه مرد مى تواند پيشرفت كند.




    زن در آينه جلال و جمال


  2. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  3. #122
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زنان الگو در قرآن (2) انبيا، الگوى انسان

    بخش ديگر بحث كه در همين راستا است ، اين است كه ذات اقدس اله رسول خود را به عنوان رحمت جهان شمول معرفى نموده مى فرمايد:

    و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين (222) و ما ارسلناك الا كافة للناس (223)

    للعالمين نذيرا (224)

    و آيات فراوان ديگرى نيز هست كه جهان شمول بودن دعوت نبى اكرم صلى الله عليه و آله را تفهيم مى كند.
    از سوى ديگر در سوره احزاب مى فرمايد:

    لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة (225)

    قطعا رسول خدا صلى الله عليه و آله براى شما سرمشقى نيكوست .

    وقتى مقدمه دوم در كنار مقدمه اول قرار داده شود، معلوم مى شود كه كلمه لكم خطاب به مردان نيست ، بلكه خطاب به مردم است و همانطورى كه قبلا بيان شد، فرهنگ قرآن فرهنگ محاوره است ، و در محاوره وقتى مى گويند مردم ، منظور مردان در مقابل زنان نبوده ، بلكه منظور توده ناس است . اگر طبق مقدمه اول ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله نذيرا للعالمين ، رحمة للعالمين ، كافة للناس است ، ديگر صحيح نيست كه ما در مقدمه دوم بگوييم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فقط الگوى مردان است ، بلكه بايد گفت او الگوى مردم است .

    همچنانكه ذات اقدس اله ، ابراهيم خليل - عليه و على نبينا و آله افضل الصلوات - را هم اسوه مردم دانسته و مى فرمايد:

    ملة ابيكم ابراهيم (226)

    اين كلمه ابيكم خطاب به مردم است نه مردان و در جايى ديگر مى فرمايد:

    قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهيم والذين معه (227)

    حقيقتا ابراهيم و همراهان او براى شما سرمشقى نيكو هستند.

    يعنى شما مردم ، به ابراهيم و همراهان ابراهيم عليه السلام تاسى كنيد، نه شما مردان . اين ضمير جمع مذكر سالم بر اساس فرهنگ محاوره ، خطاب به مردم جامعه است ، نه مردان .

    قرآن كريم در دو آيه از سوره ممتحنه ما را دعوت به تاسى از ابراهيم خليل عليه السلام كرده ، يكى در همين آيه و ديگرى نيز در آيه :

    لقد كان لكم فيهم اسوة حسنة (228)

    اين نمونه ها نشان مى دهد كه انبيا الگوى مردمند نه مردان .

    الگو از نظر قرآن

    اگر انسانى وارسته شد الگوى ديگر انسانها است . اگر مرد است الگوى مردم است نه مردان ، و اگر زن باشد باز الگوى مردم است نه زنان . اين مطلب را قرآن كريم به صورت صريح روشن كرده و چهار زن را به عنوان زن نمونه دو نمونه خوب و دو نمونه بد ذكر مى كند.

    زن ، چه بد و چه خوب نمونه زنان نيست ، زن نمونه است . فرق است بين اين دو مطلب كه اگر زن خوب شد، آيا نمونه زنان مى باشد يا زن نمونه است ؟ چه اين كه مرد اگر خوب شد، نمونه مردان نيست بلكه مرد نمونه است .

    قرآن كريم مى فرمايد: آن كه خوب است نمونه مردم است نه نمونه مردان و زن خوب ، نمونه زنان نيست ، بلكه زن نمونه است ، چه اين كه زن بد، نمونه زنان بد نيست ، بلكه نمونه انسانهاى بد است .





    زن در آينه جلال و جمال


  4. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  5. #123
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    زن لوط عليه السلام و زن نوح عليه السلام

    قرآن كريم نمونه مردم بد را با نقل داستان دو زن بد، تبيين كرده و مى فرمايد:

    ضرب الله مثلا للذين كفروا امراة نوح و امراة لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما فلم يغنيا عنهما من الله شيئا و قيل ادخلا النار مع الداخلين (229)

    خدا براى كسانى كه كافر شدند زن نوح و لوط را مثل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند و كارى از دست شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شويد.

    در اين جا خداوند نمى فرمايد ضرب الله مثلا لللاتى كفرن و نمى فرمايد ضرب الله مثلا للنساء الكافرات نمى گويد خدا نمونه زنان بد را ذكر كرد، بلكه مى گويد نمونه مردم كافر را ذكر كرد. ضرب الله مثلا للذين كفروا نه للنساء و نه لللاتى كفرن

    بنابراين معلوم مى شود اين للذين كفروا به معناى مردان كافر نيست بلكه به معناى مردم تبهكار و بزهكار است . منظور از خيانت نيز در اينجا، خيانت مكتبى ، اعتقادى و فرهنگى است ، و لذا ذات اقدس اله به ما فرمود:

    لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتكم (230)

    خيانت نكنيد به خدا و رسول و خيانت نكنيد به امانت هايتان .

    به پيامبر خيانت كردن ، يعنى ، با دين او بدرفتارى كردن . به خدا خيانت كردن ، يعنى به ايمان او بدرفتارى كردن . اين خيانت به خدا و پيامبر است و در اينجا فرمود: زن لوط و زن نوح به اين دو پيامبر كه يكى از انبياى اولوالعزم است و ديگرى حافظ شريعت ابراهيم عليه السلام ، خيانت كردند، يعنى مكتبشان را نپذيرفتند، و اين ها نمونه مردم تبهكار و بزه كارند.

    بنابراين معلوم مى شود كه اگر سخن از الذين و آمنوا و مانند آن است بنابر فرهنگ محاوره ، منظور مردم هستند، نه مردان . و در همين آيه هم كه فرمود قيل ادخلا النار مع الداخلين اگر چه ادخلا همانطورى كه تثنيه مذكر است ، تثنيه مؤ نث هم هست ، اما اين كه داخلين را به صورت جمع مذكر سالم ذكر كرد منظور، مردم جهنمى هستند نه مردان جهنمى .




    زن در آينه جلال و جمال


  6. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  7. #124
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زن فرعون

    قرآن كريم دو نمونه خوب از زنان را نيز به عنوان الگو ذكر مى كند، زنان بافضيلتى كه ذات اقدس اله آنها را نمونه مردم مؤ من مى شمارد و درباره آنها چنين مى فرمايد:

    و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امراة فرعون اذ قالت رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة و نجنى من فرعون و عمله و نجنى من القوم الظالمين (231)

    براى كسانى كه ايمان آوردند خداوند همسر فرعون را مثل آورده آنگاه كه گفت پروردگارا پيش خود در بهشت براى من خانه اى بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان .

    تعبير قرآن در اين آيه اين نيست كه همسر فرعون نمونه زنان خوب است بلكه زن خوب نمونه جامعه اسلامى است و جامعه برين از اين زن الگو مى گيرد، نه اين كه فقط زنان بايد از او درس بگيرند بلكه جامعه اسلامى بايد از او درس بگيرد. ذات اقدس اله در اين آيه نيز نمى فرمايد: و ضرب الله مثلا لللاتى آمن امراة فرعون يك چنين زنى در خانه اى زندگى مى كرد كه صاحب آن خانه ادعاى :

    انا ربكم الاعلى (232)

    پروردگار بزرگتر شما منم .


    داشت و شعار:

    ما علمت لكم من اله غيرى (233)

    براى شما خدايى غير از خودم نمى شناسم .

    در سر مى پروراند و ادعاى انحصار مى نمود. يك وقت ذات اقدس اله به صورت حصر مى فرمايد:

    سبح اسم ربك الاعلى (234)

    تسبيح كن نام پروردگار والاى خود را.

    كلمه اعلى مفهومى است كه حصر را همراه دارد، بنابراين ، دو نفر به عنوان اعلى نمى توانند يافت شوند، ولى فرعون داعيه انحصار داشت و اين اعلى بودن را ادعا مى كرد. او همانطورى كه ادعاى ربوبيت را داشت ، مدعى توحيد ربوبى هم بود. سخن از ارباب متفرقه بعدها پيدا شد. او مى گفت : نه تنها من خدايم ، بلكه من ، تنها خدا هستم . به جاى لا اله الا اللهشعار لا اله الا انا را سر مى داد و در چنين خانه اى بانويى نشاءت گرفت كه نمونه مردم متدين است .

    قرآن فضائلى را براى اين بانو نمونه مردم خوب است به خاطر آن است كه در نيايشش به ذات اقدس اله عرض مى كند: اذ قالت رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة .

    اين زن در كنار خدا، بهشت را مى طلبد. ديگران بهشت را مى طلبند، و در دعاهايشان از خداوند:

    جنات تجرى من تحتها الانهار (235)

    بهشت هايى كه از زير آنها نهرها جارى است .

    درخواست مى كنند، اما اين بانو اول خدا را مى خواهد و بعد در كنار خدا، خانه طلب مى كند. نمى گويد رب ابن لى بيتا فى الجنة و نمى گويد رب ابن لى بيتا عندك فى الجنة بلكه مى گويد: رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة اول عندالله را ذكر مى كند بعد سخن از بهشت را به ميان مى آورد. يعنى اگر سخن از:

    الجار ثم الدار (236)

    اول همسايه بعد منزل خود.

    است ، اين بانو هم مى گويد: الله ثم الجنة البته جنتى كه عندالله باشد، با جنتى كه تجرى من تحتها الانهار است تفاوت فراوان دارد.

    در اين نيايش شش گانه يا دعاى شش خواسته اى دو درخواست به تولى بر مى گردد يكى لقاء الله و ديگرى بهشت . يعنى يكى جنة اللقاء و ديگرى جنات تجرى من تحتها الانهار. و چهار خواسته ديگر هم به تبرى بر مى گردند:

    1 - و نجنى من فرعون

    2 - وعمله

    3 - نجنى من القوم الظالمين

    4 - و اعمالهم كه محذوف است .

    آنجا كه مى فرمايد نجنى من فرعون و علمه خواسته او اين نيست كه : خدايا مرا از عذاب فرعون نجات بده . ممكن است كسى بگويد خدايا مرا از دست ظالم نجات بده ولى وقتى خود به قدرت رسيد، دست به ظلم بيالايد. اما اين بانو عرض مى كند: نه تنها مرا از فرعون نجات بده بلكه مرا از كار او كه شرك است رهايى بخش . نه تنها از ستم او نجات بده ، بلكه از ستمكارى هم مرا برهان و نجات بده از اين كه مظلوم يا ظالم باشم .

    مرا نجات بده كه زير بار شرك او نروم و داعيه ربوبيت در سر نپرورانم رب نجنى من فرعون و عمله . سپس مى گويد و نجنى من القوم الظالمينچون ممكن است كسى از فرعون برهد ولى به دام آل فرعون يا ساير ستمكاران بيفتد. لذا درخواست پنجم را عرض مى كند و نجنى من القوم الظالمين واعمالهم به قرينه نجنى من فرعون و عمله حذف شده است و حذف در اين گونه موارد جايز است .

    بنابراين بانويى كه تا به اين حد عالى مى فهمد و در خواسته هايش تبرى و تولى داشته و مسائل اجتماعى و فردى را از ذات اقدس اله مسالت مى كند، آيا اين زن نمونه ، تنها نمونه زنان است ؟ يا به تعبير قرآن كريم نمونه مردم جامعه است ؟




    زن در آينه جلال و جمال


  8. تشكرها 2


  9. #125
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مقام ويژه مريم عليه السلام

    نمونه چهارمى را كه قرآن بيان مى كند حضرت مريم عليه السلام است .

    بعد از اين كه فرمود و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امراة فرعون در آيه بعدى براى گرام يداشت مقام خاص مريم عليه السلام مى فرمايد:

    و مريم ابنت عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين
    (237)

    و مريم دختر حضرت عمران را، كه خود را پاكدامن نگاه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و كتابهاى او را تصديق كرد و از عبادت پيشگان بود.

    يعنى و ضرب الله مثلا للذين آمنوا مريم ابنت عمران اين مريمى كه احصنت مريمى كه فنفخنا فيه من روحنا اين مريم عليه السلام صدقت بكلمات ربها و كتبها و كانت من القانتين و چون مقام مريم عليه السلام بالاتر از مقام زن فرعون بود لذا اينها را يكجا ذكر نكرد، بلكه در دو آيه جدا ذكر فرمود، بر خلاف آن دو كافره كه در يك آيه ذكر شدند.

    و مريم ابنت عمران كه در اثر احصان ، صيانت ، عفت و در اثر دريافت آن روح غيبى به جايى رسيد كه صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين گشت .

    از اين چهار نمونه سوره تحريم به خوبى بر مى آيد كه نه مرد نمونه ، نمونه مردان است و نه زن نمونه ، نمونه زنان . ممكن است كشاورز نمونه ، نمونه كشاورزان ، صنعتگر نمونه ، نمونه صنعتگران ، خطاط نمونه ، نمونه خطاطان باشد، ولى انسان نمونه ، نمونه همه انسانهاست و اختصاصى به زن يا مرد ندارد.

    البته در ارزيابى مقام و كمالات مريم عليه السلام نقش مادر آن بانو را نبايد فراموش كرد. گرچه مريم - سلام الله عليها - را زكريا تربيت نمود ليكن اين امر در مرحله نهايى بود نه در پيدايش ابتدايى ، مادر اين بانو لياقت آن را داشت كه مادر پيغمبر بزايد و آن خضوع را داشت كه فرزندش را به معبد حق اهدا كند، و اين كه ذات اقدس اله اين گوهر را پذيرفت ، براى آن بود كه مى دانست اگر به او فيض عطا نمايد امين در حفظ فيض خواهد بود.

    خدا به عده زيادى از مردان فضيلت داد و مى دانست كه از عهده آن برنيامده و سرانجام رسوا خواهند شد و اعطاى فضيلت به آنها فقط از باب :

    معذرة الى ربكم (238)

    و اتمام حجت بود لذا به آنها فضيلت داد، ولى سمت و ماءموريت نداد. چون كسى كه در كار او كشف خلاف است ، اگر ماءموريت و سمتى پيدا كند به مبانى دين صدمه مى زند. خداوند به بلعم با عور فضيلت داد ولى سمت نداد، به سامرى فضيلت داد ولى سمت نداد. سامرى آدم كوچكى نبود او با چشم درونيش اثر فرشته ها را ديد و گفت :

    بصرت بما لم يبصروا به (239)

    من ديدم چيزى را كه توده ناظران نديدند، ولى به جاى اين كه از آن اثر فيض ‍ گرفته ، و راه موسى و هارون عليه السلام را ادامه بدهد، و شاگردى آنها كند، گوساله پرستى را رواج داد. بلعم با عور نيز، كسى بود كه طبق يك نقل ذات اقدس اله درباره او فرمود:

    و اتل عليهم نبا الذى آتيناه آياتنا فانسلخ منها (240)

    خبر آن كس را كه آيات خود را به او تعليم داده بوديم و از آن دور شد براى آنان بخوان .

    ما يك قشر روشنى ، يك لباس فاخرى بر پيكر او پوشانديم اما و از اين پوست در آمد.

    اينها نمونه هاى قرآنى است مبنى بر اين كه خدا مى داند كه به چه كسى سمت بدهد، لذا فضيلت را مى دهد تا معلوم شود، كه عده اى عمدا فضيلت را به رذيلت تبديل مى كنند. چون ذات اقدس اله از درون و برون همگان با خبر است ، هرگز به كسانى كه لاحقه سوء دارند سمت رسمى نمى دهد.

    الله اعلم حيث يجعل رسالته (241)

    زن در آينه جلال و جمال


  10. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  11. #126
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ذات اقدس اله مى داند كه به چه كسى ماءموريت بدهد. او نظير بشرهاى عادى نيست كه به كسى ابلاغ بدهد، بعد كشف خلاف بشود،و بگويد: من كه درون بين نبودم .

    خداوند سمت خلافت ، رسالت ، نبوت ، امامت و رهبرى را به كسى كه از درون آنها مستحضر است و درونى فاسد دارند نخواهد داد اما كسانى كه ذات اقدس اله مى داند، با حسن اختيارشان پايدار و پايبند هستند، اينها را مى پذيرد و مريم از اين نمونه بود.

    بنابراين گرچه او در بدو پيدايش كودكى بيش نبود اما معلوم بود كه اگر خدا به او فضيلت بدهد او در حفظش پايدار و استوار است ، لذا در ابتداى زندگى ، مادرى همچون زن عمران ، سرپرستى او را به عهده داشت و بعد وقتى مى خواهد به نذر خود عمل كند، او را به معبد مى سپارد، و از آن به بعد است كه :

    و كفلها زكريا (242)

    خدا زكريا را كفيل او قرار داد.

    يعنى جعل الله سبحانه و تعالى الزكريا كفيلا لها ، كفل در اين جمله دو مفعول گرفته است مكفل خدا است و خداى متعال مريم عليه السلام را در تحت سرپرستى زكريا عليه السلام كفالت نمود و كفلها زكريا نه تكلفها زكريا زكريا عليه السلام متكفل نشد مگر به وحى الهى . اين چنين نبود كه قرعه خود به خود به نام زكريا عليه السلام بيفتد، لذا فرمود: اينها قرعه زدند، خيلى ها شيفته بودند كه اين كودك را سرپرستى كنند:

    و ما كنت لديهم اذ يختصمون (243)

    تو نزد آنان نبودى آنگاه كه مجادله داشتند.

    و بنا را بر قرعه نهادند اما قرعه بنام مبارك زكريا عليه السلام خورد، به خواست خدا قرعه به نام او در آمد.

    و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايهم يكفل مريم (244)

    تو نزد آنان نبودى آنگاه كه قرعه انداختند تا كدام يك مريم را كفالت كند.

    خدا مى فرمايد: ما طورى كه برنامه را تنظيم كرديم كه خود مكفل شويم و زكريا متكفل و مريم تحت كفالت باشد. و اين در مرحله بقاء است كه پرورش و رشد اوست و گرنه در بدو پيدايش و تكونش ، و ظهور و هجرت او از رحم به دامن ، در سايه تربيت آن بانو بود.

    ارزيابى مقام مريم عليه السلام از نظر مفسرين

    آنچه را كه قرآن كريم درباره تربيت مريم عذراء عليه السلام بازگو مى نمايد اين است كه : هر گاه حضرت زكريا عليه السلام وارد مى شد روزى خاصى را در حضور حضرت مريم عليه السلام مى ديد.

    كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم انى لك هذا قالت هو من عند الله يرزق من يشاء بغير حساب(245)

    هر گاه كه زكريا در محراب بر او وارد مى شد نزد او نوعى خوراكى مى يافت . گفت : اى مريم اين از كجا براى تو آمده است ؟ او گفت : اين از جانب خداست ، كه خدا به هر كس بخواهد بى شمار روزى دهد.

    و همچنين فرشتگان با مريم سخن مى گفتند و سخنان مريم راهم مى شنيدند بلكه مشافهت او مشاهدتا گفتار را با شهود مى آميختند، هم مريم آنها را مى ديد و هم آنها در مراى مريم قرار مى گرفتند. اينها تعبيرات بلندى است كه قرآن درباره مريم عليه السلام دارد.

    و نيز در تبيين مقام والاى مريم عليه السلام مى فرمايد:

    و اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين يا مريم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين (246)

    و هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم ، خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است . اى مريم ، عبادت خدا كن و سجده كن با ركوع كنندگان راكع باش .


    يعنى فرشتگان فراوانى با اين بانو سخن گفته ، و او را از مقام اصطفايش با خبر كردند كه تو صفوة الله ، مطهره و در ميان زنان عالم ممتازى ، دائما به ياد حق باش ، سجود و ركوع را فراموش مكن و از اهل ركوع باش . و نيز بشارت حضرت مسيح را به او دادند:

    اذ قالت الملائكه يا مريم ان الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح (247)

    و هنگامى كه فرشتگان گفتند: اى مريم خداوند تو را به كلمه اى از جانب خود كه نامش مسيح ، عيسى بن مريم است مژده مى دهد.




    زن در آينه جلال و جمال


  12. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  13. #127
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اينها نمونه هايى از گفتگو و حضور فرشتگان در محضر مريم عليه السلام است . در تبيين اين بخش از زندگى حضرت مريم عليه السلام گروهى از معتزله نظير زمخشرى - در كشاف - راه تفريط پيموده و گمان كرده اند آن بانو نمى تواند به اين مقام رسيده ، و از كرامت برخوردار شود، و سخنان فرشته ها را بشنود، و بشارت صفوه بودن را از فرشته ها دريافت كند، و مژده مادر پيغمبر شدن را از آنها تلقى نمايد، لذا گفته اند اين همه فضائل كه نصيب مريم عليه السلام شده است يا به عنوان معجزه زكريا عليه السلام و يا به عنوان پيش درآمد اعجاز عيسى عليه السلام است ، كه اين را از نظر اصطلاح كلامى ارهاص مى گويند
    - همان گونه كه قبل از قيامت يك سلسله امور خارق عادتى رخ مى دهد كه از آنها به عنوان اشراط الساعةتعبير مى كنند، قبل از ظهور، يا ميلاد يك پيامبر نيز، يك سلسله امور خارق عادتى رخ مى دهد كه اينها نشانه ظهور يك پيامبر الهى است و در كتابهاى كلامى از اين امور خارق عادت به عنوان ارهاص ‍ تعبير شده است -.

    گروهى ديگر نظير قرطبى - از مفسران معروف اهل سنت - و هم فكران او كه راه افراط رفته و معتقدند مريم عليه السلام داراى سمت نبوت بوده است ، زيرا فرشتگان فراوانى بر او نازل شده و او را از وحى با خبر كرده اند و از راه الهام ، مساءله صفوه و طهارت او را به اعلام نموده و بشارت مادر پيغمبر شدن را به او اعطا كرده اند و...و چون مريم عليه السلام وحى فرشته ها را تلقى كرده و فرشته ها بر او وارد شده و گفتگوى آنها از رتبه مشافهه با مشاهده رسيده ، پس پيامبر است ، زيرا گمان كرده اند فرشتگان بر هر كس نازل شوند و وحى بياورند و او فرشته ها را ببيند، پيامبر است .

    اما علماى اماميه كه در طريق قسط و عدل سير مى كنند، بر اين اعتقادند كه تمام اين مقامات و كرامت ها مربوط به خود مريم عليه السلام است يعنى وصف به حال موصوف است نه متعلق موصوف ، و نبايد اينها را به حساب اعجاز زكريا عليه السلام گذاشت ، و از طرف ديگر، مريم عليه السلام به مقام رسالت و نبوت تشريعى نرسيده است . اين دو مطلب را مفسران گرانقدر اماميه ، به استناد ظواهر قرآنى ، تبيين مى كنند.

    اما مطلب اول كه همه اين كرامتها تعلق به خود مريم عليه السلام دارد، به دليل ظواهر قرآن است كه فرشته ها سخن گفتند، اما نه فقط به عنوان هاتف غيب و سروش نهان ، بلكه براى او مشهود شدند. همچنان كه اين خطابها و نداها گاهى به صورت تمثل هم تجلى كرده است چنانچه قرآن مى فرمايد:

    فتمثل لها بشرا سويا (248)

    پس چون بشرى هماهنگ بر او نمايان شد.

    آن فرشته گفت كه من از طرف حق آمده و ماءمورم كه به تو فرزندى عطا كنم .

    قال انى رسول ربك لاهب لك غلاما زكيا (249)

    ظاهر اين آيات آن است كه خود مريم عليه السلام به تنهايى اين مقامات را دريافت كرد و اين مقام مريم عليه السلام بود كه باعث شد زكريا عليه السلام از خداى سبحان فرزندى طلب نمايد:

    هناك دعا زكريا ربه (250)

    اين چنين نبود كه معجزه زكريا در مريم ظهور كرده باشد بلكه كرامت هاى مريم موجب آن شد كه زكريا از خدا يحيى را طلب كند و فرزند رضيى از خداى سبحان مسالت نمايد.

    علاوه بر اين كه سفارش به قنوت و دوام عبادت و خضوع مستمر، و سجود و ركوع ، نشانه مقام خود مريم عليه السلام است و نيز اوصافى كه ذات اقدس اله براى اين بانو ذكر مى كند، نشانه آن است كه شخصيت خود مريم موجب شد تا فرشته ها را ببيند و با آنها سخن بگويد و سخنان آنها را بشنود. لذا خداى سبحان از مريم به عنوان صديقه ياد مى كند و مى فرمايد:

    و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين (251)

    يا اين كه مى فرمايد:

    و امه صديقة (252)

    يعنى عيسى داراى مادرى بود كه سخنان غيب را تصديق مى كرد، او نه تنها صادق بود بلكه از صديقين به شمار مى آمد. و اين صديق بودن او، و صحه گذاشتن ذات اقدس اله بر اين موضوع ، نشانگر آن است كه همه اين فضائل از آن خود اوست
    .



    زن در آينه جلال و جمال


  14. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  15. #128
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    البته اين كه زمخشرى و هم فكران او معتقدند اين كرامت ها به خاطر زكريا و يا به عنوان پيش درآمد معجزه حضرت مسيح بوده ، نه براى آن است كه زن نمى تواند به اين مقام برسد، بلكه بر اساس تفكر ناصواب معتزله ، نه تنها زن بلكه هيچ مردى هم نمى تواند به مقام كرامت بار يابد، و تنها انبيا هستند كه مى توانندمعجزه داشته باشند و غير از انبيا كسى نمى تواند از كرامت برخوردار باشد خواه زنباشد يا مرد. و اين سخن در جاى خود ابطال شده است ، زيرا كرامت غير از معجزه است .معجزه اختصاص به انبيا دارد ولى كرامت براى همه اولياى الهى هست ، با اين توضيح كه، اگر خرق عادت با ادعاى نبوت همراه بوده و با تحدى آميخته باشد، اين را معجزه مىگويند، وگرنه كرامت است .


    كارى كه
    مسيلم هكذاب كرد خرق عادتى بود به عنوان اهانت و كارى كه مؤمنين غير ولى دارند و گاهى دعاى آنها مستجاب مى شود به عنوان اعانت است و براى اوليا بالاتر از اعانت ، كرامت است و براى انبياء بالاتر از كرامت، اعجاز است
    .

    نظريه اى را هم كه افراطى ها نظير قرطبى و هم فكران او پنداشته اند، بر اساس يك قياس منطقى است كه حد وسط در آن قياس تكرار نشده و ياكليت كبرى مخدوش است و چون قياس ، واجد شرايط انتاج منطقى نبوده ، از اين نظر دچارمغالطه شده اند.


    بيان مغالطه اين است كه : قرطبى در تفسيرش مى گويد بر مريم عليه السلام حى نازل شد، فرشته ها بر او فرود آمده و با او سخن گفتند و اين گفتگو نه تنها در حد مشافهه بود بلكه به حد مشاهده رسيد، و هر كس كه وحى بر او نازل شودو سخنان فرشته ها را بشنود و از گفتار شفهى به شهودى برسد پيغمبر است ، پس مريم عليه السلام پيغمبر است .

    مقدمه اول اين قياس درست است ، يعنى مريم عليه السلام نه تنها به صورت شفهى با فرشته ها سخن گفت بلكه مشهودا فرشته ها را ديد و براى اومتمثل شدند. اما مقدمه دوم يعنى كبراى قياس ، كه مى گويد هر كس ‍ فرشته را ديد ووحى را تلقى كرد پيغمبر است ، كليت ندارد، زيرا پيامبر كسى است كه نه تنها بافرشتگان در مسائل جهان بينى و معارف رابطه دارد و سخنان آنها را مى شنود و...،بلكه در مسائل تشريعى نيز ره آورد وحى را تلقى مى كند. شريعت را از فرشته هادريافت مى كند و مسووليت رهبرى جامعه را به عهده مى گيرد و احكام مولوى را فراگرفته و به مردم ابلاغ مى كند.



    زن در آينه جلال و جمال


  16. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  17. #129
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اقسام وحى و دفع مغالطه

    گرچه پيغمبر كسى است كه وحى بر او نازل مى شود، اما اين گونه نيست كه هر كس وحى دريافت كرد پيغمبر باشد چون وحى گاهى ، انبائى است و گاهى تشريعى . چه اين كه نبوت گاهى نبوت انبائى است و گاه نبوت تشريعى .

    قرآن كريم مساءله نبوت تشريعى را كه به صورت رسالت بيان مى شود - چون يك كار اجرايى است ، و حشر با مردم را همراه دارد و رهبرى جنگ و صلح و دريافت مسائل مالى و توزيع اموال و تنظيم كار جامعه را به عهده دارد - اين نوع نبوت را در اختيار مردها قرار داده و در سوره يوسف عليه السلام و سوره نحل مى فرمايد:

    ما ارسلنا من قبلك الا رجالا نوحى اليهم فاسلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون (253)

    يعنى رسالت يك كار اجرايى است و ما قبل از تو اى پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ كسى را جز مرد به عنوان رسول نفرستاده و فقط به مردها وظيفه رسالت داديم .

    پس رسالت ، به معناى رهبرى جامعه ، بيان حلال و حرام ، واجب و مستحب ، مكروه و مباح و مانند آن ، نبوت خاصى است كه چون مقام اجرايى است به عهده مردها گذاشته شده ، ولى نبوت انبائى بدين مفهوم است كه فردى از طريق وحى مطلع شود كه در جهان چه مى گذرد، آينده جهان چيست ؟ و آينده خودش را ببيند و از آينده ديگران نيز با خبر شود، و اين نوع از نبوت ، به ولايت بر مى گردد، نه به نبوت تشريعى و رسالت اجرايى . اگر چه اين نوع از نبوت ، پشتوانه هر گونه رسالت و نبوت تشريعى است ، اما اختصاص به مردان ندارد بلكه زنان نيز مى توانند به اين مقام دست يابند.


    اگر مراد قرطبى و هم فكران او، اثبات نبوت انبائى براى مريم عليه السلام است ، اين را همه عرفا، حكما و محققان اهل تفسير مى پذيرند، و اگر منظور، نبوت تشريعى بوده كه مريم عليه السلام داراى رسالت بوده و وحى تشريعى دريافت مى كرده اين مردود است زيرا نه از آيات مى توان اين را استنباط كرد و نه روايات مشعر به آن هستند، بلكه بر خلاف آن ، دليل اقامه شده و مى شود، مبنى بر اين كه نبوت تشريعى از آن مرد است نه از آن زن .



    زن در آينه جلال و جمال


  18. تشكر

    hastie (17-02-1392)

  19. #130
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    صديقه بودن مريم عليه السلام

    قرآن كريم از مريم عليه السلام به عنوان صديقه ياد كرده است كه اين مبالغه در تصديق است . بدين معنا كه نه تنها مصدقه ، صادق و صديق است بلكه صديق است .

    صديقين گروهى هستند كه با انبيا و صالحين و شهد همراه و هم قافله اند. اينان قافله سالار كوى الهی اند. افراد عادى چه زن و چه مرد در نماز و نيايشها و عباداتشان از ذات اقدس اله مسالت مى كنند:

    اهدنا الصراط المستقيم ، صراط الذين انعمت عليهم

    راه منعم عليهم را به ما نشان بده ، يعنى ما را به سوى راهى كه سالكان آن راه مورد انعام تو واقع شده اند هدايت فرما.

    آنگاه خداوند در سوره نساء منعم عليهم را مشخص نموده و مى فرمايد:

    و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء والصالحين و حسن اولئك رفيقا(254)

    كسى كه مطيع خدا و رسولش باشد او همسفر قافله اى است كه اهل آن عبارتند از: نبيين ، صديقين ، شهدا و صالحين ،



    و بعد در ادامه مى فرمايد:

    و حسن اولئك رفيقا اين ها رفقاى خوب و همسفران شايسته اى هستند چرا كه :

    سل عن الرفيق قبل الطريق (255)

    قبل از انتخاب راه از همراهان بپرس .

    اگر انسان بيفتد آنها دستگيرند، و اگر در مسير افراط و تفريط قرار گيرد، او را تعديل كرده و اگر احساس خستگى كند تقويتش مى كنند، و اگر احساس ‍ عجز كند به او قدرت مى بخشند.

    خداى سبحان مى فرمايد اگر شما هدايت را از من بخواهيد، من علاوه بر اين كه شما را اهل سير و سلوك در صراط مستقيم قرار مى دهم و صراط مستقيم را به شما نشان مى دهم و راهى را كه آنان رفته اند به شما مى نمايانم ، شما را همسفر آنها نيز قرار مى دهم .

    گاهى خداوند مى گويد راه راست را به شما نشان مى دهم و زمانى براى تشويق مى فرمايد: توفيق سلوك در راهى را كه انبيا رفته اند به شما عطا مى كنم و زمانى بالاتر از اين را نويد مى دهد و مى فرمايد: شما را با همراهان و همسفران و قافله سالارانى چون انبيا و صديقين و شهدا و صالحين همراه مى كنم .

    يكى از صديقين مريم - سلام الله عليها - است . كه همراهى با او اختصاصى به زنها ندارد تا زنها بگويند خدايا راه مريم را به ما ارائه بده بلكه همه نمازگزاران دعا مى كنند كه راه صديقين را به ما نشان بده كه مريم هم جزو صديقين است . اين كه مردها در همه نمازها مى گويند خدايا راه انبيا و صديقين را به ما بنمايان ، مرادشان صديقين منهاى مريم عليه السلام نيست بلكه صديقينى است كه مريم نيز از آنهاست .

    سر اين كه مريم - سلام الله عليها - صديقه است آن نيست كه اخبار عادى را تصديق كرد و آن چه كه ديگران باور دارند، او نيز تصديقى نمود. بلكه ، او حقيقتى را تصديق كرد كه ديگران باور نداشتند و حقيقتى را صحه گذاشت كه ديگران آن را مستعبد مى شمردند و روى همين استبعاد، زبان به تهمت وى گشودند در حالى كه مريم عليه السلام براى قبول اين امر غير عادى ، آيت و علامت نطلبيد.
    زن در آينه جلال و جمال


  20. تشكر

    hastie (17-02-1392)

صفحه 13 از 19 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •