زن در آينه جلال و جمال سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زن در آينه جلال و جمال
صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 181
  1. #131
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    شبهه برترى مريم عليه السلام از زكريا عليه السلام

    افراطيونى كه به نبوت مريم عليه السلام فتوا داده اند خواسته اند بگويند كه مريم عليه السلام از زكريا عليه السلام بالاتر است زيرا وقتى زكريا - سلام الله عليه - دعا كرد و عرضه داشت

    رب هب لى من لدنك ذرية طيبة انك سميع الدعاء (256)

    پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن كه تو شنونده دعايى .

    او از خدا ذريه صالح طلب كرد ذريه يعنى فرزند، چه اين فرزند بلافصل باشد چه مع الفصل ، چه يكى باشد چه بيش از يكى ، و چه مذكر باشد چه مؤ نث ، همه اينها را ذريه مى گويند و يا وقتى عرضه داشت :


    فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب و اجعله رب رضيا (257)

    پس از جانب خود ولى و جانشينى به من ببخش كه از من ارث ببرد و از خاندان يعقوب ارث برد و او را پسنديده گردان .

    آنگاه فرشته ها در حال نماز به او بشارت دادند كه خدا به تو فرزندى به نام يحيى عطا مى كند:

    فنادته الملائكة و هو قائم يصلى فى المحراب ان الله يبشرك بيحيى مصدقا

    پس در حالى كه وى ايستاده در محراب دعا مى كرد، فرشتگان او را ندا داده كه : خداوند تو را به ولادت يحيى مژه مى دهند.

    كه اين يحيى :

    مصدقا بكلمة من الله و سيدا و حصورا و نبيا من الصالحين (258)

    تصديق كننده كلمة الله است و بزرگوار؛ خويشتن دار و پيامبرى از صالحان است .

    ولى زكريا عليه السلام با شنيدن اين بشارت به جاى تصديق نشانه طلبيد و عرض كرد:

    رب اجعل لى آية (259)

    خدايا يك علامت و نشانه اى قرار بده كه من بفهم اين بشارت حق است يا نه ، يا بفهم اين بشارت چه وقت محقق مى شود.

    ولى مريم عليه السلام وقتى بشارت را از فرشته ها شنيد مطمئن شد، و چون صديقه بود تصديق كرد و از خداوند علامت و نشانه نخواست

    بنابراين ، نتيجه مى گيريم كه مقام مريم بالاتر از زكرياست .





    زن در آينه جلال و جمال



  2. #132
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    علت طلب آيت از سوى زكريا عليه السلام

    ولى اين اعتقاد ناصواب است زيرا نبايد در گرامي داشت مقام يك فرد - حضرت مريم - پيغمبرى را از مقام با عظمتش تنزل داد.

    اما اين كه زكريا - سلام الله عليه - آيت طلب كرد، حق آن است كه سؤ ال از روى شك نبود، بلكه براى بار يافتن به مقام طماءنينه بود.


    همچنان كه ابراهيم - سلام الله عليه - اين راه را به انبياى ابراهيمى نشان داد و فرمود:

    رب ارنى كيف تحيى الموتى قال او لم تومت قال بلى لكن ليطمئن قلبى (260)

    پروردگارا، بنمايان به من كه مرده ها را چگونه زنده مى كنى ، گفت : مگر ايمان نياورده اى ؟ گفت : چرا ولى مى خواهم دلم قرار گيرد.


    يعنى ، خدايا به من نشان بده كه : چگونه مرده ها را زنده مى كنى ؟

    خداوند به او فرمود آيا باور ندارى ؟

    حضرت ابراهيم گفت آرى ، وليكن براى اين كه لحظه به لحظه به مقام والاتر بار يابم ، و به جايى برسم كه خودم مظهر هوالمحيى بشوم ، وگرنه به معاد معتقدم و مى دانم كه تو مرده ها را زنده مى كنى ولى مى خواهم بفهمم چگونه مرده ها را زنده مى كنى ، و البته اين هم نه به آن صورت كه تو نشانم بدهى .


    بلكه مى خواهم مرا مظهر هوالمحيى قرار بدهى كه به دست من مرده ها زنده بشوند و اين ، عالى ترين مقامى است كه ابراهيم خليل مسالت كرده است .

    اين راه ابراهيمى را سر سلسله انبياى ابراهيمى - عليه الصلوة و السلام - به فرزندانش تعليم داد كه شما نيز از ذات اقدس اله لحظه به لحظه نشانه طلب كنيد تا به مقام طماءنينه بار يافته و نفس مطمئنه پيدا كنيد.



    زن در آينه جلال و جمال



  3. #133
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مراحل يقين

    اگر كسى به وسيله برهان ، مساءله اى براى او حل شود، يك مرحله طماءنينه را دارد، و گر برهانش از علم اليقين به عين اليقين تبديل شود، خواهد ديد كه در جهان چه مى گذرد و مى نگرد كه چگونه خدا مرده ها را زنده مى كند و اين هم يك مرحله است وليكن مرتبه بالاتر از عين اليقين مرحله حق اليقين است

    يعنى انسان خود به جايى برسد كه هوالمحيى را در خود مشاهده كند. چون المحيى وصفى از اوصاف فعليه خدا است و اوصاف فعليه ، خارج از ذات اقدس حقند - بر خلاف اوصاف ذات - و چيزى كه در خارج از ذات است ممكن الوجود مى باشد و وقتى كه ممكن الوجود شد، انسان مى تواند عين او بشود،


    لذا اگر چه منطقه ذات ، منطقه ممنوعه است و قلمرو اوصاف ذاتى هم ، همچنين است و لكن اگر از اين دو مرحله ممنوعه تنزل نموده و به مقام فعل برسيم وارد منطقة الفراغ مى شويم كه در اين منطقه جا براى انسان سالك باز است و مى تواند مظهر اوصاف فعلى حق باشد.

    گاهى انسان با برهان عقلى زنده كردن مرده ها را تصديق مى كند اين علم اليقين است . گاهى هم در خدمت مسيح عليه السلام به سر مى برد و مشاهده مى كند كه روح القدس چگونه به مسيح و مسيح گونه ها فيض ‍ مى رساند:

    فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد

    ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد

    واين عين اليقين است اما يك وقت خود انسان مظهر هوالمحيى است و مرده را خود زنده مى كند مانند مسيح عليه السلام و در بسيارى از موارد مانند عترت طاهره - عليهم الصلوة والسلام - كه اين انسان در مرحله سوم يعنى منطقة الفراغ و در قلمرو اوصاف فعلى ، سالك مى شود و به مقام حق اليقين مى رسد يعنى خود مظهر هو الخالق و هو المحيى مى گردد.

    اين راه بلند را ابراهيم خليل - سلام الله عليه - به همه سالكان عموما و به انبياى ابراهيمى - عليهم الصلوة والسلام - خصوصا نمايانده است . زكريا - سلام الله عليه - نيز كه نشانه و علامت را طلب كرد براى آن بود تا به مقام طماءنينه برسد و بداند كه دعايش چگونه محقق مى شود.

    مقام طماءنينه و يقين نتيجه تهذيب نفس و تزكيه دل و جان است و اين راهى است كه جامع بين زن و مرد است . نتيجه تهذيب نفس آن است كه انسان با ماوراى طبيعت ماءنوس ، و از اهل شهود گردد و در اين مسير همان گونه كه مردها موفقند با فرشته ها سخن بگويند زنها نيز موفقند كه با فرشته ها تكلم كنند و بشارت آنان را دريافت كنند. و اين مساءله علاوه بر قرآن ، در صحف انبياى پيشين عليه السلام نيز به طور كامل ارائه شده و يك مساءله كلامى است و در اين جهت هيچ تفاوتى ميان شرايع الهى ، و هيچ تمايزى بين كتاب هاى آسمانى نيست .



    زن در آينه جلال و جمال


  4. #134
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    زنان الگو در قرآن (3)

    همسرابراهيم خليل عليهالسلام

    در داستان ابراهيم خليل - سلام الله عليه - همان گونه كه خليل الله با فرشته ها سخن مى گويد، و بشارت ملائكه را دريافت مى دارد همسر او نيز با فرشته ها سخن گفته بشارت ملائكه را دريافت مى كند.


    د:

    ذات اقدس اله در زمان كهولت و پيرى خليل الله ، به او بشارت فرزندى آگاه داد. كه اين بشارت الهى ، به همان شكلى كه توسط ملائكه به آن حضرت ، ابلاغ شد، به همان صورت ، به همسر او نيز اعلام گرديد. يعنى اگر پدر اسحاق بشارت دريافت كرد مادر اسحاق نيز بشارت ملائكه را دريافت نمود. هنگامى كه ملائكه به حضرت ابراهيم ، بشارت فرزندى آگاه دادند، گفتن:

    فبشرناه بغلام حليم (261

    ابراهيم - سلام الله عليه - فرمود:

    ابشر تمونى على ان مسنى الكبر فبم تبشرون (262)

    آيا به من نويد مى دهيد در حالى كه مرا پيرى رسيده است ؟

    حضرت اين سخن را به عنوان استبعاد نفرمود. بلكه به عنوان استعجاب گفت . معناى استعجاب آن است كه انسان به لحاظ تازه و شگفت انگيز بودن واقعه اى با ديد تعجب بدان مى نگرد.

    در اين جا ابراهيم خليل عليه السلام عرض كرد: خدايا من نه تنها پير شده ام بلكه ، پيرى به سراغ من آمده است . يعنى يك وقت انسان پير مى شود و دوران شيخوخت را مى گذارند و مى گويد قد بلغت من الكبر (263) يعنى من ، به پيرى رسيدم . ولى زمانى از پيرى نيز مى گذرد و به دوران فرتوتى پاى مى نهد كه در اين حال مى گويد قد بلغنى الكبر (264)يعنى پيرى ، به سراغ من آمده است ، پس چه بشارتى به من مى دهيد؟

    فرشته ها گفتند:

    بشرناك بالحق فلا تكن من القانطين (265)

    يعنى اين تبشير ما با حق همراه است و گزاف نيست ، چون فرشتگان در صحبت حق سخن مى گويند و در لباس حق حرف مى زنند. لذا حرف باء در بالحق خواه به معناى مصاحبت باشد و خواه به معناى ملابست ، مفهومش اين است كه گفتار ما در لباس حق ، يا در صحبت حقيقت است و ما گزاف نخواهيم گفت و تو اى خليل الله نااميد مباش .

    آن گاه ابراهيم خليل عليه السلام فرمود:

    و من يقنط من رحمة ربه الا الضالون (266)

    حضرت در كمال صراحت فرمود: نه تنها نااميد نيستم ، بلكه اصولا ياس با رسالت سازگار نيست ، و نه تنها با رسالت و نبوت سازگار نيست ، بلكه با هدايت و رهبرى نيز سازش ندارد. بنابراين نه تنها هيچ پيامبرى نااميد نخواهد بود بلكه هيچ مؤ من و مهتدى نيز نااميد نمى شود.

    معناى نااميدى آن است كه انسان گمان كند به جايى رسيده است كه از خدا - معاذ الله - ساخته نيست كه مشكل او را حق نمايد. اين ياس در حد كفر است ، و هيچ كس حق ندارد نااميد باشد.

    اين خلاصه كلام بود در مورد بشارت فرشته ها به خليل حق عليه السلام ، معادل همين برخوردار با همسر آن حضرت در سوره هود مطرح شده است . در آنجا مى فرمايد:

    و امراته قائمة فضحكت فبشرناها باسحق و من وراء اسحق يعقوب (267)

    يعنى هنگامى كه فرشته ها با خليل حق سخن مى گفتند همسر او نيز حضور داشت و ايستاده بود و ضحكى داشت - براىضحك در تفاسير دو بيان آمده است ، يا به معناى سرور و خوشحالى و يا به معناى عادت ماهانه زنان است - پس مژده داديم او را به اسحاق و از پس اسحاق ، يعقوب را. يعنى علاوه بر فرزند - اسحاق -، بشارت نوه - يعقوب - هم ، به تو مى دهيم . سپس همسر خليل الرحمان عرض كرد:


    قالت يا ويلتى اءاءلد و اءنا عجوز و هذا بعلى شيخا ان هذا الشى ء عجيب ، قالوا تعجبين من امر الله رحمت الله و بركاته عليكم اهل البيت انه حميد مجيد
    (268)

    يعنى آيا من مادر مى شوم در حالى كه خودم فرتوت و سالمند و كهنسالم ، و همسرم نيز پيرمردى است فرتوت و كهنسال ؟! فرشتگان به او گفتند: آيا از رحمت خدا و امر خدا در تعجب هستى در حالى كه رحمت خدا، و بركات وى ، بر شما خاندان نبوت ، فراوان بوده و شما از اين بركات عينى ، بى شمار ديده ايد!



    زن در آينه جلال و جمال



  5. #135
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    عظمت زن در فرهنگ وحى

    از اين ارزيابى روشن مى شود كه در فرهنگ وحى از زن به عظمت ياد شده و اختصاصى به قرآن ندارد بلكه در انجيل ، تورات و صحف خليل الله نيز مطرح بوده است . با فرشتگان تكلم نمودن و بشارت آنها را دريافت كردن ، سخن خويش را با آنها در ميان گذاشتن ، و سخن آنان را شنيدن ، اينها همه مواردى است كه زن نيز همانند مرد در همه اين صحنه ها سهيم بوده و اگر پدر پيامبرى ، با ملائكه سخن مى گويد، مادر پيامبر نيز، با آنها گفتگو دارد.

    لذا وقتى در قرآن كريم از زنان ياد مى كند، مادر مريم و يا خود مريم را جزو آل عمران شمرده و در زمره اصفيا قرار مى دهد. به عبارت ديگر در بين مردم جهان اين ها هم مانند انبيا و اولياى خاص جزو اصفياى الهی اند. خدا در قرآن مى فرمايد:


    ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ، ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم (269)

    به يقين خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است ، فرزندانى كه بعضى از آنان از بعض ديگرند، و خداوند شنواى دانا است
    .

    كه منظور از اين عمران آن عمرانى است كه پدر مريم است ، نه عمرانى كه پدر موسى است چون عمرانى كه پدر موسى است اصلا نامش در قرآن كريم نيامده . بعد خداوند مى فرمايد:


    اذ قالت امراءت عمران رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررا (270)

    چون زن عمران گفت : پروردگارا، آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده باشد.

    خداوند اين دو بانو را به عنوان صفوه مردم عالم ، معرفى نموده است .

    در نهج البلاغه نيز مى خوانيم كه اميرالمؤ منين - صلوات الله عليه - درباره فاطمه زهرا - سلام الله عليها - مى فرمايد:


    قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى (271

    اميرالمؤ منين به رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب مى كند: يا رسول الله ، اين صفيه تو - يعنى اين بانويى كه صفوه تو، مصطفی و برگزيده توست - رحلت كرده و صبر در فقدانش براى من دشوار است .

    حضرت از او به عنوان صفيه ياد مى كند يعنى صفوة الله است ، مريم هم صفوة الله است ، مادر مريم هم ظاهرا صفوة الله است ، براى اين كه آل ، يعنى اهل ، و مادر مريم اهل عمران بود، يعنى عمران كه پدر مريم است سر سلسله اين خانواده به شمار مى رود، و وابستگان اين خانواده را آل عمران مى گويند، پس هر دو بانو مصطفا و صفوه حقند.




    زن در آينه جلال و جمال



  6. #136
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مقام والاى مادر در قرآن

    نوع دستورهايى كه اسلام به زن و مرد مى دهد، در عين حال كه يك راه مشتركى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى دارد، وقتى احترام به پدر و مادر را بازگو مى كند، براى گرامى داشت مقام زن ، نام مادر را جداگانه و بااستقلال طرح مى كند. قرآن كريم مى فرمايد:

    اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهر هما و قل لهما قولا كريما (272)

    اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سال خوردگى رسيدند به آنها حتى اوف مگو و به آنها پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى .

    و در بخشى ديگر مى فرمايد: ما سفارش كرديم به انسان كه احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نكند:

    و وصينا الانسان بوالديه احسانا (273)

    و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم .

    و قضى ربك لا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا (274)

    پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد.

    و در جاى ديگر احسان به پدر و مادر را در كنار عبادت حق ياد مى كند:

    ان اشكر لى و لوالديك (275

    شكرگزار من و پدر و مادرت باش .

    اما با همه اين تجليل هاى مشترك ، وقتى مى خواهد از زحمات پدر و مادر ياد كند، از زحمت مادر سخن مى گويد، نه از زحمت پدر، آنجا كه مى فرمايد:

    ووصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (276)

    زحمات سى ماهه مادر را مى شمارد، كه : دوران باردارى ، زايمان ، و دوران شيرخوارگى براى مادر دشوار است . و همه اينها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مى كند. در اين بخش قرآن ، حتى اشاره اى هم به اين موضوع نيست كه : پدر زحمت كشيده است .

    بنابراين ، آيات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدين آمده است بر دو قسم است : يك قسم حق شناسى مشترك پدر و مادر را بيان مى كند و قسم ديگر، آياتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است ، قرآن كريم اگر درباره پدر حكم خاصى بيان مى كند فقط براى بيان وظيفه است ، نظير:

    و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف (277)

    خوراك و پوشاك مادران به طور شايسته به عهده پدر فرزند است .

    وليكن هنگامى كه سخن از تجليل و بيان زحمات است ، اسم مادر را بالخصوص ذكر مى كند.


    زن در آينه جلال و جمال


  7. تشكرها 2


  8. #137
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    وظايف پرورشى زن


    يك سلسله مسووليت هاى پرورش به عهده مادر است كه مرد، از آن محروم است ، زن حداقل سى ماه يك سرى مسووليت هايى دارد كه مرد ندارد. خداى سبحان و دين ، وظايف و دستورات و راهنمايى هايى در ظرف سى ماه براى مادر مقرر نموده و با او سخن گفته است ، اين سى ماه عبارت است از: حداقل دوران حمل شش ماه - و اكثر آن نه ماه مى باشد - و دو سال نيز دوران شيرخوراگى كودك كه روى هم سى ماه مى شود.

    و الوالدات يرضعن اولادهن حولين كاملين (278)

    و مادران شير مى دهند فرزندانشان را دو سال كامل .

    در اين سى ماه كه مستقيما كودك از مادر تغذيه مى كند، مادر مسؤ ول حفظ دو نفر است و دو تكليف دارد. يكى براى خود و ديگرى براى كودك . پدر، در اصل نطفه موظف است حلال بخورد و اگر بعدا مبتلا به حرام شد ارتباط تنگاتنگى با پرورش كودك ندارد، زيرا غذاى حرام پدر در جهاز گوارشى پدر هضم مى شود، اما غذاى مادر در دستگاه گوارشى او تبديل به شير مى شود و كودك تغذيه مى كند، او موظف است به كودك حلال بدهد و خود حلال بخورد، اين در مورد تغذيه جسمانى .


    در غذاى روحانى نيز چنين است ، اگر مرد خاطره بدى ، خيال و هوس بدى در سر بپروراند خود را مى سوزاند، خيال گناه و خاطره تلخ در درون مرد عليه خود اوست ، اما خيال باطل و حرام و انديشه گناه و خاطرات تلخ براى زن ، عليه دو نفر خواهد بود.

    حال بايد پرسيد آيا اين ، عظمت زن نيست ؟ اين مسووليتى نيست كه ذات اقدس اله به زن داده است ؟
    به زن فرمود: مسووليت در حفظ خاطرات و انديشه ها و افكار و عقايد و اخلاقت بيش از مرد است ، مرد يك نفر را مى سوزاند و تو دو نفر را، تو مسوول دو نفرى ، از اين رو مواظب افكار و انديشه هايت باش . زيرا كه بسيارى از مسائل از راه انديشه به فرزند مى رسد.

    چرا مقام معلم بالاتر از مقام متعلم است ؟ چون او دو وظيفه دارد: اصلاح خود و اصلاح ديگران ، اما متعلم فقط يك وظيفه دارد، كه اصلاح خودش ‍ مى باشد.

    اگر مادرى بداند كه انديشه هاى او در كودك اثر مى گذارد، انديشه ها و بينش ‍ هاى خود را تعالى بيشترى مى بخشد. وظيفه مادرى تنها اين نيست كه با وضو بچه را شير بدهد و وقتى پستان در دهان كودك مى گذارد بسم الله بگويد كه اينها امور ظاهرى و عبادت هاى ظاهرى است ، بلكه دين مى فرمايد انديشه هاى خودت را نيز مواظب باش ، همان طورى كه به مرد مى گويد: هنگام ارتباط باز زن به فكر نامحرمى كه در خيابان و بيابان ديدى ، نباش ، چون خداوند آگاه مى باشد.

    انسان گاهى مراقب است كار بد نكند اين همان مراقبه معروف است و گاهى مراقبة المراقبه دارد، يعنى مى بيند كه ديگرى او را مى بيند:


    العلم يعلم بان الله يرى (279)

    آيا ندانست اين كه محققا خدا مى بيند؟


    يك وقت به انسان مى گويند:

    عباد الله زنوا انفسكم قبل ان توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا (280)

    يعنى بندگان خدا مراقب و محاسب خود باشند، اما يك وقت مى گویند مراقب باش كه مراقب دارى الم يعلم بان الله يرى انسان غافل نمى داند كه خدا او را مى بيند؟

    بنابراين مسووليت زن در اين سى ماه به مراتب بيش از مرد است و هر كه مسووليتش بيشتر باشد در صورت عمل به آن ، توجهش به خدا بيشتر است و هر كه توجهش به خدا بيشتر بود و عمل كرد، موفق تر است .

    اين ها دستوراتى است كه ذات اقدس اله به عنوان برنامه ويژه از راه وحى و توسط پيامبر به زنان آموخته است . مسووليت افراد عادى در حد مسووليت ائمه نيست ، امامان و رهبران مسووليت بيشترى دارند، انديشه ها و افكار يك معلم گروهى را مى سوزاند يا گروهى را مى پروراند، ولى ديگران اينچنين نيستند، هر كس كه مسووليت بيشترى دارد نشانه آن است كه اگر به اين مسووليت ها با ديد تكريم بنگرد به خدا نزديك تر است .

    چه كسى وارد بهشت شده تا ببيند مقام زنها كمتر از مقام مردهاست ؟


    ميز و منصب و مقام با خط ابلاغ مى آيد و با خط عزل مى رود، مقامى كه با ابلاغى مى آيد و با اخطارى مى رود، چنين مقامى به درد همان صفحه كاغذ مى خورد نه به درد انسان ، و كدام مقام و منصب دنيايى است كه براى هميشه پايدار باشد، پس ‍ اينها مقام حقيقى نيستند.

    انسان نبايد در حوزه اسلامى به سر ببرد ولى عينك غرب داشته باشد، انسان بايد در برج بلندى بايستد و گذشته دور و آينده نامحدود را در نظر داشته باشد آنگاه ببيند در اين مسير نامحدود، زن موفق تر است يا مرد، زن اگر موفق تر نباشد كمتر نيست .


    زن در آينه جلال و جمال


  9. تشكرها 3


  10. #138
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل دوم : زن در عرفان

    سالكان كوى جمال و جلال




    اساس عرفان كه شهود واقع و كشف حقيقت است هم از سير و سلوك در درجات هستى نشاءت مى گيرد و هم راهيان كوى وصال را مى نگرد و هم مسير سفرهاى گوناگون را مشاهده مى نمايد. بسيارى از راه آوردهاى عرفان را برهان تاييد مى كند، چنانكه عصاره هر دو را قرآن كه هماهنگ با برهان متين و عرفان راستين است روا و سزا مى داند. آنچه عارف مى نگرد اين است كه تمام اشياء هر لحظه تازه مى شوند. و در اين تجدد امتيازى بين ثابت و سيال ، مجرد و مادى نيست ، و هدف همه سالكان ديدار خداست ، چنانكه سير همه كاروانيان نيز تجلى هاى گوناگون حق است . تفاوت راهيان در انتخاب تجلى خاص و نيل به اسم مخصوصى است كه هر كدام مظهر ويژه آن شدند. گروهى با اسماء جمال و لطف و مهر انس دارند و برخى با اسماء جلال و قهر خو گرفته اند. لذا حشر جماليان با بهشت و حشر جلاليان با دوزخ ، و سرانجام ، هر كدام نام خاصى از اسماى الهى را ديدار نموده و در تحت ولايت آن نام به سر مى برند، تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.

    كريمه :

    يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه (281)

    اى انسان ، حقا كه تو به سوى پروردگار خويش به سختى در تلاشى ، و او را ملاقات خواهى كرد.

    به منزله سرفصل بحث سفرنامه سالكان كوى حق است كه در ذيل آن گزارش كار سعيدان به صورت دريافت نامه اعمال به دست راست ، و پيوستن مسرورانه به جمع همراهان و اهل خودشان بازگو شده و گزارش كار تبهكاران به صورت دريافت نامه اعمال از پشت سر، و فرياد مرگ طلبانه در بند زنجيرهاى آتشين مى باشد.

    هيچ امتيازى در اصل كدح و سير و تولد بين موحد و ملحد نيست ، ليكن ملحد همواره در كثرت سير كرده ، و از خلق به خلق و با خلق و در خلق و براى خلق - يعنى ماده - مى كوشد، و در هيچ مرحله اى از مراحل سفر خويش هدف اصيل و همراه راستين خود را كه حق است نمى نگرد، و هرگز از وحدت آگاه نمى گردد، و سر از كثرت بيرون نمى آورد، بلكه چون كرم ابريشم به دور خود كه فقر و تاريكى است مى تند و خالق خويش را اصلا نمى بيند و سرانجام مظهر اضلال شده و چون شيطان مضل سر از دوزخ در مى آورد، كه باطن هر كثرت پليد و درون هر ماده بى روح است . و در اين سير سقوطى فرقى بين زن و مرد نيست چون توحيد و الحاد از آن روح است و روح همان طورى كه مكررا گذشت نه از صنف ذكور است و نه از صنف اناث .

    موحد راستين نيز هماره سير خود را با حق ادامه مى دهد و تمام مراحل سلوك خويش را در صحابت حق مى گذارند و هرگز كثرت را بدون شهود وحدت نمى نگرد، و هيچگاه رويت خلق حجاب شهود خالق نمى شود، بلكه دائما خلق را آيت حق دانسته ، و از اين مرآت بهره صحيح برده و جمال دل آراى خالق را در سراسر آئينه هاى مينو و گيتى مى نگرد و سرانجام مظهر هدايت شده و چون فرشته هادى در بهشت مى آرمد كه باطن هر وحدت منزه و درون هر صورت با روح و زنده مى باشد. و در اين حركت نيز هيچ امتيازى بين زن و مرد نيست ، زيرا سر حقيقى در مراحل توحيد به عهده انسانيت است كه مبراى از ذكورت و انوثت است .




    زن در آينه جلال و جمال


  11. تشكرها 3


  12. #139
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سفرنامه سالكان




    شاهدان سالك كوى ، و سالكان شاهد غيب و شهود، مراحل سفر را به چهار قسم تقسيم كرده اند كه در تمام مراحل آن ، حق حضور دارد.

    اول : سفر از خلق به حق و از كثرت به وحدت .
    دوم : سير از حق به حق و سفر در درياى وحدت و شهود اسماء و اوصاف همان واحد يگانه و يكتا.
    سوم : سفر از حق به خلق و از وحدت به كثرت آثار و افعال .
    و چهارم : سير از خلق به خلق با صحابت حق و سفر از كثير به كثير در صحبت واحد يگانه .

    شرح اين اسفار چهارگانه و محصول هر مرحله و نتيجه نهايى مراحل چهارگانه در موطن مناسبت خود آمده است . آن چه تذكر آن در اين جا لازم است آن است كه مراحل ياد شده عهده دار ترسيم خطوط كلى ولايت آثار ولايى آن مى باشد و همسفران اين سفر اعم از زن و مردند.


    در اين وفد به سوى حق هيچ فرقى بين مذكر و مؤ نث نيست ، و آن چه در سفر سوم و چهارم مطرح است همانا درجات گوناگون ولايت است كه هرگز بين زن و مرد در آن تفاوتى راه نداشته ، و هيچ ارتباطى به مساءله نبوت و رسالت تشريعى ندارد، يعنى سفر سوم و چهارم بدون نبوت و رسالت هم تاءمين مى شود، چون رجوع از حق به خلق و برگشت از وحدت به كثرت ، گرچه نبوت انبائى و تعريفى را به همراه ندارد ولى مستلزم نبوت و رسالت تشريعى هم نمى باشد.

    بنابراين آن چه زن از آن محروم است يعنى نبوت و رسالت تشريعى ، لازمه برگشت از حق به سوى خلق نيست و آن چه لازمه اين برگشت است ، يعنى نبوت انبائى و تعريفى بين زن و مرد فرقى نيست . و همين عدم تمييز بين اين دو مطلب عميق مايه داورى محروميت زن از سفر سوم و چهارم شده است .


    غرض آن كه پشتوانه نبوت و رسالت همانا ولايت است و در ولايت هيچ امتيازى بين زن و مرد نيست گرچه در برخى از آثار اجرايى آن كه همان نبوت و رسالت تشريعى است بين اين دو صنف فرق است .


    مطلب ديگرى كه ضمن تكرار مى تواند به هر گونه نزاعى پايان بخشد، اين است كه گرچه بين مرد و زن در نبوت و رسالت تشريعى فرق است ، يعنى زن نمى تواند پيامبر و صاحب شريعت شود كه يك كار اجرايى است و مرد توان آن را دارد، ليكن بعد از ختم نبوت تشريعى و پايان پذيرفتن رسالت تشريعى اين راه براى همگان بسته شده است خواه زن و خواه مرد، لذا اميرالمؤ منين عليه السلام بعد از ارتحال پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

    لقد انقطع بموتك ما لم ينقطع بموت احد (282)

    با مرگ تو راهى بسته شد كه با مرگ هيچ كس بسته نشده بود.

    از اين رهگذر هيچ ثمره اى بر اين تفاوت مترتب نيست و آنان كه قصد بيرون كردن زنان از صحنه سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و اقتصادى را دارند هيچ بهانه اى در دست ندارند، زيرا اگر محروميت از رسالت تشريعى نقص ‍ است ، مرد نيز چون زن ، بعد از خاتم نبوت محروم است . و اگر برخوردارى از پشتوانه اصيل نبوت يعنى ولايت ، ارزش است ، كه محصول سير به سوى خداست ، زن هم چون مرد از اين كرامت برخوردار است ،


    و اگر توزيع كار و تقسيم سمت اجرايى بدون اختلاط زن و مرد و تماس نامحرمانه مطرح است ، زن نيز چون مرد ذى حق است ، و اگر سخن از اختلاط و تماس ‍ ناصواب و برخورد نامشروع است ، مرد هم چون زن ممنوع است ، و اگر تقسيم عادلانه سمت اجرايى ، با در نظر گرفتن استعدادها و ارزيابى خصوصيت هر يك از اين دو صنف ، مورد نظر است ، هر كدام به نوبه خود توان تحمل مسووليت هاى مناسب را دارند و البته در كارهاى اجرايى مرد وظايف بيشترى دارد.



    زن در آينه جلال و جمال


  13. تشكرها 3


  14. #140
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خلافت الهی



    در مباحث گذشته بحث كوتاهى ، پيرامون خلافت الهى مطرح شد و روشن گرديد كه ، خلافت ، مربوط به مقام انسانيت است ، نه مربوط به شخص ، يا صنف خاص ، يعنى آدم - سلام الله عليه - بشخصه خليفة الله نبود، بلكه مقام انسانيت است كه خليفة الله است لذا انبيا و اولياى الهى خصوصا عترت طاهره عليه السلام مقام كامل خليفة اللهى را واجدند، و اين مقام همانگونه كه مخصوص به شخص نيست ، منحصر در صنف هم نيست .

    در آغاز اين بحث لازم است توضيح بيشترى درباره معناى خليفة اللهى ، ارائه شود.

    خليفه ، از ماده خلف است و خليفه كسى است كه در غيبت مستخلف عنه ظهور كند، يعنى شخصى كه در يك مكان يا زمان معين غايب است ، ديگرى آن خلا را در آن مكان ، يا در آن زمان ، پركند، و كار مستخلف عنه را بطور موقت به عهده بگيرد، و اين امر در مورد موجود محدودى كه در بعضى از اماكن هست ، و در بعضى از اماكن نيست ، يا در بعضى از زمان ها هست ، و در بعضى از زمان هاى ديگر نيست يا در برخى از مراتب هستى يافت مى شود و در بعضى از مراتب وجودى يافت نمى شود، جايز است ، چون درباره چنين موجودى ، غيبت و شهادت ، و حضور و غياب ، فرض دارد، و خلاف پذيرى نيز رواست ، ولى اگر موجودى در همه مكانها، حضور داشت و در همه زمان ها، شاهد بود و در همه مراتب وجودى با همه ، و در همه حالات بود:

    هو معكم اين ما كنتم (283)

    او با شماست هر جا كه شما باشيد.

    اين چنين موجودى ، چون دائما حاضر است ، لذا غيبتى ندارد، و وقتى غيبت نداشت ، نيازى نيز به خلافت ندارد. بنابراين ، بايد درباره خلافت چنين موجودى معناى دقيق ترى بالاتر از معناى لغوى را در نظر گرفت ، و آن ، اين است كه همانطورى كه مستخلف عنه ، حضور و غياب ندارد، و دائما حاضر است ، و غيبت و شهادت ندارد، بلكه :


    على كل شى ء شهيد (284)

    بر هر چيزى گواه و شاهد است .


    است ، كسى نيز مى تواند، خليفه او باشد كه آيت كبراى او باشد، يعنى او هم به نوبه خود، غيبت و شهادت ، يا حضور و غياب ، نداشته باشد، و در همه شرايط و با همه انسانها همراه باشد، و هيچ كس به اين مقام نمى رسد مگر انسان كامل .



    زن در آينه جلال و جمال



صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •