زن در آينه جلال و جمال سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زن در آينه جلال و جمال
صفحه 6 از 19 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 181
  1. #51
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    انواع تعليمات و روش معلمين

    تقسيم تعليم به لحاظ تقسيم علم است ، و چون علم ، بر سه قسم است قهرا تعليم نيز بر سه قسم مى باشد و قرآن همه اين انواع سه گانه را دارد، اما با تفاوتى كه ويژه قرآن است .
    قسم اول : علم حسى است ، كه از آن به عنوان علوم تجربى ياد مى شود، شعب گوناگون علوم تجربى را علم حسى مى گويند، خواه با حس مسلح فرا گرفته شود، و يا با حس غير مسلح مانند طبيعيات و طب كه اين چنين است .
    قسم دوم : علم عقلى است ، و آن يك سلسله معارفى است كه به حس ‍ نمى آيد - نه حس مسلح و نه غير مسلح - اما پشتوانه آن ، حس است ، لذا بعد از علم حسى نوبت به علم عقلى مى رسد.
    قسم سوم : علم قلبى و شهودى است ، كه بالاتر از علم حسى و علم عقلى است . اين علوم سه گانه راهيان و عالمان خاصى دارد، و هر گروهى در هر رشته اى كه كار مى كند، سرگذشت خود را براى ديگران شرح مى دهد، و راهى را كه رفته به آيندگان ارائه مى دهد. و اصولا سند معلمين همان سوابق تحصيلى آنها است .
    كسى كه عهده دار تبيين علم حسى و تجربى است ، به استناد تجارب گذشته خود سخن مى گويد و راهنمايى اى او هم بر اساس همان راههايى است كه رفته است ، و كسى هم كه عهده دار تبيين حكمت و فلسفه است راههاى عقلى را كه طى كرده است به راهيان اين راه ارائه مى دهد، و سند سخن او همان براهين عقلى است كه فرا گرفته است ، و اگر كسى در علم شهودى و حضورى صاحب بصر شد همان كارى را مى كند كه صاحب نظر مى نمود. صاحب نظران انظار خود و ديگران را جمع بندى مى كنند و صاحب راى مى شوند، و در مقام تعليم از نظرهاى خود و ديگران ، مدد مى گيرند، و عارفان شاهد كه صاحب بصر هستند در مقام تعليم از بصيرت هاى خود و ديگران ، استمداد مى جويند و همان راه را به راهيان كوى شهود و حضور ارائه مى دهند. منتها اگر يك شاهد عارفى در كرسى تدريس نشست ، غالبا از راه نظر مدد مى گيرد، يعنى ، مسائل برهانى را به عنوان عرفان نظرى زمينه قرار مى دهد، تا كم كم عده اى از نظر به بصر برسند، چون آنچه قابل نقل و انتقال است همان معانى و مفاهيم است ، زيرا شهودهاى عينى تحقق خارجى متن ذات صاحب بصر است و قابل انتقال نيست .
    البته گاهى ممكن است اولياى خدا بتوانند فيضى را نصيب ديگران بكنند، اما آن بسيار اندك است . حكمت و فلسفه براى عرفان همان نقشى را دارد كه منطق براى فلسفه دارد، يعنى ، ميزان كار است .
    اينها علوم بشرى هستند، و معلمان بشر در اين سه كرسى ، آنها را تدريس ‍ مى كنند، و سرمايه تدريس و تعليم اين سه علم ، همان است كه بيان شد.


    زن در آينه جلال و جمال


  2. تشكرها 6


  3. #52
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    شيوه آموزشى پيامبر صلى الله عليه و آله
    ذات اقدس اله ، رسول اكرم - عليه آلاف التحية و الثناء - را به عنوان معلم ياد كرده و مى فرمايد:
    و يعلمهم الكتاب والحكمة (69)
    و كتاب و حكمت را به آنان مى آموزد.
    آيا منظور آيه اين معنا است كه رسول خدا، معارف قرآنى را در حد يك طبيب ، به ديگران ياد مى دهد، كه از سرمايه هاى تجربى خود مدد گرفته باشد، و يا به اين معنا است كه معارف قرآنى را در حد يك حكيم ، ياد ديگران مى دهد، كه از سرمايه هاى فكرى و برهان مدد گرفته باشد؟ و يا اين كه معارف الهى را، در حد يك عارف شاهد، ياد ديگران مى دهد، كه نتايج مشهودات خود را به ديگران منتقل كند؟
    ذات اقدس اله كه خود اولين معلم ، و معلم بالذات است ، درباره چگونگى تعليم مى فرمايد:
    علم الانسان ما لم يعلم (70)
    آموخت به انسان آنچه را نمى دانست .
    اين تعليم ، از نوع هيچ يك از سه سنخ علوم نيست كه چيزى را با حس ، يا عقل ، يا قلب فرا گرفته باشد، و بعد به ديگران ياد داده باشد، بلكه او علم محض است ، و تعليم او از علم محض ربوبى نشاءت مى گيرد، و اين فوق بحث ماست . وجود مبارك آن نگارى هم كه به مكتب نرفت ، او نيز از راه علم حسى يا عقلى يقينا مدد نگرفت ، يعنى ، نه با تجربه عالم شد، و نه با مدرسيه و مكتب از براهين مدد گرفت .



    زن در آينه جلال و جمال


  4. تشكرها 3


  5. #53
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    اما درباره علم و تعليم نوع سوم ، بايد گفت سراسر سيره و سنت و سريرت وجود مبارك نبى اكرم - عليه آلاف التحية والثناء - حضور و شهود است ، او نگارى است كه جز به مكتب الله سر نزده است ، و مكتب الله هم از دل شروع مى شود نه از حس . علمى نيست كه تا كسى بگويد: من فقد حسا فقد فقد علما.
    علمى است كه مى گويد، حواس را ببند، تا بفهمى ! بر خلاف علوم مدرسه كه مى گويند، حواس را به كار ببر، تا بدانى لذا قسمت مهمى از نبوت آن حضرت در آغاز امر از رؤ يا شروع شد، يعنى ، از جايى كه چشم و گوش و ساير مجارى ادراك حسى بسته است ، آنجا آغاز نبوت بود كه حضرت خوابهاى خوبى مى ديد و هر خوابى كه مى ديد مثل سپيده صبح روشن مى شد، اين علم ، علم شهودى است . بنابراين ، علم پيامبر، علم شهودى و قلبى است . در مقام تعليم نيز، همان را از سه راه ياد ديگران مى دهد: هم از راه تجربه به ديگران ياد داد، به عنوان جدال احسن نه به عنوان سند تعليم به طورى كه خود از راه تجربه حسى آموخته باشد. هم به عنوان برهان ياد حكيمان داد نه به طورى كه خود از مدرسيه فرا گرفته باشد، و هم به عنوان ارائه در منظر قلب شاگردان شاهد و عارف قرار داد.
    و اما، آن راهى كه مخصوص نبى اكرم صلى الله عليه و آله است ، راهى نيست كه كسى با تهذيب نفس و تزكيه به آن برسد، چه رسد با برهانهاى عقلى يا با علوم حسى .
    الله اعلم حيث يجعل رسالته (71)
    خدا داناتر است كه رسالت را در چه جايگاهى قرار دهد.
    او يك هبه خاصه است كه با كسب ، تهذيب ، تزكيه و مانند آن فراهم نخواهد شد، يك ربط خاصى است بين انسان كامل و ذات اقدس اله ، كه الله اعلم حيث يجعل رسالته ، آن هم فوق بحث ما است ، يعنى يك انسان متعارف در آن زمينه سخنى ندارد، چرا كه هيچ سهمى ندارد.
    پس تعليم قرآن كريم از سه راه است ، چون با ما به زبان ما، سخن مى گويد، اين كه مى فرمايد:


    زن در آينه جلال و جمال


  6. تشكرها 3


  7. #54
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه
    (72)
    پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان خويشانش .
    و با توجه به اين كه رسالت وجود مبارك نبى اكرم جهان شمول است ، و تمام جوامع بشرى قوم او هستند، بايد او به زبان همه حرف بزند، هم به زبان صاحبان علوم حسى و از تجارب ، سخن گويد، و هم به زبان صاحبان علوم عقلى صرف ، و از برهان حكايت كند، و هم به زبان شاهدان عارف ، و از وجدان سخن گويد.
    قرآن نيز وقتى موضوع زن را مطرح مى كند از همين سه راه وارد مى شود، يعنى هم از راه تجربى سخن مى گويد، و هم راه عقلى را طى مى كند، و هم راه عرفان و شهود را مى پيمايد، و عظمت زن را با همه اين راههاى مختلف به ما مى آموزد.




    زن در آينه جلال و جمال


  8. تشكرها 3


  9. #55
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    تبيين موضوع

    چون محور بحث بايد قبل از استدلال بر آن به نحو سلب يا ايجاب مشخص ‍ شود، لذا بايد موضوع بحث مورد نظر و محور مطالب را قبل از هر گونه اقامه برهان ، به خوبى تبيين نمود كه ، منظور از تعيين حقوق زن در قرآن ، يا در اسلام چيست ؟ اولال بايد مشخص شود، منظور از زن كه مورد بحث است ، كيست ؟ بعد منابع بحثى هم مشخص شود، و همچنين مطالب و محورهايى كه در مورد آنها بحث مى شود تعيين گردد.
    منظور از زن ، صنفى است كه مقابلش مرد است ، نه زن در مقابل شوهر، عناوين ديگر كه هر كدام حقوق خاصى را به همراه دارد بحث جدايى دارند كه در محور اصلى اين بحث دخيل نيست ، مثلا: زن چندين عنوان فقهى و حقوقى دارد كه هر كدام از آن ، عناوين يك سلسله از مسائل فقهى و حقوقى هستند، چون زن گاهى عنوان دختر، خواهر، همسر و گاهى عنوان مادر، جده و يا عمه و خاله و گاهى دختر عمو و دختر عمه و دختر دايى و دختر خاله مى شود كه هر كدام از اينها در باب ارث و مانند آن ، مسائل فقهى و حقوقى دارند و هيچكدام از عناوين ياد شده در اين بحث دخيل نيست چه اين كه منظور از مرد، همين صنفى است كه مقابل زن است ، زيرا مرد هم به عنوان مذكر، عناوين فراوانى دارد، كه هر كدام از آن عناوين مسائل فقهى و حقوقى فراوانى را به دنبال دارد، چه اين كه مرد گاهى عنوان همسر، پسر، برادر يا پدر و گاهى عنوان جد، عمو و يا دايى و گاهى عنوان پسر عمو يا پسر عمه يا پسر دايى و پسر خاله است كه هيچكدام از عناوين در اين بحث محورى راه ندارد. گرچه در مسائل حقوقى و فقهى نقش دارند.
    در ارزيابى تساوى حقوق زن و مرد از نظر مسائل ارزشى هيچكدام از اين عناوين را نبايد راه داد، نه به عنوان تاييد و نه به عنوان نقض . نبايد گفت چون سهم خواهر در ارث كمتر از سهم برادر است ، پس زن و مرد با هم فرق دارند. در آن موضوع محورى هنوز نوبت به اين عناوين فرعى نمى رسد. بعد از تحليل موضوع محورى ، آنگاه نوبت به اين عناوين فرعى مى رسد كه هر كدام از آن عناوين فرعى مسائل فقهى و حقوقى جدايى مطرح مى شود.


    زن در آينه جلال و جمال


  10. تشكرها 2


  11. #56
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    فرق مبانى و منابع

    منابع بحث غير از مبانى بحث است . مبانى ، عبارت از آن قواعد و اصولى است كه برهان از آن قواعد و اصول تشكيل مى شود، بر اين مقدمات و مبادى عنوان مبانى بحث اطلاق مى شود اما اين مقدمات و مبادى را از كجا بايد استنباط كرد؟ مدرك آنها را منابع بحث مى گويند.
    منابع اين بحث ، هم قرآن و عترت است و هم عرفان و برهان . يعنى گاهى انسان به آيه اى از آيات استناد مى كند يا به حديثى از روايات استدلال مى نمايد در آنجا منبع ، نقل است . و گاهى به برهان عقلى استدلال مى شود، اين منبع ، عقل است نه نقل . و گاهى به كشف و شهود استناد مى شود، اينجا منبع ، عرفان است نه برهان . و از اين جهت كه برهان و عرفان هر دو خدمتگزار قرآن هستند و قرآن كريم است كه هم برهان مبرهنان را تحليل مى كند و هم شهود عارفان را تبيين مى كند، از اين رو، بين بحثهاى عرفانى و برهانى از يك سو و بحثهاى قرآنى از سمت ديگر انسجام تفكيك ناپذير است . بنابراين ممكن است در خلال بحثهاى قرآنى از ادله عقلى استفاده شود، يا از شواهد عرفانى مدد گرفته شود، چه اين كه ممكن است در خلال بحثهاى برهانى يا عرفانى ، به آيه اى از آيات قرآن ، يا روايتى از احاديث عترت طاهره عليه السلام استدلال شود، اما منابع بحثى از هم جدا هستند.


    زن در آينه جلال و جمال


  12. تشكرها 3


  13. #57
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    تذكر

    حجيت برهان عقلى براى همگان يكسان است ، زيرا توان آن تا حدودى براى همه ثابت است ليكن حجيت شهود و كشف ، بعد از تطابق با ميزان الهى كه همان قرآن و عترت است براى خصوص شاهد ثابت است نه براى ديگران ، مگر اين كه ، ديگران هم آن مراحل را بگذرانند.
    وقتى معلوم شد كه محور بحث كنونى همانا زن در برابر مرد است نه زن در برابر شوهر، و منابع بحثى هم برهان و عرفان و قرآن است ، قهرا بحث در سه فصل خلاصه خواهد شد، يعنى : نظر قرآن و روايات ، نظر عرفان ، و نظر برهان .
    و باز آنچه لازم است در اين پيشگفتار بازگو شود، آن است كه همان طورى كه قرآن ، هم تعبد دارد، هم برهان عقلى دارد، و هم راه شهود را ارائه مى دهد، روايات هم ، اين سه راه را طى مى كنند زيرا بخشى از آنها تعبد صرف است و قسم ديگر آنها، احتجابهاى عقلى ، و قسم سوم آنها ارائه راه شهود است .
    وقتى اين مقدمات كه عهده دار تبيين محل بحث ، و منابع بحث و تحليل روابط بين آن منابع است روشن شد، آنگاه مى توان وارد اصل بحث شد كه : حقوق زن و مرد از نظر قرآن و عترت طاهره - يعنى از ديدگاه اسلام - چيست ؟ و زن و مرد چه تفاوتى با هم دارند؟


    زن در آينه جلال و جمال


  14. تشكرها 3


  15. #58
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    قرآن هدايتگر انسان
    اين كه ، زن در قرآن از چه پايگاه عظيمى برخوردار است ، مبتنى بر اين است كه : انسان در قرآن چه پايگاهى دارد. چون قرآن كريم هرگز براى هدايت مرد نيامده است ، بلكه براى هدايت انسان آمده است ، لذا وقتى هدف رسالت را تشريح مى كند، و غرض نزول وحى را بازگو مى نمايد، مى فرمايد:
    شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس (73)
    ماه رمضان همان ماهى است كه در آن قرآن نازل شده است ، كه مردم را هدايتگر باشد.
    كلمه ناس كه به عنوان هدايت انسان در قرآن مطرح است ، صنف مخصوص يا گروه خاصى را در نظر ندارد بلكه شامل زن و مرد بطور يكسان مى شود.
    قرآن كريم ، گاه تعبير به ناس و گاه تعبير به انسان مى كند و مى فرمايد: ما براى انسان ، قرآن فرستاديم .
    الرحمن ، علم القرآن ، خلق الانسان ، علمه البيان (74)
    خداى رحمان ، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت .
    در آيه اول ، سخن از تعليم قرآن است ، بعد سخن از خلقت انسان ، و بعد سخن از تعليم بيان . با اين كه نظم طبيعى آن است كه اول انسان خلق بشود، بعد بيان ياد بگيرد، و بعد قرآن را بفهمد، خداوند رحمان ، معلم است ، و رحمتش هم فراگير است .









    زن در آينه جلال و جمال


  16. تشكرها 3


  17. #59
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    و رحمتى و سعت كل شى ء
    (75)
    و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است .
    اگر گفتند، مهندسى درس مى گويد، يعنى ، درس هندسه مى دهد. اگر گفتند، يك طبيب درس مى گويد، يعنى ، درس طب مى دهد. اگر گفتند، اديب تدريس مى كند، يعنى ، درسش ادبيات است ، و اگر گفتند، الرحمن تدريس ‍ مى كند، يعنى ، درس رحمت مى دهد. و اگر معناى رحمت و مصاديق آن در قرآن تبيين شود، معلوم خواهد شد كه اين مدرس رحمت به انسانها چه درسى مى دهد، و چگونه نبى اكرم صلى الله عليه و آله رحمة للعالمين است . او خود، درس معلمى است كه آن معلم ، رحمان است . اگر كسى از رحمت حق مدد نگرفت ، انسان نيست ، و اگر كسى انسان نبود بهيمه است ، وقتى بهيمه شد، حرفش مبهم است ، و اگر حرفش مبهم بود، گفتار او بيان نيست .
    بنابراين ، اين چهار مرتبه در طول هم هستند، در ابتدا الله به عنوان وصف رحمانيت معلم است ، وقتى شاگردى در اين مكتب رحمت تربيت شد، مى شود انسان ، و وقتى انسان شد، حرف او روشن و گفتارش بيان است .
    خلاصه آن كه ، وقتى خداوند فرمود: قرآن براى هدايت ناس است و رحمان درس قرآن مى گويد، و شاگردانش انسانها هستند، ديگر سخن از زن و مرد نيست ، چه اين كه در تعبيراتى نظير:
    فمن تبعنى فانه منى (76)
    هر كه مرا پيروى كند از من است .
    سخن از زن و مرد نيست . اين نمونه اى بود مبنى بر اين كه قرآن هدى للناس است و برنامه تدريسى انسانها مى باشد، و مراد از ناس صنف مخصوصى نيست .


    زن در آينه جلال و جمال


  18. تشكرها 3


  19. #60
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,429      تشکر : 19,753
    24,122 در 6,962 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    قرآن معلم روح انسانها

    قرآن ، براى تعليم و تزكيه جان و روح آدمى است و روح از آن جهت كه موجودى مجرد است : نه مذكر است ، نه مؤ نث . پس در قرآن سخن از تزكيه روح است نه سخن از زن و مرد تا گفته شود، اين دو همتا و مساوى هم هستند.
    تفكر غربى مى گويد: انسان دو نوع يا دو صنف است : زن و مرد، ولى اين دو در مسائل تعليمى و تربيتى مساوى هم هستند، يعنى ، زن همسان مرد، و مرد همتاى زن است ، اين به نحو سالبه به انتفاء محمول است ، يعنى زنى هست و مردى هست ، ولى با هم فرق نمى كنند، زيرا در تفكر الحادى حقيقت انسان همين بدن است و اين بدن ، به دو شكل ساخته شده است ولى هر دو شكل مساوى هستند، اما در مكتب الهى تمام حقيقت انسان روح اوست گرچه بدن هم لازم و ضرورى است . دين اسلام مى گويد: هدف از نزول وحى تعليم و تربيت تزكيه نفوس و تهذيب انسانها است ، در اينجا سالبه به انتفاء موضوع است نه به انتفاء محمول ، يعنى محور تعليم و تربيت جان انسانها است و جان نه مذكر است و نه مؤ نث ، و اصلا زن و مردى در كار نيست ، نه اين كه بگوييم زن و مردى هست ولى با هم مساويند - تا بشود يك قضيه موجبه - يا فرقى با هم ندارند - كه بشود يك قضيه سالبه - كه صدق آن به انتفاء محمول است نه به انتفاء موضوع . اين كه گفته شده است ، فرق بين موجبه و سالبه در اين است كه گاهى سالبه به انتفاء موضوع صادق است ، يكى از مواردش همين جا هست .
    خلاصه آن كه ، اولال زن بودن يا مرد بودن مربوط به پيكر است نه جان و روح . ثانيا تعليم و تربيت و تهذيب و تزكيه از آن نفس است . ثالثا نفس غير از بدن است ، و بدن غير از نفس ، و اصلا در كلاس درس قرآن ، روح مى نشيند نه بدن ، و روح هم نه زن است و نه مرد. اين كه ذات اقدس اله مى فرمايد:


    زن در آينه جلال و جمال


  20. تشكرها 2


صفحه 6 از 19 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •