زن در آينه جلال و جمال سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زن در آينه جلال و جمال
صفحه 7 از 19 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 181
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها
    (77)
    سوگند به نفس و آن كه آن را درست كرد، سپس گناهكارى و تقوايش را الهام كرد.
    نفس نه مذكر است و نه مؤ نث . و يا اين كه مى فرمايد:
    فاذا سويته و نفخت فيه روحى (78)
    پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم .
    روح از آن جهت كه موجود مجرد است اندامى ندارد تا يا اين چنين باشد يا آن چنان ، و نيز اين كه مى فرمايد:
    يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فلما قيه (79)
    اى انسان حقا كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاش و او را ملاقات خواهى كرد.
    اى انسان ، تو سالك الى الله هستى ، مگر بدن سفر مى كند، تا ما بگوييم اين سالكان دو صنف هستند: بعضى زن و بعضى مردند؟ سالك الى الله روح است ، و روح نه مؤ نث است و نه مذكر. اين از آن معارف بلندى است كه مى توان گفت :


    زن در آينه جلال و جمال


  2. تشكرها 4

    مدير اجرايي (05-08-1391), بيرق ظهور (05-08-1391), ساجده (25-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-08-1391)

  3. #62
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون
    (80)
    و مى آموزد به شما آنچه را كه شما نمى توانستيد بدانيد.
    يعنى ، جزو معارفى است كه فقط ره آورد انبيا است . قرآن مدعى است كه ما بعضى از چيزها را به شما ياد مى دهيم كه به عنوان تاءسيس نيست ، بلكه به عنوان امضا و تاييد است ، اما يك سلسله مسائل و معارف را مى آوريم كه نه تنها درگذشته نزديك يا دور، بشريت به آن دسترسى نداشته بلكه در آينده نزديك يا دور هم ، بشريت به آن دسترسى نخواهد داشت و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون نه ما لا تعلمون چيزى قرآن به ياد بشر مى دهد، كه بشر قادر نيست آن را از نزد خود بفهمد، و اين آيه هر روز تازه است ، و هر روز با ما سخن مى گويد، و مى فرمايد: من يك پيام نو و تازه اى دارم كه دست بشر به آن نمى رسد. قرآن اين تعبير بلند را درباره وجود گرامى نبى اكرم - عليه آلاف التحية و الثناء - نيز دارد آنجا كه مى فرمايد:
    و علمك ما لم تكن تعلم (81)
    و آنچه را كه نمى توانستى بدانى به تو آموخت .
    اين علمك ما لم تعلم يا ما لا تعلم نيست . با همه نبوغ و استعداد خاصى كه وجود مبارك آن حضرت داشت ، ذات اقدس اله مى فرمايد: من چيزى به تو ياد داده ام كه تو نبودى كه ياد بگيرى ، جريان غيب ، مساءله برزخ ، مساءله قيامت مواقف قيامت ، بهشت ، دوزخ ، اسماء حسناى الهى و صدها مسائل غيبى ديگر، موضوعاتى است كه دست كسى به آنها نمى رسد، بنابراين هر روز اين سخن ، تازه است كه يعلكم ما لم تكونوا تعلمون .



    زن در آينه جلال و جمال


  4. تشكرها 4

    مدير اجرايي (05-08-1391), بيرق ظهور (05-08-1391), ساجده (25-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-08-1391)

  5. #63
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    حقيقت انسان نه مذكر است و نه مؤ نث

    در هر بحثى نبايد ملتزم شد كه حتما به نحو ايجاب پاسخ داده شود، زيرا ممكن است ثمره يك بحثى فقط سلب باشد، مثلا گاهى انسان وارد بحث حقوق زن مى شود بدين اميد كه نتيجه آن تساوى اين دو صنف يا تفاضل آنها باشد ولى بعد معلوم مى شود كه ثمره آن سلبى است . هرگز نبايد توقع داشت كه ثمره استنباط، يكى از دو امر تساوى يا تفاضل باشد، بلكه ممكن است نتيجه بحث اين باشد كه زن و مرد، نه مساويند و نه متمايز، براى اين كه موضوعى براى تساوى يا تفاوت نيست . به عبارت ديگر: گاهى انسان وارد بحث مى شود كه مثلا آيا الف و باء مساوى هم هستند يا متمايزند، در اينجا سرانجام احدالامرين را اعلام مى كند مى گويد: الف و باء كه دو امرند و هر دو موجودند، مثلا با هم مساويند و يا اين كه متمايزند. در اين محور خاص ، قضيه ، منفصله حقيقته است - از دو حال بيرون نيست -، اما گاهى انسان وارد بحث مى شود تا تساوى يا تفاوت را بيابد، ليكن وقتى دقيق مى شود مى بيند نه الفى در ميان است و نه بائى ، آنگاه بايد بگويد: موضوعى براى بحث تساوى يا تفاوت نيست . براى اين كه تساوى و تفاوت عدم و ملكه هستند - نه سلب و ايجاب تا اگر هر دو رفع شدند مستلزم رفع نقيضين باشد - يعنى يك موضوع خاص وقتى در خارج موجود است ، اين موضوع با موضوع ديگر از دو حال بيرون نيست ، يا مساوى با اوست يا مساوى نيست ، ولى اگر تعدد و كثرتى در كار نبود، تساوى و تفاوت هم نخواهد بود زيرا در اثبات يكى از دو امر ياد شده لازم است دو شى ء، موجود باشند تا با هم يا متساوى باشند و يا متفاوت .
    قرآن كريم وقتى مساءله زن و مرد را مطرح مى كند مى گويد: اين دو را از چهره ذكورت و انوثت نشناسيد بلكه از چهره انسانيت بشناسيد و حقيقت انسان را روح او تشكيل مى دهد، نه بدن او، انسانيت انسان را جان او تاءمين مى كند نه جسم او، و نه مجموع جسم و جان .




    زن در آينه جلال و جمال


  6. تشكرها 4

    مدير اجرايي (05-08-1391), بيرق ظهور (05-08-1391), ساجده (27-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-08-1391)

  7. #64
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    حقيقت انسان نه مذكر است و نه مؤ نث

    در هر بحثى نبايد ملتزم شد كه حتما به نحو ايجاب پاسخ داده شود، زيرا ممكن است ثمره يك بحثى فقط سلب باشد، مثلا گاهى انسان وارد بحث حقوق زن مى شود بدين اميد كه نتيجه آن تساوى اين دو صنف يا تفاضل آنها باشد ولى بعد معلوم مى شود كه ثمره آن سلبى است . هرگز نبايد توقع داشت كه ثمره استنباط، يكى از دو امر تساوى يا تفاضل باشد، بلكه ممكن است نتيجه بحث اين باشد كه زن و مرد، نه مساويند و نه متمايز، براى اين كه موضوعى براى تساوى يا تفاوت نيست . به عبارت ديگر: گاهى انسان وارد بحث مى شود كه مثلا آيا الف و باء مساوى هم هستند يا متمايزند، در اينجا سرانجام احدالامرين را اعلام مى كند مى گويد: الف و باء كه دو امرند و هر دو موجودند، مثلا با هم مساويند و يا اين كه متمايزند. در اين محور خاص ، قضيه ، منفصله حقيقته است - از دو حال بيرون نيست -، اما گاهى انسان وارد بحث مى شود تا تساوى يا تفاوت را بيابد، ليكن وقتى دقيق مى شود مى بيند نه الفى در ميان است و نه بائى ، آنگاه بايد بگويد: موضوعى براى بحث تساوى يا تفاوت نيست . براى اين كه تساوى و تفاوت عدم و ملكه هستند - نه سلب و ايجاب تا اگر هر دو رفع شدند مستلزم رفع نقيضين باشد - يعنى يك موضوع خاص وقتى در خارج موجود است ، اين موضوع با موضوع ديگر از دو حال بيرون نيست ، يا مساوى با اوست يا مساوى نيست ، ولى اگر تعدد و كثرتى در كار نبود، تساوى و تفاوت هم نخواهد بود زيرا در اثبات يكى از دو امر ياد شده لازم است دو شى ء، موجود باشند تا با هم يا متساوى باشند و يا متفاوت .
    قرآن كريم وقتى مساءله زن و مرد را مطرح مى كند مى گويد: اين دو را از چهره ذكورت و انوثت نشناسيد بلكه از چهره انسانيت بشناسيد و حقيقت انسان را روح او تشكيل مى دهد، نه بدن او، انسانيت انسان را جان او تاءمين مى كند نه جسم او، و نه مجموع جسم و جان .




    زن در آينه جلال و جمال


  8. تشكرها 3


  9. #65
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اصالت روح و فرعيت بدن

    اگر جسم نقشى در انسانيت انسان مى داشت - به عنوان تمام ذات يا جزو ذات - ممكن بود سخن ، از مذكر و مؤ نث قابل طرح باشد، و بايد بحث مى شد كه آيا، اين دو صنف متساويند يا متفاوت ؟ ولى اگر حقيقت هر كسى را روح او تشكيل داد - جسم او ابزارى بيش نبود، و اين ابزار هم گاهى مذكر است و گاهى مؤ نث - و روح نه مذكر است و نه مؤ نث ، قهرا بحث از تساوى زن و مرد يا تفاوت اين دو صنف در مسائل مربوط به حقيقت انسان رخت برمى بندد، يعنى سالبه به انتفاء موضوع ، خواهد بود، نه به انتفاء محمول . و چون تساوى و تفاوت ، عدم و ملكه هستند، نه سلب و ايجاب ، اگر در يك موردى ، سخن از تساوى به ميان نيامد، سخن از تفاوت هم پيش نخواهد آمد.
    قرآن كريم حقيقت هر انسانى را روح او دانسته و بدن را، ابزار وى مى داند و اين منافات ندارد با اين كه انسان در نشئه دنيا و برزخ و قيامت ، بدنى متناسب با همان نشئه و مرحله داشته باشد، البته همان طورى كه در دنيا بدن دارد، و بدن فرع است - نه اصل ، و نه جزو اصل - در برزخ و قيامت نيز چنين است . چه اين كه قرآن كريم بدن را كه فرع است به طبيعت ، و خاك و گل ، نسبت مى دهد و روح را كه اصل است به خداوند اسناد مى دهد و مى فرمايد:


    زن در آينه جلال و جمال


  10. تشكرها 3


  11. #66
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    قال الروح من امر ربى
    (82)
    قهرا روح انسان منزه از ذكورت و انوثت مى باشد.
    وقتى منكران معاد مى گفتند، انسان با مرگ نابود مى شود و حياتى پس از مرگ نيست .
    و قالوا اذا ضللنا فى الارض اءنا لفى خلق جديد (83)
    و گفتند آيا وقتى در دل زمين گم شديم ، آيا باز در خلقت جديدى خواهيم بود؟
    ما با مرگ در زمين گم مى شويم ؟ ذات اقدس اله فرمود:
    قل يتوفاكم ملك الموت الذى وكل بكم (84)
    بگو فرشته مرگى كه بر شما گمارده شده ، جانتان را مى گيرد.
    به نبى اكرم - عليه آلاف التحية و الثناء - فرمود: به اينها بگوييد شما با مرگ در زمين گم نخواهيد شد بلكه تمام حقيقت شما متوفى مى شود. فوتى در كار نيست ، توفى است ، وفات است ، نه فوت ، شما متوفى هستيد، فرشته ماءمور توفى است و اگر در مرگ چيزى از انسان فروگذار بشود كه استيفاء و توفى نخواهد بود، پس تمام حقيقت انسان جان اوست كه قبض مى شود اگر چه بدن بپوسد.
    اگر انسان بخواهد ببيند اين دو صنف زن و مرد مساويند، يا متمايز، يا اصلا دو صنفى در كار نيست ، راه تحقيقش اين است كه ببيند آنچه كه مايه ارزش ‍ و فضيلت است چيست ؟ و آن كه ارزشمند و فاضل مى شود كيست ؟ يك فصل عهده دار بيان مسائل ارزشى ، و فصل ديگر عهده دار بيان ارزشمندها
    و فاضل هاست .


    زن در آينه جلال و جمال


  12. تشكرها 3


  13. #67
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    عدم تاءثير ذكورت و انوثت در ارزش ها و ارزشمندها

    آن فصلى كه مى گويد، چه چيزى ارزش است و چه چيزى ضد ارزش ، مانند آن آياتى كه علم را ارزش مى داند، جهل را ضد ارزش ، ايمان را ارزش ‍ مى داند و كفر را ضد ارزش ، ذلت و عزت ، سعادت و شقاوت ، فضيلت و رذيلت ، حق و باطل ، صدق و كذب ، تقوا و فجور، اطاعت و عصيان ، انقياد و تمرد، غيبت و عدم غيبت ، امانت و خيانت را عنوان مسائل ارزشى و ضد ارزشى مى داند هيچكدام از اين اوصاف را نه مذكر مى داند و نه مؤ نث . و آن فصلى كه عهده دار بيان موصوف اين ارزشها است ، مى گويد موصوف اين اوصاف هرگز بدن نيست . يعنى بدن انسان : مسلمان يا كافر، عالم يا جاهل ، متقى يا فاجر، صادق يا كاذب ، محق يا مبطل ، فاضل يا رذيل نيست .
    عقل نظرى كه وصفش انديشه و علم است آن هم ، نه مذكر است و نه مونث ، دل كه ، كارش كشف و شهود است ، آن هم : نه مذكر است و نه مؤ نث ، جان كه ، وصفش فجور و تقوا است ، نه مؤ نث است نه مذكر، چه اين كه فجور و تقوا هم ، نه مذكرند نه مؤ نث .
    اگر مسائلى كه به علم بر مى گردد - خواه علم حصولى خواه علم حضورى - هيچ كدام ذكورت و انوثت را نداشت ، عالم كه به علم حصولى ، يا شهودى ، متصف مى شود، آن هم نه مذكر است و نه مؤ نث . و اگر در مسائل علمى نه از جهت صفت و نه از لحاظ موصوف سخن از ذكورت و انوثت نبود، نمى توان بحث كرد كه در مسائل علمى زن و مرد همتاى هم هستند، يا متمايز؟
    و همچنين در مسائل اخلاقى كه به عقل علمى بر مى گردد مانند اراده ، خلوص ، ايمان ، باور كردن ، تهذيب ، صبر، توكل ،...و مسائلى از اين قبيل هيچكدام ، نه مذكرند و نه مؤ نث ، عقل عملى هم كه موصوف به اين مسائل اخلاقى است آن هم ، نه مذكر است و نه مؤ نث . يعنى اگر صبر، ذكورت و انوثت نداشت صابر نيز، مذكر و مؤ نث نيست ، نبايد تصور كرد كه چون يك جا مى گوييم صابر، و يك جا مى گوييم صابره ، يك جا مى گوييم عالم و جاى ديگر مى گوييم عالمه ، پس اين تاءنيث لفظى در مسائل تحليلى راه داد، زيرا در اين صورت از باب اخذ ما بالعرض مكان ما بالذات دچار مغالطه خواهد شد، خواه بصورت تاييد و ابرام باشد و خواه به نحو تخريب و نقض .




    زن در آينه جلال و جمال


  14. تشكرها 3


  15. #68
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    روح ، صاحب ارزشها

    قرآن كريم ، هم محصولات قضايا را طرح مى كند - چه ارزش است و چه ضد ارزش - هم موضوعات را. و در بيان موضوع اين محمولها، گاه از روح سخن مى گويد، و گاه از نفس ، فؤ اد، يا قلب ، و گاهى نيز از صدر سخن مى گويد و...، همه اينها حاكى از آن لطيفه الهى است كه موجودى مجرد است ، منتها چون روح يك بسيط محض نيست و شؤ ون گوناگونى دارد، لذا، قرآن كريم از روح انسان به مناسبت هر شاءنى كه دارد نام مى برد، گاهى بر اثر تناسب با يك وصف خاص از روح ، به قلب ، يا به فؤ اد، و گاهى به نفس و گاه نيز به صدر، ياد مى كند، اين موارد نيز كه موصوف محمول هاى ارزشى اند منزه از ذكورت و انوثت اند. پس هم صفت ، منزه است ، و هم موصوف ، مبرى است ، پس در هيچ مورد سخن از تساوى يا تفاوت مطرح نخواهد شد، و اگر ما در مسائل علمى ، كه ملاك ارزش است و همچنين در مسائل عملى ، كه معيار ارزش است ، هيچ سخنى از مذكر و مؤ نث نيافتيم ، يقينا موصوف آنها مذكر و مؤ نث نيست - از باب تبعيت صفت و موصوف - چه اين كه ، اگر در موصوف هم كه روح است هيچ نشانه اى از مذكر و مؤ نث نيافتيم ، يقينا وصف او هم منزه از ذكورت و انوثت است - اين هم از راه تلازم -، چه اين كه تحليل نفسى هر كدام از صفت و موصوف هم ما را به اين نتيجه مى رساند. يعنى ، وقتى ما ثابت كرديم كه موصوف و صفت منزه است از ذكورت و انوثت ، دو نتيجه مى دهد: يكى بالمطابقه و يكى بالالتزام . تناسب روح و جسم
    آيات قرآن كريم كه درباره روح انسان سخن مى گويد دو گروه است .
    گروه اول : بعضى از آيات نشانگر آن است كه روح قبلا بوده و سپس به بدن تعلق گرفته است نظير آياتى كه در نحوه پيدايش آدم ابوالبشر - سلام الله عليه - آمده است ، قرآن مى فرمايد:




    زن در آينه جلال و جمال


  16. تشكرها 3


  17. #69
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    انى خالق بشرا من طين فاذا سويته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين
    (85)
    من آفريننده بشرى از گل هستم ، پس وقتى او را آراستم و از روحم در او دميدم پس سجده كنان براى او به خاك بيفتيد.
    ظاهر آيه اين است كه روح قبلا وجود داشته ، و بعد از اين كه بدن به نصاب خاص خود رسيده ، روح به بدن تعلق گرفته است - البته در تعلق يك موجود مجرد به يك موجود مادى و پيدايش يك نوع حقيقى از آن دو سخن فراوان است و به تعبير مرحوم صدرالمتالهين يكى از دشوارترين مسائل فلسفى اين است كه چگونه يك مجرد و يك مادى هماهنگ شده و يك نوع حقيقى را به بار مى آورند. پس بخشى از آيات قرآن نشانه آن است كه روح قبلا وجود داشته و سپس به بدن تعلق پيدا كرده و اضافه و افاضه اشراقى يافته است ، و رواياتى كه احيانا در اين زمينه آمده است ، اين بخش ‍ از آيات را تاييد مى كند، مثل :
    خلق الله الارواح قبل الاجساد بالفى عام (86)
    خداوند، جانها را دو هزار سال قبل از تن ها آفريد.


    زن در آينه جلال و جمال


  18. تشكرها 3


  19. #70
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    حدوث روح پس از جسم

    گروه دوم : آياتى كه نشانگر اين معناست كه روح از همين نشئه طبيعت و بدن پيدا شده و بر مى خيزد، يعنى همين موجود مادى كه ادوار و اطوارى را پشت سر گذاشت ، به مرحله روح مى رسد. اين طايفه از آيات ، جسمانيه الحدوث و روحانية البقاء بودن روح را تاييد مى كند. مثلا در سوره مؤ منون مى فرمايد: ما بشر اوليه را از گل خلق كرديم ، نسل او را از آب آفريديم ، آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورده ، علقه را مضغه ساخته ، مضغه را به صورت استخوان درآورده و لباسى از گوشت به پيكر اين استخوان پوشانده و او را به آفرينش ديگر پديد آورديم .
    فكسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله احسن الخالقين (87)
    يعنى همان موجود را ما به چيز ديگرى تبديل كرديم . از اين كه فرمود ثم انشاناه خلقا آخر معلوم مى شود خلق آخر از سنخ گذشته ها و از سنخ تحولات مادى و تطورات ماده نيست ، و گرنه نمى فرمود خلق ديگر به بيان ديگر اگر يك امر مادى و قابل تشريح و تبيين و در دسترس علوم تجربى قرار مى گرفت ، ديگر نمى فرمود ثم انشاناه خلقا آخر.
    از آيات پر محتواى قرآن كريم آيه مباركه فتبارك الله احسن الخالقين است . چون انسان احسن المخلوقين است ، ذات اقدس اله هم احسن الخالقين مى شود و خداوند سبحان پس از آفرينش اين مجموعه مى فرمايد: من احسن الخالقين هستم .



    زن در آينه جلال و جمال


  20. تشكرها 3


صفحه 7 از 19 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •