سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: امام جواد(علیه السلام) و راز شهادت

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll امام جواد(علیه السلام) و راز شهادت







    هشتمين امام معصوم(علیهم السلام) در انتظار پسر و شيعيان در تب و تاب‏رويت جمال جواد الائمه(علیه السلام) بودند. حدود چهل و هفتمين بهار عمرامام رضا(علیه السلام) سپرى مى ‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش رافروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان ‏آنها قرار داشت كه گاه بوسيله نامه نيز آن حضرت را مورد آزارقرار مى‏ دادند كه نمونه آن را مى ‏توان در مكتوب «حسين ابن‏ قياما» مشاهده كرد.

    او كه از سران «واقفيه‏» بود در نامه‏اى‏به امام رضا(علیه السلام) مى‏نويسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏كه فرزندى ندارى و امام(علیه السلام) پاسخ او را چنين نگاشت كه از كجامى ‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشيد كه ‏خداوند به من پسرى عنايت‏ خواهد كرد كه حق را از باطل جدامى ‏كند.

    تا اينكه طبق پيش بينى امام (علیه السلام) در رمضان سال 195 هجرى‏و به نقل از ابن عياش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد(علیه السلام)متجلى شد و مادرش «سبيكه‏» را كه از خاندان «ماريه قبطيه‏»همسر پيامبر(صلی الله علیه واله) بود و به فرموده امام رضا(علیه السلام) آفرينشى پاكيزه ومنزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشيد.

    ولادت امام جواد(علیه السلام) تمامى شايعات مربوط به امام رضا(علیه السلام) راپايان بخشيد و دلهره و اضطراب را از ميان شيعيان زدود. بدين‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: اين مولودى است كه براى‏شيعيان ما «در اين زمان‏» با بركت‏تر از او زاده نشده است.

    مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت‏ شيعيان را عهده دارشدو در اين راستا آثارى شگفت از خويش به يادگار گذارد و مكتب‏ علمى، اجتماعى شيعه را جلوه خاص بخشيد.

    شهادت آن بزرگوار پايانى است‏بر تلاشهاى چشمگير و پر فروغش‏ تلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادت‏آن حضرت بر آمدند و اين نوشتار نگاهى است‏به عوامل و موجبات‏ شهادت آن حضرت كه در اين زمينه به بررسى سه عامل مى ‏پردازيم:






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-07-1392 در ساعت 03:19
    امضاء




  2. تشكرها 3


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تقواى الهى و عدم همراهى با فساد در بار


    مى‏دانيم كه يكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و اين به خاطره‏ جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه ‏ديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين بر خور دار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و«كاظم‏» فرو برنده خشم و «زين العابدين‏» زيباترين روح‏ پرستنده‏» هستند.

    اما فرهنگ القاب معصومين ريشه‏اى اجتماعى وبرخاسته از عنايت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نيز از اين مقوله ‏است نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان مارا بدين نكته رهنمون مى ‏كند كه دشمن تلاشى پيگير داشت تا به‏گمان خود آن حضرت را با عياشي ها و فساد دربار براى يك باره م‏كه شده است آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى ‏اش مى ستودندساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم درباردخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستورلازم را نيز صادر كرد. اما راه بجايى نبرد و پاكى و تقواى‏امامت‏بر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعف‏ يافت. اين بار كافى است روايت ذيل را مرور كنيم.

    ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب‏» از محمد بن ريان نقل مى‏كند كه‏مامون درباره امام محمد تقى(علیه السلام) به هر نيرنگى دست زد شايدبتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنيا نمايد و به فسق و لهو او را متمايل كند به نتيجه‏اى نرسيد تا زمانى كه خواست دخترخود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنيزك اززيباترين كنيزكان را بگمارند تا زمانيكه امام جواد(علیه السلام) براى‏حضور در مجلس دامادى وارد مى ‏شود با جامهاى جواهر نشان از اواستقبال كنند كنيزان به آن دستور العمل رفتار كردند ولى حضرت‏ توجهى به آنها ننمود

    و مردى بود به نام «مخارق‏» كه آوازه‏خوان بود و بربط نواز و ريشى دراز داشت. مامون او را طلبيد واز او خواست كه تلاش خود را جهت متمايل نمودن امام به امورمزبور بكار گيرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر(علیه السلام) كمترين ‏علاقه‏ اى به دنيا داشته باشد من به تنهايى مقصود تو را تامين‏ مى ‏كنم.

    پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد بگونه ‏اى‏كه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنين كرد ولى ديد حضرت جواد(علیه السلام) نه به سوى او ونه به راست و چپ خود هيچ توجهى ننمود.

    سپس سربرداشت و رو به‏آن مرد كرد و فرمود، «اتق الله ياذاالعثنون‏» از خدا پروا كن‏اى ريش دراز پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كارافتاد تا آن كه بمرد. مامون از او پرسيد تو را چه شد؟ گفت:وقتى كه ابو جعفر(علیه السلام) فرياد بركشيد آن چنان هراسيدم كه هرگز به‏ حالت اول باز نخواهم گشت.

    روايت فوق بيانگر عمق توطئه مامون‏جهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد(علیه السلام) مى ‏باشد كه عصمت الهى امام جواد(علیه السلام) نقشه‏هاى آنان را نقش بر آب مى‏ نمود. و در همين‏راستا سخن ديگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه درجمع اطرافيان خود گفت:

    خليفه به اين فكر افتاده است كه ابوجعفر(علیه السلام) را براى شيعيان وپيروانش به صورت زشت و مست نا متعادل آلوده به عطر مخصوص زنان‏نمودار كند. نظر شما در اين باره چيست؟

    آنها مى‏ گويند اينكاردليل شيعيان و حجت آنرا از بين خواهد برد اما فردى از ميان‏ آنان‏ مى‏ گويد جاسوسهايى از ميان شيعيان برايم اين چنين خبرآورده‏ اند كه شيعيان م ى‏گويند در هر زمان بايد حجتى الهى باشد وهرگاه حكومت متعرض فردى كه چنين مقامى نزد آنان دارد بشود خودبهترين دليل ست‏ بر اينكه او حجت‏ خداست.

    پس از آن «ابن ابى ‏داود» خبر را به خليفه منتقل مى ‏كند دراين هنگام خليفه اين‏چنين اظهار نظر مى‏كند كه «امروز در باره اينها هيچ چاره وحيله‏ اى وجود ندارد. ابوجعفر را اذيت نكنيد. پس از نوميدى ازهمراهى امام و درخشش هرچه بيشتر جلوه‏هاى پاكى و تقواى امام ‏بود كه دشمن تصميم به شهادت امام(علیه السلام) را مى‏ گيرد زيرا كه هر روزشخصيت امام فروغى فروزان تر به خويش مى‏ گيرد و دلهاى مشتاق ‏پاكى و عفاف را هرچه بيشتر بسوى خويش جذب مى ‏كند.

    و امام (علیه السلام)خود بى رغبتى و ناراحتى خويش را از وضعيت دربار و همراهى آنان‏ اظهار مى‏ داشت. «حسين مكارى‏» مى ‏گويد: در بغداد بر ابوجعفر(علیه السلام)وارد شدم و در نزد خليفه بانهايت جلالت مى ‏زيست. با خود گفتم كه‏ حضرت جواد(علیه السلام) با اين موقعيت كه در اينجا دارد ديگر به مدينه‏ برنخواهد گشت.

    چون اين خيال در خاطر من گذشت ديدم امام سرش راپايين انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالى‏كه رنگ مباركش‏ زرد شده بود، فرمود: «اى حسين نان جو با نمك نيمكوب در حرم‏ رسولخدا(صلی الله علیه واله) نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مى ‏كنى.






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-07-1392 در ساعت 03:25
    امضاء




  5. تشكرها 3


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    برترى دانش و تفوق علمى

    دومين عامل شهادت امام جواد(علیه السلام) را مى‏توان حضور قوى و كار آمدحضرت در صحنه ‏هاى علمى و برترى دانش آن حضرت بر شمرد زيرا كه‏ اين امر ناتوانى خليفه را در مقابل امام جواد(علیه السلام) كه بسيارى‏خلافت را حق آنان مى ‏دانستند به نمايش مى ‏گذاشت. و ضعف بنيه علمى‏ دانشمندان دربارى را هر چه بيشتر آشكار مى ‏ساخت كه از ميان‏ مباحثات متعدد حضرت يكى از آنها را برگزيده و نقل مى‏ كنيم.

    «زرقان‏» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صميميت داشت مى‏ گويديك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم باز گشت، در حالى كه به‏ شدت افسرده و غمگين بود علت را جويا شدم گفت: امروز آرزو كردم‏كه كاش بيست‏ سال پيش مرده بودم پرسيدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه‏از ابوجعفر «امام جواد(علیه السلام ‏») در مجلس معتصم برسرم آمد. گفتم:

    جريان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خليفه‏«معتصم‏» خواست كه با اجراى كيفر الهى او را پاك سازد.

    خليفه‏ همه فقها را گرد آورد و محمد ابن على «حضرت جواد(علیه السلام ‏») را نيزفراخواند و از ما پرسيد دست دزد از كجا بايد قطع شود؟

    من‏ گفتم: از مچ دست. گفت: دليل آن چيست؟ گفتم: چون منظور از دست‏ در آيه تيمم «فامسحوا بوجوهكم و ايديكم‏»،صورت و دستهايتان‏ را مسح كنيد» تا مچ دست است. گروهى از فقها در اين مطلب بامن موافق بودند و مى‏ گفتند: دست دزد بايد از مچ قطع شود ولى‏ گروهى ديگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دليل ‏آن را پرسيد گفتند: منظور از دست در آيه شريفه وضوء:
    «فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق‏» صورتها و دستهايتان‏ را تا آرنج ‏بشوييد. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد ابن‏ على امام جواد(علیه السلام) كرد و پرسيد: نظر شما در اين مساله چيست؟

    گفت: اينها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم‏ داد كه بايد نظرتان را بگوييد. محمد بن على (ع) گفت: چون قسم‏ دادى نظرم را مى‏ گويم. اينها در اشتباه‏اند. زيرا فقط انگشتان ‏دزد بايد قطع شود و بقيه دست‏ بايد باقى بماند.

    معتصم گفت: به‏ چه دليل؟

    گفت: زيرا رسول خدا(صلی الله علیه واله) فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق‏ مى ‏پذيرد. بنابراين اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود دستى‏ براى او نمى ‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نيز خداى متعال‏ مى ‏فرمايد: «و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» سجده‏ گاهها از آن خداست. پس هيچ كس را همراه با خدا مخوانيد. ابن‏ابى داود مى ‏گويد: معتصم جواب محمد بن على را پسنديد دستور دادانگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس ازسه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مى رسد و مى ‏گويد: به معتصم‏ گفتم خير خواهى براى اميرالمومنين بر من واجب است و من در اين‏ جهت‏ سخنى مى‏ گويم كه مى ‏دانم با آن به آتش جهنم مى ‏افتم. معتصم‏ گفت آن سخن چيست؟ گفتم:

    چگونه اميرالمومنين براى امرى از امور دينى كه اتفاق افتاده ‏است‏ به خاطر گفته مردى كه نيمى از مردم به امامت او معتقدند وادعا مى ‏كنند او از اميرالمومنين شايسته ‏تر به مقام اوست، تمامى‏ سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟

    پس رنگ معتصم تغيير كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را دربرابر اين خيرخواهيت ‏به تو پاداش نيك عطا كند و پس از آن بودكه تصميم به شهادت امام (علیه السلام) گرفت.





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-07-1392 در ساعت 03:30
    امضاء




  7. تشكرها 3


  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بزرگداشت نهضتهاى شيعى

    حسين بن على مشهور به شهيد فخ نواده حضرت مجتبى(علیه السلام) در زمان‏يكى از خلفاى بنى عباس به نام هادى عباسى قيام كرد. ياد و نام ‏او سندى بر محكوميت‏بنى عباس تلقى مى‏ شد و حماسه نهضت هاى شيعى ‏عليه خلفاى عباسى را در خاطره ‏ها تجديد مينمود.

    در حمايت ازاين شهيد انقلابى روايتى نيز از امام جواد(علیه السلام) مى ‏خوانيم: «پس‏از فاجعه كربلا هيچ فاجعه ‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده‏ است.»

    يكى از نويسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد(علیه السلام) «نعم‏ القادر الله‏» مى‏ نويسد: بعد از آن كه «مامون‏» همه‏ انقلابها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبيعى بودكه مامون و عباسيان و يارانشان احساس كنند كه به نهايت‏ آروزيشان رسيده و به ارزشمندترين آرمانهايشان كه عبارت بود ازمحكم ساختن پايه‏هاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه ديگر هيچ ‏نيرويى توان ايستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته اشددست‏ يافته ‏اند ولى مى‏ بينيم كه بعد از اين همه، نقش انگشترى ‏امام جواد(علیه السلام) در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مى ‏كند وتمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مى‏كند آن نقش اين‏ جمله است «نعم القادرالله‏» چه نيكو توانمندى است‏ خدا.

    و در اين راستاست كه معتصم پس از اين كه از مردم بيعت‏ براى خود گرفت جوياى حال امام جواد(علیه السلام) شد و دستور داد كه امام‏ جواد(علیه السلام) و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زيرا كه‏ حضور و نام و ياد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت‏ ايمان است و جلوه امامت و وصايتش مهر باطلى است‏ بر خلافت هاى‏ باطل بنى عباس.

    درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه(علیه السلام) آن هنگام كه باميلادش جلوه زيباى مبارك‏ ترين مولود را رقم زد و آن هنگام كه باقامت زيباى امامت‏ خويش قيامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى رامتجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذیقعده سال 220 هجرى ديده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرين خويش تجلى بخش‏آيات جهاد و شهادت گشت.

    منبع:ماهنامه كوثر






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-07-1392 در ساعت 03:33
    امضاء




  9. تشكرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی