(...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2. 2. مهر در قرآن


    قرآن کريم مهر را به صورتي که در مرحله ي پنجم گفتيم ابداع و اختراع نکرد، بلکه کاري که قرآن کريم کرد، اين بود که مهر را به حالت فطري آن برگردانيد.
    قرآن کريم با لطافت و ظرافت بي نظيري مي گويد: «وَ ءاتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحلَهً...»؛ (نساء، 4) يعني کابين زنان را که به خود آنها تعلق دارد و عطيه و پيش کشي است از جانب شما به خودشان بدهيد. قرآن کريم در اين جمله ي کوتاه به سه نکته ي اساسي اشاره کرده است: اولاً با نام «صَدُقه» ياد کرده است نه با نام «مهر». صدقه از ماده ي صدق است و بدان جهت به مهر صداق يا صدقه گفته مي شود که نشانه ي راستين بودن علاقه ي مرد است و ديگر اينکه با ملحق کردن ضمير «هُنَّ» به اين کلمه مي خواهد بگويد که مهريه به خود زن تعلق دارد نه به پدر و مادر او؛ مهر مزد بزرگ کردن و شيردادن و نان دادن به او نيست. سوم اينکه با کلمه ي «نحله» کاملاً تصريح مي کند که مهر هيچ عنواني جز عنوان تقديمي و پيش کشي و عطيه و هديه ندارد.(مطهري، 1382، صص187-186)





    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  2. تشكرها 3


  3. #12
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    3. زن و نفقه در قرآن


    3. 1. مقصود از نفقه و مقدار آن


    نفقه عبارت است از نيازمندي هاي روزمره، از قبيل نان، برنج، گوشت، قند، چاي، ميوه ي فصلي، لباس، مسکن، فرش و ساير لوازم و ضروريات زندگي و مقدار آن منوط به حال و شأن و شخصيت و موقعيت طرف مي باشد و بايد مناسب حال و شأن و زمان و مکان واجب النفقه باشد و از حد کفاف او کمتر نباشد.( وحيدي، 1385، ص269)
    بايد بدانيم که در قوانين اسلامي، نفقه نيز مانند مهر وضع مخصوص به خود دارد و نبايد با آنچه که در دنياي غيراسلامي مي گذشته يا مي گذرد يکي دانست.
    اما اسلام چنين حقي براي مرد قائل نيست، به زن حق داد مالک شود، تحصيل ثروت کند و به مرد حق نداده در ثروتي که به او تعلق دارد تصرف کند، و در عين حال بر مرد لازم دانسته که بودجه ي خانواده را تأمين کند، مخارج زن و فرزندان و نوکر و کلفت و مسکن و غيره را بپردازد، چرا به چه علت؟
    نفقه ي زن در غرب تا قرن نوزدهم چيزي جز جيره خواري و نشانه ي بردگي زن نبوده است، زيرا وقتي که زن موظف باشد مجاناً امور داخله ي زندگي مرد را اداره کند و حق مالکيت نداشته باشد، نفقه اي که به او داده مي شود از نوع جيره اي است که به اسير يا علوفه اي است که به حيوانات بارکش داده مي شود. (مطهري، 1382، صص200-199)
    اما اگر قانون بخصوصي در جهان پيدا شود که اداره ي داخله زندگي مرد را به عنوان يک وظيفه ي لازم از دوش زن بردارد و به او حق تحصيل ثروت و استقلال کامل اقتصادي بدهد و در عين حال او را از شرکت در بودجه ي خانوادگي معاف کند، ناچار فلسفه ي ديگري در نظر گرفته و بايد در اطراف آن فلسفه تأمل کرد.





    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  4. تشكرها 3


  5. #13
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    3. 2. انواع نفقه


    در اسلام سه نوع نفقه وجود دارد:

    نوع اول، نفقه اي که مالک بايد صرف مملوک خود بکند، مخارجي که مالک حيوانات براي آنها مي کند، از اين قبيل است. ملاک اين نوع نفقه مالکيت و مملوکيت است.
    نوع دوم، نفقه اي است که انسان بايد صرف فرزندان خود در حالي که صغير يا فقيرند و يا صرف پدر و مادر خود که فقيرند بنمايد. ملاک اين نوع نفقه مالکيت و مملوکيت نيست بلکه حقوقي است که طبيعتاً فرزندان بر وجودآورندگان خود پيدا مي کنند و حقوقي است که پدر و مادر به حکم شرکت در ايجاد فرزندان و به حکم زحماتي که در دوره ي کودکي فرزند خود متحمل شده اند، بر فرزند پيدا مي کنند. شرط اين نوع نفقه، ناتوان بودن شخص واجب النفقه است.
    نوع سوم، نفقه اي است که مرد در مورد زن صرف مي کند. ملاک اين نوع نفقه نه مالکيت و مملوکيت است و نه حق طبيعي به مفهومي که در نوع دوم ذکر شد و نه عاجز بودن و ناتوان بودن و فقير بودن زن.
    فرضاً زن ميليونر و داراي درآمد سرشاري باشد و مرد ثروت و درآمد کمي داشته باشد باز هم بايد مرد بودجه ي خانوادگي، از جمله بودجه ي شخصي زن را تأمين کند. فرق ديگري که اين نوع از نفقه با نوع اول و دوم دارد اين است که در نوع اول و دوم اگر شخص از زير بار وظيفه شانه خالي کرد و نفقه نداد گناهکار است، اما تخلف وظيفه به صورت يک دين قابل مطالبه و استيفا در نمي آيد، يعني جنبه حقوقي ندارد. ولي در نوع سوم اگر از زير بار وظيفه شانه خالي کند، زن حق دارد به صورت يک امر حقوقي اقامه ي دعوا کند و در صورت اثبات از مرد بگيرد. (مطهري، 1382، صص205-206)




    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  6. تشكرها 3


  7. #14
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    . ارث زن در قرآن
    4. 1. ارث و علل محروميت زن از آن

    دنياي قديم يا به زن اصلاً ارث نمي داد و يا ارث مي داد اما با او مانند صغير رفتار مي کرد؛ يعني به او استقلال و شخصيت حقوقي نمي داد. احياناً در بعضي از قوانين قديم جهان اگر به دختر ارث مي دادند به فرزندان او ارث نمي دادند، برخلاف پسر که هم خودش مي توانست ارث ببرد و هم فرزندان او مي توانستند وارث مال پدربزرگ بشوند. در برخي قوانين ديگر جهان نيز که به زن مانند مرد ارث مي دادند، به صورت سهم قطعي و به تعبير قرآن «نصيباً مفروضاً» نبود، بلکه به اين صورت بود که به مورث حق مي دادند که درباره ي دختر خود نيز اگر بخواهند وصيت کند.
    علت اصلي محروميت زنان از ارث، جلوگيري از انتقال ثروت خانواده اي به خانواده ي ديگر بود. طبق عقايد قديمي نقش مادر در توليد فرزند ضعيف است. مادران فقط ظروفي هستند که در آن ظرف ها نطفه ي مردان پرورش مي يابد و فرزند به وجود مي آيد. از اين رو معتقد بودند که فرزندان پسري يک مرد، فرزندان او و جزء خانواده ي همسرش محسوب مي شوند. بر اين اساس اگر دختر ارث ببرد و بعد ارث به فرزندان او منتقل شود، سبب مي شود که ثروت يک خانواده به خانواده ي بيگانه منتقل گردد. (مطهري، 1382، صص220-219)
    محروميت زن از ارث علل ديگر نيز داشته است. از آن جمله ضعف قدرت سربازي زن است. آنجا که ارزش ها براساس قهرماني ها و پهلواني ها بود و يک مرد جنگي را به از صد هزار آدم ناتوان مي دانستند، زن را به خاطر عدم توانايي بر انجام عمليات دفاعي و سربازي از ارث محروم مي کردند.
    عرب عصر جاهليت از همين نظر مخالف ارث بردن زن بود و تا پاي مردي ـ ولو در طبقات بعدي ـ در ميان بود، به زن ارث نمي داد، اما وقتي که آيه ارث نازل شد و تصريح کرد:
    « لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَ الأقرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمّا تَرَكَ الوالِدانِ وَ الأقرَبُونَ مِمّا قَلَّ مِنهُ أو كَثُرَ نَصيبًا مَفرُوضًا» (نساء، 7) باعث تعجب اعراب شد.
    اتفاقاً در آن اوقات برادر حسان بن ثابت، شاعر معروف عرب، مرد و از او زني با چند دختر باقي ماند. پسرعموهاي او همه ي دارايي او را تصرف کردند و چيزي به زن و فرزندان او ندادند. زن او شکايت نزد رسول اکرم (ص) برد. رسول اکرم (ص) آنها را احضار کرد. آنها گفتند: زن که قادر نيست سلاح بپوشد و در مقابل دشمن بايستد، اين ما هستيم که بايد شمشير به دست بگيريم و از خودمان و از اين زن ها دفاع کنيم، پس ثروت هم بايد متعلق به مردان باشد. ولي رسول اکرم (ص) حکم خدا را به آنها ابلاغ کردند.( طباطبايي، 1384، ص455؛ مطهري، 1382، صص221-220)





    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  8. تشكرها 3


  9. #15
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    2. زن و سهام ارث

    درباره ي ارث زن مي توان گفت گر چه کمبود برخي از موارد سهام را اموري مانند تحميل هزينه ي زندگي او بر شوهر و نيز تحميل مهر بر همسر و اختصاص تحميل ديه بر عاقله ي مرد نه زن (يعني زن هرگز مسئول ديه ي خطايي برادر و برادرزاده و مانند آن نخواهد بود) به عهده مي گيرد، ليکن توضيح کوتاهي پيرامون اصل ارث زن و برخي از اقسام آن در اين مبحث سودمند مي باشد، اولاً معلوم است که زن مانند مرد همراه با تمام طبقات ارث، حضور حقوقي دارد و در تمامي مراتب طبقه بندي شده ي ارث زن مانند مرد حضور دارد. ثانياً سهم زن گاهي مساوي سهم مرد است و گاهي کمتر از آن و زماني هم بيشتر از سهم مرد قرار دارد و چنين نيست که در تمام موارد ارث سهم زن کمتر از سهم مرد باشد.
    مواردي که زن همتاي مرد ارث مي برد و نه کمتر از آن عبارت است از:
    1. پدر و مادر ميت: در صورتي که ميت فرزند داشته باشد که هر کدام از ابوين سُدس، (1/6) سهم مي برند و سهم پدر در خصوص فرض مزبور از مال فرزند، بيشتر از سهم، مادر نيست.
    2. کَلالة مادري يعني برادر و خواهر مادري ميت که به اندازه ي مساوي ارث مي برند نه با تفاوت؛ به طوري که خواهر و مادري ميت معادل سهم برادر مادري ميت ارث مي بردند و نه کمتر از آن؛ اما مواردي که زن کمتر از مرد ارث مي برد، مانند: دختر که کمتر از پسر مي برد و مانند کلاله ي پدري و مادري يعني برادر و خواهر پدري و مادري ميت که در اين صورت نيز زن يعني خواهر ميت نصف سهم مرد يعني برادر ميت، ارث مي برد و آيه 11سوره نساء عهده دار بيان تفاوت ارث پدر و مادر ميت که داراي فرزند نباشد و نيز تفاوت ارث دختر و پسر است. همچنين آيه 176 نيز که آيه پاياني سوره نساء مي باشد، عهده دار بيان تفاوت ارث کلاله ي پدر و مادري يا پدري ميت مي باشد.(جوادي آملي، 1375، ص345)
    اما مواردي که سهم زن بيش از سهم مرد مي باشد، مانند موردي که ميت غير از پدر و دختر وارث ديگري نداشته باشد، پدر سُدس (1/6) سهم مي برد و دختر بيش از آن، مانند موردي که ميت داراي نوه باشد و فرزندهاي او در زمان حيات وي مرده باشند که در اين جا نوه ي پسري سهم پسر را مي برد و نوه ي دختري سهم دختر را. يعني اگر نوه ي پسري، دختر باشد و نوه ي دختري پسر باشد در اين حال آن دختر دو برابر اين پسر هم مي برد. گر چه منشأ اين تفاوت همان تفاوت ارث دختر و پسر مي باشد، ليکن آنچه فعلاً در تقسيم خارجي صورت مي پذيرد اين است که زن دو برابر مرد ارث برده است.(جوادي آملي، 1375، صص347-346)




    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)



  10. #16
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    . زن و ديه در قرآن
    5. 1. ديه ي متفاوت زن و مرد


    مي گويند هر چه را بتوانيد جواب دهيد ديگر با اين نابرابري در خون بها چه مي کنيد که ديه ي نصف ديه ي مرد است و ارزش خون او نصف خون بهاي مرد است اينکه ديگر قابل توجيه نيست.
    اشتباه از اينجا برخاسته که ما براي ديات و خون بها، ارزش انساني قائل هستيم، در حالي که ديه در رابطه با کارايي و ارزش اقتصادي است. به همين خاطر اگر دو دست يک نفر را قطع کنند ديه ي آن برابر با کشتن و نابود کردن است. اين مسأله نشان مي دهد که ديه ارزش انساني را توضيح نمي دهد بلکه فقط در رابطه با کارايي و ارزش اقتصادي است.(صفايي، صص35-34)
    ديه در اسلام بر معيار ارزش معنوي انسان مقتول نيست، بلکه يک دستور خاصي است که ناظر بر مرتبه ي بدن انسان کشته شده است. اسلام، بسياري از افراد اعم از زن و مرد را که داراي اختلاف علمي يا عملي اند متفاوت مي بيند و تساوي آنها را نفي مي کند و در عين حال ديه ي آنها را مساوي مي داند، مؤمن از جهت بحث هاي کلامي يکسان است، يعني از قتل عمدي مؤمن عذاب ابد يا دراز مدت را به دنبال دارد، هرگز تفاوتي ميان اينکه مؤمن مقتول زن باشد يا مرد، وجود ندارد. از جهت لزوم کفاره نيز هيچ تفاوتي ميان قتل زن و مرد نيست، يعني در قتل عمدي کفاره ي جمع بين آزاد کردن برده و روزه شصت روز و اطعام شصت مسکين، واجب است و در قتل غيرعمد کفاره به نحو ترتيب، نه به نحو جمع و نه به طور تخيير، واجب مي شود، لذا از لحاظ فقهي نيز فرقي بين قتل زن و مرد نيست.(جوادي آملي، 1375، صص356 -354؛ نکونام، 1384، ج4، صص 124-120)
    مي بينيم که تفاوت ديه ربطي به تفاوت معنوي زن و مرد ندارد، اما بايد ديد از نظر اقتصادي چه ميزان خسارتي به دنبال جنايت مورد نظر وارد شده است. کاملاً آشکار است، که هم از نظر حقوقي و هم از نظر واقعيت خارجي، ميزان اين خسارت نسبت به هر يک از زن و مرد کاملاً متفاوت است. در اسلام از نظر حقوقي مرد رياست خانواده و مسئوليت اقتصادي آنرا بر عهده دارد و زن در اين رابطه هيچ مسئوليتي نداشته و تأمين مسکن، خوراک و پوشاک و نيازمندي هاي او بر عهده ي مرد است.(باقر زاده، 1382، ص20) اصل ديه مربوط به ارزيابي روح نيست و نبايد در مسائل انسان شناسي و عظمت زن و مرد اين عنوان مورد نقد و نقض قرار گيرد.(جوادي آملي، 1375، ص421)





    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  11. تشكرها 2

    مدير اجرايي (15-08-1391), بيرق ظهور (15-08-1391)

  12. #17
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    5. 2. ديه ي زن و هم گامي عقل و نقل با آن



    حکم تنصيف ديه ي زن، نه تنها دليل صريح و محکم قرآن دارد و روايات اصل آن و خصوصياتش را تبيين مي کند، بلکه عقل هم اين حکم را به خوبي بازيافته و حکمت هاي آنرا مي پذيرد. اعتقاد ما درباره ي احکام اسلام اين است که تمامي اين احکام زمينه ي عقلاني دارد؛ اما اينکه حکمت يا ملاک حکمي را بسياري در نيابند دليل بر بي ملاک بودن آن نيست.
    حال اگر پرسيده شود چه تفاوتي ميان زن و مرد وجود دارد و چگونه مي توان اين موضوع، (تنصيف ديه ي زن) تبيين کرد، در پاسخ مي گوييم به لحاظ عقلاني زن و مرد هر دو انسانند، ولي تکرار يکديگر نيستند، بلکه جنسيت متفاوت آنها ويژگي هاي متفاوت و در نتيجه احکام مختلفي را به بار مي آورد.
    تفاوت زن و مرد در ويژگي هاي متفاوت آنها است. مرد، انساني است اجتماعي ـ خانگي و زن انساني است خانگي ـ اجتماعي. بدين معني که هر چند زن بايد در اداره ي اجتماع خود به طور پاره وقت نقش داشته باشد ولي مرد در امور جامعه مسئوليت بيشتري بر عهده دارد تا نه زن فرسوده شود و نه بيکاري گريبان مردها را بگيرد.
    اسلام واقعيت ها را براساس موازنه سنجيده است، به عنوان مثال: در تقابل زن و مرد هنگام ازدواج اين مرد است که بايد مهريه پرداخت کند و زن مهريه را دريافت مي کند و مرد بايد نفقه را بپردازد و مسئول تأمين هزينه ي زندگي اوست. در مقابل اين پيش پرداخت ها به زن، ارث و ديه ي او نصف قرار داده شده است.
    اگر يک زن کار کند لازم نيست حقوقش را هزينه ي زندگي کند البته در صورتي که زن شرط نکرده که شغلي داشته باشد، شوهرش مي تواند از کار کردن او جلوگيري کند، ولي نمي تواند به او بگويد که اگر کارکني بايد مقداري از درآمدت را به من بدهي.
    بنابراين در قانون اسلام اگر مردي از دنيا برود، زن مي تواند ازدواج کند و پدربزرگ بچه ها بايد از آنها نگهداري کند و حتي اگر او زنده نباشد نظام، جامعه، مردم و مؤمنين بايد به اين مشکل رسيدگي کنند. از اين حکم روشن مي شود که اسلام باري بر دوش زن نگذاشته است . حال اگر مشکلاتي بر زن تحميل مي شود و او هم بر اساس عاطفه ي فراواني که دارد رنج زندگي و بچه ها را به دوش مي کشد، دليل بر درستي و تناسب آن نيست.(نکونام، 1384، صص 130-128)



    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  13. تشكرها 2

    مدير اجرايي (15-08-1391), بيرق ظهور (15-08-1391)

  14. #18
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نتيجه



    به گواه تاريخ، در هر برهه اي از زمان، به گونه اي حقوق انساني و طبيعي زن از او سلب شده و از اينکه او را همانند مرد، انسان بدانند إبا شد و شخصيت و حقيقت او مورد غفلت واقع شده است و امروزه نيز اشکال ديگري از ظلم و ستم بر زن را در جوامع، خصوصاً جوامع غربي مشاهده مي کنيم که نشان دهنده ي خوي جاهليتي است که همچنان باقي است اما با نام تمدن و دفاع از حقوق بشر.
    دين مبين اسلام به قدر و منزلت زن ارج نهاده و در بسياري از آيات قرآن کريم، مسأله زن و حقوق او را گوشزد نموده است. خداوند با نزول قرآن، خط بطلاني بر تمام تفکرات غلط و پوچ متعصبان و جاهلان تاريخ کشيده و حقوق پايمال شده زن را به وي بازگردانيد؛ حقوقي همچون عزت نفس، پاکدامني و عفت، استقلال اقتصادي، حق حضور در عرصه اجتماعي و...
    اسلام تصاوي حقوق زن و مرد را پذيرفته، اما به واسطه تفاوت در خلقت آنان، تشابه حقوقي زن و مرد را مردود مي داند. بر اين اساس نه مرد بر زن به طور کلي و از حيث انسانيت و توانايي کسب کمالات برتري دارد و نه زن بر مرد.
    هر چند که جوامع غربي در لواي شعار تشابه حقوق زن و مرد در واقع سعي در استثمار زن و به کارگيري او در راستاي مطامع خود نموده اند.
    گر چه در اسلام از نظر احکام ظاهري در پاره اي از اين حقوق، همچون ديه، سهم الارث، حق طلاق و... زن و مرد احکامي متفاوت دارند، اما اين تفاوت ريشه در نظام خلقت و تفاوت فطري زن و مرد داشته و مبتني بر مصالح فطري آن دو و پذيرش نظريه تساوي حقوقي و رد تشابه در حقوق آنان است.




    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  15. تشكرها 2

    مدير اجرايي (15-08-1391), بيرق ظهور (15-08-1391)

  16. #19
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پی نوشت ها :


    *معلم راهنمايي آموزش و پرورش شهرستان آمل
    **آموزگار مجتمع استثنايي دين و دانش شهرستان آمل


    کتابنامه:
    1. قرآن کريم
    2. باقرزاده، محمدرضا، (1382)، معرفت، مجله علمي ـ تخصصي در زمينه علوم انساني، ش70.
    3. پاينده، ابوالقاسم، (1376)، نهج الفضاحه، چاپ دوم، بي جا، نشر مهارت.
    4. جوادي، عبدالله، (1375)، زن درآيينه جلال و جمال قم: مرکز نشر اسراء.
    5. حلي، (1410ق)، ارشاد الأذهان إلي احکام الايمان، بي جا، مؤسسه نشر اسلامي، ج2.
    6. دهخدا، علي اکبر، (1375)، لغت نامه، چاپ دوم، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران.
    7. رضواني، علي اصغر، (1385)، شميم ياس، ماهانه اجتماعي ـ سياسي، ش44، قم.
    8. زيبايي نژاد، محمدرضا؛ سبحاني، محمدتقي، (1385)، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، چاپ دوم، مرکزنشر هاجر.
    9. طباطبايي، محمدحسين، (1384)، زن دراسلام، قم: دفتر تنظيم و نشر آثار علامه.
    10. عاملي، حر،(بي تا)، وسائل الشيعه، بي جا، ج14 و15.
    11. فاضل، محمد، (1381)، رساله توضيح المسائل، چاپ هشتاد و دوم، قم: نشر مرکز فقهي ائمه اطهار عليهم السلام.
    12. فيض کاشاني، (بي تا)، تفسير صافي، بيروت: نشر مؤسسه علمي مطبوعات، ج1.
    13. کليني، محمدبن يعقوب، (1381)، اصول کافي، تهران: انتشارات اسلاميه، ج1.
    منبع: مجموعه مقالات قرآن و حقوق- ش 3
    (...◕✿◕◕✿◕  قرآن و حقوق زن(2) ◕✿◕◕✿◕...)


  17. تشكرها 2

    مدير اجرايي (15-08-1391), بيرق ظهور (15-08-1391)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •