آمادگي در سفر حج سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آمادگي در سفر حج
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض آمادگي در سفر حج




    امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد :در اين سفر وضع خود را آن چنان قرار بده كه گويي براي تو بازگشتي از اين سفر نيست. كسي كه خبر مرگش را مي دهند، چگونه به تدارك و جبران گذشته برمي خيزد و سعي مي كند از حقوق اللّه وحقوق الناس خود را پاك كند، تو هم با سفر حج همين معامله را انجام بده.اوقات واجبات حضرت حق را با كمال جديت رعايت كن كه چيزي در اين عالم ارزش واجبات الهي را ندارد كه هركس به هر مقام معنوي رسيده، از اداي واجبات و ترك محرمات بوده است.به تمام برنامه هاي پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و آداب و سنن آن جناب احترام كن كه نجات و سعادت در سايه هماهنگي با برنامه هاي پيامبر گرامي ميسر است.سختي ها و مشقت هاي اين سفر را، چه سختي راه، چه آزاري كه از هم سفران مي بيني براي خدا تحمل كن و راه صبر و شكر و مهرباني و سخا پيشه كن و در تمام اوقات آنچه در توان داري در گردونه ايثار قرار بده.[ ثُمَّ اغْسِلْ بِماءِ التَّوْبَةِ الْخالِصَةِ ذُنُوبَكَ وَألْبِسْ كِسْوَةَ الصِّدْقِ وَالصَّفاءِ وَالْخُضُوعِ وَالْخُشُوعِ ]
    توبه خالص، شرط سفر حج
    سفر بسيار مهمي در پيش داري، نتيجه اين سفر دخول در حرم قدس دوست و ملاقات با حضرت اوست، ورود به آن حريم معنوي و رسيدن به نقطه باعظمت لقاي او، كار هر كس نيست، اين سفر و نتيجه آن كه وصول به مقام لقا است مقدماتي لازم دارد، اولين مقدمه آن پاك شدن از گناهان نهان و آشكار به وسيله آب توبه خالص است; پس به حقيقت توبه كن، توبه اي كه قابل پذيرش دوست باشد و تو را از تمام گناهان اخلاقي و عملي و مالي پاك كند، كه اگر بدين صورت توبه نكني، به حريم حضرت يار راه نمي يابي، از لقاي آن حضرت محروم خواهي ماند و از سفر خويش جز خرج كردن مقداري مال و خستگي راه، چيزي نصيبت نخواهد شد.

    به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند *** كه تو در برون چه كردي، كه درون خانه آيي؟
    امروز اين سفر به نظر آسان مي آيد: انجام مراسم و مناسك و اعمال با آسايش و رفاه كامل طي چند روز و بازگشت به شهر و ديار; ولي اين حج نيست، حج اگر از ديدگاه قرآن و روايات به خصوص آيات و روايات عرفاني ـ بررسي شود، درياي پرموجي از معنويت به نظر مي رسد كه ساحلش ناپيداست; سفري كه پايانش مهماني حضرت حق است و هر كس به طور عادي لايق اين مهماني نيست.مهمان بايد داراي شرايطي باشد كه لياقت حضور براي او محقق گردد و آن شرايط يا آن مقدمات به فرموده امام صادق (عليه السلام) عبارت است از غسل فكر و نفس با توبه خالص و پوشيدن لباس صدق و صفا و خضوع و خشوع.در اينجا لازم است به واقعيت هاي اين سفر و مناسك آن اشاره رود تا بر زائران بيت يا در حقيقت زائران صاحب بيت معلوم شود كه كجا مي روند و براي چه مي روند و به خاطر كه مي روند.در اين زمينه ناصر خسرو قصيده زيبايي دارد كه ذكر آن قصيده خالي از لطف نيست.
    حاجيان آمدند با تعظيم *** شاكر از رحمت خداي كريم
    آمده سوي مكه از عرفات *** برده لبيك عمره از تعظيم
    يافته حج و عمره كرده تمام *** بازگشته به سوي خانه سليم
    من شدم ساعتي به استقبال *** پاي كردم برون زحد گليم
    مرمرا در ميان قافله بود *** دوستي مخلص و عزيز و كريم
    گفتم او را بگوي چون رستي *** زين سفر كردن به رنج و به بيم
    شاد گشتي از آن كه حج كردي *** چون تو كس نيست اندرين اقليم


    ***
    بازگو تا چگونه داشته اي *** حرمت آن بزرگوارْ حريم
    چون همي خواستي گرفت احرام *** چه نيت كردي اندر آن تحريم؟
    جمله بر خود حرام كرده بدي *** هر چه مادون كردگار عظيم؟
    گفت: ني، گفتمش زدي لبيك *** از سر علم و از سر تعظيم؟
    مي شنيدي نداي حق و جواب *** باز دادي چنان كه داد كليم؟
    گفت: ني، گفتمش چو در عرفات *** ايستادي و يافتي تقويم
    عارف حق شدي و منكر خويش *** به تو از معرفت رسيد نسيم؟
    گفت: ني، گفتمش چو مي رفتي *** در حرم هم چو اهل كهف و رقيم

    ايمن از شر نفس خود بودي *** در غم حرقت عذاب جحيم؟
    گفت: ني، گفتمش چو سنگ جمار *** همي انداختي به ديو رجيم
    از خود انداختي برون يكسو *** همه عادات و فعل هاي ذميم؟
    گفت: ني، گفتمش چو كُشتي تو *** گوسپند از پي اسير و يتيم
    قرب حق ديدي اول و كردي *** قتل و قربان نفس دون و لئيم؟
    گفت: ني، گفتمش چو گشتي تو *** مُطّلع از مقام ابراهيم
    كردي از صدق اعتقاد و يقين *** خويشي خويش را به حق تسليم؟
    گفت: ني، گفتمش به وقت طواف *** كه دويدي به هروله چو ظليم
    از طواف همه ملائكيان *** ياد كردي به گرد عرش عظيم؟
    گفت: ني، گفتمش چو كردي سعي *** از صفا سوي مروه بر تقسيم
    ديدي اندر صفاي خود كونين *** شد دلت فارغ از جحيم و نعيم؟
    گفت: ني، گفتمش چو گشتي باز *** مانده از حجر كعبه دل به دو نيم
    كردي آنجا به گور مر خود را *** هم چناني كنون كه گشته رميم؟
    گفت: از اين باب هر چه گفتي تو *** من ندانستم از صحيح و سقيم
    گفتم اي دوست پس نكردي حج *** نشدي در مقام محو، مقيم
    رفته و مكه ديده آمده باز *** محنت باديه خريده به سيم
    گر تو خواهي كه حج كني پس از اين *** اين چنان كن كه كردمت تعليم

    حج از ديدگاه حضرت زين العابدين (عليه السلام)
    محدث خبير، مرحوم حاج ميرزا حسين نوري در كتاب « مستدرك الوسائل » خبر مهمي نقل مي كند كه در آن، وجود مقدس حضرت زين العابدين (عليه السلام) به توضيح حج حقيقي و معناي مناسك برخاسته و از اين راه زائران خانه حق را به بسياري از واقعيت ها آشنا فرموده است.زائر با توجه به اين روايت تكليفي ديگر پيدا مي كند و سعي مي نمايد قبل از رفتن به اين سفر با آب توبه غسل حقيقي كند و وجود خويش را به لباس صدق و صفا و خضوع و خشوع بپوشاند.چهارمين رهبر بزرگ شيعه، گهر گرانبهاي صدف هستي، زينت بخش عبادت عباد، حضرت سجاد (عليه السلام) پس از اداي مراسم حج به مدينه باز مي گشتند، مردي به نام شبلي به استقبال آن پيشواي عارفان و امام آگاهان آمد و پس از اداي احترام، اين چنين از طرف امام مورد پرسش قرار گرفت :آيا هيچ به حج خانه رفته اي ؟عرضه داشت : آري.فرمود : در آن هنگام كه به ميقات رفتي و از لباس هاي دوخته خود درآمدي و غسل كردي، در نيتت بود كه خود را از اشتباهات و لغزش ها
    در دو مرحله ظاهر و باطن براي هميشه پاك كني ؟گفت : نه.فرمود : آه، پس نه به ميقات وارد شدي و نه از لباس دوخته بيرون آمدي و نه غسل حقيقي به جاي آوردي ! !فرمود : آيا خود را پاكيزه كردي و سپس احرام بستي و پيوند خود را مبدأ عالم به وسيله حج استوار نمودي ؟ گفت : آري.فرمود : در آن هنگام در نيت داشتي كه خود را از تمام آلودگي ها به نور توبه برهاني ؟ گفت : نه.فرمود : بهوقت احرام هر برنامه اي را كه دوست نمي پسندد و به خاطر مصلحت بربندگانش ممنوع نموده بر خود حرام دانستي ؟ گفت : نه.فرمود : به وقت بستن پيوند حج و هنگامي كه آن را با عمره محكم مي كردي در نيت داشتي كه هر عقد و پيمان و هرگونه قرارداد غير خدايي را از برنامه هايت باز كرده و جز با حضرت دوست پيوند و قرارداد نداشته باشي ؟ گفت : نه.فرمود : پس در حقيقت خود را پاكيزه نكرده و احرام نبسته و پيمان حج را محكم و استوار نكردي ! !فرمود : آيا به ميقات وارد شدي و دو ركعت نماز احرام به جاي آوردي و تلبيه گفتي ؟ عرض كرد : آري.
    فرمود : به هنگام ورود به ميقات در نيت تو بود كه به زيارت حق آمده اي و اين نماز و احرام و تلبيه، مقدمات لقاي اوست ؟ گفت : نه.فرمود : آيا وقتي دو ركعت نماز خواندي، در اراده داشتي كه به ارزنده ترين برنامه ها و بزرگ ترين حسنات و بهترين اعمال وسايل قرب به آن حضرت را آماده كني ؟ گفت : نه.فرمود : وقتي تلبيه گفتي در نيت داشتي كه به هر برنامه صحيحي در پيشگاه حق به اقرار آمده اي در حال پيمان بستن با اويي كه در تمام جوانب حيات از فرمانش پيروي كني و از هر معصيت و خطايي روي بگرداني ؟گفت : نه.فرمود : پس در حقيقت وارد ميقات نگشته و نماز احرام به جاي نياورده و تلبيه نگفتي ! !سپس فرمود : آيا وارد مسجد الحرام شدي و پاي در حرم مبارك حق گذاشتي و كعبه را با ديده خود ديدي و در برابر آن نماز گزاردي ؟گفت : آري.فرمود : به هنگام ورود در حرم آيا در ضميرت بود كه از هر گونه بدگويي پشت سر برادران مسلمان دوري جويي و عيب گفتن اهل قبله را ترك نمايي ؟گفت : نه.فرمود : زماني كه وارد مسجد خيف شدي و نماز خواندي، آيا اراده كردي كه از هيچ برنامه اي جز مخالفت با امر خداوند نترسي و به چيزي جز رحمت الهي اميد نداشته باشي ؟ گفت : نه.

    فرمود : وقتي گوسپند قرباني را سر بريدي، آيا نيت كردي كه حلقوم طمع را جدا كني و آيا به هنگام قرباني توجه داشتي كه راه ابراهيم را مي روي آن بزرگ انساني كه يگانه فرزند عزيز خود را به قربانگاه آورد تا براي محبوب خود فدا كند ؟گفت : نه.فرمود : هنگام بازگشت به مكه و طواف بيت در قصد و نيت داشتي كه از درياي عنايت حق بهره برده و به مسير بندگي و عبوديت روي آورده به رشته محبت و ولايت او دست آويخته، واجبات حضرتش را ادا كرده، به مقام قدس و رحمت او تقرب جويي ؟ گفت : نه.در اين حال بود كه صداي گريه امام بلند شد و شدت تأثر و ناراحتي او به اندازه اي بود كه گويا مفارقت روح از بدنش نزديك شده، مي گريست و پي درپي مي فرمود : آه... آه !آن گاه فرمود : اي شبلي ! آن كس كه دست به حجر الأسود بگذارد به مانند آن است كه با خداي خود دست داده.نكو بنگر اي بنده ناچيز شكسته ! و اي موجود ضعيف افتاده ! كه كجايي و چه مي كني، پاداشي را كه خداي بزرگ بر اين برنامه عالي قرار داده ضايع مكن و عهدي كه با دوست بسته اي مشكن، آگاهي و مي داني كه روي گرداني از امر او گناه و معصيت است و مخالفت با فرمانش بزرگ ترين عامل شكستن پيمان تو با اوست.سپس فرمود : اي شبلي ! آن زمان كه در مقام ابراهيم ايستادي، اراده داشتي كه از آن هنگام به بعد هرگاه بر فرماني از فرامين الهي ايستادي، مقاومت كني و تا فرمانش را نبري از پاي ننشيني و از هر گناهي دوري جسته و خويشتن دار باشي ؟گفت : نه.فرمود : آيا به هنگام نماز در آن مقام بزرگ عزم داشتي كه از خطوط بندگي ابراهيم پيروي كني و دماغ شيطان را به خاك بمالي ؟ گفت : نه.فرمود : پس در حقيقت در مقام ابراهيم نايستاده و در آن جاي مقدس نماز به جا نياورده اي.
    فرمود : كنار آب زمزم رفتي و از آن چشمه آب نوشيدي ؟گفت : آري.فرمود : نيت داشتي كه هم اكنون كنار مرز عبادت رسيده و بايد از آن پس چشم از گناه پوشيد ؟ گفت : نه.فرمود : در واقع بر سر آن چاه نرفته و از آبش نياشاميده اي.آن گاه فرمود : بين صفا و مروه سعي كردي ؟ گفت : آري.فرمود : آيا در آن وقت نيت داشتي كه در حال بيم و اميد در پيشگاه الهي قدم مي زني، در انديشه اين كه آيا مرا مي پذيرند يا نه، رفت و آمد مي كردي ؟گفت : نه.فرمود : در حقيقت سعي صفا و مروه نكرده و در آن جايگاه باعظمت قدم نزده اي.
    سپس فرمود : اي شبلي ! آيا به سرزمين مني رفتي ؟گفت : آري.فرمود : آيا در آنجا توجه داشتي كه مردم مسلمان را از خطر دست و زبانت ايمن بداري ؟گفت : نه.فرمود : پس به مني نرفتي.آن گاه فرمود : به زمين عرفات وقوف كردي و خود را آماده پذيرفتن رحمت الهي نمودي و وادي نَمِره را شناختي و حضرت دوست را در نزد علائم و نشانه ها خواندي ؟گفت : آري، اين برنامه ها را انجام دادم.فرمود : آيا در موقف عرفات كه مقام عرفان و شناسايي است دانستي كه خداي عزيز چه برنامه هاي فوق العاده اي از علوم و معارف را براي رشد و تكامل انسان قرار داده و بيدار بودي كه يار بر تمام اسرار تو آگاه است و فرداست كه نامه اعمال و پرونده كردارت را به دستت خواهد داد ؟ گفت : نه.فرمود : چون كنار جبل رحمت رفتي، به نظر آوردي كه خداي مهربان هر مرد و زن با ايمان را مورد لطف قرار مي دهد و مشمول عنايت خود مي كند و همه مردم مؤمن را دوست دارد ؟ گفت : نه.فرمود : وقتي وارد وادي نَمره شدي به اين مسئله توجه داشتي كه تا خود بنده حق نباشي، ديگري را به بندگي او مخواني و تا خود از گناه باز نايستي، ديگري را نهي نكني؟ گفت : نه.
    پرسيد : به هنگامي كه نزد نشانه ها و علائم، توقف كردي، هيچ در نظر آوردي كه خالق عالم و نگهبان آفرينش، آسمان و زمين و ملائكه مأمور برنامه هاي هستي را مراقب برنامه هاي تو قرار داده ؟ گفت : نه.
    فرمود : در حقيقت به عرفات وقوف نكرده و به جبل رحمت برنيامده و وادي نمره را نشناخته و خداي مهربان را نخوانده اي ! !سپس فرمود : آيا در وادي مزدلفه وارد شدي و سنگ ريزه هاي جمره را از آنجا برداشتي و به سرزمين مشعر درآمدي ؟ گفت : آري.فرمود : آيا در آنجا نماز خواندي و متوجه بودي كه آن شب، ليله عيد است و نماز مخصوص به آن شب كليد حل هر مشكلي است ؟ گفت : نه.فرمود : زماني كه بين دو شانه راه مي رفتي و از منحرف شدنت به جانب راست و چپ نگران بودي و سعي داشتي مستقيم حركت كني، آيا در نظر داشتي كه از راه حق انحراف حاصل نكرده و از دل و دست و زبانت خطايي سر نزند ؟ گفت : نه.فرمود : وقتي در وادي مزدلفه قدم مي زدي و سنگ ريزه هاي جمره را جمع مي كردي، توجه داشتي كه خود را از هر گناه و پليدي بركنار داشته و در تمام برنامه هاي حق ثابت و استوار بماني ؟ گفت : نه.فرمود : وقتي وارد مشعر شدي آيا درونت را به شعار اهل تقوي بيدار كردي ؟ گفت : نه.فرمود : پس در واقع به نشانه هاي حرم مرور نكرده و در آن بقاع متبركه نماز به جاي نياورده و از آن سرزمين مقدس سنگ ريزه برنچيده و به مشعر گذر نكرده اي.سپس فرمود : آيا به زمين مني رفتي و رمي جمرات كردي و سر خود را تراشيدي و قرباني نمودي و در مسجد خيف نماز خواندي و براي بقيه اعمال به مكه بازگشتي ؟ گفت : آري.فرمود : چون به مني رسيدي و رمي جمرات كردي، به نظر آوردي كه به هدف خود رسيده و هر خواسته صحيحي داشتي خدايت اجابت فرمود ؟ گفت : نه.فرمود : وقتي رمي جمره مي كردي، در نيت داشتي كه دشمن ديرين خود ابليس و سپاهش را از خود مي راني ؟ گفت : نه.فرمود : وقتي موي سر را تراشيدي، توجه داشتي كه خود را از هرگونه پليدي و ناپاكي تميز كرده و از گناهان بيرون آيي، آن چنان كه فرزند از مادر متولد مي شود ؟ گفت : نه.

    فرمود : در حقيقت به مني نرفتي و رمي جمرات نكرده و حلق رأس ننموده اي و قرباني سر نبريده و در مسجد خيف نماز نخوانده اي و به سوي حضرت حق حركت ننموده اي ! !فرمود : پس از بازگشت به مكه آيا در دل اين چنين قصد داشتي كه به سوي او در حركتي و به خاطر تقرب به مقام او از خانه خود بيرون
    آمده اي ؟ گفت : نه.فرمود : پس در حقيقت وارد حرم نشده و خانه كعبه را نديده و در آنجا نماز به جاي نياوردي .فرمود : پس از ورود به مكه طواف خانه نمودي و دست بر اركان گذاشتي و آخرين سعي صفا و مروه نمودي ؟ گفت : آري.فرمود : وقت سعي در نظر داشتي كه از همه روي تافته و به سوي او گريخته و به بارگاه قدس او آمد و شد مي كني ؟ گفت : نه.فرمود : در حقيقت طواف خانه نكرده و استلام اركان ننموده و سعي صفا و مروه بجاي نياورده اي، برگرد دوباره حج به جاي آر ; زيرا تو اين سفر را به آن معنايي كه از تو خواسته اند نرفته اي و مطابق با اهداف عاليه اين برنامه بزرگ الهي قدم برنداشته اي و خود را مستعد و آماده ورود به حريم قدس يار ننموده اي ! !شبلي سخت گريست و از آن ساعت به كوشش برخاست تا خدايش براي سال بعد موفق به آن سفر روحاني و سير الهي و مشي ملكوتي كرد و به آنچه حضرت زين العابدين (عليه السلام) فرموده بود در آن سفر عمل كرد.آري، آنجا حرم امن، حريم قدس، بارگاه معني، مهبط ملائكه و منبع هدايت و مشعل نور محبوب است، مگر هر كسي در آنجا راه دارد و هر بي سر و پايي را در آنجا مقام و محل است؟ آنجا جايگاه پاكان و موقف صالحان و پناه اوليا و تكيه گاه نيكان و جاي ورود پاكان است.آنجا از نظر معني، بلندترين نقطه اوج حقيقت و با ارزش ترين محل صدق و صفاست كه اهل دل از همان جا با چشم دل، بيننده جمال پاك محبوب و ناظر حضرت يارند و به گفته عارف بزرگ حاجي سبزواري با زبان حال در محضر آن يكتا عرضه مي دارند :
    دل و جانم فداي حضرت دوست *** ني; فداي گداي حضرت دوست
    هر دمي صد جهان زجان خواهم *** تا فشانم به پاي حضرت دوست
    هست پاداش نيستي، هستي *** نيست شو در هواي حضرت دوست
    گر فنا شد وجود ما گو شو *** باد دائم بقاي حضرت دوست
    از دل ودين و هست و نيست، برست *** هر كه شد مبتلاي حضرت دوست
    خلد و كوثر به جرعه اي بفروش *** غير مگزين به جاي حضرت دوست
    آمادگي در سفر حج
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •