تقویم ماه ذی الحجه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تقویم ماه ذی الحجه
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقویم ماه ذی الحجه




    شهادت مسلم بن عقیل(ع) در كوفه





    9 ذیحجه ، سال 60 هجرى قمرى
    مسلم بن عقیل پسرعموى امام حسین(ع)به نمایندگى ازآن حضرت ،جهت سامان بخشیدن به قیام شیعیان كوفه بر ضد یزیدبن معاویه،در پنجم شوال سال 60 قمرى وارد كوفه شد و در خانه مسلم بن مسیب،كه خانه سراى مختار بن ابى عبیده ثقفى بود فرود آمد.از آن هنگام ریش سفیدان و بزرگان شیعه به محضرش حاضر شده و پس از استماع نامه امام حسین(ع)اظهار، خوشحالى كرده و با مسلم بن عقیل(ع) به نمایندگى از آن حضرت،بیعت مى كردند.

    سایر شیعیان و محبان اهل بیت(ع)و مخالفان حكومت دیكتارى بنى امیه،به تدریج متوجه حضور نماینده امام حسین(ع)در كوفه شده و به محضرش مى شتافتند، تا علاوه بر آشنایى با او،از طریق وى با امام حسین(ع)اظهار اطاعت و بیعت نمایند.
    تعداد فراوانى از مبارزان كوفه با مسلم بن عقیل(ع) بیعت كردند و او را به ادامه قیامى بزرگ بر ضد خلافت جائرانه یزید امیدوار نمودند. تا اینكه تعداد بیعت كنندگان به هیجده هزار تن رسید. در این هنگام مسلم بن عقیل(ع) نامه اى براى امام حسین(ع)نوشت و ضمن گزارش آمادگى مردم كوفه،آن حضرت را به این شهر دعوت كرد .
    درآن زمان حاكم شهر كوفه، نعمان بن بشیر بود و نسبت به سایراستانداران یزید، طمع چندانى در قتل و غارت مردم نداشت.وى كه ازآمدن مسلم بن عقیل(ع)، به كوفه خبردار شده بود،طى سخنانى در مسجد اعظم كوفه، مردم را از سر پیچى و آشوبگرى بر حذر داشت و به صورت ظاهرى،آنان را تهدید به سختگیرى و اعمال خشونت نمود.
    ولى این مقدار،هواداران بنى امیه را راضى نگه نمى داشت و بدین جهت افرادى چون عبدالله بن مسلم خضرمى، عمّارةبن ولید و عمر بن سعد نامه هایى براى یزید نوشته و ضمن گزارش فعالیتهاى مسلم بن عقیل(ع) ، خواهان اعزام حاكم خشن تر و سختگیرتر شدند.
    یزید بن معاویه،پس از مشورت با غلام پدرش، بنام "سرجون"تصمیم به تعویض حاكم كوفه گرفت.وى، طى حكمى عبیدالله بن زیاد، حاكم بصره را باحفظ سمت ،به استاندارى كوفه منصوب كرد.
    با آمدن عبیدالله به كوفه، وضع این شهر دگر گون شد.
    هواداران بنى امیه تقویت شده و با شیطنت هاو فتنه انگیزى هاى عبیدالله،روز به روز كار مسلم بن عقیل(ع) مشكل تر شد.
    مسلم بن عقیل(ع) براى پیش برد قیام، ناچار شد خانه اش را تغییر داده و در خفا به سر برد و انقلابیون را به صورت غیر آشكار سازماندهى كرده و براى قیامى بزرگ آماده كند.بدین جهت از خانه مسلم بن مسیب به خانه هانى بن عروه نقل مكان كردو از طریق برخى از یاران و اصحاب مطمئن خویش با شیعیان رابطه بر قرار میكرد.
    عبیدالله بن زیاد با به كار گیرى سرمایه هاى زیاد و جاسوسان و نفوذى هاى خویش، به مخفى گاه مسلم بن عقیل(ع) پى برد.
    او، با ترفندى هانى بن عروه را به قصر دار الاماره بردو از وى بازجویى سختى بعمل آورد و به خاطر میزبانى مسلم بن عقیل،دستور داد او را مورد ضرب و شتم قرار داده و بر وى سخت گیرند.
    هانى بن عروه در دار الامارهم ضروب و زخمى شد و در حجره اى زندانى و مورد اذیت و آزار جسمى و روانى قرار گرفت و این مسئله براى مسلم بن عقیل(ع) بسیار گران آمد.بدین جهت هوا داران و شیعیان را براى آشكار كردن قیام فرا خواند.
    تعدادى با او همراه شده و براى رهایى هانى بن عروه به سوى دارالاماره حركت كردند. با اینكه قیام مسلم بن عقیل، پیش از موعد مقرر آغاز شده و بسیارى از مبارزان و رزم جویان از آن بى اطلاع بوده و یا اساساً در آن زمان، در كوفه نبودند،با این حال چندین هزارمرد جنگى با مسلم بن عقیل(ع) همراه شده و به سوى دارلاماره هجوم آوردند.
    عبیدالله بن زیادكه توان مقابله و برابرى باآنان رانداشت،به درون دارالاماره گریخت و در هاى ورودى را از پشت بست و براى متفرق كردن شیعیان و مبارزان،دست به نیرنگ هاى متعدد زدو از این راه،تعداد زیادى از مبارزان را از اطراف مسلم بن عقیل(ع) پراكنده نمود .
    با فرا رسیدن تاریكى شب، یاران مسلم بن عقیل پراكنده شده و او پس از پایان نماز مغرب،تنها شد و كسى با او باقى نمانده بود.
    وى، سر گشته و بى پناه بود و در كوچه هاى كوفه مى گشت تا به جایى كه بیاساید،ولى نمى خواست به خانه اى از خانه هاى یاران و ارادتمندانش برود وبراى او ناراحتى و درد سرى ایجاد كند.تا اینكه به در خانه پیر زنى به نام "طوعه"رسید.
    طوعه پس از شنا سایى وى، بسیار احترامش كرد و در خانه محقر خویش، وى را جا داد.
    مسلم بن عقیل(ع) آن شب را با نمازومناجات به پایان رساندوخودرابراى مبارزه اى سخت و توان فرسا مهیا نمود .
    طوعه، پسرى داشت كه از حضور مسلم بن عقیل(ع) در خانه خویش با خبر شد و به طمع گرفتن جایزه،عبیدالله بن زیاد را از آن مطلع نمود.
    عبیدالله بن زیاد براى دستگیرى مسلم بن عقیل(ع)،تعداد سیصد نفراز مزدوران خویش به فرماندهى محمد بن اشعث را به سوى خانه طوعه اعزام كرد .
    مسلم بن عقیل(ع)از خانه طوعه بیرون آمد و یك تنه با آن همه مرد جنگى به نبرد پرداخت و چندین نفر از آنان را كشت و تعداد ى را زخمى نمود و همین امر باعث ترس و وحشت سر بازان عبیدالله شدوازروبرو شدن بامسلم بن عقیل(ع) پرهیزمى كردند. بدین جهت، محمّد بن اشعث پیامى براى عبیدالله فرستاد و تعدادى نیرو یبیشترى تقاضا كرد و عبیدالله از اینكه براى یك جوان رزمنده هاشمى،این همه نیروى رزمى كفایت نمى كند،شگفت زده شد و افراد كمكى دیگرى براى پسر اشعث فرستاد.
    محمد بن اشعث كه از نبردبا مسلم بن عقیل(ع)،عاجز مانده بود، به وى پیشنهاد امان داد و گفت در صورت تسلیم شدن،از امان نامه عبیدالله بر خوردار خواهد گردید.ولى مسلم بن عقیل اعتنایى به امان وى نكردو جهاد و مبارزه اش را ادامه داد. تا اینكه كوفیان تصمیم به هجوم جمعى گرفته و او را از هر سو محاصره كردند و پس از وارد كردن زخم هاى فراوان، وى را در حالى كه از شدت تشنگى بى حال شده بود دستگیرش كرده و به نزد عبیدالله بردند.
    عبیدالله بن زیاد پس از باز جویى از مسلم(ع) و هتاكى به وى و خاندان رسالت، دستور داد وى را به شهادت رسانند.
    مردى از اهالى شام كه در نبرد با مسلم بن عقیل(ع) زخمى شده بود، مأمور كشتن وى شد و آن مظلوم وغریب را به بالاى كوشك دارالاماره برد و سرش را از بدن جدا كردو تن بى جانش را به زمین انداخت.
    عبیدالله بن زیاد،پش از كشتن مسلم بن عقیل(ع) دستور داد هانى بن عروه و دو تن از یاران مسلم بن عقیل(ع) به نام هاى:هانى بن ابى حیةوادعى و زبیر بن ارواح تمیمى را كه به دست مزدوران حكومتى دستگیر شده بودند، نیز گردن زنند.
    آن گاه، بدن هاى شهیدان را نگونسار بر دار كرده و سرهایشان را با نامه اى به نزد یزیدبن معاویه در شام فرستاد.
    تاریخ قیام مسلم بن عقیل(ع) در كوفه،روز سه شنبه هشتم ذى حجّه و روز شهادتشس نهم ذى حجّه سال 60 قمرى بود.(1)
    1- نك :الارشاد(شیخ مفید)،ص380 ؛الفتوح(ابن اعثم كوفى)، ص841.
    تقویم ماه ذی الحجه

  2. تشكر


  3. #12
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقویم ماه ذی الحجه




    ماجراى سدّ ابواب و استثناى حضرت على (ع)




    9 ذیحجه ، سال دوّم قمرى
    پیامبر اكرم (ص)پس از هجرت به مدینه منوره و تشكیل نظام اسلامى، در آغازین روزهاى حضورش در این شهر اقدام به ساختن مسجد نمود، تا پایگاه و محل گرد همایى و عبادت مسلمانان باشد.

    مهاجرانى كه از مكه معظمه به مدینه منوره هجرت كرده وفاقد خانه و مسكن بودند، همین مسجد را خوابگاه خویش قرار دادند. اما پس از مدتى پیامبر(ص) آنان را از خوابیدن و بیتوته كردن در مسجد (به خاطر حفظ شئونات اسلامى و احترام به اماكن مقدس)بازداشت و دستور داد تابراى خویش خانه هایى بسازند و از مسجد بیرون روند.
    مهاجران، خانه هایى در اطراف مسجد ساختند ولى هر كدام از آنان،درى به مسجد گشودند، تا ضمن ابراز علاقه مندى به مسجد، در رفت آمدو آنان به مسجد آسان شود و براى درك نماز جماعت رسول خدا(ص) توفیق بیشترى داشته باشند.
    ازاین وضعیت، مدت چندانى نگذشته بود كه جیریئل امین بر رسول خدا(ص)فرود آمد و به آن حضرت وحى كرد كه خداوند سبحان مى خواهد مسجد پاك و نظیف بماند و رفت و آمد مسلمانان در آن،در حال پاكى و طهارت باشد،بدین جهت تمام درهایى كه به آن گشوده شده است ، باید بسته شوند، جز در خانه على(ع)، كه از این امراستثنااست.
    پیامبر اكرم(ص)،معاذبن جبل را مأموریت داد كه این خبر را به مسلمانان برساند وبگوید درهاى خودرا به سوى مسجدالنبى(ع) ببندید.
    معاذبن جبل پیام رسول خدا(ص) را به صحابه آن حضرت،از جمله ابوبكر،عمر،عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمن عباس و حمزه ابلاغ كردو همگى اطاعت كردند و در هاى خود را بستند.
    برخى از آنان درصدد چانه زنى بر آمده و براى خودامتیاز اندكى طلب مى كردند.
    روایت شده استكه عمربن خطاب پس از در یافت پیام رسول خدا(ص) به نزد آن حضرت رفت و به وى عرض كرد:یا رسول الله!دع لى بقدر ما انظرالیك بعینی؛ اى رسول خدا(ص) من نیز به مانند دیگران در خانه ام را مى بندم ولى از تو خواهش دارم كه)به اندازه دیدن چشم مرا معاف دارى تا من ازآن سوراخى تورا وداخل مسجدرا بنگرم.پیامبر(ص) از پذیرش در خواست عمر بن خطاب امتناع نمود و فرمان داد كه كلاً باید بسته شود.تمام در هایى كه به مسجد گشوده بودند،بسته شد. جز در خانه امام على بن ابى طالب(ع)كه پیامبر وى را از بستن در خانه اش استثنا نمود.
    این امربر برخى از صحابه كبارو ریش سفیدان همراه پیامبر(ص) گران آمد و پشت سر آن حضرت گلایه و شكوه نمودند. این خبر به پیامبر اسلام(ص) رسید.پیامبر(ص) روزى در مسجد مدینه براى آنان خطبه خواند و در ضمن آن فرمود:قد بلغنى ما قلتم فى سد الابواب، والله ما انا فعلت ذلك،ولكن الله فعله و ان الله اوحى الى موسى(ع) ان یتخذ بیتاً طهراً لا یجنب فیه،الا هوو هارون وابناه، یعنى لایجامع فیه غیر هم و ان الله اوحى الى ان اتخذ هذا البیت طهرا، لا ینكح فیه الاّ اناو على و الحسن والحسین و الله ما انا امرت بسد ابوابكم ولا فتحت باب على،بل الله امرنى به؛
    آن چه در باره بسته شدن در ها گفتید، خبرش به من رسید. به خدا سوگند من آن را انجام ندادم،بلكه این فرمان الهى بود)كه از طریق من به شما ابلاغ گردید). خداوند متعال به حضرت موسى(ع) وحى فرستاد كه خانه پاكى را )براى عبادت و پرستش ) برگزیند و كسى در آن به جنابت نرسد مگر خود موسى(ع) و برادرش هارون(ع)و فرزندان هارون، یعنى غیر از آنان كسى در آن آمیزش انجام ندهد. خداى سبحان به من نیز وحى فرستاد كه این خانه )مسجدالنبى)را پاكیزه نگه دارم و كسى در آن نكاح انجام ندهد)به حالت جنابت وارد نشود)جز من،على،حسن و حسین)كه از این فرمان مستثنا شدیم). به خدا سوگند من بسته شدن در هاى شما را و باز بودن در خانه على را فرمان ندادم،بلكه این خداى بزرگ بود، كه به من چنین فرمانى داد.
    به هر روى، تمام درها بسته شد جز درخانه پیامبر(ص)و در خانه على(ع)و خداوند سبحان بار دیگر فضیلت و بر ترى على(ع)را پس از پیامبر(ص)برتمامى خلایق، از جمله بر همه اصحاب و یاران رسول خدا(ص)اثبات و آشكار نمود(1)
    مورخان و سیره نویسان، تاریخ دقیق این واقعه را بیان نكردند، مگربرخى از آنان، كه ان را در نهم ذى حجه ذكر كرده و سال وقوع را متذكر نشدند.(2)
    از برخى شواهد و قراین به دست مى آید كه این واقعه در نهم ذى حجّه سال دوّم قمرى به وقوع پیوست.
    1- نك:شرح الاخبار فى فضائل الائمة الاطهار(ع)) ابو حنیفه نعمان بن محمد تمیمى)،ج2، ص 180،حدیث 520؛كشف الغمه ) على بن عیسى اربلى)،ج1، ص 451
    2- وقایع الایام )شیخ عباس قمى)،ص116
    تقویم ماه ذی الحجه

  4. تشكر


  5. #13
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تقویم ماه ذی الحجه




    معجزه شق القمر از سوى پیامبر(ص)

    <H3>14 ذیحجه ، چند سال پیش از هجرت

    در شب چهاردهم ذى حجّه كه قرص ماه كامل بود، تعدادى از مشركان مكه و یا به روایتى چهارده تن از اصحاب عقبه(افرادى از اهالى یثرب در عقبه منى در مكّه معظمه با پیامبر خدا(ص) پیمان بسته و به طورى پنهانى با او بیعت كرده بودند) از آن حضرت، در خواست معجزه كردند و به وى گفتند:هر پیامبرى دا راى معجزه است، معجزه شما در این شب چه مى تواند باشد؟



    پیامبر(ص)فرمود:شما از من چه معجزه اى مى خواهید؟



    آنان گفتند:اگر خدا با تواست و تو در نزد او قدرو منزلتى دارى،از او بخواه كه قرص قمر (ماه)را دو قطعه كند و آن دو را از هم جدا نماید.



    پیامبر(ص)در باره پیشنهاد آنان مى اندیشید كه جبرئیل امین بر او نازل شد و عرض كرد:اى محمد!خداى سبحان به تو سلام مى رساند و مى فرماید:هر چیزى در این عالم را به فرمان تو در آوردم، هر چه ازمن بخواهى اجابت كنم.



    آن گاه،آن حضرت سرش را به سوى آسمان بلند كرد و به ماه دستور داد كه به دو نیم شود. در همان حال ، ماه به دو نیمه شد و معجزه الهى به وقوع پیوست.



    پیامبر(ص)و پیروان او به سجده رفته و خداى قادر و سبحان را شكر نمودند.



    آن گاه، به آن حضرت گفتند: آیا امكان دارد كه دونیمه ماه به هم بپیوندد وهمانند سابق شود؟



    پیامبر(ص)اشاره اى به ماه كرد و دستور داد كه به هم بپیوندند.



    مشركان مكّه(و یا اصحاب عقبه) بار دیگر از آن حضرت درخواست كردند كه وى معجزه كرده و بالاى ماه را بشكافد.



    آن حضرت براى اتمام حجت بر آنان، باردیگر اشاره به ماه كرد و فرمان داد كه در بالایش شكافى پدید آید.



    در همان لحظه انشقاقى پدید آمد و بالاى ماه شكافته شد و معجزه "شق القمر"به وقوع پیوست.



    پیامبر(ص)و پیروانش سجده شكر كرده و خداى سبحان را كه چنین معجزه اى به پیامبرش عنایت كرد،سپاس گفتند.



    آن گاه پیامبر(ص)به ماه اشاره كرد كه به حال سابقش برگردد.



    مشركان و كافران كه با چشم خود شاهد این معجزه الهى بودند،به عهدشان وفا نكرده و براى ایمان آوردن به پیامبر(ص)بهانه آوردندو گفتند:ما منتظر بازگشت مسافرانمان از شام و یمن میمانیم،اگر آنان نیزاین معجزه را دیده باشند به تو ایمان مى آوریم و در غیر این صورت معلوم مى شود كه بر ما سحر و جادو كردى و دشمنى ما نسبت به تو افزون مى گردد.



    به هر روى،مشركان با این بهانه از زیر بار عهد و پیمانشان شانه خالى كرده و به آن حضرت ایمان نیاوردند و گفتند كه كار محمد(ص)، سحرو جادو بود.با این كه برخى از علماى اسلامى در اصل معجزه شق القمر تشكیك كرده اند ولى اكثر قریب به اتفاق علما،مفسران و مورخان اسلامى،آن را تأید كرده و شأن نزول سوره قمر(54)قران مجید را در همین رابطه مى دانند.(1)



    1-نك :مجمع البیان(علامه طبرسى)،ج10-9،ص281 ؛ بحارالانوار(علامه مجلسى)،ج71 ،ص352 ؛ وقایع الایام(شیخ عباس قمى)،ص 120

    </H3>
    تقویم ماه ذی الحجه

  6. تشكر


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •