(...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)










    چکيده


    يکي از مباحث اساسي که در جوامع علمي و فرهنگي متفکران و انديشمندان به آن توجه کرده اند، موضوع «حقوق و شخصيت زن» است. همواره زنان در جوامع بشري از شأن و حقوق خود دور مانده اند و حتي منزلت انساني آنان با ترديد روبرو شده است. جايگاه و شخصيت زن در فرهنگ هر جامعه، نشان دهنده ي ميزان اهميت و منزلت زنان در آن جامعه است. مکاتب ديني و سياسي درباره ي حقوق زن، نظرات مختلفي را بيان کرده اند. در ميان اين مکاتب، مکتب انسان ساز و جامع نگر اسلام که قوانين آن از سرچشمه زلال وحي سرچشمه گرفته است با نگرشي فراگير و با در نظر گرفتن همه ي ويژگي هاي زنان، منزلت و کرامت والايي را براي آنان قائل شده است . بدون شک از نظر تکويني، تفاوت هاي حکيمانه اي ميان زن و مرد وجود دارد، اما در عين حال بين حقوق و تکاليف زن و مرد نوعي تعادل برقرار است. مخاطب اصل آيات الهي و شريعت مقدس، همان «حقيقت آدمي» و «انسانيت انسان» است و جنسيت او جايگاهي اساسي و اصلي ندارد؛ اگر چه براي رسيدن به هدف، گاه به صورت تبعي مورد توجه قرار گرفته باشد و هيچ گاه تفاوت هاي حقوقي و حکمي بر وجود تفاوت در هويت انساني «جنس زن» و «جنس مرد» دلالت نمي کند. همانگونه که در لابه لاي آيات قرآني نمونه هاي فراواني در اين خصوص به چشم مي خورد.

    آنچه در اين نوشتار مي خوانيد، بررسي معنا شناختي و تحليل واژه ي قوام در آيات قرآني است که از آن در کنوانسيون ها و اسناد بين المللي به عنوان ظرف استقرار تبعيض عليه زنان و مصداقي از مصاديق تبعيض ياد شده است.






    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  2. تشكرها 5


  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مقدمه


    يکي از مسائل مهمي که در چند دهه ي اخير در محافل حقوقي و اجتماعي و سياسي دنيا مطرح بوده و امروزه هم در گوشه و کنار اين عالم بازار گرم و پررونقي دارد، مسأله ي حقوقي زن يا دفاع از حقوق زن است و قبل از آنکه بيان قرآن و خطابات قانوني او را در اين باره بدانيم لازم است نگاه گذرا و اجمالي به وضعيت زنان و چگونگي حقوق آنها در جوامع گذشته و امروز جهان داشته باشيم.

    در يک تقسيم بندي مي توان اقوام و ملل گذشته را به دو قسم، متمدن و غير متمدن تقسيم کرد، در ميان قبايل وحشي و غير متمدن زن هيچ گونه حقي، حتي حق حيات هم نداشت. مرد مي توانست زنش را به هر کس بخواهد بفروشد يا ببخشد و يا او را براي همخوابي و فرزند آوردن و خدمت کردن، کرايه و قرض بدهد و مي توانست به هر نحو که بخواهد زنش را مجازات کند و حتي او را بکشد و گوشتش را بخورد.

    اما در ميال ملل متمدن که داراي برنامه و قانون بودند، مانند چين و هند و روم شرقي، نسبت به ملل غيرمتمدن زن وضع بهتري داشت، کشته نمي شد و گوشتش خورده نمي شد، ولي هيچ گونه استقلال و آزادي در اراده و اعمال نداشت و تحت قيموميت مرد مي زيست و از جانب خود نمي توانست کاري را انجام دهد و حق هيچ گونه مداخله در امور اجتماعي از قبيل حکومت و قضاوت و غيره را نداشت و در اين مقدار همه آن ملل مشترک بودند و هر يک از اينها به حسب اقتضاي اوضاع و مناطق زندگي، اختصاصاتي نيز داشتند. در چين ازدواج با زن، يک نوع خريداري و مالک شدن محسوب مي شد و زن به طور کلي از ارث محروم بود و حق هم غذا شدن با مرد حتي پسران خودش را نداشت. در هند زن تابع شوهر بود و بعد از مردن او ديگر حق ازدواج نداشت يا با جسد شوهرش سوزانده شود و يا اينکه با خاري و زبوني به زندگي ادامه دهد.




    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  5. تشكرها 4


  6. #3
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در حجاز نيز قبل از ظهور اسلام، با زن همان معامله انسان وابسته و غيرمستقل انجام مي شد و از هر گونه حق و حقوقي محروم بود، رفتار آنها شباهت زيادي به بشرهاي نيمه وحشي داشت. زيرا با وضع رسوا و ننگيني از زن بهره برداري مي کردند و در محيط آنها زن آنچنان بي اراده و اختيار بود که گاهي جهت ارتزاق صاحب خود، کرايه داده مي شد.

    اما حقوق زن در برابر حقوق مرد، اولين بار در قرن بيستم اعلام شد. انگلستان اولين کشور داراي دموکراسي و نخستين کشور بود که اين مطلب را اعلام کرد، ايالات متحده آمريکا گر چه هم زمان با استقلال خود در قرن هجده حقوق بشر را به رسميت شناخت، اما در سال 1920 بود که به تساوي حقوق سياسي زن و مرد گردن نهاد.
    اين تساوي حقوق مرد و زن در غرب چنان مهم جلوه کرد که ويل دورانت فيلسوف و نويسنده تاريخ تمدن در تفسير اين حرکت مي گويد:

    «اگر فرض کنيم ما اکنون در سال 2000 ميلادي هستيم و مي خواهيم بدانيم مهم ترين حادثه اتفاق افتاده در ربع قرن اول بيستم چيست، خواهيم ديد که اين حادثه نه انقلاب روسيه، بلکه دگرگوني در وضع زن است.»

    اما قرآن کريم قبل از 1400 سال، يعني آن زمان که ظلم و بي عدالتي نسبت به زن به همه جا سايه افکنده بود و زن به عنوان کالايي بيش ارزش نداشت و از هيچ گونه حق و حقوقي برخوردار نبود، با صراحت و قاطعيت اعلام مي دارد: «...وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذي عَلَيهِنَّ بِالمَعُروفِ...»؛ (بقره، 228) يعني زن همان مقدار که در اجتماع و خانواده وظايف سنگيني دارد، حقوق قابل توجهي نيز دارد؛ تا از تساوي اين حقوق با آن وظايف اجراي عدالت در حق آنان عملي گردد.





    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  7. تشكرها 4


  8. #4
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    زن در اسلام (حقوق زنان)



    آيه قواميت از مهم ترين آيات مربوط به مسأله زن و حقوق اوست که کم و بيش نگاه اسلام را به عنوان داعيه دار برترين آيين ترقي و تکامل انسان، به زن نشان مي دهد. فهم درست اين آيه، تأثير بسزايي در بازنمايي نگاه قرآن کريم به «زن و حقوق زن» دارد.
    در آيه شريفه: «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعضَهُم عَلي‏ بَعضٍ وَ بِما أَنفَقُوا مِن أموالِهِم فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلغَيبِ بِما حَفِظَ اللّهُ...» (نساء، 34)

    بسياري از مفسران قرآن معتقدند که اين آيه فقط بيانگر برتري مردان بر زنان است و چون اين برتري در زمان هاي دور از جهت موقعيت اجتماعي و اقتصادي امري آشکار و از هنجارهاي ثابت جامعه بود، چندان شگفت انگيز نبود. بعضي معتقدند که منظور آيه اين است که مردان حامي زنان هستند. بعضي مي گويند: برتري مردان بر زنان را در تمام شئون نشان مي دهد، بنابراين از آن به وجوه تبعيض در لابه لاي نصوص ديني در حق زنان حکم کرده اند و در واقع آنرا به روابط اجتماعي تعميم داده اند.
    در بررسي معناشناختي واژه ي «قوام» در ميان آيات شريفه قرآن کريم با چند سوال روبه رو مي شويم.

    ـ مراد از قواميت چيست؟

    ـ آيا از قواميت برتري و رياست مرد برداشت مي شود؟
    ـ آيا پذيرش قواميت مرد به منزله وجود تبعيض عليه زنان است؟
    ـ آيا مراد از رجال همه مردان هستند؟





    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  9. تشكرها 4


  10. #5
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    معاني و مفاهيم قوام



    قوام از صيغه مبالغه بوده و ريشه آن «قيام» است. زبان عربي قيام را به معناي ايستادن (ضد نشستن) آورده است و متذکر مي شود که مشتقات قيام در معاني مختلفي به کار رفته است؛ مانند: وقوف و ثبات ، ادامه دادن (مانند آيه شريفه «يقيمون الصلاه») تعديل و تساوي در امور، رعايت عدالت (مانند «و کان بين ذلک قواما») خوش رفتاري، نظام و شالوده ي چيزي (قوام الامور) و در آيه «الرِّجَال قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ» آنرا به معني محافظت و اصلاح مي داند. (ابن منظور، 1408، ذيل واژه ي قوام)

    در بعضي کتب تفسيري اين واژه را صيغه ي مبالغه از قيام گرفته اند؛ يعني شخص با دقت و مراقبت بسيار از شيء مورد نظر خود محافظت کند.

    در مفاهيم مندرج در «قواميت »، آراي مختلفي به چشم مي خورد.(قرطبي، 1965، ج5، ص167)







    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  11. تشكرها 3


  12. #6
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:


    ـ در اینکه واژه ی «قوامیت» که در ابتدای آیه آمده، نظر به مردان جامعه به گونه ای فراگیر دارد یا فقط شوهران را در چارچوب خانواده شامل می شود، اختلاف نظر جدی میان مفسران وجود دارد. از متأخران ، علامه طباطبایی فراگیری آنرا باور دارد و انفاق و دیگر احکام مطرح شده در آیه را از احکام فرعی و جزئی برگرفته از آن حکم کلی می داند، ولی بیشتر مفسران قوامیت مردان را خاص و محدود به خانواده می دانند.
    ـ به نظر می رسد به قرینه ی انفاق ـ که فقط برای خانواده مطرح است ـ و قنوت صالحات و نشوز و راه حل های آن، که به دنبال قوامیت ذکر شده و بر آن متفرع شده، دیدگاه دوم را باید پذیرفت. بعضی نیز گفته اند فقط حالت زن و شوهری است که در آن مرد به عنوان مرد، بر زن به عنوان زن انفاق می کند و نیز تناسب جمله اول آیه با جمله های بعدی چنان ایجاب می کند که اصل و فرع در گستره و تنگنا برابر باشند. همچنین ظاهر آیه حکایت دارد که انفاق و تفصیل، با هم به قوامیت مرد مشروعیت می بخشند، حال آن که در بیرون خانواده انفاق مطرح نیست، بنابراین استناد به اینکه هر چند انفاق در سطح جامعه مطرح نیست، اما برتری مرد بر زن عام است، پذیرفتنی نیست.
    ـ «قوام»، صیغه مبالغه قائم است که از قام ـ یقوم گرفته شده و قام بدون حرف جر و نیز همراه با حروف ب، ل، فی، عن، الی، و علی به کار می رود. (ابن منظور، 1408، ج12، صص496 -504، ماده قوم) در صورتی که قوام و قام با علی به کار رود به معنای مراقبت و داوم و ثبات بر کاری یا ایستادن بر پایه چیزی و یا تکیه بر چیزی است. در این آیه معنای نخست اراده شده است؛ یعنی بسیار قیام کننده بر امور و کارها و نیازهای زنان، از این رو معانی اداره، سرپرستی، کفالت، تعهد، پاسداری، حفاظت، نگاهداری و نگاهبانی، مراعات، حمایت، پایداری، پای ورزی، ایستادگی، گماشتگی، کارگزاری، مراقبت و مواظبت را در توضیح آن آورده اند، چنانکه کم و بیش تعبیراتی چون ولایت، حکومت، تسلط، سیطره، احاطه، چیرگی و تکیه گاه بودن، در بعضی نوشته ها به حوزه معنایی آن راه یافته است. شاید دلیل چنین برداشت هایی تعبیر «فضل الله» باشد که در ادامه آمده است، ولی چنانکه خواهد آمد هرگز سلطه و سلطنتی در معنای آن پذیرفته نیست؛ چنانکه فضل نیز بر برتری و ارزش بیشتر دلالت ندارد.




    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  13. تشكرها 3


  14. #7
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در کنار قوام، واژه های قائم، قیوم، قیم، قیام نیز در لغت آمده اند که بعضی با قوام یکسان هستند. چنانکه قیموم نیز هر چند در لغت نیامده، ولی در بعضی آثار و ادعیه دیده می شود. در این میان قیام و قیوم نام خداوند به شمار می آیند، ولی قیم و قوام به یک معنی هستند؛ بنابراین آنچه بعضی گفته اند که قوام غیر از قیم است، در نتیجه مرد هم قیم بر زن نیست، ناشی از آگاهی اندک از لغت است، در لغت نیز گفته شده، «قیم المرأة: زوجها، کانها یقوم بأمرها و مایحتاج الیه.» جز آنکه قیم در اصطلاح متأخر فقهی نوعی از سرپرستی است که در جهت رعایت حال ناتوانان، خردسالان و محجوران از تصرف در اموال، اعمال می شود و یا مواظبت و نظارتی که بر موقوفات می شود، اما قیم بودن مرد بر زن از اینگونه نیست، چنانکه قیم بودن شوهر مرتبه ای را برای او نمی رساند و فرودستی زن را دلالت ندارد؛ بلکه می توان گفت که قیم در اصطلاح فقهی نیز به طور لزوم به معنای فرودستی طرف مقابل قیم نیست و درباره ی اطفال، غایبان، قاصران و محجوران نیز نمی توان برتری ارزشی قیم را برایشان ادعا کرد. بنابراین قیم بودن فقط به معنای قیام به انجام وظایف سرپرستی است، اما برتری داشتن یا نداشتن از نشانه های بیرونی باید به دست آید.
    ـ چنانکه گذشت قوام از فعل قام گرفته شه که مصدر آن قوم، قیام، قومه و قامه است؛ (ابن منظور، 1408، ج12، صص496-504، ماده ی قوم) بنابراین مصدرهایی از قبیل: قیومیت، یا قوامت ـ به رغم آنکه بسیار به کار می روند ـ ریشه و مستندی در منابع اصلی لغت ندارند. نتیجه اینکه برای معنای قیام کردن به امور، باید از یکی از چهار مصدر بالا بهره گرفت اما اگر از کلمات وصفی قیام و قیم و قیوم و قوام، مصدر صناعی بسازیم، باید از کلمات قیامیت، قیمیت، قیومیت و قوامیت بهره جوییم، جز آنکه قیومیت و قیامیت ویژه ی خداوند خواهد بود و درباره ی مرد به کار نمی رود.
    ـ بعضی گفته اند: «قوام، بیشتر از قیم و قیام بر مبالغه دلالت دارد و قیام او مثل قیام والی بر رعیت است، بنابراین سیطره و احاطه توأم با قدرت دارد؛ گویی حیات زن، قائم و نیازمند به وجود مرد است». (طهرانی، 1376، ص76) مستند هیچیک از گزاره های این سخن را نیافته ایم بویژه آنکه قیام را در لغت، صفت و نام خاص خداوند دانسته اند. پس می توان گفت سیطره ی شوهر بر همسر از سیطره ی خداوند بر آفریده ها بیشتر است!

    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  15. تشكرها 3


  16. #8
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ـ چنانکه گذشت قوامیت به معنای مراقبت، پایداری و ایستادگی بر امور، کارها و نیازهای زن است؛ اما برتری این کارها در لغت نیامده، چنانکه محدوده دقیقی برای قوامیت نیز ترسیم نشده است. در تعبیرات مفسران مواردی مانند آموختن، پرورش دادن، تأدیب، تدبیر، نظارت بر رفت و آمد، مواظبت در خانه، منع از بیرون رفتن از خانه و... آمده که به نظر می رسد همگی برداشت های مفسران باشد. شاید بتوان گفت آنچه در حفظ تعادل شخصیت زن و تأمین نیازهای روحی و جسمی او و در نتیجه قوام، سازمان و سامان خانواده دخالت دارد، در محدوده ی قوامیت می گنجد.
    ـ قوامیت به معنایی که گذشت، وظیفه و مسئولیت است و هرگز برتری ، فضیلت، شرافت و امتیاز یا سلطنت مرد بر زن را نمی رساند، بلکه ملاک های برتری امور دیگری است. در «اقرب الموارد» مولف به صراحت می گوید: «رعایت و کفالت است و نه ولایت و سلطنت»(1)
    برتری نه از قوامیت استفاده می شود و نه از «علی» و نه از فضل، چنانکه در نکته های چهاردهم و پانزدهم خواهد آمدـ زیرا قام همراه با علی بیشتر درباره ی امور وظایف به کار می رود که در آنجا علو و نسبت سنجی بین کسی که قائم بر امر است و آن چیزی که او بدان قیام دارد، معنی ندارد. چنانکه به احتمال زیاد «قَوَّامُون عَلَی النِّسَاءِ» با حذف مضاف باشد؛ یعنی «قوامون علی شئون النساء و حاجاتهن» گفته اند حکمت در تشریع قوامیت مرد، آن است که هیچ گروهی ـ حتی دو نفره ـ برنامه ها وسیر حرکتشان سامان نخواهد یافت، مگر آنکه یکی مسئول باشد ـ چنانکه در روایتی نیز آمده ـ بنابراین در خانواده نیز که مهمترین بنیادهای جمعی است باید چنین باشد.
    «علامه جعفری» در این زمینه می نویسد: اداره خانواده به یکی از چهار شکل ذیل تصور می شود:

    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  17. تشكرها 3


  18. #9
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    1. اداره ي آن با زن و مرد است که چنين چيزي امکان ندارد، زيرا اگر دو مرد نيز با هم مسئول باشند، تصادم، تزاحم و برخورد و جدايي را در پي خواهد داشت.
    2. زن به تنهايي مسئول باشد که در آن صورت تنظيم ارتباطات با موانع و اختلالات رو به رو خواهد شد.

    3. پدر سالاري سلطه گرانه و خودخواهانه که در بعضي جوامع ديده مي شود، ولي چنين حالتي فضاي جامعه را جهنمي کرده، عظمت ها و ارزش هاي زن را سرکوب مي کند و طعم خوش زندگي را در کام فرزندان تلخ مي کند.

    4. نظام شورايي باسرپرستي و مأموريت اجرايي مرد که همراه با اعتدال است و معناي قوام نيز همين است. اشکال بعضي از غريبان بر اسلام مبني بر اينکه اسلام، مرد را امير و زن را اسير کرده، به دليل رفتار بيروني بعضي از جوامع اسلامي و برداشت هاي نادرست از آيه «الرِّجَال قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ» است.


    ايشان تأکيد دارد که قوام و قيم مصطلح حقوقي و فقهي نيست و قواميت بر اساس علت طبيعي است نه قراردادي و تحکمي. (جعفري،1362، ج11، ص267)

    ـ بنابر آنچه گذشت قواميت مرد، نوعي مسئوليت در جهت اداره بنياد خانواده است و الزامات و تکاليفي حقوقي و اخلاقي در پي آن، بر عهده مرد خواهد بود. از جمله لزوم انفاق و رفتار بر اساس قسط و چه بسا بتوان گفت آيه شريف «... كُونُوا قَوّامينَ بِالقِسط...» (نساء، 135) آيه مورد بحث را تبيين و تفسير يا تکميل مي کند، چنانکه اگر در چارچوب انواع ولايت ها بگنجد آنچه وظيفه واليان به طور عموم است در اينجا نيز مطرح مي باشد.




    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  19. تشكرها 3


  20. #10
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نکات تفسري مفهوم قواميت



    در تفسير آيه «الرِّجَال قَوَّامُون عَلَي النِّسَاء» و معناي قوام بودن مردان بين علماي شيعه و سني اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد که با توجه به بررسي هاي مختلف که انجام شده، به اختصار به معرفي شمه اي از آراء ايشان پرداخته خواهد شد.

    دسته اول معاني مختلفي را درباره ي نقش برتر مرد در خانواده بيان داشته اند و قوام بودن مردان را به معني داشتن حق تأديب زن تعبير نموده اند. مرحوم شيخ طوسي مي فرمايند: قوام بودن به معني داشتن « حق تدبير» است. بدين معنا که مردان به امر به زنان در خصوص اطاعت از دستورات الهي و دستورات همسرانشان قيام مي کنند... صاحب تفسير جامع البيان نيز تفسيري قريب به اين معنا ارائه داده است، بدين معنا که مردان موظف به قيام به امور زنان خود هستند.(طبري، 1392، ج4، ص110) بعضي ديگر از مفسران مانند قرطبي قوام بودن مردان را به معناي حمايت مردان از زنان و محافظت از ايشان تعبير نموده اند که مختصراً اشاره گرديد. (قرطبي، 1965، ج5، ص168)

    ايشان در ادامه اين تعبير، عهده دار بودن نفقه و تدبير امور اقتصادي زن را به معناي قوام بودن بر زن مي داند؛ يعني مردان علاوه بر دفاع و حفاظت از زنان، امر تدبير، تحصيل و پرداخت نفقه زن را به عهده دارند؛ (قرطبي، 1965، ج5، ص168) «اي يقومون بالنفقه عليهن و الذب عنهن».

    دسته ديگري از مفسران قوام بودن مرد را بر زن به سلطه ي مرد بر زن تعبير کرده اند. (فيض کاشاني، 1362، ج1، ص353؛ قمي نيشابوري ، 1349، ج4) غالب مواردي که به عنوان نمونه هاي برتري زنان بر مردان ذکر شده است، خدشه پذير است. چه بسياري از آنها مواردي است که بيانگر اوضاع و احوال اجتماعي حاکم بر زنان در جامعه و زمان خاصي بوده است که اکنون در بسياري از جوامع مصداق ندارد. مانند غلبه سواد و دانش در مردان، خانه نشيني زنان که منجر به دوري ايشان از مسائل و فعاليت هاي اجتماعي و مشارکت و اظهار نظر ايشان مي شود. حال سؤالي که مطرح است، اين است که تفضيل و برتري در اين آيه شريفه علت است يا حکمت؟



    (...◕✿◕◕✿◕ قرآن و حقوق زن(1) ◕✿◕◕✿◕...)


  21. تشكرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •