مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 122
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض





    احسنت ، بسيار زيبا و پرمعنا بود.

    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  2. #42
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است

    اعجاز خلقت است و برابر نداشته است


    وقت طواف دور حرم فکر می کنم

    این خانه بی دلیل ترک برنداشته است


    دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

    آیینه ای برای پیمبر نداشته است


    سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

    شهری که جز علی در دیگر نداشته است


    طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

    انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است


    یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

    یا جبرئیل واژه ی بهتر نداشته است


    چون روز روشن است که در جهل گمشده است

    هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است


    این شعر استعاره ندارد برای او

    تقصیر من که نیست برابر نداشته است



    سیّدحمیدرضا برقعی






    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 14-07-1393 در ساعت 22:28

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  3. #43
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    «یا
    علی»


    ....گفته عشق در آغاز ، تا که این‌قدر ماندگار شده

    هر کسی با
    ابوتراب نرفت ، به هوا رفته و غبار شده


    کعبه برخاست احترام کند ، لب گشوده‌ست تا سلام کند

    او هم از سینه چاکی‌ش پیداست که به عشق نجف دچار شده


    کاش می‌‌شد که در سکوتی ژرف به تماشا نشینمت اما

    چه کنم با لغات مستی که در صف ذهن من قطار شده



    عشقِ مالک، امیرِ عماری، طعم شیرینِ درد تماری

    آن یکی زیر سایه‌ات سردار، این یکی پیر سر به دار شده


    نظرت ذره را ابوذر کرد، عشق را اعتبار قنبر کرد

    کوه زر شد دل ابوذرِ تو، قنبرت شاه تاجدار شده


    عَمرو! پیکار با حریفان، نه، پهلوان! کشتن ضعیفان، نه

    مردن آنهم به دست‌های
    علی ست که برای تو افتخار شده


    لرزه بر قامت زمین انداخت، پای تا در رکاب زین انداخت

    دشت لرزید، همه فهمیدند، میر بر مرکبش سوار شده


    هر کسی سر به عاشقی نسپرد، مرده است و دوباره خواهد مرد

    هر کسی عشق در دلش خشکید، قسمتش تیغ آبدار شده


    همه را بی‌قرار کرده
    علی، با دو تیغش دو کار کرده علی

    دشمنش سهم ذوالفقار شده، دوست با ابرویش شکار شده


    یا دلم می‌شود
    علی آباد، یا خرابات، هر چه بادا باد!

    مست، جان را به جام می‌بازد، عاشقان! نوبت قمار شده


    زر بگیرند کاش دستش را آن‌که این‌قدر خوب سنگم زد

    ابروی راستم شکست آری! در عوض شکل ذوالفقار شده


    بوی عطر
    علی‌ست می‌آید، این جوانمرد کیست می‌آید؟

    شال سبزش به عاشقان فهماند: نو بپوشند، نوبهار شده


    قاسم صرافان



    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 14-07-1393 در ساعت 22:30

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  4. #44
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,142      تشکر : 27,295
    57,686 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض











    هستی ما از خم غدیر تو مست



    قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست
    كه هست هستی ما از خم غدیر تو مست


    در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست
    كه آفتاب بود آفتاب بر سر دست


    فراز منبر یوم الغدیر این رمز است
    كه سر ز جیب محمد، علی برآورده


    حدیث لحمك لحمی بیان این معناست
    كه بر لسان مبارك پیمبر آورده

    «نظیری نیشابوری»




    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام

  5. تشكرها 4


  6. #45
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    قصیده ی زیبای ولایت

    اثر
    استاد حاج غلامرضا سازگار


    بُن اسلام باشد پنج نزد حق تعالایش

    که با این پنج هر مؤمن شود تکمیل کالایش


    هر آنکو دعوی دین می کند این پنج را باید

    نماز و روزه و حجّ و زکوة است و تولاّیش


    ولایت گر نبود آن چار مردود است نزد حق


    که این فی المثل روح است و آن چارند اعضایش


    ولایت چیست مهر
    مرتضی و حبّ اولادش

    ندارد بهره از دین هر که نبود مهر مولایش


    مرا غیر از
    علی بعد از پیمبر نیست مولایی

    که در قرآن ولی الله خوانده حق تعالایش


    الا یا اهل عالم من کسی را دست حق دانم

    که شد مُهر نبوّت در حرم جای کف پایش


    بتی کو سرنگون شد در حرم با دست آن مولا

    به گوش جان شنیدم یا
    علی می بود آوایش


    کند از چاه کنعان آفتابی آسمان ها را

    به یوسف سایه ای افتد اگر از قدّ و بالایش


    اگر در حشر با ذکر
    علی آِند خلق الله

    عجب نبود جهنّم بسته گردد جمله درهایش


    بیان اوست توحیدی که توحید است تفسیرش

    جمال اوست قرآنی که قرآن است معنایش


    به یک ذّره عطا محو است صد خورشید تابانش

    به یک قطره کرم غرق است صد توفنده دریایش


    مسیح آسمانی را طبیب جسم و روح است این

    که می ریزد زیک لبخند صد گردون مسیحایش


    اگر صورت بپوشد عالمی ماند به تاریکی

    و گر رخ برفروزد مهر سوزد پیش سیمایش


    دل عیسی ابن مریم موجی از دریای اعجازش

    گل موسی ابن عمران خاکی از صحرای سینایش


    (ادامه دارد.)



    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 14-07-1393 در ساعت 22:34

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  7. تشكرها 3

    مدير اجرايي (02-08-1392), یاس بهشتی (04-08-1392), بیقرار ظهور (30-07-1392)

  8. #46
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    شود سر تا به پا شوق و رها سازد نبوّت را

    اگر اذن شبانی یابد از درگاه موسایش


    جنون دیوانه ای در کوچه های شهر، مجنونش

    جنان فرش قدوم خانه بر دوشان صحرایش


    پیمبر جان کلّ انبیا، او جان شیرینش

    کتاب الله روی کبریا این روی زیبایش


    تماشای جمال خویش در روی
    علی می کرد

    معاذ الله اگر بودی خدا روی تماشایش


    علی حرف الف بین حروف مصحف خلقت

    از آن رو در خلایق چون الف دیدند تنهایش


    علوم انبیا یک قطره از دریای تعلیمش

    کمال اولیا یک شمّه از درس الفبایش


    به قلب عرشیان مهرش، به چشم فرشیان نورش

    به دوش مصطفایش پا، در آغوش خدا جایش


    یدالله است و عین الله، وجه الله و نور الله

    خدایا عبد، خوانم یا خداوند تعالایش


    به شیطان گر نگاهی افکند رضوان کشد نازش

    زرضوان گر کند قطع نظر نار است مأوایش


    ملک گر خاک سلمانش شود تا حشر طوبی له

    فلک بی مهرِ مقدادش اگر گردید ایوایش


    کرامت آبی از جویش، ملاحت خاکی از کویش

    امامت آستان بوسش، قیامت راه پیمایش


    اگر
    عین اللّهش خوانی جهان چون نقطه در چشمش

    و گر
    وجه اللّهش خوانی خدا بینی به سیمایش


    مترسانید از خشم جحیمم در صف محشر

    مُحّبِ
    شیر داور از جهنّم نیست پروایش


    به گوش جان همانا حکم صوت وحی را دارد

    نِیی کاندر نیستان یا
    علی برخیزد از نایش



    (ادامه دارد.)



    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 14-07-1393 در ساعت 22:36

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  9. تشكرها 4


  10. #47
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نلغزد پا، نلرزد تن، نیاید خم به ابرویش

    اگر خلق جهان خیزند در میدان هیجایش


    اگر چشم عنایت از کرم بر دیو بگشاید

    عجب نبود که فرش راه گردد زلف حورایش


    زند لبخند بر مرگ پدر طفل یتیم آری

    اگر بیند امیرالمؤمنین گردیده بابایش



    نگویم خالق یکتاست آن یکتای هستی را

    ولی گویم بود یکتا چو ذات پاک یکتایش


    سزاوار است هر کس لب فرو بندد زاوصافش

    زبان فردا برآید از دهن چون مار کبرایش


    خداوندی به خلقت می کند رای خدا عزمش

    دل آرایی زخالق می کند روی دل آرایش


    فلک با مهر مولا همچنان گردیده و گردد

    چه آغازش، چه پایانش، چه امروزش، چه فردایش


    خوشا آنکس که هر شب هم نشینی با
    علی دارد

    که هر آن لیلة القدری بود شب های احیایش


    اگر بت سجده بر خاک قدوم قنبرش آرد

    فلک گردد زمین بوسش، ملک گردد جبین سایش


    شود پرونده ی طاعت به محشر کوهی از آتش

    مگر مولا زند مُهر و کند از لطف امضایش


    به هر سائل توان بخشد به دست جود، دنیایی

    اگر دست سؤال آرد به دامن کلّ دنیایش


    هر آنکس شد خراب از کوثر مهر و ولای او

    زگلزار جنان آبادتر دنیا و عقبایش


    تمنّای خلایق را بر آرد در صف محشر

    هر آنکس از علی غیر از علی نبود تمنّایش


    تولاّی
    علی فوق عبادات است نزد حق

    خوشا آنکس که باشد هم تولاّ هم تبرّایش



    (ادامه دارد.)



    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 14-07-1393 در ساعت 22:37

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  11. تشكرها 4


  12. #48
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض














    اگر قسیس با مهر
    علی انجیل برگیرد

    مسیحا بوسه ها آرد به دیوار کلیسایش


    برهمن بسته چشم و گوش خود را و نمی داند

    که دائم یا
    علی گویند در بت خانه بت هایش


    به نیل افتد اگر نور
    علی موسی شود ماهی

    زقاف آید اگر بانگ
    علی، جبریل عنقایش



    به گردون ولایت هر که جز روی
    علی بیند

    به اعمی می شود توهین اگر خوانند اعمایش


    اگر در طور سینا اوفتد یک جلوه از حُسنش

    هزاران موسی عمران شود غرق تجلاّیش


    الهی با همه آلودگی از تو دلی خواهم

    که غیر از یا
    علی ذکری نخیزد از سودایش


    محمّد (ص) در شب معراج خلوت کرد چون با حق

    به آوای
    علی می کرد صحبت ربّ اعلایش


    کند رشک گلستان خلیل الله دوزخ را

    اگر ذکر
    امیرالمؤمنین خیزد زژرفایش


    به اسم اعظم داور عجب نبود که در محشر

    اگر بخشند خلقت را به تار موی زهرایش


    خدا را، خود به جان او قسم می داد پیغمبر

    سپس او را دعا می کرد با لعل گهر زایش


    به آیین قدر کردم نگه او بود فرمانده

    به دیوان قضا کردم نظر او بود طغرایش


    علی افلاکی و حیف است بین خاکیان باشد

    کجا باشد فرشته جا در آغوش هیولایش


    به محراب عبادت آن چنان محو خدا گردد

    که در حال نماز آرند بیرون تیر از پایش


    به خاک رهرو راه ولایش سجده باید برد

    که هر خار مغیلان می شود یک نخل طوبایش


    خوش آن چشمی که در رؤیا ببیند ماه رویش را

    به از بیداری عمر است آن یک لحظه رؤیایش


    کجا «میثم» کند وصف
    علی با آنکه می داند

    زوصف خلق غیر از شخص پیغمبر مبرّایش


    بود مست تولاّی
    علی تا لحظه ی آخر

    کز اوّل پر زصهبای ولایت بود مینایش


    استاد حاج غلامرضا سازگار








    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام
    ویرایش توسط شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) : 14-07-1393 در ساعت 22:39

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  13. تشكرها 4


  14. #49
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,142      تشکر : 27,295
    57,686 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض













    علي اي محرم اسرار مکتوم

    علي اي حقِّ از حقّ گشته محروم


    علي اي آفتاب برج تنزيل
    علي اي گوهر درياي تأويل

    علي اي شمع جمع آفرينش
    تويي چشم و چراغ اهل بينش

    علي اسم رضيّ بي مثال است
    علي وجه مُضيئ ذوالجلال است

    علي جَنبُ القويّ حق مطلق
    علي راه سويّ حضرت حقّ

    علي در غيب مطلق سرُّالاسرار
    علي در مشهد حقّ نورالانوار

    علي هم وزن ثقل الله اکبر
    علي عرش خدا را هست لنگر

    علي حبل المتين عقل و دين است
    امام الاوّلين و الآخرين است

    علي اي پرده دار پرده غيب
    بر افکن پرده از اسرار « لاريب

    به دانايي ز کُنه کون آگاه
    به هنگام توانايي يدالله

    خم اَبروي او چوگان کونين
    کِه جز احمد رسد تا قاب قوسين؟

    در اوج عِزّ تعالي و تقدّس
    تجلاي جمال فيض أقدس

    در آن ظلمت که اين آب حيات است
    خليلِ عشق و خضرِ عقل مات است

    گشايد گر زبان فصل الخطابست

    فرو بندد چو لب علم الکتاب است


    به تشريع و به تکوين جانِ تن اوست
    وليّ الله قائم بالسّنن اوست

    ببخشد در رکوع خاتم گدا را
    به سجده جان و دل داده خدا را

    يَلي الخلق و يَلي الحقّ در علي جمع

    فلک پروانه رخسار اين شمع


    شب إسراء به خلوتگاه معبود
    لسانُ الله علي ، احمد ، اُذُن بود

    کلام الله ناطق شد از آن شب
    که حق با لهجه او گفت مطلب

    خدا را خلوت آن شب با نبي بود
    و « ما اوحي إلي عبده » علي بود

    چه موزون تر بود زان قد و قامت
    که ميزان است در روز قيامت

    چه عمر اين جهان آخر سر آيد
    علي با کبرياي حق بيايد

    بدست او کليد جنّت و نار
    جدا سازد صف ابرار و فجّار

    گشايد او درِ خلدِ برين را
    نمايد « اُزلفت للمتقين » را

    فرود آيند چون بر حوض کوثر
    «سقاهُم ربّهم » با دست حيدر


    «سروده ی آیت الله وحید خراسانی»






    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام

  15. تشكرها 3


  16. #50
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,142      تشکر : 27,295
    57,686 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض










    سکوت

    سکوت عین سکوت است، بی همانند است
    که پیشوند ندارد، بدون پسوند است

    زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
    سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است

    زمین یخ زده را گرم می کند آرام
    سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است

    سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
    سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است

    سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
    سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است

    سکوت کرد علی سالهای پی در پی
    همان علی که در قلعه را ز جا کنده است

    همان علی که به توصیف او قلم در دست
    مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست

    علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
    که ذوالفقار علی در نیام برّنده است

    علی به واقعه کار مهم تری دارد
    که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است

    از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!
    از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است

    از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
    از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است

    از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
    از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است

    از آن سکوت که دستان حیله را بسته
    و دور گردن فتنه طناب افکنده است


    سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
    ابو هریره به فن بیان هنرمند است

    صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
    پیاز عکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟!


    علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
    یکی است در نظرش با حسن که فرزند است

    ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
    محمد بن ابوبکر آبرومند است

    علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او
    برای عده ای از قوم ناخوشایند است

    ستانده می شود آن رفته های بیت المال
    ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است

    اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
    اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است

    علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
    چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است

    کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
    که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است

    برادرم! به تریج قبات برنخورد
    که ناگزیر زبان قصیده برّنده است

    اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
    اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است

    اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
    ولیکن از دلشان باخبر خداوند است

    ....

    البته این شعر هنوز نقطه پایان ندارد


    .
    .
    .
    حمید رضا برقعی





    مــــی ولاء (اشعار ناب در باره مقام و منزلت اسدالله الغالب ، امام علی ابن ابیطالب علیه السلام

  17. تشكرها 2


صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •