✿✿✿  حکایاتی خواندنی از امام هادی ع   ✿✿✿ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
✿✿✿  حکایاتی خواندنی از امام هادی ع   ✿✿✿
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض







    امام هادي عليه السلام و استفتائات متوكل

    حکایت دوم

    مرد نصراني كه با زن مسلماني مرتكب عمل خلافشده بود نزد متوكل آوردند همين كه خليفه خواست بر او حد شرعي جاري كند آن مرد مسلمان گشت.

    يحيي بن اكثم گفت:
    "اسلام اين مرد، شرك و عمل گذشته او را از بين برد (و ديگر حدي بر او اجرا نبايد گردد). يكي ديگر از فقها گفت: بايد او را سه حد بزنند. و هر يك فتوايي داد تا آن كه متوكل تصميم گرفت از امام استفتا كند. لذا طي نامه‌اي موضوع را بيان كرد و از حضرت نظر خواست. امام در جواب نوشت:

    (بايد آنقدر او را بزنند تا بميرد) اين فتوا به مذاق يحيي و ديگر فقها خوش نيامد، و نپذيرفتند و گفتند: "نه كتاب خدا گواه اين مدعاست و نه سنّت پيامبر آن را تاييد مي‌كند."

    متوكل به امام عليه السلام نامه‌اي نوشت و در آن يادآور شد كه فقهاي مسلمين فتواي ايشان را نپذيرفته‌اند و آن را خلاف كتاب و سنت مي‌دانند و افزود (پس براي ما منبع فتوا را بيان كن)؟ امام در جواب نوشت:

    بسم الله الرحمان الرحيم خداوند متعال درباره كافران مي‌فرمايد:
    فَلَمَا رَأَوا بَأسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحدَهُ وَ كَفَرنَا بِمَا كُنّا بِهِ مُشرِكِين، فَلَم يَكُ يَنفَعُهُم اِيمانُهُم لَمَّا رَأَوا بَأسَنا (مؤمن/ 84 و85)


    پس آنگاه كه شدّت قهر و عقاب ما را به چشم ديدند در آن حال گفتند ما به خداي يكتا ايمان آورديم و به همه بت‌هايي كه شريك خدا مي‌دانستيم كفر ورزيديم، اما ايمانشان پس از ديدن مرگ و مشاهده عذاب به آنها هيچ سودي نبخشيد.
    متوكل اين فتوا (و استنباط از آيه) را پذيرفت و دستور داد تا حكم را بر آن مرد اجرا كنند.




    ✿✿✿  حکایاتی خواندنی از امام هادی ع   ✿✿✿
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-07-1392 در ساعت 09:46
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


  2. #12
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض




    درس شکرگزاری

    از ابوهاشم جعفری حکایت شده که دچار تنگدستی شدیدی شدم.
    به سراغ امام هادی علیه السلام رفتم و با اجازه آن بزرگوار در محضرش نشستم. قبل از آن که سخنی بگویم حضرت فرمود:

    ابوهاشم! تو می‪خواهی کدام یک از نعمت‪های بی‪شمار خدای متعال را سپاس گزاری؟

    زبانم بند آمد و ندانستم در پاسخ حضرت چه بگویم. حضرت ادامه داد:
    خداوند ایمان را روزی تو گردانیده و بدین وسیله بدنت را بر آتش (جهنم) حرام گردانیده است،

    به تو نعمت عافیت داده و از این راه تو را در راه طاعت خود یاری داده،
    به تو نعمت قناعت (و عزّت نفس) عنایت کرده و با آن تو را از خواری و ذلّت مصون داشته است،ابوهاشم! من این سخنان را برای این گفتم، چون دانستم آمده‪ای از تنگدستی‪ات شِکوه کنی،و در ضمن دستور دادم صد دینار به تو بدهند.





    ✿✿✿  حکایاتی خواندنی از امام هادی ع   ✿✿✿
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-07-1392 در ساعت 09:48
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


  3. #13
    مدیر افتخاری
    بيرق ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    نوشته : 3,911      تشکر : 5,514
    14,631 در 3,862 پست تشکر شده
    وبلاگ : 7
    دریافت : 37      آپلود : 144
    بيرق ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض









    فرق بین ایمان و اسلام


    شخصی به نام ابو دعامه نقل کرده است که در آن بیماری که امام هادی علیه السلام بدان سبب به شهادت رسید؛ به عیادتش رفتم. تصمیم به بازگشت که گرفتم حضرت به من فرمود:

    ابو دعامه! (برای این عیادت) حقّ تو بر من واجب شد، دوست نداری حدیثی برایت نقل کنم تا خوشحال شوی؟ عرض کردم: سخت نیازمندم ای پسر رسول خدا .
    حضرت فرمود:
    پدرم محمّد بن علی از پدرش و او از پدرش و او از پدرش و او از پدرش و او از پدرش و او از حسین بن علی علیهم السلام و او از پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام نقل کرده است که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود:
    بنویس! عرض کردم: چه بنویسم؟ فرمود: بنویس:

    «بسم‪ الله ‪الرّحمن ‪الرّحیم. الایمانُ ما وُقّرَ فی القلوبِ و صَدّقتهُ الاعمالُ و الاسلامُ ما جَری علی اللّسانِ و حَلَّت بِهِ المُناکَحَةُ؛


    ایمان آنست که در دل‪ها مستقر شده باشد و رفتار نیز آن را تصدیق کند (و با آن مطابق باشد) و اسلام همان گفتن شهادتین است که با آن ازدواج و ... حلال می‪شود عرض کردم:

    ای پسر رسول خدا! به خدا سوگند! نمی‪‪دانم از این حدیث کدام نیکوتر است، متن آن یا سندش؟! حضرت فرمود:

    این نوشته‪ای است به خطّ علی بن ابی طالب علیه السلام و املای رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرزندان از پدران به ارث برده‪اند







    ✿✿✿  حکایاتی خواندنی از امام هادی ع   ✿✿✿
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-07-1392 در ساعت 09:48
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •