۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 71
  1. #31
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    مسموم شدن امام

    آنچه مسلم است اين است که امامباقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادترسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .

    بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد

    وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليدواسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوارگردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي کهرانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
    آن حضرت ساعات آخر عمر خود رابا کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود


    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 7

    ganjineh (03-09-1388), مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  3. #32
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    احتجاج آن حضرت با محمد بن منکدر از زاهدان و عابدان بلند آوازه عصر

    شیخ مفید در ارشاد، نویسد: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از یعقوب بن یزید از محمد بن ابی عمیر، از عبد الرحمن بن حجاج، از ابو عبد الله امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: محمد بن منکدر می‏گفت: گمان نمی‏کردم کسی مانند علی بن حسین، خلفی از خود باقی گذارد که فضل او را داشته باشد، تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم.
    می‏خواستم او را اندرزی گفته باشم اما او به من پند داد. ماجرا چنین بود که من به اطراف مدینه رفته بودم ساعت‏بسیار گرم می‏بود. در آن هنگام با محمد بن علی مواجه شدم. او هیکل‏مند بود و به دو نفر از غلامانش تکیه داده بود. من با خودم گفتم: یکی از شیوخ قریش در این گرما و با این حال در طلب دنیا کوشش می‏کند. به خدا او را اندرز خواهم گفت. پس نزدیک او شدم و سلامش دادم او نیز در حالی که عرق می‏ریخت‏با گشاده‏رویی جوابم گفت. به وی عرض کردم: خداوند کار ترا اصلاح کناد!یکی از شیوخ قریش در این ساعت و با این حال برای دنیا کوشش می‏کند!به راستی اگر مرگ فرا رسد و تو در این حال باشی چه می‏کنی؟او دستان خود را از غلامانش برگرفت و به خود تکیه کرد و گفت: به خدا سوگند اگر مرگ من در این حالت فرا رسد مرگم فرا رسیده در حالی که من به طاعتی از طاعات الهی مشغولم. در حقیقت من با این طاعت می‏خواهم خود را از تو و از دیگران بی‏نیاز کنم. بلکه من هنگامی از مرگ باک دارم که از راه برسد در حالی که من مشغول به یکی از معاصی الهی باشم.
    محمد بن مکندر گوید: گفتم: «خدا ترا رحمت کند!می‏خواستم اندرزت گفته باشم اما تو به من اندرز دادی‏».
    کلینی در کافی، مانند همین روایت را از علی بن ابراهیم، از پدرش و محمد بن اسماعیل، از فضل بن شاذان و هم او، از ابن ابی عمیر، از عبد الرحمن بن حجاج، از امام صادق (ع) نقل کرده‏اند.
    نگارنده: معنای سخن محمد بن منکدر که گفته بود: «می‏خواستم اندرزت گفته باشم ولی تو به من اندرز دادی‏»این است که وی همچون طاووس یمانی و ابراهیم ادهم و. . . از متصوفه بود و اوقات خود را به عبادت سپری می‏کرد و دست از کسب و کار شسته بود و بدین سبب خود را سربار مردم کرده بود. و بار زندگی خود را بر دوش مردم نهاده بود او می‏خواست امام باقر (ع) را نصیحت کند که مثلا شایسته نیست آن حضرت در آن گرمای روز به طلب دنیا برود. امام (ع) نیز بدو پاسخ می‏دهد که: بیرون آمدن وی برای یافتن رزق و روزی است تا احتیاج خود را از مردمان ببرد که این خود از برترین عبادات است. اندرزی که این سخن برای ابن منکدر داشت این بود که وی در ترک کسب و کار و انداختن بار زندگیش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهی خطا در پیش گرفته است. به همین جهت‏بود که ابن منکدر گفت: «می‏خواستم اندرزت گفته باشم. . . »
    بنابر همین اصل است که از صادقین (ع) دستور اشتغال به کسب و کار و نهی از افکندن بار زندگی بر دوش دیگران صادر شده است. از آنان همچنین روایت‏شده است که اگر کسی به عبادت خدای پردازد و شخص دیگری در پی کسب و کار روانه شود، عبادت این شخص اخیر بالاتر و برتر از آن دیگری است. امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل کرده است که فرمود: «ملعون است ملعون است کسی که خود را سربار مردمان قرار دهد».

    احتجاج آن حضرت با نافع بن ازرق یکی از سران خوارج

    این نافع کسی بود که فرقه ازارقه خوارج بدو منتسب می‏شد. شیخ مفید در ارشاد می‏نویسد: در اخبار و روایات آمده است که نافع بن ازرق به محضر محمد بن علی حضور یافت و در برابر آن حضرت نشست و از وی درباره مسائل حلال و حرام پرسش کرد. آن حضرت در ضمن پاسخهایی که به سؤالات نافع می‏داد، فرمود: به خوارج بگو برای چه جدایی از امیر مؤمنان (ع) را روا (حلال) شمردید در حالی که خود فراروی آن حضرت و در راه اطاعتش خونهایتان را ریختید و با مدد دادن به او به خداوند نزدیک گشتید؟آنان پاسخ می‏دهند: او در دین خدا حکم بود. پس به آنان جواب ده که خداوند در شریعت پیامبرش (ص) دو حکم تعیین کرده و فرموده است: «فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما (۱) » و نیز رسول خدا (ص) سعد بن معاذ را در میان یهود بنی قریظه حکمیت داد، خداوند نیز داوری سعد را تایید کرده، آیا نمی‏دانستید امیر مؤمنان (ع) به حکمین دستور داد تا مطابق قرآن حکم دهند و از آن تجاوز نکنند و بر رد حکمی که مخالف احکام قرآن بود شرط کرد. و هنگامی که خوارج بدو گفتند کسی را حکم خود قرار دادی که علیه تو حکم می‏کند پاسخ داد: «من هیچ مخلوقی را حکم نگرفته‏ام بلکه کتاب خدا را به حکمیت‏برگزیده‏ام‏». با این حساب اگر خوارج در این بدعت‏خود قصد بهتان نداشتند برای گمراه دانستن کسی که قرآن را به حکمیت گرفته و احکام مخالف با آن را مردود دانسته است چه دلیل می‏یابند؟!نافع بن ازرق گفت: به خدا سوگند این سخنی بود که هرگز نشنیده بودم و به اندیشه‏ام راه نیافته بود و سخن حق همین است.


    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  5. #33
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞





    احتجاج آن حضرت با عبد الله بن نافع بن ازرق یکی دیگر از خوارج

    کلینی در کافی نقل می‏کند که: عبد الله بن ازرق می‏گفت اگر من واقعا می‏دانستم در روی زمین کسی هست که مرکبها مرا بدو رساند و او با استدلال به من ثابت کند که علی نهروانیان را کشته و در این باب در حق آنها ستم نکرده است، هر آینه به نزد او می‏شتافتم. به او گفته شد: اگر کسی از فرزندان او پاسخگوی این پرسش باشد به نزد او می‏روی؟نافع سؤال کرد: مگر در میان فرزندان او دانشمندی هست؟گفتند: همین پرسش اولین نشانه نادانی تو است. آیا می‏شود در میان آنان دانشمندی نباشد؟!پس عبد الله با عده‏ای از پیروان بزرگ خویش عزم حرکت کرد و به مدینه آمد و از امام باقر (ع) اجازه ورود خواست. به آن حضرت گفتند: عبد الله نافع است. فرمود: او با من چه کار دارد؟در حالی که هر صبح و شب از من و پدرم بیزاری می‏جوید؟ابو بصیر پاسخ داد: فدایت‏شوم این مرد می‏گوید اگر بدانم در روی زمین کسی هست که مرکبها مرا به سوی او ببرند (امکان دسترس به او باشد) و با دلیل به او ثابت کند که علی نهروانیان را کشته و در این باره مرتکب ظلم و ستم نشده، هر آینه به نزد او خواهد شتافت. امام (ع) پرسید: آیا به نظر تو این مرد به قصد مناظره آمده است؟ابو بصیر گفت: آری. حضرت به غلام خود فرمود: ای غلام بیرون شو و بار او را بگشا و بگو فردا بدین‏جا بیا. چون صبح فرا رسید، عبد الله همراه با بزرگان اصحاب خود در آنجا حاضر شد. امام باقر (ع) نیز به دنبال همه فرزندان مهاجران و انصار فرستاد و آنان را جمع کرد و به سوی مردم آمد و به آنان روی کرد، گویی پاره‏ای از ماه بود، آنگاه به سخنرانی ایستاد و خدای را حمد و ثنا گفت و بر پیامبرش (ص) درود فرستاد و سپس فرمود: ستایش خداوندی راست که ما را به نبوت خویش جامه کرامت ارزانی کرد و به ولایت‏خویش مخصوصمان داشت. ای فرزندان مهاجران و انصار! هر کس از شما که منقبت و فضیلتی از علی بن ابی طالب به یاد دارد برخیزد و آن را بیان کند. پس هر یک از حاضران برخاسته فضیلتی درباره آن حضرت بیان کردند.
    عبد الله بن نافع گفت: من این مناقب را بهتر از ایشان می‏دانم اما علی پس از پذیرش حکمیت، کافر شد. نقل مناقب تا آنجا ادامه یافت که به حدیث‏خیبر رسیدند که رسول خدا (ص) در آن فرموده بود: «فردا پرچم را به دست مردی خواهم سپرد که خدا و رسول را دوست می‏دارد و خدا و رسول نیز او را دوست می‏دارند او هجوم آورنده‏ای است که هیچ‏گاه نمی‏گریزد و از میدان عقب نمی‏نشیند مگر آنکه خداوند به دست او پیروزی را نصیب ما کند».
    امام باقر (ع) از عبد الله بن نافع پرسید: درباره این حدیث چه می‏گویی؟پاسخ داد: این حدیث درست است و در آن تردیدی نیست اما علی پس از این به کفر گرایید. امام (ع) فرمود: مادرت به عزایت نشیند به من بگو آیا خداوند عز و جل در روزی که علی را دوست می‏داشت می‏دانست که او نهروانیان را می‏کشد یا نه؟عبد الله گفت: اگر بگویم نه، کافر شده‏ام، پس پاسخ داد: آری می‏دانسته است. امام (ع) فرمود: آیا خداوند علی را بدان خاطر که اطاعتش را می‏کرده دوست داشته است‏یا به خاطر نافرمانیش؟عبد الله بن نافع گفت: به خاطر فرمانبرداریش. پس امام باقر (ع) به او فرمود: پس برخیز که شکست‏خوردی. عبد الله برخاست در حالی که این آیه را تلاوت می‏کرد: تا وقتی که رشته سپید از رشته سیاه، شب از صبح برای شما نمایان گردد (۲). به درستی خداوند می‏داند که رسالتش را در کجا قرار دهد.

    احتجاج امام باقر (ع) با قتاده بن دعامه بصری

    ابن حجر در کتاب تهذیب التهذیب از قتاده نام برده و در حفظ و فقاهت و. . . از او تمجید کرده است. شیخ کلینی در کافی به نقل از ابو حمزه ثمالی روایت کرده است که: در مسجد رسول خدا (ص) نشسته بودم که مردی به سویم آمد و سلام داد و پرسید ای بنده خدا کیستی؟گفتم: از اهالی کوفه هستم، با من چکار داری؟پرسید: آیا محمد بن علی (امام باقر (ع) ) را می‏شناسی؟گفتم: آری، اگر حق و باطل را می‏دانی با او چکار داری؟گفت: ای کوفیان شما طاقت ندارید، اگر ابو جعفر را دیدی به من خبر ده. هنوز کلامش تمام نشده بود که ابو جعفر آمد. عده‏ای از مردم خراسان و نیز گروهی دیگر اطراف آن حضرت را گرفته بودند و درباره مناسک حج از وی سؤال می‏کردند. امام (ع) آمد و در جایگاه خود نشست. آن مرد نیز در نزدیک آن حضرت جای گرفت. من در جایی نشستم که سخنان آنان را بشنوم. اطراف امام عده‏ای نشسته بودند. وقتی هر یک کار خود را انجام دادند و رفتند، امام رو به آن مرد کرد و پرسید: تو کیستی؟پاسخ داد: من قتاده بن دعامه بصری هستم. امام پرسید: تو فقیه بصریان هستی؟گفت: آری. امام گفت: وای بر تو ای قتاده!خداوند مردمی را آفرید و برای آنان حجتهایی قرار داد. آنان ستونهایی در زمینش هستند و به اجرای فرمانهای خداوند قائمند. آنان در علم خداوند برگزیدگانند. پیش از خلقت آنان را برگزید و ایشان از جانب راست عرش او سایه‏بانند. قتاده دیری خاموش ماند. سپس گفت: خداوند ترا نیکو گرداند!به خدا سوگند من رویاروی فقها و ابن عباس نشستم اما قلبم در برابر هیچ یک از آنان چنان که در برابر تو به اضطراب افتاده است، به ناآرامی و اضطراب دچار نگشته بود. امام (ع) به او گفت: مگر نمی‏دانی کجایی؟تو اینک در برابر خانه‏هایی هستی که خداوند اجازه داده در آنها نام مقدسش بلندی گیرد و یاد شود، در این خانه‏ها مردانی شامگاهان و صبحگاهان او را تسبیح می‏کنند. کسانی که هیچ سوداگری و داد و ستدی آنان را از یاد خدا و اقامه نماز و دادن زکات غافل نمی‏سازد. تو چنینی و ما همان کسانیم که خداوند چنین توصیفشان کرده است. قتاده بر آن حضرت گفت: به خدا راست گفتی. خدا مرا قربانت کند آن خانه‏ها سنگی و گلین نیستند. سپس گفت: درباره حکم‏«پنیر»مرا آگاه کن. امام تبسمی کرد و فرمود: آیا پرسشهایت درباره این مسائل است؟قتاده پاسخ داد: حکم آن را فراموش کرده‏ام. امام پاسخ داد: اشکالی در آن نیست. قتاده گفت: اگر از آن بوی مرده احساس شده باشد؟امام گفت: اشکالی در آن نیست. زیرا هیچ رگ و استخوانی ندارد و خونی در آن نیست. بلکه از میان سرگین و خون بیرون می‏آید. سپس فرمود: بو و نسیم به منزله مرغی مرده است که از آن تخمی بیرون آمده باشد، آیا آن تخم را می‏خوری؟قتاده گفت: نه می‏خورم و نه به کسی می‏گویم بخورد. امام (ع) پرسید: چرا؟گفت: چون این تخم از جوجه مرده‏ای به دست آمده است. امام (ع) گفت: اگر این تخم را مراقبت کنی و از آن جوجه‏ای به دست آید آیا آن جوجه را می‏خوری؟گفت: آری. امام پرسید: پس چه چیز آن تخم را بر تو حرام کرده بود و این جوجه را حلال؟سپس فرمود: بوی مرده هم مانند تخم است، پنیر را از بازار مسلمانان و از نمازگزاران بخر و درباره آن تحقیق مکن، مگر آن که کسی درباره آن چیزی به تو بگوید.


    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  7. #34
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    احتجاج آن حضرت با عبد الله بن معمر لیثی درباره متعه

    در کتاب کشف الغمه به نقل از کتاب نثر الدرر نوشته آبی آمده است: روایت‏شده که عبد الله بن معمر لیثی به امام باقر (ع) گفت: به من خبر رسیده که شما به (جواز) متعه فتوا داده‏اید؟امام فرمود: خداوند در قرآن آن را روا شمرده و پیامبر (ص) نیز آن را سنت گزارده است و یارانش هم بدان عمل کرده‏اند. عبد الله گفت: عمر از متعه نهی کرده بود. امام فرمود: تو بر سخن دوستت (عمر) باش و من هم بر سخن رسول خدا (ص) می‏مانم. عبد الله گفت: آیا تو خوشحال می‏شوی از این که زنانت چنین کاری کنند؟ امام (ع) فرمود: ای احمق زنان را یاد نکرده است. کسی که در قرآن متعه را حلال کرده و آن را مجاز دانسته است از تو و از کسی که خود را به زحمت انداخت و آن را نهی کرد غیرتمندتر است. بلکه آیا تو خوشحال می‏شوی که یکی از محارم تو در عقد نکاح مردمانی بیکاره و نادان از اهالی مدینه درآیند؟گفت: خیر. فرمود: پس چرا حلال خدا را حرام می‏شمری؟عبد الله گفت: حرام نمی‏شمرم، اما چنین کسی در خور و در شان من نیست. امام فرمود: خداوند کردار او را پسندیده می‏داند و بدو تمایل می‏کند و حوری را به همسری او در می‏آورد آیا تو از کسی که خداوند به او رغبت دارد تنفر داری و از روی تکبر از کسی که همتا و هم شان حور بهشتی است استنکاف می‏ورزی؟ آنگاه عبد الله خندید و گفت: گمان نمی‏کنم سینه‏های شما جز رستنگاه درختان علم جایگاه دیگری باشد. میوه‏های این درختان از آن شما و برگهایشان از آن مردمان است.
    دوم، حلم: در کتاب مناقب آمده است: مردی از اهل کتاب به آن حضرت گفت: تو بقر (گاو) هستی؟امام گفت: خیر من باقر هستم. گفت: تو فرزند زنی آشپز هستی. امام گفت: آشپزی حرفه او بوده است. مرد گفت: تو فرزند زنی سیاه چرده زنگی و بدکاری هستی. امام پاسخ داد: اگر چنین که تو می‏گویی بوده، خداوند او را بیامرزد اگر تو دروغ می‏گویی خداوند ترا بیامرزد.
    سوم، تسلیم امر خدا بودن: ابو نعیم در کتاب حلیه الاولیاء نقل کرده است: «محمد بن علی (امام باقر) (ع) می‏گفت: از خداوند آنچه را که دوست داریم درخواست می‏کنیم پس هنگامی که چیزی را که نمی‏پسندیم حادث می‏شود با خداوند عزوجل در آنچه که او دوست داشته است مخالفت نمی‏کنیم‏».
    چهارم، جود و بخشش: شیخ مفید در ارشاد می‏نویسد: آن حضرت با آن ویژگیهای علمی و بزرگی و ریاست و اقامت که توصیف کردیم به جود در میان خاصه و عامه مشهور بود و با وجود کثرت عیال و وضعیت متوسط مالیش در کرم و بزرگواری و احسان به همگان معروف بود. شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از ابو نصر از محمد بن حسین، از اسود بن عامر، از حنان بن علی از حسن بن کثیر روایت کرده است که گفت: از نیازمندی خود و بی‏وفایی دوستانم در نزد آن حضرت گلایه کردم، امام (ع) فرمود: چه بد برادری است کسی که در هنگام توانگری تو را در نظر دارد و به هنگام تنگدستی رابطه‏اش را با تو قطع می‏کند. آنگاه به غلامش فرمود: کیسه‏ای بیاور. در آن کیسه هفتصد درهم بود و فرمود: این را خرج کن و چون تمام شد مرا آگاه کن.
    شیخ مفید همچنین می‏نویسد: محمد بن حسین از عبد الله بن زبیر از عمرو بن دینار و عبد الله بن عمیر روایت کرده است که آن دو گفتند: ما هیچ گاه به دیدار محمد بن علی نرفتیم جز آنکه نفقه و صله و پوشش ما را می‏داد و می‏گفت: این را پیش از آنکه به ملاقات من آیید برای شما آماده کرده بودم.
    شیخ مفید می‏گوید: ابو نعیم نخعی از معاویه بن هشام، از سلیمان بن دمدم روایت کرده است که گفت: ابو جعفر محمد بن علی، پانصد تا ششصد و تا هزار درهم به ما می‏داد و هیچ گاه از دادن صله به برادران و امیدواران و کسانی که به نزدش می‏آمدند، خسته نمی‏شد.
    در کتاب مطالب السؤول به نقل از حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذی در کتاب معالم العتره آمده است: سلمی کنیز امام باقر (ع) روایت کرده است که برادران و دوستان امام باقر (ع) وقتی به نزد آن حضرت می‏آمدند از پیش وی خارج نمی‏شدند مگر آنکه به آنان غذایی گوارا می‏خوراند و لباسی نیکو بدیشان می‏پوشانید و پولی به آنان می‏بخشید. من درباره برخی از این کارها به او تذکر می‏دادم اما آن حضرت می‏فرمود: ای سلمی!بعد از انجام خوبی‏ها و وجود دوستان، در دنیا امیدی نیست. در روایت مطالب السؤول چنین آمده است: من به آن حضرت سخنانی می‏گفتم تا از این رفتارش بکاهد اما ایشان می‏فرمود: ای سلمی!دنیا جز به دیدار برادران و بخشش به آنها و انجام خوبیها، نیکو و خوشایند نیست.
    پنجم، کثرت صدقات: صدوق در کتاب ثواب الاعمال از امام صادق (ع) روایت کرده است: پدرم از دیگر افراد خانواده‏اش مال کمتر و در مقابل، مخارج بیشتری داشت. او در هر جمعه یک دینار صدقه می‏داد و می‏گفت: صدقه در روز جمعه دو چندان می‏شود همان گونه که خود روز جمعه بر روزهای دیگر فضیلت‏بیشتری دارد.
    ششم، شکوه و هیبت در دلها: در مناقب از ابو حمزه ثمالی نقل شده است: «چون سالی که ابو جعفر محمد بن علی (ع) در آن حج کرد، فرا رسید. هشام بن عبد الملک او را دید که مردم به سویش می‏شتافتند. عکرمه پرسید: این مرد کیست؟بر چهره‏اش نشان درخشان علم و دانش نقش بسته است. باید او را امتحان کنم. اما وقتی رو به روی امام قرار گرفت از ترس به لرزه افتاد و از عمل خود پشیمان شد و گفت: ای فرزند رسول خدا (ص) من در مجالس بسیاری، رویاروی کسانی مانند ابن عباس و غیر او نشسته‏ام، اما هیچ گاه حالتی که اکنون مرا فرا گرفته است، درنیافته بود. امام باقر (ع) به او فرمود: وای بر تو ای بنده شامیان!تو پیشاروی خانه‏هایی هستی که خداوند اجازه داده در آنها نام پاکش بلندی گیرد و یاد شود.
    _______________________
    ۱ - نساء / ۳۵: . . . از طرف کسان مرد و کسان زن داوری برگزینید که اگر خواستار اصلاح باشند خدا ایشان را بر آن موفقیت‏بخشد.
    ۲ - بقره / ۱۸۷: حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر.




    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  9. #35
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    امام باقر عليه السلام در بستر بيماري


    کليني به سندصحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم که فرمود :
    درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي منبالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردمازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنجمرتبه تکرارشد ،

    گويا آن حضرتاين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعد از گذشت پنج شب ازاين خواب بهرحمت ايزدي پيوستند .

    درکافي وبصائر الدَّرجات و سايرکتابهاي معتبر روايت کرده اند که حضرت امام صادق عليه السلامفرمود :
    که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدندواهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقرعليه السلام فرمود :
    مندراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پسازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود .
    وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيراکه من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت .

    علت فرمايشحضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند به جاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسطانسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي بهاندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق عليه السلام فربهوچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براياين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند .

    پس گفتم : ايپدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنمحضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري بهنزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگريفرمود :

    که اي فرزند ،مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين عليهما السلام من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمدبيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم .

    کليني به سندحسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقرعليه السلام هشتصد درهم براي تعزيه وماتمخود وصيت فرمود .
    وبه سند موثق ازحضرت امام صادق عليه السلام روايت کرده است که پدرمگفت :
    اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حجبرمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند .

    کليني به سندمعتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقرعليه السلام به جهان باقي رحلت نمود، حضرت امام صادقعليه السلام فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافتهبود ، چراغ مي افروختند .

    شيخ عباس قميميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجهسال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد .

    وفات ايشاندرايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بنعبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است .

    قبر مقدس آنحضرت به اتفاق همگي دربقيع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن عليهالسلام قرار دارد .



    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  11. #36
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    عرضه ی حدیث در زمان امام باقر(علیه السلام)

    تاریخ حیات فکری مسلمانان نشانگر استفاده از رهنمودهای پیشوایان دینی در همه عرصه های دانش است. دانشوران مسلمان همواره کوشیده اند تا رهآورد گشت و گذار خود در بوستان حکمت الهی و گلزار زیبای نبوی و علوی و جعفری را به شکلی متناسب با عصر و زمان، کارا و کارساز ارائه نمایند. در پس این کوشش سترگ، تلاشی بزرگتر و همزاد آن جهت اطمینان از درستی آنچه عرضه می کنند، صورت گرفته است. این تلاش دیرینه، در طول تاریخ تحمّل، نقل و عرضه حدیث مشاهده می شود و تابعی از تغییرات آن بوده است و به جز برهه ای ـ آن هم فقط به دست اخباریان حنبلی و شیعی که به هر چه حدیث نامیده می شد، اطمینان می کردند ـ کنار گذارده نشده است. وجود شیوه های گوناگون دستیابی به درستی حدیث، گواه گستره پهناور این تلاش است. عرضه احادیث بر قرآن، عقل و سنّت قطعی و یا نسبت سنجی آنها با واقعیتهای خارجی، عملی و تاریخی، هر یک فصلی از تاریخ تدوین و عرضه حدیث را به خود اختصاص داده اند.
    شیوه ای که این نوشته بدان می پردازد، عرضه حدیث بر امامان و عالمان است که بیشتر در دوره نخستین تدوین حدیث یعنی «دوره حضور»، جلوه کرده است. این شیوه که در روایات آن را «عرض الحدیث» می نامند چیزی غیر از مقابله و نسخه خوانی است که در میان استاد و شاگرد رایج بوده است.
    گرچه مقابله نسخه ها نیز کوششی جهت زدودن تحریفها، افزوده ها و کاستیهای عمدی و سهوی بوده است.۱ روش مورد نظر این مقاله، عرضه حدیث یا مجموعه های حدیثی بر امام معصوم و یا اصحاب بزرگ و مورد اعتماد است تا تأئید یا انکار امام را بدست آورند و یا به فهم درست حدیث نائل شوند. همچنین در این نوشته به عرضه گفته های مردم بر امامان و پیشوایان پرداخته نمی شود، مگر اینکه احساس شود آن گفته رایج در میان مردم، فهم و یا برداشتی از حدیث است. با این قید بسیاری از نمونه هایی که می توانند در یک تحقیق گسترده تر، مورد استشهاد قرار گیرند حذف می شود.۲
    افزون بر اینها بررسی عرضه اندیشه های متفاوت کلامی از توحید تا امامت و معاد که به سبب پیوستگی کلام و حدیث بخصوص در دوره های نخستین، پهنه گسترده ای از گفتگوی راویان با امامان را پوشانده است، خود مقاله ای جداگانه می طلبد.۳

    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  13. #37
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    زمینه عرضه حدیث

    پدیده جعل حدیث و ورود سیل آسای اخبار ساختگی، از همان آغاز و در زمان پیامبر(ص) نشان دهنده نفوذ سود جویان فرصت طلب در صفوف مسلمان است. اینان از علاقه شدید مسلمانان به حدیث آگاه بودند، علاقه ای که پیامبر اکرم نیز از آن خبر داده است.۴ و برای پیشگیری از سوء استفاده سودجویان از آن، در زمان حیات خود هشدارها دادند.۵

    خداوند برای نگهبانی از میراث گرانبهای نبوی در مقابل سودجویی فرصت طلبان، پاسدارانی را گمارده بود که محل رجوع مسلمانان حقجو بودند. از نمونه های بارز این حقیقت جویان، «سلیم بن قیس الهلالی» است که به سرنخهایی از اختلاط و التقاط و تفاوت نقلها و دروغ بستنها به پیامبر دست یافت و پی برده بود که انتقال حدیث پیامبر تنها از مجرای علم صحیح اهل بیت میسّر است. او به حضور امیرمؤمنان(ع) می رسد تا حقیقت برایش آشکار گردد. حضرت امیر(ع) با ترسیم دقیق فضای حدیث و تحدیث، راز درستی گفته های خود و نادرستی و نقص دیگران را فاش می سازد و با تصویری گویا از گذشته با آن جانی دوباره می بخشد. این روایت طولانی، زمینه و ضرورت عرضه روایت بر پاسداران راستین دین را نمایان می سازد. از این رو قسمت عمده ترجمه آن را می آوریم تا از فایده هایی دیگر نیز بهره مند شویم:

    سلیم بن قیس به امیرمؤمنان علی(ع) عرض می کند: من از سلمان و مقداد و ابوذر چیزهایی از تفسیر قرآن و احادیثی از پیامبر(ص) فرا گرفتم که با آنچه در اختیار مردم است تفاوت دارد. آنگاه از تو تصدیق آنچه را که از این سه شنیده بودم، شنیدم، و همچنین چیزهایی فراوان از قرآن و احادیث پیامبر در اختیار مردم دیدم که شما با آنها مخالفت می کنید و تمام آنها را باطل می پندارید. آیا مردم عامدانه بر پیامبر خدا دروغ می بندند و قرآن را با رأی خود تفسیر می کنند؟
    حضرت علی(ع) رو به من کرد و فرمود: پرسیدی؛ جواب را دریاب: حق و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، عامّ و خاصّ، محکم و متشابه و حفظ و توهم در میان مردم است. در عهد پیامبر آن قدر بر او دروغ بستند تا آنکه بپاخاست و در خطبه اش فرمود: «مردم! دروغ بستن بر من فراوان شده است: هر کس بر من دروغ بندد جایگاهش آتش است». امّا دروغ بستن بر ایشان ادامه یافت.
    حدیث تنها از چهار طریق به شمار می رسد و پنجمی ندارد: مرد منافقی که اظهار ایمان می کند و خود را مسلمان نشان می دهد، هیچ ابایی از دروغ بستن بر پیامبر خدا ندارد و آن را گناه نمی داند. اگر مردم می دانستند که او منافق و دروغگوست، از او نمی پذیرفتند و تصدیقش نمی کردند. ولی او را از صحابه حضرت رسول می پندارند و می گویند: او پیامبر را دیده و از او شنیده است. مردم از او حدیث اخذ می کنند در حالی که به حال او آگاه نیستند. در حالی که خداوند از منافقان خبر داده و آنها را توصیف کرده:

    وإذا رأیتهم تعجبک اجسامهم و إن یقولوا تسمع لقولهم .

    این منافقان پس از پیامبر(ص) باقی ماندند و با دروغ و تزویر و تهمت، به زمامداران گمراه و دعوت کنندگان به آتش، نزدیک شدند و آنان هم، ولایت کارها را به منافقان سپردند و ایشان را برگرده مردمان سوار ساختند، و با کمک آنان دنیادار شدند. مردم با پادشاهان و دنیا هستند مگر کسی که خداوند حفظ کند. این نخستین نفر.
    [دومین نفر] شخصی است که چیزی از پیامبر خدا می شنود، ولی آن را بدرستی در نمی یابد و گرفتار توهّم می شود؛ قصد دروغگویی ندارد؛ حدیث در دست اوست و به آن اعتقاد دارد و عمل می کند و آن را نقل می کند و می گوید: آن را از پیامبر خدا شنیده ام. اگر مسلمانان می دانستند که این سخن توهمی بیش نیست، نمی پذیرفتند و خود او نیز اگر به توهم خود پی مبرد، آن را به دور می افکند.
    سومین نفر [کسی است که] از رسول خدا شنیده که به چیزی امر کرده ولی از نهی بعدی با خبر نشده یا نهی او را شنیده و از امر بی خبر مانده است. پس منسوخ را به یاد سپرده و ناسخ را حفظ نکرده است. اگر می دانست که آنچه در دست دارد منسوخ است، آن را رها می کرد و اگر مسلمانان هم می دانستند شنیده او منسوخ شده، آن را رها می کردند.
    آخرینِ این چهار نفر، بر پیامبر خدا دروغ نبسته است. دروغ را دشمن دارد چون از خداوند می هراسد و پیامبر خدا را بزرگ می شمرد. فراموش نکرده، بلکه آنچه شنیده به همان صورت حفظ کرده است و آن را بدون کاستی و فزونی نقل می کند. ناسخ را از منسوخ می شناسد، پس به ناسخ عمل می کند و منسوخ را رها می سازد.۶
    طبرسی نیز در احتجاج گزارشی از «سلیم» نقل می کند که ترسیمی دیگر از وضعیت آن روزگار است.۷

    سپس حضرت علی(ع) سخنانی می فرماید که قسمت دوّم ادعای مقاله را مستدل می کند؛ یعنی لزوم مراجعه به پاسداران راستین دین و عرضه شنیده ها و روایات بر آنان. حضرت می فرماید:
    من همیشه یک بار در روز و یک بار در شب به حضور پیامبر خدا می رسیدم. حضرت با من خلوت می کرد و من ملازم او بودم، صحابه حضرت رسول(ص) به یقین می دانند که پیامبر با هیچ کس جز من این گونه معاشرت نداشت. گاهی ایشان به منزل من می آمد، هرگاه به منزلش می رفتم زنانش را دور می کرد و پیش او جز من کسی نمی ماند، و هرگاه او برای خلوت کردن با من به منزلم می آمد، فاطمه و هیچ یک از پسرانم از نزد من بر نمی خاستند. هرگاه سؤال می کردم، پاسخ می داد و هرگاه ساکت می ماند و پرسشهایم پایان می گرفت، او آغاز می کرد. هیچ آیه ای از قرآن بر رسول اللّه نازل نشد مگر اینکه بر من خواند و بر من املا نمود تا آن را با خط خود نوشتم؛ تأویل و تفسیر، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آنها را به من یاد داد و از خداوند خواست که [نعمت] فهم و حفظ آنها را به من عطا کند. پس از زمان دعای پیامبر، هیچ آیه ای را از کتاب خدا و هیچ علمی که املا کرده و نوشته بودم را از یاد نبردم. هیچ چیز از حلال و حرام که خداوند به او یاد داده بود و هیچ امر و نهی و هیچ کتاب نازل شده بر احدی قبل از او از طاعت یا معصیت، نبود مگر اینکه آن را به من یاد داد و حفظ کردم و حتی یک حرف را فراموش نکردم….۸

    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  15. #38
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    ترغیب امامان به عرضه

    با شناخت این زمینه و مسائلی دیگر چون وجود تقیه و نسخ، امامان خود بر عرضه حدیث تأکید ورزیدند و اصحابشان را به این نکته متوجه کردند که پیش از دریافت حدیث، مجرای آن را بررسی کنند. امام باقر(ع) این موضوع را مستند به قرآن می سازد و بررسی نقادانه و نظر عمیق و ژرف نگرانه در علم را از مصادیق آیه شریفه فلینظر الانسان إلی طعامه۹ می داند. امام در جواب «زید شحّام» که از معنی «طعام» پرسیده بود می فرماید:
    عِلمه الّذی یأخذه عمّن یأخذه؛۱۰
    علمی که از کسی فرا می گیرد.
    همان گونه که انسان باید مواظب خوراکش باشد تا غذایی آلوده را در درون خود جای ندهد و جسم خویش را به خباثت نیالاید، باید روح خود را نیز نگهبانی کند، پاکی آن را حفظ نماید و به گفته های خبیثان آلوده نسازد.
    این پاسداری همیشگی و نقد همواره کلام و حدیث و علم نه فقط در حوزه گفته های دیگران و دیگر اندیشان است، بلکه به همان شدّت در حوزه درونی شیعه نیز سفارش شده است. هرگاه مسئله به دین مربوط شود و مسئله سعادت و شقاوت ابدی به میان آید، تفاوتی بین دوست و دشمن نمی ماند.
    امام باقر(ع) می فرماید:
    من دان اللّه بغیر سماع عن صادق الزمه اللّه التیه إلی یوم القیامه؛۱۱
    هرکس به دین الهی درآید بدون اینکه آن را از شخص صادقی بشنود، خداوند او را تا قیامت دچار حیرت وگمراهی کند.
    این هشدار را در کنار احادیثی قرار دهید که شیعیان و علم دوستان را به سوی اهل بیت(ع) فرا می خواند و آنان را مصداقهای بارز هدایت و اهل ذکر و درهای علم و راسخان در آن می داند. امام صادق(ع) این هشدار را می دهد و سپس راه نجات را فرا راه می نهد.
    إنّ العلماء ورثه الأنبیاء وذاک أنّ الأنبیاء لم یوّرثوا درهماً ولادیناراً وإنّها اُورثوا أحادیث من أحادیثهم فمن أخذ بشیءٍ منها فقد أخذ حظّاً وافراً فانظروا علمکم هذا عمّن تأخذون، فإنّ فینا أهل البیت فی کلّ خلف عدولاً ینفون عنه تحریف الغالین وانتحال المبطلین و تأویل الجاهلین؛۱۲
    عالمان جانشینان پیامبرانند: پیامبران درهم و دینار به ارث نمی گذارند؛ از آنان تنها چند حدیث به ارث می ماند. هر که از آنها چیزی اندوخت، بهره ای فراوان برده است. به علمتان بنگرید که از چه کسی می گیرید، در میان ما اهل بیت همیشه عادلانی هستند که تحریف غالیان و بدعتهای باطل گرایان و تفسیرهای نادرست جاهلان را طرد می کند.
    روش امامان در نقادی حدیث همان روش اعتدالی برگرفته از کلام الهی فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه۱۳ است؛ یعنی نفی خط افراط: «گوش به هیچ سخنی نسپرید»، و طرد خط تفریط: «هر چه گفتند بپذیرید.» تحذیرها و هشدارهای امامان(ع) به معنی سردر گریبان عزلت کردن نیست تا حدیث نگاران، هیچ گونه ارتباط علمی با دگراندیشان حوزه آن روز برقرار نسازند و در حصری خود ساخته، فراموش شوند.۱۴ بلکه آنان را در طلب حدیث روانه می ساختند و همواره از فتاوا و احکام قضایی و حقوقی معاصران پرسش می کردند و گفته ها و سنّتهای رایج را جویا می شدند. آنگاه می خواستند که حدیث و علم فراگرفته را بر ایشان عرضه کنند و صحّت و سقم آن را از ایشان بخواهند. کلینی نمونه ای را نقل می کند که ربط تنگاتنگی با عنوان مقاله دارد. او به طریقه اش از «محمد بن فلان واقفی» نقل می کند که امام کاظم(ع) از پسر عموی او ـ که فردی زاهد و عابد بوده است ـ می خواهد در طلب معرفت روان شود و به او می فرماید:
    اذهب فتفقّه واطلب الحدیث، قال: عمّن؟ قال: عن فقهاء أهل المدینه ثم أعرض علیّ الحدیث.۱۵
    برو فقه بیاموز و حدیث بطلب. پرسید: از چه کسی؟ فرمود: از فقیهان مدینه، سپس آن حدیث را بر من عرضه کن.
    این برخورد فکری، نشان دهنده این است که امامان(ع) افزون بر انتقال امانتدارانه سنّت نبوی و فرهنگ دینی، در گرداب جریانهای گونه گون زمانه، استوار می ایستادند این ویژگی در معارضه با اندیشه های خودی به صورتی دیگر جلوه می کند: امامان با برخوردها و گفته های خود به شیعیان آموختند که در برخورد نقادانه با حدیث، آنچه به دیده عقل مسلماً باطل است به دور ریزند و آنچه احتمال صدق و کذب دارد نپذیرند تا به پیشگاه ایشان عرضه شود. از این رو شاهد اعتراض امام باقر(ع) به «حجّاج بن صباح خیبری» هستیم که از نپذیرفتن احادیثش از سوی شیعیان به امام شکایت برد و حضرت به او می فرمود:
    أترید أن تکون إماماً یقتدی بک؟ من ردّ القول إلینا فقد سلم؛۱۶
    آیا می خواهی امام باشی تا به تو اقتدا کنند؟ هر کس گفته را به ما عرضه کند سلامت می ماند.
    از بارزترین نمونه هایی که می توان به عنوان ترغیب به عرضه ارائه داد، دیدگاههای آن روزگار نسبت به پیامبران پیشین است. امامان از این دیدگاهها که گاه از داستانهای اسرائیلی سرچشمه گرفته و گاه به دست مفسّران ساخته شده بود، جویا می گشتند و به ردّ و ابطال اندیشه های باطل و گاه کفرآمیز آنها می پرداختند.
    علاّمه مجلسی نمونه هایی از آن را در بحارالانوار (کتاب النبوّه) آورده است.۱۷ از این میان داستان مشهور «داوود(ع) و اوریا» ست که امام رضا(ع) آن را از «علی بن محمد الجهم» می پرسد و پس از نقل آن، کلمه استرجاع بر زبان می آورد و نسبتهای ناروا به حضرت داوود را ردّ می کند.۱۸
    واقعه مشهور دیگر، داستان حضرت یوسف است که در چند جا تفسیرهای نادرستی از آیات قرآن انجام گرفته و امامان(ع) آن را ردّ کرده اند. راویان گاه، این ردّ و انکارها را بر «امامان بعدی» نیز عرضه کرده اند.۱۹
    به جهت فراوانی این اخبار که «اسرائیلیات» نام دارد، امامان قاعده ای کلی به دست محدثان تاریخ نگار دادند. جالب توجه است که این قاعده خود در ضمن عرضه حدیث مشهور حَدِّثْ عن بنی اسراییل ولاحرج به دست آمده است. عرضه کننده حدیث «عبدالاعلی بن أعین» است. او به امام صادق(ع) عرض می کند:
    فدایت شوم، حدیثی که مردم از رسول خدا(ص) نقل می کنند که فرمود: از بنی اسراییل حدیث بگویید؛ اشکالی نیست. امام صادق(ع) فرمود: آری. گفتم: پس هر چه مربوط به بنی اسراییل شنیدیم نقل کنیم و اشکالی ندارد؟ امام گفت: مگر نشنیده ای که در دروغگویی مرد همین بس که هر چه شنید، نقل کند؟! گفتم: پس اسرائیلیات می شود؟ فرمود: آنچه در قرآن مربوط به بنی اسرائیل است بگو که در این امت هم واقع می شود و مشکلی نیست.۲۰
    اکنون جهت اثبات این نکته که عرضه حدیث جریانی همیشگی و همزاد با نقل حدیث بوده است، نمونه هایی را از کتابهای کهن حدیث گزارش می کنیم؛ نمونه هایی که هر یک نقطه هایی کوچک اند و اتصال آنها، تصویری نیمه روشن از این جریان بزرگ را نشان می دهد؛ جریانی که بر اساس نیازها، ضرورتها و محدودیتها، شدّت و ضعف پیدا کرده است و انگیزه های مختلف، به آن سمت و سویی متعدّد بخشیده است.



    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  17. #39
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞








    ۱ ـ عرضه حدیث در زمان امام علی(ع)


    از نخستین کسانی که عرضه حدیث را آغاز کرده اند، «ابوالطفیل عامر بن واثله» است. او که اصحاب حضرت رسول(ص) و از یاران حضرت علی(ع) است، حدیثهایی مربوط به رجعت از صحابه بزرگ حضرت رسول چون سلمان و ابوذر و مقداد و اُبیّ بن کعب می شنود و از آنجا که معانی آنها سنگین و مشکل بوده است، آنها را بر حضرت امیر(ع) عرضه می کند. حضرت آنها را تصدیق و برای او تفسیر و تبیین می کند.۲۱

    فرد دیگر، سلیم بن قیس الهلالی است. او در کتابش می گوید:
    احادیثی را از سلمان و ابوذر و مقداد و حضرت علی(ع) می شنیدم و آنها را بر بقیه این بزرگان عرضه می نمودم.۲۲

    نمونه ای از این احادیث را کلینی در کافی گزارش کرده است.۲۳ در این بخش می توان به همان حدیث که در مقدمه مقاله آمد اشاره نمود، زیرا آن خود نمونه ای از عرضه کلی حدیث است.



    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

  19. #40
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞






    ۲ ـ عرضه در زمان امام حسن(ع)

    همانگونه که گفته آمد، عرضه حدیث، تابعی از فراوانی حدیث و درگیری ذهنی راویان با آن بوده است. هرگاه نقل حدیث کم می شده و یا جریان مسلّط فکری و سیاسی، از آزاد اندیشی و نقد و چون و چرا در آنچه به نام حدیث بر جامعه القاء می شده است، جلوگیری می نموده است، عرضه حدیث نیز رو به نقصان می رفته است. در دوران امامت امام حسن(ع)، خانه علم را دربستند و زبانهای «وهب بن منبّه» و «ابوالدرداء» و «ابوهریره» را گشودند و با مسلّط کردن کسی چون «مروان» بدزبان، مدینه را در مقابل شام، ساکت نمودند. از این رو تعداد احادیثی که راویان از امام حسن مجتبی(ع) نقل کرده اند بسیار اندک است و به جز خطبه هایی در زمان خلافت و احادیثی در زمان خلافت پدر بزرگوارش بیشتر احادیث امام حسن تنها از طریق امامان بعدی شیعه نقل شده است. با این همه در میان این احادیث اندک می توانیم نشانه هایی از جریان عرضه حدیث بیابیم.
    یک: «ابن سعد» در طبقات با سندش از«عمروبن الأصم» نقل می کند که در خانه «عمرو بن حریث» بر امام حسن مجتبی(ع) وارد می گردد و می گوید:

    إن ناساً یزعمون أن علیّاً یرجع قبل یوم القیامه، فضحک وقال: سبحان اللّه، لو علمنا ذلک مازوّجنا نساءه ولاساهمنا میراثه.۲۴
    گرچه این حدیث با احادیث بسیار دیگر که رجعت را برای امامان اثبات می نماید در تعارض است ـ و به همین جهت آن را ترجمه نمی کنیم ـ، امّا گویای آن است که راوی به جهت خلجان ذهنی و عدم توانایی تحمل مفهوم سنگین حدیث، راهی جز عرضه بر پیشگاه امام حسن مجتبی(ع) ندارد و این همان انگیزه عرضه احادیث رجعت از سوی «ابوالطفیل» است که در بخش گذشته بدان اشاره شد. گرچه در آنجا به جهت تحمّل راوی، امام آنها را تأیید می کند.
    دو: گاه احادیث صحابه پیامبر بر امام حسن عرضه شده است که تراجم نویسانی چون «ابن عساکر» آن را گزارش کرده اند. او در شرح حال امام مجتبی(ع) به طریقه اش از «محمد بن یزید المبرّد» می آورد:
    به امام حسن(ع) عرض شد: ابوذر می گوید: فقر را از غنی و ناخوشی را از تندرستی بیشتر دوست دارم. حضرت فرمود: خداوند ابوذر را رحمت کند، امّا من می گویم: هر کس بر خیر و صلاحی که خداوند برایش مقدّر کرده، توکل کند، آرزوی حالتی دیگر را در دل نمی پرورد؛ و این معنای درست خشنودی به قضای الهی است.۲۵


    ۞۩*۩۞ويژه نامه شهادت امام محمد باقر عليه السلام۞۩*۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  20. تشكرها 6

    مرصاد (03-09-1388), شكوفه ياس (06-09-1388), شميم يار (03-09-1388), صافات (04-09-1388)

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •