سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 63

موضوع: امام حسن (علیه السلام)

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)


    ان الله قد ذکرک فاذکره وأقالک فاشکره


    آن حضرت (ع) به مردي که از بيماري شفا يافته بود، فرمود :

    خدا يادت کرد پس يادش کن، و از تو گذشت پس شکرش کن .



    تحف العقول ص 237
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    ايها الناس انه من نصح لله وأخذ قوله دليلا هدي للتي هي أقوم، ووفقه الله للرشاد وسدده للحسني .


    اي مردم هر کس براي خدا اخلاص ورزد و سخن او را راهنماي خود قرار دهد به راهي که درست تر و استوارتر است هدايت ميشود و خداوند او را براي آگاهي و هوشياري توفيق داده و به عاقبت خوش کمک کرده است .



    تحف العقول ص 229
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    احترسوا من الله بکثرة الذکر واخشوا الله بالتقوي وتقربوا الي الله بالطاع فإنه قريب مجيب .


    از خدا بر حذر باشيد با زيادي ياد او، و از خدا بترسيد به وسيله تقوي، و به خدانزديک شويد با طاعت،
    به درستي که او نزديک است و پاسخگو .
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    حسن السؤال نصف العلم، ومداراة الناس نصف العقل والقصد في المعيشه نصف المؤونة .

    پرسش صحيح نيمي از علم است، و مدارا کردن با مردم نيمي از عقل است، و اقتصاد و اعتدال در زندگي نيمي از مخارج است .
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    سخنان گهر بار

    1- از آن حضرت سؤال شد : زهد چیست ؟ فرمود : رغبت به تقوی و بی رغبتی به دنیا .
    2- از آن حضرت سؤال شد : مروت چیست ؟ فرمود : حفظ دین ، عزت نفس ، نرمش ،احسان ، پرداخت حقوق و اظهار دوستی نسبت به مردم .

    3- از آن حضرت سؤال شد : كرم چیست ؟ فرمود : بخشش پیش از خواهش و اطعام در قحطی .

    4- از آن حضرت سؤال شد بخل چیست ؟ فرمود : آنچه در كف داری شرف بدانی ، و آنچه انفاق كنی تلف شماری .

    5- از آن حضرت سؤال شد : بی نیازی چیست ؟ فرمود : رضایت نفس به آنچه برایش قسمت شده ، هر چند كم باشد .

    6- از آن حضرت سؤال شد : فقر چیست ؟ فرمود : حرص به هر چیز .

    7- از آن حضرت سؤال شد : شرف چیست ؟ فرمود : موافقت با دوستان و حفظ همسایگان .

    8- از آن حضرت سؤال شد : پستی و ناكسی چیست ؟ فرمود : به خود رسیدن و بی اعتنایی به همسر .


    برگفته از سایت پیام آور
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    9- پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است ، و دشمنش ترسان و بی یاور


    10- از آن حضرت سؤال شد : ترس چیست ؟ فرمود : دلیری بر دوست و گریز از دشمن.


    11- از خدا بر حذر باشید با زیادی یاد او ، و از خدا بترسید به وسیله تقوی ، و به خدا نزدیك شوید با طاعت ، به درستی كه او نزدیك است و پاسخگو .


    12- بزرگی كسانی كه عظمت خدا را دانستند این است كه تواضع كنند ، و عزت آنها كه جلال خدا را شناختند این است كه برایش زبونی كنند ، و سلامت آنها كه دانستند خدا چه قدرتی دارد این است كه به او تسلیم شوند .


    13- ای بندگان خدا ، پرهیزگار باشید ، و بدانید كه هر كس پرهیزگار باشد ، خداوند او را به خوبی از فتنه ها و آزمایشها برآورد و در كارش موفق سازد و راه حق را برایش آماده كند .


    14- هیچ مردمی با هم مشورت نكند مگر اینكه به درستی هدایت شوند .


    15- پستی و ناكسی این است كه شكر نعمت نكنی .


    16- در طلب مانند شخص پیروز مكوش ، و مانند كسی كه تسلیم شده به قدر اعتماد نكن چون به دنبال كسب و روزی رفتن سنت است ، و میانه روی در طلب روزی از عفت است، و عفت مانع روزی نیست ، و حرص موجب زیادی رزق نیست . به درستی كه روزی قسمت شده و حرص زدن ، موجب گناه میشود .


    17- انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود ،و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد .


    18- آن كس كه بر حسن اختیار خداوند توكل و اعتماد كند ( و به قضا و قدر الهی خوشنود باشد ) آرزو نمیكند در غیر حالی باشد كه خداوند برایش اختیار كرده است .


    19- خیری كه هیچ شری در آن نیست ، شكر بر نعمت و صبر بر مصیبت و ناگوار است .


    20- آن حضرت (ع) به مردی كه از بیماری شفا یافته بود ، فرمود : خدا یادت كرد پس یادش كن ، و از تو گذشت پس شكرش كن .


    21- هر كس كه پیوسته به مسجد رود یكی از این هشت فایده نصیبش شود : آیه محكمه ،دستیابی به برادری سودمند ، دانشی تازه ، رحمتی مورد انتظار ، سخنی كه او را به راه راست كشد یا او را از هلاكت برهاند ، ترك گناهان از شرم مردم و ترس ازخدا .


    22- به درستی كه پر دیدترین دیدهها آن است كه در خیر نفوذ كند ، و شنواترین گوشها آن است كه تذكری را بشنود و از آن سود برد ، سالمترین دلها آن است كه از شبهه ها پاك باشد .


    23- مردی به امام حسن (ع) عرض كرد : دختری دارم ، به نظر شما با چه كسی وصلت كنم . فرمود : با كسی كه متقی و با ایمان باشد . چون اگر او را دوست بدارد ،مورد احترامش قرار میدهد ، و اگر از او نفرت داشته باشد ، به او ظلم نمیكند .


    24- به درستی كه نعمت دنیا پایدار نیست ، نه از آسیبش آسودگی هست ، و نه ازبدیهایش جلوگیری ، فریبی است حایل سعادت ، و تكیه گاهی است خمیده .


    25- ای بندگان خدا از عبرتها پند گیرید ، و از اثر گذشتگان متوجه شوید ، و به وسیله نعمتها از نافرمانی خدا باز ایستید ، و از پندها سود برید .


    26- به درستی كه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسیله طاعتش به رضای او سبقت گیرند .


    27- به خدا سوگند اگر پرده برگیرند ، معلوم میشود كه نیكوكار مشغول كار نیك خود است و بدكار گرفتار بد كرداری خود .


    28- ای پسرم با هیچكس برادری مكن تا بدانی كجا میرود و از كجا می آید و چه ریشهای دارد ، پس چون خوب از حالش آگاه شدی و معاشرتش را پسندیدی با او برادری كن به شرط گذشت از لغزش و كمك در تنگی .


    29- ننگ كشیدن آسانتر از دوزخ رفتن است .


    30- سفاهت ، به پستی گراییدن و با گمراهان نشستن است .
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    31- كسی كه عقل ندارد ادب ندارد ، و كسی كه همت ندارد مروت ندارد ، و كسی كه دین ندارد حیا ندارد . خردمندی موجب معاشرت نیكو با مردم است ، و به وسیله عقل سعادت هر دو عالم به دست میآید .

    32- تعجب میكنم از كسانیكه در غذای جسم خود فكر میكنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفكر نمیكنند. شكم را از طعام مضر حفظ میكنند ولی در روح و روان خویش افكارپلید و پستی را وارد میكنند .


    33- حضرت مجتبی (ع) بهترین جامه های خود را در موقع نماز میپوشید ، كسانی از آن حضرت سبب این كار را سؤال كردند ، در جواب فرمود : خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد به این جهت خود را در پیشگاه الهی زینت میكنم ،خداوند امر فرموده كه با زینتهای خود در مساجد حاضر شوید .


    34- تنها چیزی كه در این دنیای فانی ، باقی میماند قرآن است ، پس قرآن را پیشوا و امام خود قرار دهید ، تا به راه راست و مستقیم هدایت شوید . همانا محق ترین مردم به قرآن كسانی هستند كه بدان عمل كنند اگر چه آن را حفظ نكرده باشند ، و دورترین افراد از قرآن كسانی هستند كه به دستورات آن عمل نكنند گرچه قاری و خواننده آن باشند .


    35- ای مردم هر كس برای خدا اخلاص ورزد و سخن او را راهنمای خود قرار دهد به راهی كه درست تر و استوارتر است هدایت میشود و خداوند او را برای آگاهی و هوشیاری توفیق داده و به عاقبت خوش كمك كرده است .


    36- پرسش صحیح نیمی از علم است ، و مدارا كردن با مردم نیمی از عقل است ، و اقتصاد و اعتدال در زندگی نیمی از مخارج است .


    37- بیشترین زیركی ، ترس از خدا و پرهیزكاری است و بیشترین نادانی ، عیاشی و شهوترانی است .


    38- رسول خدا (ص) فرمود : محبت و دوستی ما اهل بیت را اختیار كنید ، چون هر كس خدا را در حالی ملاقات كند كه ما اهل بیت را دوست داشته باشد ، با شفاعت ما وارد بهشت میشود .


    39- شخصی به امام حسن (ع) عرض كرد : ای پسر پیامبر خدا چرا ما از مرگ اكراه داریم و آن را دوست نداریم ؟ حضرت فرمود : چون شما آخرت خود را خراب ودنیایتان را آباد كردهاید ، بنابراین انتقال از عمران و آبادانی به خرابی و ویرانی را دوست ندارید .


    40- سوگند به خداوند ! هر كس ما را دوست داشته باشد ، اگر چه در دورترین نقاط مانند دیلم اسیر باشد ، دوستی ما برای او مفید است . همانا محبت ما گناهان فرزندان آدم را از بین میبرد ، همانطور كه باد برگ درختان را می ریزد .


    41- والاترین مقام نزد خداوند ، از آن كسی است كه بیشتر از همه به حقوق مردم آشنا باشد و در ادای آن حقوق ، بیشتر از همه كوشا باشد . و كسی كه در برابر برادران دینی خود تواضع كند ، خداوند او را از صدیقین و شیعیان امیرالمؤمنین (ع) قرار میدهد .


    42- پیامبر خدا (ص) فرمود : هیچ بندهای حقیقتا مؤمن نیست مگر اینكه نفس خود راشدیدتر از محاسبه بین دو شریك و یا محاسبه مولا از بنده خود مورد محاسبه قراردهد .


    43- دنیا محل گرفتاری و آزمایش است و هر چه در آن است رو به زوال و نابودی میباشد، و خداوند ما را از احوال دنیا آگاه كرده است تا عبرت گیریم ، و به ما وعده عذاب داده تا بعد از آن ، حجتی بر خدا نداشته باشیم . پس در این دنیای فانی زهد بورزید و به آنچه باقی و پایدار است رغبت داشته باشید و در خفا و آشكار از خدا بترسید .


    44- هنگامی كه مستحبات به واجبات ضرر برسانند ، آنها را ترك كنید .


    45- سه چیز مردم را هلاك میكند : تكبر ، حرص و حسد . چون تكبر دین انسان را از بین می برد و شیطان هم به واسطه تكبر ملعون و منفور شد ، و حرص دشمن نفس انسان است و حضرت آدم به سبب حرص از بهشت رانده شد ، و حسد راهبر بدی و بدبختی است و به سبب حسد قابیل برادرش هابیل را كشت .


    46- علم و دانش خود را به مردم یاد بده و علم دیگران را یاد بگیر تا بدین وسیله هم علم خود را محكم و استوار كنی و هم آنچه نمی دانی بیاموزی .


    47- فقط به دیدار كسی برو كه یا به عطا و بخشش او امیدوار باشی و از قدرت او بترسی، یا از علم او استفاده كنی ، یا به بركت دعای او امیدوار باشی ، و یا از خویشان تو باشد .


    48- آنچه از امور دنیوی را كه طلب كردی ولی به دست نیاوردی ، فراموش كن .


    49- هر كس را كه خداوند توفیق دعا كردن بدهد ، باب اجابت را برایش باز میكند و هركس را كه توفیق طاعت و عبادت دهد ، باب قبول را برایش باز میكند و هر كس راكه توفیق شكر گزاری دهد ، باب افزایش نعمتها را برایش باز میكند .


    50- به امام مجتبی (ع) عرض شد : ای پسر پیامبر خدا در چه حالی هستی ؟فرمود : خدایی دارم كه بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پیش روی من است ، و مرگ مرا میخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه كرده است ، و در قید و بند اعمالم هستم ، نمیتوانم آنچه را كه دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور كنم چون انجام امور به دست دیگری است . اگر بخواهد ، مرا عذاب میكند و اگربخواهد ، مرا می بخشد . پس كدام فقیر و محتاجی است كه محتاج تر از من باشد ؟
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    51- وعده دادن آفت كرم و بخشش است ، و چاره آن انجام و اتمام بخشش است .


    52- برای مجازات در خطاها و لغزشها عجله نكن ، و بین خطا و مجازات برای عذرخواهی فرصتی باقی بگذار .


    53- مصیبتها و ناملایمات كلیدهای پاداش و ثواب هستند .


    54- نعمت ، امتحان و آزمایش الهی است . پس اگر شكر كردی ، نعمت است و اگرناسپاسی كردی ، به غضب و خشم الهی تبدیل می شود .


    55- از بهره زبانت همان مقدار برای تو كفایت میكند كه راه هدایتت را از گمراهی روشن كند .



    56- از تفكر و تعقل غافل نشوید ، زیرا تفكر حیات بخش قلب آگاه و كلید درهای حكمت است .


    57- ای پسر آدم ، از زمانی كه از مادر زاییده شدی مشغول نابود كردن عمر خود بوده ای ،پس از باقیمانده عمر خود برای آینده ( عالم آخرت ) ذخیره كن ، به درستی كه مؤمن از این دنیا زاد و توشه برمیگیرد و كافر خوش گذارنی میكند . و بعد این آیه را تلاوت فرمودند : " و زاد و توشه برگیرید ، به درستی كه بهترین توشه تقوی است " .


    58- برای دنیایت آنچنان رفتار كن كه گویا برای همیشه زنده ای ، و برای آخرتت چنان رفتار كن كه گویا فردا خواهی مرد .


    59- اگر به خاطر نیازی مجبور شدی با مردی دوست و همنشین شوی ، پس با كسی دوست شو كه وقتی با او همنشینی میكنی ، موجب زینت تو باشد و هنگامی كه به او خدمتی كردی، از تو حمایت كند و هنگامی كه از او در خواست كمك كردی ، تو را یاری كند و اگرسخنی گفتی ، سخن تو را تصدیق كند و اگر حمله كردی ، هجوم تو را قوت بخشد و اگرچیزی طلب كردی ، تو را یاری كند و اگر نقصی از تو آشكار شد ، آن را بپوشاند و اگرنیكی از تو دید ، آن را به حساب آورد .


    60- هر كس قرآن بخواند ، یك دعای مستجاب برای او میباشد كه یا فورا اجابت میشود و یا با تأخیر .


    61- زكات دادن هرگز موجب كم شدن مال نمیشود.


    62- به حضرت عرض شد چرا شما هرگز نیازمندی را نا امید بر نمیگردانید ، اگر چه سوار بر شتر باشید ؟ فرمود : خود من هم محتاج و نیازمند درگاه خداوند هستم و دوست دارم كه خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم در حالی كه نیازمند هستم ، نیازمندان را نا امید كنم . عادت خداوند این است كه نعمتهایش را بر من ارزانی بدارد و عادت من هم این است كه نعمتهایش را به بندگانش عطا كنم ، و میترسم كه اگر از این عادت خود دست بردارم خداوند هم دست از عادت خود بردارد .


    63- آنكس كه مرگش فرا رسیده ، مهلت می طلبد تا گذشته را جبران كند و آنكس كه مرگش فرا نرسیده و برای عمل صالح فرصت دارد ، امروز و فردا میكند .


    64- ای كسانی كه اهل خوش گذرانی و لذات دنیا هستید ، بدانید كه این لذات باقی ماندنی نیست ، و مغرور شدن به سایه ای كه زوال پذیر است ، حماقت است .


    65- بیشترین عفو و بخشش كریم وقتی است كه خطا كار نتواند برای خطای خود عذری بیاورد .


    66- كسی كه خدا را بشناسد ، او را دوست میدارد و كسی كه دنیا را بشناسد ، در آن زهد می ورزد . و شخص مؤمن عمل لهو و بیهوده انجام نمی دهد مگر وقتی كه غافل می شود ، و هنگامی كه متوجه كار بیهوده خود شد ، محزون میگردد .


    67- كسی كه بندگی خدا كند ، خداوند همه چیز را بنده او می كند .


    68- كسی كه كارهای نیك خود را می شمارد ، احسان و كرامتش را از بین میبرد .


    69- از آن حضرت در باره سكوت سؤال شد ، فرمود : سكوت پرده نادانی و زینت آبرو و عزت است و كسی كه سكوت میكند راحت و آسوده ، و همنشین او در امان است.


    70- ای پسر آدم از اعمال حرام دوری كن تا شخص عابدی باشی ، و به آنچه خداوند روزی تو كرده خوشنود و راضی باش تا بی نیاز باشی ، و حق همسایگی را در باره همسایه ات مراعات كن تا مسلمان باشی ، و آنچنان با مردم رفتار كن كه دوست داری با تو رفتار شود تا شخص عادلی باشی .


    71- از آن حضرت سؤال شد زندگی چه كسی از همه بهتر است ؟ فرمود : كسی كه مردم را درزندگی خود شریك كند .


    72- دست نیافتن به نیازمندیها بهتر از درخواست آن از نا اهلان است .


    73- بداخلاقی بدتر از بلا و مصیبت است .


    74- امام حسن مجتبی (ع) به هنگام ورود به مسجد سر را به طرف آسمان بلند میكرد و میفرمود : پروردگارا ! مهمان تو جلو درب خانه ات ایستاده است . ای نیكوكار ! بنده گناهكار و بدرفتار به درگاهت شتافته ، از زشتیهایی كه مرتكب شده به خاطر زیبایی هایی كه در نزد توست درگذر ، ای بخشنده و كریم .


    75- شوخی كردن حرمت و احترام را از بین میبرد .


    76- كار نیك آن است كه در انجامش درنگ نشود ، و بعد از انجام آن منت نگذارند .


    77- قدر نعمتهای پروردگار تا موقعی كه پا برجاست مجهول و ناشناخته است ، و زمانی شناخته میشود كه از دست رفته باشد .
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    در همسایگی خدا


    ثَلاثَةٌ في جِوارِ اللّه‏ِ تَعالى :


    رَجُلٌ دَخَلَ المَسجِدَ لا يَدخُلُهُ إلّا للّه‏ِِ ، فَهُوَ ضَيفُ اللّه‏ِ تَعالى حَتّى يَرجِعَ ،

    ورَجُلٌ زارَ أخاهُ المُسلِمَ لا يَزورُهُ إلّا للّه‏ِِ ، فَهُوَ مِن زُوّارِ اللّه‏ِ تَعالى حَتّى يَرجِعَ مِن عِندِهِ ،

    ورَجُلٌ خَرَجَ حاجّا أو مُعتَمِرا لا يَخرُجُ إلّا للّه‏ِِ تَعالى ، فَهُوَ مِن وَفدِ اللّه‏ِ تَعالى حَتّى يَرجِعَ إلى أهلِهِ .



    سه كس در همسايگى خداى متعال‏اند :


    كسى كه تنها براى خدا وارد مسجد شود ، كه چنين كسى تا زمان بازگشت ، ميهمان خداى متعال است ؛

    و كسى كه فقط براى خدا به ديدار برادر مسلمانش برود، كه چنين فردى تا وقت بازگشت از نزد او ، از ديدار كنندگان خداى متعال است ؛

    و كسى كه تنها براى خدا ره‏سپار حج يا عمره شود ، كه چنين فردى تا زمان بازگشت نزد خانواده‏اش ، از باريافتگان نزد خداوند است .




    تنبيه الغافلين : ص 303 ح 428 .
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)

    دقت در مواد صلحنامه برای هر خواننده بخوبی روشن می‏شود که :



    امام (علیه السلام) در این قرارداد هیچ گونه امتیازی به معاویه نداد ...

    و حکومت او را به عنوان خلافت و زمامداری بر مسلمانان به رسمیت نشناخته...،

    بلکه خلافت را حق مسلم خود دانسته، و بطلان ادعای معاویه را در این باره به اثبات رسانده...



    متن قرارداد و مواد صلحنامه

    مخفی نماند که روایت کاملی که شامل تمامی مواد قرارداد و صلحنامه باشد ظاهرا به دست نیامده ،

    و آنچه نقل شده و به طور پراکنده و مختلف در کتابها و روایات آمده ، جمعا از پنج ‏یا شش ماده تجاوز نمی‏کند...

    و بلکه در پاره‏ای از روایات مانند روایت طبری آمده که معاویه کاغذ سفیدی را مهر و امضا کرد ،

    و برای امام (علیه السلام) فرستاد و نوشت هر چه می‏خواهی در آن بنویس که مورد قبول من قرار خواهد گرفت (1)...


    اما در روایات دیگر به طور پراکنده موادی از قرارداد و صلحنامه ذکر شده که از آن جمله است :


    1- حکومت‏ به معاویه واگذار می‏شود بدین شرط که به کتاب خدا و سنت پیغمبر (صلی الله علیه و اله) (2) و سیره خلفای شایسته عمل کند. (3)


    2- پس از معاویه حکومت متعلق به حسن است (4) و اگر برای او حادثه‏ای پیش آمد، متعلق به حسین (5).و معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.


    3- معاویه باید ناسزا به امیر المؤمنین (علیه السلام) و لعنت‏ بر او را در نمازها ترک کند (6) و علی (علیه السلام) را جز به نیکی یاد ننماید. (7).

    مردم در هر گوشه از زمینهای خدا -شام یا عراق یا یمن و یا حجاز- باید در امن و امان باشند و سیاه‏پوست و سرخ‏پوست از امنیت‏برخوردار باشند،

    و معاویه باید لغزشهای آنان را نادیده بگیرد و هیچ کس را بر خطاهای گذشته‏اش مؤاخذه نکند، و مردم عراق را به کینه‏های گذشته نگیرد (8).

    اصحاب علی (علیه السلام) در هر نقطه‏ای که هستند در امن و امان باشند، و کسی از شیعیان علی مورد آزار واقع نشوند،

    و یاران علی بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند، و کسی ایشان را تعقیب نکند و صدمه‏ای بر آنان وارد نسازد .

    حق هر حقداری بدو برسد و هر آنچه در دست اصحاب علی (علیه السلام) است از آنان بازگرفته نشود. (9)

    به قصد جان حسن بن علی و برادرش حسین (علیهم السلام) و هیچ یک از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) توطئه‏ای در نهان و آشکار نشود،

    و در هیچ یک از سرزمینهای اسلام، ارعاب و تهدیدی نسبت‏به آنان انجام نگیرد. (10)


    4- معاویه نه حق دارد خود را امیر المؤمنین بنامد، و نه اینکه شهادتی نزد حسن بن علی اقامه کند... (11)


    در اینجا ماده دیگری نیز در برخی از روایات ذکر شده به این مضمون :

    بیت المال کوفه که موجودی آن پنج میلیون درهم است مستثنی است و تسلیم حکومت نمی‏شود،

    و معاویه باید هر سال دو میلیون درهم برای حسن (علیه السلام) بفرستد، و بنی هاشم را از بخششها و هدیه‏ها بر بنی امیه امتیاز دهد،

    و یک میلیون درهم در میان بازماندگان شهدایی که در رکاب امیر المؤمنین در جنگهای جمل و صفین کشته شده‏اند، تقسیم کند،

    و اینها همه باید از محل خراج دارابجرد (12) تادیه شود. (13)


    اما برخی از نویسندگان در صحت آن تردید کرده و آن را ساخته و پرداخته دست امویان و عباسیان دانسته‏اند

    که پیوسته در صدد ضربه‏زدن به مقام و شخصیت‏خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و اله و سلم) و بخصوص امام حسن (علیه السلام) بودند

    که فرزندانش پیوسته در برابر عباسیان قیام می‏کردند و مزاحم حکومت آنان بودند،

    و وجود چنین ماده‏ای را در قرارداد صلح مخالف شان و مقام امام حسن(ع)می‏دانند (14) ، و الله اعلم.


    به هر صورت از ابن قتیبه نقل شده است که در پایان قرارداد،

    عبد الله بن عامر-فرستاده معاویه-قیود و شروط حسن (علیه السلام) را به همان صورتی که آن حضرت بدو گفته بود برای معاویه نوشت و فرستاد،


    و معاویه همه آنها را به خط خود در ورقه‏ای نوشت و مهر کرد، و پیمانهای مؤکد و سوگندهای شدید بر آن افزود،

    و همه سران شام را بر آن گواه گرفت، و آن را برای نماینده خودعبد الله فرستاد و او آن را به حسن(علیه السلام) تسلیم کرد.
    (15)


    دیگر مورخان، جمله‏ای را که معاویه در پایان قرارداد نوشته و با خدا بر وفای بدان، عهد و میثاق بسته، چنین آورده‏اند:



    «به عهد و میثاق خدایی و به هر آنچه خداوند مردم را بر وفای بدان مجبور ساخته،

    در ذمه معاویة بن ابی سفیان است که به مواد این قرارداد عمل کند»
    (16)

    و این قرارداد بنا بر صحیحترین روایات، در نیمه جمادی الاولی سال 41 هجری به امضا رسید. (17)



    پی‏نوشتها :
    --------------
    [size=84]
    1.البته از معاویه و امثال او که پایبند امضا و عهد و پیمان خود نبوده و نیستند این گونه بذل و بخششها و حاتم بخشی‏ها تعجب ندارد، چنانکه پس از ورود به کوفه معلوم شد و با کمال وقاحت و بیشرمی مردم را مخاطب ساخته، گفت: من با شما جنگ نکردم که نماز بخوانید و روزه بگیرید، بلکه من می‏خواستم به حکومت‏برسم و اکنون هر چه را که قبلا تعهد کرده و امضا کرده‏ام زیر پایم گذارده و به هیچ یک از آنها عمل نخواهم کرد.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 8)

    2.فتح الباری(شرح صحیح بخاری)بنا بر نقل ابن عقیل در النصایح الکافیه(ص 156، چاپ اول)و بحار الانوار، ج 10، ص 115.

    3.تاریخ الخلفاء سیوطی(ص 194)، ابن کثیر(ج 8، ص 41)، الاصابه(ج 2، صص 13-12)، ابن قتیبة(ص 150)، دائرة المعارف فرید وجدی، (ج 3، ص 443 دوم)و مدارک دیگر.

    4.ابن المهنا، عمدة الطالب(ص 52).

    5.مدائنی بنا بر نقل ابن ابی الحدید در نهج البلاغه(ج 4، ص 8)، بحار الانوار(ج 10، ص 115)و ابن صباغ، الفصول المهمة و مدارک دیگر.

    6.اعیان الشیعه، (ج 4، ص 43).

    7.ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، (ص 26)و شرح نهج البلاغه(ج 4، ص 15)دیگر مورخان گفته‏اند: «حسن از معاویه خواست که علی را دشنام نگوید، معاویه این را نپذیرفت، ولی قبول کرد که وقتی حسن حاضر است و می‏شنود به علی دشنام داده نشود»ابن اثیر می‏گوید: «سپس به همین نیز وفا نکرد.»

    8.مقاتل الطالبیین(ص 26)، شرح نهج البلاغه(ج 4، ص 15)، البحار(ج 10، صص 101 و 115)، دینوری(ص 200)هر قسمتی با عین الفاظ از ماخذ مورد نظر گرفته شده است.

    9.فقرات مربوط به امنیت اصحاب و شیعیان علی(ع)را در کتابهای: طبری(ج 6، ص 97)، ابن اثیر(ج 3، ص 166)، مقاتل الطالبیین(ص 26)، شرح النهج(ج 4، ص 15)، بحار(ج 10، ص 115)، علل الشرایع، و النصایح الکافیة(ص 156)می‏توان مطالعه کرد.

    10.بحار الانوار(ج 10، ص 115)و النصایح الکافیة(ص 156، ط.ل).

    11.این ماده نیز از علل الشرایع صدوق(ره)در بحار الانوار(ج 44، ص 2)نقل شد که از این شرط بخوبی معلوم می‏شود که امام(ع)با گنجاندن این دو شرط به همگان اعلام کرده که حکومت معاویه را به رسمیت نشناخته و به عنوان خلیفه رسول خدا(ص)او را نپذیرفته است...

    12.در پاورقی ترجمه صلح الحسن آمده که دارابجرد شهری در فارس و نزدیک به حدود اهواز است.و«جرد»یا«جراد»در فارس قدیم و روسی جدید به معنای‏«شهر»است، بنابراین‏«دارابجرد»یعنی شهر داراب.

    13.قسمت اول این ماده در تاریخ طبری(ج 4، ص 122)ذکر شده و قسمتهای دیگر آن از تاریخ ابن کثیر و علل صدوق و غیره روایت‏شده است.

    14.یکی از نویسندگان معاصر در این باره می‏نویسد: «این داستان را بدین صورت تاریخ نویسان دوره اموی ساخته‏اند و یا اینکه حقیقت را دگرگون کرده و از خود دروغی بدان افزوده‏اند، کسانی که بیغرضانه در زندگانی حسن بن علی(ع)تتبع کرده‏اند، می‏دانند وی قطع نظر از مقام امامت، که شیعیان او بدان اعتقاد دارند، مردی آراسته به خوی مردمی و اخلاق انسانی بوده است، او هنگامی با معاویه آشتی کرد که دانست درگیری جز ریختن خونهای بسیار و پیروزی نهایی معاویه نتیجه‏ای نخواهد داشت، او سوداگری نبود که بر سر کالایی با خریدار گفتگو کند و چون بازار کالای خود را گرم ببیند بهای آن را بالا ببرد، او آنچنان به خوی و خصلت مردمی آراسته بود که دشمن وی نیز ناگزیر بدان اعتراف می‏کرد.

    اگر داستان کاغذ سفید مهردار فرستادن معاویه درست‏باشد، باید گفت که چون امام حسن(ع)شرطهای خود را در آن بر شمرده و به معاویه برگردانده است، معاویه پس از رسیدن به آرزوی نهایی و متارکه جنگ برای آنکه هیچ یک از شرطهای معاهده‏نامه را انجام ندهد، چنین دروغی را ساخته و بر زبانها انداخته است.

    شگفت‏تر اینکه طبری صورتی از آشتی‏نامه را نوشته که به ریشخند و افسانه شبیه‏تر است تا به روایت تاریخی تا چه رسد بدانکه بازگوی حقیقتی خارجی باشد.

    متاسفانه این آشتی‏نامه مجعول و یا تحریف شده و سندهای ساختگی مانند آن در کتابهای تاریخی درسی کشور ما نیز راه یافته است، و مؤلفان و تاریخ نویسان با خوش‏باوری هر چه تمامتر آن را نوشته‏اند: امام حسن بدان شرط با معاویه بیعت کرد که معاویه پنجهزار هزار هزار درهم موجودی بیت المال کوفه و نیز خراج دارابگرد فارس را بدو دهد، و علی را بر منبرها دشنام ندهند.معاویه شرط آخر را نپذیرفت و مقرر شد که در پیش روی حسن(ع)علی را به زشتی نام نبرند، اما خراج دارابگرد را مردم بصره ضبط کردند و گفتند این مال فیی‏ء ماست.

    این تاریخ نویسان خوش‏باور هیچ توجه نکرده‏اند که اگر حسن(ع)این چنین آسان بر سر مال با معاویه آشتی می‏کرد، پیروان وی یا او را زنده نمی‏گذاشتند یا چنان زبان خود را بر او دراز می‏کردند که دیگر نمی‏توانست در شهرهای مسلمان‏نشین این مبلغ را از خزانه شام بخواهد؟مگر معاویه در این باره مضایقتی داشت؟پس آن شرطهای اساسی که آشتی‏نامه بر اساس آن نوشته شده کجاست؟چرا طبری نامی از آنها نبرده است؟

    در مقابل این سندهای مجعول، ما چند سند دیگر در دست داریم که پرده از حقیقت‏برمی‏دارد و نشان می‏دهد تاریخ نویسان عصر اموی و عباسی هر جا واقعه‏ای را به سود خاندان پیغمبر دیده‏اند در آن دست‏برده‏اند.نوشته بلاذری که مقدم بر طبری است، درست‏تر به نظر می‏رسد...»

    ایشان سپس متن قرارداد(و یا به قول ایشان آشتی‏نامه)را از قول بلاذری(انساب الاشراف)و به دنبال آن طبق روایت ابن حجر عسقلانی در(الصواعق المحرقه)نقل کرده که از ماده مزبور اثری در آن نیست.

    نگارنده گوید: مذاکره سلیمان بن صرد خزاعی با آن حضرت نیز که در روایت‏سید مرتضی در تنزیه الانبیاء آمده، و در صفحات آینده خواهید خواند، می‏تواند نظر نویسنده معاصر را تایید کند، که در قرارداد صلح نامی از پول و حقوق مستمری نبوده است، آنجا که سلیمان بن صرد به امام(ع)اعتراض کرده که چرا با این وضع صلح را پذیرفتی، و چرا برای خود حقی و مالی در صلحنامه مقرر نکردی، گوید: ثم لم تاخذ لنفسک ثقة فی العقد، و لا حظا من العطیة...!

    و همچنین روایت‏شیخ مفید(ره)که در آن نیز ذکری از جیره ماهیانه و پول و مال نشده و برای اطلاع بیشتر می‏توانید به ارشاد(مترجم)(ج 2، ص 10)مراجعه نمایید.

    15.الامامة و السیاسة، ص 200.

    16.بحار الانوار، ج 44، صص 49-48.

    17.ترجمه صلح الحسن، ص 384.
    </SPAN>
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی