امام حسن (علیه السلام) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امام حسن (علیه السلام)
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 63
  1. #51
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    ج) در نگاه امام حسین علیه السلام

    با توجه به سال شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، به یقین هیچ معصومی به اندازه امام حسین علیه السلام در کنار برادر خود نبوده است. این دو امام معصوم نزدیک به پنجاه سال در کنار یکدیگر زندگی می کردند. بدین جهت امام حسین علیه السلام بیشتر از هر مسلمان دیگری به شخصیت علمی برادرش پی برده بود، و به ویژه در آن ده سال آخر که امامت و رهبری را عهده دار بود، با نگرش دیگری به امام حسن علیه السلام می نگریست.
    امام حسین علیه السلام ضمن این که برادر خود را شخصیتی بی مانند می دانست، او را عالم ترین فرد به تفسیر و تاویل و آشنا به تمام علوم و مسائل حکومت و جهان اسلام می دانست. چنانکه این نظر را می توان از برخورد امام حسین علیه السلام با عایشه در تشییع جنازه برادرش به دست آورد.

    در تاریخ آمده است هنگامی که امام حسین علیه السلام خواست برادر خود را، بنا به توصیه اش پیش از دفن برای تجدید عهد نزد قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله ببرد، عایشه به تحریک بنی امیه از ورود جنازه امام حسن علیه السلام به داخل حجره پیامبر صلی الله علیه و آله جلوگیری کرد. امام در برابر این اهانت به فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله به عایشه فرمود: "این تو و پدرت بودید که حرمت و حجاب رسول خدا صلی الله علیه و آله را دریدید و کسی را داخل حجره اش کردید که پیامبر صلی الله علیه و آله جوارش را دوست نمی داشت و این که خداوند در فردای قیامت از تو بازخواست خواهد کرد. بدان ای عایشه! که برادرم داناترین فرد به خدا و رسول او است. و داناتر است به کتاب خدا از این که بخواهد نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله پرده دری کند ...(8)


    - امام حسن و نقل حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله

    از جمله افرادی که نامش جزو راویان و محدثان از رسول خدا صلی الله علیه و آله در تاریخ ثبت گردیده، امام حسن مجتبی علیه السلام است. امام که در حیات پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز ده سال نداشت، با دریافت گفته های پیامبر که گاهی آیات وحی بود و گاهی روایات، آنها را از سینه پیامبر به سینه خودش منتقل کرده و سپس به دیگران انتقال می داد.
    امام حسن علیه السلام با شنیدن آیات وحی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود می آمد، بی درنگ به منزل آمده و آنها را برای مادرش حضرت فاطمه زهرا(س) قرائت می کرد که این مساله باعث تعجب امیر مومنان علیه السلام شده بود.

    آورده اند که: امام مجتبی علیه السلام هفت ساله بود که به همراه پیامبر در مسجد حضور می یافت و آنگاه که آیات جدید بر او نازل می شد، همان ها را از زبان جدش می شنید و آنگاه که به خانه باز می گشت، برای مادرش فاطمه تلاوت می کرد، به گونه ای که هرگاه امیرمومنان وارد خانه می شد، ملاحظه می کرد آیات جدیدی که بر پیامبر نازل گردیده نزد فاطمه است. از آن حضرت جویا می شد، فاطمه می فرمود: از فرزندت حسن.
    بدین جهت، روزی علی بن ابی طالب علیه السلام زودتر به خانه آمد و از دید فرزندش پنهان گشت تا آیات جدید را که بر پیامبر نازل شده بار دیگر از فرزندش بشنود. امام حسن علیه السلام وارد خانه شد؛ همین که خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند، زبانش به لکنت افتاد و از خواندن سریع باز ماند. مادرش شگفت زده شد. امام حسن علیه السلام گفت: مادر! تعجب نکن، گویا شخصیت بزرگی در خانه است که با شنیدن سخنانم، مرا از سخن گفتن باز می دارد!


    در این هنگام، امیرمومنان علیه السلام از محل اختفا بیرون آمده و فرزندش حسن را در آغوش گرفت و بوسید.(9)



    -.-.-.-.-.-.-.-
    8- کافی، ج 1، ص 302.

    9- بحار الانوار، ج 43، ص 338.
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. تشكر


  3. #52
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    تدریس معارف الهی

    یکی از بهترین شواهد و دلایل شخصیت والای امام حسن مجتبی علیه السلام این است که وی از همان آغاز جوانی، بلکه کودکی، آنچه را که از زبان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گرفته بود، سخاوتمندانه در اختیار دیگران قرار می داد. ابن الصباغ مالکی درباره این کلاس پر خیر و برکت می نویسد: درباره حسن بن علی - که درود بر او باد - نقل شده است که در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله می نشست و تشنگان معارف اسلامی گرداگردش می نشستند. او به گونه ای سخن می گفت که تشنگان علم و معرفت را سیراب نموده و ادله و براهین دشمنان را باطل کند..."(10)
    ابن الصباغ سپس به نقل جریان زیر پرداخته تا شخصیت علمی امام حسن مجتبی علیه السلام و جایگاه والای او را در امت اسلامی بیان کرده باشد: علی بن احمد واحدی در تفسیر خود آورده است که مردی وارد مسجد رسول الله شده و ملاحظه کرد که شخصی مشغول نقل حدیث از پیامبر است. مردم اطراف او را گرفته، به سخنانش گوش می دادند. پس آن شخص به نزد وی آمده، گفت مراد از شاهد و مشهود - که در آیه شریفه آمده است - چیست؟ پاسخ داد: اما شاهد که روز جمعه است و اما مراد از "مشهود"، روز عرفه می باشد.

    پس، از او گذشته به دیگری برخورد کرد که همانند اولی به نقل حدیث پرداخته بود، سوال خود را تکرار کرده از او پرسید که: مراد از شاهد و مشهود چیست؟ وی پاسخ داد: اما "شاهد" که روز جمعه است و اما مشهود، روز عید قربان است. آنگاه از کنار آن دو نفر گذشته، گذرش به نوجوانی افتاد که چهره اش همانند طلا می درخشید که او هم در مسجد، کلاس درس تشکیل داده بود. پس از او در باره شاهد و مشهود پرسید. وی در پاسخ گفت: آری. اما شاهد، حضرت محمد صلی الله علیه و آله است و اما مشهود، روز قیامت می باشد.
    آنگاه برای گفته خود، این چنین استدلال کرد: آیا سخن پروردگار را نشنیده ای که می فرماید: "یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیراً"(11) ای پیامبر! ما تو را به عنوان شاهد و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم. "ذلک یوم مجموع له الناس و ذلک یوم مشهود"(12) روز قیامت روزی است که همه مردم برای آن جمع می شوند و آن روز، روزی است که مشهود همگان است. گوید: سپس از نام شخص اول پرسید، گفتند: ابن عباس است و از دومی که پرسید: گفتند: ابن عمر است و از شخص سوم که پرسید، گفتند: وی، حسن بن علی بن ابی طالب است.(13)

    جالب اینجاست که بر طبق نقل علامه مجلسی در بحارالانوار: "این شخص تفسیر امام را از شاهد و مشهود، بر دیگر تفسیرها که از عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر شنیده بود، ترجیح داده و آن را پسندیده بود." (14) شاید دیل این پذیرش، استدلال قوی امام حسن به دو آیه شریفه بوده است.



    -.-.-.-.-.-.-.-
    10- الفصول المهمه، ص 137.
    11- احزاب، 45.
    12- هود، 103.
    13- الفصول المهمه، ص .137
    14- بحارالانوار، ج 43، ص 345.
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #53
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    امام حسن علیه السلام و تربیت شاگردان

    امام حسن مجتبی علیه السلام از دوران کودکی سفره علمی خود را پهن کرده و با نقل آیات شریفه و سپس نقل حدیث از پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله خدمت بزرگی به تشنگان علم و معرفت نمود، به ویژه در ده سال آخر که حوادث دردناکی به مسلمانان، خاصه پیروان اهل بیت روی آورده بود، امام با حلم، بردباری، صبر و حوصله ای که از خود نشان می دادند، خویشتن را برای هر نوع پاسخ گویی آماده ساخته بودند.

    از این روی، می بینیم که افراد و گروه ها و شخصیت های زیادی در محضر درس امام علیه السلام می نشستند که یقیناً تاریخ، نام بسیاری از آنها را ثبت نکرده است. از جمله بسیاری از صحابه رسول خدا و تابعین هستند که از محضر پر فیض امام حسن علیه السلام استفاده کرده اند.
    در اینجا برخی از بزرگان شیعه همانند شیخ طوسی در رجال خود، نام برخی از این شخصیت ها را به عنوان اصحاب امام آورده است که تعداد آنها از چهل و یک نفر نمی گذرد.اگر چه جای این سوال هست که: چگونه یاران امام حسن علیه السلام از چهل و یک نفر تجاوز نمی کردند در حالی که امام نزدیک پنجاه سال در بین امت اسلامی زندگی می کردند؟ و چرا یک مرتبه تعداد 450 یار که برای امیرمومنان علیه السلام ثبت شده، به چهل و یک نفر می رسد؟ و چرا این عدد نسبت به امام حسین علیه السلام هم به دو برابر، بلکه بیشتر می رسد و چرا با مقایسه با یاران امام زین العابدین علیه السلام یاران او یک چهارم می باشد؟! علت چیست و چرا چنین شده است؟

    احتمال دارد شیخ طوسی فقط نام راویان از اصحاب امام حسن علیه السلام را آورده باشد؛ به دلیل این که در بخش آخر کتاب خود به نام عده ای اشاره کرده است که از معصومین علیه السلام روایت نکرده اند.
    و احتمال دارد امام در زمانی می زیسته که بیشتر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، و آنها به هر دلیلی از حضور در پای درس امام حسن علیه السلام و یا نقل روایت از او، خودداری می کردند. و نیز محتمل است که تبلیغات سوء معاویة بن ابی سفیان تاثیر خود را گذارده باشد.


    - یاران امام حسن مجتبی علیه السلام

    نکته جالب توجه این که یاران امام از نظر عدد، بسیار کم هستند اما بسیاری از آنها از شخصیت های برجسته عالم اسلام می باشند. برخی از آنها پیامبر و پنج امام را درک کرده اند؛ همانند جابر بن عبدالله انصاری؛ و برخی دیگر علاوه بر این که از یاران امام حسن علیه السلام هستند، جزو یاران امیرمومنان بوده اند؛ همانند احنف، اصبغ، جابربن عبدالله، جعیدحبیب، حبه، رشید، رفاعه، زید، سلیم، سلیمان، سوید، ظالم، عمرو بن حمق، عامر، کمیل، لوط، میثم، مسیب و ابواسحاق. و برخی دیگر جزو یاران امام حسین علیه السلام نیز هستند، همانند جابر، جعید، حبیب، رشید، زید، سلیم، ظالم، عمرو، کیسان، لواط، میثم و فاطمه. دسته دیگر از آنها جزو یاران امام سجاد علیه السلام نیز هستند، همانند جابر، رشید، سلیم و ظالم.

    و گروهی نیز جزو یاران امام باقرعلیه السلام شمرده شده اند؛ همانند جابر بن عبدالله انصاری که در سال 78 ق. به دیدار خدا شتافت. (15)

    نکته دوم این که عده ای از یاران امام حسن علیه السلام همانند حبیب بن مظاهر اسدی، جزو شهدای کربلا هستند. و برخی همانند کمیل بن زیاد، عمرو بن حمق خزاعی، رشید هجری و حجربن عدی در راه ولایت و دفاع از اهل بیت علیه السلام به شهادت رسیده اند.



    -.-.-.-.-.-.-.-
    15- بهجة الامال، ج 2، ص 480.



    منبع: فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره 55
    "محمدجواد مروجی طبسی"
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #54
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    دوران امامت امام حسن مجتبي (ع

    در اغلب جوامع بشري تشكيل حكومت براي حفظ نظم و آرامش و رفاه حال مردم تلقي مي‌شود. اما در اسلام براي حكومت علاوه بر آن مسئله هدف‌هاي عالي‌تر و ارزنده‌تري در نظر گرفته شده است. اسلام علاوه بر اين‌كه والي و حاكم را مسئول حفظ نظم و آرامش و سلامت جان و مال و آبروي مردم مي‌شناسد، مسئول تربيت و پرورش روحي و تعالي انسان نيز مي‌داند.
    به همين جهت اسلام مسأله حكومت را جداي از مسئله رهبري و امامت نمي‌داند و حق حكومت و ولايت را براي كسي قائل است كه سمت امامت و رهبري امت را داشته باشد و بتواند جامعه را در جهت سعادت رهنمون باشد و براي حاكم و زمامدار همان شرايطي كه يك رهبر واقعي و راستين بايد داشته باشد را شرط كرده است.
    وقتي به زندگاني امام دوم شيعيان پرداخته شود، روشن مي‌شود كه آن امام در دوره امامت خود تمام وظايف خويش را انجام داده است. زندگاني امام ـ عليه السلام ـ را مي‌توان به دو بخش قبل از صلح و بعد از صلح تقسيم بندي كرد؛ در بخش دوم كه از صلح در ذي العقده سال 40 هجري قمري شروع و تا شهادت ايشان ادامه دارد كه به طور دقيق9 سال و 4 ماه مي‌باشد يعني امام ـ عليه السلام ـ در ربيع الاول 49 هـ. به شهادت رسيدند. البته مرحوم امين، صلح را در سال 41 هـ . ق مي‌داند و معتقد است كه هر كس آن را چهلم هجري بداند خطا كرده است. حاكم نيشابوري نيز آن را سال 41 هـ . ق مي‌داند.
    در مشي ائمه هيچ تفكيكي بين سياست و وظايف آنها نبوده است چنان‌كه در زيارت جامعه كبيره ما آنها را «ساسة العباد» مي‌خوانيم. ائمه سياستمدارترين بندگان الهي هستند و تدبير آنها در تمام امور به صورت كامل و بي‌نقص انجام مي‌گيرد. مرحوم عمادزاده در اين مورد گفته است: «امام حسن ـ عليه السلام ـ در زندگي 10 سال آخر عمر خود بين سلطنت و امامت (يعني خلافت ظاهري و ولايت مطلقه الهيه) جمع كرد و بر قلوب مردم سلطنت و حكومت مي‌فرمود. سلطنت ديني و امامت و پيشوائي مذهبي را با قدرت و نفوذ حكومت دنيوي و سياسي جمع كرده و همه طبقات را (در حد خود) راضي و خوشنود مي‌داشت.» امام ـ عليه السلام ـ وقتي صلح بسته شد، در شرايطي كه مجبور به صلح شد يا صلح به ايشان تحميل گرديد، به همة موارد عهد نامه پايبند بودند.
    شيخ راضي آل ياسين مي‌گويد: «پس از امضاي قرارداد صلح نشنيده ام كه امام حسن ـ عليه السلام ـ در صدد شكستن اين شرط بوده يا دربارة آن سخن گفته و يا راضي به گفتگو در پيرامون آن شده باشد. بعد از آنكه معاويه صريحاً اعلام كرد كه به تعهدات خود پايبند نيست، روساي شيعه نزد امام حسن ـ عليه السلام ـ (كه به مدينه بازگشته بود) آمدند و اظهار داشتند كه خود و پيروانشان حاضرند در ركاب او بجنگند، مردم كوفه قول دادند كه استاندار اموي آن شهر را بيرون كنند و تضمين كردند اسب و اسلحة لازم را براي حملة مجدد به شام در اختيار او گذارند. ولي اين طوفان احساسات، او را تكان نداد و شور و تحرك دوستان، در او كارگر نشد...» چون امام با همين سپاه كوفه بود كه مجبور به قبول صلح شد.
    پايبندي به مواد عهد نامه و نقض نكردن آن خودش يك نوع حركت و فعاليت سياسي محسوب مي‌شود. زيرا در معادلات سياسي اجتماعي آن روزگار تأثير داشته است. از ديگر فعاليتهاي سياسي بعد از صلح مي‌توان خطبه‌ها و سخنراني‌هاي ايشان را نام برد مخصوصاً آن نكاتي كه حاوي مطالب سياسي بوده است: «... معاويه خطبه كرد و بعد دستور داد كه امام حسن ـ عليه السلام ـ هم خطبه كند. حسن برخاست و با لبداهه حمد و ثناي خدا را بزبان آورد و گفت: ايها الناس خداوند شما را با نخستين كس از خاندان ما (پيامبر) هدايت كرد و با آخرين كس (كه خود حسن باشد) خون شما را حفظ كرد (كه بيهوده ريخته نشود). دنيا هم در حال تغيير و تبديل است...»اين خطبه امام كاملاً سياسي است كه حفظ سلامتي جامعه و مردم را به وجود امام معصوم مشروط مي‌نمايد و معاويه و حكومت او را براي سلامتي جامعه و مردم خطر آفرين مي‌داند.
    طبق ماده چهارم متن پيمان نامه بين امام حسن ـ عليه السلام ـ و معاويه، او (معاويه) بايد از خراج دارابگرد (دارابجرد) مبلغ يك ميليون درهم در ميان بازماندگان شهداي جنگ جمل و صفين كه در ركاب اميرمؤمنان كشته شدند، تقسيم كند، ولي متاسفانه معاويه همه موارد و ماده‌هاي پيمان نامه را زير پا گذاشت. در مورد خراج دارابجرد نيز طبق پيمان رفتار نكرد: «امام حسن ـ عليه السلام ـ از معاويه خواسته بود كه هر چه در بيت المال كوفه موجود باشد، به او واگذار كند كه مبلغ آن پنج هزار هزار (پنج ميليون درهم) بود. و نيز باج و خراج دارابجرد فارس را به او واگذار كند (همه ساله) ... خراج دارابجرد هم كه اهل بصره مانع تأديه آن شدند (و گفتند اين فيء (حق) ما است و ما هرگز آنرا به كسي نمي‌دهيم) به تحريك و تشويق معاويه بود.»برخوردهاي امام ـ عليه السلام ـ با كارگزاران معاويه بعد از صلح نيز قابل تأمل است. امام ـ عليه السلام ـ با طرفداران معاويه مانند: عمر و عاص، عتبة بن ابي سفيان، وليد بن عقبه، مغيرة بن شعبه و مروان بن حكم برخوردها و مناظرات كوبنده‌اي داشتند. وليد بن عقبه روزي در مدينه پيش روي امام ـ عليه السلام ـ مطالبي ناروا درباره اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ گفت. سبط اكبر رسول خدا(ص) با كمال شجاعت رسوايش نمود و نفرت خود را نسبت به معاويه علني نمود.هدايت ياران توسط امام ـ عليه السلام ـ يكي از كارهاي مهم ايشان پس از صلح به شمار مي‌آيد، ايشان وقتي مورد انتقاد دوستان و حتي ياران صميمي قرار مي‌گرفتند، با خوشرويي و مهرباني جواب آنها را مي‌دادند. «امام مجتبي ـ عليه السلام ـ در پاسخ شخصي كه به صلح آن حضرت اعتراض كرد، انگشت روي اين حقايق تلخ گذاشته و عوامل و موجبات اقدام خود را چنين بيان نمود: من به اين علت حكومت و زمامداري را به معاويه واگذار كردم كه اعوان و ياراني براي جنگ با وي نداشتم...»فشارهاي رواني و اقتصادي از سوي امام ـ عليه السلام ـ از سوي عده اي كه به صلح اعتراض مي‌كردند شديدتر مي‌شد. حتي برخي ياران امام ـ عليه السلام ـ ايشان را «مُذِل المومنين» خطاب كردند، ولي امام ـ عليه السلام ـ به جاي تند خويي با مهرباني علل صلح را توضيح دادند. سياست تهديد و گرسنگي معاويه بر مردم عراق همه گونه فشار و تهديد و قطع حقوق و مزايا را بدنبال داشت. همچنين معاويه فشار بسيار زيادي بر شيعيان در كوفه و بصره اعمال مي‌كرد به طوري كه دوست با دوست وقتي مي‌خواست چيزي بگويد اول قسم مي‌گرفت كه جايي نگويد، سپس حرف مي‌زد.
    بنابراين فعاليتهاي امام حسن ـ عليه السلام ـ بعد از صلح را مي‌توان چنين خلاصه كرد:‌1. پايبندي به پيمان صلح. 2. سخنراني‌ها و خطبه ها. 3. اخذ ماليات از دارابجرد. 4. برخوردهاي امام ـ عليه السلام ـ با كارگزاران معاويه. 5. هدايت ياران خويش و حفظ جان آنها با تدبير و تحمل و بردباري در راه اسلام. 6. تربيت شاگردان براي حفظ اصل اسلام. 7. زمينه سازي براي نهضت عاشوراي حسيني. 8. مبارزه با زياده خواهي معاويه و سلطه بي‌قيد و شرط او. 9. جلوگيري از انحراف اصول اسلام توسط معاويه و خوارج.
    معرفي منابع، جهت مطالعه بيشتر:
    1ـ حسن كيست؟ فضل الله كمپاني.
    2ـ زندگاني امام حسن، عمادزاده اصفهاني.
    3ـ ترجمه ارشاد، شيخ مفيد.
    4ـ سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي.
    5ـ صلح امام حسن ـ عليه السلام ـ ، شيخ راضي آل ياسين، ترجمه آيت الله سيد علي خامنه‌اي



    پايگاه استاد حسين انصاريان
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #55
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ در خاندان وحي چشم به جهان گشود، زير نظر بزرگترين معلم عالم بشريت تربيت شد، در دامان عصمت و طهارت پرورش پيدا کرد و در سايه امامت و ولايت به کمال رسيد. خلاصه اي از زندگي پربرکت آن حضرت را در چند بخش بيان مي کنيم.
    1. ولادت
    روزي که پيوند آسماني علي ـ عليه السّلام ـ و حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ صورت گرفت حضرت جبرئيل ـ عليه السّلام ـ سيبي از بهشت براي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ آورد و آن حضرت سيب را نصف کرد و به آنان داد. و به اين ترتيب نطفة سبط اکبر از ميوة بهشتي منعقد شد. پس از مدتي روزي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به دختر گرامي شان فرمود: به زودي پسري به دنيا مي آوري که جبرئيل به واسطة او به من تبريک و تهنيت مي گويد. قبل از اينکه امام حسن ـ عليه السّلام ـ متولد شود ام الفضل. دختر عموي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نزد ايشان آمد و گفت: ديشب در خواب ديدم پاره اي از بدن مبارک شما در خانة من است و من از آن نگهداري مي کنم. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: به زودي خداوند به دخترم پسري عنايت خواهد کرد و تو دايگي او را بر عهده خواهي گرفت. وقتي روز موعود فرا رسيد، پيامبرـ صلي الله عليه و آله ـ اسماء بنت عميس را که قابله بود با ام سّلمه احضار فرمود، نيمه شب، سه شنبه پانزدهم ماه مبارک رمضان شهر مدينه نور افشان شد.مولودي پاک، ناف بريده، ختنه شده، زيبا و نوراني چشم به جهان گشود. صبح زود نوزاد را در پارچة زردي پيچيدند، خدمت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ آوردند، آن حضرت پارچه زرد رابرداشته بچه را در پارچة سفيدي پيچيدند، سپس او را در آغوش گرفتند. زبان مبارک در دهان اوگذاشت، صورت لطيف و شفاف او را بوسيد، در گوش راستش اذان و در گوش چپش، اقامه خواند وفرمود: «اللهّم إنيّ اُعيذه بک و ولده من الشيطان الرجيم» بارالها من او و فرزندانش را از شر شيطان به تو مي سپارم. روز هفتم حضرت جبرئيل ـ عليه السّلام ـ از طرف خداوند متعال به پيامبرـ صلي الله عليه و آله ـ و خاندانش، تولد مولود مبارک را تبريک و تهنيت گفتند و پارچه اي ابريشمي از بهشت را به او هديه نمود و فرمود: به امر الهي نام او را شبر بگذاريد که در لسان عرب حسن است و رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ او را در پارچه بهشتي پيچيده، موهاي سرش را تراشيد و هم وزن آن نقره، صدقه داد و سرش را با عطري به نام خلوق معطر نمود و گوسفندي به عنوان عقيقه قرباني کرد و ران آن را به قابله و مقداري از بقية گوشت را به همسايه ها داد

    2. کودکي
    امام حسن ـ عليه السّلام ـ بهترين دورة زندگي خود را در زير ساية پرعطوفت جدّ بزرگوارش آغاز کرد. مادرش سيدة نساء العالمين و پدرش اميرالمؤمنين(ع) بود که مقام و منزلت آنها برکسي پوشيده نيست. پيامبر اعظم ـ صلي الله عليه و آله ـ توجه و محبت خاصي به نوه اش داشت. او را بر دوش خود سوار مي کرد و با خود به مسجد مي برد و در بالاي منبر درکنار خود مي نشاند، آن حضرت مدام به امام حسن ـ عليه السّلام ـ اظهار محبت مي کرد و مي فرمود: « اللهم إني اُحبهُ فأحبَّ من يحبّهُ» خدايا من او را دوست دارم پس تو هم دوست داران او را دوست بدار. روزي پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ براي اقامه نماز جماعت به مسجد آمد و امام حسن ـ عليه السّلام ـ را که کودکي خردسال بود همراه خود آورد. نماز شروع شد در اثناء نماز يکي از سجده ها خيلي طول کشيد، مردم نگران شدند و فکر کردند حتماً اتفاقي افتاده است، وقتي نماز به آخر رسيد، علت را از نبي اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ سئوال کردند، آن حضرت در جواب فرمود: هنگام سجده فرزندم حسن بر پشتم، سوار شده بود به همين خاطر سجده را طولاني کردم تا از پشتم پايين بيايد. امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ در جلساتي که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ براي مردم صحبت مي کرد، شرکت مي نمود و هنگامي که به خانه بر مي گشت کلام آن حضرت را بي کم و کاست براي مادرش بازگو مي کرد. يکي از بزرگترين رويدادهاي دوران کودکي امام حسن ـ عليه السّلام ـ ماجراي مباهله بود، آن حضرت با اينکه کودکي خردسال بود در اين مبارزه تاريخي به دستور خداوند شرکت کرد، و اين نشانگر عظمت روحي و مقام و منزلت والاي آن حضرت در پيشگاه خداوند بود. پايان دوران کودکي پايان خاطرات خوش آن حضرت بود، نزديک سن هشت سالگي، جد بزرگوارش به شدت مريض شد، حضرت فاطمه زهرا ـ عليها السّلام ـ او و برادرش امام حسين ـ عليه السّلام ـ را پيش پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ برد، رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به آنها ابراز محبت کرد و فرمود: فرزندم حسن، هيبت و سيادت مرا به ارث خواهد برد.
    پس از رحلت جانگداز خاتم الانبياء ـ صلي الله عليه و آله ـ ضربة روحي شديدي به امام حسن ـ عليه السّلام ـ که در سن کودکي بود وارد شد و پس از اين ضايعة بزرگ مصائب آن حضرت شروع شد. و سيل مشکلات به سوي خاندان وحي جاري شد. ماجراي سقيفه، آتش زدن درگاه منزل، شهيد شدن برادرش محسن، بيعت گرفتن اجباري از پدرش و شهادت مظلومانة مادر مکرمه اش، حضرت صديقه طاهره و ديدن صحنه هاي ناگوار از ظلمي که بر او و خاندانش روا داشتند، روح لطيف او را به شدت آزرده کرد.
    3. نوجواني
    دوران نوجواني امام حسن مجتبي در حالي آغاز شد که نه از حمايت بي دريغ پيامبر گرامي اسلام برخوردار بودند و نه از وجود پر مهر مادر. امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ دراين مرحله از زندگي خود شاهد مظلوميت پدر گرامي اش بود، ايشان در مناسبتهاي مختلف براي مهاجرين و انصار سخنراني مي نمود و با بيان شيوا و کم نظير از مقام ولايت و امامت دفاع مي کرد، و حقانيت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ را به آنها تذکر مي داد. دورة نوجواني آن حضرت دورة ظهور سجاياي اخلاقي و کمالات انساني ايشان بود. آن حضرت علاوه براينکه در خلق و خو شبيه پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ بود از لحاظ قيافه ظاهري نيز شباهت زيادي به رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ داشت، صورتش سفيد و کمي گلگون، چشمهايش، درشت و سياه، گونه هايش لطيف بود به مستمندان کمک زيادي مي کرد و بر سر سفرة آنها مي نشست، در پيشگاه خداوند، بسيار خاشع بود به طوري که در وقت عبادت رنگش زرد مي شد و بدنش مي لرزيد، با ياد مرگ، قبر و قيامت اشک از چشمانش جاري مي شد، در کلامش، راستگو بود به حيوانات ترحم مي کرد، بسيار حليم و بردبار بود. شجاعت بي نظيري داشت، به سئولات مردم جواب مي گفت. هرگز سخن ناصواب بر زبان جاري نمي کرد. به طور خلاصه حيات پر برکت امام حسن ـ عليه السّلام ـ نمونه زندگي يک انسان کامل است که هر دورة آن سرشار از درسهاي انسان ساز مي باشد.



    منبع: واحد تحقيقات دارالعرفان
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #56
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    هديه الهى



    ميلاد آفتاب نيمه رمضان گرامى باد


    در پانزدهم رمضان سال دوم و يا سوم هجرت خداوند سبحان‏بالاترين هديه خويش را به بيت نبوت وامامت اهدا كرد.


    مولود سعيدى كه صورت و سيرتش آيينه تمام‏نماى سيماى نبوى و علوى‏بود و امتيازات فاطمى نيز در اندامش درخشش داشت.


    اين هديه الهى از بالاترين خيرات و بركات ماه رمضان بعد از هجرت بشمار مى‏رفت.


    ولادتش نويدى بر مهاجران سخت‏كوش و موحد و معتمد بر خدا شد.


    تسبيح و تهليل سبط اكبر رسول خدا(ص) و ثمره رسالت و امامت‏به هنگام ولادت درنيمه رمضان و قرائت قرآن او برترين تحفه رمضانيه بر روزه‏داران عصر پيامبرخدا(ص) و نسل‏هاى آينده گشت.


    اين مولود مسعود «حسن بن‏على(ع) » است كه كره خاكى و همه افلاك بر زاده‏شدن اوبر خود باليدند و مدينه منوره حرم دوم الهى در اين ميان شرفى ديگر يافت.


    فرشتگان به يكديگر تهنيت و تبريك گفتند و انتظار رسيدن به خدمت رسول خدا(ص)را جهت تبريك‏گويى داشتند كه به اين فيض نائل گشتند.


    بهشت‏برين ساليان دراز آرزوى بوسه‏زدن بر گامهايش داشت و بارها در برابر حضرت‏حق عرضه داشته بود. يا رب اليس قد و عدتنى ان تسكنى ركنا من اركانك; بارخدايا! آيا


    وعده نكردى كه يكى از پايه‏هاى اساسى عالم خلقتت را در من سكنى دهى؟!


    بعد از دنيا آمدن امام حسن مجتبى(ع) و برادرش حسين بن‏على(ع) خداوند چنين پاسخى‏داد: اما ترضين انى زينتك بالحسن و الحسين فاقبلت تميس كما تميس


    العروس; آياخشنود نمى‏گردى به اينكه زينت دهم تو را با جاى دادن حسن و حسين[عليهماالسلام]؟


    بهشت‏به پيش خواهد آمد و همانند داماد آنان را در آغوش خواهد گرفت.


    با ولادت سبط اكبر رسول خدا(ص) موجى از سرور و شادمانى اهل بيت عليهم‏السلام‏را فرا گرفت زيرا اعطاء كوثر كه وعده اساسى حضرت حق بر پيامبر(ص) بوده


    تحقق‏يافت و چهارمين مصداق آيه تطهير پا به عرصه وجود گذاشت. اين نوزاد بيشترين‏شباهت را به جدش پيامبر(ص) داشت. از اين رو پدر و مادرش و ديگر ياران پيامبر


    درپوست‏خود نمى‏گنجيدند، آن روز مردم و فرشتگان همانند جبرئيل و ميكائيل و ...


    بر نبى مكرم بيشترين تهنيت و تبريك را گفتند.


    نام‏گذارى


    در سيره پيامبر و اهل بيت(ع) انتخاب نام نيك و پسنديده براى فرزندان‏از حقوق اوليه آنان شمرده شده و رسول خدا(ص) بدان توصيه نموده بود. از اين روبه هنگام


    ولادت سبط اكبر پيامبر همگى در فكر انتخاب زيباترين نام براى او بودند.


    فاطمه(س) چون فرزند را به همسرش داد تا در آغوش بگيرد از او خواست تا براى نوزادنام نيكى انتخاب كند. ليكن اميرالمؤمنين(ع) كه براى پيامبر(ص) احترام خاصى


    ‏مى‏گذاشت رو به فاطمه(س) كرد و فرمود: من در نام‏گذارى فرزندم بر رسول خدا(ص) پيشى‏نمى‏گيرم.


    چيزى نگذشت پيامبر خدا(ص) به خانه دخترش آمد، از وضعيت زايمان و سلامتى مادر وچگونگى نوزادش پرسش نمود. «اسماء بنت عميس‏» نوزاد را در پارچه‏اى


    زرد پيچيد وبه پيامبر داد.


    حضرت ضمن تبريك و تهنيت‏به داماد و دختر خويش فرمود: الم اتقدم اليكم ان لاتلفوه فى حرقه صفراء; مگر پيش از اين نگفته بودم كه نوزاد را در پارچه‏اى زردنپيچيد؟! آنگاه


    پارچه سفيدى طلبيد و آن مولود مسعود را در ميان آن نهاد.


    پيامبر خدا(ص) او را مى‏بوسيد و زبان مبارك را در دهان او مى‏گذاشت و آن طفل‏زبان جد خويش را مى‏مكيد.


    رسول خدا(ص) بخاطر آن مولود حمد و ثناى الهى را بجا آورد. اذان در گوش راست‏و اقامه در گوش چپ وى خواند و سپس از على(ع) پرسيد: چه نامى براى فرزندت انتخاب‏كرده‏اى؟


    على(ع) پاسخ داد: «در نام‏گذاريش بر شما پيشى نگرفتيم‏».


    پيامبر خدا(ص) فرمود: من نيز در نام‏گذارى او بر پروردگارم سبقت نخواهم گرفت.


    در آن هنگام خداوند فرشته وحى جبرئيل را از ولادت سبط اكبر پيامبرش با خبرساخت و او را جهت تهنيت و تبريك و نام‏گذارى بر آن حضرت فرستاد.


    جبرئيل بر رسول خدا(ص) نازل شد سلام و درود حضرت حق را بر او ابلاغ كرد و ضمن‏تبريك و تهنيت گفت:


    خداوند به تو فرمان مى‏دهد كه نام فرزند هارون برادر موسى(ع) را براى فرزندت‏انتخاب كن. پرسيد: نامش چه بود؟


    جبرئيل عرض كرد: شبر. فرمود:


    زبان من عربى است. گفت: نامش را «حسن‏» بگذار. آن گاه نام نوزادش را «حسن‏»گذاشت.


    ابن‏اثير مورخ مشهور مى‏نويسد:


    «حسن‏» نامى است كه در عرب جاهليت تا آن روز سابقه نداشت و كسى آن رانمى‏شناخت.


    واژه «حسن‏» برگرفته از كلمه «محسن‏» است و اين كلمه از نام‏هاى مسلم‏پروردگار است و توبه آدم آن گاه پذيرفته شد كه خداوند بزرگ را به نام «محسن‏»و ... ياد


    كرد و او را سوگند به «حسن‏»(ع) داد در تفسير آيه شريفه:


    فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم آمده است: آدم(ع)تضرع بسيار كرد خداوند جبرئيل را فرستاد و فرمود: چنانچه بخواهى توبه‏ات پذيرفته‏


    شود مى‏توانى به كلمات و اسمهايى كه در ساقه عرش است توسل يابى رسول خدا(ص)فرمود: آدم بدان هنگام خداى را بحق محمد و على و فاطمه و حسن و


    حسين[عليهم‏السلام] خواند و توبه كرد و توبه‏اش پذيرفته شد.


    در روايت ديگر آمده است: جبرئيل آدم ابوالبشر را بعد از تضرع بسيار چنين‏تعليم داد و طريقه توسل را آموخت، فت‏بگو: يا حميد بحق محمد يا عالى بحق على‏يا فاطر


    بحق فاطمه يا محسن بحق الحسن و الحسين و منك الاحسان...; اى ستوده مطلق‏بمقام محمد و اى بلندمرتبه والا به مقام على و اى پديدآورنده هستى به مقام


    فاطمه‏و اى نيكوكار مطلق به مقام حسن و حسين، تو به و بازگشت مرا بپذير، زيرا احسان وفضل و گذشت از ناحيه توست.


    آن گاه خداوند توبه آدم(ع) را پذيرفت و رحمتش را نازل كرد.


    القاب و كنيه امام حسن(ع)



    مسلمانان آن روز نواده رسول خدا و سبط اكبر را به‏لقب‏هاى زير مى‏شناختند: امام دوم; ريحانه رسول خدا(ص) ; زكى; سبط اول; سيد; طيب;مصلح; نقى و ولى...


    ابن‏شهرآشوب لقب‏هاى ديگرى را براى آن بزرگوار مى‏شمارد: امين، اثير; امير;بر; حجت; زهد; قائم; مجتبى; وزير.


    صاحب مناقب; كنيه امام حسن(ع) را «ابوالقاسم‏» مى‏نامد و لكن محقق اربلى باتكيه بر يك روايت مى‏نويسد:


    رسول خدا(ص) از شدت علاقه‏اى كه به نواده خويش داشت و او را آيينه تمام‏نماى‏صفات خود مى‏دانست كنيه‏اش را «ابومحمد» ناميد در حالى كه يكى و دو سال ازولادتش بيشتر نگذشته بود.


    سيماى امام حسن(ع)



    زيبايى صورت و اندام سلاله پيامبر خدا(ص) زبان زد عام و خاص‏بود هر كس به او نگاه مى‏كرد سيماى محمد و على(عليهماالسلام) را در او مى‏ديد و درجمالش محو مى‏گشت.


    امام غزالى در احياء العلوم مى‏نويسد:


    رسول خدا(ص) فرمود: لقد اشبهت‏خلقى و خلفى; چه بسيار شباهت پيدا كرد فرزندم(حسن) به من از جهت اندام و صورت و سيره و اخلاق.


    انس بن‏مالك در باره امام مجتبى(ع) مى‏گويد: «لم يكن احد اشبه برسول الله‏صلى الله عليه و آله من الحسن بن‏على‏»; هيچ فردى از امام حسن(ع) شبيه‏تر به‏پيامبر(ص) نبوده است.


    احمد بن‏حنبل به نقل از على بن‏ابى‏طالب(ع) مى‏نويسد: كان الحسن اشبه برسول‏الله(ص) ما بين الصدور الى الراس و الحسين اشبه فيما كان اسفل من ذلك;حسن(ع) از سينه


    تا سر شبيه‏ترين فرد به نبى‏گرامى اسلام بود و حسين(ع) از سينه به‏پايين بيش‏ترين شباهت را به آن حضرت پيدا كرده بود.


    ابن‏صباغ مالكى در باره صورت و اعضاء بدن امام حسن(ع) مى‏نويسد:


    رنگ چهره‏اش سفيد آميخته با سرخى بود، چشمانش سياه، درشت و گشاده; گونه‏هايش‏هموار، موى وسط سينه‏اش نرم، موى ريشش پر و انبوه، گردن آن حضرت كشيده


    و براق‏همچون شمشيرى از نقره; مفاصلش درشت و دو شانه‏اش پهن و دور از يكديگر بود.


    چهارشانه و قد ميانه و نمكين و خلاصه نيكوترين صورت را داشت.


    و خلاصه آنكه واصل بن‏عطا (80 131) رئيس فرقه معتزله در باره آن بزرگوار گفته‏است: صورت حسن بن‏على(ع) چون سيماى انبياء و هيات و شكل او همچون هيات


    ملوك وامرا بوده است.



    سنت‏هاى ارزشمند



    با ولادت سبط اكبر رسول خدا(ص) سرور و شادمانى در ميان‏مسلمانان مهاجر و انصار پيدا شد و از همان ساعات اوليه بر پيامبر(ص) شاد باش وتبريك مى‏گفتند و لكن


    همگى توجه داشتند كه رسول گرامى(ص) چه برخوردى خواهد داشت‏و سنت‏هاى زيبا و بيادماندنى آن حضرت چه خواهد بود همانند اذان و يا صلوات درگوش طفل و


    تبديل قماط(قنداق) زرد به سفيد و چگونگى انتخاب نام نيك براى فرزند وديگر سنت‏هاى الهى كه ما به برخى ديگر از آن‏ها اشاره خواهيم كرد:



    الف) عقيقه فرزند


    چون روز هفتم ولادت امام حسن(ع) فرا رسيد رسول خدا(ص) دستورداد گوسفندى را تهيه كردند. سپس با دست مبارك خويش براى نوه‏اش بنام نوزاد ذبح‏نمود و


    او را عقيقه ناميد. امام صادق(ع) فرمود: جدم رسول خدا(ص) براى عمويم حسن‏بن‏على(ع) عقيقه كرد و در آن هنگام چنين فرمود: بسم الله عقيقه عن الحسن; بنام‏


    خداوند، اين گوسفند عقيقه از جانب حسن[(ع)]است و به هنگام كشتن گوسفند، اين‏دعا را قرائت كرد:


    اللهم عظمها بعظمه و لحمها بلحمه و دمها بدمه و شعرها بشعره اللهم اجعلهاوقاءا لمحمد و آله; بار خدايا استخوانش را به جاى استخوان او، گوشتش را به جاى‏


    گوشت او، خونش را به جاى خون او و مويش را به جاى موى او عقيقه مى‏كنم. خدايااين عقيقه را حافظ و نگاهبان محمد و آلش قرار ده. و نيز عكرمه نقل


    مى‏كند: ان‏النبى(ص) عق عن الحسن بكبش و عن الحسين بكبش; همانا پيامبر(ص) عقيقه كرد براى‏فرزندش حسن يك گوسفند و براى فرزند ديگرش حسين گوسفندى ديگر.



    ب) اطعام


    در همان روز هفتم رسول خدا(ص) دستور داد يك ران از گوسفند عقيقه رابراى قابله بردند و بقيه را به اطرافيان و فقراء اطعام نمودند، در روايت آمده‏است:


    ثم قال: كلوا و اطعموا و ابعثوا الى القابله برجل; رسول خدا(ص) فرمود: عقيقه‏را بخوريد و به ديگران اطعام كنيد و فرمود يك ران عقيقه را براى قابله آن‏بفرستيد.


    امام صادق(ع) در باب اطعام عقيقه حسن بن‏على(ع) فرمود: فاكلوا منه و اهدواالى الجيران...; نزديكان رسول خدا از عقيقه خوردند و براى همسايگان هديه‏


    فرستادند (مى‏شود چنين استفاده نمود كه پخت و اطعام كرد و يا مقدارى از گوشت‏عقيقه را هديه كرد).

    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #57
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    مناقب و و فضایل امام حسن مجتبي(ع)

    «»طرز صحیح امر به معروف و نهی از منکر«»


    نوشته اند که روزی حسن (ع) و حسین (ع) پیرمردی را دیدند که وضو می گیرد ، اما وضوی او درست نیست . در این هنگام برای اینکه او را به خطایش آگاه سازند ، به طو ساختگی با یکدیگر مجادله کردند و هر یک به دیگری می گفت که تو درست وضو نمی گیری و برای پایان گرفتن جدال نزد پیرمرد رفتند و به او گفتند :


    ای پدر ، تو را به داوری می طلبیم تا درباره وضو گرفتن ما حکم کنی و بگویی که کدامیک از ما درست وضو می گیرد . پیرمرد که به وضو گرفتن آنها دقیق می نگریست ، پس از مدتی گفت : هر دوی شما درست وضو می گیرید ، اما این مرد نادان وضویش درست نیست و هم اکنون از شما آموخت و به برکت شما و مهر و دلسوزیتان نسبت به امت جد بزرگوارتان ، راه درست را شناخت .


    روزی ابن عباس در موقع سوار شدن بر مرکب نسبت به حسن (ع) و حسین (ع) فروتنی نمود و آنان را در سوار شدن یاری کرد . « مدرک بن زیاد » بر وی معترض شد که چرا چنین می کنی، در حالیکه تو از نظر سن برتر ازآن دو هستی . ابن عباس به تندی پاسخش گفت که : « ای فرومایه! آیا نمی دانی این دو کیستند؟ فرزندان پیامبر خدا! و آیا سزاوار نیست که من در برابر نعمتی که خدا بر ما ارزانی داشته مرکب آنان را نگاه دارم؟! »

    در تذکره الخواص از ابن عباس روایت شده که پیامبر (ص) برای دو فرزند خود حسن و حسین این تعویذ ( دعایی را گویند که برای دفع بلا و آفت چشم زخم در کاغذ می نویسند و به گردن یا بازو می بندند ) را تلاوت فرمود :


    اعیذ کما بکلمات الله التامه من کل شیطان هامه و من کل عین لامه
    شما را از شر هر شیطان آزار دهنده و هر چشم شومی به پناه کلمات تام خدایی می برم .


    سپس بیان داشت که این عبارت ، تعویذی است که ابراهیم علیه السلام برای اسماعیل و اسحق تلاوت نموده است .
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #58
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    سخاوت و بخشندگی«»

    ابونُعَیم در حلیه الابرار می نویسد:


    «حسن بن علی(ع) دارایی خود را با پروردگار خود به دو بخش یکسان تقسیم نمود.»


    هم او می نویسد: «حسن بن علی(ع) دو بار مال الله را از دارایی خود خارج نمود و سه بار دارایی خود را به دو نیم کرد، نیمی را خود برداشت و نیم دیگر را در راه خدا داد؛ بگونه ای که اگر دو جفت کفش داشت، یک جفت را برای خود بر میداشت و جفت دیگر را به نیازمندان می بخشید.»
    مانند همین مطلب را محمد بن حبیب در کتاب «امالی» خود نقل نموده است. ابن سعد در «الطبقات الکبری» می نویسد: «آ« حضرت سه بار مال خود را بدو نیم کرد، نیمی را در راه خدا بخشید و نیمی را برای خود نگه داشت، حتی اگر دو جفت کفش یا دو جفت پاپوش داشت، یک جفت را برای خود بر میداشت و جفت دیگر را به نیازمندان می رساند. همچنین دو بار از مال خود، مال الله را اخراج فرمود.»

    درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است که ابوجعفر محمد بن حبیب در کتاب امالی خود نوشته است: «حسن بن علی(ع) به فردی شاعر مبلغی پول عطا کرد. فردی که در آنجا نشسته بود، به ایشان اعتراض کرد که چرا به شاعری مال میدهی که گناه خدا را بجا می آورد و سخن ناروا و بی اساس می گوید. حضرت در پاسخ او فرمودند: «ای بنده خدا بهترین مالی که انسان می بخشد، آن مالی است که انسان به وسیله آن آبروی خود را نگاه می دارد و یکی از موارد کسب خیر، دوری گزیدن از بدی است.»

    ابن شهر آشوب در مناقب روایت می کند که مردی از آن حضرت تقاضای کمک مالی نمود. حضرت پنجاه هزار درهم و 500 دینار بوی ارزانی داشتند، سپس فرمودند: «برو باربری را بیاور که این پولها را برای تو حمل کند». مرد باربری را آورد، حضرت عبای سبز خود را به مرد سائل داده و فرمودند: «این کرایه بار بر است.»

    روزی فردی از بیابان نشینان بخدمت حضرتش شرفیاب شده پیش از آنکه اظهار نیاز بکند، حضرت امر فرمودند که هر چه در خزانه هست به او بدهند. وقتی به سراغ خزانه رفتند، مبلغی برابر بابیست هزار درهم در آنجا یافتند و همه را به سائل دادند. او که سخت به شگفت آمده بود، عرض کرد: ای آقای من آیا بمن امان ندادید که نیاز خود را بیان کنم و در مدح شما سخن بگویم. پاسخ شنید: «ما گروهی هستیم که بخششمان تازه و بیدرنگ صورت می گیرد.»

    مدائنی می گوید: حضرت امام حسن(ع) و حضرت امام حسین(ع) و عبدالله بن جعفر هر سه به قصد زیارت حج حرکت نمودند، اما اثاث و لوازم خود را فراموش کردند، در نتیجه در راه گرفتار گرسنگی و تشنگی شدند. در این هنگام پیرزنی را دیدند که در خیمه ای زندگی می کند. از او آب خواستند. پیرزن عرض نمود: این گوسفند کوچک مال من است، از او شیر بدوشید و بنوشید. آنان چنین کردند، سپس خواستار غذا شدند. عرض کرد: من جز این گوسفند غذای دیگری ندارم، پس یکی از شما آنرا بکشد. آنان نیز چنین کردند و پوست گوسفند را کندند. آنگاه پیرزن از گوشت گوسفند مقداری را بریان نموده از میهمانان خود پذیرایی کرد. میهمانان نیز از آن غذا خوردند و مدتی در همان خیمه اقامت کردند و سپس براه افتادند. در موقع خداحافظی به پیرزن گفتند ما از افراد قریشیم و در راهرفتن به خانه خدا می باشیم، اما وقتی باز گشتیم، تو نزد ما بیا تا این بزرگمنشی ترا جبران کنیم.

    چون شب فرا رسیده و همسر پیرزن به منزل آمد، او را از جریان روز آگاه کرد. مرد اندکی رنجید و به او گفت: وای بر تو! گوسفند مرا برای افرادی ناشناخته، کشته ای و می پنداری که آنها از قبیله قریش هستند.
    مدت زمانی گذشت و زندگی پیرزن به سختی افتاد، ناچار از جایگاه خود کوچ نمود و در بین راه به مدینه رسید. در این بین حضرت امام حسن(ع) او را دیده و شناختند، نزدیک رفتند و از او پرسیدند که آیا مرا می شناسی؟ پیرزن ابتدا اظهار ناآشنایی کرد، حضرت فرمودند: من در فلان روز میهمان تو بودم. سپس دستور داد که به او هزار گوسفند و هزار دینار ببخشند و او را با فردی به سوی امام حسین(ع) و سپس به سو عبدالله بن جعفر فرستاد و آندو نیز هر یک بهمین مقدار به او بخشیدند
    .
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #59
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    «» فروتنی امام حسن (ع)«»


    ابن شهر آشوب در کتاب «مناقب» خود از کتاب «فنون» و کتاب «نزهه الابصار» نقل می کند که روزی حضرت امام حسن(ع) بر جمعی از فقرا گذشت که برزمین نشسته بودند و استخوانهایی را در دست داشتند که ذرات گوشت را در آنها یافته و می خوردند. هنگامی که امام حسن(ع) را دیدند، از او خواستند که با آنان هم غذا شود. حضرت بدون درنگ نشسته، مشغول به خوردن غذا شد و فرمود:

    خداوند افراد متکبر را دوست نمی دارد.

    سپس از آنان خواست که با او به خانه اش بروند و به آنان غذا و پوشاک بخشید.
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  11. #60
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن (علیه السلام)




    ««وصیت امام به برادرش امام حسین(ع)»»


    شیخ طوسی در کتاب امالی خود, وصیت امام حسن(ع) را به برادرش حسین بن علی(ع) بنقل از ابن عباس چنین آورده است:

    «این وصیتی است که حسن بن علی به برادرش حسین(ع) نموده است. وصیت او اینست:
    به یگانگی خدای یکتا گواهی میدهد وبر آستان روبیش, آنگونه که سزاست, سر بندگی می ساید. خدای یگانه را در فرمانروائیش شریک و انبازی نیست و هرگز از اهل خیانت یاوری نگرفته و هر چیزی را به اندازه آفریده است. او برای بندگی سزاوارترین و برای سپاسگویی شایسته ترین فرد می باشد. هر کس فرمانبر خدا باشد, راه درست را یافته است و هر کس او را نافرمانی کند به گمراهی افتاده و هر کس به سوی او باز گردد, از گمراهی رسته است.
    ای حسین, من ترا درباره بازماندگان و فرزندان و خاندانم سفارش می کنم که اشتباهاتشان را با بزرگمنشی ببخشی و نیکوکارانشان را بپذیری و هم جانشین من و هم پدری مهربان برای آنان باشی.
    مرا در کنار آرامگاه جدم رسول الله(ص) دفن نما, چرا که من سزاوارترین فرد برای دفن در کنار پیامبر خدا هستم. البته اگر از اینکار ترا بازداشتند, ترا به خدا و مقامی که در نزد او داری و پیوندی که با رسول الله(ص) داری سوگند می دهم که مبادا به خاطر من حتی به اندازه گنجایش شیشه حجامت, خون ریخته شود, تا آنکه پیامبر خدا را ملاقات کنیم و او را نسبت به رفتاری که مردم با ما نمودند, با خبر سازیم.»


    حاکم در مستدرک می نویسد: «چون امام حسن بن علي(ع) درگذشت، زنان بني هاشم در سوك او يك ماه به نوحه و عزا پرداختند.» امام ابوجعفر محمد الباقر فرمودند:

    «بهنگام درگذشت حضرت مجتبي مردم عزاداري برپا نمودند و شهر به صورت تعطيل درآمد.»


    شيخ طوسي مي نويسدچون امام حسن(ع) دار فاني را وداع گفت، حضرت حسين(ع) ابن عباسع عبدالرحمن بن جعفر و علي بن عبدالله بن عباس را فرا خواندند و آنان حضرتش را در غسل دادن و حنوط و تكفين ياري نمودند. سپس جنازه را به مسجد آورده بر آن نماز گزاردند.
    شيخ مفيد مي نويسد:
    بعد از وفات امام(ع)، برادرش حضرت حسين(ع) جنازه را كفن كرد و آنرا بر دوش گرفته به سوي قبر رسول الله آورد. كوتاه زماني نگذشته بود كه مروان و ياران اموي او سررسيدند و فرياد برآوردند كه شما مي خواهيد حسن بن علي را در كنار پيامبر دفن كنيد؟ اين آشوبگران اسلحه بدست گرفتند و آماده مقابله با امام حسين(ع) و يارانش شدند.
    هنگامي كه حضرت حسين(ع) جنازه را برداشتند تا براي آخرين بار آنرا به مزار جدشان نزديك كنند، آشوبگران به آنها روي آوردند، در حاليكه عايشه نيز سوار بر استر به جمعشان پيوسته بود. عايشه فريماد مي زد كه:


    «من چگونه مي توانم تاب بياورم، در حاليكه شما مي خواهيد كسي را به خانه من داخل كنيد كه من او را دوست ندارم.»

    مروان نيز آغاز به سخن نمود و گفت:

    «آيا سزاوار است كه عثمان در دوردست ترين نقطه مدينه به گور سپرده شود و حسن بن علي در كنار پيامبر خدا دفن گردد! هرگز چنين نخواهد شد و من با شمشير آخته حمله خواهم كرد.»

    نزديك بود فتنه گسترش يابد و بني هاشم با بني اميه درگير شوند.
    سبط بن الجوزي مي نويسد:
    ابن سعدي از واقدي نقل مي كند كه چون امام مجتبي(ع) بر بستر بيماري افتاد و نشانه هاي مرگ در وجودش آشكار شد به برادر خود فرمود:


    «مرا در كنار جدم رسول الله دفن كنيد.»


    و آنگاه كه حضرت درگذشت، امام حسين بن علي(ع) تصميم گرفت كه ايشان را در آرامگاه پيامبر خدا دفن كند، امام بني اميه با پشتيباني مروان بن حكم و سعيد بن عاص والي مدينه بپا خاستند و از انجام اينكار جلوگيري نمدند. كار بدانجا كشيد كه بني هاشم براي نبرد با مخلفين قيام كردند. ابوهريره كه ناظر جريان بود گفت:


    «راستي آيا اگر پسر موسي بن عمران از دنيا مي رفت، در كنار پدرش دفن نمي شد؟ پس چرا با تدفين حسن بن علي مخالفت مي ورزيد؟!»

    ابن سعد مي گويد كه از جمله مخالفين، عايشه بود كه اظهار داشت در كنار رسول خدا هيچكس نبايد دفن شود.
    ابوالفرج اصفهاني مي نويسد:
    يحيي بن حسن گفته است كه از علي بن طاهر بن زيد چنين شنيدم: چون هنگام دفن امام مجتبي(ع) فرا رسيد، عايشه كه سوار بر استري بود، به پشتگرمي بني اميه و ياري مروان و ديگر همكارانش در رسيد. به همين دليل شاعر درباره او گفته است:

    «روزي بر استر سوار است و روزي بر شتر»


    مفيد(ره) در ادامه داستان مي نويسد:
    ابن عباس بيدرنگ به سراغ مروان آمد و از او خواست كه برگدد. ابن عباس به مروان گفت:


    «ما قصد نداريم كه پسر عم خود را در كنار جدش دفن كنيم، بلكه پس از تجديد ديدار او با مزار رسول الله، جنازه را به بقيع خواهيم برد تا در كنار جده پدريش فاطمه بنت اسد به خاك سپرده شود.»


    سيد الشهدا نيز رو به بني اميه كرد و فرمود:

    «بخدا قسم اگر برادرم از من پيمان نگرفته بود كه در پيا جنازه اش خوني ريخته نشود، به شما شمشير زدن رانشان مي دادم. شما همان كسانيدك ه پيمانهايتان را درباره ما شكستيد و به شرطهايي كه در مورد ما قائل شديد وفا نكرديد.»


    بدينگونه جسد مطهر نواده بزرگ رسول خدا از كنار مزار جدش به سوي قبرستان بقيع حركت داده شد و در كنار آرامگاه فاطمه بنت اسد به خاك سپرده شد.
    هنگامي كه خبر شهادت امام به معاويه رسيد، معاويه و اطرافيانش به سجده افتاده و تكبير گفتند. اين مطلب را زمخشري در «ربيع الابرار» و ابن عبدالبر در «الاستيعاب» نقل نموده اند.
    مدائني مي نويسد:
    مردم بصره ب محض دريافت خبر شادت حضرت مجتبي(ع) آه و ناله سردادند و در اين زمان «زياد بن ابيه» فرمانرواي بصره بود. ابوبكره برادر زياد كه بيمار بود، صداي گريه مردم را شنيد و از همسر خود سبب گريه مردم را پرسيد. همسرش كه زني از قبيله ثقيف بود، با بي پروايي اظهار داشت:


    «حسن بن علي درگذشته است و به لطف خدا مردم از دست او آسوده شده اند.»


    ابوبكره خشمگينانه گفت: «ساكت باش، واي بر تو چه مي گويي؟ خداوند يكتا او را از شر بسيار آسوده نموده است و مردم نيز با مرگ او خير بسياري را از دست داده اند. خدا حسن بن علي را بيامرزد.»

    مشهورترين زماني كه براي تاريخ شهادت امام مجتبي(ع) نقل كرده اند، ماه صفر سال پنجاه هجري است، البته بعضي آنرا بيست و هشتم و بعضي هفتم ماه ذكر نموده اند. عده ديگري تاريخ شهادت امام(ع) را بيست و پنجم ربيع الاول ثبت كرده اند. در مورد سال شهادت نيز اقوال گوناگون از قبيل سال پنجاه و يكم، سال چهل و نهم، سال پنجاه و چهارم، سال چهل و چهارم، سال چهل و هفتم و سال پنجاه و هشتم در كتب تاريخ ذكر گرديده است. بنابراين مدت عمر حضرت امام حسن(ع) برابر با چهل و هفت يا چهل و شش سال مي گردد.



    منبع"شبکه اطلاع رسانی امام حسن (ع
    امام حسن (علیه السلام)
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •