زن در نهج البلاغه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زن در نهج البلاغه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض زن در نهج البلاغه








    معاشر الناس، ان النساء نواقص الايمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فاما نقصان ايما نهن فقعودهن عن الصلوة و الصيام فى ايام حيضهن و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتين كشهاده الرجل الواحد و اما نقصان حظوظهن فموار يثهن على الانصاف من مواريث الرجال.

    نهج البلاغه- خطبه ۸۰

    اى مردم، همانا زنان در مقايسه با مردان در ايمان و بهره ورى از اموال و عقل متفاوتند؛ اما تفاوت ايمان بانوان، بركنار بودن از نماز و روزه در ايام عادت حيض آنان است. و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است وعلت تفاوت در بهره ورى از اموال آن كه ارث بانوان نصف ارث مردان است.


    مرحوم محمد دشتى ذيل اين خطبه در علت ترجمه «نواقص» به «تفاوت» چنين نگاشته است:

    «ظاهر اين خطبه و كلمه «نواقص» مخالف آيات قرآن كريم و عقايد و فلسفه اسلامى است، اگر بگوييم كه (خدا نيمى از انسان ها «زنان» را ناقص آفريد) تنها راه

    جمع آن است كه در واژه «نواقص» تصرف كنيم و معناى آن را «تفاوت» و «اختلاف» بدانيم كه در لغت و واژه هاى قرآن نيز به جاى يكديگر استعمال

    شده اند، آن گاه تضاد ظاهرى اين خطبه با قرآن كريم و مبانى اعتقادى برطرف مى شود، كلمه «نواقص» در اين جا يعنى تفاوت و تفاوت در آيه ۳ ملك «ماترى من

    تفاوت» يعنى نقص و كاستى،


    امام مى خواهد بفرمايد كه زن و مرد هر كدام روحيات و صفات مخصوص به خود را دارند و جايگاه هر كدام بايد حفظ گردد.


    پس عايشه را كه يك زن است سوار بر شتر، فرمانده خود قرار ندهيد كه شورش بصره را به پا كند و آن همه خون مسلمانان را بر زمين ريزد.»


    قابل ذكر است كه اين خطبه در جنگ جمل ايراد شده است.

    اولين خطبه نهج البلاغه در مورد زنان كه در جوامع علمى و دانشگاهى، خصوصاً در صنف زنان، درباره آن گفت وگو و صحبت مى شود، خطبه ۸۰ نهج البلاغه است كه ظاهراً و در نگاه بدوى، در نكوهش زنان ايراد شده است. اين خطبه بعد از جنگ جمل ايراد شد.

    زن در نهج البلاغه
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. تشكر

    یاس بهشتی (24-07-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زن در نهج البلاغه




    اما شرح ابن ابي الحديد در جلد6 صفحه 215 تا227 درمورد اين خطبه مي نويسد:


    [1]اين خطبه را«سبط ابن جوزى‏»در كتاب‏«تذكرة الخواص‏»نقل كرده و عده‏اى ديگر از دانشمندان نيز آن را نقل كرده‏اند.(مستدرك و مدارك‏نهج البلاغه صفحه‏246)


    [2]زنان بزرگ اسلام‏شك نيست كه سخن بالا يك قانون كلى و همگانى درباره عموم زنان‏نيست،بلكه با توجه به اينكه:اين خطبه بعد از جنگ جمل و آنهمه خون ريزيهائى‏كه به وسيله عايشه رخ داد،از امام(ع)صادر شده،درباره دسته خاصى اززنان است كه در اين گونه مسيرها گام برميدارند،


    و گرنه چه كسى مى‏تواند انكار كند كه در پيشرفت اسلام زنان بزرگ و با شخصيتى همچون خديجه،و بانوى‏اسلام فاطمه زهرا و

    زينب كبرى و جمعى از زنان مبارز و دانشمند همانند سوده‏همدانيه شركت داشته‏اند،و براى پيشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت‏بزرگترين‏فداكارى را به خرج

    داده‏اند و با ايمانى محكم و تفكرى عالى،مردان خودرا با تمام وجود در اين مسير حمايت مى‏كردند،و على(ع)نيز براى آنها احترام‏فوق العاده قائل بود.




    [3]عايشه و جنگ جمل‏در اينجا بد نيست چند جمله در مورد عايشه و جريان جنگ جمل يادآورشويم:

    «ابن ابى الحديد»مى‏گويد: هر كس در تاريخ و اخبار چيزى نوشته صريحا گفته است عايشه سر-سخت‏ترين دشمنان عثمان بود،حتى روزى يكى از لباسهاى پيامبر

    (ص)رابيرون آورد و در منزل خويش آويخت،و به هر كس وارد خانه مى‏شد مى‏گفت‏اين لباس پيغمبر است هنوز كهنه نشده و عثمان سنت او را كهنه ساخته است.


    گفته‏اند نخستين كسى كه عثمان را«نعثل‏»ناميد و همواره مى‏گفت: (اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا): «نعثل را بكشيد خدا او را بكشد»عايشه بوده است.


    ‏عايشه هنگام كشته شدن عثمان در مكه بود گزارش قتل عثمان را به اودادند و او خيال مى‏كرد پس از عثمان طلحه را رئيس كومت‏خواهند كرد،لذا از مكه با سرعت‏به سوى مدينه حركت كرد و در سرزمينى به نام‏«شراف‏»«عبيد بن ابى سلمه‏»از او استقبال كرد،عايشه اخبار مدينه را از او پرسيد و اوپاسخ داد،عثمان كشته شد.

    عايشه پرسيد بعد از آن چه؟ گفت‏با على(ع)بهترين رهبر بيعت كردند. عايشه گفت: اگر اين حرف صحيح باشد اى كاش آسمان بر زمين فرو ريزدواى بر تو ببين چه

    مى‏گوئى؟گفت: همان است كه گفتم،عايشه سخت ناراحت‏شد.

    «عبيد»پرسيد: اى مادرمؤمنان چرا اين طور شدى؟من بين مشرق و مغرب بهتر و سزاوارتر از او به خلافت‏سراغ ندارم،و نظيرى براى او در تمام حالات نمى‏بينيم چگونه تو از حكومت اوناراحتى،عايشه جوابى ندارد!

    دستور داد از همانجا او را به مكه برگردانند و در بين راه مى‏گفت: (قتلوا ابن عفان مظلوما): «عثمان را مظلوم كشتند»!

    طلحه و زبير،نامه‏اى وسيله عبد الله زبير برايش‏فرستادند و از او خواستند به عنوان مطالبه خون عثمان مردم را از بيعت على(ع)برگرداند. هنگامى كه عايشه در مكه مقدمات كارش را فراهم مى‏كرد«ام سلمه‏»نيز در مكه بود و تصميم گرفت از امام دفاع كند،


    عايشه مى‏خواست ام سلمه راهمچون‏«حفصه‏»در مبارزه با امام(ع)با خود همراه سازد لذا او را خواست‏و كمى از مظلوميت عثمان براى او صحبت كرد. ام سلمه در پاسخ گفت: تا ديروز مردم را بر ضد عثمان ميشورانيدى و او را«نعثل‏»مى‏خواندى چراامروز چنين مى‏گوئى با اينكه موقعيت على را در نزد پيامبر خوب مى‏دانى و اگرفراموش كرده‏اى تا ياد آوريت كنم؟

    عايشه گفت عيبى ندارد!ام سلمه گفت: بخاطر دارى كه تصميم گرفتى به پيامبر(ص)و على(ع)هنگامى كه صحبت‏آنها طول كشيد پرخاش كنى،و پيامبر در پاسخ فرمود:


    بخدا سوگند هيچ كس على را دشمن نمى‏دارد و با او كينه نمى‏ورزد-خواه از اهل بيت من باشد يا نه جز اينكه از ايمان خارج مى‏گردد؟


    عايشه گفت : آرى ‏ و نيز بخاطر دارى كه على(ع)كفش پيامبر را تعمير مى‏كرد،پدرت و عمر ازپيامبر در مورد اينكه چه كسى را به خلافت‏برمى‏گزيند پرسش مى‏نمودند.و پيامبردر پاسخشان فرمود جائيكه الان نشسته مى‏بينم و اگر بگويم از گردش پراكنده‏خواهيد شد چنانكه بنى اسرائيل از دور هارون پراكنده شدند.

    و پس از رفتن عمرو پدرت تو از پيامبر پرسيدى چه كسى را خليفه قرار خواهى داد؟پيغمبر فرمود:


    آن كس كه كفش را تعمير مى‏كند،و ما نگاه كرديم كسى جز على نبود،پرسيديم مقصود على است؟


    گفت آرى،اين مطلب را بياد دارى؟عايشه گفت‏بلى‏.

    ام سلمه پرسيد:پس چرا مى‏خواهى با او مبارزه كنى؟ گفت: ‏براى اصلاح بين مردم!!!!

    ام سلمه گفت:خود مى‏دانى!و از هم جداشدند،ام سلمه اين جريان را براى امام نوشت. عايشه هنگام حركت‏شترى از شتران‏«يعلى بن ‏»بنام‏«عسگر»دراختيارش قرار دادند تا سوار گردد و هنگامى كه نام آن را شنيد به ياد حديثى افتادكه پيامبر به او فرموده بود و او را از سوار شدن شترى به اين نام بر حذر داشته بود،دستور داد اين شتر را برگردانند ولى آنها جهاز و وسائل آن را تغيير دادند وگفتند : اين شتر ديگرى است،

    عايشه به سوى بصره حركت كرد،در بين راه سگهاحمله كردند و شتران را فرار دادند كسى گفت‏«حوئب‏»سگهاى فراوانى داردو سخت‏حمله مى‏كنند،عايشه كه نام‏«حوئب‏»را از پيامبر شنيده بود كه سگهاى‏حوئب در راه حركت‏بسوى جنگى ناپسند به او حمله مى‏كنند،يك مرتبه بخود آمدو گفت‏«سگهاى حوئب؟!»مرا برگردانيد،اما بلا فاصله 50 نفر را فراهم كردندكه قسم خوردند اينجا سرزمين حوئب نيست و بالاخره رفت و جنگ جمل را براه‏انداخت.
    زن در نهج البلاغه
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. تشكر

    یاس بهشتی (24-07-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •