۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14
  1. #11
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نسبت "درمان درونی" با "انسان شناسی"

    انسان از نگاه اسلام، ترکیبی از روح و بدن و جسم و جان است. جسم از عالم طبیعت و ماده و روح از نشئه ملکوتیه مجرده است که دو مرتبه از مراتب وجود و هستی هستند؛ بنابراین لازمه شناخت او معرفت به این دو مرتبه از وجود و هستی است؛ پس شناخت عوالم هستی، مقدم بر انسان شناسی، و لازمه هستی شناسی، شناخت مبدأ است.
    در بینش اسلامی، میان این سه، پیوند و ارتباط وثیقی وجود دارد و شناخت هر یک، بدون دیگری امری دشوار می نماید. اگر انسان مطالعات خود را به صورت افقی و بدون هیچ گونه ارتباطی با مبدأ هستی در علوم تجربی ادامه دهد، شاید همچون جوامع بشری معاصر، به پیشرفت هایی ظاهری دست یابد، اما آثار مخرّب آن به سبب عدم درک جایگاه انسان، بسیار زیاد خواهد بود.
    براین اساس، اگر کسی برپایه هستی شناسی توحیدی، حقیقت انسان را جان ملکوتی او بداند، در معالجه او هرگز وی را با حیوان یکسان نمی‏پندارد و دائماً از بیماری های مشترک انسان و دام سخن نمی‏گوید و برای شناسایی درمان انسان، فقط به حیوانات آزمایشگاهی رو نمی‏آورد و هر دارویی، اعم از حلال و حرام را تجویز نمی‏کند؛23زیرا توجه دارد که امور حرام، در قوس نزول، تنزّل کرده، در نسل او اثر می گذارد و فرزندانی ناصالح به وجود خواهد آورد.
    بر همین اساس امام صادق(ع) مال حرام را در نسل های آینده انسان مؤثّر می‏دانند و می‏فرمایند: "کسب الحرام یبین فی الذّرّیة".24
    در قوس صعود نیز همین خوردنی ها و نوشیدنی های حرام و نامشروع، به اندیشه تبدیل می‏گردد، اما نه برهان عقلی و عرفان نظری، بلکه مغالطات، شبهات، موهومات، رسومات و رسوبات جاهلی را به بار خواهد آورد. ازاین رو بزرگانی چون "بوعلی سینا" تعهّد سپردند که هرگز برای درمانِ بیماری، از شراب استفاده نکنند.25





    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  2. #12
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض









    رابطه قوای ظاهر و باطن



    انسان با توجه به دو بعدش، دارای قلب، سامعه، باصره، ذائقه، شامّه و... است. هر یک از این حواس ظاهری و باطنی نیز دارای سلامت و مرض ویژه خود هستند. قلب ظاهری صنوبری شکل، امراضی ویژه دارد که نام گذاری و معالجه آن بیماری ها برعهدة دانش پزشکی است و قلب معنوی نیز امراض خاصی دارد که قرآن کریم عهده دار درمان آنهاست.26
    منظور همه آیاتی که سخن از "مختوم" و "مطبوع" شدن قلب دارند یا از "رین" و چرکی که قلب را می‏پوشاند و چهره شفاف و آیینه گون آن را مستور می‏کند، سخن می‏گویند یا درباره "قفل" و "غلاف" و "کنان" و "صرف" و "قساوت" آن معارفی را به بشر می‏آموزند، قلب روحانی است نه جسمانی.
    ممکن است قلب جسمانی انسان در کمال سلامت باشد، ولی بر اثر کفر یا تبهکاری وی، قلب روحانی او بهره‏ای از سلامت نداشته باشد و ممکن است قلب جسمانی انسانِ مؤمن، بیمار، ولی قلب روحانی او سالم باشد: "إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیم"؛27چنان که گاهی هر دو قلب بیمار است؛ مانند کافری که به بیماری قلبی مبتلاست؛ یا هر دو قلب سالم است؛ مانند مؤمنی که از سلامت قلب جسمی نیز بهره‏مند است.





    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. تشكرها 2


  4. #13
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    همان‏گونه که فعالیت و کارآمدی قوا و حواس مادّی انسان به سلامت قلب جسمانی او وابسته است، فعالیت و کارآمدی قوا و حواس معنوی او نیز به سلامت قلب معنوی اش مرتبط است.
    ادراک باطنی انسانی که مشمول قهر الهی و مبغوض حق قرار گیرد، مسدود خواهد شد. آنگاه با اینکه چشم ظاهری اش بیناست، دلی که در نهان و نهاد اوست، کور می‏شود: "فَإِنَّهَا لا تَعْمَى الأبْصَارُ وَلَکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور"28و آنگاه که بابِ قلب بسته شد، نه عقاید باطله و اوصاف رذیله از آن بیرون می‏رود، نه عقاید حقّه و صفات پسندیده در آن وارد می شود؛ همانند ظرفی سربسته:29

    موانع تا نگردانی زخود دور
    درون خانه دل نایدت نور

    همان گونه که اگر قوای بیرونی انسان از سلامت برخوردار باشد، می تواند صداها را بشنود، منظره ها را ببیند، بوها را استشمام کند، قوای درونی انسان نیز اگر از سلامت برخوردار باشد، می تواند صداهای معنوی را بشنود، مناظر زیبای آن را مشاهده کند، رایحه های دل انگیزش را استشمام کند و...

    لب ببند و چشم بنـد و گوش بند
    گـر نبینی سِـرّ حـق بر من بخند






    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. تشكرها 2


  6. #14
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    اینکه حضرت یعقوب(ع) از فاصله بسیار دور، بوی یوسف(ع) را استشمام می کند و می گوید: "إِنِّی لأجِدُ رِیحَ یُوسُفَ لَوْلا أَنْ تُفَنِّدُون"30 از دولت وجود این شامّه درونی است که براثر طهارت ضمیر و صفای باطن حاصل شده است؛ هرچند برای باز شدن روزنه این شامّه ملکوتی، صبر دردمندانه چندین ساله لازم است.
    قدری از سوی بنده به سمت خدا رفتن بایسته است تا امداد الهی از آن سوی بیاید و دست انسانِ
    سالک را بگیرد؛ نه صِرف از این سو رفتن، به تنهایی مقصدرسان است، نه از آن سو آمدن و دستگیری کردن، بی مقدمه حاصل می شود:"إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى"؛31 اصحاب کهف، چون ایمان آوردند و گام هایی برداشتند، ازدیاد هدایت الهی نصیبشان شد:32

    تو مپندار که مجنون سرخود مجنون شد
    از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد
    من به سرچشمه خورشید نه خود بُردم راه
    ذرّه ای بودم و مِـهر تو مـرا بالا برد
    من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم
    او که‏ می رفت مرا هم به دل دریا بُرد33










    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. تشكرها 2


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •