۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞









    عارفان و عارف نمایان



    صدرالمتألهين در مقدّمه كتاب اسفار1 ضمن دعوت به تزکیه نفس از شهوات برمبنای بسیاری از آیات و روایات و استحکام معرفت و حکمت با اجتناب از ترّهات و مضلاّت، به عارف نمایانی اشاره می کند که از جمله صوفیه بوده و دارای ترّهات و لاطائلاتی هستند که هیچ سنخیتی با عقاید پاک ندارد و مردم را از شرّ آنها برحذر می دارد.

    در طول تاریخ چنین بوده است که در کنار هر حقیقتی، معادل ساختگی آن نیز جعل می شد؛ به همین جهت به برخی صوفياني كه از جهّال مردم بودند، اما سخن خود را به عرفان استناد مي دادند، اشاره می کند و ترّهات اين گروه کاذب را فتنه اي گمراه كننده می شمارد كه موجب لغزش گامها از جاده صواب است و ديگران را نسبت به شرّ اين طائفه آگاهی می بخشد.






    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. تشكرها 6


  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    همان گونه که در كنار انبيا(ع) متنبّيانی همچون علف هرز مي رويند و در میان فقيهان، متفقّهانی مي بالند و در جوار فلاسفه، متفلسفانی مي خرامند، در ديار عرفا نيز جاهلانی کاذب سر بر آرند كه میان اوهام باطلشان هرگز با مشهوداتِ عارفانِ شاهد مساوقت نباشد:

    سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار
    سامري كيست كه دم از يد بيضا بزند2


    بر همین اساس، براي صيانت آسمان عرفان از عروج كاذبانه كسي كه "نهاد دام و سرِ حقّه باز كرد"، همواره عارفان واصلي همچون سيّدحيدر آملي، علاّمه طباطبایی و امام خمینی رحمهم الله در جایگاه حراست از حریم الهی و تعالیم زلال و ناب نبوی قرار گرفته و تمام اهتمام خویش را به کار گرفتند تا هرگز سيّئات مدعيان کاذب، به حسنات سالكان واصل نياميزد و آنان كه "هزار نكته باريك تر ز مو" را شكافتند و يافتند و ساختند و پرداختند، به جرم داعيه داران قلندري كه تنها گواهِ عرفانشان گيسوي درازشان است، مورد بي مهري قرار نگيرند و تشنه كامان معارف زلال را از زادراه اين پرهيزكاران پرمحتوا و بي ادعا محروم نسازند؛ لذا پیش از هر گروهي، عرفاي شامِخ دستي از آستين غيرت به در آوردند و با حلم و بردباری، اتهام کفره و زنادقه را به جان خریدند و توفیق یافتند که معارف بلند الهی را از عرفان به عرصه فلسفه وارد کنند.

    صدرالمتألّهين(ره) نیز در بسياري از آثارش نظير"اسفار" به طرد و تكفير جَهَله صوفيه پرداخته و كسي را كه تمایز هويت مطلق و منزّه از كثرت با مجموعه قانونمند نظام كيهاني مقدور فهمش نبوده و لذا انسان كبير را كه انسان صغير، نمونه اوست، معاذ الله خدا پنداشته، زنديق دانسته3و از شرّ تُرّهات اين گروه ضال مضلّ به خدای سبحان پناه برده است.4




    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. تشكرها 6


  6. #3
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    فقيهان ماهر نیز رجوع به اهل خبره را از نظر دور نداشته اند؛ به همین جهت براساس مطلبي كه عرفا فرموده اند و حكما تكرار و تأييد و تثبيت و تشريح فرموده اند، فتوا داده اند.

    بنابراين محور قَهر و مِهر و مدار جذب و دفع و مسير قدح و مدح و طريق جرح و تعديل و... كاملاً روشن است و همان طور كه مرحوم سيّد حيدر آملي(ره) فرموده است، تنها گروه ناجي، كساني اند كه مؤمن مُمْتَحن5بوده، هم به همه احكام ظاهر معتقد و به آن عامل باشند، هم به همه اسرار باطن، مؤمن و به اهل بيت(ع) معتقد و به ولاي آنان مؤمن بوده و اسرار علوم آنان را حمل کنند؛ يعني در حقيقت به حديث ثقلين معتقد و به آن عامل باشند.6

    باید عرفان و معرفت در آنان اثر کرده، ایشان را به مقام ایقان برساند نه اینکه با مشتی از اصطلاحات، خود را نمایان سازند. امام خمینی(ره) در بیانی رسا در این باره می فرماید: "ما به اين عمر كوتاه و اطلاع كم، در اين عرفای اصطلاحى و در علمای ساير علوم، اشخاصى ديديم كه [یقین داریم] اين اصطلاحات در دلشان اثر نكرده، بلكه اثر ضد كرده! اى طلبه مفاهيم! اى گمراه حقايق! قدرى تأمّل كن ببين چه دارى از معارف؟ چه اثری در خود از حق و صفاتش می بینی؟"7

    اگر كسي بخواهد به چنين مقام منيعي راه يابد و اسفار چهارگانه را پشت سر بگذارد، بايد بينشي عميق داشته باشد: "شريعت" را در خدمت "طريقت" و هر دو را در خدمت "حقيقت" بداند و در مسير طولي خود، بين اين سه امر، جدايي نيندازد و در هيچ مرحله‏اي آنها را از يكديگر جدا نكند.

    عارف واقعی آن است که عالَم را محضر حق بداند و در همه حالات و لحظات عمر، نسبت به واردات انحرافی قلبی و صدور اعمال قالبی مراقبت کند و به ظاهر و باطن شرع اهتمام داشته باشد، نه اینکه آن را پوششی برای اهداف نفسانی خویش قرار دهد.




    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. تشكرها 6


  8. #4
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ملاک معرفت عارفان صادق و صوفیان کاذب


    برخی مي‏پندارند كه اهل طريقت‏اند و كاري با احكام دين و ظواهر شریعت ندارند. می پندارند که می توان بدون توجه به شریعت، طیّ طریق کرد و به حقیقت رسید. آنان معتقدند که هدف، درک مقصود و محبوب است و عناصر دیگر، مانع وصول و سلوک است! همچنین احکام و تعالیم شریعت را ابزاری برای عوام می دانند و خواص را بی نیاز از وسیلت می شمارند و می پندارند که خواص می توانند به هر سبب و وسیله ای خود را به غایت مطلوب برسانند!

    حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ چنین افرادی می فرماید: "آنها كه فكر مي‏كردند يا فكر مي‏كنند كه بدون "شريعت" مي‏توانند به مقصد برسند، هيچ شاهد و دليلي ندارند، زيرا ذات اقدس اله كه راهنماست، تنها راه را عمل به شريعت مي‏داند و آنها كه مي‏پندارند با عمل به "شريعت" نمي‏توان به "طريقت" رسيد، آنها هم شريعت را درست نشناخته و به آن عمل نكرده اند؛ و آنها كه با سير و سلوك و شريعت و طريقت هماهنگ شدند، ولي به "حقيقت" بار نيافتند، براي آن است كه به درستي طي طريق نكردند".8





    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. تشكرها 5


  10. #5
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ایشان این سخن را ذیل آیه شریفه "وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالإنْجِیلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لأکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا یَعْمَلُون"9 که در بارة اهل کتاب است آورده ‏است. ظاهر آیه این است که اگر اهل کتاب به تورات و انجیل خود عمل کنند و صاحبان شرایع آسمانی به آنچه به سوی آنها نازل شده است، عمل نمایند، هم روزی های آسمانی (باران، تابش به موقع آفتاب و...) نصیبشان خواهد شد، هم روزی های زمینی.
    بزرگان اهل معرفت نیز از این آیه کریمه چنین برداشت کرده اند که اگر صاحبان هر شریعتی در زمان صحّت و سلامت آن، به احکامش عمل کنند، خدای سبحان، هم "طریقت" را بهره آنان می‏کند، هم "حقیقت" را. از "طریقت" به "علمُ الأرجُل" یاد می‏شود؛ یعنی علمی که با رفتن و طی طریق نصیب انسان می‏شود و از "حقیقت" به علمی که "لأکلوا من فوقهم" نام می‏برند؛ پس آیه فوق به دو قسم از علوم اشاره دارد:

    1. دانش های مدرسه‏ای که با کوشش نصیب انسان می‏شود.

    2. علومی که از بالا به انسان افاضه می‏شود: "دولت آن است که بی خون دل آید به کنار".10






    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  11. تشكرها 5


  12. #6
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    اکنون می توان برای این آیه چنین معنای دقیق‏تری ارائه کرد: اگر کسی به درستی به دین عمل کند، هم علوم سمائی از راه الهام آسمانی نصیبش می‏شود که "العلمُ نورٌ یقذفُه الله فی قلب من یشاءُ"،11هم از راه کسب و سیر و سلوک، علوم صحیحی بهره اش خواهد شد.
    حضرت امام خمینی(ره) ذیل این کریمه می‏فرماید:
    "از این آیه به خوبی برمی آید که نیل به معرفت و باطن، جز از راه ظاهر و حفظ آن میسّر نیست. این چنین نیست که کسی بتواند ظواهر شرعی را رعایت نکند و بگوید من اهل سیر و سلوکم و به باطن رسیده‏ام".12
    براساس آنچه گفته شد، هم هماهنگی "شریعت" و "طریقت" بیان شد، هم صوفیان کاذب و عوام که بدون شریعت، دم از طریقت می‏زنند محکوم شدند، هم به متحجّران و مقدّس مآبانی که می پندارند شریعت، انسان را به جایی نمی‏رساند، تذکر داده شد که شما درست عمل نکرده‏اید؛ وگرنه می‏یافتید آنچه دیگران یافتند؛ زیرا نیل به باطن، تنها یک راه دارد که همان عمل به "شریعت" است.13





    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  13. تشكرها 4


  14. #7
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    به همین مناسبت و برای آگاهی بیشتر از انحرافات موجود در مسیر سیر الی الله و پیشگیری از گرفتاری در دام عارف نمایان کاذب، شایسته است که از بیماری های درونی و امراض قلبی و آفات نفسانی انسان و همچنین راه های درمان معنوی آنها آگاهی یافت؛ لذا به اجمال به نکاتی در این باره از منظر قرآن کریم پرداخته می شود. امید که رهروان طریق حق را به کار آید:

    شناخت امراض دل و درمان آن


    خدای سبحان در قرآن کریم، نظام عالم را به قلمرو عقل، منطقه مثال و محدوده طبیعت تقسیم کرده است که هر یک، موجودات ویژه خود را دارد و در کنار سفره ای عام با هم مرتبط هستند، اما در این میان، شاهکار خلقت و خلیفة الله، نه همانند فرشتگان، از صِرف فراطبیعت است، نه همتای گیاهان و حیوانات، فقط درگیر محدوده طبیعت؛ بلکه از خاک و گِل آغاز می‏شود و تا اوجِ "إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلاقِیه"14پرّان و قربان می‏شود که خدای حکیم در شأن چنین وجود جامعی فرمود: "فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِین".15 هموست که طبیعت و ماورای آن را در خود گرد آورده و دو سرخطِّ حلقه هستی را به یکدیگر وصل کرده است.





    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  15. تشكرها 4


  16. #8
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    براین اساس می‏توان او را "مجمع البحرین"، بلکه مجمع البِحاری خواند که درونش سه دریای طبیعت، مثال و عقل، بدون اختلاط و امتزاجِ باغیانه16 فراهم آمده و در ساحت و صحنه وجود او میان دنیا، برزخ و قیامت، جمع شده است.
    آدمی گنجینه سـرّ حـق است
    گرچه در بحر هوس مستغرق است
    ازاین رو شناخت سلامتی و بیماری و راه های درمان امراض این آیت والای حق، اهمیّتی همتای شناخت اصل او دارد.17
    برای هر یک از بخش های وجودی او دو حالت صحّت و مرض محتمل است که تشخیص آنها در بخش طبیعت، در عین صعوبت و دقّت علمی، کاری سهل و آسان است و علاج آن نیز که در بخش های مختلف با دامپزشکی مشترک است، چندان دشوار نیست و پیشرفت پزشکی با همه زیر مجموعه وسیع، عمیق، دقیق، فنّی و...، نشانه سهولت دستیابی بشر به آن است، اما در بخش فراطبیعی و روحانی، شناخت، بسیار دشوار است و تشخیص صحّت و مرض و درمان بیماری های آن نیز کار آسانی نیست.
    نشانه این دشواری نیز کثرت ابتلای مبتلایان از یک سو، تعدّد بیماری های اخلاقی صعب العلاج از سوی دیگر و کمیابی یا نایابی طبیبان روح و مربّیان روان و شافیان قلوب از سوی سوم است (فاعلی- کمّی- قابلی).
    براین اساس، قرآن کریم کمتر به تبیین درد و درمان در جنبه طبیعت آسان انسان پرداخته و بخشِ مهمّ آیات را به امر دشوار روح و عوارض آن اختصاص داده است.






    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  17. #9
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    تمام اهتمام قرآن کریم بر بیان بیماری های معنوی انسان و نشان دادن راه علاج و درمان آن است. همان گونه که بعد روحانی او مجرد است، دشمنان و بیماری های او نیز چنین اند. خطر بزرگ همین است که این بیماری ها در تن نیست تا به راحتی محسوس باشد، بلکه چون فرد آنها را احساس نمی کند، خود را سالم می پندارد؛ حال آنکه واقعاً مریض است:

    انسان که به نور معرفت مشهور است
    در دیدن عیب خود به غایت کور است

    برای مثال، انسان عادی، ربا را داد و ستدی چون دیگر
    معاملات می‏بیند و می‏گوید: "إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا"18و با این دید، ربا را روا می‏داند و نظام بانکداریِ بین المللی را که ره آورد صاحب نظران و خردمندان دنیاست، شاهدی بر صحّت آن می شمرد و چون در محدوده طبیعت، خطری از سوی ربا نمی‏بیند، آن را مانند خرید و فروش کالا یا اجاره پول، با طبیعت انسانی سازگار می‏داند؛ حال آنکه حقیقت انسان به روح اوست نه طبیعتش: "أَصْلُ‏ الْإِنْسَانِ‏ لُبُّهُ"19و آثار اصلی این امور به روحِ فراطبیعیِ آدمی بازمی‏گردد و در منطقه طبیعت، تنها آثاری تبعی و بالعرض دارد.





    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  18. تشكرها 2


  19. #10
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض








    نمونه دیگر، نگاه به نامحرم و تأثیرپذیری از صدای نامحرمانه است که در بخش طبیعت آدمی، چندان نمودی ندارد، اما در فرهنگ قرآن کریم از مشکلات روحی و بیماری های قلبی انسان به شمار می‏آید و از همین رو خدای سبحان پس از اشاره به جایگاه ویژه همسران پیامبر اکرم با تعبیر "یا نِساءَ النَّبِیّ‏ِ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا"،20 آنها را از نازک کردن صدا به هنگام گفتگو با مردان، برحذر می‏دارد و آن را موجبِ طمع بیماردلان می‏خواند؛ یعنی هم خوب سخن بگویید، هم سخنِ خوب بگویید تا هم چگونگی کلام شما و هم محتوای آن با سلامتِ روحی همراه باشد و بیماردلان را طمع نیفزاید.21

    از نمونه های دیگر، قلب فاصله گرفته از یاد خداست که هیچ سلم و امنیتی در او نیست. دلی که ذکر و یاد الهی در آن استقرار نیابد، مریض است و قلبی که خدا در آن مستقر گردد، سلیم می باشد: "الْقَلْبُ‏ السَّلِیمُ‏ الَّذِی‏ یَلْقَى اللَّهَ وَ لَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاه"22تشخیص این گونه امور و طریق درمان آن سهل الوصول نیست.




    ۞ مبانی درمان معنوی در اسلام ۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  20. تشكرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •