๑۩๑ مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی ๑۩๑ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
๑۩๑ مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی ๑۩๑
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14
  1. #11
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض










    خداوند عقل را به سه جزء: معرفت، رفتار و حالت، تقسیم کرده است. هرکس هر سه جزء را داشته باشد، عقل او کامل است و هر کس فاقد هر سه جزء باشد، فاقد عقل است. این سه جزء عبارتند از: اول: حُسن معرفت به خدا؛ دوم: حُسن طاعت برای خدا؛ سوم: حُسن صبر بر امر خدا.37

    امور ظاهری چون، مانند صرف بیان و هیبت و وقار، علامت عقلانیت نیست؛ و نباید فریب ظاهر افراد را خورد. عاقل کسی است که موحد است و به طاعت خدا عمل می کند. مستند این سخن، سنت قولی پیامبر اکرم(ص) است. مردی نصرانی از اهل نجران که دارای بیان و وقار و هیبت بود، وارد مدینه شد. گفتند: یا رسول الله! این نصرانی چقدر عاقل است؟! رسول خدا (ص) گوینده این سخن را از این سخن منع کرد و فرمود: ساکت! عاقل کسی است که خدا را به یگانگی بپرستد و به طاعت او عمل کند.38

    البته باید بدانیم که به فرموده رسول خدا(ص) علم امام عقل است: "...بِالْعِلْمِ يُطَاعُ اللَّهُ وَ يُعْبَدُ وَ بِالْعِلْمِ يُعْرَفُ اللَّهُ وَ يُوَحَّدُ وَ بِهِ تُوصَلُ الْأَرْحَامُ وَ يُعْرَفُ الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ وَ الْعِلْمُ إِمَامُ الْعَقْل‏".39

    عرفان اسلامی برای عقل و خرد، اصالت و اهمیت قائل است و برهان و عرفان را مانعة الجمع ندانسته است و به بهانه "شهود"، از "فهم" و به بهانه عرفان، از برهان و استدلال، گریزان نیست. استاد مطهری می گوید: "در اسلام، اصالت با عقل و معرفت عقلی است که به واسطة آن و با چنین کلیدی، انسان به دامان معرفت شهودی و معارف قلبی وارد می شود".40





    ๑۩๑ مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی ๑۩๑
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  2. #12
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض









    به هر تقدیر، عرفان، عقل را از کار نمی اندازد و از مصدر تشخیص، عزل نمی کند؛ بلکه آن را شکوفا نموده، به مراحل بالاتر و مراتب والاتر، دعوت می کند. معرفت شهودی ـ سلوکی، در طول معرفت عقلی و برهانی است و نه در عرض آن؛ کافی است اندکی به آیات ذیل و تفسیرهای آنها توجه نمائیم: "وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدی وَ لا کِتابٍ مُنِیرٍ"؛41 "لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَه لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ"؛42 "إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ".43
    استاد شهید مطهری می گوید: "به نظر ما، سخن از ترجیح آن راه بر این راه، بیهوده است؛ هر یک از این دو راه، مکمل دیگری است و به هر حال، عارف، منکر ارزش راه استدلال نیست".44 پس در معرفت شناسی جامع قرآنی و حدیثی، جایگاه هر کدام از "عقل و دل" و "برهان و عرفان"، معلوم و حضور یکی، عامل غیبت دیگری نیست. استاد مطهری می گوید: "از کانون دل، حرارت و حرکت بر می خیزد و از کانون عقل، هدایت و روشنایی...".45 البته در این که میان فرق تصوف و برخي از اهالي عرفان، نسبت به عقل افراط شده و عقل را تحقیر کرده اند، تردیدی نیست؛ امّا مقام عشق و عقل، ضدیتی با هم ندارند و عقل خالص با شهود ناب، قابل اجتماع هستند.46 بنابراین، چنین نتیجه می گیریم:
    اولاً. عقل و خرد، دارای ارزش معرفتی و شرط لازم ورود به عرفان و سلوک عرفانی است.
    ثانياً. عقل سلیم، معیار سنجش مکاشفات و مشاهدات عرفانی است و در طول هم هستند نه در عرض هم.
    ثالثاً. عقل، استعلاء یافته و برین، خود ره آورد شهود عرفانی و دوران پختگی "عرفان عملی" است.
    پس عرفان مبتنی بر اسلام ناب عقل گریز نیست بلکه عقل گرا است و به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) "تفکر مفتاح ابواب معرفت و کلید خزائن کمالات و علوم است و مقدمة لازمة حتمیة سلوک انسانیت است."47و به تعبیر بانو مجتهدة اصفهانی: "بزرگترین چیزی که انسان را در مسیر تکامل رهبری می نماید عبارت از تعقّل و تفکر است. قوة عقل و فکر بالاترین فیض سبحانی و سرچشمة آب حیات جاودانی و مصدر فیوضات غیرمتناهی است که خدای متعال این موهبت عظمی را مخصوص به افراد انسان قرار داده است"48 البته حظ و قلمرو هر کدام از عقل و دل و معارف مربوط کاملاً مشخص می باشد.




    ๑۩๑ مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی ๑۩๑
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. تشكرها 2


  4. #13
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض









    4. ریاضت معقول و مشروع



    در عرفان عملی اسلام، "ریاضت"، نقش مهم و سرنوشت سازی دارد؛ تا درون انسان، نورانی و پاک گردد. "ریاضت" در مراتب و مراحل سلوکی، بار معنایی و معرفتی خاصی دارد؛ "ریاضت سلوکی" حداقل باید اين سه ویژگی کلی و کلان را داشته باشد:
    الف) عقلانی بودن؛ ب) شرعی بودن؛ ج) معتدل بودن.
    امام علی(ع) فرمود: "وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى؛ آن نفس من است که با تقوا، آن را ریاضت می دهم"49 در قرآن کریم، بهترین تعریف از ریاضت "معقول و معتدل" آمده است؛ "و اما کسی که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس باز داشت... پس جایگاه او، همان بهشت است".50
    وجود داستان های عبرت انگیزی در صدر اسلام، مانند داستان عثمان بن مظعون، عبداللَّه بن عمرو و سخن پیامبر اکرم(ص) در نقد و ستیز با زهد افراطی، می تواند تحمل تفسیر درستی از ریاضت و زهدگرایی باشد. به تعبیر استاد مطهری، "زهد برای آدمی، تمرین است؛ اما تمرین روح و روح با زهد ورزش می یابد و تعلقات اضافی را می ریزد و سبک بال و سبک بار می گردد و در میدان فضایل، سبک به پرواز در می آید".51 امام علی(ع) فرمود: "تمام زهد در دو کلمه قرآن آمده است؛ "بر آن چه از دستتان رفته، اندوهگین نشوید و به آن چه به دست آورده اید، سرخوش نباشید52".53






    ๑۩๑ مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی ๑۩๑
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. تشكرها 2


  6. #14
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض









    معنای زهد را می توان از برخورد قاطع امام علی(ع) با جریان "عاصم بن قاسم" فهمید. هنگامی که او ترک دنیا کرده، اهل و عیال را رها کرد و نفقه زندگی او و عیال او را برادرش "علاء بن زیاد" می داد، حضرت او را نکوهش کرد و برای شبهه زدایی و دادن روش و معیار صحیح برای همیشه تاریخ، فرمود: "وای بر تو! من مانند تو نیستم. همانا خداوند متعال، بر امامان عادل، مقدر کرده که در حد ضعیف ترین مردم، بر خود سخت بگیرند".54
    پس با توجه به آموزه هاي اسلام ناب، در ریاضت و زهد ناب اسلامی، نکات ذیل قابل تأمل و راه گشا خواهند بود:
    اولاً. زهدورزی و عدم وابستگی به دنیا، با بهره مندی به قدر کفاف و نیاز، منافات ندارد.
    ثانياً. سرچشمه ریاضت اسلامی، "شریعت" است که ریاضت معتدل، معقول و مقبول را در یک هندسه سلوکی تعریف شده، ارائه می دهد.
    ثالثاً. سنت و سیره انسان کامل معصوم، الگوهای جامع و کاملی، برای ریاضت و زهدگرایی است.
    رابعاً. ریاضت و زهد، به معنای ترک وظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی نیست.
    خامساً. زهدورزی، باید آثاری چون وظیفه گرایی، معنویت و نورانیت درونی، جهاد و مبارزه با انحراف ها و تحریف ها، کرامت نفس و فروتنی داشته باشد.55




    ๑۩๑ مؤلفه هاي عرفان قرآنی ـ اهل بیتی ๑۩๑
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •