(...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 42
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    1- علل الشرایع، ص ۷۷، باب ۶۷ ، ح ۲، کامل الزیارات، ص ۶۲ - ۶۳ ، باب ۱۹، ح ۱



    شیخ صدوق نیز با اندکی تفاوت و به سندی دیگر از امام صادق(ع) همین روایت رانقل کرده است. ()



    1 - همان، ص ۷۸، باب ۶۷ ، ح ۳؛ همان، ص ۶۳ باب ۱۹، ح ۲


    ابن قولویه به نقل از بریربن معاویه عجلی گوید: به ابی‏ عبداللََّه(ع) گفتم: ای فرزندرسول خدا(ص)، مرا از اسماعیلی خبر ده که خداوند در کتابش از او چنین یاد می‏کند: «ویاد کن در کتاب اسماعیل را، همانا که او راست پیمان و رسول و پیامبر بود»، آیا او همان‏ اسماعیل پسر ابراهیم(ع)است؟ چراکه مردم می‏ پندارند که او اسماعیل بن ابراهیم است!حضرت فرمود: اسماعیل پیش از ابراهیم مرد و حجت خدا در میان مردم و صاحب شریعت‏ ابراهیم بود، در این صورت اسماعیل نزد چه کسی فرستاده شد؟ گفتم: فدایت گردم، او که بود؟ فرمود: او اسماعیل بن حزقیل پیامبر است که خداوند او را به سوی قومش فرستاد؛ وآنان وی را تکذیب کردند و پوست صورتش را کندند. پس خداوند بر آنان خشم گرفت،و سطاطائیل، فرشته عذاب، را نزد او فرستاد. فرشته گفت: ای اسماعیل، من سطاطائیل‏ فرشته عذابم، خداوند با عزت مرا نزد تو فرستاد که اگر بخواهی قوم تو را به انواع عذاب‏ هاگرفتار سازم. اسماعیل گفت: مرا به این کار نیازی نیست! آنگاه خداوند بر او وحی کرد:ای اسماعیل چه حاجت داری؟ گفت: پروردگارا تو برای خویش به ربوبیت پیمان گرفته‏ ای وبرای محمد به نبوت و برای اوصیای او به ولایت، و به بهترین آفریدگان خبر دادی که‏ امتش با حسین بن علی(ع) پس از پیامبرشان چه می‏کنند؛ و به حسین وعده دادی که او رابه دنیا بازگردانی تا از آنچه با او کردند، خود انتقام گیرد، حاجت من نیز این است که مرا

    صفحۀ ۴۹

    نیز همانند حسین(ع) به دنیا بازگردانی تا از آنچه با من کرده‏ اند، خود انتقام بگیرم. آنگاه‏ خداوند به اسماعیل بن حزقیل نیز وعده داد و او همراه حسین(ع) باز می‏گردد. ()




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  2. تشكرها 2


  3. #22
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    - کامل الزیارات، ص ۶۳ - ۶۴ ، باب ۱۹، ح ۳


    ۶ - شیخ صدوق از کعب الاحبار نقل می‏کند که گفت: در کتاب ما آمده است که مردی‏از فرزندان محمد، رسول خدا(ص)، کشته می‏شود؛ و هنوز عرق چارپایان اصحابش خشک‏ نمی‏شود که وارد بهشت می‏ شوند و دست در گردن حورالعین می‏ اندازند. آنگاه حسین(ع)بر ما گذشت، و ما گفتیم: آیا آن فرزند همین است؟ گفت: نه. آنگاه حسین(ع) بر ما گذشت؛ و گفتیم آیا ایشان است؟ گفت: آری. ()

    1 - امالی، شیخ صدوق، ص ۱۲۱، مجلس ۲۹، ح ۳

    ۷ - نیز شیخ صدوق از گروهی نقل می‏کند که گفتند: ما در سرزمین روم به جنگ رفتیم‏به یکی از کنیسه‏ ها وارد شدیم و دیدیم که در آنجا نوشته است:أیرجوا معشراً قتلُوا حسیناً#شفاعة جده یوم الحساب آیا گروهی که حسین را کشتند در روز قیامت از جدش امید شفاعت دارند. پرسیدیم:چند سال است که این شعر در کنیسه شما است؟ گفتند: سیصد سال پیش از برانگیخته شدن پیامبر شم. ()

    1 - همان، ص ۱۱۳، مجلس ۲۷، ح ۶
    ابن نما گوید: عبدالرحمن بن مسلم از پدرش نقل می‏کند که گفت: ما در سرزمین روم به جنگ رفتیم. در آنجا وارد یکی از کنیسه‏ های آنان در قسطنطنیه‏ شدیم. در آنجا چیز مکتوبی دیدیم. از گروهی از شامیان که خواندن زبان رومی را می‏دانستند پرسیدم؛ معلوم شد که این بیت (بیت یاد شده) نوشته شده است. ابو عمرو زاهد در کتاب الیاقوت گوید: عبداللََّه بن صفار، دوست ابو حمزهء صونی گوید: دریکی از جنگها چند تن را به اسارت درآوردیم. در میان آنان یکی از بزرگان و خردمندان مسیحی‏نیز حضور داشت. ما او را گرامی داشتیم و به او نیکی کردیم. او به ما گفت: پدرم به نقل ا

    صفحۀ ۵۰





    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  4. تشكرها 2


  5. #23
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پدرانش خبر داد که آنان سیصد سال پیش از بعثت پیامبر عرب وارد سرزمین روم شدند؛و در آنجا به سنگی برخوردند که به زبان «مسند» این بیت شعر روی آن نوشته شده بود:أترجوا عصبة قتلت حسیناً#شفاعة جدّه یوم الحساب آیا مردمی که حسین را کشته‏اند در روز قیامت از جدش امید شفاعت دارند؟ و مسند زبان فرزندان شیث است. ()

    1 - مثیر الاحزان، ص ۹۶ - ۹۷، نیز ابن نما گوید: نطنزی به نقل از گروهی از سلیمان بن اعمش گوید: در موسم حج سرگرم طواف بودم. مردی را دیدم که می‏گفت: خدایا بر من ببخشای هر چند می‏دانم که مرا نمی‏بخشی! چون سبب را از او پرسیدم گفت: من یکی از چهل تن کسانی بودم که در راه شام سر حسین را نزد یزید می‏بردیم. در نخستین منزلگاهی که از کربلا گذشتیم وارد دیر یکی از نصارا شدیم، در حالی که سر بر نیزه نهاده بود! سفره گشودیم و سرگرم خوردن بودیم که دیدیم دستی با قلم آهنین و با مرکب خون بر دیوار دیر می‏نویسد: آیا امتی که حسین را کشت، در روز قیامت از جدش امید شفاعت دارند؟ ما به شدت ترسیدیم و یکی از ما رفت که دست را بگیرد ولی پنهان شد؛ آنگاه یارانم بازگشتند




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  6. تشكرها 2


  7. #24
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    رسول گرامی(ص) و مصیبت حسین(ع)


    رسول خدا(ص) از آن هنگامی که فرشتگان بشارت ولادت حسین(ع) را به وی دادندتا پایان زندگی خویش هرگاه نام حسین(ع) به میان می‏ آمد، می‏گریست و آنهایی را که پیرامونش‏ بودند می‏ گریاند. در این باره روایتهای بسیار و گوناگونی نقل شده است که برای تبرک چند نمونه از آنهارا نقل می‏کنیم: ۱ - ابن قولویه از امام صادق(ع) نقل می‏کند که فرمود: «جبرئیل خدمت رسول خدا(ص)رسید و گفت: السلام علیک یا محمد، آیا تو را به فرزندی مژده دهم که پس از تو، امتت اورا می‏کشند؟ فرمود: مرا به او نیازی نیست. جبرئیل به آسمان رفت بار دیگر بازگشت و همان سخن را تکرار کرد. حضرت فرمود:مرا به او نیازی نیست.

    صفحۀ ۵۱

    جبرئیل دوباره به آسمان رفت و سپس برای بار سوم نزد حضرت آمد و همان سخن‏را تکرار کرد. حضرت فرمود: مرا به او نیازی نیست. سپس جبرئیل گفت: پروردگارت جانشینی را در نسل او قرار داده است. در این هنگام‏ پیامبر(ص) به وجود چنین فرزندی راضی شد و فرمود: آری. آنگاه رسول خدا(ص) برخاست و بر فاطمه(س) وارد شد و به وی فرمود: جبرئیل آمد ومرا به فرزندی بشارت داد که پس از من امتم او را می‏کشند! گفت: مرا به او نیازی نیست. حضرت فرمود: پروردگارم جانشینی را در نسل او قرار داده است. حضرت زهرا پاسخ گفت: در این صورت قبول است. آنگاه خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «... مادرش بار او را با بی میلی برداشت و بابی میلی بر زمین نهاد». ()

    1 - احقاف، ۴۶، آیه ۱۵

    زیرا که جبرئیل خبر قتلش را به وی داده بود. او را با بی میلی حمل‏کرد، چون کشته می‏شد و او را با بی‏میلی بر دنیا آورد، چون کشته می‏شد. ()

    1 - کامل الزیارات، ص ۵۴، باب ۱۶، ح ۳؛ نیز ر.ک: ح




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  8. تشكرها 2


  9. #25
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    - امام صادق(ع) فرمود:
    چون حضرت فاطمه حسین(ع) را باردار شد، جبرئیل نزدرسول خدا(ص) آمد و گفت: به زودی فاطمه فرزندی به دنیا می‏آورد که پس از تو امتت‏او را می‏کشند. از این رو فاطمه، هم از بارداری حسین(ع) بی‏میل بود و هم زمانی که او رابه دنیا آورد، بی‏میل بود. سپس امام(ع) فرمود: آیا در دنیا مادری را دیده‏ اید که فرزندی به دنیا آورد و از او خوشش‏ نیاید؟ لیکن فاطمه حسین را خوش نمی‏ داشت، چون می‏دانست که کشته می‏شود. گوید: این آیه شریفه دربارهء او نازل شد: «آدمی را به نیکی کردن با پدر و مادر سفارش‏ کردیم. مادرش بار او را با بی‏میلی بر زمین نهاد.... ()

    1 - احقاف، ۴۶، آیه ۱۵

    و. ()
    1 - کامل الزیارات، ص ۵۴، باب ۱۶، ح ۲

    . ۳ - شیخ ابن نما گوید: از مادر فضل «لبابة بنت حارث»، همسر عباس بن عبدالمطلب‏نقل شده است که گفت: پیش از دنیا آمدن حسین(ع) در خواب دیدم که گویی پاره‏ای ا

    صفحۀ ۵۲

    گوشت رسول خدا(ص) کنده شد و در دامن من قرار گرفت. چون خواب را برای رسول‏خدا(ص) باز گفتم، حضرت فرمود: اگر خوابت راست باشد، فاطمه فرزندی به دنیا می‏آوردو من او را برای شیردادن به تو می‏سپارم. ()
    1 - نقل شده است که امام صادق(ع) فرمود: حسین(ع) از فاطمه و یا هیچ زن دیگری شیر نخورد، بلکه رسول خدا(ص) می‏آمد و انگشت ابهامش را در دهان او می‏گذاشت و او به اندازهء دو سه روز می‏مکید. «در نتیجه حسین از گوشت رسول خدا(ص) و خونش از خون او است». ر.ک: کامل الزیارات، ص ۵۹، باب ۱۶، ح ۴

    کار به همین منوال گذشت. روزی کودک را نزد پیامبر آوردم و در دامنش گذاشتم. او بول‏کرد و چند قطره از آن، روی جامهء رسول خدا(ص) ریخت. من او را نشگون گرفتم و او گریست. آنگاه حضرت، مانند کسی که به خشم آمده باشد، فرمود: آرام باش، ای ام فضل. این‏جامهء من شسته می‏شود و تو فرزندم را آزردی! گوید: من او را گذاشتم و برای تهیه آب‏(برای حضرت) بیرون رفتم. چون آمدم دیدم که پیامبر(ص) می‏گرید. گفتم ای رسول‏خدا(ص) سبب گریه شما چیست؟ فرمود: «جبرئیل آمد و به من خبر داد که امتم این فرزندمرا می‏کشند.. ()
    1 - مثیر الاحزان، ص ۱۶ - ۱۷


    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  10. تشكرها 2


  11. #26
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    - امام علی بن الحسین(ع) فرمود: اسماء دختر عمیس خثعمیه برایم نقل کرد که درولادت حسن و حسین(ع) من قابلهء جدهء شما فاطمه دختر رسول خدا(ص) بودم. چون حسن‏به دنیا آمد، پیامبر(ص) آمد و فرمود: ای اسماء فرزندم را بیاور. من او را درون پارچه‏ ای‏ زرد پیچیدم و به حضرت دادم. ایشان آن پارچه را به دور افکند و فرمود: مگر من نگفتم‏ که نوزاد را درون پارچه زرد نپیچید؟! آنگاه پارچه‏ ای سفید خواست و نوزاد را درون آن پیچید. سپس در گوش راستش اذان‏و در گوش چپش اقامه گفت و به علی(ع) فرمود: فرزندت را چه نام نهاده‏ ای؟ گفت: ای‏رسول خدا من در نامگذاری او از شما پیشی نجسته‏ ام. فرمود: من نیز از پروردگارم پیشی‏ نمی‏گیرم. پس از آن جبرئیل فرود آمد و گفت: خدای عزوجل تو را سلام می‏رساند و می‏فرماید:ای محمد منزلت علی نسبت به تو همانند منزلت هارون نسبت به موسی است، جز اینکه

    صفحۀ ۵۳

    پس از تو پیامبری نیست. پس فرزندت را به نام پسر هارون نامگذاری کن! پیامبر(ص) گفت:ای جبرئیل نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل گفت: شُبّر. فرمود: شُبّر یعنی چه؟ گفت: حسن.اسماء گوید: پس او را حسن نامید. اسماء گوید: چون فاطمه(س)، حسین(ع) را به دنیا آورد، به کار او پرداختم. آنگاه‏ رسول خدا(ص) آمد و فرمود: ای اسماء فرزندم را بیاور! من او را درون پارچه‏ ای سفید به‏ حضرت دادم. ایشان همان کاری که برای حسن کرد برای وی نیز انجام داد. سپس رسول‏ خدا(ص) گریست و فرمود: برای تو داستانی خواهد بود: خداوندا قاتلش را لعنت کن.(و سپس به من گفت:) فاطمه را از این موضوع آگاه مکن. گوید: چون کودک هفت روزه شد، پیامبر(ص) آمد و فرمود: فرزندم را بیاور. من او رانزدش بردم و حضرت همان کاری را که برای حسن کرد، برای وی نیز انجام داد و برای اونیز همانند حسن قوچی زیبا عقیقه کرد و یک رانش را به قابله داد. سرکودک را تراشید وبه وزن مویش نقره صدقه داد و بر سرش خلوق. ()



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  12. تشكرها 2


  13. #27
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    1- نوعی مادهء خوشبو که بیش‏تر آن از زعفران است



    مالید و فرمود: همانا خونریزی از کارهای‏جاهلیت است. سپس او را به دامن نهاد و فرمود: ای اباعبداللََّه بر من گران است! سپس‏گریست. گفتم: پدر و مادرم فدایت. این کار را هم روز اول و هم امروز انجام دادی، این‏چه کاری است؟ فرمود: برای این فرزندم می‏گریم. او را گروهی از سرکشان بنی‏امیه می‏کشند.خداوند در روز قیامت آنان را مشمول شفاعت من نگرداند. او را مردی می‏کشد که در دین‏شکاف می‏اندازد و به خدای بزرگ کفر می‏ورزد. سپس فرمود: پروردگارا من دربارهء این دوفرزند از تو همان چیزی را می‏خواهم که ابراهیم دربارهء فرزندانش خواست خدایا آنان وکسانی را که دوستشان می‏دارند دوست بدار و کسانی را که با آنها دشمنی می‏ورزند به‏اندازهء آسمان و زمین لعنت کن. ()
    1 - امالی، شیخ طوسی، ص ۳۶۷ - ۳۶۸، مجلس ۱۳، حدیث ۷۸۱/۳۲

    ۵ - امام صادق(ع) فرمود: روزی حسین(ع) در بغل مادرش بود، رسول خدا(ص) او راگرفت و فرمود خداوند کشنده‏ات را لعنت کند. خداوند غارت کنندهء تو را لعنت کند. خداون. ()
    1 - امالی، شیخ طوسی، ص ۳۶۷ - ۳۶۸، مجلس ۱۳، حدیث ۷۸۱/۳۲
    صفحۀ 54




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  14. تشكرها 2


  15. #28
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آنهایی را که بر ضد تو یکدیگر را پشتیبانی می‏کنند لعنت کند؛ و میان من و آنهایی که برضد تو کمک می‏کنند، داوری کند. فاطمه زهرا(س) گفت: ای پدر چه می‏فرمایید؟ فرمود: دخترم مصایب و آزار و ستم و خیانت و جوری را که پس از من و تو به او می‏رسدبه یاد آوردم. او در آن روز در میان گروهی است که چون ستارگان آسمان‏اند و به سوی کشته شدن‏(شهادت) حرکت می‏کنند. گویی لشکرگاهشان را به چشم می‏بینم و به بار اندازها و جای‏تربتشان می‏نگرم. گفت: ای پدر، اینجایی که وصفش را می‏کنید کجا است؟ گفت: جایی است که به آن کربلا گفته می‏شود، و آن سرای اندوه و گرفتاری ما و امت‏(ائمه) است. بدترین امت من به جنگ آنان می‏روند؛ که اگر همهء اهل آسمان‏ها و زمین ازیکی از آنان شفاعت کنند، شفاعتشان پذیرفته نمی‏شود؛ و آنان در آتش جاودانه‏اند! گفت: ای پدر، پس او کشته می‏شود؟! فرمود: آری دخترم، و هیچ کس پیش از او همانندش کشته نشده است. آسمان‏ها و زمین‏و فرشتگان و حیوانات صحرا، نباتات، دریاها و کوه‏ها بر او می‏گریند. چنانچه به آنان‏اجازه داده شود، هیچ نفس کشنده‏ای در روی زمین باقی نمی‏ماند. گروهی از دوستداران‏ما به زیارت او می‏آیند که در روی زمین خدا شناس‏تر از آنان نیست و کسی مانند آنها دربرقراری حق ما نمی‏کوشد؛ روی زمین کسی جز آنان نیست که به او توجه کند. اینان درتاریکی‏های ستم به مثابهء چراغ‏اند اینان شفاعت کننده‏اند و فردا بر حوض من وارد می‏شوند؛و چون بر من وارد شوند، آنان را به چهره می‏شناسم. پیروان هر دینی پیشوایان خویش رامی‏جویند و آنان، تنها ما را می‏جویند. آنان بر پای دارندگان زمین‏اند و باران به سبب آنان‏فرو می‏ریزد. فاطمهء زهرا(س) گفت: ای پدر جان «انّا للََّه»؛ و آنگاه گریست. حضرت به وی فرمود:دخترم! برترین اهل بهشت آنهایند که در دنیا شهید شده‏اند. آنان مال و جان خویش را دربرابر بهشت می‏بخشند در راه خدا پیکار می‏کنند و می‏کشند و کشته می‏شوند. این به عنوان‏وعدهء حقی بر عهدهء اوست. آنچه در نزد خداوند است، از دنیا و آنچه در آن است بهتر است

    صفحۀ55




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  16. تشكرها 2


  17. #29
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    کشته شدن از مرگ آسان‏تر است؛ و هر کس قتل بر او نوشته شود به سوی آرامگاهش بیرون‏می‏رود و هر کس کشته نشود به زودی می‏میرد. ای فاطمه دختر محمد! آیا دوست نداری که فردا و در روز حساب فرمانی بدهی و این‏مردم آن را اطاعت کنند؟ آیا دوست نداری که پسرت از حاملان عرش باشد؟ آیا دوست‏نداری که نزد پدرت بیایند و از او شفاعت بخواهند؟ آیا دوست نداری که شوهرت در روزتشنگی (قیامت) مردم را از حوض دور کند، تا دوستانش از آن بنوشند و دشمنانش رانده‏گردند؟ آیا دوست نداری که شوهرت تقسیم کنندهء آتش باشد! به آتش فرمان دهد و اطاعتش‏کند! هر کس را بخواهد از آن بیرون آورد و هر کس را بخواهد، وانهد! آیا خوشنود نیستی که در پیرامون آسمان به فرشتگان بنگری و آنان نیز به تو بنگرند وببینند که چه فرمان می‏دهی. به شوهرت بنگرند که آفریدگان را حاضر کرده نزد خداوند ازآنان شکایت می‏کند، آیا خداوند با قاتلان فرزندت و قاتلان تو و قاتل شوهرت چه خواهدکرد؟ آنگاه که حجت او بر خلایق روشن و واضح گردد و آتش موظف شود که از او فرمان برد. آیا خوشنود نیستی که فرشتگان برای فرزندت بگریند و همه چیز بر او اندوه بخورد؟آیا دوست نداری که هرکس به زیارتش می‏آید خدا ضامنش باشد؟ و هر کس به زیارت اوبیاید به منزلهء کسی باشد که حج بیت‏اللََّه کند و عمره بگذارد و چشم به هم زدنی دور ازرحمت نباشد، و هنگام مرگ شهید بمیرد، و اگر زنده بماند باقی عمر فرشتگان نگهبان‏برایش دعا کنند؛ و پیوسته در حفظ و امان خدا باشد تا آن که دنیا را ترک گوید؟ گفت: ای پدر، پذیرفتم و رضایت دادم و بر خداوند توکل کردم. سپس رسول خدا(ص)دست بر قلب و چشمانش کشید و فرمود: «من و شوهرت و تو و دو فرزندت در مکانی‏هستیم که چشمانت را روشن و دلت را شاد می‏کند.. ()

    1 - تفسیر فرات کوفی، ص ۵۵ - ۵۶، و به نقل از آن بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۶۴ - ۲۶۵، شماره ۲۲؛ نیز ر.ک: کامل الزیارات، ۶۷ - ۶۸، باب ۲۲، شماره ۲

    ۶ - شیخ ابن نماگوید: از عبداللََّه بن یحیی نقل است که گفت: ما همراه علی(ع) واردصفین شدیم. چون در برابر نینوا قرار گرفت، فریاد زد: شکیبا باش، ابا عبداللََّه، و گفت: بررسول خدا(ص) وارد شدم و چشمانش را گریان دیدم.

    صفحۀ 56



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  18. تشكرها 2


  19. #30
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,386      تشکر : 19,631
    24,042 در 6,932 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    گفتم: پدر و مادرم فدایت باد ای رسول خدا چرا چشمانتان اشکبار است؟ آیا کسی‏شما را به خشم آورده است؟ فرمود: نه، بلکه هم اینک جبرئیل نزد من بود و خبر داد که حسین بر ساحل فرات کشته‏ می‏شود؛ و فرمود: آیا می‏خواهی تربتش را به تو ببویانم؟ گفتم: بلی. او دست دراز کرد وکفی خاک بر گرفت و آن را به من داد؛ و من نیز از ریختن اشک نتوانستم خودداری کنم؛ ونام آن زمین کربلا است. دو سال پس از آن، رسول خدا(ص) به سفر رفت. در جایی از مسیر راه ایستاد و کلمهءاسترجاع را بر زبان آورد و چشمانش اشکبار شد، چون در این باره از وی پرسیدند فرمود:اینک جبرئیل آمد و مرا از زمینی بر ساحل فرات به نام کربلا خبر داد، که فرزندم حسین‏در آنجا کشته می‏شود. پرسیدند: چه کسی او را می‏کشد؟ گفت: مردی که او را یزید گویند. گویی که من به حسین و قتلگاه و محل دفن او می‏نگرم.گویی که به جهاز چارپایان سواری می‏نگرم، در حالی که سر فرزندم حسین را به یزید هدیه‏ داده‏ اند. به خدا سوگند هر کس به سر حسین بنگرد و شادی کند، خداوند قلب و زبانش رادو گانه سازد و او را به عذابی دردناک، عذاب کند. سپس رسول خدا(ص)، غمزده، اندوهناک، افسرده و محزون بازگشت. سپس منبر رفت‏ و حسن و حسین(ع) را نیز با خود بالابرد. خطابه خواند و مردم را موعظه کرد. چون از خطبه‏ فراغت یافت، دست راستش را بر سر حسن(ع) و دست چپش را بر سر حسین(ع) گذاشت‏ و سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا، محمد بنده، فرستاده و پیامبر تو است؛ و این دو پاکان خاندان و فرزندان‏ برگزیده و ریشهء من هستند. این دو کسانی هستند که در میان امتم از خود به جای می‏گذارم.جبرئیل به من خبرداده است که این فرزندم با زهر کشته می‏شود و آن دیگری شهید می‏گرددو در خون می‏تپد. پروردگارا قتلش را برای او مبارک گردان و او را از بزرگان شهیدان قرار ده،پروردگارا در کشنده و خوار کننده‏ اش مبارکی قرار مده و گرمای آتش خویش را به او بچشان‏ و او را در پایین‏ ترین جای دوزخ محشور گردان.

    صفحۀ ۵۷



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  20. تشكرها 2


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •