(...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 42
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    گوید: سپس فریاد آه و ناله مردم بلند شد. آنگاه رسول خدا(ص) فرمود:آیا می‏گریید و یاری اش نمی‏کنید؟! پروردگارا تو خودیار و یاورش باش. سپس فرمود: ای مردم، من در میان شما دو چیز گرانبها می‏گذارم: کتاب خداوند وعترتم و ریشه‏ام و سرشت آبم و میوهء دلم و روحم را. آن دو از یکدیگر جدا نشوند تا برحوض بر من وارد شوند. بدانید که من در این باره از شما چیزی نمی‏پرسم مگر آنچه راکه خداوند امر فرموده از شما بپرسم. از شما دربارهء دوستی خویشاوندانم می‏پرسم. بپرهیزیداز این که در روز قیامت مرا در کنار حوض دیدار کنید در حالی که خاندانم را آزرده و اهل‏بیت مرا کشته باشید و بر آنان ستم روا داشته باشید. آگاه باشید که در روز قیام سه پرچم از این امت بر من وارد می‏شود: یکم: پرچمی سیاه و تاریک که ملائکه از آن بی تاب می‏شوند. آنگاه نزد من توقف‏می‏کند و من از آنان می‏پرسم: شما که هستید؟ آنان نام مرا از یاد می‏ برند و می‏ گویند: عرب‏و اهل توحیدیم به آنان می‏گویم: من احمد پیامبر عرب و عجم هستم، می‏ گویند: ما از امت‏ تو هستیم. می‏ گویم: پس از من با اهل بیت و عترتم و کتاب پروردگارم چگونه رفتار کردید؟می‏گویند: کتاب را تباه ساختیم و به شدت کوشیدیم که عترت را از روی زمین برداریم.چون این را می‏شنوم روی از آنان بر می‏گردانم؛ و آنان تشنه و با روی سیاه محشورمی‏گردند. سپس پرچمی سیاه‏تر از اولی بر من وارد می‏ شود. به آنان می‏گویم: پس از من با ثقلین‏(دو چیز گرانبها) یعنی کتاب خدا و عترت من چگونه رفتار کردید؟ می‏گویند: با ثقل بزرگ‏تر مخالفت ورزیدیم! و کوچک‏تر را آواره و پراکنده ساختیم.می‏گویم از من دور شوید و آنان با روی سیاه محشور می‏گردند. سپس پرچمی بر من وارد می‏شود که نور چهره‏شان می‏درخشد، به آنان می‏ گویم:شما که هستید: ما اهل کلمهء توحید و تقوا از امت محمد مصطفی هستیم. ما باقیماندهء اهل‏ حق هستیم به کتاب پروردگارمان عمل کردیم. حلال آن را حلال و حرامش را حرام شمردیم ‏به فرزندان پیامبرمان، محمد(ص)، محبت کردیم. و آنان را با آنچه خودمان را یاری کردیم

    صفحۀ ۵۸
    و با دشمنانشان جنگیدیم. به آنان می‏گویم: مژده باد شما را، من پیامبرتان محمد هستم،شما در دنیا همان گونه بودید که گفتید. سپس آنان را از حوض خویش سیراب می‏گردانم.آنان سیراب و بشارت یافته محشور می‏گردند. سپس وارد بهشت می‏گردند و برای همیش ه‏در آنجا می‏ مانند. ()

    1 - ر.ک: مثیر الأحزان، ص ۱۸ - ۲۰؛ بحار الانوار، ج ۴۴. ص ۲۴۷ - ۲۴۹ بخشی از این روایت را ابن ابی شیبه در المصنف، ج ۱۵، شماره ۱۹۲۱۴؛ و اطهر در المسند، ج ۱، ص ۵۸ نقل کرده‏ ا ند





    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  2. تشكرها 3


  3. #32
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    و با دشمنانشان جنگیدیم. به آنان می‏گویم: مژده باد شما را، من پیامبرتان محمد هستم،شما در دنیا همان گونه بودید که گفتید. سپس آنان را از حوض خویش سیراب می‏ گردانم.آنان سیراب و بشارت یافته محشور می‏گردند. سپس وارد بهشت می‏ گردند و برای همیشه‏ در آنجا می‏ مانند. ()

    1 - ر.ک: مثیر الأحزان، ص ۱۸ - ۲۰؛ بحار الانوار، ج ۴۴. ص ۲۴۷ - ۲۴۹ بخشی از این روایت را ابن ابی شیبه در المصنف، ج ۱۵، شماره ۱۹۲۱۴؛ و اطهر در المسند، ج ۱، ص ۵۸ نقل کرده‏اند

    ۷ - شیخ صدوق به نقل از ابن عباس می‏ نویسد: روزی رسول خدا(ص) نشسته بود که‏ حسن(ع) آمد. چون پیامبر(ص) او را دید گریست. سپس فرمود: فرزندم کجا می‏روی؟پس از آن، او را به خود نزدیک کرد و بر روی ران راستش نشاند. سپس حسین(ع) آمد، چون پیامبر(ص) او را دید گریست! و فرمود: فرزندم کجا می‏روی؟و سپس او را نیز به خود نزدیک کرد و بر روی ران چپش نشاند. سپس فاطمه(س) آمد، چون او را دید گریست! و فرمود: دخترم کجا می‏روی؟ و سپس‏ او را در برابرش نشاند. سپس امیرالمؤمنین علی(ع) آمد، چون او را دید گریست! و فرمود:برادرم پیش بیا؛ و او را آن قدر نزدیک کرد که در سمت راست خویش نشاند. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، با دیدن هر کدام از اینان اشک از دیدگانتان جاری شد،آیا در میان آنان کسی نبود که از دیدنش شادمان گردی! فرمود: به خدایی که مرا به نبوت برانگیخت و بر جمیع آفریدگان برگزید، من و اینان‏ گرامی‏ترین آفریدگان در نزد خدای عزوجل هستیم، و در روی زمین هیچ موجودی نزد من‏ محبوب‏تر از آنان نیست. اما علی بن ابی طالب(ع)... اما حسین، او از من است، او پسر وفرزند من و پس از برادرش بهترین مردم است. او امام مسلمانان است. او مولای مؤمنان‏و خلیفه پروردگار عالمیان است. او فریاد رس فریاد خواهان و پناه پناه جویان و حجت‏خداوند بر همهء آفریدگان است. او سرور جوانان اهل بهشت است. او باب نجات امت‏است. فرمانش فرمان من و فرمانبرداری اش فرمانبرداری از من است. هر کس از او پیروی کند، از من است و هر کس از او سر بپیچد از من نیست. هنگامی‏که چشم من به او افتاد، آنچه را که پس از من با وی می‏کنند به یاد آوردم. گویی می‏بینم

    صفحۀ ۵۹
    که به حرم من و نزدیک من پناه آورده و به او پناه نداده‏اند! من در خوابش او را به سینه‏می‏چسبانم و به او فرمان می‏دهم که از سرای هجرتم کوچ کند. او را مژده شهادت می‏دهم‏و او به سرزمین قتلگاه خویش و جایی که در آن کشته می‏شود کوچ می‏کند - سرزمین اندوه‏و گرفتاری و قتل و نابودی. گروهی از مسلمانان یاری اش می‏دهند. اینان در روز قیامت ازشهدای بزرگ امت من هستند. گویی به او می‏نگرم که تیرخورده و از اسب بر زمین افتاده‏است، سپس همانند گوسفند، مظلومانه او را سر می‏برند. سپس رسول خدا(ص) گریست و اطرافیانش نیز گریستند و صدای آه و ناله‏شان بلندشد! آنگاه رسول خدا(ص) برخاست و در آن حال فرمود: «پروردگارا من از آنچه پس از من به اهل بیتم می‏رسد به تو شکایت می‏کنم. سپس واردخانهء خویش گردید.. ()
    1 - امالی، شیخ صدوق، ص ۹۹ - ۱۰۱، مجلس ۲۴، شمارهء ۲

    ۸ - عبداللََّه بن عباس گوید: چون بیماری وفات پیامبر(ص) شدت گرفت، در آن حال‏ حسین(ع) را به سینه‏ اش چسباند و عرقش بر روی او می‏ریخت. حضرت در حالی که جان‏می‏داد می‏ فرمود: «مرا با یزید چه کار! خداوند در یزید مبارکی قرار میدهد. خداوندا یزیدرا لعنت کن.» سپس برای مدتی طولانی بی هوش شد و باز به هوش آمد و در حالی که اشک ازچشمانش جاری بود، حسین را می‏ بوسید و می‏ فرمود: «من و قاتل تو در حضور خدای‏عزوجل یکدیگر را می‏بینیم». ()

    1 - مثیر الاحزان، ص ۲۲



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  4. تشكرها 3


  5. #33
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    امیر مؤمنان(ع) و مصیبت حسین(ع)


    همان‏گونه که رسول خدا(ص) پیوسته ماتمزده می‏ زیست و از اندوه فراوان رنج می‏ برد؛و به خاطر گرفتاری‏های بزرگی که پس از آن حضرت بر سر حسین(ع) می‏ آمد. به تلخی‏ می‏گریست و اطرافیانش را نیز می‏ گریاند، امیرالمؤمنین(ع) نیز چنین بود. در این باره ا

    صفحۀ ۶۰
    ایشان روایت‏های بسیاری نقل شده است، لیکن اینجا تنها به نقل نمونه‏ هایی از آن برای‏ تبرک بسنده می‏ کنیم. ۱ - شیخ صدوق به نقل از اصبغ بن نباته می‏نویسد: روزی امیرالمؤمنین علی بن ابی‏طالب(ع)،در حالی که دست فرزندش حسن(ع) را به دست داشت، نزد ما آمد و گفت: «روزی رسول‏ خدا(ص) نزد ما آمد و دستان من همین طور در دستش بود و فرمود: بهترین مردم پس ازمن و سرورشان این برادر من است. او پس از وفات من امام همهء مسلمانان و مولای همهءمؤمنان است. بدانید که من نیز می‏گویم: بهترین مردم پس از من و سرورشان این پسر من است. او پس از وفات من امام همهء مسلمانان و مولای همهء مؤمنان است. بدانید که پس ازمن بر او ستم می‏ شود، همان طور که پس از رسول خدا(ص) بر من ستم شد. بهترین مردم‏و سرور آنان پس از حسن برادر مظلومش حسین است که در زمین کربلا کشته می‏ شود.بدانید که او و اصحابش در روز قیامت از شهیدان بزرگند. ()

    1
    - کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۱، ص ۲۵۹، باب ۲۴، شماره ۵؛ و به نقل از آن راوندی، قصص الانبیاء، ص ۳۶۶ - ۳۶۷، شماره ۴۳۹؛ اعلام الوری، طبرسی، ص ۳۷۷ - ۳۷۸
    ۲ - نیز شیخ صدوق به نقل از میثم تمار می‏نویسد: به خدا سوگند این امت فرزندپیامبرشان را در روز دهم محرم می‏کشند؛ و دشمنان خدا این روز را روز برکت قرار می‏دهند،این امری است که در علم خدای متعال تحقق یافته است. من این را از پیمانی که مولای من‏امیر مؤمنان(ع) به من سپرد می‏دانم. او به من خبر داده است که همه چیز بر او می‏گرید. حتی‏ حیوانات بیابان و ماهیان دریا و پرندگان آسمان؛ و خورشید، ماه، ستاره، آسمان و زمین ومؤمنان انس و جن و همهء فرشتگان و رضوان و مالک و حاملان عرش؛ و از آسمان خون وخاکستر می‏بارد. سپس فرمود: لعنت خداوند بر قاتلان حسین واجب گردید، همان‏طور که‏ بر مشرکانی که برای خداوند شریک می‏ گیرند واجب شد و همان‏طور که بر یهود، نصاراو مجوس حتمی گردید. جبله گوید: گفتم: ای میثم چگونه مردم روزی را که حسین بن علی(ع) کشته شد، روزبرکت قرار می‏دهند؟!

    صفحۀ ۶۱






    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  6. تشكرها 3


  7. #34
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    میثم گریست و گفت: آنان مطابق حدیثی جعلی می‏ پندارند، این روزی است که در آن‏ خداوند توبهء آدم را پذیرفت؛ و حال آنکه خداوند توبهء آدم را در ذی حجّه پذیرفت. آنان‏ می‏ پندارند که عاشورا روزی است که خداوند توبه داود را پذیرفت؛ و حال آنکه خداوندتوبهء او را در ذی حجّه پذیرفت. مردم می‏ پندارند که خداوند یونس را در این روز از شکم‏ ماهی بیرون آورد و حال آنکه خداوند او را در ذی قعده بیرون آورد. آنان می‏ پندارند عاشوراروزی است که کشتی نوح بر روی کوه جودی نشست و حال آنکه کشتی در روز هجدهم‏ذی حجّه بر جودی نشست. آنان می‏پندارند که عاشورا روزی است که خداوند دریا را برای‏ بنی اسرائیل شکافت و حال آنکه این کار در ماه ربیع الاول انجام شد. آنگاه میثم گفت: ای جبله، بدان که حسین بن علی در روز قیامت سالار شهیدان است‏ و مرتبه اصحاب او از دیگر شهیدان برتر است. ای جبله هرگاه به خورشید نگریستی و آن‏را چونان خون تازه دیدی بدان که آقایت حسین کشته شده است! جبله گوید: من روزی بیرون رفتم و پرتو آفتاب را بر دیوار همانند ملحفه‏ هایی زرد شده‏ دیدم! در این هنگام فریاد برآوردم و گریستم و گفتم به خدا سوگند که سرور ما حسین بن‏علی(ع) کشته شده است. ()

    1 - امالی، شیخ صدوق، ص ۱۱۰ - ۱۱۱، مجلس ۲۷، شماره ۱؛ علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۲۷ - ۲۲۸
    ۳ - نیز شیخ صدوق از ابن عباس نقل می‏ کند: هنگامی که امیرمؤمنان(ع) به صفین می‏ رفت‏ با وی همراه بودم، چون به نینوا یعنی شطّ فرات رسید، با صدای بلند فرمود: ای ابن عباس،آیا اینجا را می‏ شناسی؟ گفتم: ای امیر مؤمنان نمی‏ شناسم. فرمود: اگر تو نیز مانند من آن‏را می‏ شناختی، از آن نمی‏ گذشتی، مگر آنکه همانند من می‏ گریستی. ابن عباس می‏ گوید:حضرت بسیار گریست به طوری که محاسنش تر شد و اشک بر روی سینه‏ اش جاری گردید.ما با هم گریستیم و او می‏ فرمود: آه، آه، مرا با آل ابی سفیان چه کار!؟ مرا با آل حرب، حزب‏ شیطان و اولیای کفر، چه کار؟ شکیبا باش ای ابا عبداللََّه! پدرت نیز از آنان دید همانند آنچه‏ که تو می‏ بینی! پس آن حضرت آب خواست و وضو ساخت و نماز خواند و مانند سخن نخست خویش‏ را تکرار کرد. پس از آن، ساعتی به خواب رفت، سپس بیدار شد و فرمود: ای ابن عباس

    صفحۀ 62




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  8. تشكرها 3


  9. #35
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    گفتم: بله، بفرمایید. فرمود: آیا آنچه را که هم اینک به خواب دیدم برایت بگویم؟ گفتم:چشم به سلامت، خیر است ان شاءاللََّه ای امیرمؤمنان! فرمود: دیدم که گویی مردانی ازآسمان فرود آمده‏ اند و پرچمهای سفید به همراه دارند و شمشیرهاشان را که از سفیدی‏ می‏ درخشید از نیام در آورده و پیرامون این زمین خطی کشیدند. آنگاه دیدم که گویی این‏ نخلها شاخه‏ هاشان را بر زمین زدند و از آنها خون تازه چکید و دیدم که حسین، فرزندم وپارهء جگرم و وجودم در آن غرق شد؛ و فریادرس می‏ خواست ولی کس به دادش نمی‏ رسید؛گویی که مردان سپید از آسمان فرود می‏ آیند و او را ندا می‏ دهند و می‏ گویند: شکیبا باشیدای خاندان رسول خدا! شما به دست مردمانی شر و بد کشته می‏ شوید. ای ابا عبداللََّه، این‏ بهشت است که مشتاق دیدار تو است! آنگاه مرا تسلیت دادند و گفتند: ای اباالحسن، مژده‏ باد تو را، خداوند در روز قیامت روزی که مردم در برابر خدای جهانیان می‏ ایستند، چشمانت‏ را به او روشن می‏گرداند. سپس بیدار شدم! همچنین، سوگند به آن که جانم به دست او است، راستگوی تصدیق شده، ابوالقاسم‏ پیامبر اکرم(ص) به من گفته است که من هنگام رفتن به جنگ سرکشان، آن دیار را خواهم‏ دید. این سرزمین اندوه و گرفتاری است. حسین و هفده تن از فرزندان من و فرزندان فاطمه‏ در آن به خاک سپرده می‏ شوند. این سرزمین در آسمان مشهور است و از آن به سرزمین اندوه‏ و گرفتاری یاد می‏ شود، همان گونه که از حرمین شریفین و بیت‏ المقدس یاد می‏ شود. سپس فرمود: ای ابن عباس در اطراف این زمین پشک آهوان را بجوی. به خدا سوگندکه دروغ نگفته‏ام و به من دروغ نبسته‏اند آنها همانند زعفران زردرنگ هستند. ابن عباس گوید من در پی آنها رفتم و آنها را در یک جا جمع دیدم. فریاد زدم: ای امیر مؤمنان،آنها را به همان صورتی که برایم توصیف کردی پیدا کردم. آنگاه علی(ع) فرمود: خداوند و پیامبرش راست گفتارند. سپس برخاست و دوان دوان‏ به سوی آنها رفت و آنها را برداشت و بویید و فرمود: خودش است! ای ابن عباس آیامی‏ دانی که این پشکها چیست؟ اینها را عیسی بن مریم(ع) بوییده است! داستان از این قراراست که روزی همراه حواریون از این زمین گذشت و آهوانی را دید که در اینجا گرد آمده

    صفحۀ


    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)


  10. تشكرها 3


  11. #36
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    و می‏گریند. آنگاه عیسی(ع) نشست و حواریون نیز با او نشستند. حضرت گریست و حواریون‏نیز با او گریستند، در حالی که نمی‏دانستند چرا نشسته و می‏گرید. گفتند: ای روح و کلمهء خداوند چه چیز موجب گریه شما گردید؟ گفت: آیا می‏دانید این چه سرزمینی است؟ گفتند: نه! او فرمود: این سرزمینی است که جگر گوشهء رسول خدا(ص)، احمد، و جگر گوشهءپاکیزهء بتول و شبیه مادرم، در آن کشته می‏شود؛ و در آن دفن می‏گردد. خاکش از مشک‏پاکیزه‏تر است؛ زیرا که خاک جگر گوشه شهید شده است؛ و خاک پیامبران و فرزندانشان‏چنین است، این آهوان به سخن در آمدند و گفتند که به شوق تربت مبارک آن جگر گوشه‏در اینجا می‏چرند! آنها می‏پندارند که در این زمین در امان‏اند! سپس دست بر آن پشکها زد و آنها را بوییدو گفت: این پشک آهوان با این بوی خوش به خاطر گیاه اینجا است! پروردگارا! آنها را برای‏همیشه باقی بگذار تا آنکه پدرش آنها را ببوید و مایهء آرامش و تسلیت او باشد. امیرمؤمنان(ع) سپس فرمود: این پشک تا به امروز باقی مانده و به خاطر گذشت زمان‏رنگشان زرد گشته است؛ و این سرزمین اندوه و گرفتاری است. آنگاه با صدای بلند فرمود:ای خدای عیسی بن مریم، در کشندگانش و آنها که به این کار کمک می‏کنند و او را رهامی‏کنند مبارکی قرار مده! سپس بسیار گریست و ما نیز با او گریستیم، تا آنکه به رو افتاد و مدتی بی هوش شد!سپس به هوش آمد و پشک را برداشت و در ردایش پیچید. به من نیز فرمود که همان طوربپیچم، سپس فرمود: ای ابن عباس، زمانی که دیدی از آن خون تازه بیرون می‏آید ومی‏جوشد، بدان که اباعبداللََّه در اینجا کشته شده و دفن گردیده است. ابن عباس گوید: به خدا سوگند من آنها را از برخی چیزها که خداوند واجب کرده است‏پیشتر حفظ می‏کردم و آن را از کنار آستینم باز نمی‏کردم. زمانی در خانه خوابیده بودم وچون بیدار شدم دیدم که از آنها خون تازه می‏جوشد و آستینم از خون تازه پر شده است

    صفحۀ 64




    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)



  12. #37
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آنگاه در حالی که می‏گریستم نشستم و گفتم: به خدا سوگند علی(ع) هرگز در هیچ سخنی‏به من دروغ نگفته است؛ و از هیچ چیز به من خبر نداده مگر آنکه همان گونه بوده است؛زیرا رسول خدا(ص) چیزهایی را به او خبر می‏داد که به دیگران خبر نمی‏داد. من بی تابی کردم و بیرون آمدم و این هنگام طلوع فجر بود. به خدا سوگند مدینه رادیدم که مه آلود است و هیچ نقط ه‏ای از آن پیدا نیست. سپس خورشید طلوع کرد و آن رابه گونه‏ای دیدم که گویی در کسوف است و دیدم که گویی بر دیوارهای مدینه خون تازه است.سپس در حالی که می‏گریستم نشستم و گفتم: به خدا سوگند حسین کشته شده است! وشنیدم که صدایی از سوی خانه می‏گوید:اصبروا آل الرسول‏#قتل الفرخ النحول‏#نزل الروح الامین‏#ببکاء و عویل ای خاندان پیامبر شکیبا باشید، حسین(ع) کشته شد و جبرئیل امین با آه و ناله فرود آمد. سپس با صدای بلند گریه کرد و من نیز گریستم. من آن ساعت را پیش خود ثبت کردم،روز دهم محرم بود. پس از آن که خبر شهادت امام حسین(ع) به ما رسید دیدم که در همان‏تاریخ کشته شده است. این داستان را همراهانش نقل کردند؛ و گفتند: به خدا ما نیز آنچه‏ را که تو شنیدی شنیدیم؛ و ما در میدان نبرد بودیم و نمی‏ دانستیم که او کیست؛ و می‏ پنداشتیم‏ که خضر(ع) است. ()

    1 - امالی، شیخ صدوق، ص ۴۷۸ - ۴۸۰، مجلس ۸۷، شماره ۵؛ کمال الدین، ج ۲، ص ۵۳۲ - ۵۳۵، باب ۴۸، شماره ۱؛ و ر.ک: الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۴۴، شماره ۵۶؛ الفتوح، ج ۲، ص ۴۶۲ - ۴۶۳

    ۳ - ابو نعیم اصفهانی به نقل از اصبغ بن نباته می‏نویسد: همراه علی(ع) به محل قبرحسین(ع) آمدیم. حضرت فرمود: اینجا محل فرود آمدن و بار اندازشان است خونهایشان‏در اینجا می‏ریزد، جوانانی از آل محمد در این نقطه کشته می‏شوند که آسمان و زمین برآنها می‏گریند. ()

    1 - دلائل النبوه، ابونعیم اصفهانی، ج ۲، ص ۵۸۱ - ۵۸۲، شماره ۳؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۶۹ به‏طور مرسل از غرفة ازدی، با اندکی تفاوت؛ در ارشاد مفید، ص ۱۷۵، آمده است: اینجا محل فرود آمدن و قتلگاهشان است. در تهذیب طوسی، ج ۶، ص ۷۲، شماره ۱۳۸ آمده است: «محل فرود آمدن و قتلگاه شهیدانی که هیچ کس از پیشینیان بر آنان سبقت نمی‏جوید.»

    صفحۀ 65



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)



  13. #38
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    - راوندی به نقل از ابی سعید عقیصا می‏نویسد: همراه علی(ع) به قصد صفین بیرون‏آمدیم. چون بر کربلا گذشتیم فرمود: «اینجا محل قبر حسین(ع) و یاران او است. ()

    1 - الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۲۲۲، شماره ۶۷

    ۵ - علی(ع) به براء بن عازب فرمود: «ای براء فرزندم حسین کشته می‏شود و تو زنده‏ای‏و یاری اش نمی‏دهی». چون حسین(ع) به قتل رسید براء بن عازب می‏گفت: «به خداسوگند علی بن ابی طالب راست گفت. حسین کشته شد و من یاری‏اش ندادم، سپس‏حسرت و پشیمانی‏اش را از این کار اظهار می‏داشت.. ()
    1 - الارشاد؛ شیخ مفید، ۱۹۲

    ۶ - ابن قولویه به نقل از ابی عبداللََّه جدلی می‏گوید: بر امیرمؤمنان(ع) وارد شدم درحالی که حسین در کنارش بود. حضرت دست بر شانهء وی زد و فرمود: این (فرزندم)کشته می‏شود و هیچ کس او را یاری نمی‏دهد! گفتم: ای امیرمؤمنان، به خدا سوگند، آن زندگانی بدی است! فرمود: ولی آن روز می‏رسد. ()

    1 - کامل الزیارات، ص ۷۱، باب ۲۳، ح ۱

    ۷ - ابی جعفر به نقل از پدرش فرمود: علی(ع) بر کربلا گذشت. هنگامی که اصحابش‏بر وی گذشتند چشمانش غرق اشک شد و می‏فرمود: این محل فرود آمدن کاروانشان است.اینجا بار اندازشان است. خونشان در اینجا می‏ریزد. خوشا به حالت ای زمینی که خون‏یاران در آن می‏ریزد! امام باقر(ع) فرمود: علی(ع) همراه مردم حرکت می‏کرد. چون به کربلا رسید، مقداردو یا یک میل از آنان پیش افتاد؛ تا آنکه به جایی به نام مقذفان رسید؛ و فرمود: در اینجادویست پیامبر و دویست سبط کشته شدند که همه شهید هستند. اینجا محل فرود آمدن‏و قتلگاه عاشقانی است که گذشتگان از آنان پیشی نگیرند و آیندگان به آنها نرسند. ()

    1 - بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۵، باب ۱۱۴، ح ۱۸

    صفحۀ ۶۶



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)



  14. #39
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اخباری از امام حسین(ع) دربارهء شهادت خویش


    اخبار نقل شده از امام حسین(ع) دربارهء شهادت خود و یارانش و زمان و مکان این‏شهادت، پس از آنکه در برابر والی وقت مدینه، ولید بن عقبه، بیعت با یزید را نفی کرد،فراوان است. این اخبار در دیدارها و گفت و گوهای آن حضرت به ویژه در دوران پیش ازحرکت ایشان از مکه تا ساعت شهادت آن حضرت، مطرح شده است. همچنین آن حضرت در دوران کودکی و خردسالی نیز دربارهء شهادت و قاتل خویش،خبر داده بود. از جمله آنها این اخبار است: ۱ - حذیفة بن یمان گوید: از حسین بن علی(ع) شنیدم که می‏فرمود: به خدا سوگند که‏سرکشان بنی امیه بر قتل من گرد می‏آیند و عمر بن سعد پیشاپیش آنان است. این در دوران‏زندگی پیامبر(ص) بود. گفتم: آیا رسول خدا(ص) این موضوع را به تو خبر داد. فرمود: نه. من نزد پیامبر(ص) رفتم و موضوع را به او خبر دادم، حضرت فرمود: «دانش من دانش‏او و دانش او دانش من است و ما به آنچه موجود می‏شود، پیش از به وجود آمدنش آگاهیم.. ()
    1 - دلائل الامامه، ص ۱۸۳ - ۱۸۴، ح ۱۰۱، شمارهء ۶

    ۲ - نقل شده است که عمر سعد به حسین(ع) گفت: یا اباعبداللََّه، گروهی مردمان نابخردمی‏پندارند که من تو را می‏کشم! حسین(ع) گفت: آنان نابخرد نیستند، بلکه عاقل اند؛ ولی چشم من از این روشن است‏که از گندم عراق، پس از من، جز اندکی نخواهی خورد. ()

    1 - الارشاد، ص ۲۸۲

    ۳ - امام حسین(ع) فرمود: «به خدایی که جان حسین به دست او است، بنی امیه ازحکومتشان احساس لذت نمی‏کنند، تا آنکه مرا بکشند. آنان کشندهء من هستند. چنانچه مرابکشند، دیگر هیچ یک از آنها نماز نخواهند خواند و هرگز کسی برای خدا به آنها عطایی‏نخواهد داد. نخستین کشته این امت من و اهل بیتم هستیم؛ و قسم به کسی که جان حسین‏به دست اوست، تا یک هاشمی در روی زمین زنده است، قیامت بر پا نخواهد شد. ()
    1 - کامل الزیارات، ص ۷۵، باب ۲۳، شماره ۱۳

    صفحۀ ۶۷

    ۴ - نیز از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «حسین بن علی(ع) فرمود: من کشتهءاشکهایم، هیچ مؤمنی از من یاد نمی‏کند، مگر آنکه اشک می‏ریزد.. ()
    1 - کامل الزیارات، ص ۱۱۶، باب ۳۶، شماره ۳



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)



  15. #40
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فلسفهء خبر از شهادت حسین(ع)


    اخباری که دربارهء فتنه و آشوب‏ها، از اهل بیت عصمت(ع) به طور عام و رسول خدا(ص)به طور خاص نقل شده است، علاوه بر آنکه تأکید می‏ورزد که دانش آن برگزیدگان لَدُنّی‏و الهی است و کاشف از منزلت والای آنان در نزد خداوند است، همچنین تأکید دارد که‏ آنان به شدت مقید به حفظ این امت و رهانیدنشان از گرداب فتنه بوده‏ اند؛ فتنه‏ هایی که ازروز نخست، در سقیفه پایه‏ گذاری شد. رسول خدا(ص) از میزان انحرافی که پس از وی امتش بدان دچار می‏شوند آگاه بودو می‏دانست که مردم پس از ایشان چنان به وادی سرگردانی درخواهند افتاد که قدرت‏ تشخیص درست، جز برای شمار معدودی صاحب بصیرت، نخواهد ماند. در آن روزتشخیص حق از باطل دشوار است، مگر برای کسانی که به دو میراث گرانبهای ایشان‏چنگ بزنند. آن حضرت از میزان خطر ضعف روحی و دوگانگی شخصیتی که برای امت‏حاصل خواهد شد - به طوری که جز شماری اندک از آن رهایی نخواهند یافت - آگاه‏بود. از این رو برای روشن ساختن راه نگهداری و نجات از این مهلکه‏ها، از هیچ کوششی‏فرو گذار نکرد. از جمله آنها این بود که خبر فتنه و آشوبهایی را که تا روز قیامت دامن‏ گیر امت‏ خواهد شد، به آنان داد. ایشان از همهء آشوب‏ها و فتنه‏ ها پرده برداشت و همهء لغزشگاه‏های‏راه را تا روز قیامت نمایاند. حذیفة بن یمان گوید: به خدا سوگند، رسول خدا(ص) رهبر هیچ‏ فتنه‏ ای را که شمار همراهانش به سیصد نفر یا بیش‏تر برسد، تا پایان دنیا فرو گذار نکرده ونام خود و نام پدر و نام قبیله‏اش را برای ما گفت. ()

    1 - ر.ک: سنن ابی داود، ج ۴، ص ۹۵، حدیث ۴۲۴۳

    صفحۀ ۶۸

    از این رو برای آنکه امور بر امت مشتبه نشود و مردم منکر را معروف و معروف را منکرنبینند. ()

    1 - رسول خدا(ص) فرمود: چه حالی خواهید داشت، آنگاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند و به‏معروف امر نکنید و از منکر باز ندارید؟ گفتند: آیا چنین چیزی می‏شود، ای رسول خدا؟ فرمود: بلی و بدتر از آن! چه حالی خواهید داشت آنگاه که به منکر امر و از معروف نهی کنید؟ گفتند: آیا چنین چیزی می‏شود؟ فرمود: آری و بدتر از آن! چه حالی خواهید داشت آنگاه که معروف را منکر و منکر را معروف ببینید؟! (ر.ک: کافی، ج ۵، ص ۵۹، کتاب الجهاد، شمارهء ۱۴)



    (...◕✿◕◕✿◕ امام حسین (ع) رویدادهای کربلا ، جلد ۴ ◕✿◕◕✿◕...)



صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •