✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    goll ✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥




    دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد:



    احساس مي‏ كردم كه عاشوراست/ به خون نهيب زدم: آرام باش!

    نويد شاهد: احساس مي‏كردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) مي‏جنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت مي‏بردم. احساس مي‏كردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقب من است...
    به گزارش خبرنگار نويد شاهد دل نوشته سردار رشيد اسلام شهيد دكتر چمران فرمانده جنگ هاي نامنظم در عمليات سوسنگرد عنوان مي شود:

    شب تاسوعا بود و تصور عاشورا؛ و لشكريان يزيد كه مرا محاصره كرده بودند و ديوار آهنين تانك ها اطراف مرا سد كرده و آتشبار شديد آنها مرا مي كوبيد و هجوم كه مرا قطعه قطعه كنند و به خاك بيندازند...
    ومن تصميم گرفته بودم كه پيروزي حتمي ايمان را بر آهن به ثبوت برسانم، و برتري قاطع خون را بر آتش نشان دهم، و برّندگي اسلحه شهادت را در ميان سيل دشمنان بنمايانم، و ذلت و زبوني صدها كماندوي صدام يزيدي را عملا ثابت كنم.

    احساس مي‏كردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) مي‏جنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت مي‏بردم. احساس مي‏كردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقب من است، حركات مرا مي‏بيند، سرعت عمل مرا تمجيد مي‏كند، فداكاري مرا مي‏ستايد، و از زخم‏هاي خونين بدنم آگاهي دارد؛ و براستي كه زخم و درد در راه او و خداي او چقدر لذت‏بخش است.

    با پاي مجروح خود راز و نياز مي‏كردم: اي پاي عزيزم، اي آنكه همه عمر وزن مرا تحمل كرده‏اي، و مرا از كوه‏ها و بيابان‏ها و راه‏هاي دور گذرانده‏اي، اي پاي چابك و توانا، كه در همه مسابقات مرا پيروز كرده‏اي، اكنون كه ساعت آخر حيات من است از تو مي‏خواهم كه با جراحت و درد مدارا كني، مثل هميشه چابك و توانا باشي، و مرا در صحنه نبرد ذليل و خوار نكني…وبراستي كه پاي من، مرا لنگ نگذاشت، وهرچه خواستم و اراده كردم به سهولت انجام داد.

    به خون نيز نهيب زدم: آرام باش، اين چنين به خارج جاري مشو، من اكنون با تو كار دارم و مي‏خواهم كه به وظيفه‏اي درست عمل كني…
    رگبار گلوله ازچپ و راست همچنان مي‏باريد، ومن نيزمرتب جابجا مي‎‏شدم، و با رگبار گلوله از نزديك شدن آنها ممانعت مي‏كردم...
    «پيروزي تاريخي سوسنگرد»
    اين پيروزي بزرگ نتيجه قطعي يك همكاري و هماهنگي نزديك بين نيروهاي ارتشي و مردمي (سپاه و نيروهاي چريك) بود. هيچ يك به تنهايي قادرنبود كه چنين موفقيتي را تأمين كند. ارتش بدون نيروهاي مردمي، آن قدرت و جسارت حمله را نداشت، بخصوص آن كه نيروهايش كمتر از دشمن بود، و نيروهاي مردمي نيز بدون پشتيباني ارتش، و وجود توپخانه و هيبت تانك‏هاي ارتش در پشت، هيچ‏كاري نمي‏توانستند انجام دهند، و بدون نتيجه متلاشي مي‏شدند. اين وحدت بين ارتش ومردم، كارآيي هر يك را چندين برابر مي‏كرد، و تجربه‏اي جديد را در جنگ‏هاي كلاسيك و چريكي به دنيا ارائه مي‏داد.
    پيروزي سوسنگرد، درسي عبرت‏آموز براي ملت ما و شكستي تعيين‏كننده براي دشمن بود.

    منبع: مجمع پيشكسوتان جهاد و شهادت جبهه سوسنگرد



    ✥ஜ✥دل نوشته شهيد دكتر چمران در عمليات سوسنگرد✥ஜ✥



  2. تشكرها 4

    مدير اجرايي (25-08-1391), نرگس منتظر (25-08-1391), یاس بهشتی (25-08-1391), بیقرار ظهور (07-05-1392)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •