۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 58
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ورود به كربلا و اتفاقات رخ داده (1)


    نزول امام حسین علیه‏ السلام به زمین كربلا(1) روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و یك بوده است.(2)

    در مقتل ابى اسحاق اسفراینى آمده است كه: امام علیه‏ السلام با یارانش سیر مى‏ كردند تا به بلده‏ اى رسیدند كه در آنجا جماعتى زندگى مى‏ كردند، امام از نام آن بلده سؤال نمود.

    پاسخ دادند: «شط فرات» است.
    آن حضرت فرمود: آیا اسم دیگرى غیر از این اسم دارد؟
    جواب دادند: «كربلا».
    پس گریست و فرمود: این زمین، به خدا سوگند زمین كرب و بلا است! سپس فرمود: مشتى از خاك این زمین را به من دهید، پس آن را گرفته بو كرد و از گریبانش مقدارى خاك بیرون آورد و فرمود: این خاكى است كه جبرئیل از جانب پرودگار براى جدم رسول خدا آورده و گفته كه این خاك از موضع تربت حسین است، پس آن خاك را نهاد و فرمود: هر دو خاك داراى یك عطر هستند!
    در تذكره سبط آمده است كه امام حسین پرسید: نام این زمین چیست؟
    گفتند: «كربلا». پس گریست و فرمود: كرب و بلأ. سپس فرمود: ام سلمه مرا خبر داد كه جبرئیل نزد رسول خدا بود و شما هم نزد ما بودى، پس شما گریستى، پیامبر فرمود: فرزندم را رها كن! من شما را رها كردم، پیامبر شما را در امان خودش نشاند، جبرئیل گفت: آیا او را دوست دارى؟ فرمود: آرى! گفت: امت تو او را خواهند كشت، و اگر مى‏ خواهى تربت آن زمین كه او در آن كشته خواهد شد به تو نشان دهم! پیامبر فرمود: آرى! پس جبرئیل زمین كربلا را به پیامبر نشان داد.

    و چون به امام حسین علیه‏ السلام گفته شد كه این زمین كربلاست، خاك آن زمین را بوئید و فرمود: این همان زمین است كه جبرئیل به جدم رسول خدا خبر داد كه من در آن كشته خواهم شد.(3)

    سید ابن طاووس گفته است: امام علیه ‏السلام چون به زمین كربلا رسید پرسید: نام این زمین چیست؟ گفته شد: «كربلا».

    فرمود: پیاده شوید! این مكان جایگاه فرود بار و اثاثیه ماست، و محل ریختن خون ما، و محل قبور ماست، جدم رسول خدا مرا چنین حدیث كرده است.(4)
    گر نام این زمین به یقین كربلا بود اینجا محل رفتن خون ما بود

    و در روایتى آمده است كه آن حضرت فرمود: ارض كرب و بلأ، سپس فرمود: توقف كنید و كوچ مكنید! اینجا محل خوابیدن شتران ما، و جاى ریختن خون ماست، سوگند به خدا در این جا حریم حرمت ما را مى ‏شكنند و كودكان ما را مى‏ كشند و در همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا به همین تربت وعده داده و در آن تخلف نخواهد شد.(5)

    سپس اصحاب امام پیاده شدند و بارها و اثاثیه را فرود آوردند، و حر هم پیاده شد و لشكر او هم در ناحیه دیگرى در مقابل امام اردو زدند.(6)


    پی‌نوشت‌ها:

    1- كربلأ: موضعى است كه حسین بن على در آن كشته شد و نزدیك كوفه در طرف بیابان قرار گرفته و در كنار فرات است. (مراصد الاطلاع 3/1154).2- الامام الحسین و اصحابه 194 / البد و التاریخ (ص)/10.
    3- الامام الحسین و اصحابه 197.
    4- الملهوف 35.
    5- الامام الحسین و اصحابه 198/ و در اثبات الهداة 2/586. این عبارت نیز ذكر شده است: «هیهنا و الله محرشنا و منشرنا».
    6- كشف الغمه 2/47.









    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

  2. تشكرها 4

    نرگس منتظر (27-08-1391), یاس بهشتی (27-08-1391), شهیده (27-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (27-08-1391)

  3. #12
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سخنان امام علیه ‏السلام




    امام علیه‏ السلام پس از ورود به سرزمین كربلا به اصحاب خود فرمود:
    "الناس عبید الدنیا و الدین لعق على السنتهم یحوطونه ما درت معایشهم فاذا محصوا بالبلأ قل الدیانون.
    بحار الانوار 44/383 و 75/116، به نقل از تحف العقول.

    مردم، بندگان دنیا هستند و دین را همانند چیزى كه طعم و مزه داشته باشد، مى ‏انگارند و تا مزه آن را بر زبان خود احساس مى‏ كنند آن را نگاه مى ‏دارند و هنگامى كه بناى آزمایش باشد، تعداد دینداران اندك مى ‏شود.


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

  4. تشكرها 5

    نرگس منتظر (27-08-1391), یاس بهشتی (27-08-1391), بیقرار ظهور (27-08-1391), شهیده (27-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (27-08-1391)

  5. #13
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : آبان 1391
    نوشته : 34      تشکر : 63
    191 در 35 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    فریبا شرکت آنلاین نیست.

    پیش فرض




    یارب اینبوی خوش از روضه ی جان می اید
    یا نسیمی است کزان سوی جنان میاید
    یارب این نور صفات از چه مکان می اید
    عجب این همهمه از حور جنان می اید
    یارب این اب حیات از چه دلی جوشان است
    شه دین درحرم زینب خود مهمان است
    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

  6. تشكرها 4

    نرگس منتظر (27-08-1391), یاس بهشتی (27-08-1391), شهیده (27-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (27-08-1391)

  7. #14
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بهشت سرخ

    کربلا و عاشورا را چگونه باید دید؟ از کدام زاویه به این زمین و زمان باید نگرست؟
    اگر حسین(علیه السلام)، مصباح است یعنی در تیرگی‌های وحشت بار و تاریکی‌های نفس‌گیر، تکیه‌گاه روشن و شفاف و اگر سفینه است یعنی در موج‌خیز حادثه‌ها و خیزاب‌های هولناک، کشتی نجات؛ پس چرا عاشورای او را از منظر روشنگری و راهگشایی و به ساحل‌رسانی نبینیم؟


    برخورد برشی با کربلا و عاشورا و تنها طرح برخی قطعات این رویداد عظیم – آن هم عمدتا از منظر سوگ و مرثیه – باعث غفلت از دیگر ابعاد و اضلاع آن شده است.
    اما باید دانست که اشک مقصد نیست، مقدمه‌ گره‌خوردگی عاطفی و قلبی ما با کربلا و عاشورا برای تبدیل آن به اسوه و سرمشق در زندگی است؛
    چرا که اباعبدالله الحسین (علیه السلام) خود در کربلا فرمود: لکم فی اسوة.

    خداوند چشم‌های ما را بصیرت زینبی عنایت کند تا کربلا را زیبا و عمیق و روشن در قاب قلبمان بیاییم و درمتن زندگیمان جست‌وجو کنیم.

    ورود کاروانیان به کربلا

    گرمای سوزان کویر، بدن‌های خسته کاروانیان را می‌آزارد و خورشید آرام، آرام خود را در تنگنای افق جای می‌دهد، کاروان توقف کرد، صدایی پرسید: این جا کجاست؟
    پاسخ آمد: اینجا کربلاست! آری اینجا کربلاست، اینجا بهشت سرخ بدن‌های بی‌سر است، اینجا نگارخانه گل‌های پرپر است، اینجا حریم قرب شهیدان داور است.
    اینجا كربلاست.
    دشتى مخلوط با شن و ریگ، با تپه هاى كم ارتفاع، در قسمت غربى رودخانه فرات و نشانى از آبادى در آن نیست، مگر خرابه هاى نینوا كه در سمت چپ، به چشم مى خورد؛
    منطقه اى كه بارها جنگ هاى سخت و كشتارهاى خونین، میان پادشاهان ساسانى و رومیان درگرفته است و منطقه (بین النهرین) است، سرزمین (بعثت)ها.
    بین تپه ها، جلگه هاى نسبتاً هموارى وجود دارد كه دامن در آب فرات مى شوید.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩

  8. تشكرها 3


  9. #15
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض









    حسین (علیه‌السلام) آمد با اهل‌بیتش، عباس و زینبش، اکبر و اصغرش، رقیه و سکینه‌اش، ... دل کویر در تب و تاب و چهره آسمان درهم شده است.
    زمین بغض خود را فرو می‌خورد و فرات آرام و بی‌صدا اشک می‌ریزد.
    نینوا جایی است که حر دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد.
    امام (علیه السلام) برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید.
    اسم آنجا را سوال فرمود؛
    تا نام کربلا را شنید، پس گریست و فرمود: پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست،
    و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، وجدم رسول خدا چنین وعده داد.


    آری، حسین (علیه السلام) به کربلا می رسد و دل کویر را در تب و تاب می اندازد. آسمان نیز، چهره در هم کشیده است.
    زمین بغض خود را فرو می خورد.


    عبیدالله بن زیادنامه ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید.
    من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا بحکم من و حکم یزید بن معاویه باز آیی! والسلام


    امام حسین (علیه السلام) چون نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:
    لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق، رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند. (خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)

    و نیز امام (علیه السلام) فرمودند: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.



    سلام بر تو اى خون خدا، اى فرزند خون خدا

    اى خونى كه انتقام آن ناستانده مانده است

    السلام علیك یا ثاراللّه وابن ثاره والوتر الموتور فرآوری: آمنه اسفندیاری
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    منابع:

    خون خدا ـ جواد محدثی

    سایت خبرگزاری دانشجو
    پایگاه مقاومت امیرالمومنین علیه السلام ـ دانشگاه علم و صنعت



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


  10. #16
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بار بگشایید، اینجا کربلاست...

    مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دَم جَرَس فریاد می دارد که بربندید محملها

    امام حسین علیه السلام پس از آن که با دعوت مردم کوفه و نامه هاى فراوان و پى در پى آنان روبرو شد، تصمیم به هجرت از مکه به سوى کوفه گرفت .
    با این که برخى از آشنایان و بزرگان مدینه آن حضرت را از سفر به کوفه بر حذر کرده بودند و با دلایلى چند، تلاش کردند که وى را منصرف کنند، با این حال امام حسین علیه السلام سفر به کوفه را براى خویش تکلیف فرض ‍ کرد و به آن اقدام نمود.

    امام حسین علیه السلام در روز ترویه (هشتم ذى الحجه) سال 60 قمرى به قصد کوفه، از مکه خارج گردید.
    قافله آل الله پس از رسیدن به سرزمین عراق، در منزلگاه «شراف» با سپاه یکهزار نفرى حر بن یزید ریاحى که از سوى عبیدالله بن زیاد براى تعقیب و یا نبرد با امام علیه السلام مأموریت یافته بود، مواجه گردید و از آن پس ، مسیر تاریخ به سوى دیگر کشیده شد.(1)
    شیخ مفید گوید:
    چون صبح شد، امام حسین علیه السلام فرود آمد و نماز صبح خواند. دوباره سوار شد و با یاران خود سمت راست را پیش گرفت. می‌خواست یاران خود را از سپاه حر جدا کند، حر نیز می‌آمد و امام و یارانش را مانع می‌شد و می‌خواست آنان را به سمت کوفه برگرداند، آنان هم امتناع می‌کردند.
    چنین ادامه یافت تا به نینوا رسیدند. ناگهان اسب سواری را دیدند.
    سلاح بر تن و کمان بر دوش که از کوفه می‌آمد. او نامه‌ای از ابن زیاد برای حر آورده بود، با این مضمون:
    اما بعد، چون نامه‌ام به تو رسید و فرستاده‌ام آمد، بر حسین تنگ بگیر و جز در سرزمین بی‌آب و خشک، فرود نیاورد. به فرستاده‌ام دستور داده‌ام همواره همراه تو باشد تا خبر اجرای فرمان به من برسد. والسلام.
    چون حر نامه را خواند، گفت: این نامه امیر عبیدالله است. دستور داده هر جا نامه رسید، بر شما سخت بگیرم. این هم فرستاده اوست و مأمور است که از من جدا نشود تا آنکه فرمان امیر را درباره شما اجرا کنم. امام به او فرمود: وای بر تو!
    بگذار در این آبادی نینوا و غاضریه یا شفیه فرود آییم. گفت: به خدا نمی‌توانم بگذارم. این مرد را بر من جاسوس فرستاده‌اند. زهیر بن قین گفت:
    ای پسر پیامبر! من چنین می‌بینم که کار بعداً سخت‌تر خواهد شد.
    اکنون جنگیدن با این گروه برای ما آسانتر از جنگ با کسانی است که پس از اینان می‌آیند و ما توان نبرد با آنان که می‌آیند را نداریم. امام حسین علیه السلام فرمود: من آغازگر جنگ نخواهم شد.(2)


    به ناچار آن حضرت به همراه اهل بیت گرامی و اصحاب باوفایش در آن سرزمین فرود آمدند و حربن یزید نیز با سپاهیانش در مقابل آن حضرت، خیمه زدند.
    ابن سعد نقل می‌کند: چون علی علیه السلام در مسیر صفین از کربلا گذشت و رو به روی روستای نینوا بر کرانه فرات قرار گرفت، ایستاد و خدمتکار خود را گفت که به ابا عبدالله خبر دهد به این سرزمین چه می‌گویند؟ گفت: کربلا. حضرت گریست تا آنکه زمین از اشکهایش‌ تر شد.
    فرمود: روزی خدمت پیامبر رسیدم که می‌گریست.
    سبب گریه را پرسیدم، فرمود: جبرئیل پیش من بود. مرا خبر داد که فرزندم حسین علیه السلام در کنار فرات در جایی به نام کربلا کشته می‌شود. سپس مشتی از خاک آن را برداشت و داد تا ببویمش. چشمانم پر از اشک شد
    .(3)


    در روایت است زمانى که امام حسین علیه السلام به آن زمین رسیدند، پرسیدند: این سرزمین چه نام دارد؟
    جواب دادند قادسیه، حضرت دوباره پرسیدند: آیا نام دیگرى دارد؟ عرض کردند نینوا. حضرت باز فرمودند: آیا نام دیگرى دارد؟
    عرض ‍ کردند به این سرزمین طَفّ نیز می گویند، فرزند رسول خدا دوباره پرسیدند: دیگر چه نام دارد؟ عرض کردند این سرزمین را کربلا نیز مى گویند.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


  11. #17
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    <<ورودیه کربلا>>


    پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟
    این سرزمین غم‌زده در چشمم آشناست


    این خاک بوی تشنگی و گریه می‌دهد
    گفتند:”غاضریه” و گفتند “نینوا” ست


    دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح
    آهسته زیر لب به خودش گفت: “کربلا” ست


    توفان وزید از وسط دشت، ناگهان
    افتاد پرده، دید سرش روی نیزه‌هاست


    یحیای اهل بیت در آن روشنای خون
    بر روی نیزه دید سر از پیکرش جداست


    توفان وزید، قافله را برد با خودش
    شمشیر بود و حنجره و دید در “منا”ست


    باران تیر بود که می‌آمد از کمان
    بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست


    افتاد پرده، دید به تاراج آمده‌ست
    مردی که فکر غارت انگشتر و عباست


    برگشت اسب از لب گودال قتلگاه

    افتاد پرده، دید که در آسمان عزاست



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩




  12. تشكرها 2


  13. #18
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    چون حضرت نام کربلا را شنیدند، فرمودند:

    «اللّهمّ انّى اعوذ بِکَ مِنَ الکَربِ و البَلاء» (خدایا! پناه مى برم بر تو از سختی و بلا) (4)

    و سپس فرمود: بایستید و پیش نروید. « ههنا مَناخُ رِکابِنا و مَحَطُّ رِحالِنا و مقتَلُ رجالِنا وَ مَسفَکُ دِمائِنَّا...» به خدا که محل فرود آمدنمان و سرزمین ریخته شدن خونمان همین جاست. اینجاست که حرمت ما را می‌شکنند، مردانمان و کودکانمان را می‌کشند. قبور ما در همینجا زیارتگاه خواهد شد. جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله همین خاک را به من وعده داده و وعده او خلاف نیست. (5)
    سپس در آن جا فرود آمدند و بارها را کنار فرات گشودند، خیمه‌ای برای حسین علیه السلام و خانواده و فرزندان او افراشته شد. خیمه برادران و عموزادگان را اطراف خیمه او زدند. آن امام مظلوم فرزندان و برادران و اهل بیت خود را جمع کرد، بعد نظری بر آنها انداخت و گریست و گفت:« خدایا! ما عترت پیامبر تو، محمد، هستیم. بنی‌امیّه ما را از حرم جدمان راندند و در حق ما جفا کردند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و ما را بر آنها پیروز گردان».
    ام کلثوم، دختر امام علی علیه السلام، به امام علیه السلام گفت:«ای برادر! در این وادی احساس عجیبی دارم و اندوه هولناکی بر دل من سایه افکنده است».

    امام حسین علیه السلام خواهر را دلداری داد و آرام کرد.(6)
    خوارزمی گوید:
    هنگامی که حسین علیه السلام وارد کربلا شد، برای یاران خود خطبه‌ای خواند و فرمود:
    « اما بعد؛ مردم بَرده ی دنیایند، دین بر زبانشان است و آن را همچون غذایی می‌دانند که تا زمانی که مزه خوش داشته باشد، آن را نگاه می‌دارند، اما هنگامی که (مزه‌اش عوض شود و) آزمونی در کار باشد، تعداد دینداران اندک می‌شود...»(7)
    در همان روز عبیدالله بن زیاد نامه ای بدین مضمون برای امام حسین علیه السلام نوشت:
    خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه بازآیی. والسلام.
    وقتی امام علیه السلام نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:
    « لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق» (رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند). (8)
    سپس به اهل کوفه نامه‏ای نوشت تا گروهی از بزرگان کوفه ـ که مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در کربلا آگاه کند. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم کوفه شود. اما ستمگران پلید سفیر امام علیه‏السلام را دستگیر کرده و به شهادت رساندند. زمانی که خبر شهادت قیس به حضرت رسید، ایشان گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود:
    «اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی‏ءٍ قَدیرٌ» (خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی). (9)


    پی نوشت:
    1) روزشمار تاریخ اسلام، روز دوم محرم سال 61 ه ق.
    2) الارشاد، ص226.
    3) طبقات، ج 47، ص 274.
    4) منتهى الآمال ص 354.
    5) الدمعة الساكبة ج 4، ص 254.
    6) مقتل الحسین مقرم، ص 193.
    7) مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 237.
    8) بحار الأنوار ج‏44 ص 310.
    9) اللهوف على قتلى الطفوف ص77.
    ابوالفضل صالح صدر
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩


  14. #19
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نامه امام حسین علیه ‏السلام به اهل کوفه

    امام علیه ‏السلام دوات و کاغذ طلب کرد و خطاب به تعدادى از بزرگان کوفه که مى ‏دانست بر رأى خود استوار مانده ‏اند ، این نامه را نوشت :

    " بسم الله الرحمن الرحیم ، از حسین بن على به سوى سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و رفاعة بن شداد و عبدالله بن وال و گروه مؤمنین ، اما بعد ، شما مى ‏دانید که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در حیات خود فرمود : هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال نماید و پیمان خود را شکسته و با سنت من مخالفت مى‏ کند و در میان بندگان خدا با ظلم و ستم رفتار مى ‏نماید ، و اعتراض نکند قولا و عملا ، سزاوار است که خداى متعال هر عذابى را که بر آن سلطان بیدادگر مقدر مى ‏کند ، براى او نیز مقرر دارد ، و شما مى‏ دانید و این گروه ( بنى امیه) را مى ‏شناسید که از شیطان پیروزى نموده و از اطاعت خدا سرباز زده ، و فساد را ظاهر و حدود الهى را تعطیل و غنائم را منحصر به خود ساخته ‏اید ، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده ‏اند .

    نامه ‏هاى شما به من رسید و فرستادگان شما به نزد من آمدند و گفتند که شما با من بیعت کرده ‏اید و مرا هرگز در میدان مبارزه تنها نخواهید گذارد و مرا به دشمن تسلیم نخواهید کرد ، حال اگر بر بیعت و پیمان خود پایدارید که راه صواب هم همین است ، من با شمایم و خاندان من با خاندان شما و من پیشواى شما خواهم بود ؛ و اگر چنین نکنید و بر عهد خود استوار نباشید و بیعت مرا از خود برداشتید ، به جان خودم قسم که تعجب نخواهم کرد ، چرا که رفتارتان را با پدرم و برادرم و پسر عمویم مسلم ، دیده ‏ام ، هر کس فریب شما خورد نا آزموده مردى است . شما از بخت خود رویگردان شدید و بهره خود را در همراه بودن با من از دست دادید ، هر کس پیمان شکند ، زیانش را خواهد دید و خداوند به زودى مرا از شما بى‌ نیاز گرداند ، والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته . "

    امام علیه ‏السلام نامه را بست و مُهر کرد و به قیس بن مسهر صیداوى داد تا عازم کوفه شود ، و چون امام علیه ‏السلام از خبر کشته شدن قیس مطلع گردید گریه در گلوى او پیچید و اشکش بر گونه ‏اش لغزید و فرمود : " خداوندا ! براى ما و شیعیان ما در نزد خود پایگاه والایى قرار ده و ما را با آنان در جوار رحمت خود مستقر ساز که تو بر انجام هر کارى قادرى ."




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  15. #20
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اظهارات یاران امام حسین علیه ‏السلام

    پس از سخنان امام ، زهیر بپاخاست و گفت : اى پسر رسول خدا ! گفتار تو را شنیدیم ، اگر دنیاى ما همیشگى و ما در آن جاویدان بودیم ، ما قیام با تو و کشته شدن در کنار تو را بر ماندن در دنیا مقدم مى ‏داشتیم .

    سپس بریر برخاست و گفت : یا بن رسول الله ! خدا به وسیله تو بر ما منت نهاد که ما در رکاب تو جهاد کنیم و بدن ما در راه تو قطعه قطعه شود و جد بزرگوارت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در روز قیامت شفیع ما باشد .

    و بعد ، نافع بن هلال از جا بلند شد و عرض کرد : اى پسر رسول خدا ! تو مى ‏دانى که جدت پیامبر خدا هم نتوانست محبت خود را در دل‌ هاى همه جاى دهد و چنانچه مى‏ خواست ، همه فرمان ‏پذیر او نشدند ، زیرا که در میان مردم ، منافقانى بودند که نوید یارى مى‏ داند ولى در دل ، نیت بیوفائى داشتند ؛ این گروه ، در پیش روى از عسل شیرین ‏تر و در پشت سر ، از حنظل تلخ ‏تر بودند ! تا خداى متعال او را به جوار رحمت خود برد ؛ و پدرت على علیه ‏السلام نیز چنین بود ، گروهى به یارى او برخاستند و او با ناکثین و قاسطین و مارقین قتال کرد تا مدت او نیز به سر آمد و به جوار رحمت حق شتافت ؛ و تو امروز نزد ما بر همان حالى ! هر کس پیمان شکست و بیعت از گردن خود برداشت ، زیانکار است و خدا تو را از او بى نیاز مى ‏گرداند ، با ما به هر طرف که خواهى ، به سوى مغرب و یا مشرق ، روانه شو ، به خدا سوگند که ما از قضاى الهى نمى ‌هراسیم و لقاى پروردگار را ناخوش نمى ‌داریم و ما از روى نیت و بصیرت هر که را با تو دوستى ورزد ، دوست داریم ، و هر که را با تو دشمنى کند ، دشمن داریم .






    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز دوم محرم}۩~*~۩
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •