۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 53
  1. #21
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض







    يكى نو غنچه اى از باغ زهرا
    بجست از خواب نوشين بلبل آسا
    به افغان از مژه خوناب مى ريخت
    نه خونابه ، كه خون ناب مى ريخت
    بگفت : اى عمه بابايم كجا رفت ؟
    بد اين دم دربرم ، ديگر چرا رفت ؟
    مرا بگرفته بود اين دم در آغوش
    همى ماليد دستم بر سر و گوش
    بناگه گشت غايب از بر من
    ببين سوز دل و چشم تر من
    حجازى بانوان دل شكسته
    به گرداگرد آن كودك نشسته
    خرابه جايشان با آن ستمها
    بهانه ى طفلشان سربار غمها
    ز آه و ناله و از بانگ و افغان
    يزيد از خواب بر پا شد، هراسان
    بگفتا كاين فغان و ناله از كيست
    خروش و گريه و فرياد از چيست ؟
    بگفتش از نديمان كاى ستمگر
    بود اين ناله از آل پيمبر
    يكى كودك ز شاه سر بريده
    در اين ساعت پدر خواب ديده
    كنون خواهد پدر از عمه خويش
    و زين خواهش جگرها را كند ريش
    چو اين بشنيد آن مردود يزدان
    بگفتا چاره كار است آسان
    سر بابش بريد اين دم به سويش
    چو بيند سر بر آيد آرزويش
    همان طشت و همان سر، قوم گمراه
    بياورند نزد لشگر آه
    يكى سر پوش بد بر روى آن سر
    نقاب آسا به روى مهر انور
    به پيش روى كودك ، سر نهادند
    ز نو بر دل ، غم ديگر نهادند
    به ناموس خدا آن كودك زار
    بگفت : اى عمه دل ريش افگار
    چه باشد زير اين منديل ، مستور
    كه جز بابا ندارم هيچ منظور
    بگفتش دختر سلطان والا
    كه آن كس را كه خواهى ، هست اينجا
    چو اين بشنيد خود برداشت سر پوش
    چون جان بگرفت آن سر را در آغوش
    بگفت : اى سرور و سالار اسلام
    ز قتلت مر مرا روز است چون شام
    پدر، بعد از تو محنتها كشيدم
    بيابانها و صحراها دويدم
    همى گفتند مان در كوفه و شام
    كه اينان خارجند از دين اسلام
    مرا بعد از تو اى شاه يگانه
    پرستارى نبد جز تازيانه
    ز كعب نيزه و از ضرب سيلى
    تنم چون آسمان گشته است نيلى
    بدان سر، جمله آن جور و ستمها
    بيابان گردى و درد و المها
    بيان كرد و بگفت : اى شاه محشر
    تو بر گو كى بريدت سر ز پيكر
    مرا در خردسالى در بدر كرد
    اسير و دستگير و بى پدر كرد
    همى گفت و سر شاهش در آغوش
    به ناگه گشت از گفتار خاموش
    پريد از اين جهان و در جنان شد
    در آغوش بتولش آشيان شد
    خديو بانوان دريافت آن حال
    كه پر زد ز آشيان آن بى پر و بال
    به بالينش نشست آن غم رسيده
    به گرد او زنان داغديده
    فغان برداشتندى از دل تنگ
    به آه و ناله گشتندى هماهنگ
    از اين غم شد به آل الله اطهار
    دوباره كربلا از نو نمودار







    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  2. تشكرها 3


  3. #22
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بعضى گفته اند و شايد اتفاق افتاده باشد كه در شب دفن آن دختر مظلومه اهل بيت اطهار عليه السلام ، جناب ام كلثوم عليه السلام را ديدند كه قرار و آرام ندارد و با ناله و ندبه به دور خرابه مى گردد و هر چه تسلى مى دهند آرام نمى يابد.
    از علت اين بيقرارى پرسيدند، گفت : شب گذشته اين مظلومه در سينه من بود، چون بيدار شدم ديدم كه به شدت گريه مى كند و آرام نمى گيرد، از سببش پرسيدم ، گفت : عمه جان ، آيا در اين شهر مانند من كسى يتيم و اسير و دربدر مى باشد؟ عمه جان ، مگر اينها ما را مسلمان نمى دانند، به چه جهت آب و نان را از ما مضايقه مى نمايند و طعام به ما يتيمان نمى دهند؟ اين مصيبت مرا به گريه آورده و طاقت خوابيدن ندارم .

    بپيچ اى قلم قصه شهر شام
    كه شد صبح عالم ز غصه چو شام

    تو شيخا نمودى قيامت پديد
    به مردم عيان گشته يوم الوعيد

    ز فرط بكا بر حسين شهيد
    چو يعقوب شد چشم خلقى سفيد

    (مصباح الحرمين ص 371)




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  4. تشكرها 3


  5. #23
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در كتاب «مبكی العیون» آمده است كه :
    در شب شام غریبان حضرت زینب (سلام الله علیها) در زیر خیمه نیم سوخته ، اندكی به خواب فرو رفت . ناگاه در عالم خواب حضرت زینب(سلام الله علیها) مادر خود حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را دید. او به مادر خویش عرض كرد :« مادرجان ! آیا از حال ما خبر داری ؟!»
    حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمودند : «من طاقت شنیدن ندارم» . حضرت زینب(سلام الله علیها) عرضه داشت : «پس من شكوه و شكایت خویش را به چه كسی بگویم ؟»
    حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمودند : «آن گاه كه سر از تن فرزندم حسين (علیه السلام) جدا كردند ، من حضور داشتم و شاهد این قضیه بودم . اینك از جای برخیز و حضرت رقیه(سلام الله علیها) را پیدا كن» . حضرت زینب(سلاه علیها) از خواب برخواست . رقیه(سلام الله علیها) را صدا می كرد ، اما پاسخی نمی شنید . سرانجام با خواهرش حضرت ام كلثوم در حالی كه گریه می كردند و ناله سر می دادند ، از خیمه بیرون آمدند و برای پیدا كردن حضرت رقیه(سلام الله علیها) به راه افتادند . ناگاه در نزدیكی قتلگاه صدای حضرت رقیه(سلام الله علیها) را شنیدند .

    جلوترآمدند تا اینكه به پیكرهای آغشته به خون رسیدند . در این هنگام مشاهده كردند كه حضرت رقیه(سلام الله علیها) خود را بر روی پیكر پاك و مطهر پدر بزرگوارش حضرت امام حسین) ع) انداخته و در حالی كه دستهایش را به سینه پدر چسبانده با او درد و دل می كند . حضرت زینب(سلام الله علیها) او را نوازش كرد . در این هنگام حضرت سكینه(سلام الله علیها) آمد و آنها با هم به خیمه گاه برگشتند . در بین راه حضرت سكینه(سلام الله علیها) از حضرت رقیه(سلام الله علیها) پرسید : «چگونه پیكر پدر را در این شب تیره و تار پیدا كردی ؟!» حضرت رقیه(سلام الله علیها) پاسخ داد : «آنقدر پدر را صدا كردم و پدر پدر گفتم تا اینكه صدای پدرم را شنیدم كه فرمود : «اینجا بیا ، من اینجا هستم» .

    (200 داستان از فضایل و كرامات حضرت زینب ، ص 113).




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  6. تشكرها 2


  7. #24
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سر امام حسين عليه السلام با دخترش - رقيه عليه السلام - سخن مى گويد :


    در كتاب بحر الغرائب ، جلد 2، قريب به اين مضامين مى نويسد: حارث كه يكى از لشگريان يزيد بود گفت : يزيد دستور داد سه روز اهل بيت عليه السلام را در دم دروازه شام نگاه بدارند تا چراغانى شهر شام كامل شود. حارث مى گويد: شب اول من به شكل خواب بودم ، ديدم دخترى كوچك بلند و نگاهى كرد. ديد لشگر از خستگى راه خوابيده اند و كسى بيدار نيست ، اما فورا از ترسش بازنشست و باز بلند شد و چند قدم آمد به طرف سر امام حسين عليه السلام كه بر درختى كه نزديك خرابه دم دروازه شام آويزان بود. آرى ، به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس ‍ برگشت ، تا چند مرتبه . آخر الامر زير درخت ايستاد و به سر مقدس امام حسين عليه السلام پايين آمد و در مقابل نازدانه قرار گرفت و رقيه سلام الله عليها گفت : الس
    لام عليك يا ابتاه و امصيبتاه بعد فراقك و اغربتاه بعد شهادتك .

    بعد ديدم سر مقدس با زبان فصيح فرمود: اى دختر من ، مصيبت تو و رجز و تازيانه و روى خار مغيلان دويدن تو تمام شد، و اسيريت به پايان رسيد. اى نور ديده ، چند شب ديگر به نزد ما خواهى آمد آنچه بر شما وارد شده صبر كن كه جز او مزد او شفاعت را در بردارد. حارث مى
    گويد: من خانه ام نزديك خرابه شام بود، از اينكه حضرت به او فرموده بود نزد ما خواهى آمد منتظر بودم كى از دنيا مى رود، تا يك شبى شنيدم صداى ناله و فرياد از ميان خرابه بلند است ، پرسيدم چه خبر است ؟ گفتند: حضرت رقيه عليها السلام از دنيا رفته است .

    (نقل از كتاب حضرت رقيه ص 26)




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  8. تشكرها 2


  9. #25
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض







    هجر تو ای پدر جان مرا دیوانه کرده
    دختر تو مکان گوشةِ ویرانه کرده
    مانده بر پیکرم بابا نشانه
    جای سیلی و نقشِ تازیانه
    ای حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)

    صورتم را ببین ای پدر گردیده نیلی
    گشته رُخساره ی من سیه از ضرب سیلی
    مانده بر پیکرم بابا نشانه
    جای سیلی و نقش تازیانه
    ای حسین جان حسین جانم حسین جان (2)

    مَنِ خونین جگر میوه ی قلب رسولم
    پاره ای از تن و جانِ زهرای بتولم
    مانده بر پیکرم بابا نشانه
    جای سیلی و نقش تازیانه
    ای حسین جان حسین جانم حسین جان (2)


    نوحه های حاج مهدی خرازی




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  10. تشكرها 2


  11. #26
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض








    غم تو

    تا شعله هجران تو خاموش کنم
    بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم

    بسیار بکوشیدم و نتوانستم
    یک لحظه غم تو را فراموش کنم

    ای کاش، دمی دهد امانم این اشک
    تا نقش تو را به دیده منقوش کنم

    آخر چه شود، شبی به خوابم آیی
    تا جام محبت تو را نوش کنم

    بنشینی و در برت، مرا بنشانی
    تا زمزمه نوازشت گوش کنم

    گر بار دگر مرا در آغوش کشی
    صد بوسه بر آن دست و بر و دوش کنم

    سجاده تو، که می‌دهد بوی تو را
    برگیرم و بوسم و در آغوش کنم

    چون درد فراق تو، ز حد درگذرد
    زین عطر تو قلب خویش، مدهوش کنم

    از حمله غارت به دلم آتشهاست
    این داغ، عیان، ز لاله ای گوش کنم

    گویند به من، یتیم غارت زده ام
    زآن چشمه چشم خویش پرجوش کنم

    دیگر اگر ای پدر نخواهی برگشت
    برخیزم و پیکرم سیه پوش کنم؟

    این داغ حسین، جاودان است حسان
    هرگز نتوان به اشک، خاموش کنم
    شاعر:حبیب چایچیان




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  12. تشكرها 2


  13. #27
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت رقیه (سلام الله علیها)

    نقش کودکان در بالندگی حماسه عاشورا

    حماسه شکوهمند روز دهم سال 61 هجری، نگارینه‏ای از زیباترین طرح‏ها و نقش‏ها را در تاریخ حک نمود. حماسه از سرخی خون برترین رادمردان خدا، خامه گرفت و دست نقاش چیره شهادت که از آستین بزرگ آموزگار آن، حضرت حسین(علیه‏السلام) بیرون آمده بود، بر پرده کربلا، در آن ساعتی که عقربه‏های آفرینش لحظه عروج را نشان می‏دادند، چشم نوازترین تصویر را به نقش کشید.

    منشور درخشنده عاشورا که تباناکی خود را از درخشش خورشید کربلا و ستارگانی که گرد منظومه آن نورافشانی می‏کردند. با عرفان و حماسه خود چراغ فرا راه بشر روشن نمودند که تا روز رستاخیز، راه آزاد زیستن و سربلند رهیدن را به بشریت نشان داد.

    در این رهگذر، هر یک از آزاد مردان و شیر زنان عاشورا، به سهم خود بر اعتلا و سربلندی این حماسه افزودند اما کربلا از حماسه کودکانی که در این سفر جاودانه، هم پای ایثارگران و جانبازان عاشورا، چکامه حضور سرودند، خاطره‏ها بر لوح سینه دارد. کودکان بی گناهی که طعمه آتش افروزی پست‏ترین آفریدگان خدا شدند. کودکانی که در جنگی نابرابر قربانی زراندوزی و زور مداری حریص‏ترین شغالان بیشه طمع ورزی گشتند. کودکانی که در خون طپیدن پدران و برداران خود را پیش روی خویش دیدند، مبارزه با ستم و فریاد در برابر تفرعن را آموختند و به پدران و برادران خویش اقتدا نمودند. آنان اگر چه نجنگیدند اما حضور و شهادتشان نقش مهمی در عزت و عظمت ابعاد قیام و نیز شتاب بخشیدن در فروپاشی بنیان ظلم و استبداد در جامعه اسلامی گردید.

    عاشورا، بالنده‏ترین و پاکترین حماسه‏ای است که در خاطره تاریخ نقش بسته و تابناک‏ترین سرمشقی است که مادر فرتوت تاریخ آن را در کتاب کهن خویش نگاشته است، اما نقش زیبایی را که کودکان عاشورا، بر این کتاب افزودند: نباید از یاد برد. هر یک نمادی بالنده بر این نگار بودند که دختر خورشید کربلا، حضرت رقیه(علیهاالسلام) بهانه‏ای به دست داد تا به دیگر کودکان سربلند عاشورا نیز اشاره‏ای بکنیم و نقش برخی از آنان را در قالب نمادی از آموزه‏های بزرگ تربیتی که در دامان اهل بیت(علیهم‏السلام) فرا آموخته بودند، مورد بررسی قرار می‏دهیم.

    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  14. تشكرها 5


  15. #28
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض





    نماد مظلومیت

    شاید جانسوزترین ساعت واقعه عاشورا، لحظه‏ای است که امام فریاد بر می‏آورد: «هَل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ؛ آیا کسی هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا یگانه پرستی هست که از خدا بترسد؟ آیا فریادرسی هست که به خاطر خدا به ما کمک کند؟ آیا کسی هست که به امید آن چه خدا به او ارزانی خواهد داشت ما را یاری نماید؟»زنان پرده نشین، با شنیدن آوای مظلومیت امام، بر حال او و خود گریستند. آن گاه امام فرمود، کودک شیرخوار من علی(علیه‏السلام) را بیاورید. سپس برای سیراب نمودن او که از تشنگی بی تاب شده بود رو به لشگر دشمن نمود و فرمود: ای مردم! اگر به من رحم نمی‏کنید به این کودک رحم نمایید. در این لحظه تیری توسط حرملة بن کاهل اسدی از سوی دشمن به سوی کودک پرتاب شد و کودک به شهادت رسید. امام فرمود: خدایا! میان ما و این مردم که مرا دعوت کردند تا یاری‏ام کنند و به عوض ما را در خون می‏کشند خود داوری کن1 امام خون او را به آسمان پاشید و گفت: [خدایا] این که تو این صحنه‏ها را می‏بینی تحمل بر من آسان می‏شود.2 امام از اسب پیاده شد و بدن بی جان کودک تشنه را پشت خیمه‏ها برد و با غلاف شمشیر، قبری کوچک حفر نمود و او را دفن کرد.3این صحنه یکی از دردناکترین لحظات روز عاشوراست و این نوزاد کوچک امام، گویاترین سند مظلومیت در پهنه کربلاست. آن سان که با شهادت خود این مظلومیت را به اثبات می‏رساند. چرا که در هیچ آئینی، خواه آسمانی باشد و خواه غیر آسمانی، نوزاد شیرخوار هیچ گناهی ندارد که کسی بخواهد با او دشمنی کند و یا او را بکشد و در هیچ نقطه‏ای از هستی و هیچ اندیشه‏ای کشتن نوزاد بی گناه را بر نمی‏تابد. از این رو با کشته شدن طفلی تشنه، که توان هیچ‏گونه دفاعی از خود نداشت. حجت بر دشمنان امام و عدم رستگاری آنان تمام شد و شهادت علی اصغر(علیه‏السلام) با این وضع دلخراش خونخواری دشمنان و مظلومیت بی شائبه عاشورائیان را به اثبات رسانید.




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  16. #29
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    نماد ایستادگی و جانفشانی

    خوش رنگ‏ترین نگار عاشورا، ایستادگی و جانفشانی آنان است که از ساعتی که صدای زنگ شتران از مدینه بلند شد در پرده حماسه عاشورائیان ظاهر گردید و از آغاز سفر بر سرلوحه قلبشان نقش بست.

    امام حسین (علیه‏السلام) به آنان می‏فرمود: صَبراً بنی الکِرام! فَمَا المَوتُ الاّ قَنطَرَة تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ وَ الضَّرّاءِ الَی الجِنانِ الواسِعَةِ و النَّعیِمِ الدّائِمَةِ؛ ای بزرگ زادگان! پایداری کنید که مرگ تنها پلی است که شما را از رنج و سختی به سوی گستره بهشت و جاودانگی نعمت‏ها رهنمون می‏شود.1/
    عاشورائیان دریافته بودند که ایستادگی و پایمردی است که آنان را جاودانه می‏کند. این گونه است که در پرده عاشورا، هر یک رنگی از چشم نوازترین پایمردی‏ها را در نقش می‏آورند و سهمگین‏ترین تازیانه‏های نیستی را بر سینه فکار خویش می‏خرند و هر آن، برافروخته‏تر می‏شوند، تا به هستی چنگ زنند. تشنگی بی تابشان نمی‏کند، زخم شمشیر و نیزه‏ها، به زمین شان در نیندازد، سوگ عزیزان، به فریادشان نمی‏آورد، و سنگدلی دشمن و تنهایی در بیابان. غبار از حقد و حقارت بر سیمای شان نمی‏نشاند؛ آمده‏اند که فنا شوند تا به بقا برسند که «لِیَرْغَبُ المَؤمِنُ فِی لِقَاءِ اللّهِ.»2/17

    عجب رازی در این رمز نهفته است؛ کربلا آمیزه کرب است و بلا. و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است. و آن تشنگی که کربلائیان کشیده‏اند. تشنگی راز است. و اگر کربلائیان تا اوج آن تشنگی ـ که می‏دانی ـ نرسند. چگونه جانفشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟ آن شراب طهور که شنیده‏ای بهشتیان را می‏خورانند، میکده‏اش کربلاست و خراباتیانش این مستانند که این چنین بی سر و دست و پا افتاده‏اند. آن شراب طهور که شنیده‏ای، تنها تشنگان راز را می‏نوشانند و ساقی‏اش حسین (علیه‏السلام) است، حسین (علیه‏السلام) از دست یار می‏نوشد و از دست حسین (علیه‏السلام).18می‏جنگیدند ولی سرودند:
    صبراً عَلَیها لدخول الجنّةصبراً علی الاسیاف و الأسنّة
    صبر بر ضربه شمشیر و نیزه‏ها می‏کنم، صبر تا به واسطه آن وارد بهشت شوم.19






    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  17. #30
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    این ویژه آنانی بود که جنگیدند و صبر بر ضربه شمشیر را زبان جانفشانی و ایستادگی خود کردند. اما، ایستادگی و جانفشانی خلاصه در شمشیر به دستان عاشق نمی‏باشد، گروهی دیگر نیز بودند که وسعت سینه و صبر جگرسوز را ترجمان عشق خود کردند و بردبارانه ایستادند و ظرف وجود خود را از شکیبائی پر کردند و آن گاه که ظرف لبریز از شکیبایی و بردباری شان شد، فنا یافتند وبه بقا دست یازیدند.

    آنان که ضربه ‏های دردناکِ خنجر دیدند و دم بر نیاوردند، را به جان خریدند و در سکوت و صبر معنا شدند. شمشیر برنده، سنخیتی با گوشت دست آدمی ندارد؛ می‏دَرَد و پاره می‏کند. اما سخت‏تر از ضربه شمشیر هم هست و آن فراق دیدن و آه نکشیدن است ؛ پرپر شدن عزیزان دیدن و کمر خم نکردن است ؛ ناسزا شنیدن و پاسخ نگفتن است؛ تهمت خوردن و تسلیم نشدن است ؛ خارجی خوانده شدن و قرآن خواندن است؛ سر دلبر بر نی دیدن و استوار ایستادن است؛ چوب بر لب و دندان معشوق دیدن و زاری نکردن است؛ سر بریده در طشت طلا دیدن و گلایه نکردن است؛ سر دلدار خاکستری دیدن و بغض فروخوردن است و سر بریده پدر در آغوش گرفتن و خنده دیدار کردن است.










    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •