۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 53
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    شیخ صدوق می‏نویسد:
    یزید دستور داد اهل‏بیت امام حسین(علیه‏السلام) را به همراه امام سجاد(علیه‏السلام) در خرابه‏ای زندانی کنند. آن‏ها در آن‏جا نه از گرما در امان بودند و نه از سرما؛ به‏گونه‏ای که بر اثر نامناسب بودن آن محل و گرما و سرمای هوا، صورت‏های‏شان پوست انداخته بود.20
    در میان ناله و اندوهِ بانوان رها شده از زنجیر ستم، کودکان مظلومی به چشم می‏خوردند. آنان در حالی که گرسنه بودند، هر روز عصر با لباس‏های کهنه جلوی در خرابه صف می‏کشیدند و مردم شام را که دست کودکان‏شان را گرفته بودند و با آذوقه به خانه‏های‏شان برمی‏گشتند، غریبانه تماشا می‏کردند و آه حسرت می‏کشیدند. دامان عمه را می‏گرفتند و می‏پرسیدند: «عمه! مگر ما خانه نداریم؟ پدران ما کجا هستند؟» حضرت زینب (علیهاالسلام)نیز برای تسلای دل کوچک و غم‏دیده آنان می‏فرمود: «چرا عزیزانم! خانه شما مدینه است و پدران‏تان به سفر رفته‏اند.» 21
    نگاشته‏اند در یکی از شب‏های اقامت اسیران کربلا در خرابه شام، رقیه (علیهاالسلام)پدرش را در خواب می‏بیند و پریشان از خواب برمی‏خیزد. او گریه‏کنان می‏گوید: من پدرم را می‏خواهم! هر چه اهل خرابه خواستند او را ساکت کنند، نتوانستند. داغ همه از گریه او تازه‏تر گردید و همه به گریه و زاری پرداختند.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  2. #32
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مأموران خرابه پرسیدند: چه خبر شده است؟ گفتند:

    دختر خردسال امام حسین(علیه‏السلام)پدرش را خواب دیده است و او را می‏خواهد. آنان سر بریده حضرت را در درون طبقی نهادند و روی آن را با پارچه‏ای پوشاندند و جلوی او گذاشتند. شدت ضعف و گرسنگی، کودک را به توهّم انداخته بود. او گریه می‏کرد و می‏گفت: من که غذا نخواستم؛ من پدرم را می‏خواهم. مأموران گفتند: این پدرت است. وقتی رقیه (علیهاالسلام)روپوش را کنار زد، سر بریده پدر را به سینه چسباند و دلسوزانه می‏گفت:


    «یَا اَبَتَاه! مَن ذَا الّذِی خَضَبَکَ بِدِمَائِکَ؟ یَا اَبَتَاه! مَن ذَا الَّذِی قَطَعَ وَرِیدَکَ؟ یَا اَبَتَاه! مَن ذَا الَّذِی اَیتَمَنِی عَلی صِغَرِ سِنِّی؟ یَا اَبَتَاه! مَن بَقِیَ بَعدَکَ نَرجُوهُ؟ یَا اَبَتَاه! مَن لِلیَتِیمَةِ حَتَّی تَکبرُ؟ یَا اَبَتَاه! مَن لِلنِّسَاءِ الحَاسِراتِ؟ یَا اَبَتَاه! مَن لِلاَرَامِل المُسبَیَاتِ؟ یَا اَبَتَاه! مَن لِلعُیُونِ البَاکِیَاتِ؟ یَا اَبَتَاه! مَن لِلضَّایِعَاتِ الغَریبَاتِ؟ یَا اَبَتَاه! مَن لِلشُّعُورِ المَنشُورَات؟ یَا اَبَتَاه! مَن بَعدُکَ؟ وَا خَیبَتَاه مِن بَعدِکَ، وَا غُربَتَاه! یَا اَبَتَاه! لَیتَنِی لَکَ الفِدَاءُ! یَا اَبَتَاه! لَیتَنِی قَبلَ هَذَا الیَومِ عُمیَاءٌ! یَا اَبَتَاه! لَیتَنِی تَوَسَّدتُ التُّرَابِ وَ لا اَری شَیبَکَ مُخضَباً بِالدِّمَاءِ»22


    ای پدر! چه کسی صورتت را با خون سرت رنگین کرد؟ چه کسی رگ‏های گلویت را برید؟ چه کسی مرا در این خردسالی یتیم کرد؟ چه کسی بانوان را در پناه خود می‏گیرد؟ چه کسی زنان بیوه شده را آشیان می‏دهد؟ چه کسی اشک از چشم‏های اشک‏بار پاک می‏کند؟ چه کسی زنان آواره را مأوا می‏دهد؟ چه کسی موهای پریشان‏مان را می‏پوشاند؟ پس از تو که... وای بر خواری پس از تو؟ وای از غریبی!کاش پیش از دیدن این روز کور می‏شدم! کاش چهره در خاک می‏بردم و محاسن تو را خونین نمی‏دیدم.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  3. #33
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سپس آن‏قدر گریه کرد تا از هوش رفت و ناله‏اش برای همیشه خاموش گردید. صدای گریه بالا گرفت و مصیبتی دیگر بر دل داغدار اهل‏بیت نشست و این‏گونه واپسین شبِ زندگانیِ کوتاه فرشته غم، با غصه سپری شد و بدن مجروح و ستم‏دیده او را در همان خرابه به خاک سپردند. او روز اول صفر به آن ویرانه آمد و پس از چهار شب، در پنجم صفر سال 61 هجری، به سوی پدر شهیدش پر کشید. 23

    طاهر دمشقی که از ندیمان دربار یزید بود و شب‏ها، او را با شعر و داستان‏گویی سرگرم می‏کرد، درباره رخدادهای شب وفات حضرت رقیه (علیه‏السلام)می‏گوید: «آن شب من پیش یزید بودم. او به من گفت: «
    طاهر! امشب از ترسِ کابوس‏های وحشتناک، قلبم به تپش افتاده است. سرم را روی زانویت بگذار و فجایعی را که من در گذشته کرده‏ام، برایم تعریف کن».من سرش را روی زانو گذاشتم و از گذشته سیاهش برای او گفتم. تا این که پس از ساعتی به خواب رفت. ناگهان دیدم از خرابه، صدای شیون و ناله می‏آید. او در خواب بود و من در اندیشه جنایت‏های او که نگاهم به تشت طلایی افتاد که سر حسین (علیه‏السلام) در آن قرار داشت. گویا دیدم سر بریده، لب‏هایش به حرکت درآمد و گفت: «خداوندا! اینان، فرزندان و جگرگوشه‏های من هستند که این‏گونه از دنیا می‏روند.»



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  4. #34
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چون این منظره را دیدم، حالتی از ترس و غم در دلم افتاد که ناخودآگاه اشکم جاری شد. یزید را رها کردم و به بالای کاخ آمدم. صدای گریه لحظه به لحظه بیشتر می‏شد. از بالای بام به درون خرابه که کنار کاخ بود، نگاه کردم؛ دیدم خرابه‏نشینان دورِ دخترکی را گرفته‏اند و خاک بر سر می‏ریزند و به شدت گریه می‏کنند. یکی از آن‏ها را صدا زدم و پرسیدم: چه خبر شده است؟ گفت: «دختر امام حسین (علیه‏السلام)، پدرش را در خواب دیده است و اکنون از خواب پریده و پدرش را از ما می‏خواهد».
    پس از دیدن این صحنه دردناک، پیش یزید برگشتم. دیدم او هم خواب زده شده است و با حالتی عجیب، به سر بریده نگاه می‏کند و از شدت ترس و ناراحتی، دندان‏هایش را بر هم می‏ساید و به خود می‏لرزد. دوباره از سر بریده ندایی برخاست و این آیه را تلاوت کرد: «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون»24 به زودی کسانی که ظلم کردند، خواهند فهمید که به چه جایگاهی داخل خواهند شد.
    ترس بر وجود یزید چیره گشته بود. در همان حالت ناراحتی از من پرسید: «این صدای گریه از کجاست؟» جریان را برای او گفتم. با عصبانیت فریاد کشید: «چرا سر پدرش را نزد او نمی‏برید؟» نگهبانان بی‏درنگ سر را درون طبقی گذاردند و به خرابه آوردند. دخترک با دیدن سر بریده پدر آن قدر گریست که جان داد.»25
    به خوبی روشن است که یزید در این ماجرا قصد تسلّی خاطر اهل خرابه را نداشته، بلکه با این کار می‏خواست آنان را به یاد مصایب‏شان اندازد و آنان را بیشتر آزار دهد.و این‏ها همه، ضربات تازیانه روزگاری غربت، بر بدن مجروح و نازک‏تر از گل دختری سه ساله است. بدنی که هر کبودی‏اش، خاطره‏ای از داغی جگرسوز است و سند گویایی بر عشقی عالم افروز؛ کتابی که تازیانه بر آن مشق نوشته بود و خار مغیلان، پاورقی‏اش زده بود؛ کتابی که کتاب سال نه، کتاب قرن نه، کتاب تاریخ شده بود؛ کتابی برگزیده در ایستادگی و جانفشانی ؛ کتابی به وسعت عاشورا. می‏گویند رقیه (علیهاالسلام) در قاموس تاریخ معنا ندارد! چه غم که رقیه (علیهاالسلام) در لغت نامه سترگ عشق و عاشورا، غمّازترین است.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  5. #35
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پی نوشت ها
    1ـ شیخ عباس قمی، نفس المهموم، تهران، مکتبة‏الاسلامیة، 1368 ه. ق ،ص 216.
    2ـ ابوالقاسم، ابوالحسن بن سعد الدین، ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، قم، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1414 ه. ق ،ص 168.
    3ـ احمدبن علی بن ابی طالب الطبرسی، الإحتجاج، قم، انتشارات اسوه، چاپ دوم، 1416 ه.ق، ج 2، ص 101؛ آغابن عابد الشیروانی، اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، بحرین، شرکة المصطفی للخدمات الثقافیه، چاپ اول، 1415 ه. ق، ج 2، ص 762.
    4ـ محمدبن جریر طبری، تاریخ الطبری، مصر، دارالمعارف، 1960 م، ج 5، ص 468؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، بیروت، دارالمعرفة، بی تا، ص 89.
    5ـ نفس المهموم، ص 224.
    6ـ تاریخ الطبری، ج 5، ص 450؛ مفید، محمدبن محمد، الارشاد، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم، 1378 ه. ش، ج 2، ص 165.
    7ـ همان، ص 451.
    8ـ شیخ عباس قمی، منتهی الامال، قم، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374 ه. ش، ج 1، ص 797.
    9ـ اعراف/ 111.
    10ـ منتهی الامال، ج 1، ص 798؛ ابوالحسن علی بن الحسین السعودی، اثبات الوصیة، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، 1343 ه. ش ،ص 319.
    11ـ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه.ق، ج 45، ص 129.
    12ـ ر:ک، همان، ص 141.
    13ـ ر:ک، همان، ص 140؛ موفق بن احمد الخوارزمی، مقتل الحسین (علیه‏السلام) للخوارزمی، قم، مکتبة‏المفید، بی تا، ج 2، ص 74.
    14ـ مقاتل الطالبین، ص 121.
    15ـ عبدالرحمن بن علی ابن الجوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1412 ه. ق، ج 5، ص 340 ؛ منتهی الامال، ج 1، ص 814.
    16ـ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعة، بیروت، دارالمتعارف للمطبوعات، بی تا، ج 1، ص 612 ؛ سید محسن امین عاملی، لواعج الاشجان، قم، منشورات مکتبة بصیرتی، بی تا، ص 238 ؛ فرهاد میرزا، قمقام زخّار و صمصام بتّار، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، 1377 ه. ق، ص 578 ؛ احمدبن داود ابن قتیبة الدینوری، اخبار الطّوال، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1421 ه. ق، ص 386؛ اللهوف علی قتلی الطفوف، ص 224.
    1/17ـ نفس المهموم، ص 153.
    2/17ـ ابوجعفر محمدبن علی، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، بیروت، دارالاضواء، بی تا، ج 3، ص 224، بحاالانوار ج 75، ص 117.
    18ـ سید مرتضی آوینی، فتح خون، تهران، کانون فرهنگی و هنری ایثارگران، چاپ دوم، 1374 ه .ش، ص 56.
    19ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 101.
    20ـ الشیخ الصدوق، الامالی، نجف، مطبعة الحیدریة، 1389 ه . ق، مجلس 31، حدیث4؛ قمقام زخار، ص 570؛ بحارالانوار، ج 45، ص 140.
    21ـ ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، تهران، دار الکتب الاسلامیة، بی‏تا، ج 3، ص 309.
    22ـ نفس المهموم، ص 290.
    23ـ عمادالدین محمدبن علی الطبری، کامل بهائی، قم، مؤسسه طبع و نشر، 1334 ه .ش، ج 2، ص 179؛ ریاحین الشریعة، ج 2، ص 309؛ منتهی الامال، ج 1

    منبع : سایت حوزه



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  6. #36
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بیایییید !!
    تشییعِ جنازه ی یک بدنه
    بیایییید !!
    بدن رقیه هم بی کفنه


    زن غَسّاله کجا؟!
    غسل دادن لاله کجا؟!
    کبودی ، رویِ تنِ بچه، سه چهار ساله، کجا؟!


    چشمِ پر ابر و ببین
    زینب و اون صبر و ببین
    دستِ خالی تو خرابه، کندنِ قبر و ببین


    زنها صورت می کَنند
    بچه ها سینه می زنند
    ملائک روضه خوانِ یک بدن بی کفنند


    خرابه غوغا شده !
    یک تنه، کربلا شده !
    قدِّ زینب تویِ تشییعِ جنازه، تا شده


    خون شده قلبِ رباب
    می ریزه ، رو قبرش آب
    هی میگه دخترکم، برو راحت ،تو بخواب


    بیایییید !!
    تشییعِ جنازه ی یک بدنه
    بیایییید !!
    بدن رقیه هم بی کفنه




    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  7. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    خاکستر پروانه


    کیست امشب در دل طوفانی او جا کند
    قطره های تاولش را راهی دریا کند
    گرد و خاکی گشته بود اما هنوز آئینه بود
    صفحه آئینه را فردای محشر وا کند
    مشتی از خاکستر پروانه نیت کرده است
    کنج این ویران سرا میخانه ای برپا کند
    تار و پودی از لباس مندرس گردیده اش
    می تواند دیده یعقوب را بینا کند
    او که دارد پنجه ای مشکل گشا قادر نبود
    چشمهای بسته بابای خودرا وا کند
    گیسویش را زیر پای میهمانش پهن کرد
    آنقدر فرصت نشد تا بوریا پیدا کند
    خشت های این خرابه سنگ غسلش می شود
    یک نفر باید دوباره غسل یک زهرا کند

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    علی اکبر لطیفیان



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  8. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    شمع سوزان خرابه شام در هاله ای از ابهام

    گاهی درمورد وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) شبهات و تردیدهایی مطرح می شود که نام ایشان در اکثر کتب نیامده و یا نامهای مشترک و مشابهی در آنها به چشم می خورد که با توجه به آن نمی توان به طور حتم بر وجود دختری به این نام اطمینان داشت.

    البته این شبهات در بسیاری مقالات و کتب معتبر پاسخ داده شده و وجود نازنین این دردانه امام حسین علیه السلام با دلایل کافی ثابت شده است و ما در این نوشتار کوتاه قصد نداریم به اثبات وجود این عزیز بپردازیم بلکه دو موضوع را در این رابطه بررسی می کنیم، یکی سر منشا تشکیک در وجود این عزیز و دیگری بررسی کتب قرن هفتم به بعد در مورد حضرت رقیه سلام الله علیها.


    سرمنشأ تشکیک

    نکته مهم در باب پذیرش یا عدم پذیرش پدیده های تاریخ این است که نمی توان با قطع و یقین اظهار نمود که اکثر مخالفان وجود حضرت رقیه سلام الله علیها در کربلا از روی عناد یا مشکل عقیدتی به ابراز آن پرداخته اند.

    و برخی از دلایلی که می توان به آن اشاره داشت به این شرح است:

    1ـ کمبود امکانات نگارشی

    همانطور که در باب نگارش قرآن یکی از پیچیدگی های بحث بازگشت مسأله نگارش به نبود اسلوب مشخصی از قبیل نبود نقطه،علائم آوایی و حرکات و ... در نگارش بوده است، در بحث حاضر نیز این مشکل خود را به خوبی نشان می دهد.


    2ـ کم توجهی به ثبت و ضبط جزئیات رویدادها

    3ـ فشار حکومت بر سیره نویسان

    فشار حکومت بر سیره نویسان و وارد کردن اغراض سیاسی خود در نوشته جات یکی از دلائل مهم حقیقت پوشی تاریخی است.

    4ـ فقر منابع تاریخی

    به دلیل تاخت و تازهای دوران مغول ها و... بسیاری از منابع اصیل تاریخی چه سنی و چه شیعه، یا به تاراج رفته و یا در جریان کتابخانه سوزی های بزرگ محو و نابود شده اند.

    5ـ همنامی فرزندان امام

    امام حسین (علیه‏السلام) به دلیل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامی‏شان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علی می‏گذاشتند. این امر خود منشأ بسیاری از سهوِ قلم‏ها در نگاشتن شرح حال زندگانی فرزندانِ امام حسین (علیه‏السلام) گردیده است.



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  9. تشكرها 2


  10. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بررسی كتب تاریخى قرن هفتم به بعد

    1ـ قدیمى‏ترین موّرخى كه درباره این كودك به عنوان دختر امام حسین‏ (علیه السلام) و قصّه او در شام سخن گفته است، مورّخ خبیر عماد الدین حسن بن علی بن محمّد طبرى، معاصر خواجه نصیر الدین طوسى در كتاب «كامل بهائى» است.(1)

    او مى‏نویسد: «زنان خاندان نبوّت، در حال اسیرى، حال مردانى را كه در كربلا شهید شده بودند، بر پسران و دختران ایشان پوشیده مى‏داشتند و هر كودكى را وعده مى‏دادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است و بازمى‏آید؛ تا اینكه ایشان را به خانه یزید آوردند. دختركى چهارساله بود. شبى از خواب بیدار شد و گفت: «پدر من حسین كجاست؟ این ساعت، او را در خواب دیدم كه سخت پریشان بود.» زنان و كودكان همگی به گریه افتادند و صداى زارى از ایشان برخاست. یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و از ماجرا سۆال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنین است. آن لعین در حال [و بى‏درنگ] گفت: «بروند سر پدر[ش‏] را بیاورند و در كنار او نهند.»

    سپس آن سر مقدّس را آوردند و در كنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسید: «این چیست؟» گفتند: «سر پدر توست. آن دختر ترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز، جان به حق تسلیم كرد.» (2)

    2ـ مرحوم شیخ عباس قمى نیز عین نقل طبرى را در منتهى الآمال (3) آورده و بیان كرده است كه رقیه دختر امام حسین‏ (علیه السلام) در كنار سر بریده بابا جان داد.

    3ـ در چند كتاب دیگر كه به اسامى آنها اشاره مى‏شود، به صورت مفصل مطرح شده است كه امام حسین‏ (علیه السلام)، دختر خردسالى به نام رقیه داشت كه چهار سال از عمر مباركش مى‏گذشت. شبى از خواب بیدار شد، در حالى كه سخت پریشان به نظر مى‏رسید و جویاى پدر شد و پرسید: «پدرم كجاست كه من هم‏اكنون او را [در خواب‏] دیدم. سرانجام، سر بریده پدر را براى او آوردند. او با دیدن سر بریده، ناله و گریه سر داد؛ آن‏گاه لب كوچك خود را بر لبهاى پدر نهاد و گریه شدیدى كرد و از هوش رفت! هر چه تلاش كردند، به هوش نیامد، و این عزیز حسین‏ (علیه السلام) در شام به شهادت رسید. (4)

    4ـ محمّد حسن قزوینى به نقل از بعضى آثار اصحاب نقل كرده است كه نام یكى از دختران امام حسین‏ (علیه السلام) فاطمه صغرى بوده است (5) كه همان رقیه باشد.



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

  11. تشكرها 2


  12. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض









    5ـ علّامه حائرى مى‏نویسد كه بعضى مانند محمّد بن طلحه شافعى و دیگران از علماى اهل تسنّن و شیعه مى‏نویسند: «امام حسین‏ (علیه السلام) داراى ده فرزند، [یعنى‏] شش پسر و چهار دختر بوده است.» سپس مى‏نویسد: «دختران او عبارت‏اند از: سكینه، فاطمه صغرى، فاطمه كبرى و رقیه علیهنّ السّلام.» و در ادامه مى‏گوید: «رقیّه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات كرد.» (6)

    6ـمرحوم آیت اللّه حاج میرزا حبیب اللّه كاشانى از فقهاى گرانقدر اسلام، یكى از دختران امام حسین‏ (علیه السلام) را رقیه دانسته و در منتخب التواریخ نیز چنین آمده است: آن دخترى كه در خرابه شام از دنیا رحلت فرمود و شاید اسم شریفش رقیّه بود، از صبایاى (7) حضرت ابا عبد اللّه ‏(علیه السلام) بوده است؛ چون مزارى موجود در خرابه شام، منسوب به این مخدّره و معروف است به مزار رقیه. (8)

    7ـ عبد الوهّاب بن احمد شافعى مصرى، مشهور به شعرانى (متوفاى سال 937 ق) در كتاب المنن، باب دهم مى‏نویسد: «نزدیك مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدى وجود دارد كه به مرقد حضرت رقیّه دختر امام حسین‏ (علیه السلام) معروف است. بر روى سنگى واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته است: «هَذا الْبَیْتُ بُقْعَةٌ شُرِّفَتْ بِآلِ النَّبِی‏ وَبِنْتِ الْحُسَیْنِ الشَهِیدِ رُقَیَّةِ؛ این خانه، مكانى است كه به ورود آل پیامبر و دختر امام حسین (علیه السلام) [حضرت] رقیّه شرافت یافته است.» (9)

    8ـ ریاحین الشریعه نیز تحت عنوان «بانوان دشت كربلا» رقیه را یكى از دختران امام حسین‏ (علیه السلام) دانسته است. (10)
    همچنین در اخبار الطوال دینورى، صفحه 262، ابصار العین فی انصار الحسین، صفحه 368، كشف الغمّه، جلد 2، صفحه 216، علائم، جلد امام حسین(علیه السلام)، صفحه 331، مصباح الحرمین، عبد الجبار بن زین العابدین اشكوئى و... نام رقیّه به عنوان دختر امام حسین (علیه السلام) آمده است.

    از مجموع آنچه گفتیم به خوبى براى انسان اطمینان حاصل مى‏شود كه امام حسین (علیه السلام) دخترى به نام رقیه داشته است كه با وضع دلخراش در خرابه شام جان داده است.





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •