۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 53
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    روایتی جانسوز

    همچین در هلال بن نافع می گوید: در میان دو صف لشگر (دشمن) ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد،
    امام به سوی میدان آمد، کودک با گام های لرزان دوان دوان خود را به امام علیه السلام رسانید دامن آن حضرت را گرفت
    و گفت: یا أبَه!اُنظُر اِلَیَّ فَإنّی عَطشانٌ(ای پدر به من بنگر و ببین من تشنه ام). این تقاضای جگرسوز ازآن کودک شیرین زبان
    مانند نمکی بود که بر زخم های امام علیه السلام پاشیده شد، به طوری که اشک از دیدگان حسین علیه السلام جاری گشت
    و فرمود: بُنَیَّه الله یُسقیکِ فَإنَّهُ وَکیلی(دخترم می دانم تشنه ای خداوند تو را سیرآب کند که او وکیل و پناهگاه من است).
    هلال گفت: پرسیدم این دختر کیست و با امام حسین علیه السلام چه نسبتی دارد؟
    گفتند: او رقیه سلام الله علیها دختر سه ساله ی امام حسین علیه السلام بود.(11)



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  2. #42
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پی نوشت ها:

    (1)مرحوم شیخ عباس قمى درباره كتاب كامل بهائى مى‏نویسد: «كتاب كامل بهائى نوشته عماد الدین طبرى، شیخ عالم ماهر خبیر متدرّب نحریر متكلّم جلیل محدّث نبیل و فاضل فهّامه، كتابى پرفایده است كه در سنه 675 ق تمام شده و قریب به 12 سال همّت شیخ مصروف بر جمع‏آورى آن بوده است؛ اگر چه در اثناى آن چند كتاب دیگر تألیف كرده است. سپس مى‏افزاید از وضع آن كتاب معلوم مى‏شود كه نُسخِ اصول و كتب قدماى اصحاب نزد او موجود بوده است؛ از جمله كتاب «الهاویه فی مثالب معاویه» تألیف قاسم بن محمّد بن احمد مأمونى از علماى اهل سنّت. ر.ك: ستاره درخشان شام، همان، ص 15 و فوائد الرضویة، ص 111.

    (2) كامل بهائى، عماد الدین طبرى، قم، مكتبة المصطفوى، ج 2، ص 179.

    (3) منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، چاپ اسلامیّة، ج 1، ص 316؛ همان، چاپ مۆسسة انتشارات هجرت، ج 1، ص 807.

    (4) نفس المهموم، شیخ عباس قمى، قم، انتشارات بصیرتى، و چاپ انتشارات مكتبة الحیدریة، اوّل، 1379 ش، ص 415 و 416؛ معالى السبطین، حائرى، بیروت، مۆسسة النعمان، 1412 ق، ج 2، ص 170؛ الدمعة الساكبة، محمّد باقر بهبهانى، بیروت، مۆسسة الاعلمى، ج 5، ص 141.

    (5) ریاض الاحزان، محمّد حسن قزوینى، ص 144، به نقل از: قصّه كربلا، ص 518.

    (6) معالى السبطین، همان، ج 2، ص 214؛ سرگذشت جانسوز حضرت رقیّه، ص 9، به نقل از ستاره درخشان شام، همان، ص 197.

    (7) دختران.

    (8) تذكرة الشهداء، ملا حبیب اللّه كاشانى، منتخب التواریخ، ص 299، به نقل از: ستاره درخشان شام، همان، ص 195 و 196.

    (9) سرگذشت جانسوز حضرت رقیّه، ص 53 و ستاره درخشان شام، همان، ص 13 - 14.

    (10) ریاحین الشریعه، محلّاتى، كتابفروشى اسلامیه، ج 3، ص 309.

    (11) سوگنامه ی آل محمّد ص340.

    فرآوری: آمنه اسفندیاری

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    منابع:

    سایت علقمه

    سایت راسخون

    ماهنامه مبلغان، سایت حوزه



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  3. #43
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پلکی مزن که چشم ترت درد میکند
    پر وا مکن که بال و پرت درد میکند

    میدانم اینکه بعد تماشای اکبرت
    زخمی که بود بر جگرت درد می کند

    با من بگو که داغ برادر چه کار کرد
    آیا هنوز هم کمرت درد میکند

    مانند چوب خواهش بوسه نمیکنم
    آخر لبان خشک و ترت درد میکند

    لبهای تو کبود تر از روی مادراست
    یعنی که سینه پدرت درد میکند

    می خواستم که تنگ در آغوش گیرمت
    یادم نبود زخم سرت درد میکند

    کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو از
    از هجمه های سنگ ،سرت درد میکند



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩


  4. #44
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض






    روایت کربلا از زبان دختر سه ساله



    آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.

    صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند.
    زمین و زمان ناله می‌کرد و کودکان می‌دویدند. نبودی ببینی که دامنهایشان آتش گرفته بود و از گوشهایشان خون می‌چکید و من در آن میان مأمن و مأوایی جز دامن عمّه‌ام نداشتم. زمان به سختی می‌گذشت.قرار بر رفتن نداشتم. دوست داشتم که بیشتر نزدت می‌ماندم. اماّ مگر داغ تازیانه ها‌ بر جان کوچکم امان داده بود؟ کربلا جهنّم دشمنان تو شده بود و بهشت تو و یارانت. نمی‌توانستم چشم از چشمان به خون نشسته‌ات بردارم.
    مرا به زور می‌کشیدند. چقدر سخت بود جدا شدن از پاره‌پاره‌های وحی.
    کاش مانده بودم و غبار از چهره‌ات برمی‌گرفتم. کاش پروانه وار دور شمع وجودت می‌گشتم و در پرتو عشق تو می‌سوختم. قرار بر رفتن نبود. از پا‌های آبله دارم بپرس که در این مسیر چقدر دویدم و الآن که سر زیبای تو در دامنم به میهمانی آمده؛ در گوشه‌ی این خرابه، در شهری که مردمانش بویی از مردانگی نبرده‌اند، به برکت آمدنت آرام گرفته ام.
    من بهشت را در آغوش گرفتم، من به وصال محبوبم رسیدم.
    اماّ ای کاش زودتر می‌آمدی چون رقیّه‌ات دیگر توانی در جان خسته و رنجورش ندارد.
    دختر سه‌ساله‌ای که گرمی چشمانت او را متعالی می‌کرد.

    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی


  5. #45
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    می‌گویند من رقیّه‌ام1،کسی که جهتش به سوی تعالی است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شدم؛ من دختر تو شدم و تو بابای من، رفعت گرفتم و بال‌و پر برای پرواز در آوردم و برای عروج آماده شدم.
    من در کربلا دیدم که ملائکه به تو و اهل بیتت غبطه می‌خوردند. خودم صدای شیون آن‌ها را هنگامی که بر سرنیزه بودی شنیدم.
    خودم دیدم که دسته‌دسته جنیان و ملائکه از برای یاری تو آمدند و در برابرت زانو زدند.
    خودم دیدم که از مقتل تو آیه والشّمس‌وضحِها تفسیر شد، خودم دیدم که خداوند تأویل آیه‌ی «یا ایها النفس المطمئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّكِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»2 را در قیام تو و یارانت به ظهور رسانید.
    چه لذّتی دارد هم کلام شدن با تو. چه شیرین است لحظه‌ی وصال. جانم دیگر طاقت ماندن ندارد. دستان کوچکم را بگیر و با خودت ببر تا در محضر تو، باب‌الحوائجیم امضا شود.
    می‌خواهم مانند علی‎اصغر و علی‌اکبر(علیهمالسلام)، نزد جدّمان رسول خدا حاضر شوم و بگویم دشمنانت با تو و فرزندانت چه کرده‌اند.
    پی نوشت ها:
    1. اشاره به معنای کلمه رقیّه که به معنی صعود به طرف بالا و ترقّی است. می‌توانید به کتاب‌های لغت در زبان عربی مانند مفردات راغب اصفهانی رجوع‌ نمایید.
    2. در تفسیرهای روایی آمده که شأن نزول آیات آخر سوره فجر، امام‌حسین(علیه السلام) هستند.
    نویسنده: ف . بهمنی
    منبع:سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی





    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی


  6. #46
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض





    غم تو

    تا شعله هجران تو خاموش کنم
    بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم
    بسیار بکوشیدم و نتوانستم
    یک لحظه غم تو را فراموش کنم
    ای کاش، دمی دهد امانم این اشک
    تا نقش تو را به دیده منقوش کنم
    آخر چه شود، شبی به خوابم آیی
    تا جام محبت تو را نوش کنم
    بنشینی و در برت، مرا بنشانی
    تا زمزمه نوازشت گوش کنم
    گر بار دگر مرا در آغوش کشی
    صد بوسه بر آن دست و بر و دوش کنم
    سجاده تو، که می‌دهد بوی تو را
    برگیرم و بوسم و در آغوش کنم

    چون درد فراق تو، ز حد درگذرد
    زین عطر تو قلب خویش، مدهوش کنم
    از حمله غارت به دلم آتشهاست
    این داغ، عیان، ز لاله ای گوش کنم
    گویند به من، یتیم غارت زده ام
    زآن چشمه چشم خویش پرجوش کنم
    دیگر اگر ای پدر نخواهی برگشت
    برخیزم و پیکرم سیه پوش کنم؟
    این داغ حسین، جاودان است حسان
    هرگز نتوان به اشک، خاموش کنم
    شاعر:حبیب چایچیان

    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی


  7. #47
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بزن مرا که یتیمم بهانه لازم نیست

    مرا كه دانه اشك است دانه لازم نيست
    به ناله انس گرفتم ، ترانه لازم نيست

    ز اشك ديده به خاك خرابه بنوشم
    به طفل خانه به دوش ، آشيانه لازم نيست

    نشان آبله و سنگ و كعب نى كافى است
    دگر به لاله رويم نشانه لازم نيست

    به سنگ قبر من بى گناه بنويسيد
    اسير سلسله را تازيانه لازم نيست

    عدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم
    بزن مرا كه يتيمم ، بهانه لازم نيست

    مرا ز ملك جهان گوشه خرابه بس است
    به بلبلى كه اسير است لانه لازم نيست

    محبتت خجلم كرده ، عمه دست بدار
    براى زلف به خون شسته ، شانه لازم نيست

    به كودكى كه چراغ شبش سر پدر است
    دگر چراغ به بزم شبانه لازم نيست

    وجود سوزد از اين شعله تا ابد ((ميثم ))
    سرودن غم آن نازدانه لازم نيست


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی


  8. #48
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    :::: بحر طویل ::::

    به نام عشق

    «این صدای تپش قلبم نیست
    درحسینهء دل سینه زنی ست»



    و این بحر طویل است...
    عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
    چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟
    وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است.
    بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟
    چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟
    دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،
    فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است،
    ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...
    عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟
    به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم،
    زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافتهدر سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟
    ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت.
    نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه!
    بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،آجرک الله!
    عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده،
    همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی،
    به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی،
    به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد،
    شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟
    تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...
    گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم،
    و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است،
    و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است،
    عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،
    ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است،
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی،
    الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...»
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی،
    تو کجایی ...
    تو کجایی...






    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩




  9. تشكرها 2


  10. #49
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    باذن حضرت رقیه (سلام الله علیها)


    توراآورده ام اینجا که مهمان خودم باشی
    شب آخرروي زلف پریشان خودم باشی

    من ازتاریکی شب هاي این ویرانه می ترسم
    توراآورده ام خورشید تابان خودم باشی

    فراقت گرچه نابینام کرده بازمی ارزد
    که یوسف باشی ودرراه کنعان خودم باشی

    پدرنزدیک بودامشب کنیزخانه اي باشم
    به توحق می دهم پاره گریبان خودم باشی

    اگرچه عمه دلتنگ است اماعمه هم راضی ست
    که تواین چندساعت رابه دامان خودم باشی

    ازاین پنجاه سال توسه سالش قسمت ما شد
    یک امشب رانمیخواهی پدرجان خودم باشی

    سرت افتادودستی ازمحاسن ها بلندت کرد
    بیاخب میهمان کنج ویران خودم باشی

    سرت را وقت قرآن خواندنت برطشت کوبیدند
    توبایدبعدازاین قاري قرآن خودم باشی

    کنارتوکه ازانگشتروخلخال صحبت کرد
    فقط می خواستم امشب پریشان خودم باشی

    اگرچه این لبی که ریخته بوسیدنش سخت است
    تقلامی کنم یک بوسه مهمان خودم باشی

    علی اکبر لطیفیان



    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩




  11. تشكرها 2


  12. #50
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,708      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ابر مستی تیره گون شد باز بی حد گریه کرد
    با غمت گاهی نباید ساخت، باید گریه کرد

    امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را
    از تو گفتم با دلم، کوتاه آمد، گریه کرد

    ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد
    مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد

    با تمام این اسیران فرق داری، قصه چیست؟
    هر کسی آمد به احوالت بخندد، گریه کرد

    از سر ایمان به داغت گاه می گویم به خویش
    شاید آن شب "زجر" هم وقتی تو را زد، گریه کرد

    وقت غسلت هم به زخم تو نمک پاشیده شد
    آن زن غساله هم اشکش در آمد، گریه کرد

    کاظم بهمنی


    ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه روز سوم محرم}۩~*~۩




  13. تشكرها 2


صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •